تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: خـــــــــــــاطــــــــــره (ویژه تولد تالار)
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3 4 5 6
هی ای دی عوض میکنین ادم نمیفهمه کی بکیه !!!

اقا حالا که همه دارن خودشون رو لو میدن ما هم یه خاطره دیگه بگیم

اوایل که جو تالار فراماسونی و انجمن مخفی بود . سر تاپیک معرفی کاربران بحث داشتیم . یه عده میگفتن نباید امارمون رو بدیم دشمن . ما هم میگفتیم بابا خیلی دارید شوغش میکنید

در همین احوالات یکی از غزیزان گفت باید مثل عماد مغنیه باشید . تا زمان شهادتش هیچکس نمیدونست کیه!!

منم از اون به بعد بهش میگفتم برادر مغنیه . خودشم خیلی رعایت میکرد . هنوزم که هنوزه به جز اقای بیداری کسی نمیشناسدش!

اقا بیداری که اومده بود قم تعریف میکرد که گویا اون بنده خدا خیلی از دست من ناراحت بوده . فکر میکرده با منظور بدی بهش گفتم

ولی خدا را شکر اقای بیداری از دلش در اورده بوده و گفته بوده که من باب ششوخی بهش میگم

راستی دوستان تالاری خصوصا خانم ها اگر میخوان قرار بزارن(با خانم ها ) فقط جاهای خیلی عمومی

یا حق
خب مطمئنا بهترین خاطره حقیر از این تالار اینه:
http://forum.bidari-andishe.ir/thread-21...#pid157190والبته خنده دار ترینش هم اینه:BlushBig Grinhttp://forum.bidari-andishe.ir/thread-20...#pid153134
و حالا یه خاطره دیگه بگم بسیار خفن:


- یه خواهش اصلا کنجکاوی نکنید که فرد مذکور کیه چون عمرنات بتونید متوجه بشید..Big Grin.
حقیر بعضی مواقع که از سر کارم بر میگردم تو این ترافیک تهران و... فقط برای اینکه از تنهایی در بیام ها نه چیز دیگه ای Wink، بعضی مواقع مسافرکی می زنیم.


یه بار یه خانم جوان سوار ماشین ما شدند و عقب هم یه آقای میانسال.... خب مثل همه ماشین های ایران بحث شروع شد از دنیای ورزش و سیاست و... تا اینکه بحث رسید به مهدویت و مَرده گفت من سی دی ظهور رو دیدم و .... همینطور دایره داشت تنگ تر می شدSmile، جالب این بود که اصلا من هیچ حرفی نمی زدم، بحث بین خانومه و آقاهه بود. البته در حین صحبت ها اون دختر خانوم که از حجاب مناسبی هم برخوردار نبود انتقاد های شدیدی به نظام و.. داشت. Dodgy


خلاصه بعد از سی دی ظهور، دختره گفت من به واسطه این سی دی با یه سایتی آشنا شدم که کل زندگیم عوض شده و کلا معتاد این تالار هستم و..... داشت به مرده هم آدرس می داد که بیاد و عضو بشه و... گفت بیداری اندیشه. !!!!!!!


این حرفها رو که زد من خندیدم و سرمو تکون دادم. خانومه گفت آقای محترم من حرف خنده داری زدم؟؟


من گفتم نه، من سید ابراهیم هستم، دختره یه دفعه جیغی زد و گفت وای سید ابراهیم بیداری اندیشه؟؟؟؟؟


از جیغش همه خندیدیم. خودش هم خندش گرفته بود میگفت بابا ما فکر میکردیم شما استاد دانشگاهی، مسافر کشی؟؟؟
(البته با احترام به همه مشاغل خدمتگذار)SmileHeart


بعد میخواست شوخی کنه: گفت فردا میام تاپیک می زنم و لویتان می دهم و میگم و...


بنده هم گفتم: مطمئن باشید در پست دوم حقیر کلیه صحبتهایتان در مورد نظام و.... را منعکس کرده به همراه عکس تان. اصلا این چه وضع حجاب است ؟؟؟؟ و کلی توبیخ شد


هیچی دیگه مسافر عقبی مرده بود از خنده....


حالا ما که جرئت کردیم و اومدیم گفتیم، ببینیم شما میتونید بیایید بگید.... یعنی اگر اعلام کردید من از بیداری استعفا می دم.


ببخشید طولانی شد.
خو آقا سید ابراهیم برو استعفا بده !!!!!!!!!!!!!!!

آقا اون خانمه من بودماااااااااااااااااااااااااااا
Big GrinBig GrinBig Grin

آقای سیور ترول من چی شد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
SadSadSadSadSadSadSadSadSadSadSadSadSadSadSadSadSad
(۵/آبان/۹۲ ۱۳:۳۱)Atosa نوشته است: [ -> ]خو آقا سید ابراهیم برو استعفا بده !!!!!!!!!!!!!!!

آقا اون خانمه من بودماااااااااااااااااااااااااااا
Big GrinBig GrinBig Grin

دوستان باور می کنند؟؟؟؟؟؟؟؟؟DodgyBig Grin
آقا خود خودم بودم!!!!!!!!!!!!!
حالا اقا سید نمیخواد استعفا بده زیر بار نمیره!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!Big GrinBig GrinBig Grin

==================



آقا سید ابراهیم گفتن استعفا ی خاطره یادماومد::::::::::

ما ی ناظر آقا داشتیم ک خعلی جدی بود و همه ازش می ترسیدن!!!!!!!!!!!!!!

هر روز هم ک من می رفتم میدیدم شونصد تا پیام داده برام و گفته ک بچه خوبی باشم !!!!!!!!!! و اینقدر اذیت نکنم!!!!!!
بعد هم هرروز گزارش میداد ب مدیر کل ک آتوسا این کار کرد اون کار کرد این گفت واون گفت!!!!!!!!!!!!!!!!
مدیر کل هم پیام میداد:::::::::::: دخترخوبم اینقدر ناظران را اذیت نکنید!

هیچی دیگه من خعلی از دسش دلخور بودم ک گزارش میکرد ب مدیرکل!!!!!!!!!!!!!!

بعدش یک کاربر داشتیم ک خعلی باحال بود!!! این مدلی بود ک مثلا ماهی ی بار سر می زد ب انجمن! ی چیزی می نوشت!!!!!!!!!!!

بعد ب خعلی ها پیام میداد بعد بدون اینکه منتظرجواب شه می رفت تا ماه بعد!!!!!!!!!!!!!!!

ماه بعد می اومد تازه میگفت جواب اون پستی ک ی ماه پیش داده بود را بررسی میکرد و روش بحث میکرد!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

بعد میرفت سراغ پیامهاش !!! جواب میداد !!!!!!!!حالا ملت یادشون رفته بود این چی گفته و چی شنیده!!!!!!!!!!!!!!!!!!

خلاصه ما اسمش گذاشته بودیم اصحاب کهف!!!!!!!!!!!!!!

آقا ی روز برای من ی پیام داد !!!!!!!! اون روزمن 17-18 تا پیام داشتم حوصله ام نشد ب همشون جواب بدم!!!!! ب ناظرها ک نمیشد جواب بدی!!!!!!!!!!! ب این آقا هم با خودم گفتم حالا تا ماه بعد بهش جواب میدم!!!!!!!!!!!!

اصلا نخوندمش!!!! چندروز بعد پیامهام پرشد همش پاک کردم پیام این آقا هم پاک شد!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! من هم یادم رف!!!!!!!!
خلاصه ماه بعد اومد گفت!!!!!! جواب من چی شدآتی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

من هم دیدم نمیدونم چی بود سوالش!!!!!!!!!!!!!!هیچی نگفتم!!!!!!!!!!

خلاصه اومد عمومی نوشت!!!!!!!! ب جای این همه اذیت کردن ب پیامهات جواب بده بچه!!!!!!!!!!!

من هم گفتم دلم نمیخواد!!!!!!!!!!

کاربرا اومدن پرسیدن چی گفته مگه اصحاب کهف ک آتی جواب نمیدی!!!!!!!!!!!!!!!!!!
من هم دیدم فرصت خوبیه برا تلافی: گفتم هیچی اصحاب کهف پرسیده ک آیا دقیانوس (اسم اون ناظر جدیه را تو پرانتز جلوش نوشتم) هنوزهس ک من پنهان شم یا رفته ک برگردم ب شهر؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

آقا تالار ترکید!!!!!!!!!!!! اینقد پستم لایک خورد ک نگو!!!!!!!!!!!!!!!

هیچی دیگه مدیر کل پیام داد: آقای .... گفته یاآتوسا دس از کاراش برداره یا من استعفا میدم!!!!!!!!!!!!!!!!!!

البته من که به این سادگی ها استعفا نمی دمWink، ولی برای اینکه دوستان تالار دچار شک و تردیدی نشوند باید تاکید کنم که مطمئنا خانم آتوسا نبودند.

اگر دقت فرمایید عرض کرده بودم دختر خانوم، نه دختر کوچولوBig GrinBig GrinBig Grin



یا علی (سلام الله علیه) مدد.
نقل قول: دوستان باور می کنند؟؟؟؟؟؟؟؟؟[تصویر: dodgy.png][تصویر: biggrin.png]

خوب کاری نداره اتوسا خانم مشخصات سید رو بده . ماشینش و خودش . منم قاضیWink
(۵/آبان/۹۲ ۱۳:۳۱)Atosa نوشته است: [ -> ]آقای سیور ترول من چی شد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
SadSadSadSadSadSadSadSadSadSadSadSadSadSadSadSadSad


خانم آتوسا حقیقتش من شناخت زیادی از شما ندارم بخوام ترول بسازم واستون :|


تنها چیزی که از شما میدونم خلاصه میشه در این چندتا جمله ی تاریخی شما : Big Grin


[تصویر: 85457107402739945081.png]
اقا سیور خعلی قشنگ بود!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

دستون درد نکنه!!!!!!!!!!!!!!!!!

[تصویر: b0252.gif]

اینم جایزه شما !!!!!!! [تصویر: l_daisy.gif] [تصویر: jw39hn1t1rhe0ls9nbi.gif][تصویر: nhsatkt0wbyybq9tgq2f.gif][تصویر: slxe1vrr6glin3kty2a.gif]



اینم ماشین آقای سیدابراهیم و خودشون:

درس گفتم آقا وحید؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
خو حالا اقا ابراهیم باید استعفا بده
تازشم ایشون باید رژیم بگیره!!!!!!!
خعلی اضافه وزن دارن!!!!!!
قدشون هم نشسته بودن ندیدم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
خاطره نیست ولی بخونید:
دمتون گرم تمام خستگی کار از تنم در رفت چقدر باحالید
میخواستم به خاطر تند روی های خیلی از بچه های سایت کمتر سربزنم اما
این چند تاپیک خیلی من رو به این سایت علاقه مند کرد
با تشکر از سید ابراهیم عزیز که تو مباحث زیاد باهاش هم عقیده نیستم وازش خوشم نمیاد
Big Grin
ولی به خاطر این برخوردای باحالش دوسش دارم
صفحه: 1 2 3 4 5 6
آدرس های مرجع