من قصد توهین به تعریف کننده داستان رو ندارم.
اما به نظرم داستان یکم غیر معقوله...
یه خانم محجبه که بیرون اتاق پرو داره مانتوش رو به 3 تا دوست چادریش نشون میده...
مسلماً میخواد خودش رو توی آینه ببینه، پس از اتاق پرو دور نمیشه و در اتاق پرو در یک سمتش قرار داره.
اتاق پرو هم در یک سمتش قرار داره...
3 تا خانم چادری هم تنها در دو سمت باقیمونده وایستادن و دارن مانتوی دوستشون رو نگاه میکنن...
بعد این یارو چه جوری یواشکی نزدیک شده و زیر بغل این خانم رو لمس کرده بدون این که این 4 تا آدم عاقل و بالغ آدم به این گندگی رو نبینن؟
اما به نظرم این داستان ها مطرح میشه که ناتوانی چادری ها رو در 4 تا 4 تا جواب دادن به این اراذل نشون بده.
البته باز هم میگم ...
قصد متهم کردن کسی رو ندارم.
شاید بشه اینجوری گفت که این داستان کامل نیست.
بلاخره داستان محاله که اینجوری باشه.
کلاً خانم های محترم فن آبدولیاچاگی رو یاد بگیرین...D:
100% جواب میده...D:
(۲۴/دی/۹۲ ۱۷:۴۹)نجف آبادی نوشته است: [ -> ]
من که چشمم آب نمیخوره اون بعد کتک خوردن وایسه و نگاهی معنا دار بکنه و بعدش بره توی فکر و سرشو بندازه پائین. و بعدش بره و بعدش کجا؟ بره یه گوشه و زار زار مثل خر گریه کنه.
اینقدر اونا در دکون بلدند که بگو و بپرس
اصلا مهم نیست که چشم آب بخوره یا نه
در این موارد شخص باید یطوری کتک بخوره که یادگاری براش بمونه!
البته من که آدم خشنی نیستم (دوستام میدونن چه روحیه لطیفی دارم

)
ولی خدای نکرده با 10 تا واسطه چنین چیزی پیش بیاد یه لحظه احساس میکنم طرف مقابلم مسعود رجویه
خانم موزه قراره چی بشه که بهش بگیم فاجعه؟
برای یک محجبه حد خیلی فرق داره با یه نفر دیگه
(۲۴/دی/۹۲ ۱۹:۴۵)captaincharisma نوشته است: [ -> ]من قیاس نکردم دوست عزیز اگر قیاس کرده بودم بودند دوستانی که شمشیرشون تیز تر از شما باشه
این تحلیل شما درست نیستش اگر بحت انتقام و تلافی باشه که شما رو یه سیلی بزنن 1سال بعدش ببینیدش میرید تلافی حالا بحث کشتن زن آدمی که جای خود داره پس امام به دنبال انتقام و تلافی نبودند
بحث درباره صبر آرامش و مصلحت اندیشی هستش
بیا شمشیرو داشته باش
جناب کپتان
حضرت امیر برای مصلحت اسلام صبر کردند
اگر اینطور نبود که یه اتفاق دیگه افتاده بود اساسی
داستان آن پیرزن یهودی که سربازای معاویه خلخال از پاش در اوردن رو بخوانید که حضرت چی گفتن
ببین چه صبری کردند!!!
موزه جان حتی اگه این داستان واقعی نباشه
من با چشم خودم کم ندیدم ،محجبه و غیر محجبه فرقی نداره واسشون، حالا با غیر محجبه ها رفتارشون بدتره
مخصوصا تو بعضی پاساژای تهران
حالا من هم تایید نکردم شکری رو که فروشنده خورده...
فقط گفتم معقول نیست از یه مربع نهایتاً یک متر در یک متر که سه نفر آدم چادری درورشن، یکی یواشکی رد شه و بیاد حالا گوشه مانتو هم نه،...
زیر بغل خانم رو بگیره و همه مثل ماست نگاهش کنن تا اظهار نظر هم بکنه که لباس کلفت پوشیده.
اگه یه همراه داشت، معقول بود...
اگه همراه نداشت معقول بود...
اگه پشت و کمر مانتو رو میگرفت بازم معقول بود.
یعنی یارو چه جوری یواشکی به زیر آستین اون خانم رسیده؟؟
وگرنه من که مدت هاست یا مانتوهام رو خودم میدوزم یا مانتو عربی میخرم.
مانتوهای ما حتی اگه خیلی هم خوش برش و خوش دوخت باشه، با چنان پارچه آشغالی دوخته شده که پس از خریدشون، انگار پولت رو ریختی دور...
این از اوضاع اجناس...
فروشنده ها هم جنسشون خوب نیست.
حتی اگه دختر باشن...
نصف جنایت هایی که تو این مملکت میشه، باعث و بانیش همین صنف مانتو دوزان و مانتو فروشان هستن...
(۲۴/دی/۹۲ ۲۲:۲۷)عبدالرحمن نوشته است: [ -> ]داستان آن پیرزن یهودی که سربازای معاویه خلخال از پاش در اوردن رو بخوانید که حضرت چی گفتن
به نکته ی کاملا درستی اشاره کردید(البته شما هم اشاره نمیکردید من خودم میخواستم اشاره کنم

)
دوستان به نظرتون اگه مومنی این خبر پست اول رو بخونه و از غصه بمیره بهش ایرادی وارد هست؟؟؟؟
خلخال از پای زنی بیرون کشیدن بدتره یا قصد عفت و شرافت زنی رو کردن؟؟
من از صحت این خبر کاملا بی اطلاعم
اما واقعا با این تیکه موافقم
(۲۳/دی/۹۲ ۲۲:۵۴)help me نوشته است: [ -> ] اتفاقاتی که هر از چندگاهی دل هر انسان آزاده ای را به درد آورده و با مشاهده اشک های دختران نجیب سرزمین مان روح هر باغیرتی را خدشه دار می کند.
(۲۴/دی/۹۲ ۲۲:۵۲)moze84 نوشته است: [ -> ]نصف جنایت هایی که تو این مملکت میشه، باعث و بانیش همین صنف مانتو دوزان و مانتو فروشان هستن...




(۲۴/دی/۹۲ ۱۸:۲۶)captaincharisma نوشته است: [ -> ]نمیدونم شایدم حق با شما باشه و اگر خودم تو این موقعیت قرار میگرفتم از اینا هم بدتر شاید پیش میاوردم ولی همیشه این سئوال بوده واسم که حضرت امیر (علیه السلام) مگه نمیدونست کی همسرش رو کتک زده و حتی کشته؟؟؟ ولی چرا شمشیر انتقام رو بر نداشتند و نرفتند تیر و طایفه طرف رو به آتیش بکشن؟؟!! چرا؟؟؟ هم قدرتش رو داشتن همه طایفه هم مبارز؟؟؟؟
چرا 
قياس مع الفارق
ببين كي رو با چه مقامي چي رو با چه موضوعي . اصلاً قابل قياس نيست
اما درباره مولايم علي عليه السلام گفتي ، حيفم مياد اين روايت رو نگم :
يه روايتي از يه بزرگي شنيدم جا داره اينجا بنويسم . البته شايد ربطي به موضوع نداشته باشه ولي بي ربط هم نيست .
ميگن دوران خلافت غاصب دوم در مكه حضرت امير المومنين علي عليه السلام يكي را كه عمل زشتي ( هتك حرمت به نواميس )مي كرد چنان با سيلي ميزنه و اون شخص مياد پيش خليفه وقت و از مولاي ما علي عليه السلام شكايت مي كنه .
خليفه به اون شخص ميگه چه كنم « عين الله تو را ديد و يدالله تو را ادب كرد »
اگه سندشو مي خواهيد من ندارم
موفق باشيد
يا علي عليه السلام
(۲۴/دی/۹۲ ۱۹:۴۵)captaincharisma نوشته است: [ -> ]من قیاس نکردم دوست عزیز
بحث درباره صبر آرامش و مصلحت اندیشی هستش
قبول قياس نكرديد . خدا خيرت بده
خوب تا كي صبر و تحمل
تو اين چند سال اخير كم صبر و تحمل شده ؟ اوضاع بهتر شده ؟
يا در عوض نه تنها بهتر نشده بلكه فساد و جنايات بيشتر هم شده
بايد خانواده ها بيشتر مواظب نواميس خود باشند و همينطور مردها غيرت بيشتري از خود نشون بدن
نه اينكه مردها خود را شبيه زنان كنند و مردها شبيه زنان
حالا كه مسئولان به فكر مردم نيستند و هيچ نظارتي به فروشگاها و فروشندگان نميشه . مردهاشون صبر كنن كه چي بشه
هر كي هر چي دلش خواست بكنه و صبر كنند و مصلحت بيانديشند كه چي بشه اون جونور عوضي بعد از سالها توبه كنه و به راه راست بياد .
اين چه فرمايشيه شما مي فرماييد .
نمي خوام قياس كنم . چرا امام حسين عليه السلام قيام نمود ؟
زبانم لال صبر و مصلحت انديشي رو بلد نبود ؟
امر به معروف و نهي از منكر هم نوعي مصلحت به حساب مياد . حالا درجات مختلفي داره . يكي رو بايد اشاره كرد يكي رو بايد ....
(۲۴/دی/۹۲ ۱:۴۰)ترنم نوشته است: [ -> ]به هر حال بهتره هميشه ي بزرگتري يه مردي باهامون باشه.دخترا نگن ما دنبال استقلاليم!!بعضي وقتا بعضي از آزاديها بيشتر به ضرر دختره و بايد اينو قبول كنيم.
به نام خدا
این حرفی که میزنین درست. ولی مایی که مردی نداریم همراهمون بیاد و بزرگترمونم دیگه پای دنبال ما راه افتادن ندا ره .. نباید بتونیم با آرامش خرید کنیم؟
(۲۴/دی/۹۲ ۲۲:۴۲)نجف آبادی نوشته است: [ -> ]راسی یکم از تخیلات بیا پائین.تو تهرون یاد گرفتند تا دعوایی یا چیزی میشه دوربین در میارن و فیلم برداری میکنند و کسی جلو نمیره و در ضمن . در ضمن بیشتر دخترا شر نیستن . این تو تخیلات جا میشه
تهرون نمي دونم چيا بلدند و چيا دوست دارند ياد بگيرند و از دوربين وحشت دارند يا فرار مي كنند .
تو شهرستان وقتي به نواميس اونم محجبه هتك حرمت بشه منتظر كسي نمي مونند خدارو شكر . از خجالت طرف درميان .
الحمد الله تا به اين روز تخيلي نبوديم خدا كنه تا آخر عمر هم نباشيم
موفق باشيد
يا علي عليه السلام
(۲۴/دی/۹۲ ۲۳:۲۱)fafa* نوشته است: [ -> ]به نام خدا
این حرفی که میزنین درست. ولی مایی که مردی نداریم همراهمون بیاد و بزرگترمونم دیگه پای دنبال ما راه افتادن ندا ره .. نباید بتونیم با آرامش خرید کنیم؟
همیشه یه راهی هست
پدر ، شوهر ، برادر و ....
اون آرامش که جای خود
خانما اگر رعایت کنند گرگ ها کمتر میتونن کاری بکنند
بحث اینه بعضی خانما فکر میکنن یه چادر که سرشون کردند دیگه همه چی حله