(۲۴/دی/۹۲ ۰:۵۵)help me نوشته است: [ -> ]بیخیال خواهر گلم احتمالا اقای تلمیخا
روشن فکر شدن
(البته قصد جسارت ندارم اگه اون جمله اخر رو نمیدیدم یا بخودم شک میکردم یا ، یا دوباره بخودم شک میکردم
)
بله همیشه انگشت به طرف خانوما میگیرن تو این جور مواقع ولی ..... والا ما دیگه اونقدر با عصبانیت و جدیت برخورد میکنیم میترسم اخر در این حین سکته ای چیزی بکنیم والا ، برا من که سخته خیلی جدی باشم همیشه در حال شیطنتم و شوخی کردن
بله ایشون متوجه شدن
من میخوام برای انتخابات بعد کاندید بشم
نمادمم اینه
رنگم هم
آبی فیروزه ایه میخوام کودتا کنم!!!!
تا وقتی خانم ها مردهای جامعه رو بره های 1 ساله در نظر بگیرند از این اتفاقات زیاد میفته
تا وقتی که شوهر و پدر و ... هاشون نقش شلغم رو بازی کنن باز هم از این اتفاقات میفته
دیگه باید چه اتفاقی بیفته تا عقل در کله بعضی افراد بکار بیاد؟؟؟
آقا عفتی گفتن،غیرتی گفتن
یطوری شده که دیگه محجبه ها هم از حالتی که باید باشن فاصله گرفتن
(۲۴/دی/۹۲ ۹:۵۷)nina نوشته است: [ -> ]بحث تنها رفتن نیست
دوست من تک بچه است،هیچکسم نداره،مادرشم شاغله،معمولا خودش میره خرید
پس ادمایی هستن که حتی اگه بخوان کسی رو ندارن
موضوع اصلی بی مرد رفتنه،چندتا خانوم هم برن تنها محسوب میشن
این پدیده مال الان نیس،5 سال پیش که دانشجو بودم و با دوستام میرفتم خرید ، یه مانتو فروشی حراج کرده بود،کلی هم شلوغ بود و اقایون نظر میدادن،دست میزدن، بعد طرف به خانومی میگفت بالا تنه ات با پایین تنه ات سایزش فرق داره،یعنی اخر گستاخی....
با دوستم رفتیم چکمه بخریم،همون 5 سال پیش،خانومه شلوارشو تا زانو برده بالا،چکمه رو بپوشه،فروشنده ام بهش کمک میکرد
زن مریض،مرد مریض ....
اقا هم که با خودت نبری،کلا لفظ عزیزم از دهنشون نمیفته
حالا در این بین هستن مردای ابلهی که نمیفهمن طرف این کاره نیس
فقط یه راه داره،فروشنده خانم باشه،البته من شنیده بودم که به شون مهلت دادن که چیزای مربوط به خانوما رو خانوما بفروشن
آخه این حرف شما با تفکرات بعضی تضاد داره
مگه به زن اعتماد ندارید؟
مگه زن بچس دنبالش راه بیفتید برید؟
مگه به مردهای جامعه اعتماد ندارید؟
و خیلی موارد دیگه که موقعی که میخواستم ازدواج کنم شنیدم از طرف مقابل
ما هم چیزی نگفتیم* چون بهترین معلم تجربس متاسفانه
ولی بعضی تجربه ها خیلی حق التدریسشون بالاس
_________
*یعنی قبول نکردم!
نقل قول:واقعا متاسفم براشون نمیدونم این قضیه رو چطور باید ریشه کن کرد تا دیگه شاهد چنین ماجراهایی نباشیم منتظر پیشنهادای شما کاربرای عزیز هستم
![[تصویر: huh.png]](http://forum.bidari-andishe.ir/images/smilies/huh.png)
نقل قول:راه حل : هر وقت میرید جایی برا خرید، حتما ی «آقا» همراهتون باشه ....
نه خیر راه حلش خیییییییییییییییییییلی ساده ست به بوتیکی تشریف ببرید که فروشنده خانم باشه
و نه خودتون رو اذیت کنید و نه شر و لعنت واسه جووون منحرف مردم ایجاد کنید

نقل قول:با چادر هم که نگاهت میکنن میگن .. خب این اندازه است .. اون یکی گشاده ... اون تنگته ...
وای که چقدر حرص میخورم وقتی یک فروشنده ی آقا بهم میگه سایز شما رو نداریم / تموم کردیم / برات گشاده ...
حرف شما که اصلا با عقل جور در نمیاد از کی تا بحال زنی در تاریخ به تنهایی خرید رفته؟؟؟ مطمئنا شما همراهی چیزی دارید که بجای آقای فروشنده نظر بدن

نقل قول:ای بابا
چقدر سخت میگیرید
شماها بدبین هستید
خانما باید همه جا برن و هر کاری هم انجام بدن
آن هم تنهایی
کلا این شیوه زندگی رو باید قبول کرد دیگه
حالا یبار این اتفاق افتاده
همه مردها که اینطوری نیستن
یک در میلیارد اتفاق افتاده
جوسازی الکی میکنن!



شما حد وسط نداری؟؟؟
نقل قول:آقا من میترسم اصلا...! من تازه پونزده شونزده سالمه و اینهمه مشکلات نوجوونی...حالا که اینجوریه،آینده چی میشه؟
یکی به ما دلداری بده جان من...این ترم هندسه رو بیفتم تقصیر شماستاااا،بدجور ذهنمو مشغول کرده این قضیه
نگران نباش دوران شما ملت مثل آدم و حوا برگ انگور میپوشن نگران سایز و اندازه نباش

نقل قول:بقیه رو نمیدونم اما اگر من بودم میرفتم توی فروشگاه همچین میزدم زیر گوشش که برق از چشماش بپره
بازگشت فردین به کوچه مردها ...بزن زنگ رو جوااااتیییی
نقل قول:بله ایشون متوجه شدن
من میخوام برای انتخابات بعد کاندید بشم
نمادمم اینه
![[تصویر: siHaTiT_282.jpg]](http://media2.afsaran.ir/siHaTiT_282.jpg)
رنگم هم
آبی فیروزه ایه
میخوام کودتا کنم!!!!
تو بزن تبر بزن آخرین ضربه رو محکمتر بزن... شما اره برقی نمادته

سلام به همه
فقط میتونم بگم محکم و استوار باشید .
(۲۴/دی/۹۲ ۱۷:۴۹)نجف آبادی نوشته است: [ -> ]
من که چشمم آب نمیخوره اون بعد کتک خوردن وایسه و نگاهی معنا دار بکنه و بعدش بره توی فکر و سرشو بندازه پائین. و بعدش بره و بعدش کجا؟ بره یه گوشه و زار زار مثل خر گریه کنه.
اینقدر اونا در دکون بلدند که بگو و بپرس
اول نخواستم همه چی رو بگم - روم نشد . گفتم این نسخه رو اول بپیچم بچه ها رو ما حساب بدی باز می کنند درست همونطوری که رو داداش عبدالرحمن باز شده .
اما
داش وحید مون فرمودند که یکی زیر گوشش . اما نفرمودند یه چیزهایی دیگه هم میشه ضمیمه اش کرد .
پایین آوردن شیشه مغازه و کل دکوراسیون مغازه و کتک کاری مفصل با هر کسی که بیاد دخالت کنه و از اون عوضی حمایت کنه رو هم وقتی ضمیمه اش کنی تاثیر بسزایی داره . باور کنید مجربه . ثابت شده
خوب حالا این شانس ماست که تو تهران نیستیم یا اونا که تو شهرستان نیستند .
ان شاءالله که خیره
یا علی علیه السلام
نقل قول:
اما نفرمودند یه چیزهایی دیگه هم میشه ضمیمه اش کرد .
پایین آوردن شیشه مغازه و کل دکوراسیون مغازه و کتک کاری مفصل با هر کسی که بیاد دخالت کنه و از اون عوضی حمایت کنه رو هم وقتی ضمیمه اش کنی تاثیر بسزایی داره . باور کنید مجربه . ثابت شده
نمیدونم شایدم حق با شما باشه و اگر خودم تو این موقعیت قرار میگرفتم از اینا هم بدتر شاید پیش میاوردم ولی همیشه این سئوال بوده واسم که حضرت امیر (علیه السلام) مگه نمیدونست کی همسرش رو کتک زده و حتی کشته؟؟؟ ولی چرا شمشیر انتقام رو بر نداشتند و نرفتند تیر و طایفه طرف رو به آتیش بکشن؟؟!! چرا؟؟؟ هم قدرتش رو داشتن همه طایفه هم مبارز؟؟؟؟
چرا

بسم الله الرحمن الرحیم
سلام
ببخشید شما ماجرای حضرت زهرا (سلام الله علیها) و حضرت امیر (علیه السلام) رو با این قضیه مقایسه می کنید؟؟؟؟!!!!
اگه حضرت هم دستاشو نبسته بودند و هم مبارز داشت(هر دو مورد با هم) ، مطمئنا حق خودشون رو می گرفتن و خونه نشین نمی شدن؛ و این چند دستگی به عمر 1400سال در امت رسول (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) پیش نمیومد
نقل قول: مقایسه
من قیاس نکردم دوست عزیز اگر قیاس کرده بودم بودند دوستانی که شمشیرشون تیز تر از شما باشه
این تحلیل شما درست نیستش اگر بحت انتقام و تلافی باشه که شما رو یه سیلی بزنن 1سال بعدش ببینیدش میرید تلافی حالا بحث کشتن زن آدمی که جای خود داره پس امام به دنبال انتقام و تلافی نبودند
بحث درباره صبر آرامش و مصلحت اندیشی هستش
چه میشه کرد؟؟؟
روز به روز هم که داره بدتر میشه!
به نظر برای این مشکل تنها راه اینه که از فروشگاه های هایی خرید کنید که مدیریت مذهبی دارن البته خیلی کمه ولی خوب پیدا میشه.
من که پسرم وقتی میرم از فروشگاه های متفرقه خرید کنم و مثلا میگم فلان پیراهن مارک دار یا فلان شلوار رو نمیخوام یجوری نگاه میکنن انگار من از مریخ اومدم!
و در اون لحظات دلم میخواد اون فروشنده رو خفه کنم!!!

اما چند تا فروشگاه مذهبی هستن که معمولا میرم سراغ اونها بدون چشم ذره و مخلفاتش ! خرید میکنم.