تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: حاضرید برای خدا و دینش بمیرید؟
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11
به عنوان آخرین حرفهام در بیداری می گم دوستان.

پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) در زمانی که مسلمانان رو اذیت می کردن و می گفتن یا کفر بگو یا می کشیمت! بهشون گفت اگه ازتون خواستند انجامش بدید و جونتون رو نجات بدید.

واقعا هم دل کجا و زبان کجا!
مومن باید زرنگ باشد تا قضیه ای همچون ایجاد خوارج نشود!

امیدوارم متوجه شده باشید حرفم رو.


خدانگهدار.Heart
من که حاضزم بمیرم. چون اگه زنده بمونم باید تا آخر عمرم با ذلت ذلت زندگی کنم و اگه هم نمیرم فوقش یه پنجاه سال تا آخر عمرم باقی میمونه که بعد از اون تا بی نهایت پیش خدا هستم...هم فیها خالدون...و تازه همسر و فرزند هم تو قرآن گفته شده که فتنه یعنی وسیله ی آزمایش شما هستند.
(۳/مرداد/۹۱ ۴:۵۸)Grace Dies نوشته است: [ -> ]به عنوان آخرین حرفهام در بیداری می گم دوستان.

پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) در زمانی که مسلمانان رو اذیت می کردن و می گفتن یا کفر بگو یا می کشیمت! بهشون گفت اگه ازتون خواستند انجامش بدید و جونتون رو نجات بدید.

واقعا هم دل کجا و زبان کجا!
مومن باید زرنگ باشد تا قضیه ای همچون ایجاد خوارج نشود!

امیدوارم متوجه شده باشید حرفم رو.


خدانگهدار.Heart
این همون معنای تقیه رو نداره؟! Huh
(۳/مرداد/۹۱ ۱۲:۲۱)بچه شیعه نوشته است: [ -> ]من که حاضزم بمیرم. چون اگه زنده بمونم باید تا آخر عمرم با ذلت ذلت زندگی کنم و اگه هم نمیرم فوقش یه پنجاه سال تا آخر عمرم باقی میمونه که بعد از اون تا بی نهایت پیش خدا هستم...هم فیها خالدون...و تازه همسر و فرزند هم تو قرآن گفته شده که فتنه یعنی وسیله ی آزمایش شما هستند.

اسلام از روزی که ظهور کرد در خطر بود و هنوز هم در خطره.
مومن زندگی سخت و حقیرانه ای داره و دنیا براش تنگه.

درسته رهایی از دنیا خوبه ولی به قول استاد قرائتی 15 اصل برای دنیاست و 15 اصل برای آخرت ... یعنی دنیا و آخرت هر دو به اندازه هم مهم اند!

نقل قول: این همون معنای تقیه رو نداره؟! [تصویر: huh.gif]

دقیقاHeart

در حال درگیری تقوای شما محدود به حدود مصلحت خواهد بود، ولی در حالات دیگر که هرگز مزاحمتی نیست بایستی تقوای شما مطلق باشد.
البته من کل مطالب رو نخوندم فقط سوال خودتون و جواب رو خوندم
شما گفته بودید:


فکر کنید که دو انتخاب دارید یا اینکه کشته بشید و هرگز به خدا کافر نشید حتی لفظا و یا اینکه با میل اونها رفتار کنید در این نظر سنجی تقیه و گفتن دروغ و نجات دادن جان رد هست...آیا قبول میکنید یا میمیرید؟



اما جواب دادید باید تقیه کرد

سلام
جان دادن در راه معشوق ساده و زیبا است ، جانی داری در کف که می دهی و به معشوق می رسی ، اما سخت تر از آن ، این است که معشوق از تو جان طلب نکرده باشد ، و وصال خود را در ازای گرفتن به تو نصیب نکرده باشد ، بلکه برای تو آزمونی سخت تر فراهم کرده باشد ، و این آزمون آن است که فقط ، که فقط با عشق معشوق زندگی کنی ،هزاران معشوق غیر واقعی ببینی ، اما او را از یاد نبری!
آری این است عاشق واقعی ، کسی که در راه عشق بیشتر از جان خود را فدا می کند ، او تمام هستی خود را فدا می کند ، حتی عشقی که به معشوق دارد ، و شوقی که به دیدار او.او صبر می کند ، صبر ، سختی می کشد سختی ، و یک عمر در راه معشوقی گام بر میدارد که هیچ گاه او را ندیده ، و فقط وصف او را شنیده.
عاشق واقعی که به نظر بنده بسیار بسیار عاشق تر از یک شهید ساده است ، آن کسی است که روز و شب عذاب می کشد ، اما از معشوق خود دست بر نمی دارد و در نهایت هم جان خود را در ازای طلب معشوق می دهد.
ببینید دوستان

در حرف خیلی چیزها می شود گفت و خیلی کارها می شود کرد اما تا عمل بسیار فاصله است.


این تاپیک در زمانی که زدم عقیده ام بر این بود که باید مرد.
اما پس از تحقیقات و چند روایت و اتفاقاتی که در طول تاریخ خوندم دیدم اصراری بر مرگ نیست و اجباری نیست.

زندگی که می توان ادامه پیدا کند و هدایت گر راه بسیار باشد با یک مرگ متوقف شدن بیشتر شبیه به یک اشتباست تا کاری درست.

البته اجر این کار قطعا خیلی زیاده .... و هر دو مورد برای انسان امکان پذیره و خداوند هم بخشایشگر. به شرط اینکه آنچه میگوییم از دل نباشد.

نقل قول:عاشق واقعی که به نظر بنده بسیار بسیار عاشق تر از یک شهید ساده است ، آن کسی است که روز و شب عذاب می کشد ، اما از معشوق خود دست بر نمی دارد و....
خب منجواب میدم
بستگی به مرگش داره
اگه گردن زدن و زدن تیر خلاص و این طور مرگای سریع باشه حاضرم بمیرم خب اخ عزیز من کی تحمل روغنداغ رو داره؟کی تحمل مرگ فجیح و دردناک رو داره؟
اگه مرگ عادلانه باشه که حتما و قطعا حاضرم بمیرم (یعنی مبارزه کنم و بمیرم و در اسارت نمیرم)
در راه خدا و رسیدن به خدا وعمل به دستور خدا استخاره نمیکنم عمل میکنم
اما یادت باشه من احادیثی روخوندم که ائمه گفته بودن با دیدن نشونه های ظهور خودتون رو برای امام زمان نگه دارین تا در ارتش امام زمان باشید
(۵/مرداد/۹۱ ۱۱:۵۰)saeed125 نوشته است: [ -> ]خب منجواب میدم
بستگی به مرگش داره
اگه گردن زدن و زدن تیر خلاص و این طور مرگای سریع باشه حاضرم بمیرم خب اخ عزیز من کی تحمل روغنداغ رو داره؟کی تحمل مرگ فجیح و دردناک رو داره؟
اگه مرگ عادلانه باشه که حتما و قطعا حاضرم بمیرم (یعنی مبارزه کنم و بمیرم و در اسارت نمیرم)
در راه خدا و رسیدن به خدا وعمل به دستور خدا استخاره نمیکنم عمل میکنم
اما یادت باشه من احادیثی روخوندم که ائمه گفته بودن با دیدن نشونه های ظهور خودتون رو برای امام زمان نگه دارین تا در ارتش امام زمان باشید

ممنونم از جوابت سعید جان.Heart

الان در میانمار فکر می کنم همین قضیه تاپیک بنده پیش اومده.

یا باید کفر بگی ، یا بخاطر اسلام بمیری و یا فرار کنی!

فکر کنم میانماری جزو اون دسته کسانی باشن که با ظهور منجی دوباره زنده بشن برای انتقام و مطالبه حق زندگی که ازشون به ناحق گرفته شد.
من که شهادت رو به زندگی با ذلت ترجیح میدم. اگر این کارو نکنم فوقش پنجاه سال بعد از اون زنده هستم ولی دیگه اون موقع رویی ندارم که تو چشم امامم نگاه کنم. تازه خود خدا تو قرآن گفته که همسر و فرزند فتنه هستند،یعنی وسیله آزمایش شما هستند پس هیچوقت به خاطر ترس و اطرافیان کاری مخالف دستور خدا انجام بدی ینی نباید رضایت خدا رو به رضایت خلق ترجیح بدی
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11
آدرس های مرجع