تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: من حسینم،پناهیم... .
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7 8 9
بسم الله الرحمن الرحیم

سلام

نقل قول:چند ماهی در کسوت روحانیت به مردم خدمت کرد
تا اینکه اتفاق جالبی افتاد:
زنی برای پرسش مساله‌ای که برایش پیش آمده بود پیش حسین رفت و از حسین پرسید که فضلهٔ موشی داخل روغن محلی که حاصل چند ماه زحمت و تلاشم بود افتاده‌است، آیا روغن نجس است؟ حسین با وجود اینکه می‌دانست روغن نجس است(روغن محلی معمولاٌ در تابستان از حرارت دادن کره بدست می آید و در هوای آزاد و با توجه به گرم بودن هوا در تابستان روغن همیشه به صورت مایع است) ، ولی این را هم می‌دانست که حاصل چند ماه تلاش این زن روستایی، خرج سه چهار ماه خانواده‌اش را باید تامین کند، به زن گفت نه همان فضله و مقداری از اطراف آنرا در بیاورد و بریزد دور، روغن دیگر مشکلی ندارد. بعد از این اتفاق بود که حسین علی رغم فشارهای اطرافیان، نتوانست تحمل کند که در کسوت روحانیت باقی بماند.

خیلی میتونست کارهای بهتری انجام دهد در مورد ان قضیه فضله که متاسفانه راه و جواب اشتباه و خود اجتهادی را برگزیده است.

خدایش بیامرزد.
واضح ترش این بود که..........

در دلتون نگاه کنید ببینید سر چی و به چه دلیل و انگیزه ای از صحبت های حسین پناهی خوشتون میاد

همین

این وصیت نامه از شهید 12 ساله رو هم ببینید

http://forum.bidari-andishe.ir/thread-30886.html

مواظب باشیم

یموقع افسار مرکب نفسمون رو دست افرادی ندیم که................
بس کنید تو رو خدا .از نویسنده ی تاپیک میخوام عنوان تاپیک رو عوض کنه . و بزاره دلنوشته های پناهی .که هرزگاهی دوستان نوشته هاش رو بزارن و یادی از این مرحوم بشه . حیفه واقعا که این هنرمند فراموش بشه . قلب دوستان هم ناراحت نشده یه روحانی برگشته از لباس شده واسه مردم یه یادگاری ارزشمند. تا این تاپیک نره ناکجا اباد . به شخصه نمیزارم این تاپیک به ناکجاباد بره .
(۲/بهمن/۹۲ ۷:۴۰)skyeygirls نوشته است: [ -> ]بس کنید تو رو خدا .از نویسنده ی تاپیک میخوام عنوان تاپیک رو عوض کنه . و بزاره دلنوشته های پناهی .که هرزگاهی دوستان نوشته هاش رو بزارن و یادی از این مرحوم بشه . حیفه واقعا که این هنرمند فراموش بشه . قلب دوستان هم ناراحت نشده یه روحانی برگشته از لباس شده واسه مردم یه یادگاری ارزشمند. تا این تاپیک نره ناکجا اباد . به شخصه نمیزارم این تاپیک به ناکجاباد بره .



MatMat

ایشون نابغه بودند

کاش بهتر از نبوغشون استفاده میکردند


صفر را بستند

تا ما به بیرون زنگ نزنیم

از شما چه پنهان

ما از درون زنگ زدیم!
درسته که خیلی جاها حرف هاشون در پایه خلاف اسلام هست

اما مثل سهراب یه عرفان خود شهودی بوده،اگه با اگاهی خونده شه اشکالی نداره


من خلاقیت و قوه تخیلش رو دوست دارم،قبل اینکه کسی علمش کنه دوست داشتم و اتفاقا بعد مرگش که معروفتر شد ناراحت شدم چون دقیقا خیلی جاها ازش سوء استفاده کردن

یه حس هایی درون ادم وجود داره که نمیشه به کلمه تبدیل کرد،ایشون تبدیل کرده و ادم وقتی میخونه میگه منم همینو میخواستم بگم.
کتاب من و نازی و چیزی شبیه زندگی هم زیباس
اره واقعا نابغه بود و میتونس بهتر از این هم باشه


مادربزرگ

گم کرده ام در هیاهوی شهر

آن نظر بند سبز را

که در کودکی بسته بودی به بازوی من

در اوین حمله ناگهانی تاتار عشق

خمره دلم

بر ایوان سنگ و سنگ

شکست

دستم به دست دوست ماند

پایم به پای راه رفت

من چشم خورده ام

من چشم خورده ام

من تکه تکه از دست رفته ام

در روز روز زندگانیم

(۲/بهمن/۹۲ ۸:۰۱)nina نوشته است: [ -> ]درسته که خیلی جاها حرف هاشون در پایه خلاف اسلام هست
مثل کتاب کابوس های روسی که توش تناسخ داره

اما مثل سهراب یه عرفان خود شهودی بوده،اگه با اگاهی خونده شه اشکالی نداره


من خلاقیت و قوه تخیلش رو دوست دارم،قبل اینکه کسی علمش کنه دوست داشتم و اتفاقا بعد مرگش که معروفتر شد ناراحت شدم چون دقیقا خیلی جاها ازش سوء استفاده کردن

یه حس هایی درون ادم وجود داره که نمیشه به کلمه تبدیل کرد،ایشون تبدیل کرده و ادم وقتی میخونه میگه منم همینو میخواستم بگم.
کتاب من و نازی و چیزی شبیه زندگی هم زیباس
اره واقعا نابغه بود و میتونس بهتر از این هم باشه


مادربزرگ

گم کرده ام در هیاهوی شهر

آن نظر بند سبز را

که در کودکی بسته بودی به بازوی من

در اوین حمله ناگهانی تاتار عشق

خمره دلم

بر ایوان سنگ و سنگ

شکست

دستم به دست دوست ماند

پایم به پای راه رفت

من چشم خورده ام

من چشم خورده ام

من تکه تکه از دست رفته ام

در روز روز زندگانیم



من عرفان سهراب رو قبول ندارم

اسلامی نیست
(۲/بهمن/۹۲ ۸:۰۶)عبدالرحمن نوشته است: [ -> ]من عرفان سهراب رو قبول ندارم

اسلامی نیست
صد البته
فقط تقویت قوه خیاله
البته وقتی ما از نظر عقلی به این میرسیم که درست نیس،حق تبعیت نداریم اما حساب کتاب سهراب و امثالهم با خداس،ما نمیدونیم شاید در حد ظرفیتش ،خدا ازش راضی بوده،الله اعلم
(۲/بهمن/۹۲ ۸:۵۱)nina نوشته است: [ -> ]صد البته
فقط تقویت قوه خیاله
البته وقتی ما از نظر عقلی به این میرسیم که درست نیس،حق تبعیت نداریم اما حساب کتاب سهراب و امثالهم با خداس،ما نمیدونیم شاید در حد ظرفیتش ،خدا ازش راضی بوده،الله اعلم



درسته
فقط این که میگید با خداست
من بابت جملاتی که میگم موقعی که منتشر میشن مسئولم
البته شاید باورتون نشه
ولی من قبلا!!! (یچی تو مایه های سنین زیر 15 سال) زیاد نوشته های سهراب،شریعتی،مولوی،و بعدش حسین پناهی و ... رو خوندم
خوشمم میومد
ولی خب الان برام ثابت شده نور در راه اهل بیته
تو نوشته های این آقایون حرف خوب هم زیاده ولی خب اگر اشتباهی کردند مسئولند
من مثلا اشعار پروین رو بیشتر قبول دارم تا نوشته های حسین پناهی و علی شریعتی
ما ماهی هایی هستیم که سزاوار ماهیتابه ایم .
چرا که شنا کردن را پس از غرق شدن یاد گرفته ایم.
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7 8 9
آدرس های مرجع