تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: قتل خانوادگی ناموسی:چه باید کرد؟!
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16
خودم استارت میزنم به سوال خودم جواب میدم :
نقل قول:
آیا به نظر شما قتل بدون حکم قاضی و یا مرجع معتبر شرعی و با تشخیص خودشخص قاتل در حالی که مقتل فرزند فرد باشد و دختر هم باشد به بهانه ی جلوگیری از آّر ریزی اعم از این که این ادعا درست یا غلط باشد ( درستی و غلطیش رو خدا داند ) درست هست یا نه ؟ چرا ؟



به نظرم غلط هست
دلیل :
قرانی : اگر حکم کسی که با نامحرم ارتباط داره قتل باشه خداوند در قران و یا ائمه در روایات خودشون رو اون رو مطرح می کردند
اجتماعی : حتی اگر یقین داشته باشیم چون قاضی نیستیم اجازه نداریم مثل کسی میمونیم که کسی ماشینشو بدزده بره دست یارو ر قطع کنه
اخلاقی : کشتن یک دختر کم سن که حتما به خاطر کم بودن سن و سالش و اگاه نبودنش و خلاء روحی اقعا انسانی هست ؟
سیاسی : رفلکس این اخبار در دنیا چه تصویری رو از جامعه ی ما ارائه میده ان قت توقع داریم جهان عاشق ما و دین ما باشه
نقل قول:پسر ها اگر به دوستی با غیر همجنس روی می آورند عمدتا دلایل جنسی داره اما دختر ها اکثرا دلایل عاطفی!
(یکی از دلایل حرفم اینه که اثبات شه، اوج شهوت در مرد ها 18 سالگی هست در خانم ها بالای سی سالگی)

باز هم تکرار می کنم دلایل دخترها اکثرا عاطفی هست !!

با این حرف کاملا مخالفم
هر دو نیاز وجود داره هم عاطفی هم جنسی .

پدر هر چقدر هم به دختر محبت کنه هرگز نمی تونه جای شوهر رو برای دخترش بگیره .
پدر و مادر از یه سنی به بعد دیگه نمی تونن همه نیاز های فرزندانشونو تامین کنن.
اگه قرار بود با محبت پدر نیاز عاطفی دختر ارضا بشه پس دخترا چرا ازدواج میکنن؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
(۹/خرداد/۹۳ ۱۶:۱۷)mary20 نوشته است: [ -> ]با این حرف کاملا مخالفم
هر دو نیاز وجود داره هم عاطفی هم جنسی .


پدر هر چقدر هم به دختر محبت کنه هرگز نمی تونه جای شوهر رو برای دخترش بگیره .
پدر و مادر از یه سنی به بعد دیگه نمی تونن همه نیاز های فرزندانشونو تامین کنن.
اگه قرار بود با محبت پدر نیاز عاطفی دختر ارضا بشه پس دخترا چرا ازدواج میکنن؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
شما حرفهای بنده رو درست مطالعه نکردید!

حتی جاهایی هم حرف بنده رو تایید کردید!
من گفتم اکثر پسر ها و دخترا ها اینطورن! این اثبات شده است و من از خودم درنیاوردم!
در ضمن من با توجه به سن پایین اون دختر استدلال کردم!
مجددا برید استدلال های بنده رو با دقت بخونید!
ببینید دوستان
ما خودمون دوران مدرسه کم ازین عشق! ها ندیدیم که
مثلا دختره میومد میگفت چقدر از پسر همسایشون خوشش اومده....یاد اون جوکه میفتم!
صبحا که اون پنجرتون باز میشه...ظهرا...شبا....وای که چقدر پنجرتون باز میشه!Big Grin
مثلا پسره اومده بود یه نذری بده دم درشون...این دختره به منظور گرفته بود! Cool
کلا دخترا توی این سن خیلی تخیلی هستنWink همجنس خودمونو میشناسیم دیگه...
خلاصه عاشق اون پسره شده بود ...پدرهاشون هم اکثرا از این پدر های پسر دوست بودن که کلا دختر رو آدم حساب نمیکردن!
از یکی از دوستام این چندسالیا داشتم از یکی از همون پسر های اون موقع میپرسیدم...میگفت: نه بابا! اون که آدم نبود! خل شده بودمSmile
جالبه کسی که اون موقع بی دلیل از هر پسری خوشش میومد...الان داره به احساس اون موقش میگه خل و چلی!


ببینید اصل حرفم اینه:
اگر محیط خانواده یک محیط معمولی باشه...و حتی پدر اون خانواده خنثی باشه!
یعنی چه از این آدمایی باشه که هی به دخترش هی گیر بده و اذیتش کنه
و
چه آدم کلا بی خیالی باشه
در هر صورت
اون دختر به احتمال خیلی زیاد به دنبال محبت در بیرون خانواده خواهد رفت
پدر، باید باید باید با دخترش رفیق باشه
دوست باشه
تا هیچ پسری نتونه منحرفش کنه
والسلام
نقل قول:
پسر ها اگر به دوستی با غیر همجنس روی می آورند عمدتا دلایل جنسی داره اما دختر ها اکثرا دلایل عاطفی!

من روی این جمله به اندازه 4 تا پایان نامه حرف دارم...
اما فعلاً در حد یه پست کفایت میکنه...Big Grin

این قسمت رو خواهش میکنم مجردها بخونن تا از یک سری تفکرات توهمی بیان بیرون...
پسرها واقعاً نیاز جنسی توی همون سنین اوایل بلوغ بهشون خیلی فشار میاره...
اما اگه برن به یه دختری بگن من نیاز جنسی دارم، دختره اگه با کیف نزنه تو فرق سرشون، با دمپایی که میزنه...
دخترها در ابتدای امر و در صورتی که پاستوریزه باشن به هیچ وجه علاقه ای به رابطه جنسی ندارن....
این علاقه برای یه دختر خانم در صورتی پدید میاد که یا این رابطه رو دیده باشه که اکثراً با فیلم محقق میشه و یا قبلاً با پسری بوده و اون مراحل "صحبتهای عاشقانه" و " دست همدیگه رو گرفتن" و "در آغوش یه پسر رفتن" و "بوسیدن" همدیگه رو رد کرده باشه...
یعنی هر کی بهتون گفت من این مراحل رو هرگز تجربه نکردم و رابطه جنسی میخوام، بدونین که داره دروغ میگه...
من نمیدونم چرا ما خانوما فکر میکنیم اگه دوستمون هرچی بهمون گفت راست راسته در حالی که خودمون هم به دوستامون دروغ میگیم...
بگذریم...
یعنی یه پسر بدون طی این مراحل دلش میخواد برسه مرحله آخر...
اما یه دختر بدون طی این مراحل هرگز از رابطه جنسی لذت نخواهد برد...
این چند تا مشکل به وجود میاره...
یه پسر وقتی با یه دختری ازدواج میکنه و ببینه که از این که دستش رو میگیره، دستش یخ نمیکنه و نمیلرزه و ترس تمام وجودش رو برنمیداره، پسر میفهمه که این دختر قبلاً این مرحله رو تجربه کرده...
الکی هم نیستا!!!
یه دختر باید به خاطر این که یکی بهش چشمک میزنه چهارستون تنش بلرزه...
وگرنه اون دختر یه جای کارش میلنگه...
اینو بهش میگن حیا.
چیزی که باعث میشه پسرا، حتی در بعضی از موارد بدون این که خودشون هم بدونن به خاطرش عاشق یه دختری بشن...
بعد میگن از این که طرف به ما بیمحلی میکنه یه حس خوبی به آدم دست میده...
نه پسر جون!
تو در واقع از بی محلی و توهین های اون دختر خوشت نمیاد...
بلکه از این که از تو میترسه و از تو دوری میکنه خوشت میاد و متوجه میشی که این اولین بارشه...
بی زحمت نیاین بگین دوست پسر دوست من عاشق این اخلاق دوستم شد که خیلی رله بود و بعد هم رابطه شون به ازدواج انجامید...
قبول دارید هالیوود الکی کار نمیکنه؟
هر وقت میخواد روی یه عشق درست و درمون توی فیلماش کار کنه، اول فیلم دختر و پسر توی فیلم از هم متنفرن و گاهی به هم تیکه هم می اندازن و همدیگه رو کنف میکنن...
اون عشق واقعی ای که تن آدم رو میلرزونه تنها و تنها در صورت داشتن حیای دختر به وجود میاد...
بعدشم آقا مجتبی!
اصلاً این نیست که خانم ها در بالای سن 30 سالگی نیاز جنسی داشته باشن...
بعضی ها حتی تا 50 سالگی هم نیاز جنسی دارن و بعضی چه قبل و چه بعد از ازدواج هرگز این نیاز رو احساس نمیکنن و به خاطر انجام وظیفه این رابطه رو دارن...
اصلاً قاعده کلی ای در این باره وجود نداره...
مثلاً ممکنه سبزه ها تمایلاتشون با سفیدا و سرخ پوستا فرق داشته باشه....
یه مرد این موضوع رو -بابت مثالم عذر میخوام اما برای روشن شدن موضوع باید بگم- همونجوری که سگ ها ترس رو میفهمن، میفهمن...
اون بابا هم میفهمه که حیای دخترش ریخته شده ...
از آبروی خودش و فردای دخترش و این که پسر بعدی هم حتماً این موضوع رو میفهمه میترسه...
دست به این کار وحشتناک میزنه...
این موضوع هم فقط به ایران و اسلام مربوط نمیشه...
همین چند ماه پیش بود که توی انگلستان یه پدری با پسراش دخترش رو به همین دلیل کشته بود...
اونجا که مهد فرهنگ و آزادیه چرا؟؟؟؟
قبلاً هم گفتم غیرت یه چیز آموزشی نیست...
یه موضوع ذاتیه...
خروس هم به مرغاش غیرت داره...
یارو چه مسلمون و چه مسیحی و چه یهودی و چه ایرانی و چه آمریکایی و ... به غیرتش برمیخوره و قتلی انجام میده...
البته من به شخصه این موضوع رو نمیپسندم...

بازم بابت توهینی که به آقایون کردم با اون مثال عذرخواهی میکنم، اما برای روشن شدن قضیه مجبور شدم مثال بزنم...
خانم moze!

واقعا انتظار دارید من بشینم هرچی که به ذهنتون اومده و مکتوب کردید رو بخونم؟
از دیگران چی؟ از دیگران هم این انتظار رو دارید؟

در صورتی که خودتون 4 جمله ی بنده رو اصلا درست نخوندید!! Dodgy

شما که نظریه پرداز هستید کاش به کلمه ی "اوج" که تو این جمله اومده بود دقت می کردید بعد شروع به نوشتن می کردید
(۹/خرداد/۹۳ ۱۵:۳۴)مجتبی110 نوشته است: [ -> ](یکی از دلایل حرفم اینه که اثبات شه، اوج شهوت در مرد ها 18 سالگی هست در خانم ها بالای سی سالگی)
این هم یک مقوله ی اثبات شده است! مگر اینکه شما نظریه ای خلاف این رو صادر کنید! Wink
آقا مجتبی!
اولاً این که واقعاً تلاش میکنم و سعی میکنم طوری بنویسم که برای بقیه علی الخصوص بچه های مجرد قابل درک و قابل هضم باشه...
وقت میذارم و روش فکر میکنم...
و در جواب سوالتون...
بعله. واقعاً توقع دارم هم شما و هم بقیه بخونن...
چون چرندیات نمینویسم...
چون مغرضانه نمی نویسم...
چون یه طرفه به قاضی نمیرم...
چون چیزایی که میگم رو با تمام وجود لمس کردم و گاهی برای نزدیک ترین دوستانم اتفاق افتاده و گاهی در جریان کامل پرونده های روانشناسی شون بودم...
در ضمن...
سن اوج لذت جنسی بانوان در هر خانمی متفاوته...

من برای تمام نوشته های تاپیک های خانواده که نوشته های شما هم داخلش هست، وقت میذارم و میخونم، لذا از شما هم همین توقع رو دارم...
تازه...
من فکر میکنم بزرگترین وظیفه ام اینه که یه سری از همجنسای خودم رو هشیار کنم...
من قبلاً سعی کردم آقایون رو با خانم ها آشنا کنم، نتیجه اش شد آقا رضا که فکر میکنه مکر خانوما پوست همه مردها رو میکنه...
مردها خودشون باید همدیگه رو با خانم ها آشنا کنن...
نوشته های من بیشتر به درد دختر خانم ها میخوره...
موید باشین.
یک سری چیزا رو اگه بخوام بگم بر نمی تابید نمی گم!
ولی اینجا تالار گفتمانه جای رمان نویسی که نیست!

بیچاره رضا ... Big Grin

شما هم خودتون رو به عنوان نظریه پرداز به یکی از مراکز آکادامیک معرفی کنید!
اولاً این که من این حرف شما رو تعریف قلمداد میکنم و تشکر میکنم که از سبک نویسندگی من خوشتون اومد...
ثانیاً این که شما 10 سال چندم زندگیتون دختر بودین که یه پسر نگاهتون کرد و سرخ و سفید نشدین و بعد به این نتیجه رسیدین که اینا رمانه؟
ثالثاً این که اگر هم نظریه پرداز باشم، بازم ممنون از تعریفتون...
یه همچین آدم مثبت نگری هستم من!!!Big Grin
(۹/خرداد/۹۳ ۱۹:۳۰)مجتبی110 نوشته است: [ -> ]شما هم خودتون رو به عنوان نظریه پرداز به یکی از مراکز آکادامیک معرفی کنید!


چندین بار به شما بابت تمسخر تذکر داده ایم ... باز هم دارید تکرار می کنید DodgyDodgyDodgy
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16
آدرس های مرجع