۱۱/خرداد/۹۳, ۹:۳۲
اگه من از حیای دختر حرف بزنم کجاش اشتباهه؟
الآن کسی از این آقا که دخترش رو کشته دفاع کرد؟؟؟؟
کسی گفت باید هر پدری دخترش رو در صورت شک بکشه؟؟؟؟
داریم بحث میکنیم ببینیم میشه یه کاری کنیم که از اول کار به اینجا نرسه...
من قبلاً هم گفتم...
به خدا قسم قصد توهین ندارما!!!
اما کسی که توی روستاست، با کسی که توی تهرانه، زمین تا آسمون تفاوت عقیده داره...
کسی که سواد نداره و کشاورزه و از تهران فقط اونی رو میشناسه که توی تلویزیون دیده چه توقعی دارین از مفهوم "تساوی حقوق زن و مرد" چیزی سر دربیاره...
با زنش همون کاری رو میکنه که پدرش با مادرش کرده...
اینا اون قانون رو از حفظ نیستن...
اینا اسلام موروثی دارن...
آقای علمدار!
ما که نیومدیم شما رو محروم کنیم از وجود در این پست ها!!!
اتفاقاً وجود آقایون میانه رو و عاقل و مجرب بسیار برای بهتر پیش رفتن بحث های خانواده مفیده...
اما از قرار معلوم یکم آقایون این تالار، اونم از نوع متاهلشون ناااااز و عشوه شون زیاده. هر چی ما تمنا میکنیم زیاد محل نمیدن...
حالا شما بفرمایید...
اگه دختر شما بود چی کار میکردین؟
رضوانه جان!
یکی از دوستان خانوادگیمون توی آمریکا زندگی میکنه. توی ایالتی که اونا زندگی میکنن، اکثر پدر و مادرای کاتولیک و مذهبی اجازه نمیدن دختراشون دبیرستان هم بره...
همین الآن یکی از دوستام هم بهم گفت که اولین بار توی اروپا این بحث جا افتاده و خیلی مادرها هستن که اجازه نمیدن بچه هاشون برن مدرسه و خودشون آموزش میدن به بچه هاشون و بچه ها فقط امتحانات رو میدن...
این کار توی ایران من بعید میدونم خیلی عملی بشه...
اما توی اتوپیایی که توی ذهن منه، من دوست دارم خودم بهترین دوست دخترم باشم و با کسی دوست نباشه...
حالا کو تا اون اتوپیا ساخته بشه...
کودک من الآن خودش غذاش رو میخوره. چون من بهش اجازه دادم توی خونه خودمون غذاش رو خودش بخوره و گند زد به همه لباساش و فرش و ...
اما این ها چاره داره...
میشه لباساش و دست و صورتش رو شست...
یه وقتم میبینی چیزی رو میزنه میشکونه که فدای سرش...
اما اگه چیزی رو که شکوند، خرد شد و رفت توی دست و پاش، باز هم من باید سکوت کنم و نگاهش کنم؟؟؟
تا زمانی اجازه میدم اشتباه کنه که شرایط جبرانش باشه...
اشتباهی که بخواد خودش رو به خاطرش یه عمر سرزنش کنه، من اجازه نمیدم که انجام بده...
خواه شما ناراحت بشین و خواه خوشتون بیاد...
سعادت بچه ام از همه چیز توی دنیا برام مهمتره...
الآن کسی از این آقا که دخترش رو کشته دفاع کرد؟؟؟؟
کسی گفت باید هر پدری دخترش رو در صورت شک بکشه؟؟؟؟
داریم بحث میکنیم ببینیم میشه یه کاری کنیم که از اول کار به اینجا نرسه...
من قبلاً هم گفتم...
به خدا قسم قصد توهین ندارما!!!
اما کسی که توی روستاست، با کسی که توی تهرانه، زمین تا آسمون تفاوت عقیده داره...
کسی که سواد نداره و کشاورزه و از تهران فقط اونی رو میشناسه که توی تلویزیون دیده چه توقعی دارین از مفهوم "تساوی حقوق زن و مرد" چیزی سر دربیاره...
با زنش همون کاری رو میکنه که پدرش با مادرش کرده...
اینا اون قانون رو از حفظ نیستن...
اینا اسلام موروثی دارن...
آقای علمدار!
ما که نیومدیم شما رو محروم کنیم از وجود در این پست ها!!!
اتفاقاً وجود آقایون میانه رو و عاقل و مجرب بسیار برای بهتر پیش رفتن بحث های خانواده مفیده...
اما از قرار معلوم یکم آقایون این تالار، اونم از نوع متاهلشون ناااااز و عشوه شون زیاده. هر چی ما تمنا میکنیم زیاد محل نمیدن...
حالا شما بفرمایید...
اگه دختر شما بود چی کار میکردین؟
رضوانه جان!
یکی از دوستان خانوادگیمون توی آمریکا زندگی میکنه. توی ایالتی که اونا زندگی میکنن، اکثر پدر و مادرای کاتولیک و مذهبی اجازه نمیدن دختراشون دبیرستان هم بره...
همین الآن یکی از دوستام هم بهم گفت که اولین بار توی اروپا این بحث جا افتاده و خیلی مادرها هستن که اجازه نمیدن بچه هاشون برن مدرسه و خودشون آموزش میدن به بچه هاشون و بچه ها فقط امتحانات رو میدن...
این کار توی ایران من بعید میدونم خیلی عملی بشه...
اما توی اتوپیایی که توی ذهن منه، من دوست دارم خودم بهترین دوست دخترم باشم و با کسی دوست نباشه...
حالا کو تا اون اتوپیا ساخته بشه...
کودک من الآن خودش غذاش رو میخوره. چون من بهش اجازه دادم توی خونه خودمون غذاش رو خودش بخوره و گند زد به همه لباساش و فرش و ...
اما این ها چاره داره...
میشه لباساش و دست و صورتش رو شست...
یه وقتم میبینی چیزی رو میزنه میشکونه که فدای سرش...
اما اگه چیزی رو که شکوند، خرد شد و رفت توی دست و پاش، باز هم من باید سکوت کنم و نگاهش کنم؟؟؟
تا زمانی اجازه میدم اشتباه کنه که شرایط جبرانش باشه...
اشتباهی که بخواد خودش رو به خاطرش یه عمر سرزنش کنه، من اجازه نمیدم که انجام بده...
خواه شما ناراحت بشین و خواه خوشتون بیاد...
سعادت بچه ام از همه چیز توی دنیا برام مهمتره...



