(۲۸/مرداد/۹۳ ۱۰:۰۴)صبا نوشته است: [ -> ]سلام دوستان بزرگوارم
يكي به من بگه صيغه اينكه هميشه اونكه تو زندگي در بند خدا و پيغمبر و دين نيست
اوضاش از اونيكه همش مواظب يه وقت كج نره صدها برابر بهتره




چيه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
سلام صبا جان
منظورتون از اوضاع چه اوضاعی هست؟
اوضاع دنیوی؟
اوضاع روحی ؟
رعایت کردنه مسائل اجتماعی (مثلا دروغ نگفتن)
یا امتحان نشدن ؟
(فقط نگید همش

چون هر کدوم یه کتاب ، نوشتن لازم داره )
من این تایپیک و درست کرده بودم حدیث جان، اما دوستان کم لطفی کردن بنده رو آدم حساب نکردن
(۲۸/مرداد/۹۳ ۱۵:۱۹)صبا نوشته است: [ -> ]سلام فاطمه خانم عزيزم
اوضاع ظاهري كه ما ميبينيم ،پولداره،راحت درس ميخونه،زندگي راحت داره،ظاهر زندگيشون خيلي خوبه ............
تا اون بنده خداهاي كه شب و روز به اين فكرن كه يه وقت برخلاف دين ودستور خدا رفتار نكنن




آها . پس منظوره شما این هست که از دنیا برخوردار هستند .
بله !! تازه امتحان زیادی هم براشون پیش نمیاد

حالا سوال مهم این هست که باید ببینیم ما برای چی به دنیا اومدیم ؟ ...
یه قطعه طلای خام رو در نظر بگیر !
استادِ طلا ساز برمی داره اون طلا رو اول اینقد بهش گرما میده تا ناخالصی هاش ذوب بشه و فاکتور های ناخالص ازش جدا بشه !
بعد هی می کوبدش و هی می کوبدش تا یه سرویس طلا ازش دربیاره ...
تا باارزشش کنه !!
وگرنه طلای خام استفاده ای نداره !
خداوند ِ یخشنده هم از طریق امتحانهای خودش به ما ارزش میده .
حالا طرف توی دنیا اصلا طرف با خداوند کاری نداره! خودش می گه چند صباحی زنده ام . کیف می کنم و میمیرم! اصلا نمی خواد رشد کنه . خداوند هم کاری باهاش نداره .
اما یکی هست می خواد رشد کنه . آدم بشه . به خدا برسه !
خداوند هم با امتحان کمکش می کنه تا به جایی که مورد علاقش هست برسه .
البته خداوند که ظالم نیست بخواد کسی رو اذیت کنه ! یا مثلا کسی رو بی پول کنه یا مریض .
منها مال و فرزند رو وسیله امتحان قرار داده تا با ارزش از بی ارزش مشخص بشه.
سوالی بود در حد توان در خدمتم
(۲۸/مرداد/۹۳ ۱۷:۲۴)صبا نوشته است: [ -> ]فاطمه خانم عزيزم
ممنون از جواب قشنگ و دلچسبتون 
ولي ميخوام قانع نشم تا اين سوالم هم جواب بديد
باوجود اينكه اينارو ميدونه و باورداره همون آدمه، اما از بس كه چكش خورده كم بياره ،خسته بشه،برسه به جاي كه فكر كنه حتي همون خداي كه داره بخاطرش دنيا رو براي خودش تنگ ميكنه، از اعمالش راضي نيست بهش چي ميگيد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
خواهش می کنم

شاید الان من خودم هم یه همچین حالتی دارم .
تا جایی که من از بزرگان در جاهای مختلف شنیدم
باید آدم توبه و استغفار داشته باشه و با خداوند بیشتر صحبت کنه .
آدم باید به این فکر کنه که این موقعیت رو خداوند براش پیش آورده و می خواد انسان رو پرورش بده . و این از لطف خداونده ...
آدمی که به خیره خودش آگاه نیست .
مثاله ما مثاله به بچه است . پدر و مادر ار روی لطف می خوان به بچه راه رفتن و حرف زدن رو ... ادب رو ... باد بدهند ولی بچه فکر می کنه پدر &مادرش دارن اذیتش می کنن !
خداوند هم خیره حالته اکنونی ما رو بهتره از ما می دونه و ما رو در اون جهت هدایت می کنه .
ای کاش این حرفها به خوده منم اثر کنه !!