شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
والا ما که پشت سر استادامون جرات نداشتیم حرف بزنیم همون ارزشیابی اینترنتی رو هم با کلی سلام و صلوات انجام می دادیم ...بعدم اصن تو دانشگاه کی به کیه من شکایت استاد رو به کی بگم به رییس دانشکده به معاون آموزشی به رییس آموزش به رییس گروه تخصصی استاد؟!اصن کی مسیول اساتیده واقعا ...به قول دوستان یسری ها به صورت مافیا تو دانشگان مخصوصا دانشگاههای سراسری ..خود اساتید همدیگه رو قلع وقم (نمی دونم دیکته اش چه جوریه

)می کنن ما اساتیدی داشتیم سیاسی و مخالف وحشتناک سر کلاس بچه های مذهبی رو به 4میخ می کشبد دانشگاه جرات نداشت بهش بکه بالا چشمت ابروء...
والا من تو این زمیته تنها کسی رو که مورد ظلم واقع شدن می دونم دانشجو هست...حالا شاید دانشگاههایی هم باشن که برعکس باشه ولی چندتا دانشگاهی که من می شناسم اینجورین
والا من بشخصه دیدم بچه ها امضا جمع کرده بودن تا یه استاد خاص یه درس رو که درش سررشته نداشت آموزش برای ترم بعد سر اون درس نذارهو آموزش بخاطر ارتباطات استاد خود طومار رو به استاد داده بود! نتیجه ش لج کردن استاد بود طبیعتا.... خب پس اگر از کار استاد نتونیم به خودش اعتراض کنیم باید ساکت بمونیم؟؟؟
(۲۶/آذر/۹۳ ۱۷:۵۰)Eve نوشته است: [ -> ]والا من بشخصه دیدم بچه ها امضا جمع کرده بودن تا یه استاد خاص یه درس رو که درش سررشته نداشت آموزش برای ترم بعد سر اون درس نذارهو آموزش بخاطر ارتباطات استاد خود طومار رو به استاد داده بود! نتیجه ش لج کردن استاد بود طبیعتا.... خب پس اگر از کار استاد نتونیم به خودش اعتراض کنیم باید ساکت بمونیم؟؟؟
استاد یعنی قدرت 1 . نمیتونی علیش کاری کنی. تمام.
(۲۶/آذر/۹۳ ۱۲:۴۳)MohammadSadra نوشته است: [ -> ]ممنون از نظرات دوستان
یکی از بزرگترین مشکلات دانشگاه های ما اینه که اخلاق رو یاد نمیدن به اخلاق کاری ندارن.
اگر چند ارسال قبل ببینید گفتم استادمون نمره شانزده من رو چهارده کردند اما هیچ وقت من برای این کار ایشون تو دانشکده اعتراضی نکردم. هرگز هرگز. هرگز پیش رییس دانشکده نرفتم هرگز پیش اساتید دیگه اسمی از ایشون هم نبردم.
ما مسلمانیم. متاسفانه دیدم بین ارسال ها بود و تو دانشگاه ها زیاده میرن پشت سر اساتید حرف میزنن و بابت ضعف مدیریتی این حرف ها اثر بدی میزاره.
این ایراد به سیستم دانشگاه هست. از انسان هایی که به حلال و حرام غیبت و صحبت پشت سر دیگران اعتقادی ندارند انتظاری نیست. غیبت مال وقتیه که طرف داره راست میگه. زیاد اتفاق می افته که دانشجوها فقط بخاطر نمره پشت سر استاد دروغ میگن.
اصلی وجود داره که در ... رو میشه بست ولی در دهن مردم رو نمیشه بست. دانشگاه ها به دلیل ضعف مدیریت و ضعف در نحوه ارزشیابی اساتید نمی تونن جلوی این مشکل رو بگیرن. این مسئله در دانشگاه هایی که ضعف مدیریت دارند بدتره.
چرا نباید گفت؟
من اصولا از غرغر کردن! خوشم نمیاد

من اگر میدیدم یه استاد داره پاشو کج میذاره هی نمینشستم با بچه ها غیبتشو بکنم و خودمو حرص بدمو و آخرشم هیچی به هیچی...
اگر میدیدم داره اون کار خلافشو تکرار میکنه و هیچ ترسی نداره از این کار...مطمئنا به آموزش میگفتم....مدیرگروه عزیز ما اون موقع توی اون دانشگاه کرج که بودم...انقدر انسان خوب و فهمیده ای بود خودش هر بار ازمون درباره استادا نظرخواهی میکرد ما هم مثل بقیه الکی پاچه خواری استاد رو نمیکردیم..اگر کارش درست بود میگفتیم اگرم ایرادی داشت میگفتیم...مدیرگروهمون هم حرف ما رو بیشتر از همه قبول داشت
بچه های دیگه سکوت میکردن ولی اعتراض های ما به نفع اونها هم میشد و استاد های درست و درمون میومدن سرشون
اونا ترجیح میدادن سرشونو بکنن تو لاک خودشون و از سیاست کبک! استفاده کنن!!!

ولی ما کاری به اونا نداشتیم...
اصول اخلاقی رو به ماها یاد ندادند. پای منبر هم نرفتیم.
ضعف مدیریت باعث پشت سر حرف زدن میشه. حداقل کاری که باید کرد در زمان غیبت (گفتن حرف های راست پشت سر افراد) اینه که به ایشون فرصت دفاع از خودش داده بشه.
پشت سر دیگران حرف زدن صفت بسیار زشت و مذمومیه.
در مورد تهمت که سه گناه هست شامل دروغ، تهمت و غیبت که وضع به مراتب بدتره. اون مدیر نباید اجازه میداد کسی پشت سر استادی حرف بزنه. باید دانشگاه مکانیزم درستی برای اعتراض های احتمالی دانشجویان داشته باشه تا در صورتی که حق با دانشجو باشه کار به پشت سر حرف زدن نکشه که در سیستم مریض آموزشی ما با مدیران نالایق وجود نداره.
یکی از دلایل هم اینه که فکر می کنیم چون شخصی دکتری فنی داره حتماً مدیریت هم بلده. اگر مدیر گروه شخص مدیری بودند امکان نداشت کسی بتونه پشت سر کس دیگه ای حرف بزنه. راهکار درستی برای ابراز نارضایتی یا بیان مشکلات باید ایجاد می کرد که در عین بیان مشکل شخص هم فرصت دفاع از خودش رو داشته باشه.
در مورد نحوه رفتار و احترام شاگرد به استاد هرگز به سوابق تاریخی خودمون که ایرانی هستیم رجوع نمیدم چون با این سیستم مریض کسر شان سیستم ایرانی و بیشتر شبیه به افسانه خواهد بود. اما احترام استاد در رفتارهای گذشتگان ما چیزی فوق تصور نسل فعلی ماست.
شما توقع داری دادگاه راه بندازن

مگه می شه دانشجو جلوی استاد اعتراض کنه ؟!بعد این وسط قاضی کیه شاهد کیه ...خیلی پیچیده می شه هرکدوم برای اثبات حرف خودشون باید قشون کشی کنن واقعا امکات یه اعتراض عادلانه نیست!!
اتفاقاتی که الان می افته اینه که یه عده دانشجوی بی اخلاق میرن پشت سر اساتید حرف می زن برخی هم از این آب گل آلود ماهی می گیرن.
اتفاق می افته برخی از اساتید معلوم الحال اقدام به تحریک برخی دانشجوها می کنن تا مقاصد خودشون رو پیش ببرن. این مسائل زیاد اتفاق می افته. دانشگاه ها پره از دکترهای بی اخلاق.
الان بدون دادگاه و فقط با حرف دروغ در مورد افراد قضاوت میشه.
چون معیار ارزیابی درستی وجود نداره حرف و حدیث ها میشن ملاک تصمیم گیری در مورد افراد و بدتر از اون هم زمانی اتفاق می افته که کسی با یه کس دیگه مسئله داشته باشه.
والا من نمی دونم چه دانشگاههایی انقدر خاله زنک هستن مسئولاش که با حرف یه نفر زیر اب یه استاد زده بشه اونطور که ما می دونیم باید یه تعداد قابل توجهی از دانشجوها شکایت کنن اونم دلیل منطقی بیارن بعدم مثلا از دو ورودی متفاوت باشن ...اساتید هم واسه زیر اب زنی خودشون خیلی حرفه ای تر عمل می کنن به هر حال نباید وجههشون خراب شه ...اما اگه بخوان یه دانشجو رو داغون کنن خودشون کافی هستن نیازی به دانشکده ندارن...
اصن من نمی دونم سیستم مصاحبه دکترا واقعا چه جوریه راجبه همه ریزه کاری های علمی طرف تحقیق می شه اما اخلاقی؟
اصن اقای محمد صدر برای استاد شدن چه کاری باید انجام داد مثلا مصاحبه می کنن ازمون می زارن کلاس اموزشی میزارن یا اول اخر پارتی بازی می کنن؟؟؟؟
به نام خدا
سلام
گویا من باید یک تبیینی بکنم برای دوستانی که آگاهی ندارن که چه مواردی غیبت هست و چه مواردی نیست
کمک گرفتن جهت امر به معروف و نهى از منكر
مورد دیگرى كه از موارد جواز غیبت شمرده شده امر به معروف و نهى از منكر است. به این معنا که هرگاه انسان منکری را از مسلمانی ببیند که بر انجام آن اصرار دارد و بداند که اگر غیبتش را بکند آن را ترک میکند. همچنین گاهى از اوقات انسان به تنهایى نمىتواند جلوى منكر را بگیرد و ناگزیر مىشود از دیگران كمك خواسته یا به مقامات ذى ربط (پلیس و دستگاه قضایى) اطلاع دهد تا به كمك آنها از كارهاى زشت جلوگیرى شود، بنابراین ناگزیر است شخص و محل منكر را معرفى نماید«و این باید در جایى باشد كه در رفع منكر کمک نموده و مطابق شرع باشد، نه در نزد ظالم بىباكى كه از حد شرع تجاوز كند یا در جایى كه فایدهاى بر آن مترتب نشود»[ معراج السعاده، ص475]
همچنین اگر انسان در غیاب كسی در نفی كمال او سخنی بر زبان آورد، ولی قصد تنقیص او را نداشته باشد، این عمل او غیبت شمرده نمیشود؛ همانند نفی مهارت یك پزشك یا ضعیف بودن قدرت علمی یك مجتهد كه در این حالتها غیبت جایز است
غیبت جهت هشدار
هشدار دادن و آگاه ساختن از خطرى كه مسلمانى را تهدید مىكند یكى دیگر از اسباب تجویز غیبت است، یعنى اگر انسان ببیند یكى از دوستانش با گروهى در ارتباط است كه به مصلحت او نیست باید وى را آگاه سازد. به طور مثال، با كسانى معاشرت مىكند كه اگر او را متوجه نكنند به تدریج در اثر رفت و آمد با آنان تحت تأثیر رفتار بد آنها قرار مىگیرد. در این صورت لازم است او را از عیوبشان آگاه سازد تا از روى بصیرت و آگاهى با آنها برخورد كند. رسول گرامى اسلام (صلّىاللّهعلیه وآله) فرمود:
« آیا از گفتن آنچه در باره فاجر و گناهكار مىدانید خوددارى مىكنید تا مردم او را نشناسند؟ عیوب وى را براى مردم بازگو كنید تا از او كنارهگیرى كنند و برحذر باشند[همان، ص205]
همچنین اگر انسان در غیاب كسی در نفی كمال او سخنی بر زبان آورد، ولی قصد تنقیص او را نداشته باشد، این عمل او غیبت شمرده نمیشود؛ همانند نفی مهارت یك پزشك یا ضعیف بودن قدرت علمی یك مجتهد كه در این حالتها غیبت جایز است.
غیبت در مقام مشورت
مورد دیگرى كه غیبت كردن جایز است مقام مشورت است كه اگر كسى در امور مهم شخصى یا اجتماعى از قبیل ازدواج و معامله و عزل و نصب كارمندان و مسئولان با انسان مشورت كند در صورتى كه احتیاج به ذكر نقاط ضعف و عیوب وى باشد اظهار عیب اشكالى ندارد بلكه گاهى لازم نیز هست.
امیرمۆمنان علی (علیه السّلام) فرمود:
«المستشار مۆتمن»؛ كسى كه مورد مشورت قرار مىگیرد باید امین باشد و در مشورت خیانت نكند.
بنابراین، لازم است انسان آنچه مىداند به كسى كه با او مشورت مىكند بگوید تا از روى آگاهى و بصیرت كار خود را انجام دهد و اگر حقیقت را نگوید خیانت در مشورت كرده است.
منبع:
http://www.tebyan.net/newindex.aspx?pid=241961
الان کاملا مشخص شد منظورم؟؟؟؟
ببینید وقتی مدیر گروه یا یک مسئول بالا مرتبه میاد و از شما نظر خواهی میکنه(چه کتبی و چه شفاهی) این ابدا درست نیست که شما نقاط قوت و ضعف تدریس ایشون رو بیان نکنید
این دو تا باید توامان باشه
هم نقاط قوت بیان بشه و هم نقاط ضعف
حسن این مورد چیه؟
1- دانشجو احساس ذلیل بودن! نمیکنه و میدونه که نقشی در انتخاب اساتیدش داره
2- استاد هر مدلی که دلش خواست با دانشجوهاش برخورد نمیکنه
3- فعالیت دانشجو ها و همراهیشون با اساتید و دانشگاه چند برابر میشه
شما اگر بدونید دانشگاه ما چقدددر دانشگاه صمیمی بود....هم اساتید با دانشجوها صمیمی بودن و هم دانشجوها با اساتید(اونایی که گفتم تک و توک بودن) و همین عکس العمل های به موقع دانشجوها باعث شده بود که اون جمعیت تک و توک بشن خدارو شکر
و امـــــــــــــــــا بعـــــد
باید بگم که
شما فکر نکنید بلافاصله بعد از اینکه ما نظرمونو میگفتیم مدیرگروه پامیشد میرفت به رئیس میگفت که پرونده استاد رو بزنن زیر بغلش!
ما نظراتمونو میگفتیم...بعد اگر میدیدن واقعا بازده درسی دانشجوها هم پایین اومده
استاد رو میخواستن و از کارش سوال میکردن و اعتراضات رو به ایشون میگفتن و ایشون حق دفاع از خودش رو داشت
نهایتا اگر باز هم احساس میکردن اون استاد شایستگی مقام استادی رو نداره...فعالیت های مورد نیاز رو انجام میدادن
امیدوارم کامل توضیح داده باشم
یا حق
تنها راه درمان سیستم آموزشی اینه که هر ارگان ها، سازمان ها و شرکت های بزرگ، مرکز آموزش ودانشکده داخلی داشته باشند، و پرسنل و کارگر و نیروهای متخصصشون رو از اونجا بگیرن!
مثل ایرانخودرو، پتروشیمی ها، شرکت نفت، سازمان ها تخصصی دولتی ، نیروگاهها و ....
یعنی دانش آموز ها بعد از دیپلم وارد دانشکده های اینها بشن و بعد از چند سال اموزش مشغول بکار بشن!
مزیت هایی داره:
1- اونی که می ره دانشگاه فقط به طلب علم می ره نه اینکه مدرک بگیره بیاد بیرون! چون می دونه کار ها قبلا تو دانشکده های داخلی سازمان ها، رزرو شده! و کاری که باقی مونده فقط تو شرکت های کوچیک و خصوصی هست!
2- دانشحو ها از همون ابتدا با فضای حقیقی کار آشنا می شن و کاربردی آموزش می بینن! نه مثل الان که طرف مهندس مکانیک باشه و تا آخر لیسانس حالا دو تا دستگاه صنعتی ندیده باشه!
3- عمر جوون ها پشت کنکور و ادامه تحصیل و تحصیلات تکمیلی و ... تلف نمی شه!
4- جوون از همون ابتدا تکلیف سال های بعد خودشو می دونه و می تونه برای خودش برنامه ریزی داشته باشه!
5- و از همه مهمتر به اندازه نیاز هر رشته، نیروی کار عرضه می شه! نه اینکه تو برخی رشته ها نیاز کشور 50 هزار نیروی کار هست اما 500 هزار جویای کار داریم!
6- نتیجه ی نهاییش هم اینه که 80 درصد دانشگاه های کشور خود به خود تعطیل می شن! همون چیزی که آقای محمدصدرا گفتن!
راه حل دیگه ای هم هست که کم هزینه تره! اونم اینه موضوع بورسیه تحصیلی هست! یعنی ارگان ها بجای دانشکده های داخلی، دانشجو ها رو تو دانشگاه های کشور بورس کنن و بعد از 4 سال به خدمت بگیرن!