یکی از عوامل بیکاری و عدم اعتماد بنفس مهندسین بخصوص در بازار کار رقابتی و محدود این روزها عدم اشنایی با مسایل کاربردی و صنعتی است.
تقریبا اکثر دروس مهندسی تئوری است و فرد اگر ریاضی و فیزیک خوبی داشته باشد تقریبا مشکلی ندارد.
در واقع آموزش مهندسی و تربیت هیات علمی و استاد مهندسی در ایران مثل اموزش و تربیت پزشکی است که فقط کتابهای پزشکی را خوانده و چند ساعت کارآموزی مختصر در یک بخش کرده و بقیه اش را هم گذری دیده است.
دروس صنعتی که در سال های آخر است نیاز به استاد خبره صنعتی و کارکرده و کاردان دارد که بتواند هم به دانشجو درست اموزش دهد هم خودش خبره و کارکرده صنعتی باشد هم در پروژه و درس دانشجو را اموزش دهد.
اما نگاهی به سابقه کاری و تحصیلی هیات علمی ها و اسانید دانشگاهی نشان می دهد آن ها فقط تیوریسین و درسخوان بوده اند مستقیم از لیسانس به فوق و دکتری و بعد عضو هییت علمی شده اند.
یعنی حتی یک روز هم سابقه کار در صنعت نداشته اند از طرف دیگر متاسفانه همین ها از روی کتاب و بدون تجربه عملی دروس کاربردی و صنعتی را به دانشجو اموزش می دهند که باعث مشکلات فراوانی شده است.
به طور مثال استادی در رشته مکانیک که در عمرش حتی مبدل حرارتی پمپ و تهویه مطبوع و گیربکس و موتور و ... ندیده و از یک تکنسین کمتر با صنعت اشناست دروس مرتبط را درس می دهد.
به طور مثال مراجعه به سوابق تحصیلی و کاری اعضا هییت علمی مهندسی دانشگاهها بخصوص شهرستانها و ازاد نشان میدهد این ها از پشت میز کلاس مستقیم نشستند پشت میز دانشگاه.
لذا این مورد باعث اسیب به دانشجوها و صنعت شده است. لذا باید مدرس دروس مهندسی صنعتی از بیرون دانشگاه و از صنعت باشد.
اساتید دانشگاه نیز موظف شوند در چند سال اول با همکاری وزارت صنعت چند روز کامل را در صنعت در یک رشته تخصصی و با لباس کار پوشیدن کاراموزی ببینند تا بعد از چند سال صلاحیت تدریس دروس صنعتی و تحقیق را پیدا کنند.
در دروس صنعتی هم دانشجوها علاوه بر تئوری همزمان در صنعت نیز حضور یابند حداقل شکل واقعی دستگاه را علاوه بر عکسش ببینند.
با این روش هم این وضع نابسامان تدریس تئوری مهندسی و کم توانی فارغ التحصیلان حل میشود هم ارتباط صنعت و دانشگاه شکل می گیرد.
اکثر صنعتگران ما برای تحقیق به دانشگاه ها مراجعه نمی کنند چون می گویند مراجعه به این اسانید که اصلا شناختی از صنعت ندارند و نهایت کارشان مدلسازی تئوری با چند نرم افزار است که خود ما بهتر میتوانیم انجام دهیم فایده ای ندارد.
به همین خاطر است که تحقیقات اساتید مهندسی به کمک بودجه دولتی و خروجی ان مقاله است.
[تنها چند برگ کاغذ که به لعنت خدا هم نمی ارزه و طرف فکر می کنه خیلی با سواده. مشکل اینجاست که با همون معیار هم دیگران رو می سنجند. یعنی اگر استاد کار کرده صنعت باشید و در صنعت استخوان خرد کرده باشید اما مقاله نداشته باشید حضرات شما را بی سواد تلقی کرده و شما شایستگی ادامه فعالیت در فضای پرنشاط باشگاه تایپیست ها رو نخواهید داشت. در نهایت مجبور به نوشیدن از آب چاه دیوانگی خواهید شد.]
بنابراین امیدوارم این موضوع موشکافی و در صنعت و دانشگاه بحث شود و اساتید از ان فرار نکنند.