تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: رونمایی از لیست انتخاباتی بی بی سی در انتخابات ایران!
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13
در مورد فرگشت ببینید ، تا قبل از کشف ژن همه چیز به انتخاب طبیعی نسبت داده میشد با کشف ژن چون انتخاب طبیعی پاسخگویی برخی مسائل نبود سعی کردند با طرح جهش های ژنی جواب بدهند ، ولی باید این رو در نظر گرفت که جهش ژنی در 3 سطح (مفید/خنثی /مضر) امکان بروز دارد (با فرض درست بودن نظریه ی جهش)!چون سازوکار اصلی فرگشت انتخاب طبیعی است امکان پاس شدن جهش های مضر مطلقا میسر نیست .برای دندان عقل یا اپاندیس میشود سناریویی برای مفید بودنشان در گذشته ذکر کرد اما برای امر (مجادله) چطور ؟
واضحه قبل از اینکه جواب من رو تو این پست بنویسید مطمئن بودید جوابی که خواهید نوشت در عقاید من تغییری ایجاد نخواهد کرد ! پس چرا نوشتید ؟ همین ویژگی ( سعی به قانع کردن من با وجود اینکه میدانید تاثیری ندارد) واقعا میتواند نتیجه ی فرگشت باشد ؟
در مورد دموکراسی !
خوب همین اقای روحانی خودمان هم که نتیجه ی ارای اکثریت است ، قبلش هم احمدی نژاد هم نتیجه ی ارای اکثریت بود ، پس اگر هدف ( منتخب اکثریت بودن ) باشد ، مشکل کجاست !
ببینید (منتخب اکثریت بودن ) به تنهایی فساد اور است چون مثلا اکثریت در این صورت میتواند با توسل به این حربه اقلیت را استثمار کند ، بنابر این انچه امروز به عنوان دموکراسی معرفی میشود (حق اکثریت در پرتو مفهومی خاص) است که اتفاقا قدر آن مفهوم خاص از خود (حق اکثریت ) بیشتر است .
مثلا در نظام لیبرال دموکراسی یک مفهومی به نام (لیبرالتی) توسط عده ای بیان میشود و در واقع حق حاکمیت با همانی است که مرز و شرایط لیبرالتی را ترسیم میکند . در یک نظام سوسیال دموکراسی نیز وضع همین طور است .
دعوا سر حاکم بودن (اقلیت و اکثریت ) نیست .
دعوا سر حاکم بودم لیبرالیسم /سوسیالیسم و ..... یا حاکم بودن اسلام است .
(۶/اسفند/۹۴ ۲۰:۵۲)عمار94 نوشته است: [ -> ]
در مورد فرگشت ببینید ، تا قبل از کشف ژن همه چیز به انتخاب طبیعی نسبت داده میشد با کشف ژن چون انتخاب طبیعی پاسخگویی برخی مسائل نبود سعی کردند با طرح جهش های ژنی جواب بدهند ، ولی باید این رو در نظر گرفت که جهش ژنی در 3 سطح (مفید/خنثی /مضر) امکان بروز دارد !چون سازوکار اصلی فرگشت انتخاب طبیعی است امکان پاس شدن جهش های مضر مطلقا میسر نیست .برای دندان عقل یا اپاندیس میشود سناریویی برای مفید بودنشان در گذشته ذکر کرد اما برای امر (مجادله) چطور ؟
واضحه قبل از اینکه جواب من رو تو این پست بنویسید مطمئن بودید جوابی که خواهید نوشت در عقاید من تغییری ایجاد نخواهد کرد ! پس چرا نوشتید ؟ همین ویژگی ( سعی به قانع کردن من با وجود اینکه میدانید تاثیری ندارد) واقعا میتواند نتیجه ی فرگشت باشد ؟
در مورد دموکراسی !
خوب همین اقای روحانی خودمان هم که نتیجه ی ارای اکثریت است ، قبلش هم احمدی نژاد هم نتیجه ی ارای اکثریت بود ، پس اگر هدف ( منتخب اکثریت بودن ) باشد ، مشکل کجاست !
ببینید (منتخب اکثریت بودن ) به تنهایی فساد اور است چون مثلا اکثریت در این صورت میتواند با توسل به این حربه اقلیت را استثمار کند ، بنابر این انچه امروز به عنوان دموکراسی معرفی میشود (حق اکثریت در پرتو مفهومی خاص) است که اتفاقا قدر آن مفهوم خاص از خود (حق اکثریت ) بیشتر است .
مثلا در نظام لیبرال دموکراسی یک مفهومی به نام (لیبرالتی) توسط عده ای بیان میشود و در واقع حق حاکمیت با همانی است که مرز و شرایط لیبرالتی را ترسیم میکند . در یک نظام سوسیال دموکراسی نیز وضع همین طور است .
دعوا سر حاکم بودن (اقلیت و اکثریت ) نیست .
دعوا سر حاکم بودم لیبرالیسم /سوسیالیسم و ..... یا حاکم بودن اسلام است .
در مورد بخش اول چه سناریویی میشه برای مفید بودن نوک پستان در جنس نر ذکر کرد؟
در مورد بخش دوم متوجه منظورتون نشدم Huh
(۶/اسفند/۹۴ ۱۷:۲۶)Silence نوشته است: [ -> ]سلام آقای آنتی
منظورتون دقیقا چیه؟یعنی کسی که علیه قانون اساسی حرف زده و حتی اقدام کرده بیاد بشه کاندید؟
مگه اقای علی مطهری کم مخالفت کرده؟چرا ایشون دوباره صلاحیتش احراز شد؟؟نکنه انتظار دارید مثلا اقای کروبی دوباره بیاد بشه کاندید مجلس
ببنیم کجای دنیا کسی که علیه قانون اساسی کشورش حرف میزنه رو تایید صلاحیت میکنن که تو ایران بکنن؟تو امریکا؟تو اسرائیل؟پرتغال سنگاپور چین..کجای دنیا؟
از بین تمام کسایی که برای ریاست جمهوری ایالات متحده کاندید شدن کدومشون سابقه توهین تهدید ایران رو ندارن؟کدومشن گفتن که ما با ایران میخوایم دوست باشیم؟؟؟؟
من نمیگم این حکومت همه چیزش درسته و هیچ مشکلی نداره ولی برای اداره کشور باید اینکارهارو انجام بده...
نمیشه هرکی بیاد تو سطح کلان هرچی بگه و بعد دانشجو ها و مردم بیان بریزن تو خیابون و جنجال درسته بشه و بعد انتظار امنیت آرامش داشته باشیم تا کشور پیشرفت کنه...(درباره خر مقدس ها و خشک مغر ها هم صدق میکنه که مثلا تهدید میکنن اگه زنا برن استادیوم ما کفن پوش میشیم و ..)مگه اینجوری میشه برای کشور امنیت ایجاد کرد؟
شعار زنده باید مخالف قشنگه ولی نه در اداره کشور...

اصلا در حد قانون اساسی بالا نمیرم(قانون اساسی هم وحی منزل نیست که،ایراد داشته باشه باید تغییر درش ایجاد بشه)،کاندیدا باید از همه طیف های عقیدتی و جناحی بتونه کاندید بشه!آیا تو ایران این اتفاق می افته؟دیگه روند رد صلاحیت ها و تایید صلاحیت ها کاملا مشخصه،اینو همین جوری دمش رو بری بگیری بالا به یه جاهایی میرسی که نباید به اونجاها برسی Big GrinBig Grin ملتفت هستید که؟!!!!

شعار زنده باد مخالف اگه به ورطه عمل برسه قشنگ تر هم میشه،اما حیف که ...

پ.ن 1:
نقل قول:ضمنا نشان ازاد بودن کشور هم باز خود کاربران هستند ! چون اگر سیستم بسته بود قائدتا الان بعضی از کاربرا باید گوشه ی سیاهچال زندانی بودند !!!!!!!( که خوب البته نیستند)

بعضیا قبلا گوشه سیاهچال زندونی بودن SadSad if u know what i mean

پ.ن 2:مردم میان با یوزر دومشون پست یوزر اولشون رو صفحه قبل لایک می کند،آقا تقلب به این واضحی تو روز روشن؟!! من فردا بیانیه میدم مردم بریزن تو خیابون به خاطر این تقلب گستردهBig GrinBig GrinBig Grin

پ.ن 3:با همچین پدیده ای روبرو هستیم Big GrinBig GrinBig GrinBig GrinBig GrinBig Grin،خب مولتی یوزر هستی دیگه حاج آقا عدالت،آزادی بیان چه ربطی به مولتی یوزری داره؟!!!

[تصویر: amsrxr9qegt3mt0wlmu6.png]
(۶/اسفند/۹۴ ۲۱:۵۷)anti نوشته است: [ -> ]اصلا در حد قانون اساسی بالا نمیرم(قانون اساسی هم وحی منزل نیست که،ایراد داشته باشه باید تغییر درش ایجاد بشه)،کاندیدا باید از همه طیف های عقیدتی و جناحی بتونه کاندید بشه!آیا تو ایران این اتفاق می افته؟دیگه روند رد صلاحیت ها و تایید صلاحیت ها کاملا مشخصه،اینو همین جوری دمش رو بری بگیری بالا به یه جاهایی میرسی که نباید به اونجاها برسی Big GrinBig Grin ملتفت هستید که؟!!!!

شعار زنده باد مخالف اگه به ورطه عمل برسه قشنگ تر هم میشه،اما حیف که ...

پ.ن:مردم میان با یوزر دومشون پست یوزر اولشون رو صفحه قبل لایک می کند،آقا تقلب به این واضحی تو روز روشن؟!! من فردا بیانیه میدم مردم بریزن تو خیابون به خاطر این تقلب گستردهBig GrinBig GrinBig Grin

به نام خدا

مرد حسابی, اینهم شد ماجرای فتنه 88 که در روز روشن دروغ میگفتید.

یوزر دوم چیه دوباره توهم زدید مثل توهمی که میگه یک میلیون نفر رو میخوان بیارن تهران به اصولگراها رای بدهند !!!!!!!!!!!!!!

معجزه هم شماها رو عوض نمیکنه, بحث با امثال شما آب در هاون کوبیدن هست.

به اندازه کافی سند و مدرک برات آوردم, درست هم که بلد نیستی بحث کنی و همش از ادبیات کوچه بازاری استفاده میکنی, پس معلومه بجای بحث دنبال دعوا هستی.

معلوم شد که منطقی نیستید و تندرو هستید و دنبال عصیانگری و شورش, بعد میایید مخالفانتان را متهم میکنید.

یک شخص عادل بیاد همین پستها را از اول تا آخر بخونه متوجه میشه که کی فراافکنی و ایجاد التهاب میکنه.

هر موقع یادگرفتی درست و منطقی بحث کنی و از الفاظ نادرست استفاده نکنی و تهمت دروغ نزنی بیا برای ادامه بحث وگرنه بحث اینجوری بجز هدر دادن وقت چیز دیگری نیست.

کی میخواهید این اخلاق زشتتون رو بگذارید کنار, واقعا کی ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
فیلسوف معاصر نوشته است:دیگه روند رد صلاحیت ها و تایید صلاحیت ها کاملا مشخصه،اینو همین جوری دمش رو بری بگیری بالا به یه جاهایی میرسی که نباید به اونجاها برسی
آره واقعا
نقل قول:
واما انتخابات 94 با پدیده جدیدی رو به رو شد که برخی از آن به "سونامی ثبت نام" یاد کردند. برابر اعلام وزارت کشور 12هزارو 123 نفر (2.5برابر دوره قبل) در انتخابات مجلس دهم کاندید شدند . مشکل بررسی دقیق صلاحیت همه داوطلبان در زمان محدود و افزایش رد صلاحیت ها نسبت به درصد داوطلبان از چالش های این دوره بود. البته هم میزان مشارکت و هم سوابق برخی داوطلبان حساسیت زا بود. اظهارات سیاسی معاون دادستان کل کشور مبنی بر اینکه :
نقل قول:"تعدادی از داوطلبان نمایندگی مجلس شورای اسلامی دارای سابقه کیفری متعددی هستند "
یا اینکه
نقل قول: "یک نفر با 12 سابقه محکومیت نام نویسی کرده و واقعا نمی دانم که فردی با این سوابق با چه انگیزه ای وارد گردونه انتخابات شده است"
این موضوع را تامل برانگیز تر کرده است.
آنها که همواره رد صلاحیت ها را بهانه ای برای شبهه پراکنی نسبت به شورای نگهبان و کارآمدی نظام قرار می دهند طبعا این فرصت را برای جنجال آفرینی از دست نخواهند داد.
کجای دنیای کوچک شما همه نامزدهای انتخاباتی بی چون و چرا تایید می شوند ؟
اصلا عقلانی هست یعنی با عقل خود شما هم سازگاری دارد ؟
مخالفتی که در راستای پیشرفت و تعالی باشد می شود نقد سازنده گوینده آن با اتکا به هدف والایش سخنان خود را بی پروا می زند مخالفت گاهی برای براندازی است نه رشد و پیشرفت دادن(در جهت کاملا معکوس مانع و بازدارنده می شود)و از سر لجاجت و حماقت و خواست و منفعت شخصی و کینه توزی گاهی از سر حق جویی و صلح جویی و انظباط طلبی و سعادت طلبی جمعی است در هر شکل نام یکسان دشمنی به آن اطلاق می شود .تمام دستگاه های حاکم در دنیا تمام جوامع انسانی از گذشته تا آینده برخورد یکسانی دربرابر دشمن ها (از هرشکل آن)دارند.
پس مسئله برخورد با مخالفت عدو نیست مسئله خود عداوت است .هر وقت عدم عداوت و فتنه انگیزی اثبات کردند حرف است غیر از آن مانند اصرار بر برخی توهمات خاله زنکی مهمل است.
جمهوری اسلامی دشمن خود را دارد
کمونیسم دشمن خود را دارد
نازیسم دشمن خود را دارد
فاشیسم دشمن خود را دارد
سوسیالیسم دشمن خود را دارد
الیگارشی از هر نوع خود دشمنی دارد
و...
نه اینکه همه دشمنی واحد داشته باشند گاهی مقابل هم هستند چون هرکدام ساختاری متفاوت دارند تعریف دشمن ضدیت برای براندازی و استفاده از تمام قوای مادی و معنوی علیه جریانی است فارغ از درست و غلط بودن آن جریان است .
برای اینکه اصالت ضدیت مشخص شود باید مشی و نگرش هر دستگاهی شناخته شود.
عملکرد خلاف آرمان و نگرش و روش نظامی نه به شکل ناآگاهانه و جاهلانه بلکه به طور عامدانه و آگاهانه چیزی است که هیچ نظامی فارغ از جهت حرکتش آن را هضم نمی کند کسانی که پافشاری بر این موضوع می کنند و دشمن را با منتقد و مخالف درهم می آمیزند و توقع پروبال دادن به آن را دارند فقط این نسخه را برای جمهوری اسلامی می پیچند این تفکر و روش به قدری مضحک است که حتی نمی توان به اینها لقب جیره خور و اجیر داد صرفا عقده ببخشید عقیده ای است تا مطرح شوند.
بحث های حاشیه ای رو یه تایپیک دیگه بزنید،درگیری های شخصی رو هم بزارید کنار.
به اصل بحث بپردازیم.

(۶/اسفند/۹۴ ۲۲:۵۴)میم.حسین.الف نوشته است: [ -> ]
کجای دنیای کوچک شما همه نامزدهای انتخاباتی بی چون و چرا تایید می شوند ؟
هیچ کجا.

(۶/اسفند/۹۴ ۲۲:۵۴)میم.حسین.الف نوشته است: [ -> ]
اصلا عقلانی هست یعنی با عقل خود شما هم سازگاری دارد ؟
خیر!

فرقش فقط توی معیارهاشه.
مثلا در یک انتخابات آزاد کسی رو به خاطر عدم التزام به یک دین خاص رد صلاحیت نمیکنن.چه برسه که یه قید «عملی» هم به این عبارت بچسبه و بشه «التزام عملی».
اینجاست که هر کسی نظر خاص خودش رو میده و یهویی می بینی امام جمعه یه شهر هم التزام «عملی» به اسلام نداره!
خب همونطور که واقفید دین یک امر قلبیه که فقط بازتاب های عملی داره...این بازتاب های عملی هم با توجه به شخصیت فرد و نوع جهان بینیش تفاوت داره پس این معیار میشه ابزاری برای رد صلاحیت های سلیقه ای.
نمونه ی دیگه این که در یک انتخابات آزاد قبول نداشتن قدرت مطلقه برای یک شخص خاص باعث رد صلاحیت شما نمیشه.

هیچکس به شما اعتراض نمیکنه اگه به افرادی که مثلا مدرک تحصیلی لازم رو ندارن یا سوء پیشینه قضایی دارند اجازه کاندیدای انتخابات شدن ندید.مسئله سر معیارهای رد صلاحیته.
برای وجود پستان در جنس نر میشود سناریوهای مختلفی ذکر کرد و در بدترین حالت وجود پستان در جنس نر را یک عامل خنثی در انتخاب طبیعی (نوچرال سلکشن) در نظر گرفت ، واقعیت این است بسیاری از مسائل را میشود با فرگشت (حداقل) توضیح داد ، (گرچه بسیاری از این موارد هم قابل نمایش یا اثبات نیست) اما مشکل ما با مواردی است که فرگشت نمیتواند ان را بیان کند ( همین پستان در جنس نر صرف نظر از اینکه توسط فرگشت ایجاد شده یا نه توسط فرگشت قابل توضیح است . )
نکته اینجاست که فرگشت بیان کننده ی همه ی مسائل نیست و از دیدگاه من(حداقل) انسان موجودی با رفتارهای به شدت ضد تکاملی است و نمیتواند اثر تکامل باشد . در سایر علوم هم وضع همین است . فیزیک از توضیح متا فیزیک عاجز است و .... (همه ی پدیده ها توسط علم خاص قابل بیان نیستند)
مشکل اصلی در بحث تکامل ، وارداتی و ترجمه ای بودن این مبحث است . در غرب این بحث به سفسطه ی بین (مسیحیت منحرف) و مادیگرایان تبدیل شده که بر افکار هر دو طرف اشکالات جدی وارد است !.....

در مورد بخش دوم
فرض کنید در یک کشور دموکراسی مطلق به معنای (حاکمیت اکثریت) برقرار باشد ، و در این کشور اقلیت مورد ظلم اکثریت باشد .
حال فرض کنید در کشوری سلطانی با عدالت بین مردم حکومت کند (حاکمیت اقلیت) !
به عنوان عضو ناظر کدام بهتر است؟
به نظر مبنایی که بر اساس آن حکومت اجرا میشود درستی یا غلط بودن حکومت را تعیین میکند و علاقه مند بودن اکثریت به حکومت بیشتر بر قدرت و بقای حکومت تاثیر دارد تا اعتبار آن !
مثلا برای کسی که ثابت شده سوسیالیزم مضر است ، اگر تمام مردم شوروی هم به سوسیالیزم رای مثبت میداد باز در اعتبار حکومت برای ان شخص تغییری حاصل نمیشد .
قبلا در این مورد زیاد بحث شد ، الان در آمریکا مردم حکومت نمیکند ! بلکه دقیقا شخصی که مبانی لیبرالسیم را تدوین کرده مشغول حکومت است .
و اساسا چیزی که امروز به ان زیاد توجه نمیشود همین طرفداری اکثریت از حکومت است ! چون با این معیار حکومت ما باید معتبرترین حکومت جهان بود (آمار مقایسه ای مشارکت در انتخابات ها را بررسی کنید )
دشمنی آمریکا با ما به این دلیل نیست که چرا اکثریت حکومت نمیکند بلکه مشکلش این است چرا لیبرالیسم حاکم نیست!(مثلا همین کشورهای خلیج فارس با اینکه کلا مفهومی به نام انتخابات و دموکراسی ندارد مورد تایید امریکا هستند!)
و شوروی نیز دشمنی میکرد که چرا سوسیالیزیم حکومت نمیکند !
و این جنگ بین معتقیدین به لیبرالسیم /سوسیالیزم ..... و معتقدین به اسلام است .
نقل قول:مثلا در یک انتخابات آزاد کسی رو به خاطر عدم التزام به یک دین خاص رد صلاحیت نمیکنن.
مصداق این انتخابات آزاد که فرمودید چیست ؟ صرفا هر دستگاهی ملاک احراز صلاحیتش عدم التزام دینی باشد می شود "انتخابات آزاد"
خود آزادی حیطه دارد محدود به حدود است آزادی بی حد متناظر هرج و مرج و ناهنجاری است
شما در دستگاهی بحث می کنید ماهیت آن حکومت دینی است مگر می شود در حکومت دینی التزام به دین ملاک نباشد ؟!
نقل قول:خب همونطور که واقفید دین یک امر قلبیه که فقط بازتاب های عملی داره...این بازتاب های عملی هم با توجه به شخصیت فرد و نوع جهان بینیش تفاوت داره پس این معیار میشه ابزاری برای رد صلاحیت های سلیقه ای.

بله بینش ها و ادراک ممکن است متفاوت باشد اما یک مسیر و یک صراط ثابت وجود دارد این سنگ محک است میزان است وسیله سنجش درستی و صحت دین داری است . اگر غیر از این مسیر ثابت را در نظر بگیریم و تعریف مشخصی از منش و آموزه دینی نداشته باشیم و آن را سیال فرض کنیم دین معنا و مفهوم خود را از دست می دهد .

قطعا دین امر قلبی است و تبلور آن در عمل شخص است اما آیا نباید این اعمال وسیله سنجش داشته باشد ؟ اگر با ابزار صحیح که صراط دین است سنجیده نشود حرف شما صحیح است و سلیقه غالب بر وظیفه شده است اما اگر مصداق صحیح باشد اصلا کلام شما صدق نمی کند می شود بر مبنای ساز و کار حکومت دینی
نقل قول:نمونه ی دیگه این که در یک انتخابات آزاد قبول نداشتن قدرت مطلقه برای یک شخص خاص باعث رد صلاحیت شما نمیشه.
بحث ولایت فقیه ضمن تاپیک های متعدد اما بررسی آن در این مورد بخصوص که اشاره کردید واقعا نیاز به یک تاپیک دارد
گذشته از بحث آن
ولایت فقیه هم اصالت این نظام است جدای این بحث اش که چطور به ولایت فقیه برسیم وآن را بپذیریم این اصل صراحتا در ماده 57 قانون اساسی آمده است و مخالفت با آن عدم پذیرش قانون اساسی است
خب شخصی که التزام به پارمترهای دینی در حکومت دینی ندارد آیا باید تایید صلاحیت شود ؟
شخصی که التزام به قانون اساسی را ندارد باید تایید صلاحیت شود ؟
در پاسخ اصلا ایران را در نظر نگیرید یک دستگاه حکومتی را در نظر بگیرید شخصی با این شرایط نامزد انتخابات آن است آیا باید پذیرفته شود ؟من برم نامزد ریاست جمهوری ایالت متحده آمریکا شوم در صورت اساس و ماهیت آن را قبول ندارم اگر رد صلاحیت شوم شما حق را به چه کسی می دهید ؟
تا اینجا شما انتخاباتی را طلب می کنید که برای این سیستم نیست یعنی قانون اساسی و حاکمیت و اندیشه ها باید به کل دگرگون شود در شرایط ساقط شدن این اصول بعد اگر انتخاباتی خلاف نظر شما صورت نگیرد بنده هم قبول دارم که آن انتخابات آزاد نیست

پس شما باید ببینید در چه سیستمی چه سازوکار را می خواهید پیاده کنید پیشنهادات شما در اصطکاک با ذات و روح این سیستم است و شما می خواهید به زور آن را روی نظام حکام تحمیل کنید . این نمی شود که سازگاری ندارند باهم
اینکه عرض شد آزادی حیطه دارد شما در لوای حکومت دینی و درخور آن آزادی عمل دارد خارج از آن عمل کنید ماهیت حکومت دینی به حکومتی دیگر تغییر می کند و دستگاه بی معنی می شود .

حالا نظر شما بر حکامیت دینی است (جمهوری اسلامی) و به آن انتقاد دارید یا کلا نظر بر نوع دیگری حاکمیت دارید ؟
(۶/اسفند/۹۴ ۲۳:۳۱)عمار94 نوشته است: [ -> ]
برای وجود پستان در جنس نر میشود سناریوهای مختلفی ذکر کرد و در بدترین حالت وجود پستان در جنس نر را یک عامل خنثی در انتخاب طبیعی (نوچرال سلکشن) در نظر گرفت ، واقعیت این است بسیاری از مسائل را میشود با فرگشت (حداقل) توضیح داد ، (گرچه بسیاری از این موارد هم قابل نمایش یا اثبات نیست) اما مشکل ما با مواردی است که فرگشت نمیتواند ان را بیان کند ( همین پستان در جنس نر صرف نظر از اینکه توسط فرگشت ایجاد شده یا نه توسط فرگشت قابل توضیح است . )
نکته اینجاست که فرگشت بیان کننده ی همه ی مسائل نیست و از دیدگاه من(حداقل) انسان موجودی با رفتارهای به شدت ضد تکاملی است و نمیتواند اثر تکامل باشد . در سایر علوم هم وضع همین است . فیزیک از توضیح متا فیزیک عاجز است و .... (همه ی پدیده ها توسط علم خاص قابل بیان نیستند)
مشکل اصلی در بحث تکامل ، وارداتی و ترجمه ای بودن این مبحث است . در غرب این بحث به سفسطه ی بین (مسیحیت منحرف) و مادیگرایان تبدیل شده که بر افکار هر دو طرف اشکالات جدی وارد است !.....
آهان،الان متوجه منظورتون شدم.
این مسئله سال ها قبل مطرح بوده و پاسخ های مختلفی هم بهش داده شده.
شما کتاب ژن خود خواه داوکینز رو خوندید؟
در مورد همین مسئله ست.

(۶/اسفند/۹۴ ۲۳:۳۱)عمار94 نوشته است: [ -> ]
در مورد بخش دوم
فرض کنید در یک کشور دموکراسی مطلق به معنای (حاکمیت اکثریت) برقرار باشد ، و در این کشور اقلیت مورد ظلم اکثریت باشد .
حال فرض کنید در کشوری سلطانی با عدالت بین مردم حکومت کند (حاکمیت اقلیت) !
به عنوان عضو ناظر کدام بهتر است؟
به نظر مبنایی که بر اساس آن حکومت اجرا میشود درستی یا غلط بودن حکومت را تعیین میکند و علاقه مند بودن اکثریت به حکومت بیشتر بر قدرت و بقای حکومت تاثیر دارد تا اعتبار آن !
مثلا برای کسی که ثابت شده سوسیالیزم مضر است ، اگر تمام مردم شوروی هم به سوسیالیزم رای مثبت میداد باز در اعتبار حکومت برای ان شخص تغییری حاصل نمیشد .
قبلا در این مورد زیاد بحث شد ، الان در آمریکا مردم حکومت نمیکند ! بلکه دقیقا شخصی که مبانی لیبرالسیم را تدوین کرده مشغول حکومت است .
و اساسا چیزی که امروز به ان زیاد توجه نمیشود همین طرفداری اکثریت از حکومت است ! چون با این معیار حکومت ما باید معتبرترین حکومت جهان بود (آمار مقایسه ای مشارکت در انتخابات ها را بررسی کنید )
دشمنی آمریکا با ما به این دلیل نیست که چرا اکثریت حکومت نمیکند بلکه مشکلش این است چرا لیبرالیسم حاکم نیست!(مثلا همین کشورهای خلیج فارس با اینکه کلا مفهومی به نام انتخابات و دموکراسی ندارد مورد تایید امریکا هستند!)
و شوروی نیز دشمنی میکرد که چرا سوسیالیزیم حکومت نمیکند !
و این جنگ بین معتقیدین به لیبرالسیم /سوسیالیزم ..... و معتقدین به اسلام است .
منظورتون اینه که اگر اقلیت عادل بر اکثریت ظالم حکومت کنند بهتره که بر عکس؟
خب اول باید عدل و ظلم رو تعریف کنیم.اما اگر کارآمدی به معنای پیشرفت کلی جامعه رو مدّ نظر بگیریم تا حالا تجربه نشده که خرد جمعی کارآمدی لازم رو در بلند مدت نداشته باشه.
اگه در دوره های زمانی معین باز به خرد جمعی رجوع کنیم و نظرش رو جویا بشیم به یه سیستم و نظم کارآمد میرسیم،این رو تاریخ ثابت کرده.
گفتید : « با معیار طرفداری اکثریت جمهوری اسلامی معتبر ترین حکومت جهان میشه » که غلطه،شما میزان مشارکت مردم در انتخابات رو مساوی طرفداری از جمهوری اسلامی در نظر گرفتید.همین الان که دم انتخاباته جو رو ببینید!
کلی از مخالفان رژیم از ترس مرگ دارن به تب راضی میشن و از بین بد و بدتر بد رو انتخاب میکنن،اما انتخاب میکنن!
مشکل دیگه اینه که شناسنامه های مهر خورده شهروندان مملکت ما بعضی جاها لازمشون میشه و ... .
خوب با این وضعیت نمیشه آمار مشارکت رو آمار طرفداری از حکومت فرض کرد.

(۶/اسفند/۹۴ ۲۳:۳۷)میم.حسین.الف نوشته است: [ -> ]مصداق این انتخابات آزاد که فرمودید چیست ؟ صرفا هر دستگاهی ملاک احراز صلاحیتش عدم التزام دینی باشد می شود "انتخابات آزاد"
خود آزادی حیطه دارد محدود به حدود است آزادی بی حد متناظر هرج و مرج و ناهنجاری است
شما در دستگاهی بحث می کنید ماهیت آن حکومت دینی است مگر می شود در حکومت دینی التزام به دین ملاک نباشد ؟!

بله بینش ها و ادراک ممکن است متفاوت باشد اما یک مسیر و یک صراط ثابت وجود دارد این سنگ محک است میزان است وسیله سنجش درستی و صحت دین داری است . اگر غیر از این مسیر ثابت را در نظر بگیریم و تعریف مشخصی از منش و آموزه دینی نداشته باشیم و آن را سیال فرض کنیم دین معنا و مفهوم خود را از دست می دهد .

قطعا دین امر قلبی است و تبلور آن در عمل شخص است اما آیا نباید این اعمال وسیله سنجش داشته باشد ؟ اگر با ابزار صحیح که صراط دین است سنجیده نشود حرف شما صحیح است و سلیقه غالب بر وظیفه شده است اما اگر مصداق صحیح باشد اصلا کلام شما صدق نمی کند می شود بر مبنای ساز و کار حکومت دینی
بحث ولایت فقیه ضمن تاپیک های متعدد اما بررسی آن در این مورد بخصوص که اشاره کردید واقعا نیاز به یک تاپیک دارد
گذشته از بحث آن
ولایت فقیه هم اصالت این نظام است جدای این بحث اش که چطور به ولایت فقیه برسیم وآن را بپذیریم این اصل صراحتا در ماده 57 قانون اساسی آمده است و مخالفت با آن عدم پذیرش قانون اساسی است
خب شخصی که التزام به پارمترهای دینی در حکومت دینی ندارد آیا باید تایید صلاحیت شود ؟
شخصی که التزام به قانون اساسی را ندارد باید تایید صلاحیت شود ؟
در پاسخ اصلا ایران را در نظر نگیرید یک دستگاه حکومتی را در نظر بگیرید شخصی با این شرایط نامزد انتخابات آن است آیا باید پذیرفته شود ؟من برم نامزد ریاست جمهوری ایالت متحده آمریکا شوم در صورت اساس و ماهیت آن را قبول ندارم اگر رد صلاحیت شوم شما حق را به چه کسی می دهید ؟
تا اینجا شما انتخاباتی را طلب می کنید که برای این سیستم نیست یعنی قانون اساسی و حاکمیت و اندیشه ها باید به کل دگرگون شود در شرایط ساقط شدن این اصول بعد اگر انتخاباتی خلاف نظر شما صورت نگیرد بنده هم قبول دارم که آن انتخابات آزاد نیست

پس شما باید ببینید در چه سیستمی چه سازوکار را می خواهید پیاده کنید پیشنهادات شما در اصطکاک با ذات و روح این سیستم است و شما می خواهید به زور آن را روی نظام حکام تحمیل کنید . این نمی شود که سازگاری ندارند باهم
اینکه عرض شد آزادی حیطه دارد شما در لوای حکومت دینی و درخور آن آزادی عمل دارد خارج از آن عمل کنید ماهیت حکومت دینی به حکومتی دیگر تغییر می کند و دستگاه بی معنی می شود .

حالا نظر شما بر حکامیت دینی است (جمهوری اسلامی) و به آن انتقاد دارید یا کلا نظر بر نوع دیگری حاکمیت دارید ؟
استدلال و نظر شما کاملا درسته منتها فقط در محدوده کسانی کاربرد داره که با شما تا مرحله «حکومت دینی» هم عقیده باشن.
همونطور که احتمالا حدس زدید من با حکومت دینی مشکل دارم و انتظاری هم ندارم که یک انتخابات آزاد در بطن یک حکومت دینی انجام بشه.فقط ویژگی های انتخابات آزاد رو گفتم که از نمونه های موفقش میتونید مجلس عوام انگلستان یا همین انتخابات ریاست جمهوری ایالات متحده رو ببینیم.(باز میگم که بی ایراد نیستن اما از بی ایرادترین ها هستن)
کتاب داوکینز در این مورد نیست !
ببینید ممکنه یک نفر سوال کند چرا ما به همنوع خود کمک میکنیم ؟ پاسخ این سوال را میتوان از طریق فرگشت بیان کرد ! ما کمک میکنیم چون این کمک باعث بقای بهتر جامعه میشود ! و اصلا چون موجوداتی که به همنوع خود کمک میکنند شانس بقای بیشتری دارند پس شانس پاس کردن ژن های انها هم بیشتر است ! اما سوال اینجاست ؟ چرا انسان میل به حمایت از سالخوردگان و معلولان جامعه هم دارد ؟ حمایت از سالخوردگان و اعضایی که نجات انها کمکی به بقای جمعیت نمیکند چه توجیهی دارد ؟ حمایت از اعضای ناتوان که امیدی به تاثیرشان در کلونی نیست ریسک زنده ماندن افرادی که میل به حمایتشان را دارند بالا میبرد و حتما این عامل ضد تکاملی وجودشان را به تدریج از بین میبرد !


در مورد بخش دوم اگر فکر میکنید واقعا جمعیتی که دیشب تا اخرین ساعت جلوی ستاد ها بودند و مردمی که فردا پای صندوق ها می ایند از ترس تب دارند به مرگ راضی میشوند !
و یک میلیون نفر از اعضای همین جامعه که اکثرا فرهنگی و تحصیل کرده هستند و مسئولیت صفر تا صد انتخابات را بر عهده دارند ، همگی دزد و حقه بازند و با شناسنامه ی اموات انتخابات را مهندسی میکنند ! و این یک میلیون نفر هم طوری هماهنگ شدند که خبری از این کار به بیرون درز نمیکند !
به نظرم بهتره بحث تمام بشه !(مجادله یک رفتار ضد تکاملی است ولی کلید روشن /خاموشش دست خودمونه !انسان عجب موجودیه ! یک رفتار ضد تکاملی رو به جلو پاس کرده در عین حال براش کلید روشن /خاموش هم درست کرده !)
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13
آدرس های مرجع