تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: آموزش و پرورش شیطانی به خودکشی ختم شد
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7 8
[تصویر: e0mw_chron997p1.jpg]
موضوعه جالبیه. لطفا اگ کسیه دیگه ای هم اطلاعی داره, در میون بزاره .ممنون
چند وقت پیش یکی از دوستان به من گفت که کسی رو میشناسم که با خوندن کتاب بوف کور خودکشی کرده.
من بهش گفتم این کتاب بالقوه چنین قصد و غرضی نداره،خیلی ها این کتاب رو میخونن و خودکشی نمیکنن...
حرف جالبی زد،گفت که : حتما نویسنده کتاب خودش رو بهتر فهمیده،وقتی خودش خودکشی کرده تو دیگه چی میگی؟!
الان که فکر میکنم میبینم پر بیراه نگفته،
بعضی از کتابها و بعضی از آدم ها نا امیدی رو مینویسن و بعضی ها زندگی رو،مطمئنم چیزی که یوستین گردر مینویسه اسمش نا امیدی نیست،زندگی توی سطرهای مختلف دنیای سوفی و راز فال ورق جریان داره.
از ادبیات همون دوستم وام بگیرم :
اگر دنیای سوفی دعوت به خودکشی میکرد،مطمئنا خود نویسنده پیام نوشته ش رو بهتر از بقیه دریافت میکرد.
اما یوستین گردر الان بیشتر از 60 سال سن داره! (تصویر آواتارم همین نویسندست)

حالا اگر بازم کنجکاو بودید که عقاید نویسنده رو محک بزنید کتاب «زندگی کوتاه است» رو از همین نویسنده بخونید.

[تصویر: ADI0036.jpg]
فقط ناراحتیم از اینه که شاید اگر این نوجوان قبل از خودکشی این کتاب رو خونده بود تصمیمش عوض میشد..شاید
(۲۰/اسفند/۹۴ ۱۱:۰۴)Ali#59 نوشته است: [ -> ]چند وقت پیش یکی از دوستان به من گفت که کسی رو میشناسم که با خوندن کتاب بوف کور خودکشی کرده.
من بهش گفتم این کتاب بالقوه چنین قصد و غرضی نداره،خیلی ها این کتاب رو میخونن و خودکشی نمیکنن...
حرف جالبی زد،گفت که : حتما نویسنده کتاب خودش رو بهتر فهمیده،وقتی خودش خودکشی کرده تو دیگه چی میگی؟!
الان که فکر میکنم میبینم پر بیراه نگفته،
بعضی از کتابها و بعضی از آدم ها نا امیدی رو مینویسن و بعضی ها زندگی رو،مطمئنم چیزی که یوستین گردر مینویسه اسمش نا امیدی نیست،زندگی توی سطرهای مختلف دنیای سوفی و راز فال ورق جریان داره.
از ادبیات همون دوستم وام بگیرم :
اگر دنیای سوفی دعوت به خودکشی میکرد،مطمئنا خود نویسنده پیام نوشته ش رو بهتر از بقیه دریافت میکرد.
اما یوستین گردر الان بیشتر از 60 سال سن داره! (تصویر آواتارم همین نویسندست)

حالا اگر بازم کنجکاو بودید که عقاید نویسنده رو محک بزنید کتاب «زندگی کوتاه است» رو از همین نویسنده بخونید.

[تصویر: ADI0036.jpg]
فقط ناراحتیم از اینه که شاید اگر این نوجوان قبل از خودکشی این کتاب رو خونده بود تصمیمش عوض میشد..شاید


به نام خدا

ببینید ماجرای خودکشی به کنار,

نکته اصلی این است که این کتاب اصلا مناسب تدریس در مدارس یک کشور اسلامی نیست, چون فلسفه را از نگاه یک روشنفکر یا فیلسوف غربی به جوانان معرفی میکند.

یعنی به گونه ای دین را همان تکامل فلسفه بافیهای فیلسوفان یونان باستان میداند, یعنی زاییده ذهن بشر و اساسا به چیزی به نام (( الله )) آنطور که در اسلام ذکر شده و مسلمانان یا حتی پیروان ادیان توحیدی دیگر به آن اعتقاد دارند, اعتقاد ندارد یا شباهتهای اندکی با خدای واحدی که اسلام معرفی میکند دارد. مشکل این قضیه است.

حال بنده از برخی دوستان تعجب میکنم که از این کتاب تمجید میکنند, بله از نظر ادبی و از نظر اینکه مطالب پیچیده فلسفی را به زبان شیرین و داستان و تخیلی برای جوانان بیان میکند, قابل تمجید است, اما از نظر اعتقادی اصلا به اعتقادات ما تشابهی ندارد.

اگر قرار به تمجید باشد رمان آیات شیطانی هم کلی ازش تمجید شد و کلی جایزه هم گرفت و سلمان رشدی ملعون هم بسیار بهتر از گردر مینویسد و اتفاقا فلسفه را هم قاطی رمانهاش میکند اما آیا شیوایی ادبی و کلام شیرین نویسنده میتواند باعث شود که آنچیز شیطانی که میگوید را نادیده بگیریم ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

در ضمن همین کتاب که معرفی کرده اید, تصویری روی جلدش هست که به نظر باید در یک تالار مذهبی سانسور شود و اتفاقا برعکس نظر شما به خاطر همان تصویر جنسی حتی اگر سراسر کتاب پر از صحبت از عشق به زندگی و شیرینی زندگی و حرفهایی از این دست باشد , مناسب برای خوانده شدن توسط یک نوجوان چهارده پانزده ساله نیست !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
(۲۰/اسفند/۹۴ ۱۳:۲۹)عدالت نوشته است: [ -> ]به نام خدا

ببینید ماجرای خودکشی به کنار,

نکته اصلی این است که این کتاب اصلا مناسب تدریس در مدارس یک کشور اسلامی نیست, چون فلسفه را از نگاه یک روشنفکر یا فیلسوف غربی به جوانان معرفی میکند.

یعنی به گونه ای دین را همان تکامل فلسفه بافیهای فیلسوفان یونان باستان میداند, یعنی زاییده ذهن بشر و اساسا به چیزی به نام (( الله )) آنطور که در اسلام ذکر شده و مسلمانان یا حتی پیروان ادیان توحیدی دیگر به آن اعتقاد دارند, اعتقاد ندارد یا شباهتهای اندکی با خدای واحدی که اسلام معرفی میکند دارد. مشکل این قضیه است.

حال بنده از برخی دوستان تعجب میکنم که از این کتاب تمجید میکنند, بله از نظر ادبی و از نظر اینکه مطالب پیچیده فلسفی را به زبان شیرین و داستان و تخیلی برای جوانان بیان میکند, قابل تمجید است, اما از نظر اعتقادی اصلا به اعتقادات ما تشابهی ندارد.

اگر قرار به تمجید باشد رمان آیات شیطانی هم کلی ازش تمجید شد و کلی جایزه هم گرفت و سلمان رشدی ملعون هم بسیار بهتر از گردر مینویسد و اتفاقا فلسفه را هم قاطی رمانهاش میکند اما آیا شیوایی ادبی و کلام شیرین نویسنده میتواند باعث شود که آنچیز شیطانی که میگوید را نادیده بگیریم ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

در ضمن همین کتاب که معرفی کرده اید, تصویری روی جلدش هست که به نظر باید در یک تالار مذهبی سانسور شود و اتفاقا برعکس نظر شما به خاطر همان تصویر جنسی حتی اگر سراسر کتاب پر از صحبت از عشق به زندگی و شیرینی زندگی و حرفهایی از این دست باشد , مناسب برای خوانده شدن توسط یک نوجوان چهارده پانزده ساله نیست !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
اولا کجای کتاب دین رو تکامل فلسفه بافی های فیلسوفان یونان باستان دونسته؟
دوما این کتاب سیری بر فلسفه غربه،اگه شما به فلسفه غرب علاقه نداری و میخوای فلسفه اسلامی بخونی میتونی این کتاب رو نخری،یا به بچت اجازه ندی این کتاب رو بخونه...چرا برای بقیه تعیین تکلیف میکنی؟!
سوما تصویر روی جلد ایرادش چیه؟
بسم الله الرّحمن الرّحیم

[تصویر: marashi.jpg]

مصیبت بزرگ صوفیان

آیت الله العظمی مرعشی نجفی رحمة الله علیه


از نظر من مصیبت صوفیان برای اسلام، از بزرگترین مصایب است زیرا ارکان اسلام را منهدم ساخت و بنیان آنرا تَرَک داد. پس از جستجوی عمیق وگردش در میدان های کلمات آنان و اطلاع از مطالب مخفی آنان و یافتن رازهای پوشیده آنان در پی دیدار با سران فرقه های تصوف، بر من روشن شد که این درد، از راهبان نصارا به دین اسلام سرایت کرده و گروهی از اهل سنت مانند: حسن بصری و شبلی و معروف و طاووس و زهری و جنید و دیگران آن را گرفتند، سپس از آنان به شیعه سرایت کرد تا اینکه کارشان بالا گرفت و پرچم هایشان برافراشته شد، به گونه ای که از اساس دین سنگی را روی سنگ باقی نگذاشتند. آنان نصوص کتاب و سنت را تاویل کردند و با احکام فطری عقلی مخالفت نمودند و به وحدت وجود و حتی موجود ملتزم شدند و در عبادت وجهه گرفتند و بر اوراد آکنده ازکفر و اباطیل که رؤسای آنها میساختند، مداومت کردند و به چیزی پایبند گردیدند که آن را ذکر خفی قلبی می نامیدند و از سمت راست قلب شروع میشد و به سمت چپ خاتمه می یافت.


گاهی آن را سفر از حق به خلق می نامیدند و گاهی نزول از قوس صعودی به قوس نزولی، و بالکعس که از آن به عنوان سفر از خلق به حق و عروج از قوس نزولی به قوس صعودی تعبیر کرده اند، خدا به داد این طامات برسد، پس ترهات خود را به فقه سرایت دادند، همچنین در مبحث نیت و غیر آن و دیدم بعضی از مرشدان آنان را که اشعار مغربی عارف را از روی دیوانش می خواند و گریه می کرد و به آن اعتنا می کرد همچون اعتنایی که به آیات قرآن کریم می شود، جای تاسف است برای قومی، کسانی که قرآن شریف را ترک کنند و دعاهای صحیفه کامله سجادیه را که زبور آل محمد صلوات الله علیهم اجمعین و سخنان موالی و سروران امامان علیهم السلام را و مشغول شوند بامثال کتاب مغربی و …


و دیدم یکی از آنان را که دعوی فضل داشت و از برخی سخنان که به ائمه هدی (علیهم السلام) نسبت داده شده، برای ترویج مسلک خود استفاده می کند مانند: «لنامع الله حالات فیها هو نحن و نحن هو» یعنی برای ما با خدا حالاتی است که در آن حالات او ما هستیم و ما او می باشد. و این بینوا در علم و تتبع و تحقیق و ضبط نمیدانست که کتاب مصباح الشریعه و مانند آن که چنین سخنان منکری در آن ها جمع شده، ساخته ایادی صوفیان اعصار گذشته است که برای ما به ارث مانده است.


شیوع تصوف و ساختن خانقاهها در قرن چهارم بود. بعضی از مرشدین آن قرن، وقتی تفنن متکلمین را در عقاید دیدند، از فلسفه فیثاغورث و پیروان او در الهیات، قواعدی را اقتباس نمودند و از لاهوتیات اهل کتاب و بت پرستان، جمله هایی را گرفتند و آن جملات را به لباس اسلام درآوردند و به علم خاصی تبدیل نمودند که آن علم را علم تصوف یا حقیقت یا باطن یا فقر یا فنا یا کشف و شهود نامیدند.


و در این زمینه کتابها و رساله ها نوشتند و این وضع همچنان ادامه داشت تا آنکه قرن پنجم و قرنهای بعدی فرارسید و برخی از زیرکان اهل تصوف میدان وسیعی را آماده یافتند تا به اسم ولایت و غوثیه و قطبیه و دعوی تصرف در ملکوت با قوه قدسیه، چه رسد به ناسوت، در میان جاهلان، مقام شامخی همچون مقام نبوت و حتی الوهیت به دست آورند.


آنان با مقالاتی مبنی بر تاویلات مزخرف و کشف خیالی و رویاها و اوهام، فلسفه تصوف را توسعه دادند و کتابهای پیاپی بسیاری مانند کتاب تعرف و دلالت و نصوص و شروح آن و نفحات و رشحات و مکاشفات و انسان کامل و العوارف و المعارف و التاویلات و غیره که پر از حکایتهای دروغ و قضایای کاملا بیمعناست، نوشتند.


وقتی کالای آنان بازار پیدا کرد و نامشان مشهور شد و بازارشان گرم گردید، به فرقه ها و دسته های مختلف تقسیم شدند و عوام وسفلگان را با حدیث جعلی « الطرق الی الله بعدد انفاس الخلایق » اغفال کردند و برای هر فرقه ای که از دیگران متمایز گردند، علامتهایی را قرار دادند…


خداوند ما و شما را از فریب کاریهای بافندگان عرفان و فلسفه و تصوف حفظ کند و ما و شما را از کسانی قرار دهد که به آستانه اهل بیت پیامبر خدا صلوات الله علیهم اجمعین روی میآورند و کسی را جز آنان نمی شناسند. آمین آمین.


منبع: احقاق الحق ج ۱ص ۱۸۲تا۱۸۵ عارف و صوفی چه میگوید ص۳۲و۳۳
اگر مشکل کتاب فقط ناهمخوانی با اعتقادات ما باشه، مطمئناً درست نیست که برای ترویج اعتقاداتمان اخبار دروغ پخش کنیم و یک معلم رو هم بدبخت کنیم.

میشه خیلی صادقانه مسئله همخوانی نداشتن با اعتقادات رو مطرح کرد.
"دنیای سوفی" کتاب جالبیه.

3000 هزار سال فلسفه غرب رو عین هلو می ده بهت.

اگر این کتاب، اولین کتاب فلسفی باشه که یک شخص مطالعه می کنه، به شدت جذبش می شه.

(۲۰/اسفند/۹۴ ۱۵:۳۱)آیات نوشته است: [ -> ].
.
منبع: احقاق الحق ج ۱ص ۱۸۲تا۱۸۵ عارف و صوفی چه میگوید ص۳۲و۳۳

UndecidedMat
برخی تو تاپیک به کتاب حمله میکنند بدون اینکه کتاب رو خونده باشن
برخی دیگه هم که به کتاب حمله می کنن بدون اینکه حتی عنوانش رو خونده باشن
در مورد اینکه واقعا این دختر خانوم خودکشی کرده یا نه میشود بحث کرد.
در مورد اینکه واقعا تحت تاثیر یک کتاب خودکشی کرده است را هم میشود بحث کرد .
این گونه بحث ها خوب هستند و ممکن است به نتایج جالبی هم برسند اما موضوع مهمتری هم برای بحث وجود دارد !
(ایا ازادی اعمال و عقائد مطلق است یا نه ؟)
مثلا ایا
1.اگر ببینیم که یک نفر مشغول همصحبتی و همنشینی با یک دزد یا کلاهبردار است حق دخالت داریم یانه ؟
2.اگر ببینیم جوانی مشغول سیگار کشیدن است حق دخالت داریم یا نه ؟
3.اگر بدانیم دوستمان بیماری قلبی دارد و میخواهد همراه ما یک ورزش مهیج انجام دهد حق دخالت داریم یا نه ؟
4.اگر بدانیم دوستمان میخواهد خود کشی کند حق دخالت داریم یا نه ؟
ممکن است بگوید این موارد سفسطه و قیاس اشتباه است در حالی که واقعا مرز میان عقیده و عمل بسیار باریک است .
مثلا
1.فردی بیمار است و دوستش که طبیب نیست در مورد این بیماری نظری دارد . طبیعی است که دوست حق ندارد نظر خود را اعلام کند .
2.فردی که میخواهد ازدواج کند نباید با فردی که طلاق گرفته هم صحبت شود بلکه باید با فردی که زندگی مشترک مناسبی دارد باید مشورت کند . و هزاران مثال مشابه....
به هر حال به نظرم این ایده که همگان ازاد باشند تا هر چه خواستند بگویند و وظیفه ی تشخیص را بر عهده ی شنونده گذاشتن به وضوح نادرست و حرف فاسدی است ، البته دلیل خوبی هم برای این نظر دارم ، چون مرز میان نظر و عمل ناپیداست ، با ازادی یکی ، دیگری هم ازاد میشود......
(۲۰/اسفند/۹۴ ۱۷:۵۸)عمار94 نوشته است: [ -> ]
در مورد اینکه واقعا این دختر خانوم خودکشی کرده یا نه میشود بحث کرد.
در مورد اینکه واقعا تحت تاثیر یک کتاب خودکشی کرده است را هم میشود بحث کرد .
این گونه بحث ها خوب هستند و ممکن است به نتایج جالبی هم برسند اما موضوع مهمتری هم برای بحث وجود دارد !
(ایا ازادی اعمال و عقائد مطلق است یا نه ؟)
مثلا ایا
1.اگر ببینیم که یک نفر مشغول همصحبتی و همنشینی با یک دزد یا کلاهبردار است حق دخالت داریم یانه ؟
2.اگر ببینیم جوانی مشغول سیگار کشیدن است حق دخالت داریم یا نه ؟
3.اگر بدانیم دوستمان بیماری قلبی دارد و میخواهد همراه ما یک ورزش مهیج انجام دهد حق دخالت داریم یا نه ؟
4.اگر بدانیم دوستمان میخواهد خود کشی کند حق دخالت داریم یا نه ؟
ممکن است بگوید این موارد سفسطه و قیاس اشتباه است در حالی که واقعا مرز میان عقیده و عمل بسیار باریک است .
مثلا
1.فردی بیمار است و دوستش که طبیب نیست در مورد این بیماری نظری دارد . طبیعی است که دوست حق ندارد نظر خود را اعلام کند .
2.فردی که میخواهد ازدواج کند نباید با فردی که طلاق گرفته هم صحبت شود بلکه باید با فردی که زندگی مشترک مناسبی دارد باید مشورت کند . و هزاران مثال مشابه....
به هر حال به نظرم این ایده که همگان ازاد باشند تا هر چه خواستند بگویند و وظیفه ی تشخیص را بر عهده ی شنونده گذاشتن به وضوح نادرست و حرف فاسدی است ، البته دلیل خوبی هم برای این نظر دارم ، چون مرز میان نظر و عمل ناپیداست ، با ازادی یکی ، دیگری هم ازاد میشود......
سلام
شما در مورد سیگار کشیدن و امثالهم صحبت کردید. خب انسان وظیفه دارد راهنمایی کند اما ابتدا باید روش راهنمایی کردن را خوب یاد داشته باشد در غیر اینصورت ممکن است نتیجه ی عکس بگیرد.
در مورد این کتاب ابتدا باید دید حکم سیگار را دارد یا نه و بعد تصمیم گرفت که با چه روشی جلوی آن را بگیریم. روشی که فعلا برای جلوگیری از خوندن این کتاب استفاده شده باعث شد افرادی که در مورد کتاب آگاهی نداشتند در مورد آن آگاه و به خواندن آن علاقمند شوند! میگن طرف اومد ابرو رو درست کنه زد چشمش رو هم کور کرد.
اینکه جلوی آزادی عقیده رو بگیریم و عقاید درست خودمون رو در دسترس دیگران قرار بدیم موافق هستم اما باز روش رو باید درست انتخاب کنیمSmile
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7 8
آدرس های مرجع