تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: آموزش و پرورش شیطانی به خودکشی ختم شد
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7 8
(۲۰/اسفند/۹۴ ۲۳:۳۸)حقیقتجو نوشته است: [ -> ]به گفته ی نیچه که گفته خدا مرده است اعتقاد کامل دارم.
عبارت مشهور خدا مرده است در اثر کلاسیک نیچه چنین گفت زرتشت.فصل "مرد دیوانه" به شرح زیر است : خدا مرده است. خدا مرده باقی مانده است. و ما او را به قتل رسانده ایم. چگونه ما قاتلان همه قاتلان باید خودمان را دلداری دهیم ؟ چه شد که مقدس ترین و قدرتمندترینی را که عالم هستی داشت با دشنه های ما به خون در غلطید؟ چه کسی مارا ازاین خون ریزی مبرا می کند ؟ در چه آبی خودمان را پاک نماییم؟چه نوع دیه ای بدهیم و چه نوع مراسم مقدسی باید به پاکنیم؟ آیابزرگی این عمل عظیم بیش از حد توان ما نیست ؟آیا باید به سادگی خودمان را خدایانی کنیم که شایسته آن نیستیم ؟


به نام خدا

بنده هم رک و راست میگویم که اعتقادتان کاملا اشتباه است, چون خداوند نه زاده شده و نه میمیرد و این تفکری که شما حامیش هستی شرک آلود است.

پس خودتان به صورت غیر مستقیم به حرفهای بنده رسیدید و جای بحث بیشتر دیگر نیست.

اگر خداوند طبق نظریه نیچه و حامیانش مرده باشد, زندگی پوچ است, یعنی همان چیزی که دختری که کتاب سوفی گردر را خوانده به آن رسیده و در حاشیه کتاب هم آنرا مکتوب کرده !!!!!!!!!!!!

یک نکته هم بگویم که نیچه اساسا با ادیان ابراهیمی, مخالف بوده و آنها را وسیله ای برای استثمار مردم به دست سازندگان آن ادیان میدانسته.

خوب اگر شما به همچین عقیده ای, اعتقاد دارید, دیگر نمیتوانید ادعا کنید که به (( الله )) هم ایمان دارید چون پارادوکس شدید دارد.
(۲۰/اسفند/۹۴ ۲۳:۴۲)عدالت نوشته است: [ -> ]به نام خدا

بنده هم رک و راست میگویم که اعتقادتان کاملا اشتباه است, چون خداوند نه زاده شده و نه میمیرد و این تفکری که شما حامیش هستی شرک آلود است.

پس خودتان به صورت غیر مستقیم به حرفهای بنده رسیدید و جای بحث بیشتر دیگر ینست.

یک نکته هم بگویم که نیچه اساسا با ادیان ابراهیمی, مخالف بوده و آنها را وسیله ای برای استثمار مردم به دست سازندگان آن ادیان میدانسته.

خوب اگر شما به همچین عقیده ای, اعتقاد دارید, دیگر نمیتوانید ادعا کنید که به (( الله )) هم ایمان دارید چون پارادوکس شدید دارد.
حرفها رو عمیق تر بخونید دوست عزیز. جمله ی کامل خدا مرده است رو با دقت بیشتری چند بار بخونید. همشو بخونید نه فقط همین قستی که گفته خدا مرده است. شما فقط همین رو میبینید و بقیش رو در نظر نمیگیرید انگار!
تو مو می بینی و من پیچش مو/تو ابرو من اشارتهای ابرو
(۲۰/اسفند/۹۴ ۲۳:۴۶)حقیقتجو نوشته است: [ -> ]حرفها رو عمیق تر بخونید دوست عزیز. جمله ی کامل خدا مرده است رو با دقت بیشتری چند بار بخونید. همشو بخونید نه فقط همین قستی که گفته خدا مرده است. شما فقط همین رو میبینید و بقیش رو در نظر نمیگیرید انگار!
تو مو می بینی و من پیچش مو/تو ابرو من اشارتهای ابرو


به نام خدا

دوست عزیز بنده قبل از اینکه ظاهر مو و یا پیجش آنرا ببینم, ریشه مو را میبینم.

بنده فکر کنم سالها پیش این جملات را خوانده ام و میدانم که منظور نیچه, گناهان بشر میباشد و نه اینکه واقعا خدا مرده است !!!!!!!!!!! هرچند همینرا هم نباید گفت چون کفر است حتی در حالت استعاری !!!!!!, اما قبل از اینکه این نوشته ها را بخوانم, شخصیت نیچه را مطالعه کرذه ام و با تفکر او آشنا هستم.

به هر حال هیچ انسان بد مطلقی وجود ندارد و هر انسان هرچقدر هم بد یا کافر باشد گاهی حقایقی هم میگوید اما مهم الحاد است که متاسفانه نیچه فردی ملحد بوده.

جمله ای معروف از او هست که میگوید : تنها مسیحی روی زمین عیسی (علیه السلام) بوده.

در این جمله کلی حرف هست, یعنی کسی خودش را برای مسیحی شدن خسته نکند !!!!!!!!!!!!!!!!

این بحثها به نظربنده سنگین و بیهوده هست, چون هر که خدا را قبول نداشته باشد و بر آن پافشاری کند و بخواهد مثالهای فلسفی سنگین برخی فیلسوفان غربی را هم بیاورد, بجز استهلاک مغزی چیز دیگری در بر ندارد.

همانطور که خود نیچه بر اثر همین فشارهای بیهوده ای که به مغز خود برای اثبات تفکر اشتباهش آورد, سرطان مغزی گرفت و مرد.

خدا یکیست و آن (( الله )) است حتی اگر تمام فیلسوفان غربی هم آنرا نفی کنند, (( الله )) بوده و خواهد بود.

به اندازه کافی در این تاپیک بحث کردم, اگر گیرنده حقیقتتان فعال باشد, آنرا گرفته اید !!!!!!!!!!!!
(۲۰/اسفند/۹۴ ۲۳:۵۴)عدالت نوشته است: [ -> ]به نام خدا

دوست عزیز بنده قبل از اینکه ظاهر مو و یا پیجش آنرا ببینم, ریشه مو را میبینم.

بنده فکر کنم سالها پیش این جملات را خوانده ام و میدانم که منظور نیچه, گناهان بشر میباشد و نه اینکه واقعا خدا مرده است !!!!!!!!!!! هرچند همینرا هم نباید گفت چون کفر است حتی در حالت استعاری !!!!!!, اما قبل از اینکه این نوشته ها را بخوانم, شخصیت نیچه را مطالعه کرذه ام و با تفکر او آشنا هستم.

به هر حال هیچ انسان بد مطلقی وجود ندارد و هر انسان هرچقدر هم بد یا کافر باشد گاهی حقایقی هم میگوید اما مهم الحاد است که متاسفانه نیچه فردی ملحد بوده.

جمله ای معروف از او هست که میگوید : تنها مسیحی روی زمین عیسی (علیه السلام) بوده.

در این جمله کلی حرف هست, یعنی کسی خودش را برای مسیحی شدن خسته نکند !!!!!!!!!!!!!!!!

این بحثها به نظربنده سنگین و بیهوده هست, چون هر که خدا را قبول نداشته باشد و بر آن پافشاری کند و بخواهد مثالهای فلسفی سنگین برخی فیلسوفان غربی را هم بیاورد, بجز استهلاک مغزی چیز دیگری در بر ندارد.

همانطور که خود نیچه بر اثر همین فشارهای بیهوده ای که به مغز خود برای اثبات تفکر اشتباهش آورد, سرطان مغزی گرفت و مرد.

خدا یکیست و آن (( الله )) است حتی اگر تمام فیلسوفان غربی هم آنرا نفی کنند, (( الله )) بوده و خواهد بود.

به اندازه کافی در این تاپیک بحث کردم, اگر گیرنده حقیقتتان فعال باشد, آنرا گرفته اید !!!!!!!!!!!!
بله بیشتر در این تایپک بحث نشه بهتره چون بیشتر بریم جلو استارتر دعوا میکنهConfused
انشالله تایپک جدایی میطلبد و با فرمول بهتون ثابت خواهم کرد که خیلی از افرادی که فکر میکنن شیعه ی واقعی هستن و صداشون داره گوش فلک رو کر میکنه در واقع گرفتار جهان بینی شرک شدن. حتی جهان بینی شون هم توحیدی نیست چه برسه به اینکه ادعای شیعه بودن میکنن
(۲۱/اسفند/۹۴ ۰:۰۵)حقیقتجو نوشته است: [ -> ]بله بیشتر در این تایپک بحث نشه بهتره چون بیشتر بریم جلو استارتر دعوا میکنهConfused
انشالله تایپک جدایی میطلبد و با فرمول بهتون ثابت خواهم کرد که خیلی از افرادی که فکر میکنن شیعه ی واقعی هستن و صداشون داره گوش فلک رو کر میکنه در واقع گرفتار جهان بینی شرک شدن. حتی جهان بینی شون هم توحیدی نیست چه برسه به اینکه ادعای شیعه بودن میکنن


به نام خدا

ببینید به عنوان حسن ختام بحث این نکته را میگویم که از اول بحث در این تاپیک روی آن مانور میدهم و اصلا بحث سر آن شکل گرفت و آن این است :

فلسفه غربی میخواهد همه مسائل جهان هستی و خلقت را از دریچه ذهن انسان رد کند و هرچه از ذهن انسان عظیمتر باشد و انسان نتواند آنرا درک کند را نفی خواهد کرد.

همانطور که این طرز فکر تفریط گرایانه غلط و اشتباه است, در کنار آن تفکر کاسبکارانه از دین و مذهب و یا افراط گرایانه مانند داعش هم غلط و اشتباه است.

خداوند متعال جواب تمام سوالهای فلسفی و غیر فلسفی در رابطه با خلقت را شفاف در قرآن بیان کرده اند. حالا چرا وقتی جواب حاضر و آماده هست ، برخی میخواهند لقمه را هزار بار دور سر خود بپیچانند، معلوم نیست.

فکر کردن به مسائل فلسفی که در تلاش برای نفی خدا یا اثبات خلق شدن دین از ذهن انسان هستند, بجز خسته کردن مغز و ذهن , فایده دیگری ندارد.

وجود خدا را یا میپذیرند یا نه, دیگر نمیدانم برای رد کردن وجود خدا یا تئوریزه کردن آن, چرا هزاران سال است دارند خودشان را خسته میکنند و به جایی هم نمیرسند.

اینهمه کتاب فلسفه در رد وجود خدا, اینهمه زیر سوال بردن وجود خدا از طریق علمی, اینهمه جنگ رسانه ای با مقدسات و خدا در رسانه های مجازی و ماهواره ای,

با این حال

خداوند و پرستندگان خداوند در طول تاریخ وجود داشته اند و وجود خواهند داشت و نفع نهایی را همین مومنان به خداوند خواهند برد.

یک نکته هم راجع به صحبتی که در مورد برخی از مسلمانان زدید بگویم که دلیل نمیشود که به طور مثال وقتی یک شیعه قمه میزند یا یک داعشی سر یک انسان بیگناه را میبرد, این را به پای مذهب و دین بگذاریم, چون همچین چیزهایی در هیچ کجای دین ما وجود ندارد و ساخته و پرداخته ذهن فیلسوفهای افراطی و مذهبی نما میباشد از نوع همان مشرکان !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!.

پ. ن. : ما که نوجوان 15 ساله هم نیستیم بعد از این بحثهای فلسفی احساس خستگی شدید در مغزمان میکنیم, اونوقت یک نوجوان 15 ساله معلوم است که اگر غرق این مسائل فلسفی شود به احتمال قوی دچار بحران خواهد شد !!!!!!!!!
نقل قول:در اوایل کتاب از تمثیل خرگوش و شعبده باز برای جهان استفاده میشه و فلاسفه رو مثل موجوداتی میدونه که از موی خرگوش (اصل هستی) بالا میرن و سعی میکنن مستقیما به چشم های شعبده باز زل بزنن.
این قسمتشو شنیدم ... یک مثاله برای تبیین تفاوت طرز فکر فیلسوفان با مردم عادی.
(۲۰/اسفند/۹۴ ۲۳:۵۴)عدالت نوشته است: [ -> ]به نام خدا

دوست عزیز بنده قبل از اینکه ظاهر مو و یا پیجش آنرا ببینم, ریشه مو را میبینم.
یکی از تفاوتهای بنیادی من با شما دقیقا همینجاست که شما ابتدا ریشه را میبینید و بعد به سراغ شناختن خود فرد یا هر چیز دیگری میروید اما بنده با شناخت فرد به ریشه اش میرسم.
تعبیر شما دقیقا مثل این میمونه که یک فرد عرب بیاد ابتدا ریشه ی سلمان فارسی رو در نظر بگیره و بعد با ذهنیت و پیشداوری که از ایرانی های اون زمان توی ذهنش بوجود میاد بخواد سلمان فارسی رو بشناسه. بدون شک به نتیجه ی درست نخواهد رسید
با وجود اینکه ظاهرا تاپیک منحرف شد ولی چند تا نکته هست که بهتره بگم .
شاخه های مختلف علوم به تنهایی و حتی با همدیگر نمیتوانند در مورد (همه چیز) توضیح بدهند .
مثلا با اینکه فیزیک کاملا معتبر است اما در مواجهه با پدیده های متا فیزیکی (که ظاهرا کم هم نیستند) پاسخی ندارد !
یا حتی ممکن است فیزیک پدیده ای را کاملا بیان کند اما از بیان علت پیدایش ان پدیده عاجز باشد .
یا با اینکه در ظاهر قوانین زیست شناسی درست است اما حتی در مورد خود پدیده های زیست شناسی این علم در جاهایی لنگ میزند ! مثلا با این علم نمیتوان نحوه ی پیدایش موجودات را تشریح کرد ! حتی در مورد جزییات ان هم نمیتواند پاسخگو باشد !(فرضا این سوال که چرا بدن انسان پوشیده از مو و پشم و کرک انبوه نیست ؟)
خب به نظرم اصلا قانع کننده نیست که کسی با استناد به یک علم که خودش هم در خودش (بعضی مواقع) درمانده ، مثلا هیچ بودن دنیا را نتیجه بگیرد ! و البته برای کسی که به درستی مطالب گفته در این پست معتقد باشد ، برخورد و محدود کردن چنین تفکری کاملا منطقی باشد .
آقا عمار توصیه می کنم کتابو بخونی ...
داره تاریخ فلسفه رو میگه. اصلاً اون چیزی که در پست ابتدایی تاپیک گفته شده نیست.
(۲۱/اسفند/۹۴ ۲۳:۵۲)عمار94 نوشته است: [ -> ]
یا با اینکه در ظاهر قوانین زیست شناسی درست است اما حتی در مورد خود پدیده های زیست شناسی این علم در جاهایی لنگ میزند ! مثلا با این علم نمیتوان نحوه ی پیدایش موجودات را تشریح کرد ! حتی در مورد جزییات ان هم نمیتواند پاسخگو باشد !(فرضا این سوال که چرا بدن انسان پوشیده از مو و پشم و کرک انبوه نیست ؟)
ExclamationExclamationExclamation

نقل قول:
تحقیقات تازه حاکی از این است که از وقتی بشر یاد گرفت چطور ابزار بسازد و تصمیم گرفت به جای دویدن به دنبال شکار، با الهام از نوک پرندگان شکاری نیزه بسازد، چهره‌اش از زمختی درآمد و کم‌کم حالت امروزی به خود گرفت.


طبق پژوهشی که روی بیش از ۱۴۰۰ جمجمه باستانی و امروزی صورت گرفته، مشخص شده پیشرفت جامعه بشری مرهون افت تستسترون بوده است. از نسل انسان‌های مدرن فسیل‌هایی به قدمت ۲۰۰ هزار سال به دست آمده، اما از ۵۰ هزار سال پیش هنرمندی و ابزارسازی در بشر نمود پیدا کرده است. تغییرات رخ داده در جمجمه‌های انسان حاکی از کاهش تستسترون در عصر شکوفایی فرهنگ است.


به گفته محققان پس از این‌که بشر یاد گرفت رفتاری متمدنانه‌تر پیش بگیرد، ابروهای پرپشت رخت بر بست و سرهای گردتر عمومی‌تر شد و رد این تغییرات را می‌توان در تاثیر تستسترون بر اسکلت یافت. فقط این پرسش باقی می‌ماند که تغییرات پیش آمده به دلیل کمبود تستسترون بوده یا این‌که گیرنده‌های لازم برای دریافت تستسترون کم بوده‌اند؟نکته جالب اینجاست که یافته‌های جدید با آنچه پیش از این در بررسی حیوانات به دست آمده بود، همخوانی دارد.


میمون های با شخصیت و میمون های وحشی


در یکی از بررسی های قدیمی روی روباه های سیبری، نتیجه گرفته شد حیوانات نامتخاصمی که در مقابل بشر هجومی رفتار نمی کردند، به مرور زمان و گذر نسل ها، چهره و رفتاری جوانانه تر پیدا می کنند.


محققی که روی رفتار نزدیک ترین گونه های میمون به انسان تحقیق می کند ـ گونه نسبتا وحشی خوی شامپانزه و گونه آرام و خونگرم بونوبو ـ عقیده دارد که اگر طی تحقیق روی جانوران بتوانیم روندی را که به این تغییرات منجر می شود، کشف کنیم، می توانیم نتایج جالبی را نسبت به نسل خودمان و مسیر طی شده خود به دست آوریم.


دو نوع میمون ذکر شده روند رشدی متفاوتی داشته و در مقابل اضطراب واکنش های مجزایی دارند.


تستسترون شامپانزه ها در سن بلوغ سر به فلک می زند، اما برای بونوبوها چنین نیست. بونوبوها در چنین مواقعی کورتیزول بیشتری ترشح می کنند که هورمون مربوط به اضطراب است. برخوردهای اجتماعی این دو نوع میمون نیز در حقیقت متفاوت بوده و با این یافته ها همخوانی دارد؛ چهره هایشان نیز تفاوت چشمگیری دارند.


چهره‌های صیقلی‌تر


دانشمندان تیغه ابرو، حالت چهره و حجم درونی ۱۳ جمجمه انسان مدرن با قدمتی بیش از ۸۰ هزار سال، ۴۱ جمجمه از ۱۰هزار تا ۳۸ هزار سال پیش و ۱۳۶۷ نمونه جمجمه قرن بیستمی از ۳۰ جمعیت قومی مختلف را مقایسه کردند.نتیجه‌ به‌دست آمده حاکی از کم پشت شدن تیغه ابرو و کوتاه شدن قسمت فوقانی چهره بود؛ یعنی همان چیزهایی که خبر از کاهش فعالیت تستسترون می‌دهند.


نظریه‌های بسیاری در وصف این امر وجود دارد که چرا پس از ۱۵۰ هزار سال حیات، به یکباره پیشرفتی در زندگی بشر پدید آمد. مدارک فراوانی وجود دارد که دال بر استفاده بشر از شاخ گوزن، سنگ چخماق، سلاح پرتابی، سنگ آسیاب، ابزار ماهیگیری و شکار پرنده و احاطه بر استفاده از آتش است.


دلیل این اوجگیری ناگهانی چیست؟ جهش مغزی؟ نیاز به غذای پخته؟ ظهور زبان یا صرفا تراکم جمعیتی؟


محققانی که روی تحقیق اخیر کار کرده اند، عقیده دارند این پیشرفت مرهون همنشینی و همکلامی انسان های قدیمی در کنار یکدیگر بوده و این رفتار مسالمت آمیزتر موجبات پیشرفت آنها را فراهم کرده است.


برگردان: : سیاوش شهبازی (روزنامه جام جم)
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7 8
آدرس های مرجع