(۱۵/مهر/۹۵ ۱۶:۴۸)aliabad نوشته است: [ -> ]بنام خدا
تفاوت میان مفهوم امامت وخلافت در کتاب های شیعه وسنی آمده است .از نظر ما در غدیر خم مساله امامت امام علی از جانب پیامبر ص به مردم حاضر درصحنه اعلام شد ودر تاریخ ثبت است .اما امامت ایشان تا زمان رحلت پیامبر بالقوه بود وزمانی که پیامبر اسلام رحلت فرمودند امامت امام علی ع بالفعل آغاز گردد . در همان زمان که امام مشغول غسل وکفن ودفن پیامبر بودند اصحاب در شورای سقیفه ابو بکررا به خلافت مسلمین برگزیدند . اگر چه امام علی صلاحیت خلافت را دارا بودند اما چون این امر مستلزم بیعت مردم بود عملا امر خلافت ازسوی شورابه ابا بکر تفویض شد ودر نتیجه در یک روز امامت امام علی وخلافت ابو بکر آغاز گردید. اینک پیشنهاد میشود برای ایجاد وحدت میان اهل سنت وشیعه همین روز بعنوان روز امامت وخلافت انتخاب گردد .امری که در تاریخ ثبت شده وغیر قابل انکار است . وروز عید غدید روز اکمال دین اعلام گردد.
در این باره هفته مولودی که ایام میان دوتاریخ ولادت پیامبر بقول شیعه وسنی قبلا ایجادشد یک اقدام بسیار مثبت برای وحدت این دو گروه بزرگ اسلامی بود
متن شما چند نکته و تناقض داره .
جناب aliabad لازم هست دوباره یه باز بینی بکنین به مطالب خودتون ، عقیدتون به خودتون مربوطه و قابل احترام ولی ...
(۱۵/مهر/۹۵ ۱۶:۴۸)aliabad نوشته است: [ -> ]در همان زمان که امام مشغول غسل وکفن ودفن پیامبر بودند اصحاب در شورای سقیفه ابو بکررا به خلافت مسلمین برگزیدند .
این بحث بیعت کردن برای گزینش رو کی گذاشت ؟ چطور بعد خلیفه اول ، خلیفه ثانی به روشی دیگه _ وصیت _ انتخاب شد؟ ایا پیامبر در غدیر بیعت نگرفت؟ در طول تاریخ از بعثت تا شهادت ، ایا پیامبر بیعت نگرفت؟ بعدش این خلیفه ثانی چرا خلاف خلیفه اول عمل کرد ؟ تکلیف چیه؟ شورا؟ بیعت؟وصیت؟ شما اول این رو مشخص کنین که اهل سنت چطور باید خیلفه ظاهری انتخاب کنن.
من اگه بخوام سر بحث رو باز کنم و با شما مباحثه کنم ( حالا شما و یا با دیگر دوستانی که همنظر با شما هستن ) مشکلی ندارم ولی شما در طول این مدت همکاری نحوه مباحثات مشخصه و بنده میدونم بحث بینتیجه تموم میشه . البته نتیجه برمیگرده به شخصی که داره بحث رو دنبال میکنه.
خدای وهابیت به قدی مطالب متناقض گفته که براتون اگه بخوام مستند کنم چند جلد میتونم براتون کتاب جمع کنم و اما خودتون باید مطالعه کنین.
(۱۵/مهر/۹۵ ۱۶:۴۸)aliabad نوشته است: [ -> ]در همان زمان که امام مشغول غسل وکفن ودفن پیامبر بودند اصحاب در شورای سقیفه ابو بکررا به خلافت مسلمین برگزیدند .
خوب حالا فقط همین مورد رو براتون چند نکته عرض میکنم ، این خلافت به اصطلاع مشروع رو اهل سنت اول بگن که ایا اصحاب همه موافق بودن؟

از بین اصحاب ایا ( بر فرض اینکه همه موافق با خلیفه اول بوده باشن ) میشه اجماع خاصل بشه/؟
علمای درجه یک اهل سنت میگن اقا برای ماحرای سقیفه اصلا اجماعی حاصل مشد
یه نمونه میگم ، مشت نمونه خروار
قرطبی تو کتاب
الجامع لأحكام القرآن جلد 1، ص 269، ببنیم چی میگه :
اگر امامت و خلافت توسظ يك نفر از اهل حل و عقد منعقد شد، بر ديگران لازم است كه آن را قبول كنند بر خلاف عدهاي ازمردم كه ميگويند خلافت و امامت منعقد نميشود مگر با جماعت اهل حل وعقد ولي دليل ما اين است كه عمر(كه يك نفر بود ) با ابوبكر بيعت كرد.
ترجمه دادم چون دوستان میگن اقا عربی نزار ما حال ترجمه نداریم
حالا شما یه نمونه میدم برای کسانی که مخالف بیت با خلیفه اول بودن :
کتاب
صحیح بخاری ( ارزش این کتاب رو از اهل سنت بپرس برات میگن چقدره )
عمر گويد: بعد از وفات پيامبر صلي اله عليه وآله، انصار با ما در امر خلافت ابوبكر مخالفت كردند و همه آنها در سقيفه جمع شدند و علي عليه السلام و زبير و همراهان آن دو نيز با ما مخالفت كردند.
این یه مدرک دیگه از
بخاری
فاطمه زهرا سلام الله عليها بعد از پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم شش ماه زنده بود ، وقتي از دنيا رفت ، شوهرش او را شبانه دفن كرد و ابوبكر را خبر نكرد و خود بر او نماز خواند . تا فاطمه عليها السلام زنده بود ، علي عليه السلام در ميان مردم احترام داشت ؛ اما وقتي قاطمه عليها السلام از دنيا رفت، مردم ا او روي گرداندند و اين جا بود كه علي عليه السلام با ابوبكر مصالحه و بيعت كند . علي عليه السلام در اين شش ماه كه فاطمه عليها السلام زنده بود ، با ابوبكر بيعت نكرده بود.
همین جند مدرک خودش نشون میده که کلام ما با هم همخوانی نداره و شما باید ببینین چطور میتونی اینا رو با هم جمع کنی
.
(۱۵/مهر/۹۵ ۱۶:۴۸)aliabad نوشته است: [ -> ] اگر چه امام علی صلاحیت خلافت را دارا بودند اما چون این امر مستلزم بیعت مردم بود عملا امر خلافت ازسوی شورابه ابا بکر تفویض شد ودر نتیجه در یک روز امامت امام علی وخلافت ابو بکر آغاز گردید.
بحث صلاحیت نیست عزیزم

خلافتی نامشروع شکل گرفت عزیزم . چیزی که مشروع نباشه دیگه تکلیفش معلومه .
خلافتی شکل نگرفت تا اغاز بشه

شما تصور کن زن و مردی باهم ازدواج نکنن ، چطور میشه بچه متولد بشه؟
(۱۵/مهر/۹۵ ۱۶:۴۸)aliabad نوشته است: [ -> ]در این باره هفته مولودی که ایام میان دوتاریخ ولادت پیامبر بقول شیعه وسنی قبلا ایجادشد یک اقدام بسیار مثبت برای وحدت این دو گروه بزرگ اسلامی بود
قیاسی مع الفارق داری صورت میدی
تولد نبی اکرم با مبحث امامت و خلافت .
در انتها تذکر بدم که خلافت درسه 25 سال عقب افتاد به ظاهر اما امامت از همون لحظه قبض روح نبی خاتم اغاز شد. خلافت یکی از شئون امامت هست .
یه نکته رو جناب میثن به درستی تذکر دادن
(۱۵/مهر/۹۵ ۱۷:۵۷)میثم2 نوشته است: [ -> ]سلام
خواهشا یه مقدار دقت کنید روی مطالبی که مینویسین
امر خلافت تفویض نشد بلکه غصب شد چون نه فقط به عنوان امام بلکه به عنوان خلیفه از طرف پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) انتخاب شده بودن
بعد اگه ماجرای سقیفه و افرادی که بودن رو مطالعه کنید به این نتیجه میرسید که اصلا قضیه مردمی هم نبود
چطور ممکنه شیعیان غصب شدن خلافت امام علی (علیه السلام) که ایشون بارها در این مورد شکایت کردن رو (اصلاح شد) به رسمیت بشناسند؟
متاسفانه اطلاعات دینی شما کمه، البته با توجه به سنی که اعلام کردین خیلی عجیب نیست ، ولی بهتره قبل از ایجاد تاپیک در مورد مسائل دینی از نظرات علما مطلع بشید کاری که اکثر دوستان انجام میدن و در چارچوب نظرات علما مطلب میزارن
سایتهای پرسش مسائل دینی مثل askdin.com میتونه خیلی کمک کنه
شما همین بحث غصب رو برسی کنی دیگه جایی برای حرف باقی نمیمونه
خطبه سوم نهج البلاغه رو مطالعه بفرمایین
نقل قول:اَما وَاللّهِ لَقَدْ تَقَمَّصَهَا ابْنُ اَبى قُحافَةَ وَ اِنَّهُ لَيَعْلَمُ اَنَّ مَحَلّى مِنْها مَحَلُّ الْقُطْبِ مِنَ الرَّحى، يَنْحَدِرُ عَنِّى السَّيْلُ، وَلايَرْقى اِلَىَّ الطَّيْرُ.
هان! به خدا قسم ابوبكر پسر ابوقحافه جامه خلافت را پوشيد در حالى كه مى دانست جايگاه من در خلافت چون محور سنگ آسيا به آسياست، سيل دانش از وجودم همچون سيل سرازير مى شود، و مرغ انديشه به قلّه منزلتم نمى رسد.
و ادامه خطبه رو هم خودتون مطالعه بفرما
سند این خطبه هم هیچ مشکلی نداره گفتم جون برخی دوستان ایراد میگیرن.
جناب aliabad سعی کنین مطالب رو با تامل بنویسین. چون میشه برای تک تک عبارات شما نقد نوشت.
(۱۵/مهر/۹۵ ۱۹:۴۵)aliabad نوشته است: [ -> ]بنام خدا
سلام وشب بخیر وتشکر
میثم2
مساله تفویض ازسوی شورا انجام شد نه ازسوی خداوند ضمنا مساله خلافت امری همراه با بیعت است ونمی تواند ازسوی خداوند الزامی باشد ولذا در غدیر علاوه بر مساله امامت محتملا پیشنهاد خلافت هم شده است اما بیعت با شخص دیگری شد . اینکه بگوئیم غصب شد ازنظر ما مطرح است چون امام علی اصلح برای خلافت بودند اما نظر مردم چیز دیگری بود که عمل شد. وما همچون خود امام همراه با نظر مردم بایدپیش برویم نه اینکه علایق قلبی خودرا بردیگران تحمیل کنیم .شاید مثال انتخابات درایران اسلامی در درک مطلب مارا یاری کند .فردی اصلح ازسوی یک شخصیت برجسته درقم پیشنهاد شد اما مردم شخص دیگری را برگزیدند پس همه باید بپذیریم
در مورد سایر دوستان مساله خلافت که در نظر مولا ارزش آب دهان بزی داشت مربوط به باورهای دینی نیست نگران نباشید و اگر هم باور من باعتقاد شما انحرافی است .شما تلاش کنید یک منحرف را هدایت کنید نه اینکه متهم کنید موفق باشید
ضمناباطلاع میرساند این پیشنهاد کشف بنده در همین یک هفته گذشته بود که هرگز درهیچ جا ازآن سابقه ای نیست وبنده این امررا محصول اندیشیدن دراین ماه مبارک میدانم ولذا دوستان سطحی به آن نگاه نکنند وکمی تعمق نمایند. مگر کشف هفته مولودی درطی 37 سال حکومت اسلامی پدیده کوچکی بوده است؟ مساله اتحاد امر ساده ای نیست وهر چه میگذرذ دامنه اختلافات بیشتر میشود .باشد تا تلاشمان درراه اتحاد امت اسلامی بثمر برسد.
عاشق این عباراتت هستم ، داداش بیعت اگه باشه شما مطالب بالای منو باید رد کنی. حرف من که نه بلکه حرف علمای اهل سنت رو . تکلیف : یا اونا دروغ میگن و بیعت با یک نفر هم صحیح هست . و یا اینکه طبق نظر شما کسی ه بیعت میکنه خلیفه رو به رسمیت میشناسه . اگه چنین باشه ( یه نکته بگم البته توضیح اضافه هست _ برخی میگن که اونها نمایندگی از قوم و قبیله بود ، حالا بخاری این وسط چرا میگه حضرت زهرای مرضیه سلام الله با این دو بیعت نکرد و ... و ختی حضرت امیر هم با اینها تا 6 ماه بیعت نکرد و بعد هم با چه وضعی بیعت کرد اصلا از هاشمیات کی بیعت کرد؟

یه سر به اینجا بزن
المختصر في أخبار البشر ببین میگه
نقل قول:... فرجع القوم إِلى قوله وبادروا سقيفة بني ساعدة، فبايع عمر أبا بكر رضي الله عنهما، وانثال الناس عليه يبايعونه، في العشر الأوسط من ربيع الأول سنة إِحدى عشرة، خلا جماعة من بني هاشم والزبير وعتبة بن أبي لهب وخالد بن سعيد ابن العاص والمقداد بن عمرو وسلمان الفارسي وأبي ذر وعمار بن ياسر والبر بن عازب وأبي بن كعب ومالوا مع علي بن أبي طالب....
.احه برای کدوم حرف من سکوت کنم؟ ) البته بگم اینم شاید به مزاج بعضی خوش نیاد اما فرض بگیریم که همه با خلیفه اول بیعت کردن . اما حضرت امیرالمومنین بیعت نکرد و زمان بیعت وقتی حضرت رو اوردن که با اولی بیعت کنه چرا اولی دست خودش رو به دست حضرت زد ؟ یعنی من میتونم بگم اولی به نیابت از همه با حضرت علی بیعت کرد؟

براش سند درست درمون دارم .
فوجهوا إلى منزله فهجموا عليه وأحرقوا بابه ، واستخرجوه منه كرها ، وضغطوا سيدة النساء بالباب ، حتى أسقطت محسنا ، وأخذوه بالبيعة فامتنع ، وقال : لا أفعل : فقالوا نقتلك فقال : إن تقتلوني فاني عبد الله وأخو رسوله ،
وبسطوا يده فقبضها ، وعسر عليهم فتحها ، فمسحوا عليه وهي مضمومة.
آنگاه آن مردم متوجّه منزل علي عليه السلام شده
و بر آن بزرگوار هجوم كردند، درب خانه او را سوزانيدند، آن برگزيده خدا را بدون رضايت او از منزل خارج كردند، فاطمه زهراء را بوسيله لنگه درب طورى فشردند كه محسن خود را سقط كرد. پس از اين جنايات خواستند از على عليه السّلام بيعت بگيرند ولى على قبول نكرد و فرمود: من اين كار را نميكنم، گفتند: ترا خواهيم كشت، فرمود: اگر مرا بكشيد من بنده خدا و برادر رسول او صلى اللّه عليه و آله هستم،
خواستند مشت على عليه السّلام را باز كنند ولى آن حضرت مشت خود را بست و آنان نتوانستند آن را باز كنند پس از روى ناچارى با پشت دست آن بزرگوار در صورتى كه بسته بود بيعت و مسح كردند. بنگر به کتاب إثبات الوصية للإمام على بن أبى طالب،صفخات 154-155
بیعت اجباری دیگه شاخ دم نداره که

یعنی هرچی بگی تناقض گفتی . پس مراقب باش دادا که چی مینویسی.
احه برادر من کدوم مرد؟ کدوم فرد ؟ مردم وقتی میگی لیست بدم از همین مردمی که مخالف بودن؟ از صحابه لیست بدم؟ از حرف خود اولی و دومی بگم؟
مثالتون هم مثل سایر مطالبتون .
اب دهن بز؟ بز برای ام المومنین بود که قران رو خورده بود که داداش. اون شتر بود . حالا میگیریم اشتباه شد موقع تایپ.
کسی که خودش معترف به مارخودش هست رو شما چی اسم میزاری؟ یه نفر مالی رو دزدید بعد میگه من دزدیدم ، من به عنوان قاضی بگم افرین پسرم که اقرار میکنی و پشیمانی ولی با این کارت چه زندگی ها رو خراب کردی چه نسل ها رو بدبخت کردی و چه راه ها رو که کج کردی و چه تاریخ هایی رو عوض کردی. علی اباد جان ، برادر من روفو نکن تاریخ رو .
شما زمانی میتونی اتحاد ایجاد کنی که مشترکاتی رو بپذیری ولی اصل بنیادین باهم اختلاف داره شما نتیجه بگیر اتخاد چه میشه.
اخر سر یه مطلب میگم تحلیلش باشما
بین إبن حزم چی میگه / جالبه خودش شیعه نیست ولی حرفش صحیحه /
وَلَعْنَةُ اللَّهِ على كل إجْمَاعٍ يَخْرُجُ عنه عَلِيُّ بن أبي طَالِبٍ وَمَنْ بِحَضْرَتِهِ من الصَّحَابَةِ.
لعنت خداوند بر هر اجماعى كه علي بن ابوطالب بيرون از آن باشد و صحابهاى كه در خدمت او هستند، در آن اجماع نباشند.
المحلى، جلد 9، صفحه 345
حال داشتی اصلا سر بحث سقیفه صحبت کنیم . اگه نه مطالب شما ادامه دانش و پاسخش بی فایده هست و دوستان اگه میل داشتن ادامه بدن اما نتیجه = هیچ.