تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: نفوذ آموزشی با سند 2030
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14
(۳/خرداد/۹۶ ۱۴:۱۰)Mforootaghe نوشته است: [ -> ]با نام ویاد خدا
درود بردوستان
برای یکبار هم که شده وارد سند 2030 شدم مطلب کیهان را دیدم بغیر شعارات نظرات کلی اشخاص را مطرح کرده است .بنظر بنده این مکتوبات صنار ارزشی ندارد چرا که همگی کلی است .اگر عرض بنده را قبول ندارید لطفا موارد اشکال را با ذکر عبارت سند بنویسید تا همه آگاه شوند واگر نظری هست بنویسند والا شعار واعلام نظر کلی فاقد ارزش است منتظر موارد اشکال هستم موفق باشید
شما با نظراتتون خوش باشید کیه که به نظرات شما اهمیتی بده.

راستی تا می تونی از این اسپم ها بده تا من بتونم بیشتر در مورد برجام فرهنگی روشنگری کنم.

المفلس فی امان الله.

دوستان در مورد سند برجام فرهنگی با خیانت 2030 این فیلم جالبه. ببینیدش تا بیشتر براتون مطلب بیارم.
با نام ویاد خدا
درود برشما
قصد بنده این نبود که از نوشتن موارد اشکال بگریزید خواستم تشویقتان کنم که موارد اشکال بنویسید در متون یادشده حتی یک مورد به ماده سند اشاره نشده است وهوائی بحث شده است
دوستان به دلیل اهیمت موضوع مطلب رو تکرار می کنم.


گزارش مستند کیهان
سند ذلت‌بار 2030 ، از ادعای دولتمردان تا واقعیت
این روزها بحث و گفت‌وگو در‌باره سند 2030 و ماهیت آن فراوان است. دولتمردان طبق معمول با انکار و پنهانکاری،می‌کوشند همه چیز را عادی جلوه بدهند و حاضر نیستند درباره آن سرسوزنی روشنگری کنند و با منتقدان گفت‌وگو کنند. سال قبل کیهان در این‌باره مفصلا نوشت و زنگ خطر را به صدا در‌آورد اما دستگاه‌های مسئول همچون شورای عالی انقلاب فرهنگی، مجلس شورای اسلامی و دستگاه قضایی، به نحو شایسته و بازدارنده به موضوع ورود نکردند!نتیجه آن شد که رهبر عزیز انقلاب خود وارد میدان شده و هشدار دادند.با این حال، رئیس‌جمهور همچنان از در انکار و ادعای شرط گذاری و ... وارد می‌شود و حاضر به توقف اجرای این طرح خیانت بار نیست!

برای آشنایی با این طرح و آثار شوم آن، نکات مختصری بیان می‌شود:

2030 چیست و از کجا آمد!؟
حدود سه سال قبل، سازمان علمی- آموزشی ملل متحد موسوم به یونسکو در مراسمی که 90 وزیر آموزش و پرورش از سراسر دنیا از جمله ایران در آن حضور داشتند، سند «چارچوب اقدام آموزشی کشورها» موسوم به« سند 2030» را برای سال‌های 2015 تا 2030 میلادی تصویب و به کشورهای حاضر ارائه می‌کند.

آذرماه 1395 شمسی، این سند با حضور وزرای آموزش و پرورش، علوم تحقیقات و فناوری و معاون امور زنان ریاست جمهوری طی مراسمی رو‌نمایی شده و به‌عنوان سند 14 سال آینده جمهوری اسلامی، معرفی و ابلاغ می‌گردد!

این اقدام عجیب و غیر قانونی در حالی صورت می‌پذیرد که به موجب دو اصل قانون اساسی، قبول هر معاهده بین‌المللی یا اجرای آن در کشور نیازمند تصویب مجلس شورای اسلامی است و هیچ راه ‌گریزی از این تکلیف مندرج در قانون اساسی وجود ندارد.

همچنین اقدام عجیب و پنهانی دولت یازدهم در حالی صورت پذیرفت که 5 سال قبل، «سند ملی و بنیادین آموزش و پرورش» بعنوان «سند بالادستی نظام» تصویب و برای اجرا ابلاغ شده بود .اما دولت هیچ اقدامی در جهت اجرایی شدن آن سند بعمل نیاورد!

چه کسی طراحی کرد!؟

سند 2030 یونسکو در اصل همان طرحی است که سال‌ها قبل پنتاگون با بهره‌گیری از صدها کارشناس با ملیت‌های مختلف، برای بسط و توسعه فرهنگ آمریکایی در سراسر جهان، آن را طراحی و به اوباما ارائه نمود. در سال 2011میلادی، اوباما این سند را تایید و مناسب برای اجرا در سراسر جهان دانست. 4 سال بعد یعنی در سال 2015، میشل اوباما همسر باراک اوباما رئیس‌جمهور وقت آمریکا با حضور در کنفرانس نوآوری در آموزش که در دوحه قطر برگزار می‌شد، از این سند بعنوان «سندی جهانی» رونمایی کرد. پس از این رونمایی، سند موسوم به 2030 در همان سال در مقر اروپایی یونسکو واقع در پاریس به تصویب رسید. ردگیری این فاصله از پنتاگون تا کاخ‌ سفید و از کاخ سفید تا یونسکو، به خوبی نشان دهنده عقبه طرح و نیات طراحان آن است.

2030 چه هدفی را دنبال می‌کند؟
در یک کلام و به‌عنوان مهمترین منظور باید گفت؛ مهم‌ترین هدف پنهان شده در این سند، تغییر الگوی آموزش کشورها بر اساس طراحی آمریکا است که گامی بلند در جهت سیطره این کشور بر همه فرهنگ‌های جهان است. این الگو این امکان را پدید می‌آورد که تمامی کشورهای جهان، با هزینه خودشان و با تلاشی همه جانبه برای آموزش فرزندانشان،در اصل انسان‌هایی با ملیت آسیایی و آفریقایی و ... و با هویت و فرهنگ و تربیت آمریکایی به‌وجود بیاورند! واضح است که چنین طرحی در آینده‌ای نه چندان دور منجر به سیطره و تفوق کامل آمریکا بر همه شئون جهان خواهد شد، بدون نیاز به لشگرکشی و جنگ!

نخستین لازمه اجرای طرح
برای اجرای کامل این طرح در ایران، نخستین نکته این است که آموزش و پرورش از دست نظام خارج شود. گام نخست این موضوع قبلا و در زمان حاکمیت کارگزاران کلید خورده بود و به بهانه کمبود منابع، بخش‌هایی از آموزش و پرورش به بخش خصوصی سپرده شد. اما این مقدار کافی نبود و در مقایسه با تعداد مدارس دولتی ناچیز بود. بنابراین گام دوم کلید خورد و اقدام برای واگذاری همه مدارس دولتی در دستور کار قرار گرفت! بهانه این کار، کمبود بودجه عنوان می‌شد. این در حالی است که در سال‌های جنگ و در اوج کمبود‌های کشور، بیش از 20 میلیون دانش‌آموز در مدارس مشغول تحصیل بودند و مانند امروز مدارس غیرانتفاعی هم وجود نداشت، اما اکنون با چندین برابر شدن بودجه آموزش ‌و پرورش و وجود هزاران مدرسه غیر انتفاعی،کمتر از 11 میلیون دانش‌آموز در مدارس ما مشغول به تحصیل هستند! آیا می‌توان پذیرفت که هم بودجه چند برابر شده باشد، هم دانش‌آموزان تقریبا به نصف رسیده باشند و هم مشکلات بودجه‌ای ما را به سمت خصوصی‌سازی سوق بدهد!؟

به هر حال این اقدام آغاز شد و دکتر روحانی در سخنانی صریحا اعلام کرد: «آموزش و پرورش از حالت دولتی بود محض، به تدریج و قدم به قدم باید خارج شود»!

آثار مخرب گام نخست
با خصوصی شدن مدارس، عملا و به تدریج، دخالت دولت در سیاست گذاری و امور اجرایی مدارس به حداقل خواهد رسید و دیری نخواهد پائید که همه چیز مدارس از دست دولت خارج خواهد شد. بنابر‌این تغییر دولت‌ها هیچ تاثیری در اجرای برنامه‌هایی که در مدارس اجرا می‌شود نخواهد داشت.

گام دوم ؛نیروی انسانی
اما همزمان اتفاق دیگری افتاد که ماهیت هماهنگی‌های پشت پرده را بیش از پیش آشکار کرد. در اقدامی جالب توجه، قائم‌مقام وزیر علوم در امور بین‌الملل از نماینده یونسکو درخواست می‌کند برای هماهنگی بیشتر با ایران «بخوانید آموزش مدیران و معلمان ایرانی برای اجرای مو‌به‌موی سند 2030» زمینه تربیت ایرانیان در یونسکو سپس بازگشت آنان به ایران را فراهم کند! این دقیقا گام دوم اجرای این طرح پس از تصویب پنهانی است، یعنی تربیت نیروی انسانی برای پیشبرد اهداف طرح!

اما چرا دولت اصرار دارد این سند را بصورت ضربتی و محرمانه در کشور اجرا کند و با اجرای آن، چه بر سر سامانه آموزشی بومی ایران با سابقه‌ای طولانی خواهد آمد؟!

حسن رحیم‌پور ازغدی، عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی و از منتقدان این طرح در این‌باره پاسخ می‌دهد: «این سند در حضور روسای جمهور طرح شده و تعهد گرفته‌اند که در همه کشورها اجرا شود.در ظاهر گفته‌اند داوطلبانه ولی در عمل، مکانیزم‌های رسمی و لازم الاجرای فراوانی برای آن طراحی کرده‌اند.آنها همه را متعهد می‌کنند که تا سال 2030 همه طرح پیاده شود.این طرح حامل نگاهی است که صریحا می‌گوید هر نوع تربیت دینی و الهی(حتی مسیحی) در مدارس خلاف حقوق کودک و حقوق‌ بشر است! اما آموزش جنسی و پورنو، تحت عنوان حفظ بهداشت، جزء حقوق کودک است، حتی کودکی که بلوغ جسمی و جنسی پیدا نکرده است! یعنی از فردا در مدارس ما، همجنس‌بازها، مشرکین و ... میتوانند بیایند و آزادانه تبلیغ کنند و کلاس داشته باشند و معلم ما هم حق ندارد بگوید اسلام چنین می‌گوید و چنان می‌گوید»!

غفلت مسئولان هشیاری مراجع
این سند فاجعه‌بار و بنیان‌برافکن، ابعاد بسیار وسیع و ویرانگری دارد که بسیاری از مسئولان در دستگاه‌های مختلف نسبت به آن غافلند. هنوز از مجلس شورای اسلامی که قرار بود در راس امور باشد و در موضوعاتی به مراتب بی‌اهمیت و بی‌ارزش، پرهیاهو ظاهر می‌شود، در این باره هیچ شنیده نمی‌شود! آنها حتی از حق قانونی خودشان یعنی لزوم ارائه تعهدات بین‌المللی به مجلس برای بررسی و تصویب هم دفاع نمی‌کنند! در بین مراجع ما آیت‌الله مکارم شیرازی، موضعی بسیار دقیق، عالمانه و منطبق با متن سند اتخاذ کرده است. ایشان دو روز قبل و در جلسه درس خارج خود، سخنان مهمی بیان کرد که نشان از عمق خطرات این سند دارد. هرچند روز گذشته بخش‌هایی از سخنان این مرجع تقلید در کیهان منتشر شد، اما مناسب است بازهم آن را مرور کنیم. ایشان در ابتدا اشاره کرد: «روی سند 2030 نوشته شده که دگرگون ساختن جهان دستور کار 2030 برای توسعه پایدار است. در ماده دو این سند می‌گوید ما به نیابت از مردمی که به آنها خدمت می‌کنیم درباره مجموعه‌ای از اهداف جامع، فراگیر، مردم‌محور جهانی و دگرگون‌کننده، تصمیمی تاریخی اتخاذ کرده‌ایم
و سپس اضافه می‌کند که «ما متعهد می‌شویم» که برای تحقق کامل این دستور تا سال 2030 بدون وقفه تلاش کنیم؛ از این رو معلوم می‌شود «سند 2030» عهدنامه است....در بند هشتم این سند آمده است«ما به جهانی می‌اندیشیم که در همه جای آن حقوق بشر و کرامت انسانی محترم شمرده شود و در آن همه زنان و دختران به صورت همه جانبه تساوی جنسیتی را درک کنند و همه موانع حقوقی، اجتماعی و اقتصادی موجود بر سر توانمندسازی آنان از سر راه برداشته شود»...این سند همان‌گونه که از مقدمه‌اش پیدا است، یک عهدنامه و سند تعهدآور 15 ساله برای برنامه آموزشی، اقتصادی، اجتماعی، محیط زیست و غیر آن است یعنی عده‌ای نشسته‌اند و برای مردم دنیا تصمیم گرفته‌اند که فرهنگ سکولار غرب را در همه جا پیاده کنند، آیا ما باید بنشینیم تا دیگران درباره تمام شئون زندگی ما تصمیم بگیرند!؟ با اینکه می‌توانستیم آن را نپذیریم، چرا مورد پذیرش واقع شد؟...ما برای تحول آموزشی و سایر امور کشور خودمان برنامه داریم، ما برنامه‌های تحول آموزشی و برنامه‌های اقتصادی داریم چرا آنها باید برای ما تصمیم بگیرند، آیا این پیروی پذیرش نظام سلطه و قیمومت دیگران نیست؟...وقتی این سند را پذیرفتیم باید گزارش سالانه تمام امور را به آنها بدهیم، آنها مثلا 120 سؤال درباره تمام شئون کشور مطرح می‌کنند و می‌گویند پاسخگو باشید اگر پاسخ دروغ بگوییم واویلا و اگر راست بگوییم از تمام شئون کشور با خبر می‌شوند که جاسوسی آشکار به شمار می‌رود...از متولیان اصلی این سند یونسکو است که بخش فرهنگی سازمان ملل به شمار می‌رود، همواره دولت‌های سلطه‌گر جاسوس‌هایی در یونسکو و سایر نهادهای جهانی داشته و دارند....آقایان می‌گویند هنگام پذیرش زیر آن نوشتیم «تا جایی سند را قبول داریم که با فرهنگ و مذهب ما سازگار باشد»، راست می‌گویند این را نوشته‌اند، نامه‌ای به امضای سه وزیر در این زمینه برای مقام معظم رهبری ارسال کرده‌اند؛ اما به این نکته توجه نداشته‌اند که آنها «یونسکو» اعلام کرده« شرایط را تا جایی می‌پذیریم که بر خلاف روح سند نباشد.»...ما مملکتی مذهبی بوده و دارای شرایط و فقه خاصی هستیم و تشکیلات کشور ما با روح سند سکولار نمی‌سازد، چگونه انتظار داریم که آنها حاشیه‌های ما را بپذیرند بلکه می‌گویند حاشیه‌ها باید کنار گذاشته شده و به متن عمل شود....الفاظی در این سند به کار برده شده که معنای آنها را طبق اصطلاح خود تفسیر می‌کنند، واژه خانواده را اعم از زن و شوهر و «هم‌جنس‌بازان» می‌دانند، می‌گویند خشونت بسیاری از کارهای مذهبی را شامل می‌شود، آنها حتی سپاه و بسیج ما را مصداق خشونت می‌دانند، از این رو مفسر الفاظ خود آنها هستند!...این سؤال مطرح است که چرا این سند بی‌سروصدا به آموزش و پرورش داده شد و چندین کارگروه برای اجرای آن انتخاب شدند!؟ حتی گفته می‌شود در برخی جاها به اجرا در آمده است! متولی اصلی اینگونه اسناد شورای عالی انقلاب فرهنگی است که اعضای آن از جریان سند باخبر نبودند! چرا مجلس و بالاتر از آن رهبر انقلاب را در جریان نگذاشتند!؟ آیا اینها دلیل بر این نیست که هدف چیز دیگری بوده است!؟ بنابراین باید اعتراف کرد این سند بر خلاف ظاهر پاره‌ای از بندهای آن که بسیار زیبا است دامی حساب شده برای ملت‌های جهان به شمار می‌رود که آنها را زیر سلطه خود درآورند و فرهنگ و مذهب آنها را دگرگون بسازند.»

افزون بر ایشان، روز گذشته آیت‌الله نوری همدانی، نسبت به سند 2030 و پنهان‌کاری دولت واکنش نشان داد و گفت: رهبر معظم انقلاب این سند را خیانت بر کشور دانسته‌اند، بنابراین ما نمی‌توانیم اجرای چنین سندی را در ایران بپذیریم. وی با بیان این که برخی مفاد سند 2030 را توجیه می‌کنند، اظهار داشـت: بارها اعلام کرده‌ایم که امضای این سند خیانت به نظام است و توجیه‌های بی‌اساس برخی افراد، هرگز پذیرفتنی نیست و ما مقابل آن خواهیم ایستاد؛ زیرا اجرای این سند سلطه استعمارگران بر نظام اسلامی است که مراجع تقلید و علمای حوزه هرگز این سند ننگین را نمی‌پذیرند.

اکنون باید دید دستگاه‌های مسئول در قوه‌قضائیه و شورای عالی انقلاب فرهنگی چه واکنشی در برابر این سند و پنهانکاری دولتی‌ها نشان می‌دهند!؟ آیا اگر یک وزیر برود و بخشی از خاک کشور را در پیمانی محرمانه به بیگانگان واگذار کند، بازهم سکوت و مماشات می‌شود!؟ وآیا سرنوشت تربیت نسل‌های آتی کشور، از بخشی از خاک ایران کم اهمیت‌تر است!؟
با نام ویاد خدا
درود برشما
قصد بنده این نبود که از نوشتن موارد اشکال بگریزید خواستم تشویقتان کنم که موارد اشکال بنویسید چون بنده پیدا نکردم ودیگران هم اگر مایل باشند آشنا میشوند البته همه میتوانند موارد اشکال را بترتیب وبا ذکر مواد سند بنویسند .بیائید مرد ومردانه یکبار بجای شعار بمردم یاد بدهید بنده منتظر قدوم شما در ورود به متن سند هستم ممنونم ضمنا برای بررسی بهتر درمجلس بهتر است خود ما مطلب را حلاجی کنیم
اغواگری نئولیبرال/ هدف سند ۲۰۳۰ چیست؟
[تصویر: 1396030213584963710971864.jpg]سند ۲۰۳۰ در مغایرت کامل با اهداف و آرمانهای انقلاب اسلامی است چرا که انقلاب اسلامی با آنچه که از سخنان رهبران آن می‌دانیم انفتاحی در تاریخ بود که قصد داشت مقولات الاهیاتی را در تمام حیات اجتماعی بشر وارد کند.
باشگاه خبرنگاران پویا؛ اکبر محمدی(دانشجوی جامعه‌شناسی دانشگاه تهران)
گویا امضای سند در پشت دربهای بسته و با مهر و موم محرمانه به یک اپیدمی در جمهوری اسلامی تبدیل شده است. سند 2030 که چشم انداز 15 ساله‌ای را برای آموزش در کشور در نظر دارد جز از طریق همین پروسه به تصویب- اگر بتوان نام تصویب را برای آن در نظر گرفت- دنبال نشده است. سندی که باید الزامات عنصری‌ترین حیات فرهنگی ما را مشخص کند و مجاری آن را برای اهداف فرهنگی بگشاید در یک وضعیت مبهم و نامشخص توسط تیمی در داخل و خارج تهیه و سپس بدون اینکه از مجاری قانونی خود عبور کند در مسیر اجرا گذاشته شده است. اما نکته سوال برانگیز این است که با وجود اسناد بالادستی بسیار همچون «سند تحول بنیادین آموزش و پرورش»، « سند نقشه جامع علمی کشور»، « نقشه مهندسی فرهنگی کشور» و ... ،چرا مسئولان مربوط، به جدیت برنامه2030 یونسکو پیگیر اجرای آنها نیست؟ پذیرش و اجرای برنامه‌های سازمانهای بین‌المللی نظیر برنامه آموزش 2030 و درگیر شدن چهار وزارتخانه دولت تدبیر و امید با آن، در سکوت رسانه‌ای و بدون شرح جزئیات و منافعی که از اجرای آن نصیب سیستم آموزشی کشور می‌شود، چه توجیهی دارد؟ درباب پاسخ به این مساله ما نیازی به چشم بندی، تاویل و یا روان کاوی شخصیت افراد نداریم! صرفا کافی است مقایسه‌ای با دیگر اقدامات «قیّم مآبان» کشور داشته باشیم. چرا که امضای سند- که منافع و مصالح عمومی را باید در نظر بگیرد - در پشت دربهای بسته در این چند ساله به یک امر عادی و عرفی در قاموس سیاست و سیاست مداران ما تبدیل شده است و نتیجه آن نیز جز به تاراج رفتن سرمایه فرهنگی-اجتماعی و منافع ملی ما نمی‌باشد.
اجازه دهید مسئله را با ادبیات و رویکردی دیگر بیان کنیم، چه بسا این بیان، مشخص کننده وضع ما و چرایی پذیرش این سند باشد. کنترل دولت اکنون در دست ثروت، قدرت و سازمانهای خاص جهانی است. دولتها به‌هیچ‌وجه نمی‌توانند شکلهای جهانی حکومت را به چالش بکشند. باید به خاطر داشته باشیم که نئولیبرالیسم بسیار قدرتمند است؛ آن‌هم نه ‌فقط به‌خاطر ساختارهای اقتصادی خود، بلکه همچنین به‌خاطر قدرت ایدئولوژیک و آموزشی‌ای که در اختیار دارد.
نئولیبرالیسم نه‌تنها در جنگهای مختلف، قدرت و ثروتِ طبقۀ به‌شدت ثروتمند را تثبیت می‌کند، بلکه تمام ابزارهای فرهنگی و مکانهای آموزشی‌ای را که وظیفۀ تولید هویت، امیال و ارزشها را برعهده دارند، کنترل می‌کند؛ ارزشها و امیالی که همگی از بازار تقلید می‌کنند. نئولیبرالیسم از این منظر شکلی از حکومت است که نه‌تنها بازار، بلکه زندگی اجتماعی را نیز کنترل می‌کند. به‌عنوان شکلی از حکومت، نئولیبرالیسم خارج از مقررات دولتی، به ساختن هویت، سوژه‌ها و سبکهای زندگی می‌پردازد. نئولیبرالیسم می‌کوشد با پیروی از اخلاق بقای اصلح و برپایۀ ایدۀ فرد آزاد، انحصارطلب و متعهد به حقوق گروه‌ها و مؤسسات حاکم، ثروت را از مسائل اخلاقی و هزینه‌های اجتماعی بیرون بکشد.
نئولیبرالیسم به‌عنوان شکلی از آموزش عمومی و سیاست فرهنگی، تمام ابعاد زندگی را براساس عقلانیت بازار طراحی می‌کند اخلاق نئولیبرالی قصد گسترش و بسط خود را دارد،بهترین فرمی که با آن می تواند خودش را بروز و گسترش دهد، آموزش است. دولت ها و حاکمیت ها در برابر تغییر و تحول در منطق آموزشی مقاومت می کنند.(1) این مقاومت معمولا با ابزار اقتصادی و تجارت جهانی شکسته می‌شود. برای پیوستن به استانداردهای جهانی اقتصاد باید از الگوی فرهنگی و سیاسی آن نیز پیروی کرد، متضمن این پیروی نیز تربیت نیروهایی است که همچون پیچ و مهره در این نظم جهانی عمل کنند و آن را پیش برند.
از دهه 60 قرن بیستم میلادی غربیها ترتیبات جدیدی برای اداره جهان ارائه کردند که با عنواینی چون نظم جهانی ،پست مدرنیسم، نئولیبرالیسم و ... شناخته می‌شوند که تا حد زیادی شکست خوردند. یکی از طرح‌هایی که آنها تصویب کردند، طرح هزاره سوم بود که تحت عنوان «توسعه پایدار 2030» مطرح شد. البته پیش از این طرح‌های دیگری همچون سند داکار یا EFA وجود داشتند. کلیت این طرح برای کنترل نظم جهانی در سایه لیبرالیسم فرهنگی غرب بود. نظم جدید غربی دیگر راه عبور و نفوذ خود را از مسیر نظامی پیگیری نمی‌کرد یا بهتر بگوییم قصد پیگیری نداشت! بلکه از طریق فرهنگ و باز تعریف هویتی و تغییر جهان معنایی سعی در تثبیت نظم جهانی داشت و از سوی دیگر با ابزارهای متفاوت سعی داشت تا نیروهای حاشیه‌ای که هنوز به تجدد نپیوسته بودند و در خارج از تاریخ آن به سر می‌بردند را به خود ملحق کند. مشخصا آنکه خارج از این تاریخ قرار دارد، در کشورها و فرهنگهایی است که بیشترین مقاوت را در این باب انجام می‌دهند . از همین سو است که در این وقت از زمان مجموعه‌هایی از اسناد توسط سازمانهای جهانی تولید می‌شود تا کشورهای حاشیه‌ای با نظم سرمایه‌دار هماهنگ شوند و انسانی تربیت کنند که مانند یک پیچ و مُهره در نظم جهانی موجود عمل کند.
از آنچه که بیان شد مشخص می‌شود که سند 2030 در مغایرت کامل با اهداف و آرمان های انقلاب اسلامی است چرا که انقلاب اسلامی حداقل با آنچه که از سخنان رهبران آن می‌دانیم انفتاحی در تاریخ بود، که قصد داشت مقولات الاهیاتی را در تمام حیات اجتماعی بشر وارد کند و دقیقا آنچه که از این سند به صورت بدوی استخراج می شود ماهیت سکولار و ضد دینی آن می باشد. اما مشخصه دیگر سند، پیوند وثیق آن با منطق اقتصاد بازار است که به دولتها پیشنهاد می‌دهد آموزش را خصوصی کنند تا از هزینه‌های اضافی بکاهند! البته همین اصل در یک پیوندی با استراتژی شکستن مقاومت دولتها در برابر آموزش جهانی است. چرا که بخش خصوصی نه توان و نه انگیزه‌ای برای برنامه ریزی بلند مدت و استراتژیک که منافع کشور و فرهنگی را نیز دریابد ندارد.
به عبارت بهتر ، دنیای آینده را این سند است که می‌سازد در حالیکه از شفافیت کافی برخوردار نیست، این عدم شفافیت هم برای کشورها و هم برای پژوهشگران مشکل ایجاد می‌کند. در سند مفاهیم و مقولاتی همچون، برابری جنسیتی، حذف کلیشه‌های جنسیتی، رفع خشونت و... به صورت کلی و بدون شاخص سازی و تعریف آمده است و برای مفهوم‌سازی این موارد به سندهای حاشیه‌ای دیگر ارجاع داده است. مانند سند WHO یا EFA و سندهای دیگر... برای بیان این مدعا مشخصا نیاز است تا برخی از بندها و اهداف سند را بررسی کنیم. پیش از این بررسی لازم است گفته شود که هر سندی بدون تعریف مفاهیم و شاخص سازیها بدون ارزش می‌باشد پس همانطور که سند خود به اسناد حاشیه ای دیگر ارجاع می‌دهد باید آنها را در تحلیل خود دخیل کنیم. در هدف پنجم سند : کلمه "gender" در "gender Equality" هم به معنای برابری زن و مرد است و هم در سندهای متعددی از سازمان ملل به حق برابری همجنس‌بازان اشاره دارد که بعضی از کشورها به این کلمه اعتراض کردند! (هشتاد کشور دنیا همجنس‌بازی را غیر قانونی می‌دانند).
در هدف چهارم سند ، کلمه inclusive یا inclusion که اتفاقا 40 بار در این سند آمده ، هم به معنای "واسع و شامل" است و هم یک کلمه برای شامل شدن همجنس‌بازان در سندهای دیگری که سازمان ملل چنین تفسیری از این کلمه کرده است ... نتیجه این تفسیر این است که باید قوانینی در کشورهای امضا کننده 2030، تصویب شود که همجنس‌بازی را به رسمیت بشناسد و برای آنها آموزش مسائل همجنس‌بازی را از کودکی فراهم کند! ضمنا مدارس و خانواده‌ها باید از طرف مراجع بین‌المللی مثل هلال احمر نظارت شوند و حق عدم رعایت آن را ندارند. در آن آمده معلمین تنها در تربیت معلم آموزش ببینند آن هم طبق مطالب مجامع بین المللی و خارجی نه اسلامی- ایرانی و کشورها فقط از طریق همین تربیت معلم باید معلم بگیرند نه از دانشگاه‌های دیگر و با آموزشهای بومی.
در این سند و سند مکمل آن یعنی سند who گفته شده باید از خانواده حمایت شود.آنچه که مراد سند از خانواده است سه نوع است:1.زن و مرد و فرزند2. زن وزن و فرزند3. مرد و مرد و فرزند.به عبارتی باید روسپی‌گری و همجنس به رسمیت شناخته شوند. یا در جایی دیگر از سند درباب اقشار آسیب پذیر(بند5-4) و لزوم حمایت از آنها گفته شده است.آنچه که ما از این بیان متوجه می شویم لزوم حمایت دولت از مستضعفین و اقشار کم درآمد است که بسیار خوب است اما سند علاوه بر این، تعریفی دیگر ارائه می‌دهد که در آن اقلیتهایی چون همجنس بازها نیز جزء اقشار آسیب پذیر می‌باشند و حاکمیت باید آنها را به رسمیت بشناسد. و یا در باب رفع خشونت از مدارس وقتی وارد تعاریف ریز می شویم مشاهده می‌شود که اگر در متون درسی متنی درباب جنگ وجود داشته باشد مصداق خشونت تعریف می‌شود متقابلا سخن از دفاع مقدس و شهدای جنگ تحمیلی باید از کتابهای درسی حذف بشود چنان که این امر صورت گرفته است مانند حذف درس شهید فهمیده و یا حذف بخشی از متون کتاب ادبیات فارسی دوم دبستان و موارد بسیار دیگر . اما جالب است ، سندی که به گفته تدوین کنندگان داخلی با توجه به مقتضیات فرهنگی و بومی ما نگارش شده است از لزوم آموزش جنسی در سنین پایین سخن می‌گوید.این آموزشات قطعا برای کودک 4تا 6 سال و یا 7 تا 12 سال نمی‌تواند به صورت مفهومی باشد بلکه به صورت عملی انجام می‌شود!
از آنچه بیان شد مشخص می‌شود که این سند هدف عالی خود را انسانی با اخلاق نئولیبرال و آموزش شهروند جهانی قرار داده است.(ص29 بند7-4) منتها در این بیان مراد از شهروند جهانی انسانی است که با پیچ و مهره‌های سرمایه داری گره خورده باشد و اعتراضی هم به نظم مسلط نداشته باشد. در بیان دیگر با توجه به تاکیدات این سند به آموزشات فنی و تکنیکی مشخص است که اجازه هر گونه تفکر انتقادی را سلب می‌کند و راه را به سوی سکولار کردن و پذیرش ارزشهای سرمایه‌داری می‌گشاید.در بیان مجمل این سند جز از منطق لیبرالیسم متاخر پیروی نمی‌کند و برای ما دستاوردی جز عرفی‌سازی و استحاله فرهنگ و هویت ملی ندارد![2]
پی‌نوشت:
[1] بیانی از هنری ژیرو با اندکی تغییر
http://farhangemrooz.com/news/49326
[2] بررسی سند و اسناد حاشیه ای آن قطعا نیاز به زمان و فرصت بیشتری دارد اما در بیان مجمل و اشاره وار به همبن نکات بسنده می کنیم که همین مشت نشانه خروار است!


(۳/خرداد/۹۶ ۱۴:۱۷)Mforootaghe نوشته است: [ -> ]با نام ویاد خدا
درود برشما
قصد بنده این نبود که از نوشتن موارد اشکال بگریزید خواستم تشویقتان کنم که موارد اشکال بنویسید در متون یادشده حتی یک مورد به ماده سند اشاره نشده است وهوائی بحث شده است
امیدوارم با خوندن متن بالا متوجه قسمت کوچکی از خیانت دولت اعتدال بشید.
با نام ویاد خدا
درود برشما
بسیار خوب این بار کمی وارد متن شدید آنهم گزینشی وبقیه مطالب بازهم شعار بود
بدو واژه اشاره کردید یکی(جندر) ودیگری (هو) که اولی به جنسیت مربوط است ودومی اشخاص . در مورد جنسیت تلاش میشود تا حقوق برابر به زن ومرد داده شود این از حقوق مسلم دنیای امروز است ومیتوان آنرا در قوانین داخلی هم پذیرفت البته با تصویب مجمع تشخیص واگر هم نشد منتفی است . درمورد دومی شاید تعبیر شما درست باشد البته با تردیدی که خودتان دارید اما آن هم با توجه به قوانین داخلی مقبول واقع نمیشود وبنابراین نگرانی وجودندارد .اگر موارد دیگر هم از این قماش است که نیست همه اینها با توجه بقوانین داخل مطرح است ومقبول واقع نمیشود ودولتها آنها را با توجه به فرهنگ خود عمل میکنند موفق باشید موارد دیگررا هم بنویسید
(۳/خرداد/۹۶ ۱۴:۴۰)Mforootaghe نوشته است: [ -> ]با نام ویاد خدا
درود برشما
بسیار خوب این بار کمی وارد متن شدید آنهم گزینشی وبقیه مطالب بازهم شعار بود
بدو واژه اشاره کردید یکی(جندر) ودیگری (هو) که اولی به جنسیت مربوط است ودومی اشخاص . در مورد جنسیت تلاش میشود تا حقوق برابر به زن ومرد داده شود این از حقوق مسلم دنیای امروز است ومیتوان آنرا در قوانین داخلی هم پذیرفت البته با تصویب مجمع تشخیص واگر هم نشد منتفی است . درمورد دومی شاید تعبیر شما درست باشد البته با تردیدی که خودتان دارید اما آن هم با توجه به قوانین داخلی مقبول واقع نمیشود وبنابراین نگرانی وجودندارد .اگر موارد دیگر هم از این قماش است که نیست همه اینها با توجه بقوانین داخل مطرح است ومقبول واقع نمیشود ودولتها آنها را با توجه به فرهنگ خود عمل میکنند موفق باشید موارد دیگررا هم بنویسید
بنظر بنده این مکتوبات صنار ارزشی ندارد چرا که همگی کلی است
(۳/خرداد/۹۶ ۱۴:۴۰)Mforootaghe نوشته است: [ -> ]با نام ویاد خدا
درود برشما
بسیار خوب این بار کمی وارد متن شدید آنهم گزینشی وبقیه مطالب بازهم شعار بود
بدو واژه اشاره کردید یکی(جندر) ودیگری (هو) که اولی به جنسیت مربوط است ودومی اشخاص . در مورد جنسیت تلاش میشود تا حقوق برابر به زن ومرد داده شود این از حقوق مسلم دنیای امروز است ومیتوان آنرا در قوانین داخلی هم پذیرفت البته با تصویب مجمع تشخیص واگر هم نشد منتفی است . درمورد دومی شاید تعبیر شما درست باشد البته با تردیدی که خودتان دارید اما آن هم با توجه به قوانین داخلی مقبول واقع نمیشود وبنابراین نگرانی وجودندارد .اگر موارد دیگر هم از این قماش است که نیست همه اینها با توجه بقوانین داخل مطرح است ومقبول واقع نمیشود ودولتها آنها را با توجه به فرهنگ خود عمل میکنند موفق باشید موارد دیگررا هم بنویسید
پس شما مشکلتون در مورد خود سند نیست.
شما به طور ضمنی قبول دارید که سند مشکلاتی داره،منتهی میگید کلا میشه اون موارد رو اجرا نکرد.
اولا اینکه اگه واقعا اون موارد مورد تاکید مسئولین ما نیستن،خوب ما که خودمون سند بالادستی داریم چرا اونو اجرا نمیکنیم؟
دوما و از همه مهمتر اینکه اگه یه سرچ کوچیک توی نت بزنید متوجه میشید که یونسکو توی مواردی که قوانین کشورها با اهداف و بندهای این سند همخوانی نداره،به کشور مورد نظر انواع و اقسام فشارها رو میاره تا اون کشور قوانینشو تغییر بده.
توی پست بعدی نمونه هایی از این رفتار یونسکو رو براتون میزارم.





ه گزارش پایگاه 598

به نقل از

دانا،
رهبران کشورهای عضو سازمان ملل متحد، در سپتامبر 2015 در اجلاس عالی رتبۀ این سازمان متعهد شدند تا اهداف دستور کار جهانی توسعۀ پایدار 2030 را که نتیجۀ یک فرآیند گسترده مشورتی در سطح جهانی بود، در سیاستگذاری کلان ملّی خود از اول ژانویۀ 2016 مد نظر داشته باشند.
در ایران نیز،‌ آذرماه سال 95 بود که سندی با عنوان سند ملی آموزش 2030 ایران با حضور وزرای آموزش و پرورش و علوم رونمایی شد.
گفته می شد این سند وضعیت حوزه آموزش در ایران بین سال‌های 2016 تا 2030 را ترسیم می‌کند که شرایط و چگونگی تحصیل و سطح سواد در ایران و دیگر کشورهای عضو این پیمان کجا و چطور باشد.
چند روز پس از رونمایی این سند، پیش نویسی از محتویات آن نیز منتشر شد که اعضای شورایعالی انقلاب فرهنگی و نمایندگان مجلس به آن اعتراض کردند و معتقد بودند که این سند مغایرت‌هایی با قانون اساسی جمهوری اسلامی دارد.
این سند بلافاصله توسط هیأت وزیران امضا و برای اجرا به دستگاه ها ابلاغ شده است.
اگرچه بندهای این سند در ظاهر مشکلات آنچنانی ندارند اما از آنجایی که این سند یک سند مرکب است، برگرفته از اسناد و تعهدنامه های دیگری است که با قوانین کشور مغایرت داشته و به لحاظ دینی نیز مغایرت زیادی با فرهنگ و دین مردم کشور دارد.
کمیته رفع تبعیض در یونسکو در سال های گذشته در قالب 2030 به کشورهای پذیرنده این سند ایراداتی وارد کرده است که برخی از آنها در جدول زیر آمده است.
به عنوان مثال کمیته رفع تبعیض یونسکو به خاطر غیر قانونی بودن روسپیگری در چین،‌ در سال 1999 اعتراضاتی را متوجه این کشور کرد. یا قوانین قرآنی در کشور لیبی در سال 1994 مورد اعتراض یونسکو واقع شد.
این کمیته در سال های 1999ـ2000 ضمن خطاب به دولت ایرلند، از این دولت می خواهد تا اطمینان دهد که آموزش مباحث جنسیتی نه تنها یک بخش جدایی ناپذیر از برنامه درسی دانشکده حقوق است، بلکه بخشی از آموزش مداوم کارشناسان حقوقی و قضات باشد. همچنین دولت باید اطمینان دهد که تعداد کافی از زنان برای انتصاب در دادگاه های خاص گزینش می شوند.
جدول اعتراضات و مذاکرات CEDAW (کمیته رفع تبعیض)
آرای کمیته
CEDAW
برای دخالت در امور حکومتی ملت ها
تاریخ
نام کشور
موضوع اعتراض
سوم فوریه 1999
چین
غیرقانونی بودن روسپیگری و تأکید بر عدم مجازات آنها
14 می 1998
مکزیک
رسیدگی به قانونی کردن روسپیگری
دوم فوریه 2000
آلمان
پرداخت قانونی مالیات از طرف روسپیان و عدم وجود حمایتهای کار و قوانین اجتماعی برای آنان
اول فوریه 1999
یونان
عدم مجازات روسپیگری و وجود ساختارهای ناقص فعلی برای پیروی از چارچوب مقرر
سوم فوریه 1999
هنگ کنگ (چین)
عدم وجود مفادی قانونی که متضمن بهداشت و ایمنی کارگران جنسی باشد و لزوم تدوین مقررات مناسب برای حمایت از آنها
31 ژوئیه 2001
گینه
غیرقانونی بودن روسپیگری و اصرار کمیته به اجرای قاونینی که مانع از سوءاستفاده از روسپیگری شود.
اول فوریه 1999
لیختنشتاین
بازنگری قانون مربوط به روسپیگری و عدم جریمه آنان
31 ژوئیه 2001
سوئد
لزوم ارزیابی آثار سیاستهای جدید مجازات بر خرید خدمات جنسی
31 ژوئیه 2000
بلاروس
انتقاد به وجود کلیشه های جنسی مانند مناسبتهایی مثل روز مادر
21 ژوئیه 2000
لوکزامبورگ
انقاد به تصویرسازی مردان به عنوان سرپرست خانواده و زنان به عنوان مادر و خانه دار
اول ژوئیه 1999
ایرلند
انتقاد به نقش کلیشه ای زن در خانه به عنوان مادر که مانع جدی بر اجرای کنوانسیون است
23 ژانویه 1997
اسلوونی
انتقاد به نگهداری کودکان 3-6 سال در منزل و احتمال از دست دادن فرصتهای آموزشی و اجتماعی که در مهدکودکها ارائه می شود
23 ژانویه 1997
اسلوونی
عدم اشتغال این چنینی ممکن است زنان را خانه دار کند
30 ژانویه 2002
استونی
نگرانی از اشتغال نیمه وقت زنان جوان به دلیل مسئولیتهای تحمیلی خانه و خانواده
31 ژوئیه 2001
هلند
کار نیمه وقت زنان را به تمام وقت تغییر دهد
دوم فوریه 2001
ازبکستان
تبدیل نقش مادری و همسری زنان به افرادی شاغل
سوم فوریه 1999
چین
انتقاد به رویکرد دولت مبنی بر تمرکز بر حمایت زنان تا توانمندسازی آنان
انتقاد بر کار کمیته ملی زنان و کودکان که بر تداوم هویت زنان همراه باکودکان اصرار دارد
14 می 1998
کرواسی
انتقاد به تأکید نقشهای زنان به عنوان مادران و مراقبان که منجر به محدودسازی مشارکت کامل زنان می شود.و لزوم بررسی و تحلیلهای دقیق و با حساسیت جنسیتی که منجر به تساوی جنسیت شود
14 می 1998
جمهوری چک
انتقاد به تمایل معرفی زنان به عنوان مادر در قالب خانواده به جای افراد عمل کننده مستقل
دوم فوریه 2001
مصر
اجازه دولت به زنان که وظایف خود را در برابر خانواده و اشتغال تطبیق دهند که این امر صحه گزاردن بر نقش اصلی زنان به عنوان مادر و خانه دار است
اول ژوئیه 1999
گرجستان
انتقاد به وجود فرهنگ مردسالاری و نقش زنان به عنوان مادران
اول ژوئیه 1999
اسپانیا
ابراز نگرانی از رقم پایین مشارکت زنان به تمام وقت و آمار 76 درصدی کار نیمه وقت آنان
اول ژوئیه 1998
ایرلند
انتقاد به نفوذ کلیسا در رفتارها و نقشهای کلیشه ای و در سیاستهای رسمی دولت
12 آوریل 1994
لیبی
لزوم بازنگری به تقسیر قرآن با دید مفاد کنوانسیون
سوم فوریه 1999
چین
نگرانی از تحفظی که امور فرقه ها یا فرامین مذهبی را از حیطه کنوانسیون معاف می داند
14 می 1998
کرواسی
نگران از نفوذ سازمانهای مرتبط با کلیسا بر سیاستهای دولت درباره زنان
14 می 1998
مکزیک
بازنگری در قوانین مبنی بر سقط جنین سریع و آسان و رایگان
14 می 1998
مکزیک
لزوم بازنگری در قانون مجازات سقط جنین
چهارم فوریه 1999
کلمبیا
قانون سقط جنین نقض حقوق زنان در زمینه بهداشت و ماده دوازدهم کنوانسیون می باشد
نهم ژوئیه 1999
شیلی
انتقاد به حمایت از حقوق تولید مثلی زنان و لزوم امکان سقط جنین سالم
هشتم ژوئیه 1998
پرو
زنان باید از خدمات بهداشتی از جمله سقط جنین ایمن بهره مند شوند
14 می 1998
زیمباوه
بررسی قانون سقط جنین با قصد ازادی و عدم مجازات آن
28 ژانویه 2000
میانمار
سقط جنین غیرقانونی است ولی مراقبتهای پزشکی پس از سقط وجود دارد ابراز نگرانی کمیته از عدم اطلاعات دقیق درباره حقوق زنان برای پایان دوره بارداری ناشی از خشونتهای جنسی
30 ژانویه 2002
سریلانکا
مجاز دانستن سقط جنین برای مواردی مانند تجاوز به عنف زنا با محارم و نابهنجاریهای مادرزادی
21 ژانویه 2000
لوکزامبورگ
اصلاح قوانین حاکم بر موضوع سقط جنین
23 ژانویه 1997
اسلوونی
رضایت از الحاق حق سقط جنین در قانون اساسی
اول ژوئیه 1999
ایرلند
انتقاد به غیرقانونی بودن سقط جنین و لزوم تسهیلاتی برای گفت وگوی ملی دز زمینه حقوق تولیدمثلی زنان
12 اوت 1997
ایتالیا
تضمین دسترسی زنان به خدمات سقط جنین در بیمارستانهای دولتی
28 ژانویه 2002
اوروگوئه
اصلاح قوانین در زمینه پایان دوره بارداری
23 ژانویه 2002
پرتغال
لزوم تسهیلاتی برای گفت وگوی ملی دز زمینه حقوق تولیدمثلی زنان
27 ژانویه 2000
اردن
لزوم قانونگذاری در زمینه سقط ایمن برای قربانیان تجاوز و زنا با محارم
اول ژوئیه 1999
نپال
لزوم خدمات سقط جنین ایمن
اول ژوئیه 1999
بریتانیای کبیر و ایرلندشمالی
لزوم اصلاح قانون سقط جنین در ایرلند شمالی با مشاوره مردمی
اول فوریه 1999
لیختنشتاین
مطالعات و شاخصهایی انجام گیر تا آقار قوانین و سیاستهای مربوط به زنان معین شود و رابطه میان قانون سخت ضد سقط جنین و شمار بالای کودکان خارج از ازدواج آشکار گردد.
14 می 1998
کرواسی
نگرانی از مخالفت برخی بیمارستانها برای انجام سقط جنین به سبب مخالفتهای وجدانی از سوی پزشکان
12 اوت 1997
ایتالیا
امکانات محدود سقط جنین در جنوب کشور به دلیل مخالفتهای وجدانی پزشکان و پرسنل بیمارستانها
14 می 1998
زیمباوه
امتناع برخی از کارکنان بهداشت جهت ارائه خدمات تنظیم خانواده به نوجوانان فعال در مسائل جنسی با وجود عدم محدودیت قانونی در این زمینه
دوم فوریه 2001
ازبکستان
امکان دسترسی به وسایل پیشگیری مدرن و ترویج آموزش جنسی در دوران تحصیلی اجباری
اول فوریه 1999
یونان
نگرانی از بودجه گذاری برای وسایل جلوگیری از بارداری و لزوم آموزش جنسی به عنوان بخشی از مواد درسی مدارس
اول ژوئیه 1999
ایرلند
بهبود بخشیدن به برخورداری از وسایل پیشگیری از بارداری برای وجوانان و بزرگسالان جوان و لزوم استفاده از کاندوم جهت پیشگیری از گسترش بیماری ایدز
28 ژانویه 2002
روسیه
مهیا کردن اقدامات پیشگیرانه از بارداری برای همه زنان و آموزش جنسی در دروس مدارس
30 ژانویه 2002
استونی
لزوم برنامه های آموزش جنسی به عنوان بخشی از دروس مدارس برای دختران و پسران
29 ژانویه 2002
ترینیداد و توباگو
معرفی سیاستها و برنامه های مناسبی برای آموزش جنسی و آموزش تنظیم خانواده
اول ژوئیه 1999
اسپانیا
لزوم آموزشهای جنسی مناسب با سن افراد در مدارس ابتدایی و راهنمایی
23 ژوئن 2000
رومانی
اولویت بازنگری مواد آموزشی و متون درسی به ویژه برای آموزش ابتدایی و متوسطه
اول فوریه 1999
یونان
لزوم بازنگری همه دروس آموزشی و حذف اشکال تبعیض آمیز باقیمانده
سوم فوریه 1999
چین
تجدیدنظر کتاب درسی مدارس و حذف اشکال کیشه ای جنسیتی
27 ژانویه 1997
دانمارک
دوره آموزشی جنسیت و فرهنگ جزو دروس اجباری باشد نه اختیاری
15 ژوئن 2000
اتریش
آموزش حقوق بشر زنان مبتنی بر کنوانسیون جزو موارد درسی مدارس معرفی شود
12 اوت 1997
ایتالیا
لزوم بازنگری کتابهای آموزشی و حذف نقشهای کلیشه ای مردان و زنان
30 ژانویه 2002
استونی
طراحی برنامه های جامعی برای ایجاد تحولات فرهنگی با توجه به نقشها و وظایف زنان ومردان مطابق با ماده پنجم کنوانسیون
30 ژانویه 2002
استونی
بازنگری متون درسی برای مقابله با رفتارهای سنتی درباره زنان
29 ژانویه 2002
ترینیداد و توباگو
اصلاح مواد درسی و مبارزه با رفتارهای سنتی نسبت به زنان
31 ژوئیه 2001
ویتنام
بازنگری متون درسی و برگزاری مبارزات رسانه ای جهت رفع کلیشه های سنتی درباره نقش زنان و مردان
31 ژوئیه 2001
سوئد
رفع کلیشه های جنسیتی در مواد آموزشی و تشویق به عدم جدایی جنسیتی در انتخاب رشته تحصیلی از سوی دانشجو
دوم فوریه 2001
ازبکستان
انتقاد به فقدان برنامه های آموزشی هدفدار، نبود بازنگری مواد و متون درسی و عزم رسانه های جمعی به رفع چنین کلیشهای مرسوم در برخورد با زنان
اول ژوئیه 1998
گرجستان
حذف کلیشه های جنسیتی از راه تلاشهای متعدد مثل بازنگری کتابهای درسی از مقطع ابتدایی حساسیت زایی آموزگاران
14 می 1998
جمهوری چک
انتقاد به ایحاد مدارس مدیریت خانه داری و اهمیت تشویق پسران و دختران به انتخاب رشته تحصیلی غیرمرسوم جهت رفع تبعیض علیه زنان
15 ژوئن 2000
اتریش
افزودن مطالعات جنسیتی و پژوهشهای فمینیستی به مواد درسی دانشگاهی و برنامه های تحقیقاتی
اول فوریه 1999
یونان
ایجاد برنامه های مطالعات زنان با اعطای مدرک تحصیلی و حمایت علمی و سیاسی و تغییرات عملی با هدف ایجاد یک جامعه غیر مردسالارانه
سوم فوریه 1999
هنگ کنگ (چین)
لزوم تداوم رسیدگی به کلیشه های جنسیتی و منابع مناسب و کافی برای ایحاد برنامه های مطالعات جنسیتی
اول ژوئیه 1999
ایرلند
ارائه گزارشی از میزان الحاق دوره های مطالعاتی زنان و جنسیت در مواد درسی آموزشی رایج در آموزش متوسطه
اول ژوئیه 1999
اسپانیا
ارائه اطلاعاتی درباره تعداد و نوع دوره های مطالعات زنان در موسسات آموزش عالی
14 می 1998
مکزیک
استقبال از ترویج منصفانه تر ثروت در میان جمعیت
اول ژوئیه 1999
اسپانیا
نظارت بر اقدامات مربوط به تساوی و پاسخگویی به سیاستهای برابری ملی در سطح جوامع خودمختار و منسجم
23 ژوئن 2000
رومانی
به رغم کاهش نرخ ازدواج و افزایش شمار همزیستی حقوق زنان در شیوه همزیستی خارج از ازدواج از سوی نظام حقوقی حمایت نمی شود
23 ژوئیه 1997
اسلوونی
تصویب قانون مرخصی والدین که ضمن آن مرخصی را برای پدر مقرر می کند
اول ژوئیه 1999
ایرلند
انگیزه ها و فرصتهای برای زنان و مردان فراهم شود به گونه ای که بتوانند به شکل برابر در خارج از خانه از کار با دستمزد و در منزل برای کار بدون دستمزد مشارکت کنند
31 ژوئیه 2001
نیکاراگوئه
اقدام به تصویب سریع قوانین خانواده بدون تبعیض
31 ژوئیه 2001
سنگاپور
ابزارنگرانی از مفاهیم ارزشهای آسیایی درخصوص خانواده که موجب تداوم نقشهای کلیشه ای جنسیتی در خانواده و تبعیض علیه زنان می شود
دوم فوریه 2000
آلمان
بررسی مرخصی غیرقابل انتقال برای پدران تا تعداد مردان در تقسیم مسئولیت برای کودکیاری افزایش یابد و همچنین اماکن نگهداری از کودکان بیشتر شود تا زنان بتوانند دوباره وارد بازار کار شوند
14 می 1998
مکزیک
ارائه اطلاعاتی درباره جریمه همجنس بازی در قوانین جزایی
27 ژانویه 1999
قرقیزستان
مفاهیم همجنس بازی زنان به عنوان یک گرایش جنسی مورد بررسی قرار گیرد و جریمه ها بر ضد آن لغو گردد
29 ژانویه 2002
ترینیداد و توباگو
بررسی قوانین مجازات روابط جنسی میان زنان تا تبعیض علیه زنان مرتفع گردد
23 ژوئن 2000
رومانی
عدم شناخت کافی قضات درباره فرصتهای ایجاد شده به واسطه ماده بیستم قانون اساسی برای به کارگیری کنوانسیون در تصمیمات قضایی داخلی
14 می 1998
کرواسی
ستودن دولت به لحاظ ادغام کنوانسیون با قوانینملی کشور
14 می 1998
کرواسی
تمجید از تعهدات کشور برای بررسی ضرورت تقویت آگاهی عمومی درباره کنوانسیون تا امکان دوباره به کارگیری آن در تمامی سیستم قضائی فراهم شود
23 ژانویه 1997
اسلوونی
قه قضائیه باید در زمینه مفاهیم غیر مستقیم و ساختاری تبعیض، مفهوم تساوی به طور عملی و مفهوم اقدامات ویژه موقت کاملا آگاهی یابد
دوم فوریه 2000
آلمان
تشویق دولت به اینکه در قانونگذاریها سیاستها و برنامه های جدید به طور مستقیم به کنواسیون اشاره کند زیرا از لحاظ قانونی قابل اجرا است و چنین امری می تواند سبب افزایش آگاهی به تعهدات بین المللی دول عضو شود
اول فوریه 1999
یونان
دولت هماهنگی مفاد قانونی خود با ماده 1 و 4 کنوانسیون را به روشنی بیان کند
اول فوریه 1999
یونان
افزایش آگاهی در زمینه راه حل های قانونی در میانزنان تا با اعمال تبعیض آمیز افراد به طور پیوسته برخورد شود
12 آگوست 1997
ایتالیا
قضات وکلا و قانونگذاران را به تبعیض غیر مستقیم آگاه و آنها را به الزامات بین المللی کشور ایتالیا به ویژه آنهایی که در کنوانسیون شرح داده شده است، متوجه کند
28 ژانویه 2002
روسیه
استقبال از مفاد معاهدات بین المللی به ویپه کنوانسیون جزء نظام حقوقی کشور که بتواند به طور مستقیم در دادگاه های داخلی مورد استمداد قرار گیرد.
30 ژانویه 2002
استونی
درآمیختن کنوانسیون با قوانین کشور ولی عدم آشنایی قضات، مجریان قانون، عاملان و خود زنان درباره فرصتهای موجود در به کارگیری از کنوانسیون در تصمیم گیریهای داخلی
30 ژانویه 2002
استونی
الزام دولت به اینکه مواد درسی دانشکده حقوق و تحصیلات پیوسته قضایی طبق کنوانسیون تنظیم شود و در سطح داخلی از آن استفاده کنند
23 ژانویه 2002
پرتغال
عدم وجود اقدامات قانونی یا تصمیمات دادگاهی که کنوانسیون یا قانون اساسی برای حمایت از دعاوی زنانی مقرر کرده که شاهد تبعیض بوده اند
دوم فوریه 2001
مالدیو
فقدان یک تشکل موثر جهت اجرای حقوق به رسیمت شناخته شده از سوی کنوانسیون و ارائه راه حل
چهارم فوریه 1999
کلمبیا
عدم توسعه برنامه منظم آموزشی برای دولت یا مسئولان دادگاهی یا نیروهای پلیس و مسئولان اجرای آئین نامه های مربوط به قانون و اجرای کنوانسیون
هشتم ژوئیه 1998
پرو
ارائه گزارشی از چگونگی اجرای مفاد کنوانسیون به وسیله قضات و مجریان در پیشگاه دادگاه
27 ژانویه 1997
دانمارک
تقویت اقدامات ویژه موقت که منجر به دریافت دستمزد برابر زنان و مردان برای کار با رزش یکسان شود
21 ژانویه 2000
لوکزامبورگ
کار زنان در مقایسه با کار مردان هنوز از لحاظ ارزش دست کم گرفته می شود باید شکاف دستمزد از بین برود
سوم فوریه 1999
هنگ کنگ (چین)
لحاظ اصل دستمزد برابر برای کار با ارزش برابر در قوانین مرتبط و تعیین میزان ارزش برابری در بازار کار
اول ژوئیه 1999
ایرلند
پیشرفت ناچیزی در ارزیابی و ارزشگذاری کار با ارزش قابل قیاس
31 ژوئیه 2001
آندورا
از پژوهشها و عملکردهای موجود در زمینه دستمزد برابر برای کار برابر و با ارزش قابل قیاس بهره مند گردد تا مساله عدم تساوی دستمزد برطرف شود.
31 ژوئیه 2001
نیکاراگوئه
انجام تلاشهای بیشتری جهت دستیابی به دستمزد برابر برای کار با ارزش یکسان
30 ژانویه 2002
استونی
افزایش دستمزد در بخشهای خاص زنان در اشتغال عمومی تا سبب کاهش اختلاف دستمزد در قیاس با بخشهای خاص مردان گردد.
29 ژانویه 2002
ترینیداد وتوباگو
بهره مندی از تحقیقات و اعمال موجود از نظر پرداخت یکسان برای کار یکسان و ارزش قابل قیاس جهت رفع نابرابری در پرداختها
23 ژانویه 2002
فیجی
انتقاد از عدم دریافت دستمزد یکسان از سوی زنان برای کار با ارزش یکسان
دوم فوریه 2001
ازبکستان
رسیدگی به مسأله تفکیک شغل و اجرای اصل پرداخت یکسان برای کار با ارزش یکسان
اول ژوئیه 1999
گرجستان
شناسایی عوامل شکاف دستمزد به ویژه در میان بخشهای بازار کار زنان و مردان و توصیه به اقدامات ابتکاری مانند معرفی مفادی برای دستمزد یکسان در برار کار با ارزش هم تراز
31 ژوئیه 2001
گویان
تمجید به دلیل نمایندگی 3/331 درصد زنان در فهرست تمامی احزاب سیاسی برای رقابت در انتخابات سراسری و منطقه ای
31 ژوئیه 2001
سنگاپور
الزام به افزایش تلاشهای خود برا افزایش تعداد زنان در عرصه های سیاست و تصمیم گیری از راه کاربردهای با حساسیت جنسیتی مبتنی بر اصل شایسته سالاری و تضمین فرصتهای یکسان برای زنان جهت مشارکت درچنین زمینه های
27 ژانویه 1999
قرقیزستان
ارائه طیف گسترده ای از اقدامات ویژه موقت مطابق با ماده چهار پاراگراف اول از جمله موضوع سهمیه بندی و حضور زنان در سیاست
15 ژوئن 2000
اتریش
ارائه اقدامات مثبت جهت افزایش انتصاب زنان در پستهای علمی در همه سطوح
15 ژوئن 2000
اتریش
بررسی چگونگی استفاده از بودجه فدرال برای احزاب سیاسی به عنوان انگیزه ای جهت افزایش نمایندگی زنان در ملس همچنین ارزیابی چگونگی به کارگیری از سهمیه و اهداف رقمی و اهداف قابل اندازه گیری با هدف افزایش مشارکت سیاسی زنان
27 ژانویه 1997
دانمارک
توجبی به خاطر برداشت سهمیه از احزاب سیاسی. هر چند مشارکت زنان در سیاست در مقایسه با کشورهای دیگر در سطح بالاتری است است ولی هنوز به یکنواختی جنسیتی در حوزه سیاسی دست نیافته است
27 ژانویه 1997
دانمارک
افزایش اقدامات ویژه موقت به منظور افزایش مشارکت زنان در تصمیم گیریهای بخش خصوصی افزایش تعداد اساتید زن در دانشگاهها و تشویق مردان به امور خانه
23 ژانویه 1997
اسلوونی
وجود تفاوتهای آشکار در نوع دروسی که زنان و مردان مایلند مطالعه کنند. انجام تلاشهای منظمی جهت حصول اطمینان از عدم تجمع زنان در برخی رشته های خاص در دانشگاه ها و مدار
23 ژانویه 1997
اسلوونی
اقدامات ویژه موقت با اهداف مشخص و جدول زمانبندی تعیین شود تا به رفع تفکیک در اشتغال بپردازد و تشویق به ایجاد فرصتهای اشتغال با یارانه در دستگاه های دولتی برای زنان جوان
اول فوریه 1999
یونان
انجام اقدامات ابداعی جهت افزایش درصد زنان در همه ارگان های عمومی
سوم فوریه 1999
هنک کنگ
مطالعه تجربیات سایر کشورها در به کارگیری از سهمیه بندی، جدول زمانبندی جهت دستیابی به اهداف مشخص و داده ها درباره نامزدهای زنان
سوم فوریه 1999
هنگ کنگ
انجام اقدامات ویژه موقت برای افزایش تعداد زنان در رشته های غیرمرسوم تحصیلی بخصوص فناوری و مهندسی
دوم فوریه 2001
بروندی
افزایش مشارکت زنان در همه سطوح تصمیم گیری هنگام انجام سهمیه بندی برای گروه های قومی
12 اوت 1997
ایتالیا
انجام اقدامات خاص مثبت با هدف تخصیص سهمیه بندی و اهداف معین به ویژه در زمینه هایی همچون ستم های سیاستگذاری و تصمیم گیری در عرصه های عمومی
14 می 1998
کرواسی
اقدامات خاص مثبت با هدف سهمیه بندی و اهداف رقمی به ویژه در جاهایی که هنوز تساوی به حد مطلوب برای زنان محقق نشده است
30 ژانویه 2002
استونی
اقدامات وژه موقت در رشته های تحصیلی حرفه ای و سیاسی با تشویق بر ادامه رشته های تحصیلی و زمینه های کاری و مداخلات سیاسی که یکی از دو جنس در آن کمتر است
14 می 1998
جمهوری چک
ادقامات ویزه موقت در زمینه های مشارکت سیاسی و اقتصادی زنان در جایگاه های رهبری جهت ارتقاء مشارکت زنان
دوم فوریه 2001
مصر
افزایش تعداد زنان در همه سطوح تصمیم گیری
اول ژوئیه 1999
گرجستان
بازنگری رفتارهای منفی درباره مفاهیم و مفادی چون اقدامات ویژه موقت از جمله سهمیه بندی در زمینه های مشارکت سیاسی و اشتغال
21 ژانویه 2000
لوکزامبورگ
توبیج به خاطر عدم اصلاح قانون اساسی از سوی حزب دولت برای لحاظ سازی اصل تساوی میان زنان و مردان
30 ژانویه 2002
استونی
لحاظ تعریف تبعیض علیه زنان در قانون اساسی و قوانین ملی
29 ژانویه 2002
ترینیداد و توباگو
عدم ادغام مفاد معاهدات بین المللی از جمله کنوانسیون بر قوانین داخلی و پیشنهاد تدوین فهرستی از قوانین تبعیض آمیز علیه زنان با هدف بازنگری اصلاح یا الغا
28 زانویه 2002
اوروگوئه
درنظر گرفتن تعریفی از تبعیض علیه زنان مبتنی بر تعریف موجود در ماده یکم کنوانسیون در قانون اساسی و سایر قوانین
23 ژانویه 2002
فیجی
عدم وجود تعریفی از تبعیض علیه زنان یا حق مراقبتهای بهداشتی در قانون اساسی سال 1997
23 ژانویه 2002
فیجی
عدم تصویب لاحیه قانون قانون خانواده، لایحه شهادت و تعدادی قوانین دیگر که درصدد رفع تبعیض علیه زنان بوده
21 ژانویه 2002
ایسلند
الزام ادغام کنوانسیون با قوانین داخلی به ویژه ادغام ماده یکم کنوانسیون که به تعریف تبعیض علیه زنان پرداخته است
31 ژانویه 2001
گویان
عدم ارجاع غیر مستقیم به تبعیض در قانون اساسی
دوم فوریه 2001
ازبکستان
عدم تعریفی از تبعیض علیه زنان طبق ماده یکم کنوانسیون که به منع تبعیض مستقیم و غیر مستقیم پرداخته است
14 می 1998
جمهوری چک
درامیختن تبعیض طبق ماده یکم کنوانسیون با قانون اساسی و سایر قوانین مربوطه
27 زانویه 2000
اردن
لزوم چاپ کنوانسیون در جراید رسمی و انجام اقدامات قانونی لازم جهت اجرای کنوانسیون در دادگاه ها
21 ژانویه 2000
لوکزامبورگ
افزایش آگاهی و آموزش جهت رفع تصاویر مرسول و کلیشه ای درباره زنان و مردان
دوم فوریه 2001
مصر
انجام تحفظات از سوی دولت عضو که به محض تصویب نگه داشته شده اند و کمیته مصرانه خواست تا به سرعت گامهای لازم را برای انصراف از تحفظات بردارد
سوم فوریه 1999
چین
نگرانی از تحفظی که معافیت امور فرقه های مذهبی از حیطه کنوانسیون را شامل می شود
21 ژانویه 2000
لوکزامبورگ
عدم پیشرفت بیشتر در انصراف از تحفظات مربوط به ماده هفت و ماده شانزده
31 ژوئیه 2001
هلند
تقدیر به دلیل اعتراض به تحفظات سایر دول عضو که مغایر با اهداف کنوانسیون بوده
31 ژوئیه 2001
سوئد
تقدیر به دلیل اعتراض به تحفظات سایر دول عضو که مغایر با اهداف کنوانسیون بوده
31 ژوئیه 2001
سنگاپور
تحفظات دول عضو مانع از اجرای کامل کنوانسیون می شود
دوم فوریه 2001
مالدیو
انتقاد به دلیل تحفظات دولت عضو در زمینه مواد هفت و شانزدهم کنوانسیون. این تحظ زنان رااز سمت ریاست جمهوری و معاونت ریاست جمهوری کشور باز میدارد
اول ژوئیه 1999
انگلستان و ایرلند شمالی
تقدر به دلیل انصراف از برخی تحفظات مرتبط با کنوانسیون و نیز این که بقیه تحفظات در حال بررسی و بازنگری است
اول فوریه 1999
لیختنشتاین
انصراف دولت در زمینه تحفظات مربوط به کنواسیون
27 ژانویه 1997
دانمارک
ارزش کار بدون دستمزد مردان و زنان در محاسبات ملی باید از راه حسابهای گردش گنجانده شود
31 ژوئیه 2001
نیکاراگوئه
فراهم کردن امکانات مالی پرسنل و توانایی لازم در تصمیم گیریهای سیاسی موسسه زنان تا امکان ارتقای تساوی جنسیت در این کشور موثرواقع شود
29 ژانویه 2002
ترینیداد و توباگو
عدم وجود یک ساختار جامع و هماهنگ برای جریان سازی موضوع جنسیت و تشویق به بازسازی تشکلهای ملی و تخصیص منابع مالی و انسانی جهت اجرای موثر سیاستها و برنامه های دولت درخصوص تساوی جنسیت
14 می 1998
جمهوری چک
ایجاد تشکلهای ملی همراه با اختیارات روشن برای اجرا، هماهنگی و نظارت بر مفاد کنوانسیون
4 فوریه 1999
کلمبیا
اقدام ناکافی جهت توزیع متن کنوانسیون طبق ملزومات مفاد قانون اساسی حاکم بر حقوق زنان
اول ژوئیه 1999
نپال
الزام به راه اندازی برنامه های حمایت از حساسیت جنسیتی برای صاحب نظران و مسئولان خدمات مدنی، سیاستگذاری مسئولان بهداشت و مأمورین قانون
---
خطاب به همه کشورها
به منظور آموزش زنان درباره محتوای کنوانسیون فعالیتهایی انجام دهند و شهروندان را از نظرات نهایی موجود در گزارش کمیته وگاهای بعدی مورد نیاز آگاه کنند
31 زانویه 2000
بلاروس
بازنگری قوانین و استانداردهای مربوط به بهداشت شغلی و ایمنی باهدف کاهش استانداردهای حمایتی که غالبا دارای آثار تبعیض آمیز بر زنان به طور اعم و بر زنان باردار به طور اخص است
14 می 1998
جمهوری چک
انتقاد به افزایش اقدامات حمایتی برای دوران بارداری و مادری و نیز سیاسیتهای مربوط به بازنشتگی زودهنگام برای زنان
28 ژانویه 2002
روسیه
اخراج زنان در سنین باروری از فهرست 456 شغل موجود که میتواند به منع ورود زنان به برخی از بخشهای اشتغال بینجامد
اول ژوئیه 1999
گرجستان
استانداردهای بهداشت شغلی موجود در ارتباط با زنان به تبعیض علیه آنها در بازار کار می انجامد که مبتنی بر اقتصاد بازار است
27 ژانویه 1997
دانمارک
درخواست گزارش از اقدامات اتحادیه تجاری و سازمانهای کاری جهت اجرای اصل پرداخت دستمزد یکسان و استفاده از داروی سقط جنین و تعداد زنانی که از تکنیک های پزشکی برای باروری استفاده می کنند و تعداد فرزندان تحت قیومیت درآمده
21 ژانویه 2000
لوکزامبورگ
درخواست گزارشاتی از دادگاه های مربوط به زنان سیگاری و بیماری های ناشی از سیگار
31 ژوئیه 2001
سنگاپور
استهزاء دولت به دلیل عدم درک صحیح دولت در زمینه جریان سازی جنسیتی در ارتباط با قانونگذاری، سیاستها و برنامه ها
دوم فوریه 2001
مصر
درخواست امضاء پروتکل اختیاری کنوانسیون و پاسخگویی به اظهارات نهایی جاری در گزارشات دوره ای بعدی با نظر به ماده هجدهم کنوانسیون
12 اوت 1997
ایتالیا
پیشرفت نقش زنان به عنوان حافظان صلح در نقاط گوناگون جهان
بررسی موارد فوق نشان می دهد که با پذیرش 2030 راه برای ثبت شکایت های مختلف یونسکو علیه ایران باز می شود؛ به خوبی مشخص است که اعتراضات یونسکو به یک تذکر ختم نشده و در ادامه اگر موارد اعتراض آنها در کشور رفع نشود، فضا برای وضع تحریم‌های جدید علیه ایران باز می شود.
با نام ویاد خدا
درود بریحیی63 وتشکر از اینکه وارد مبحث اصلی شدید باز هم ممنونم
1- ما عضو سازمان ملل هستیم و تلاش آن سازمان جهانی کردن امور با توجه به فرهنگهای گوناگون است . اسلام هم دین جهانی است پس باید رابطه عمیقی میان اسلام وقواعد انسانی درجهان باشد. بنابراین فرار از مصوبات سازمان ملل منطقی نیست واین امر نشان میدهد که ما منطق درستی از اسلام نداریم و با فرار از مقررات بین المللی میخواهیم دین خودرا نگهداریم واین امر نشدنی است چرا که اگر مقررات بالادستی قابل پیاده شدن بود تا حالا شده بود ومی بینیم که نشده است پس اشکال در خودماست نه مصوبات بین المللی . البته قصد ندارم از همه آنها دفاع کنم ولی رد کلی همه آنها منطقی نیست ومارا منزوی میکند والیته هستند در کشور که خواهان انزوای ما هستند اما ملت با انتخاب اخیر خود چنین اندیشه ای را رد کرد
2-هیچ مصوبه بین المللی برای کشورها الزامی نیست مگر مصوبات شورای امنیت ولذا کشورها با اختیار می پذیرند مثلا عربستان واسرائیل چنینند آیا ما هم درردیف این دوکشور هستیم (ترسوو فراری) بنابراین مصوبه 2930 هم با اختیار وتصویب در مجلس اجرائی میشود وطبیعی است که بخشی ازآن مورد قیول شورای نگهبان نبوده ورد میشود وتصمیم نهائی با مجمع تشخیص است . بنابراین بجای هیاهو آنهم در بحبوحه انتخابات میتوانستیم قبل ازآن ویا بعد ازآن تصمیم بگیریم الان هم دیر نشده است
3- بنده یکبار بسرعت سند را مرور کردم بجز مواری اندک مانند برابری زن ومرد ویا احتمالا مساله همجنسگرائی بقیه موارد را مفید دیدم البته در یک نگاه کوتاه اما جای بحث وجودارد وبنده هم از دوستان همین را خواستم که هر بندی را که ایراد دارد بنویسید ونظر بدهید متن فارسی سند موجود است. ضمنا ایران اسلامی که مدعی جهانی شدن است واز نظر سلاح خود کفا باید از نظر علمی هم خودکفا شود تا بتواند الگو قرار گیرد وهرگز نباید هراسید وباید به انتقادات دیگران توجه نمود موفق باشید
(۳/خرداد/۹۶ ۱۵:۲۸)Mforootaghe نوشته است: [ -> ]
با نام ویاد خدا
درود بریحیی63 وتشکر از اینکه وارد مبحث اصلی شدید باز هم ممنونم
1- ما عضو سازمان ملل هستیم و تلاش آن سازمان جهانی کردن امور با توجه به فرهنگهای گوناگون است . اسلام هم دین جهانی است پس باید رابطه عمیقی میان اسلام وقواعد انسانی درجهان باشد. بنابراین فرار از مصوبات سازمان ملل منطقی نیست واین امر نشان میدهد که ما منطق درستی از اسلام نداریم و با فرار از مقررات بین المللی میخواهیم دین خودرا نگهداریم واین امر نشدنی است چرا که اگر مقررات بالادستی قابل پیاده شدن بود تا حالا شده بود ومی بینیم که نشده است پس اشکال در خودماست نه مصوبات بین المللی . البته قصد ندارم از همه آنها دفاع کنم ولی رد کلی همه آنها منطقی نیست ومارا منزوی میکند والیته هستند در کشور که خواهان انزوای ما هستند اما ملت با انتخاب اخیر خود چنین اندیشه ای را رد کرد
2-هیچ مصوبه بین المللی برای کشورها الزامی نیست مگر مصوبات شورای امنیت ولذا کشورها با اختیار می پذیرند مثلا عربستان واسرائیل چنینند آیا ما هم درردیف این دوکشور هستیم (ترسوو فراری) بنابراین مصوبه 2930 هم با اختیار وتصویب در مجلس اجرائی میشود وطبیعی است که بخشی ازآن مورد قیول شورای نگهبان نبوده ورد میشود وتصمیم نهائی با مجمع تشخیص است . بنابراین بجای هیاهو آنهم در بحبوحه انتخابات میتوانستیم قبل ازآن ویا بعد ازآن تصمیم بگیریم الان هم دیر نشده است
3- بنده یکبار بسرعت سند را مرور کردم بجز مواری اندک مانند برابری زن ومرد ویا احتمالا مساله همجنسگرائی بقیه موارد را مفید دیدم البته در یک نگاه کوتاه اما جای بحث وجودارد وبنده هم از دوستان همین را خواستم که هر بندی را که ایراد دارد بنویسید ونظر بدهید متن فارسی سند موجود است. ضمنا ایران اسلامی که مدعی جهانی شدن است واز نظر سلاح خود کفا باید از نظر علمی هم خودکفا شود تا بتواند الگو قرار گیرد وهرگز نباید هراسید وباید به انتقادات دیگران توجه نمود موفق باشید
جایی که نظر امام خامنه ای، آیت الله مکارم شیرازی، آیت الله مکارم شیرازی، استاد رحیم پور ازغدی صنار نمی ارزه پس شما کی باشی که نظر بدی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

بنظر بنده این مکتوبات صنار ارزشی ندارد چرا که همگی کلی است (البته در مورد نظرات شما در کنار کلی، مسموم رو هم باید اضافه می کردیم.)
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14
آدرس های مرجع