تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: نفوذ آموزشی با سند 2030
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14
http://www.namasha.com/v/2USQnkUu

http://s5.namasha.com/videos/dl/7124751284

http://www.irna.ir/fa/News/82543845/

روحانی: من از این 2030 نخواهم گذاشت!!!
AngryAngryAngryAngryAngryAngryAngry
بی شرف برای این شیطان زیاده


یجور صحبت کرد تا برداشت های مختلف بشه ولی نیتش مشخصه که چی گفت

تلاش جهت ایجاد جنگ داخلی


لعنت الله علیه


کانالی جهت تنویر افکار عمومی پیرامون 2030

لطفا پخش شود


https://t.me/joinchat/AAAAAEO6PW71-q6OrGB-8Q

https://t.me/Documents2030


http://farsi.khamenei.ir/others-report?id=36515
بانام ویاد خدا
درود برعبدالرحمن عزیز
ضمن تبریک ماه مبارک رمضان باطلاع میرساند که بنده هم با احتمال ایجاد یک جنگ داخلی موافقم اما نه جنگ نظامی که سلاحی دراختیار ملت ورئیس جمهور نیست بلکه جنگ فرهنگی درمیان است واینهم مربوط به الان نیست از همان آغاز انقلاب وجودداشت .گروهی بودند که طرفدار اجرای احکام بزور بودند وگروهی هم مخالف این رویه .چون گروه اول حاکم بود کار خودرا کرد اما امروز نتیجه آنهارا می بینیم که مایل نیستم اشاره ای بکنم اما این جنگ فرهنگی بود وهست ومتاسفانه در بحبوحه انتخابات دمل آنرا سوزن زدند. بهرحال اینک که انتخابات تمام شده وماه مبارک رمضان نیز در پیش است بسیار ارزشمند است تا حرکتی سالم در باره درک مفاهیم سند 2030 دراین سایت انجام شود . بنده اهداف 17 گانه سند ومتن ترجمه آنرا قبلا نوشته ام تا دوستان آنهارا مطالعه کنند وهر اشکالی که دارد با ذکر ماده سند بنویسند .شاید اینگونه آگاهی ها بالا رود والا با توپ وتشر وکلی گوئی دردی دوا نمیشود . ضمنا جمهوری اسلامی آزاد است آن بخش ازسندرا که با فرهنگ ما نمیخواند نپذیرد .بهرحال بقول ازغدی 90 درصد سند مقبول است .وبخاطر 10 درصد که آنهم اثبا ت نشده همه سندرا نباید رد کرد .آبروی اسلام را بدینگونه در منظر جهانیان برباد ندهیم ومردم خودرانیز از حقوق خود محروم نکنیم موفق باشید.
روشنگری جناب آقای دکتر زرشناس در باره سند خیانت بار
2030
پ.ن.
مواظب دسیسه پیاده نظام ارتش روشنفکران و لیبرال ها باید باشیم که در صدد عادی نشون دادن این سند خیانت بار هستند.

در مورد شبه افکنی (سم پراکنی) این دسته هم باید گفت: دوستان رو ارجاع میدیم به داستان اسب تروا. 90 درصدش شعارهای زیبا بود اما در بطن همون شعارهای زیبا سمی نهفته بود که منجر به مرگ شد.
با نام ویاد خدا
درود برصدرای عزیز
ضمن تبریک ماه مبارک رمضان بنده فایل شمارا دیدم همان کلی گوئی بود وهیچ اشاره ای به متن سند نداشت بنابراین دردی دوا نمیکند اگر موافقید آن بخش فایل را که مستقیما به متن خلاف شرع اشاره دارد بنویسید جدا ممنونم میشوم . کار آن ملا را که درده شکل ماررا میکشید تا معلم را بیرون کنند کاری شایسته نیست موفق باشید
(۵/خرداد/۹۶ ۱۰:۰۲)Mforootaghe نوشته است: [ -> ]با نام ویاد خدا
درود برصدرای عزیز
ضمن تبریک ماه مبارک رمضان بنده فایل شمارا دیدم همان کلی گوئی بود وهیچ اشاره ای به متن سند نداشت بنابراین دردی دوا نمیکند اگر موافقید آن بخش فایل را که مستقیما به متن خلاف شرع اشاره دارد بنویسید جدا ممنونم میشوم . کار آن ملا را که درده شکل ماررا میکشید تا معلم را بیرون کنند کاری شایسته نیست موفق باشید
بنظر بنده این مکتوبات صنار ارزشی ندارد چرا که همگی کلی است

پ.ن.
دوستان من رو متهم به چیزی نکنید، این جمله نظر این شخصه در مورد بقیه من هم همین جمله رو تحویل خودشون میدم.


چه کسانی به دنبال اجرای سند 2030 هستند از جناب آقای دکتر مخبر دزفولی
با نام ویاد خدا
درود بردوستان
صد بار سخنان دزفولی را منتشر کردید اما خود دزفولی نگفته کجای سند ایراد دارد .هیاهو دردی دوا نمیکند آقای دزفولی هم نان را بنرخ روز میخورد بدنبال رهبری افتاده است تا سمتش را نگهدارد اگر مرد است اشکالات را صریحا بنویسد تا برادرمان صدرا انهارا در این سایت منعکس کنند (دوصد گفته چون نیم کردار نیست) ممنون
(۵/خرداد/۹۶ ۱۰:۴۸)Mforootaghe نوشته است: [ -> ]با نام ویاد خدا
درود بردوستان
صد بار سخنان دزفولی را منتشر کردید اما خود دزفولی نگفته کجای سند ایراد دارد .هیاهو دردی دوا نمیکند آقای دزفولی هم نان را بنرخ روز میخورد بدنبال رهبری افتاده است تا سمتش را نگهدارد اگر مرد است اشکالات را صریحا بنویسد تا برادرمان صدرا انهارا در این سایت منعکس کنند (دوصد گفته چون نیم کردار نیست) ممنون
----------------
با ظاهری مودب توهین می کنی. آیا این شما نیستید که باید توبه کنید؟؟؟؟!!!
--------------


بنظر بنده این مکتوبات صنار ارزشی ندارد چرا که همگی کلی است

پ.ن.
دوستان من رو متهم به چیزی نکنید، این جمله نظر این شخصه در مورد بقیه من هم همین جمله رو تحویل خودشون میدم.

هزار بار هم نظر بدی هزار بار نظر خودت رو در مورد خودت میارم.

من سند رو مطالعه کردم و بندهایی از اون رو آوردم. شما حوصله نداری مطالعه کنی. ضمناً چطور خودت به مردم تهمت میزنی و بعد به ما میگی توبه کنیم. توبه فرمایان چرا خود توبه کمتر می کنند!!

در مورد بحث با شما هم من علاقه ای ندارم. برای اینکه شما رو میشناسم. اگر آفتاب آمد دلیل آفتاب هم برای شما بیاریم باز همون حرف های سابق رو که یه نمونش رو تصمیم گرفتم هی تقدیمت کنم بهمون تحویل میدی. در مورد همه نظرت اینه که بی سوادن و دنبال منصب و ... من تنها از ارسال های شما استفاده می کنم تا بتونم روشنگری کنم حالا اگر دوست داری اسمش رو بذار کپی پیست برای من اهمیتی نداره. دوستان باید ببینید من برای اونها مطلب میارم نه برای شما.
با نام ویاد خدا
درود بردوستان وصدرای عزیز
بنده رفتم سندرا مطالعه کردم ونسخه ای از متن فارسی ونظریه یک شخصیت مورد قبول نظام را در ذیل آن آوردم شما میتوانید بدانجا مراجعه وبا توجه به متن سند اشکالات را بنویسید .این خدمتی است برای آخرتمان موفق باشید(از این مکاتبات صد من یک غاز بگذریم)
http://forum.bidari-andishe.ir/thread-43066-page-6.html
(۵/خرداد/۹۶ ۱۲:۳۵)Mforootaghe نوشته است: [ -> ]با نام ویاد خدا
درود بردوستان وصدرای عزیز
بنده رفتم سندرا مطالعه کردم ونسخه ای از متن فارسی ونظریه یک شخصیت مورد قبول نظام را در ذیل آن آوردم شما میتوانید بدانجا مراجعه وبا توجه به متن سند اشکالات را بنویسید .این خدمتی است برای آخرتمان موفق باشید(از این مکاتبات صد من یک غاز بگذریم)
http://forum.bidari-andishe.ir/thread-43066-page-6.html
بنظر بنده این مکتوبات صنار ارزشی ندارد چرا که همگی کلی است

پ.ن.
1- دوستان من رو متهم به چیزی نکنید، این جمله نظر این شخصه در مورد بقیه من هم همین جمله رو تحویل خودشون میدم.


2- دوستان این دوستمون اهل مغلطه است برای مطالعه در مورد روش های مغالطه می تونید به این آدرس مراجعه کنید. اما به شکل مختصر
چند گونه از مغالطات رایج:
  • تعمیم ناروا: تعمیم ناروا در واقع نوعی از استقرای ناقص است که با آن کسی از چند نمونه محدود یا غیرمتعارف، حکمی کلی صادر می‌کند؛ در حالی که آن نمونه‌ها کم یا نامتناسب هستند. نمونه: «در یکی از کشورهای اروپایی، روزنامه‌نگاری از یک سیاست‌مدار دربارهٔ میزان محبوبیت او پرسید. وی در پاسخ گفت: محبوبیت من در بین ملت از همهٔ رقیبانم بیشتر است؛ زیرا در یک نظرخواهی که به تازگی در این کارخانه به عمل آمده، ۶۸ درصد کارگران به من رأی داده‌اند وبقیهٔ آنان به دیگران»
  • نادیده گرفتن استثنائات: عمومیتی ایجاد می‌کند که مغایر با استثنائات است. نمونه: مجروح کردن مردم یک جنایت است. جراحان مردم را مجروح می‌کنند. در نتیجه جراحان جنایتکارند.
  • آوردن جملات دوپهلو و مبهم: در این مغالطه، ساختار جمله به شیوه‌ای است که بیش از یک معنا بر آن متصور است. علل دوپهلوبودن جملات و ابهام در ساختار آن‌ها متعدد است. مهم‌ترین آن‌ها مثال ابهام مرجع ضمیر است.
  • ابهام مرجع ضمیر: نمونه: «گویند فرمان‌روای ستمگری، مردی را دستگیر کرد و فرمان مرگ او را صادر کرد. پس از آن به او گفت: اگر در میان مردم، بر سر منبر، فلان شخصیت محبوب مردم را لعن کنی، تو را آزاد خواهم ساخت. روز معین آن مرد مبارز بر فراز منبر رفت و گفت: ای مردم، فرمان‌روای شما از من خواسته‌است که فلان شخصیت را لعنت کنم؛ پس لعنت خدا بر او باد». این عبارتی دو پهلوست زیرا تصریح نشده‌است که مرجع ضمیر فرمان‌رواست یا شخصیت محبوب.
  • تمثیل ناروا: در بیشتر تمثیل‌ها وجه مشابهت دو پدیده ذکر نمی‌شود و استنباط آن بر عهده مخاطب گذاشته می‌شود. نمونه: «دولت هم مانند یک خانواده نمی‌تواند بیشتر از درآمدش خرج کند»؛ اما این تشابه درست نیست، زیرا دولت تسلطی بر سیستم اقتصادی خود دارد که خانواده چنان تسلطی ندارد و مثلاً می‌تواند نرخ سود قرض‌هایش را در یک سیاست پولی تغییر دهد، اسکناس چاپ کند و...
  • تصدیق تالی: نتیجه‌ای از فرض گرفته می‌شود که بنا بر منطق قابل گرفتن نیست. یعنی از اینکه P نتیجه می‌دهد Q نتیجه بگیریم که Q آنگاه P. نمونه: اگر به بیماری آنفلونزا مبتلا باشید آنگاه گلودرد خواهید داشت. حال اگر بگویید: «من گلو درد دارم، پس به بیماری آنفلونزا مبتلا هستم،» مغالطه کرده‌اید زیرا بیماری‌های دیگر هم می‌تواند منجر به گلودرد شود.
  • انکار مقدم: از درستی P آنگاه Q نتیجه بگیرید که اگر P برقرار نباشد Q نیز برقرار نیست. مثلاً: اگر من در انتخابات آمریکا شرکت کنم آنگاه یک شهروند آمریکایی هستم. من در انتخابات آمریکا شرکت نمی‌کنم، بنابراین من یک شهروند آمریکایی نیستم. در حالی که یک شهروند آمریکایی می‌تواند انتخاب کند که رای بدهد یا نه.
  • استنتاج باطل از حق: از روش‌های بسیار رایج مغالطه‌است. در این روش، گوینده نخست مطلب درستی را می‌گوید و سپس از آن نتیجه نادرست می‌گیرد.
  • انتشار خبر دروغ در سطح وسیع: دروغ مغالطه و عامل لغزش اندیشه است؛ نادرستی مقدمات استدلال باعث عدم اعتبار کل استدلال می‌شود. پیامد دروغ، گمراهی شنونده یا خواننده‌است. انتشار خبر دروغ به نحوی صورت می‌گیرد که هزینه‌های بسیاری را صرف تبلیغات و شایعات دروغ می‌نمایند.
  • تحلیل نادرست پدیده‌ها: در جامعه پدیده‌های گوناگون وجود دارد. ممکن است کسی پدیده‌ای را نتیجهٔ فلان پدیدهٔ دیگر معرفی کند، در صورتی که در واقع چنین نباشد. مثلاً ممکن است افزایش خودکشی یا طلاق یا قاچاق یا دزدی یا بزهکاری را به عوامل اقتصادی مربوط کند؛ درحالی‌که عوامل بسیار دیگری نیز هستند.
  • معنی عبارت برخلاف مراد گوینده (تفسیر نادرست): این مغالطه هم بسیار شایع است و بدین صورت است که آیه‌ای از قرآن، یا خبری از پیشوایان دین، یا شعری از شعرای بزرگ را مطابق گرایش باطنی خود معنی می‌کند و همهٔ معانی و تفاسیر دیگر را نفی می‌کند.
  • استدلال از سکوت: مغلطه استدلال از سکوت همان‌طور که از نامش پیداست ارتباط مستقیمی با سکوت دارد. این مغلطه زمانی انجام می‌گیرد که فردی سکوت فرد یا افراد دیگر را شواهدی کافی برای نتیجه گرفتن گزاره یا گزاره‌هایی قطعی قرار دهد، در حالی که لزوماً ارتباط منطقی بین آن سکوت و نتایج ادعا شده وجود ندارد. نمونه: اگر پرهام نقاش چیره‌دستی بود احتمالاً به ما می‌گفت، چون چنین چیزی به ما نگفته پس قطعاً نقاش چیره‌دستی نیست.
  • تکذیب یا تخطئه گوینده: در این مغالطه شخص به جای این که به محتوای سخن بپردازد، به تکذیب و تخطئه گوینده و خاستگاه آن می‌پردازد. منشأ این مغالطه این تصور نادرست است که: «امکان ندارد یک عقیده صحیح و مستدل از سوی کسی که دارای موقعیت مناسب علمی و اجتماعی و... نیست، ارائه شود.» مانند این که «سیگار برای سلامتی زیانی ندارد؛ همین پزشکی که این کتاب را دربارهٔ زیان‌های دخانیات نوشته، خود سیگار می‌کشد.» در روایات اسلامی (روایت از علی بن ابی‌طالب) نیز این مغالطه نکوهش شده‌است. (نقد «من قال» به جای نقد «ما قال»)
  • مغالطه‌های آماری: این مغالطه در مسایل سیاسی و اجتماعی و اقتصادی بسیار رایج است و از شیوه‌های بسیار متداول تبلیغاتی است.
  • مصادره به مطلوب: این مغالطه وقتی رخ می‌دهد که کسی نتیجه استدلال مطلوب را که باید اثبات شود، اثبات‌شده بداند، به عبارت دیگر، در مقدمات استدلال از همان نتیجه‌ای که در صدد اثبات آن است، استفاده کند. نمونه: مولیر در یکی از نمایشنامه‌های خود در مورد دختری که خود را به لالی زده بود، می‌نویسد: پزشکی را برای مداوای او به بالینش آوردند، از او پرسیدند: «چرا این دختر لال شده‌است؟» پزشک گفت: «برای این که نمی‌تواند سخن بگوید.» از او پرسیدند «چرا نمی‌تواند سخن بگوید؟» جواب داد: «برای این که زبان او قدرت عمل را از دست داده‌است.»
  • اهمال در شرایط قیاس: اهمال در شرایط قیاس آن است که شرایط انتاج و قواعد استنتاج را رعایت نکنند و مثلاً از ضروب عقیم، نتیجه بگیرند یا جایی که نتیجهٔ قیاس جزئی است، نتیجهٔ کلی استنتاج کنند. همچنین است رعایت‌نکردن شرایط حد وسط که قیاس سفسطی تولید می‌کند و وجه بطلان آن در درس‌های گذشته گفته شد.
اگر مطالب این رفیقمون رو مطالعه کنید متوجه میشید که ایشون به شدت اهل تکذیب یا تخطئه گوینده هستند. البته انواع دیگه مغلطه در ارسال های ایشون دیده میشه. به همین دلیله که بحث با ایشون بی معنیه. در واقع ایشون به دنبال حق نیست فقط به دنبال اتلاف وقت ماست.
با نام ویاد خدا
درود بردوستان
فعلا صدرای عزیز قصد تدریس منطق را دارند وحوصله سند 2030 را ندارند دوستان دیگر مطالعه کنند ونظر بنویسند ممنونم
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14
آدرس های مرجع