به نظر من خیلی هم بیراه نیست . سیاه رنگ وقار نیست . رنگ غم است . این چه منطقی است که خانومها را مجبور کرده اند همیشه لای رنگ سیاه باشند . آقایان مراجع تقلید چرا خودشان همیشه عبا رنگ روشن می پوشند ؟
(۵/شهریور/۹۰ ۱۶:۲۹)هستی نوشته است: [ -> ]به نظر من خیلی هم بیراه نیست . سیاه رنگ وقار نیست . رنگ غم است . این چه منطقی است که خانومها را مجبور کرده اند همیشه لای رنگ سیاه باشند . آقایان مراجع تقلید چرا خودشان همیشه عبا رنگ روشن می پوشند ؟
کسی کسی را مجبور نکرده چادر بگذارد.
هر کس این چادر را سر می کند با افتخار این کار را می کند
آخرین بار باشد از عبارت "لای رنگ سیاه" استفاده کردید

مگه آدم وسیله است که لای چیزی پیچیده شود

به من و چادرم شدیدا برخورد.
(۵/شهریور/۹۰ ۱۶:۲۹)هستی نوشته است: [ -> ]به نظر من خیلی هم بیراه نیست . سیاه رنگ وقار نیست . رنگ غم است . این چه منطقی است که خانومها را مجبور کرده اند همیشه لای رنگ سیاه باشند . آقایان مراجع تقلید چرا خودشان همیشه عبا رنگ روشن می پوشند ؟
سلام
من و دوستان بارها در مورد هم رنگ چادر و هم فلسفه چادر صحبت کردیم.
اما ظاهرا شما و بعضی از دوستان نه منطق علمی رو قبول دارین و نه منطق شرعی.
به نظر من خود مسئولان روزنامه بااین کارها می خواهند به طور مستقیم مخالفت کنند
راستش من کاری به این حرف ندارم فقط میدونم که چادر حجاب برتر نیست. شاید یه زمانی در مقابل مینی ژوب ها برتر بوده ولی حالا نیست. فقط کافیه یه باد بیاد. همه اون حجاب به باد میره.
حالا اگر یک خانمی که صورتش کمی گرد و پر باشه و دور صورتشو با چادر مشکلی هم بگیره چه .... به نظر میاد!
آلان امروزه چادر را باید با مانتو پوشید که مانتو هست که حجاب برتر است نه اون چادر. البته من منظورم این مانتوهای مینی ژوب و چسبنده نیست. یک مانتویی که تا زیر زانو باشه نه تا روی پا و اندام را نمایش نده، نه گشاد گشاد نه تنگ تنگ. این طوری زن امروزی هم میتونه به کارهای روزانه اش برسه و هم حجابشو به باد نده.
اینکه حالا چادر مشکلی پارچه اش را کیا تولید میکنند و وارد ایران میکنند و نوعش حتما باید چی باشه و چه مشخصاتی داشته باشه که جای خودش را داره.
ولی دیگه چادر حجاب برتر نیست شاید مکملی باشد.
(۵/شهریور/۹۰ ۲۳:۵۵)zaeim نوشته است: [ -> ]برای دگرگونی و تغییرِ بُنیادی در چیزی ، ابتدا باید در جزئیات تغییر ایجاد کرد.
چرا که به چشم عوام نیامده و مورد پذیرش و سکوت آنها قرار خواهد گرفت.
وقتی عده ای سیاستمدار این تغییر را ایجاد کنند به نظر شما حاصل آن به نفع حجاب خواهد بود یا به نفع سیاسیون.
مسلما با فعالیت گسترده انجمن حجتیه در جریان انحرافی میتوان پیشبینیِ:
حذف چادر بعنوان حجاب و تبدیل آن به نوعی پوشش را داد.
بنابر این من به برخی عوام بی بصیرت توصیه میکنم کمی فسفر بسوزانند!
ضعیم جان اولا مغز فسفر نمیسوزونه و قند میسوزونه ثانیا شما هم درباره حرفات کمی تحقیق کن بد نیست ها. اینکه نشد هر کسی یک حرفی میزنه و به دهن ما خوش نیومد بیاییم متهم کنیم.
نبینیم کی داره یک حرف را میزنه ببینیم چی داره میگه. دوما شما یک مدرک تاریخی برای تایید حرفهای آقایون و مدرک تاریخی برای رد حرفهای آقایون بیار.
بعدش هم چادر مشکی بعد از انقلاب مد شد و قبل از انقلاب به ندرت چادر مشکلی میپوشیدند و همه یا چادر سفید گلدار بودند و یا حداکثر چادر سرمه ای با نقطه های سفید. مشکلی یک دست را فقط برای ختم میپوشیدند. شما اگر یادتون نمیاد برید از مادرتون بپرسید. یا سری با آلبوم خانوادگیتون بزنید.
اینو توی یکی از پستهای همین فروم خوندم
سفیان ثوری در مسجد الحرام نشسته بود که چشمش به امام صادق علیه السلام افتاد و دید امام لباسی زیبا و گرانقیمت به تن دارد. با خودش گفت:« الان میروم از او ایراد میگیرم و سرزنشش میکنم.»
رفت خودش را به امام رساند و گفت:« ای پسر رسول خدا، به خدا سوگند، رسول الله و علی و هیچ کدام از پدرانت لباسهای این چنینی نپوشیدهاند!»
امام صادق علیه السلام فرمود:« رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم در زمانی زندگی میکرد که بیشتر مردم تنگدست و فقیر بودند. ایشان هم مناسب همان اوضاع لباس میپوشید. ولی امروز اوضاع به گونهای دیگر است؛ نعمت فراوان است و عموم مردم در رفاه هستند. در چنین روزگاری، خوبان و پرهیزکاران برای بهرهمندی از نعمتهای پروردگار، از همه سزاوار ترند.»
آن گاه این آیه را تلاوت فرمود:« قل من حرم زینه الله التی اخرج لعباده و الطیبات من الرزق » سوره اعراف / 32 (ای رسول ما؛ بگو چه کسی زینت و روزیهای پاکیزه را که خداوند در اختیار بندگانش قرار داده، حرام کرده است؟)
سپس فرمود:« گذشته از این، من این لباس گرانبهایی را که تو میبینی، برای مردم پوشیده ام و در زیرش لباسی زبر و خشن و ارزان به تن دارم.»
امام لباس گرانبهایش را کنار زد و جامه خشن و زبری را که در زیر به تن داشت، به سفیانی نشان داد. سپس برای افشای چهره حقیقی سفیان، لباس خشن و ارزان او را کنار زد و لباس نرم و لطیفی را که در زیر پوشیده بود، نشانش داد و فرمود: « تو این لباس خشن را برای فریب مردم پوشیدهای و لباس نرم و لطیف را که برایت خوشایند است، زیر آن پوشیدهای.»
حمّاد بن عثمان می گوید: در حضور امام صادق علیه السلام بودم که مردی به حضرت گفت: خداوند شما را اصلاح کند! شما می گویید که علی بن ابیطالب علیه السلام لباس زبر و خشن میپوشید و جامه اش چهار درهم بیشتر قیمت نداشت، در حالی که بر تن شما لباس نو می بینم!
حضرت به او پاسخ داد: علی بن ابیطالب علیه السلام در زمانی چنان لباس های خشنی می پوشید که کار زشتی به حساب نمی آمد و چنان لباسی را اگر کسی در این روزگار بپوشد لباس شهرت پوشیده است.
پس بهترین لباس هر دوران، لباس مردم همان دوران است جز این که قائم ما اهل بیت « حضرت مهدی علیه السلام » هنگامی که قیام کند، جامه ای مانند جامه علی (علیه السلام) می پوشند و سیره و رفتارش همانند سیره و رفتار آن حضرت است.
سلام
ببخشید من یه سوال اساسی در مورد رنگ سیاه چادر برام پیش اومده:s لطفا هرکس میتونه کمک کنه

از طرفی رنگ سیاه چادر کم تر نظر کسی را جلب میکنه و رنگ سیاه به معنی گفتن نه است اما از طرف دیگه حضرت زهرا یا حضرت مریم نقاب ها و لباس های سفید داشتند و میدونیم که این موضوع ربطی به مقتضای زمان نداره و هم این که سیاه بودن چادر که حجاب برتر است این تصور را در اذهان عمومی به وجود اورده که افراد با حجاب افراد شادی نیستند

خوب با این اوصاف سیاه بودن چادر بهتر است یا.....
(۶/شهریور/۹۰ ۱:۲۹)omoridi نوشته است: [ -> ]اینو توی یکی از پستهای همین فروم خوندم
سفیان ثوری در مسجد الحرام نشسته بود که چشمش به امام صادق علیه السلام افتاد و دید امام لباسی زیبا و گرانقیمت به تن دارد. با خودش گفت:« الان میروم از او ایراد میگیرم و سرزنشش میکنم.»
.....
ببينيد دوست عزيز
مثال شما يك قياس مع الفارق است.
من از همين جا اعلام مي كنم
هر كس مي خواهد چادر مي گذارد. براي حفظ خودش و حفظ ديگران . چادر سياه هم مي گذارد.
يك نفر مانتو مي پوشد .
نه چادري به حرف ما چادرش را برمي دارد و نه مانتويي ، چادر سر مي كند.
غرض من از شركت در اين بحث تنها و تنها همين بود كه ابراز كنم با چادر چقدر به من خوش مي گذرد.
اينجا بر خلاف ادعاي همه دنيا ، آزاد است آزاده آزاد
چون از قرار معلوم هر كس هر كاري مي خواهد انجام مي دهد در مورد حجاب.
غرض من از شركت در اين بحث تنها و تنها همين بود كه ابراز كنم با چادر چقدر به من خوش مي گذرد.
حالا شما هم هر مثالي بزنيد كه زمانه عوض شده
بنده نمي توانم كتمان كنم كه چادر براي من چه خدماتي انجام داده
من به همين سياه آسماني مي بالم!
اگر چه گرمم بشود در تابستان
يا خيسم كند در باران
من همين چادر خودم را مي خواهم.
همين سياهي را
همينه همين!
اگر اينقدر برايم مفيد نبود
لااقل خودم بايد مي فهميدم!