|
ادعای اثبات نشده پیرامون عدم وجود نام یهود در تاریخ هخامنشی
|
|
۲۲:۵۵, ۱۵/شهریور/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۳۰/فروردین/۹۳ ۱۰:۵۵ توسط ELENOR.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
پس از سالها كنكاش در نوشتههای باستانی به اين نتيجه رسيدهام كه اصلا در زمان كورش بزرگ هيچ يهودیی در بابل نبوده است كه آزاد شود و از آن مهمتر در كل دوران هخامنشيان هيچ اثری از يهوديان ذر سراسر پادشاهی هخامنشيان يافت نشده است!
شگفت آنكه نام همهء اقوام و ملتها و حتی عربها كه ديده نمیشدند در كتيبهها آمده است اما اثری از يهود و جهود و يهوه و هر چيزی كه وابسته به ايشان باشد، نيست. اين نشان میدهد كه نوشتههای تورات بيش از آنكه خدايی باشد، برای قدمتسازی و مصادره كردن تاريخ ديگران به نفع خود نوشته شده است. تا نگرش دوستان چه باشد! با جستجو در اينترنت اينجا را يافتم و هموند شدم... .................. سخن مدیر بخش : این ادعا اثبات نشده و هیچ سند موثقی از سوی ایجاد کننده تاپیک ارائه نگردیده است و در انتها تاپیک به دلیل توهین های مکرر ایشون بسته شده است سیر تاپیک را پی بگیرید |
|||
|
| آغاز صفحه 4 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۱۱:۴۴, ۱۶/شهریور/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۶/شهریور/۹۱ ۱۱:۴۵ توسط mhvvhm.)
شماره ارسال: #31
|
|||
|
|||
|
سلام دوستان
من تو حالا به این بخش موضوع این طوری فکر نکرده بودم اما با خوندن این تاپیک مسئله جالب شد! شاید یکی از دلایلی بقول تهمورس نام یهودیان در کتیبه ها نیومده این نظریه رو تقویت کنه که کوروش داریوش و هخامنشیان اصالتن بنی اسرائیلی(نه 100 درصد یهودی) بودن در این صورت نیازی هم نبوده قوم یهود یا بنی اسرائیل رو نام ببرند یه چیز پیش پا افتاده که اون زمان مسلم بوده رو نام نبوردن!؟!؟! یا علی |
|||
|
|
۱۱:۵۵, ۱۶/شهریور/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۶/شهریور/۹۱ ۱۳:۳۳ توسط Mahdy2021.)
شماره ارسال: #32
|
|||
|
|||
(۱۶/شهریور/۹۱ ۱۰:۵۶)mohammad reza نوشته است: بسم الله الرحمن الرحیم سلام به نظرم بحث اهداف رو بعدا باید انجام داد. اول بیاید روی خود مسئله اثبات بحث آزادسازی یهود بحث کنیم حالا این دوست ما چی میگه؟ میگه اینهمه اقوام و وقایع مهم در این کتبیه ها اومده ولی در کتیبه های زمان هخامنشی هیچ جا نامی از یهود و یهودیه و ... نیومده بعد ما باید ببینیم روایتگر یک داستان از 2500 سال پیش کیست؟ آیا منبعی دارید که 3 هزار سال قدمت داشته باشد؟؟؟ به احتمال زیاد هم باید کتیبه یا سنگ نبشته باشد؟ تاریخ مسعودی که خودش 1000 سال بعد از واقعه نگارش شده خود این آقای تاریخ نویس منبعش چه بوده؟همان کتاب استر نبوده؟ (و سایر کتب عهد عتیق) |
|||
|
|
۱۳:۴۱, ۱۶/شهریور/۹۱
شماره ارسال: #33
|
|||
|
|||
|
ایشون حتی کتاب مقدس و قبر استر و موردخای رو در همدان از نظر اینکه اینقدر قدمت داشته باشه بی اعتبار میدونه:
(۱۶/شهریور/۹۱ ۱:۰۷)تهمورس نوشته است: قدمت قبرهای استر و مردخای به پيش از اسلام نمیرسد. نمیشود هر قبری را نشان داد و گفت اين كهن است! چطور به سنگ نوشته هایی که اولا بازم قدمتش دقیق مشخص نیست دوما ما به مترجمش هم نمیتونیم اعتماد کنیم ، اکتفا میکنند. بنده هنوز هم منتظرم که شما سند بیاری برای اون حرف ، که اگر یهود در اون دستگاه بوده الا و لابد باید اسمش اومده باشه در اون کتیبه. شاید چند قوم رو به طور مثال مینوشته ، شاید یهود چون مهاجر بوده و سر زمین مشخصی نداشته اسمش رو ننوشته شایدم تعداد کمشون در اون دخیل بوده.... |
|||
|
|
۱۳:۴۶, ۱۶/شهریور/۹۱
شماره ارسال: #34
|
|||
|
|||
|
یه احتمال دیگه اینه که این سنگ نوشته (مربوط به یهودیان) از بین رفته باشه حالا یا بر اثر خسارات محیطی و یا از طریق حمله های مختلف و...
|
|||
|
|
۱۴:۰۱, ۱۶/شهریور/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۶/شهریور/۹۱ ۱۴:۰۵ توسط Mahdy2021.)
شماره ارسال: #35
|
|||
|
|||
نقل قول:ایشون حتی کتاب مقدس و قبر استر و موردخای رو در همدان از نظر اینکه اینقدر قدمت داشته باشه بی اعتبار میدونه: برادر من بیاید تحقیقی روی این موضوع برخورد کنیم. اینکه دیگه مباحث اسلامی و دارای منابع معتبر نیست خود شما کتاب مقدس رو معتبر میدونی؟ کمی شرح بده در مورد تاریخ نگارش کتب 39 گانه عهد عتیق چه کسی یا چه کسانی نوشتن؟ چه زمانی نوشتن؟ آیا نسخ قدیمی آن همچنان موجوده؟ و اما در مورد مقبره کسی نگفته مقبره معتبر نیست و تاریخ ساخت آن معلوم نیست. اتفاقا دقیقا مشخص است نقل قول:مصالح ساختمانی بنای این مقبره از سنگ و آجر است و به سبک بناهای اسلامی ساخته شدهاست. از شکل ظاهری و سبک معماری این اثر، چنین بر میآید، که ساختمان فعلی آن در قرن هفتم هجری بر روی ساختمان قدیمی تری که متعلق به قرن سوم هجری بودهاست، بنا شدهاست. خیلی موضوع پیچیده تر از آنی هست که به نظر می رسد بنده باستان شناس نیستم ولی می دونم که تخمین قدمت یک بنا یا سنگ نبشته به طرق مختلف قابل اندازه گیری است و کسی نگفته نیست!!!
|
|||
|
|
۱۴:۲۵, ۱۶/شهریور/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۶/شهریور/۹۱ ۱۵:۰۳ توسط Havbb 110.)
شماره ارسال: #36
|
|||
|
|||
نقل قول:برادر من بیاید تحقیقی روی این موضوع برخورد کنیم. اینکه دیگه مباحث اسلامی و دارای منابع معتبر نیست حالا که اینطور شد آقا مهدی شما سند بیار برای این حرف. اتفاقا خوب شد ، منتظرم! ایشون قراره برای این ادعا سند بیاره ، حالا که شما داری دفاع میکنی شما سند بده به ما: نقل قول:اگر یهود در اون دستگاه بوده الا و لابد باید اسمش اومده باشه در اون کتیبه ها |
|||
|
|
۱۴:۳۴, ۱۶/شهریور/۹۱
شماره ارسال: #37
|
|||
|
|||
|
سلام
بنده در خبری خوندم که دکتر ارفعی شروع کرده ترجمه این گل نبشته ها و تا حالا ۳۳ تاش توسط استاد ایشون چاپ شده بوده . بعضی رو ایشون ترجمه کردند و بعضی رو دارند ترجمه میکنند . نقل قول:بالازاده با طرح این سوال که آیا قصد چاپ ادامه این گل نوشتهها را دارید؟ از ارفعی خواست در اینباره توضیح دهد، وی در پاسخ گفت: استاد من مرحوم هلک تا زمان مرگش در سال 1379 بیش از 2586 گل نوشته را خوانده بود. وی موفق به چاپ 33 گل نوشته شد و ما از آن زمان تا کنون مشغول ترجمه و چاپ این آثاریم. من با اجازهای که از دانشگاه شیکاگو دارم با عکسبرداری از نوشتهها مشغول ترجمه آنها به انگلیسی و فارسی هستم تا به مرور چاپ شوند. http://www.ibna.ir/vdcjmaevvuqextz.fsfu.html حالا نمیدونم تا این ها ترجمه نشه میشه روی این تحقیقات حساب کرد یا نه خبر هم مشخص نکرده این ها مال دقیقا کدوم دوره هست و چند تا تمدن رو نام برده در پناه خدا |
|||
|
|
۱۴:۳۹, ۱۶/شهریور/۹۱
شماره ارسال: #38
|
|||
|
|||
|
من طرف حقم
خودم بارها این بحث استر و مردخای رو برای دیگران مطرح کردم. اما دیشب وقتی این موضوع رو دیدم خیلی تعجب کردم ![]() چون تا حالا از این دید بهش توجه نکرده بودم که ممکنه این هم جعلی دیگر از یهود باشد چرا؟ چون واقعا این داستان سند معتبری ندارد جز یک کتاب به نام استر....... کتابی که فقط در مورد ماجرای یک دختر یهودی است که می رود به گونه ای همسر شاه ایران می شود و بعد خیانت می کند و بعد هزاران ایرانی را می کشند واقعا این کتاب کجایش مقدس است؟ من که 1 درصد هم نمی توانم باور کنم که این کتاب: اولا الهی باشد ثانیا توسط افراد موثق و مومنی به عهد عتیق اضافه شده باشد ضمنا من دلیل ناراحتی شما رو متوجه نشدم ![]() من خودم دوست دارم حقیقت مشخص بشه. الان هم ساعتهاست در منابع فارسی و انگلیسی میگردم و واقعا چیز ارزشمندی پیدا نمی کنم اون دوستمون میگه در کتیبه ها نیست.......... من که میگم هیچ جا نیست. بیشتر شبیه شتر در خواب بیند پنبه دانه است!!!! یعنی چیزی که آرزو داشتن رو نوشتن که کمی به خودشون افتخار کنن اگر ما بخوایم به این منابع مقدس!!! استناد کنیم، باید مردخای را هم پیامبر بدانیم؟! نقل قول:هر چند در عهد عتیق به پیامبری مردخای اشارهای نرفتهاست، در تلمود او پیامبری دانسته شدهاست که در سال دوم پادشاهی داریوش به نبوت رسید.[۷] احتمال میرود زمانی که گزارشهای کتاب استر روی داد، مردخای ۵۰ ساله بوده باشد. بقعه منسوب به استر و مردخای در شهر همدان ایران واقع است. |
|||
|
|
۱۰:۰۶, ۱۷/شهریور/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۷/شهریور/۹۱ ۱۰:۱۴ توسط تهمورس.)
شماره ارسال: #39
|
|||
|
|||
|
بنام خدا
درود بر دوستان چالشها و پرسشهای گوناگونی مطرح شده است كه بيگمان برای دفاع از نظريهام همه را پاسخ خواهم داد. اينكه چه اندازه میتوان به ترجمهها مطمئن بود، ممكن است كه در برخی واژهها ديدگاههای گوناگونی وجود داشته باشد اما بيشتر اين ديدگاهها به مرور همراستا شدهاند. برای نمونه واژهء «دهياو» در زبان فارسیباستان هخامنشيان واژهء «دِه» در زبان فارسی كنونی است. منتها آن زمان به سرزمين يا استان يا حتی يك كشور گفته میشد اما اندك اندك در زبان فارسی كنونی مفهوم روستا را پيدا كرده است: دهياو(باستانی) -> دِه(كنونی). پس حتی مفهوم نامهای مكان میتوانند در درازای زمان دگرگون شوند. يعنی «دِه» در آن زمان تا حد استان و كشور هم معنی میداده است. حال ممكن است اختلاف بر سر اين باشد كه يكی بگويد معنی ده در آن زمان تنها به استان محدود میشده و زبانشناس ديگری بگويد نه، مفهوم كشور هم داشته است. اين اختلافات آنچنان نيستند كه زياد تاثيرگذار باشند با اين حال ممكن است بعدها دلايلی اقامه شود كه نظريهء كنونی را دگرگون كند. اما اين تغييرات شايد به 1% هم نرسد و 99% مفاهيم و واژههای ميخی فارسی باستان ساليان درازيست كه تغيير نكرده و همهء دانشمندان تقريبا متفقالقول شدهاند. اينكه گفته شد ممكن است بعدها كتيبهای پيدا شود كه نامی از يهوديان در آن باشد، ممكن نيست! زيرا كه كتيبههای خوانده نشده يا بهتر بگويم منتشر نشدهء ايرانی در دانشگاه شيكاگو اگر كوچكترين نكتهای از جد و آباد يهوديان در آنها بود تاكنون در 100 تا مجله و كتاب و... منتشر میشد زيرا بگمانم يهوديان(دانشمندانشان) میدانند كه اصلا در زمان هخامنشيان وجود خارجی نداشتهاند منتها نمیتوانند تورات خودشان را منكر شود! برای همين همهء تلاششان را میكنند كه تا جای ممكن كتيبههای مربوط به بابل و ميانرودان منتشر نشود تا گند كار بالا نيايد! همهء دلخوشيشان اين است كه چند نام باستانی چون كورش و داريوش در تورات آمده است كه بگمان من اين نامها از روی متنهای بابلی و يونانی برداشته شده است تا برای خودشان قدمتسازی كنند. جالب است بدانيد كه تاكنون هيچ نام اسرائيلياتی چون دانيال و استر و... نه تنها شخصيت تاريخی پيدا نكردهاند بلكه قدمت هيچكدامشان در ايران به پيش اسلام نمیرسد. اينكه دوستی گفته است هخامنشيان همچون كورش و داريوش احتمالا از مردم بنی اسرائيل بودهاند كه نام يهود را نياوردهاند، درست نيست زيرا كه هخامنشيان بارها خود را از مردم پارس و نژاد آريائی دانستهاند. باز آنكه نام بردن از اقوام و ملتهای گوناگونی كه تحت نفوذ هستند، نوعی اعتبار برای هر پادشاهی محسوب میشد تا ديگران هم بدانند چه اقوامی تحت حاكميت هستند. غير ممكن بود كه نام قوم الف و ب آورده شود و از ملت ج كه زير نفوذ بوده است نامی برده نشود. حتی شاهان نام قوم و ملت خود را هم در كنار ديگر اقوام میآوردند كه تعداد تحت نفوذها زيادتر ديده شود! بشنويم صدای خشايارشا را از تقريبا 2400 سال پيش: «خدائی بزرگی [است] اهورامزدا، كه اين زمين را آفريد، كه آن آسمان را آفريد، كه مردم را آفريد، كه برای مردم شادی آفريد، كه خشايارشا را شاه كرد، يگانه شاه [شاهان از] بسيار، يگانه فرمانروای[فرمانروايان از] بسيار. من خشايارشا [هستم] ، شاه بزرگ، شاه شاهان، شاه سرزمينهای دارای اقوام/ملل بسيار ، شاه در اين زمين بزرگ دور و دراز، پسر داريوش شاه، هخامنشی، پارسی، پسر پارسی، آريائی، از نژاد آريائی. خشايارشا شاه گويد: بخواست اهورامزدا اين [است] سرزمينهائی جدا از پارس كه من شاه آنها بودم. من بر آنها حكمرانی كردم. به من باج(ماليات) دادند. آنچه از طرف من به آنها گفته شد آنرا كردند. قانون من [آن است] كه آنها را نگاهداشت. ماد، خوزستان(تقريبا خوزستان و ايلام امروز)، رُخج(بلوچستان)، ارمنستان، زرنگ(سيستان)، پَرثَوَ(خراسان)، هرات، بلخ، سغد، خوارزم، گندار(درهء كابل)، ثَثَگوش(درهء رود هيرمند)، هند، مك(مكران امروزه و عمان)، ارب(عربستان)، بابل، آشور، سارد، مصر، يونانيانی كه كنار دريا ساكنند، و آنهائی كه آن سوی دريا ساكنند، كپدوكيه(طرف شرقی آسيای صغير)، دها(ايلی در طرف شرقی دريای مازندران)، سكاهای هومخوار، سكاهای تيز خُود، سكودرا(اهالی مقدونيه)، آكَووفچیيا(طايفهء ناحيهء كوهستانی) ليبيها، كاريها(جنوب غربی آسيای صغير)، حبشيها...» يهوديان نه تنها خود را از مردم پارس و نژاد آريائی ندانستهاند كه اصلا زبان هخامنشيان با زبان ساميان يهودی كاملا متفاوت است. |
|||
|
|
۱۰:۴۶, ۱۷/شهریور/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۷/شهریور/۹۱ ۱۱:۴۴ توسط mohammad reza.)
شماره ارسال: #40
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام در آیات4 الی 7 سوره اسراء میخوانیم «وَقَضَيْنَا إِلَی بَنِی إِسْرَائِیلَ فِی الْكِتَابِ لَتُفْسِدُنَّ فِی الأَرْضِ مَرَّتَيْنِ وَلَتَعْلُنَّ عُلُوًّا كَبِیرًا ٭ فَإِذَا جَاء وَعْدُ أُولاهُمَا بَعَثْنَا عَلَيْكُمْ عِبَادًا لَّنَا أُوْلِی بَأْسٍ شَدِیدٍ فَجَاسُواْ خِلاَلَ الدِّيَارِ وَكَانَ وَعْدًا مَّفْعُولاً ٭ ثُمَّ رَدَدْنَا لَكُمُ الْكَرَّةَ عَلَيْهِمْ وَأَمْدَدْنَاكُم بِأَمْوَالٍ وَبَنِینَ وَجَعَلْنَاكُمْ أَكْثَرَ نَفِیرًا ٭ إِنْ أَحْسَنتُمْ أَحْسَنتُمْ لِأَنفُسِكُمْ وَإِنْ أَسَأْتُمْ فَلَهَا فَإِذَا جَاء وَعْدُ الآخِرَةِ لِيَسُوؤُواْ وُجُوهَكُمْ وَلِيَدْخُلُواْ الْمَسْجِدَ كَمَا دَخَلُوهُ أَوَّلَ مَرَّةٍ وَلِيُتَبِّرُواْ مَا عَلَوْاْ تَتْبِیراً؛ 5 و در كتاب [آسمانیشان] به فرزندان اسرائیل خبر دادیم كه قطعاً دو بار در زمین فساد خواهید كرد و قطعاً به سركشی بسیار بزرگی برخواهید خواست، پس آنگاه كه وعده [تحقّق] نخستین آن دو فرا رسد، بندگانی را از خود, كه سخت نیرومندند، بر شما میگماریم تا میان خانهها[یتان برای قتل و غارت شما] به جستوجو در آیند و این تهدید، تحقّق یافتنی است. پس از چندی, دوباره شما را بر آنان چیره میكنیم و شما را با اموال و پسران یاری میدهیم و [تعداد] نفرات شما را بیشتر میگردانیم. اگر نیكی كنید، به خود نیكی كردهاید و اگر بدی كنید، به خود [بد نمودهاید] و چون تهدید آخر فرا رسد [بیایند] تا شما را اندوهگین كنند و در معبد[تان] چنانكه بار اوّل داخل شدند [به زور] در آیند و به هر چه دست یافتند، یكسره [آن را] نابود كنند». آنچه که قطعی هست یک بار این معبد تسخیر و نابود شده است حال به دست کی و به چه شکلی در تاریخ جهان جز بختنصر کسی را نمیدانم مفسرین هم در تفصیر از همین شخص نام میبرند البته خبر از بار دوم قطعا غلبه حضرت حجته ابن الحسن (علیه السلام) هست بر صهیونها و ویران کرده هیکل شیطانی ای که به نام کینگ سلومون(شاه سلیمان نه پیامبر سلیمان) میسازن ویا ساختن اما مگر میشود یک بار این معبد خراب شود و در هیچ جائی از تاریخ نه یونان نه روم نه مصر نه لیدی نه ایران نامی از این ویرانی برده نشود حال آنکه یک بار در تاریخ از بختنصر نام برده شده باشد آن هم جعلی!!!!! بازم میگم خدائی به تاریخ اون هم تاریخ ماسونی اصلا و ابدا نمیشه اعتماد کرد ولی خوب جای سوال زیادی هست آیا بابای بنی اسرائیل را شخصی جز بخت النصر در آورده است؟؟؟؟؟ انشاالله که به یک جمع بندی خوب برسیم صلوات یا الله |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |









خود این آقای تاریخ نویس منبعش چه بوده؟


