|
نظرات علما و استفتائات از ایشان درباره فلسفه
|
|
۱۴:۲۰, ۲۱/فروردین/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۱/فروردین/۹۱ ۱۴:۲۴ توسط شجره.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
[b]شیخ بهائی: من اعرض عن مطالعه العلوم الدینیه و صرف اوقاته فی افاده الفنون الفلسفیه فعن قریب لسان حاله یقول عند شروع شمس عمره فی الافول: تمام عمر با اسلام در داد و ستد بودم کنون می میرم و از من بت و زنّار میماند. ترجمه: شیخ بهائی در کشکول خود میفرماید: کسی که از مطالعه علوم دینی دوری کند و وقت خود را در فایده دادن فنون فلسفی بگذراد در زمانی که خورشید عمرش رو به پایان میرود، زبان حالش نزدیک است که بگوید: تمام عمر با اسلام در داد و ستد بودم …. آیت الله العظمی وحید خراسانی: ما امام صادق(علیهالسلام) را نشناختیم. اگر جعفــر بــن محمــد (علیهالسلام) را میشناختیم، دنبال این و آن نمیرفتیــم، قــی کردههای فلاسفه یونان را نشخوار نمیکردیــم، زبالههــای عرفـــان اکسلوفان را هضم نمیکردیم، خواه ناخواه واماندیم و بیچاره شدیم و از ایــن اقیانــوس معرفت محروم شدیم. [۲] آیت الله حاج سید ابوالحسن اصفهانی: راضی نیستم کسی که در غیر فقه و اصول زحمت بکشد از این شهریه استفاده کند. [۳] در جلسهای که مدرسین نجف در آن دعوت شده بودند، فرمودند: «نجف کارخانهی اجتهاد است، هرکس فلسفه و عرفان را میخواهد برود قم، من راضی نیستم این امور مطرح شود. [۴] شیخ صدرا بادکوبهای، استاد تدریس منظومه بود اما یک مرتبه فلسفه را کنار گذاشت، من (آیت الله سید جواد میرسجادی) قبلاً پیش ایشان (صدرا) مقدمات را خوانده بودم. به شیخ صدرا گفتم: میخواهم منظومه بخوانم. گفت: من دیگر منظومه درس نمیگویم اما کسی را پیدا میکنم. بعد از چند وقت گفت سید عبدالاعلی فوق العاده مرید آقای سید ابوالحسن بود، رفتم پیش سید عبدالاعلی در منزلش منظومه را شروع کردم. سه یا چهار هفته رفتم درس منظومه. مرحوم آقا هر چند وقت یک مرتبه سئوال میکرد، از من که چه میخوانی؟ یک بار سئوال کرد که چه میخوانی؟ گفتم: تازه منظومه را شروع کردهام. سئوال کرد: پیش کی؟ گفتم: نزد سید عبدالاعلی. فرمود: «پسرم قلیله یضر و کثیره لاینفع.» شاید مراد عکس آن باشد. «کثیره یضر و قلیله لاینفع». بعد آیت الله سید ابوالحسن فرمودند: آقا در فقه و اصول و روایات و تفسیر زحمت بکش، فلسفه به چه درد میخورد. [۵] سید محمد کاظم یزدی: خواندن فلسفه با ظن بلکه با خوف انجرار به ضلالت جایز نیست تعلیم و تعلم آن، بلکه هر چه از قبیل این باشد چنین است مثل مسافرت به بلاد کفر و معاشرت با کفار با فرض خوف مذکور. [۶] سید محمد کاظم یزدی: کسی که قادر بر کار کردن میباشد اگر مشغول تحصیل علمی بشود که مانع از کسب و کار میشود [آیا جایز است زکات بگیرد؟] به شرطی گرفتن زکات برای او جایز است که آن علم واجب عینی یا واجب کفائی باشد یا مستحب باشد مثل تعلیم فقه بصورت اجتهادی یا تقلیدی. و اگر مثل فلسفه و نجوم و ریاضیات و عروض و ادبیات باشد که نه واجب است نه مستحب. برای کسی که قصد فقاهت در دین ندارد گرفتن زکات برای او جایز نیست. [۷] آیات عظام سید محمود شاهرودی، سید احمد خوانساری، سید ابوالقاسم خوئی، سید حسن قمی در مورد فلسفه و نجوم و ریاضیات و عروض و ادبیات، حاشیهای ندارند و نظرشان با نظر سید محمدکاظم یزدی یکی است. علامه مجلسی(رحمة الله علیه): این جنایت بر دین اسلام و شهرت و نشر دادن کتابهای فلاسفه در بین مسلمین از بدعتهای خلفای جور بوده [یعنی بنی العباس] که با ائمه معصومین (علیهمالسلام) دشمن بودهاند. آنها به این منظور مطالب فلاسفه و کتب آنها را بین مسلمین رواج دادند که مردم را از ائمه معصومین (علیهمالسلام) و از شریعت روشن اسلام منصرف و رو گردان سازند. [یعنی مردم را مشغول مطالب پیچ در پیچ فلاسفه نمایند تا به علوم آل محمد روی نیاورند و سرگرم افکار پریشان فلاسفه گردند]. و بر همین مطلب دلالت دارد آنچه صفدیّ در شرح لامیه العجم ذکر کرده که چون مأمون عباسی با بعضی از پادشاهان نصاری صلح کرد ـ گمان میبرم که پادشاه جزیره قبرس باشد ـ از آنها طلب کرد که مخزن و کتابخانه کتب یونان را در اختیار او بگذارند ـ و آن کتابها در خانهای جمع بوده و هیچ کس از آن خبری نداشت ـ. پس پادشاه دوستان خصوصی خود را که صاحب رأی نیکو میدانست جمع کرد و با ایشان مشورت نمود، تمامی آنها رأی دادند که آن کتب را در اختیار مأمون نگذارد و نزد او نفرستد مگر یک نفر از آنها که گفت این کتب را نزد ایشان بفرست [چون این کار به ضرر و شکست آنها تمام میشود] زیرا این علوم (یعنی فلسفه) داخل هیچ دولت شرعیه نشده مگر آن که آنها را به فساد کشانیده و اختلاف در بین علماء آنها ایجاد کرده است. [۸] علامه مجلسی(رحمة الله علیه): مشهور این است که اول کسی که کتابهای یونانیان [کتب فلاسفه] را به زبان عربی ترجمه کرد خالد بن یزید بن معاویه بود. شهید ثانی: در خاتمه کتاب منیه المرید در باب اقسام علوم میفرماید: علوم دیگری باقی ماند که بعضی از آنها مطلقاً حرام است مانند علم سحر، شعبده بازی و بعضی از مسائل فلسفی و بطور کلی هر عملی که موجب پیدایش شک در انسان شود حرام است. [۹] شیخ بهائی: من اعرض عن مطالعه العلوم الدینیه و صرف اوقاته فی افاده الفنون الفلسفیه فعن قریب لسان حاله یقول عند شروع شمس عمره فی الافول: تمام عمر با اسلام در داد و ستد بودم کنون می میرم و از من بت و زنّار میماند. ترجمه: شیخ بهائی در کشکول خود میفرماید: کسی که از مطالعه علوم دینی دوری کند و وقت خود را در فایده دادن فنون فلسفی بگذراد در زمانی که خورشید عمرش رو به پایان میرود، زبان حالش نزدیک است که بگوید: تمام عمر با اسلام در داد و ستد بودم … [۱۰] علامه مامقانی (صاحبرجال): خطاب به فرزندش میفرماید: اولین چیزی که بر تو واحب است این است که به اصول دینت بپردازی و با ادلّه قاطع پایههای اعتقادی و یقین به خالق خودت و انبیاء و اولیائش را محکم کنی زیرا که تو مانند حیوانات بیهدف نیستی. غرض من این نیست که دنبال علم کلام و فلسفه بروی و به کتابهای این دو علم مراجعه کنی بلکه تو را شدیداً منع میکنم (قبل از این که به کمال برسی) چون در بین آن کتب مطالب فریبندهای هست که چه بسا تو را اهل جهنم میکند حتی حدیث از اهلبیت (علیهمالسلام) هست که از هرگونه مراجعه به این دو علم منع میکند، بلکه غرض من مراجعه به کتب عقاید مرحوم مجلسی(رحمة الله علیه) و مانند آن است. [۱۱] فیض کاشانی: نه متکلمم و نه متفلسف و نه متصوّفم و نه متکلّف بلکه مقلّد قرآن و حدیث و تابع اهل بیت آن سرور، از سخنان حیرت افزای طوایف اربع ملول [بیزار] و بر کرانه [بر کنار] و از ما سوای قرآن مجید و حدیث اهل بیت و آنچه بدین دو آشنا نباشد بیگانه، آنچه خواندهام همه از یاد من برفت، الا حدیث دوست که تکرار میکنم. فیض کاشانی: این قوم گمان کردهاند که بعضی از علوم دینیّه هست که در قرآن و حدیث یافت نمیشود و از کتب فلاسفه یا متصوّفه میتوان دانست از پی آن باید رفت مسکینان نمی دانند که خلل و قصور نه از جهت حدیث یا قرآن است بلکه خلل در فهم و قصور در درجه ایمان ایشان است. [۱۲] قطب راوندی: شیخ منتجب الدین در فهرست خودش میگوید کتاب تهافت الفلاسفه [که بر ضدّ فلاسفه است] تألیف قطب راوندی است. فضل بن شاذان: نجاشی میگوید از جمله کتابهای فضل بن شاذان کتاب «ردّ بر فلاسفه» است. آقامحمدباقر هزارجریبی غروی در آخر اجازهای که به علامه بحرالعلوم(رحمة الله علیه) نوشته میفرماید: توصیه میکنم او را (بحر العلوم را) به تلاش در بدست آوردن مقامات عالی اخروی مخصوصاً تلاش در منتشر نمودن احادیث اهلبیت معصومین(علیهالسلام) و دور انداختن تعلّقات و علاقههای پست دنیوی و این که مبادا عمر گرانبهای خودش را در علوم فلسفی که زیبا جلوه داده شده صرف نماید زیرا علوم فلسفی مانند سرابی است که به سرعت ناپدید خواهد شد و شخص تشنه آن را آب میپندارد. [۱۳] آیت الله العظمی خوئی(رحمة الله علیه): سؤال: آیا آموختن فلسفه برای طلبه علوم دینی که با ادیان و عقاید دیگر بحث و تبادل آراء دارد لازم است؟ و آیا برای طلاب علوم دینی در انجام این وظیفه وجوب کفائی هست؟ و آیا میشود فلسفه را تحت عنوان مقدمه امربهمعروف و نهیازمنکر دانست یا این که مقدمهای برای محافظت از دین یا مقدمه برای هر دوی اینها؟ و اگر هم لزومی برای طلاب ندارد آیا اصلاً آموختن آن فایدهای دارد یا هیچ فایدهای ندارد؟ همچنین آموختن فلسفه بر چه کسی جایز نیست (لطفاً پاسخ این قسمت را بطور کامل توضیح دهید) و اگر فرض کنیم که فهمیدن (کامل و صحیح) اصول فقه یا بعضی از ابواب آن متوقف بر دانستن فلسفه باشد آیا در این صورت ترجیحی برای آموختن همگانی آن هست؟ یا این که فقط برای طلبهای که امید است انشاءا… آینده درخشانی داشته باشد خوب است؟ جواب: برای ما روشن نشده که بعضی چیزها متوقف باشد بر آموختن فلسفه بلکه در خلال اصول دین و اصول فقه به مقداری که لازم است به آن اشاره کردهاند . و اگر میترسد که بر اثر آموختن آن گمراه شود حرام است و اگر نه فی حد نفسه مانعی ندارد والله العالم. [۱۴] آیت الله تبریزی(رحمة الله علیه): کسی که خوف انحراف و ضلال میدهد تعلم فلسفه و امثال آن برای او جایز نیست. [۱۵] آیت الله بروجردی(رحمة الله علیه): طلاب علوم دینیه مادامی که از آیات و روایات پایه اعتقادات دینی خود را کاملاً محکم نکرده باشند جایز نیست به تحصیل علوم فلسفه و عرفان بپردازند. [۱۶] امام خمینی(رحمة الله علیه): اگر من هم جای آقای بروجردی(رحمة الله علیه) و رئیس و سرپرست حوزه بودم از این همه فلسفه گفتن، آن هم به این زیادی و به صورت کاملاً علنی احساس مسئولیت میکردم. وضع حوزه برای فقه و اصول و حدیث و تفسیر و علوم دینی است البته در کنار آن هم عدهای که مستعد هستند مخصوصاً این روز ها با حفظ شرایط … معقول بخوانند که کمک به علوم دینی آنها بکند و بتوانند در برابر دشمن مسلح باشند ولی نه با این وسعت و این همه سر و صدا از درس و بحث و چاپ و نشر کتابهای فلسفه آن هم در حوزه!! امام خمینی(رحمة الله علیه): کسانی که شایستگی برای خواندن فلسفه دارند بطوری که منحرف نشوند کم هستند. [۱۷] آیت الله صافی گلپایگانی: تدریس و تدرّس فلسفه و عرفان مصطلح بطور آزاد مانند فقه و تفسیر و حدیث و علوم دیگر در حوزهها و خصوصاً قرار دادن آن در برنامه دروس حوزوی و دانشگاهی بسیار خطرناک است و اجرای این برنامهها و تشویق و تأیید آنان قابل توجیه نیست و اگر کسی در این حوزهها گمراه شود علاوه بر این که خودش مسئول است ، مدرس و استاد نیز مسئول خواهند بود. [۱۸] آیت الله خامنهای: یادگیری و تحصیل فلسفه برای کسی که اطمینان دارد که باعث تزلزل در اعتقادات دینیاش نمیشود اشکال ندارد و بلکه در بعضی موارد واجب است. [۱۹] آیت الله مکارم شیرازی: خواندن فلسفه با دو شرط اشکالی ندارد، نخست این که انسان قبلاً عقاید اسلامی را به قدر کافی فرا گرفته باشد و دیگر این که نزد استاد متعهدی بخواند. [۲۰] سید محمد شاهرودی: طلبهها که هنوز از استطاعت ضعیف هستند بهتر است فلسفه نخوانند چون فلسفه مسائل پیچیدهای دارد ممکن است طلبه نتواند هضم کند در نتیجه به شک و تردید مبتلا شده و امکان انحراف از موازین حقهی احکام یا اعتقادات را دارد و مشهور است که فلسفه نکبتآور است. [۳] . حیات جاودانی، تألیف سید جعفر موسوی اصفهانی،ص۶۴٫ [۴] . همان، ص۶۲٫ [۵] . همان، ص۶۲٫ [۶] . غایة القصوی، مسائل متفرقه، ص۳۴۱، س۹۴٫ [۷] . عروة الوثقی، ج۲، کتاب زکات، فصل۶، مسئله۸٫ [۸] . بحار، ج۵۷، ص۱۹۷، آخر باب معادن و جمادات. [۹] . منیة المراد، ص۳۸۱، انوار نعمانیه، ج۳، ص۳۷۶٫ [۱۰] . سفینة البحار، ج۷، ذیل فلسفه، ص۱۵۴، به نقل از کشکول. [۱۱] . مرآت الرشاد، فصل اول، ص۱۷، انتشارات مولود کعبه. [۱۲] . رسالة الانصاف. [۱۳] . سفینة البحار، ج۷، ص۱۵۲٫ [۱۴] . صراط النجاة، ج۱، س۱۲۹۱٫ [۱۵] . استفتاء و صراط النجاة، س۱۲۹۱٫ [۱۶] . ابواب الهدی، ص۴۳٫ [۱۷] . برداشتهایی از سیره امام خمینی(رحمة الله علیه)، غلامعلی رجایی، ج۵، ص۳۳؛ زندگانی آبت الله بروجردی، تألیف علی دوانی، ص۳۸۸٫ [۱۸] . نگرشی در فلسفه و عرفان، ص۱۲۴؛ زندگانی آبت الله بروجردی، تألیف علی دوانی، ص۳۸۸٫ [۱۹] . استفتائات فارسی، فصل تعلیم و تعلم و آداب آن، س۱۳۲۵٫ [۲۰] . استفتاء خصوصی.
نوشتاری که از نظر میگذرانید نظرات و انتقادات آیت الله بهجت ، در باب وحدت وجودِ مورد نظر عرفا است . مطالبی که از آیت الله بهجت نقل شده است به خوبی بیانگر دیدگاه ایشان در باب وحدت وجود و اختلاف نظرشان با عموم عرفا و فلاسفه در این باره است. در کتاب زمزم عارفان ، پرسش و پاسخی به این شرح از ایشان نقل شده : در پاسخ این جانب که پرسیدم : « آیا وحدت وجودی را که اهل عرفان می گویند ، قبول دارید یا نه ؟ » ، فرمودند : آنان از این جهت مصیب هستند و از یک جهت ، در اشتباه . جهت اصابه ی آن است که آنچه می بینند ، دروغ نیست ، و جهت اشتباه ، آن که میبینند ، با کثرت حقیقیه منافات ندارد . آنچه می بینند واحد است ، تجلی حضرت حق است . موضوع تجلی ،در قرآن و روایات اسلامی ، مطرح است ، الی ماشا الله . آنان وحدت حُکمیه را با وحدت حقیقیه اشتباه کرده اند .من معتقد به وحدت حُکمیه و کثرت حقیقیه هستم و ندیدم کسی (این مطلب را) گفته باشد . آنها هم که قائل به وحدت حقیقیه هستند ، عملا همین اعتقاد را دارند .مثل سید محمد کربلایی ، که یک شب تا صبح گریه میکند . اگر وحدت حقیقیه باشد ،گریه برای چه ؟ قرآن و احادیث اسلامی وحدت حقیقیه را رد میکند (کان یاکل الطعام). سپس اضافه کردند : (جمع میان ) کثرت حقیقیه و وحدت حقیقیه ، محال است ،مگر اینکه کسی بگوید تناقض محال نیست . آنچه در روایات آمده که (یبصر به) و (یسمع به) ، اشاره به همان وحدت حُکمیه است . همچنین (لا فرق بینک و بینهم الا انهم عبادک و خلقک و حدیث قرب نوافل ) [۱] آیت الله بهجت در ادامه ی توضیحاتشان در باره ی وحدت حقیقیه فرمودند : وقتی خورشید آمد ستارگان ، دیده نمی شوند اما واقعا هستند …[۲] ایشان شخصا درباره ی حکم کفر یا عدم کفر این افراد اظهار نظر نکردند ولی فرمودند : به آخوند ملا محمد کاظم گفته بودند :قائلین به وحدت وجود را تکفیر کنید. آخوند فرموده بود :آنها اشتباهشان در مقتضیات برهان است .نمی شود آنها را تکفیر کرد ، مثل کسی که تصور می کند آتش گردان ، آتش است . [۳] نکته ی مهم و قابل توجه این است که در تجلی حضرت حق بر قلب بعضی تصور می کنند که آنچه دیده اند ، خداست . این از بی دقتی است . دیدن قلب هم مانند دیدن چشم ممکن است خطا کند . کسانی که قائل به وحدت حقیقیه ی جهان هستند ، دچار این خطا شده اند . (فلما تجلی ربه للجبل …) ، جلوه ی خداوند و تجلی او غیر خود اوست . تجلی ، فعل خداست ، نه خود او . [۴] حال سوال ما از پیروان ابن عربی و ملای رومی و ملاصدرا و متمسکان به مطالب آنان این است که یکی از بزرگ ترین ، فهیم ترین و آگاه ترین عارفان از نظر خود آنها وحدت وجود و تجلیِ مورد نظر ابن عربی و ملاصدرا و… را قبول ندارد ، حال چرا آنها کاسه داغ تر از آش شده و تمام ناقدین وحدت وجود را متهم به نفهمی و جهل می کنند؟! علامه محمد تقی جعفری (رحمة الله علیه) در کتاب مبدأ اعلی جواب مناسبی به این مدافعان افراطی داده و با بیانی طعن آلود به مدافعان فلسفه و عرفان می گوید: «اگر اصل را با وجود، و موجود را واحد شخصی عقیده کردی اعلم دورانی، اگر چه الف را از با تشخیص ندهی… و بالعکس اگر راجع به وحدت موجود اظهار نظر [مخالفت] کنی جاهلترین مردمی اگر چه اعلم دوران باشی!» [۵] [۱] - زمزم عرفان، محمدی ری شهری ،ص۱۳۰ [۲] - همان ص۱۳۱ [۳] - همان ص۱۳۱ [۴] - همان ص۱۲۷ [۵] - مبدأ اعلی، محمد تقی جعفری، ۱۰۸ ـ ۱۱۱٫
|
|||
|
| آغاز صفحه 2 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۱۱:۲۳, ۲۳/آبان/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۳/آبان/۹۱ ۱۱:۴۸ توسط ELENOR.)
شماره ارسال: #11
|
|||
|
|||
|
این هم استفتا از رهبر در مورد فلسفه 1325: آيا تدريس و تحصيل فلسفه در حوزههاى علميه دينيّه جايز است؟ ج: يادگيرى و تحصيل فلسفه براى کسى که اطمينان دارد که باعث تزلزل در اعتقادات دينىاش نمىشود اشکال ندارد و بلکه در بعضى از موارد واجب است. منبع نقل قول:سلام 1. متن سخنرانی هم از سایت رسمی ایشون هست که مرجع اصلی پخش استفتائات است ... 2. آقا در استفتا در یک پاراگراف جواب یک پرسش خاص را میدهند ... ولی در سخنرانی نظر خودشون رو باز کرده و تبیین میکنند خیلی هم زیبا بیان کرده اند از این واضح تر می خوای اخوی؟؟ .............................. دیگه چشم بستن بر روی حقیقت و تعصب خشک تا چه حد؟؟؟؟ مكتب فلسفى صدرالمتالهين همچون شخصيت و زندگى خود او، مجموعه ى در هم تنيده و به وحدت رسيده ى چند عنصر گرانبها است. در فلسفه ى او از فاخرترين عناصر معرفت يعنى عقل منطقى، و شهود عرفانى، و وحى قرآنى، در كنار هم بهره گرفته شده، و در تركيب شخصيت او تحقيق و تأمل برهانى، و ذوق و مكاشفه ى عرفانى، و تعبد و تدين و زهد و انس با كتاب و سنت، همه با هم دخيل گشته، ................................... همانگونه كه فلسفه ى صدرايى - كه خود او بحق آن را حكمت متعاليه ناميده - در هنگام پيدايش خود، نقطه ى اوج فلسفه اسلامى تا زمان او و ضربه يى قاطع بر حملات تخريبى مشككان و فلسفه ستيزان دورانهاى ميانه ى اسلامى بوده است، امروزه پس از بهره گيرى چهارصدساله از تنقيح و تحقيق برجستگان علوم عقلى، و نقد و تبيين و تكميل در حوزه هاى فلسفه، و ورز يافتن با دست تواناى فلاسفه ى نامدار حوزه هاى علمى بويژه در اصفهان و تهران و خراسان، نه تنها استحكام بلكه شادابى و سرزندگى مضاعفى گرفته و مى تواند در جايگاه شايسته ى خود در بناى فرهنگ و تمدن، بايستد و چون خورشيدى در ذهن انسانها بدرخشد و فضاى ذهنى را تابناك سازد. مكتب فلسفى صدرالمتالهين همچون همه فلسفه ها در محدوده ى مليت و جغرافيا نمى گنجد و متعلق به همه ى انسانها و جامعه ها است. همواره همه بشريت به يك چهارچوب و استخوانبندى متقن عقلايى براى فهم و تفسير هستى نيازمندند. .................................... دوران ما با دميدن خورشيدى چون امام خمينى كه يگانه ى دين و فلسفه و سياست و خود يكى از صاحبنظران برجسته در حكمت متعاليه بود، و نيز با حوزه ى درسى و تحقيقى پربركت حكيم علامه ى طباطبايى كه استاد يگانه مبانى ملاصدرا در طول سى سال در حوزه ى قم به شمار مى رفت، و تلاش تلامذه و هم دوره هاى آنان، بى شك دوره ى با بركتى براى فلسفه الهى است. ......................................... امام (رضوان اللَّه عليه) چكيده و زبده ى مكتب ملاصدراست؛ نه فقط در زمينه ى فلسفى اش، در زمينه ى عرفانى هم همينجور است.. ....... -------------------------------- حضرت آيتالله خامنهاي رهبر معظم انقلاب اسلامي شب گذشته در ديدار اعضاي شوراي عالي كنگره بزرگداشت صدرالمتألهين ملا صدرا با ايشان طي سخناني ويژگيهاي فلسفه ملاصدرا را در بين فلاسفه الهي بينظير و شگفتآفرين دانستند و برگزاري اين كنگره را خدمتي ارزشمند خواندند كه دامنه تأثير آن در داخل كشور محصور نميماند و در ارتقاء و تعميق نظريات و آراء فلسفي در جهان مؤثر است. ............................. |
|||
|
|
۱۱:۴۸, ۲۳/آبان/۹۱
شماره ارسال: #12
|
|||
|
|||
(۲۳/آبان/۹۱ ۱۱:۲۱)داداش کایکو نوشته است: سلام |
|||
|
۱۱:۵۱, ۲۳/آبان/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۳/آبان/۹۱ ۱۳:۱۸ توسط ELENOR.)
شماره ارسال: #13
|
|||
|
|||
|
آقای کایکو نظر های آقا در مورد ملاصدرا رو خوندید؟؟؟
به نظرتون آنها جعلین؟؟؟ چرا آقا امام خمینی رو این طور توصیف میکنند؟؟ نقل قول:چكيده و زبده ى مكتب ملاصدراست؛ نه فقط در زمينه ى فلسفى اش، در زمينه ى عرفانى هم همينجور است یا این جمله : نقل قول: ... ... ... ويژگيهاي فلسفه ملاصدرا را در بين فلاسفه الهي بينظير و شگفتآفرين دانستند آخه تعصب و چشم بستن رو حقائق هم حدی دارد دوست من [/b] اصلا سخنان آقا رو خوندی؟؟؟ از اون واضح تر میتونستن بگن؟؟ منبع سخنان هم سایت رسمیشون است ... این ها نظر آقا در مورد فلسفه وو عرفان ملاصدرا بود ... این هم استفتا آقا در مورد فلسفه به طور عام از سایت رسمی خود آقا .... نقل قول:يادگيرى و تحصيل فلسفه براى کسى که اطمينان دارد که باعث تزلزل در اعتقادات دينىاش نمىشود اشکال ندارد و بلکه در بعضى از موارد واجب است. برادر عزیز این همه تعصب رو از کمتر کسی دیدم تا حالا ببینه حقیقت رو ولی بگه نه ... همونی که من میگم ... |
|||
|
|
۱۴:۵۶, ۲۳/آبان/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۳/آبان/۹۱ ۱۵:۰۳ توسط داداش کایکو.)
شماره ارسال: #14
|
|||
|
|||
|
سلام
قبل از هر چیز از استفائاتی که اوردید بسیار ممنونم . لطفا گزینشی به پستهای بنده پاسخ ندهید .1-بنده عرض کردم که اثبات شئ نی ما عدا نمیکند .فرمایشات معظم له به معنای رد اراء دیگر نیست .ایا معنای این جمله این نیست که من فرمایشات اقا در مورد فلسفه را در نظر داشته ام .2-سوالاتی که ذیل استفتاء اقا اورده بودم را جواب دهید . مطالبی که در استفتاء امده را منطبق با عقاید ملاصدرا میدانید یا خیر ؟ اگر مغایر است با استناد به کتابها و نظرات خود ایشان بفرمایید. ![]() یاد اوری برای باز گشتن به بحث اصلی (وجود حق متعال متن وجود جمادات و نباتات و حیوانات و انسانها است، یعنی ما دو وجود نداریم، بلکه هر چه هست یک وجود است که در قوالب و اندازههای گوناگون ظهور کرده است، نه این که وجود زمین غیر از وجود آسمان، و وجود آسمان غیر از وجود حق متعال بوده باشد).[/size][/font][/align] )از آنجا که حقایق هستی بی منتها است پس فهم حقایق اشیا نیز بی منتها بوده و همچنان ادامه دارد. یا نباید الف را به زبان آورد همچون سوفسطیها که اصلا قائل به موجود بودن خود نیستند، و یا این که به محض اقرار نمودن بدان باید آن را ادامه داد. و چه راحت است که از همان ابتدا سوفسطی بشویم و بگوییم اصلا الفی نداریم. و چه عجیب است که بالاخره همه ما در این مسیر باید سوفسطی شویم و بگوییم نه ما هستیم و نه دیگران هستند. فقط خداست و خدا. حرف اول و آخر خدا است، و خدا است دارد خدایی میکند. از آن به بعد دیگر انسان هیچ نگرانی ندارد و راحت می شود(. (نه تنها نمیخواهیم از معلول به علت برسیم بلکه قصد نداریم از علت به معلول هم راه یابیم به دلیل این که ما اصلا معتقد به علت و معلول جدا نیستیم). (مراد ما از وحدت وجود، عینیت وجود زمین و وجود آسمان با وجود حق متعال است). (فیلسوف و عارف هر دو قائل به وحدت وجود هستند… تمام انبیاء و ائمه و همه حجج و رسولان الهی فیلسوفند و اینان فلاسفه اصلیاند). (انسان قابلیت رسیدن تا مقام ذات را دارد، و چون میبیند که نمیتواند آن ذات را پایین بیاورد و ذات را خودش کند لذا خودش بالا میرود و او میشود).
متن فوق مطابق با عقائد ملاصدرا میباشد یا خیر ؟
|
|||
|
۱۵:۲۵, ۲۳/آبان/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۳/آبان/۹۱ ۱۵:۳۶ توسط ELENOR.)
شماره ارسال: #15
|
|||
|
|||
نقل قول:مطالبی که در استفتاء امده را منطبق با عقاید ملاصدرا میدانید یا خیر ؟ اگر مغایر است با استناد به کتابها و نظرات خود ایشان بفرمایید. 1. منبع استفتا شما يك سايت خبري جهت دار است و سندیت ان برای من 100 درصد نیست تا زمانیکه از سایت رسمی خود ایشان نباشد ... وقتی سایت رسمی هست من باید به سایت خبری استناد کنم؟؟؟ 2. از نظر شما رهبر معظم انقلاب به فلسفه ی ملاصدرا احاطه کامل ندارند؟؟ حضرت معظم انقلاب فلسفه ی ملاصدرا را بسیار تایید کرده و تشویق به گسترش آن دارند ... نقل قول:اميد است در سايه اين تلاشها افكار ملاصدرا محافل علمي دنيا را فرابگيرد و اين متاع معنوي و با ارزش به عنوان عاليترين متاع به كشورهاي ديگر صادر شود و براي اين منظور لازم است. آیا می توانید کتمان کنید که به شدت رهبر معظم در سخنرانی های بسیار از فلسفه و عرفان ملاصدرایی دفاع کرده اند؟؟؟ با سندیت به سایت رسمی ایشان؟؟ ببینید رهبر معظم انقلاب چگونه یاد میکنند: فلسفه ملاصدرا فلسفهاي عقلي، ذوقي و شرعي است و در حقيقت ملاصدرا فلسفه عقلي و ذوقي را برمبناي شرع مقدس پيريزي كرده است براي او تعبد محض، مبادي رسيدن به افكار عالي فلسفي بوده است و اين جريان عظيم و جوشان و تمام نشدني در دوران رياضت به روح مقدس وي افاضه و نازل شده است و امروز خوشبختانه كتابها و افكار فلسفي ملاصدرا فضاي فلسفي كشور را فراگرفته است. رهبر معظم انقلاب اسلامي در بيان ويژگيهاي شگرف و شگفتآور ملاصدرا فرمودند: صدرالمتالهين آراء بينظير فلسفي و درياي مواج افكار و انديشههاي خود را از استاد فرانگرفته است. بلكه اين معلومات بيپايان از رياضت، خلوت و عبادت و دل دادن به خدا و كسب فيض از عالم غيب سرچشمه ميگيرد. نقل قول:یاد اوری برای باز گشتن به بحث اصلی بحث اصلی؟؟؟؟ بحث اصلی این تاپیک نظر مرجع در مورد فلسفه است که آوردم .... به طور خاص آقا واجب هم میدانند نه حرام برای فلسفه ی ملاصدرایی هم به طور واضح آقا گفته اند ... (( اگر چشم حقیقت بین و غیر متعصب باشد)) همه منابع من در ارسال 7 آمده ... از سایت رسمی ایشان leader.ir |
|||
|
|
۱۵:۴۳, ۲۳/آبان/۹۱
شماره ارسال: #16
|
|||
|
|||
|
2- هر سایتی این را نقل کرده باشد اصل استفتاء که به قوت خود باقی است . ایا معتقدید این استفتاءجعلی است ؟
(وجود حق متعال متن وجود جمادات و نباتات و حیوانات و انسانها است، یعنی ما دو وجود نداریم، بلکه هر چه هست یک وجود است که در قوالب و اندازههای گوناگون ظهور کرده است، نه این که وجود زمین غیر از وجود آسمان، و وجود آسمان غیر از وجود حق متعال بوده باشد).[/align] )از آنجا که حقایق هستی بی منتها است پس فهم حقایق اشیا نیز بی منتها بوده و همچنان ادامه دارد. یا نباید الف را به زبان آورد همچون سوفسطیها که اصلا قائل به موجود بودن خود نیستند، و یا این که به محض اقرار نمودن بدان باید آن را ادامه داد. و چه راحت است که از همان ابتدا سوفسطی بشویم و بگوییم اصلا الفی نداریم. و چه عجیب است که بالاخره همه ما در این مسیر باید سوفسطی شویم و بگوییم نه ما هستیم و نه دیگران هستند. فقط خداست و خدا. حرف اول و آخر خدا است، و خدا است دارد خدایی میکند. از آن به بعد دیگر انسان هیچ نگرانی ندارد و راحت می شود(. (نه تنها نمیخواهیم از معلول به علت برسیم بلکه قصد نداریم از علت به معلول هم راه یابیم به دلیل این که ما اصلا معتقد به علت و معلول جدا نیستیم). (مراد ما از وحدت وجود، عینیت وجود زمین و وجود آسمان با وجود حق متعال است). (فیلسوف و عارف هر دو قائل به وحدت وجود هستند… تمام انبیاء و ائمه و همه حجج و رسولان الهی فیلسوفند و اینان فلاسفه اصلیاند). (انسان قابلیت رسیدن تا مقام ذات را دارد، و چون میبیند که نمیتواند آن ذات را پایین بیاورد و ذات را خودش کند لذا خودش بالا میرود و او میشود). متن فوق مطابق با عقائد ملاصدرا میباشد یا خیر ؟ از جواب سوال فرار نکنید [/size][/font]
![]() ![]() ![]() |
|||
|
۱۵:۵۲, ۲۳/آبان/۹۱
شماره ارسال: #17
|
|||
|
|||
|
بر اساس سخنرانی های آقا در سایت رسمیشون حد اعلای حمایت رهبر رو از فلسفه ی ملاصدرا و حتی عرفان ملاصدرا فهمیدیم
مثل روز روشنه .... تو این جای هیچ شکی نیست .... نقل قول:- هر سایتی این را نقل کرده باشد اصل استفتاء که به قوت خود باقی است . ایا معتقدید این استفتاءجعلی است ؟خوب حالا دو حالت دارد: یک فرض کنیم مطالب بالا که آوردید همش یعنی فلسفه ی ملاصدرا ... این در تناقض است با سخنرانی های مستند ایشون در سایت رسمیشون .... پس در این حالت بله اون سایت یا در سوال جعل کرده یا در جواب ... یا جوابی که داده شده برای سوال مطرح شده نبوده دو فرض کنیم هم سوال معتبر است و هم جواب مربوط به همان سوال و معتبر خوب با سخنان رهبر در حمایت بسیار زیاد ایشون از فلسفه و عرفان ملاصدرا نتیجه میگیریم که آن تعاریف تعاریف فلسفه ملاصدرا نیست .... چرا که رهبر میگوید در آن جلسات نباید شرکت کرد ولی در مورد فلسفه ی ملاصدار دستور اکید دارند به صدا سیما و مسئولین که گسترش بدهند این فلسفه را ... حتی صادر کنیم به کشور های دیگر خیلی واضح است نظر ایشون نقل قول:اميد است در سايه اين تلاشها افكار ملاصدرا محافل علمي دنيا را فرابگيرد و اين متاع معنوي و با ارزش به عنوان عاليترين متاع به كشورهاي ديگر صادر شود و براي اين منظور لازم است. |
|||
|
|
۱۹:۵۱, ۲۳/آبان/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۳/آبان/۹۱ ۱۹:۵۳ توسط heaven.)
شماره ارسال: #18
|
|||
|
|||
|
امام خامنه ای در 29 شهریور 1369: «من تصور مىكنم، آن چشمى كه مىتواند آن فعل و انفعالات [فراتر از ظواهر] را ببيند، اسمش در اصطلاح اسلامى و قرآنى، عبارت از حكمت است. "و اتيناه الحكمة و فصل الخطاب". تا آنجايى كه من فهميدم، حكمت، آن بينشى است كه مىتواند حقايق را ماوراى غشاى مادّى آن ببيند. با اينكه من قبل از انقلاب هم سالهاى متمادى خدمت امام بزرگوار و عظيمالشّأنمان، ارادت و اخلاص داشتم و ايشان را از نزديك مىشناختم، اما اين نكته را بعد از انقلاب متنبه شدم كه امام ما يك مرد حكيم است. در اينجا، حكيم به معناى مصطلح آن يعنى فيلسوف مورد نظر نيست؛ بلكه حكمت به همان معناى واقعى و قرآنى آن كه خداى متعال مىفرمايد ما آن را به پيامبران داديم مورد نظر است... من تصورم اين است كه امام يك حكيم بود؛ يعنى همان فعل و انفعالات معنوىِ باطنىِ پشت پرده را مثل جريانهاى زيرزمينى آب كه علم خاصى دارد مىديد. من مىديدم، آن انسان استثنايى زمان ما كه هيچكس با او قابل مقايسه نيست مثل اينكه جريانهاى زيرزمينىِ حوادث و پشت پرده را مىبيند... همه اين حوادثى كه شما در انقلاب ديديد و امام در باره آن چيزى گفتند و شد، از اين قبيل بود. ... اينكه ملت ايران و رهبرى مثل امام، در مقابل تجمع وسيع تمام احزاب كفر و نفاق، از شرقيش تا غربيش، از مسلمان امريكايى مذاقش تا مسلمان سوسياليست مزاجش، از منافق و مرتجعش تا شهوترانش... بايستند و مطمئن به پيروزى باشند، ناشى از تقوايى است كه به آنها حكمت و بصيرت را مىبخشد.» امام خامنه ای در 12 اردیبهشت 87: «امام بزرگوار ما حكيم بود. امام يك حكيم به معناى قرآنى بود. حكيم يعنى آن كسى كه حقائقى را مشاهده مىكند كه از چشمهاى ديگران مغفولٌ عنه است؛ پوشيده است. كلمات او، كلماتى ممكن است ساده به نظر بيايد، اما هرچه مىشكافيد، مىبينيد لايهها و عمقهاى بيشترى دارد. امام اينجورى بود. و شما نگاه كنيد به قرآن، آنجاهائى كه حكمت به كار رفته است: «ذلك ممّا اوحى اليك ربّك من الحكمة»، ببينيد اينها چه است. مىبينيد به حسب ظاهر توصيههاى معمولى است. همين است كه ما به همديگر دائم مىگوئيم؛ اما هرچه مىشكافيد، مىبينيد عمقش زيادتر است.» امام خامنهای در 2 تیر 89: «يك جمله در باب بسيج عرض بكنيم. بسيج يك حركت عجيب و بىنظير بود كه در انقلاب اتفاق افتاد. اين هم برخاسته و سرچشمهگرفته از آن سرچشمه حكمت الهىاى بود كه خداى متعال در دل آن مرد بزرگ- آن امام بزرگوار- به وديعه گذاشته بود. امام حكيم بود؛ حكيم به معناى واقعى. ما گاهى تعبير حكيم را براى آدمهاى كوچك به كار مىبريم؛ لكن او به معناى واقعى كلمه حكيم بود. و من يؤت الحكمة فقد اوتى خيرا كثيرا»؛ خداى متعال به او حكمت داده بود. از دل او يك حقايقى سرريز مىشد و سرازير مىشد؛ از جمله، همين مسئله بسيج بود.»
|
|||
|
|
۱۴:۳۵, ۲۶/آبان/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۶/آبان/۹۱ ۱۴:۵۴ توسط داداش کایکو.)
شماره ارسال: #19
|
|||
|
|||
(۲۳/آبان/۹۱ ۱۵:۵۲)ELENOR نوشته است: بر اساس سخنرانی های آقا در سایت رسمیشون حد اعلای حمایت رهبر رو از فلسفه ی ملاصدرا و حتی عرفان ملاصدرا فهمیدیم |
|||
|
۱۵:۱۹, ۲۶/آبان/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۶/آبان/۹۱ ۱۷:۲۶ توسط ELENOR.)
شماره ارسال: #20
|
|||
|
|||
نقل قول:در این صورت مطمئن باشید که دفتر اقا سریعا سوال یا استفتاء را تکذیب میکردند که نکرده اند .یک سایت واسه خودش یک استفتائی زده .... خیلی هم سایت معروفی نیست .... دفتر رهبری که همه چیز رو چک نمیکنه ... تا استفتائی در خود سایت رهبری ثبت نشده باشد اصلا استنادی بهش نیست .... تو اون سایت هم فقط جواب آمده ... معلوم نیست جواب استفتائ برای همان سوال است ... به آن اضافه شده ... نشده ... اصلا مستند نیست نقل قول:ثانیا نمیتوان گفت که در تناقض با فرمایشات اقا میباشد چرا که دوستان به تقدم و تاخر در فتوا و نظرات اگاه هستند .مستحضر هستند که فتوا و نظر متاخر محل استناد است نه استفتائات گذشته . مثلا اگر در مورد موضوعی واحد فتوا یا نظری در سال 77 داداه شده و در مورد همان موضوع در سال 90 فتوایی متفاوت داده شود فتوای سال 90 محل استناد میباشد و مبین عدول از حکم سال 77 است. حرف های خنده دار میزنید در حد .... ![]() ![]() ![]() آقا در سال 87 نمیدونستن فلسفه ی ملاصدرا چیه در سال 90 فهمیدند؟؟؟ فلسفه ی ملاصدارا عوض شده است؟؟؟ رهبری اون همه دستور موکد داشتن بر این نهضت فکری .... بر فلسفه ی ملاصدرا ... این هم آدرس مطلبی که در خرداد سال 91 روی سایت khamenei.ir قرار گرفته ... به مناسبت روز بزرگداشت ملاصدارا ... بعد شما انتظار دارد ما قبول کنیم نظر رهبری و دفتر عوض شده در مورد ملاصدارا؟؟؟؟؟ لینک زیر: مكتب فلسفى صدرالمتألّهين همچون شخصيت و زندگى خود او، مجموعهى در هم تنيده و به وحدت رسيدهى چند عنصر گرانبها است. در فلسفهى او از فاخرترين عناصر معرفت يعنى عقل منطقى، و شهود عرفانى، و وحى قرآنى، در كنار هم بهره گرفته شده به مناسبت یكم خرداد ماه . روز بزرگداشت ملاصدرا ما تمامن استنادمون به سایت رسمی ایشون است نقل قول:ثالثا بار دیگر به استفتاء بنگرید شماره پیگیری دارد پیگیری کنید به استفتاء را جعلی بدانید .ندید که نمیشود رد کرد .ظاهر که نشان میدهد هم مهر اقا پای استفتاءاست هم دارای شماره پیگیری است .1. استفتا باید سندیتش در سایت رهبری به تایید برسد .... لینکی از استفتا در سایت رهبر دارید؟؟؟ 2. در اون سایت فقط جواب رو ممهور گذاشته اند ... اصلا سندیتی ندارد که پاسخ درج شده پاسخ به همان سوال باشد نقل قول:به حر حال این استفتایی بود که از خود معظم له شده است و ایشان پاسخ داده اند و دوستان هم منطبق بودن متن استفتاءبا عقائد ملاصدار را انکار نکردند و تلویحا پذیرفتند .من تلویحا هیچ چیزی رو نپذیرفتم ... در ارسال قبلیم گفتم ... یا اون تعریف شما برای فلسفه ملاصدار نیست ... یا سایت مذکور شما جعل استفتا کرده است تنها چیزی که صد درصد است حمایت بی همتای رهبر انقلاب از فلسفه و عرفان ملاصدرا و دستور موکد ایشان برای رشد و پیشرفت در کشور و حتی در سطح بین المللی آن است
و فراگیری و آموزش فلسفه و عرفان ملاصدرایی بنا بر سخنرانی های مکرر ایشون بسیار پسندیده و توصیه شده است |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |











