کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



موضوع بسته شده  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 2 رای - 3.5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
بحث پیرامون بیانات دکتر عباسی پیرامون "فلسفه ی اسلامی"
۱۲:۳۵, ۲۳/آذر/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۳/آذر/۹۱ ۱۴:۵۳ توسط حسن.س..)
شماره ارسال: #1
آواتار
عرض سلام و احترام

عزیزان دوستدار دکتر(که حقیر نیز از دوست داران ایشان هستم) شما مگر خود نمی گویید که عده ای سخنان دکتر را تقطیع نموده و نشر کرده اند!!! و این کار درستی نبوده است؛
حال چرا به جای علت یابی این سوء استفاده مدام روی مفاد سخنرانی تکیه می کنید؟!؟! این از بزرگواری آقا سید ابراهیم عزیز است که وارد بحث نشد اما اینکه شما متعرض وجود می شوید، خود را از حقیقتی محروم می کنید که قرار است با آن تا ابدیت سیر کنید و مخالفت با آنچه که نمی دانید اولین مانع مستحکم در برابر سلوک به سمت آن است.


قصد ورود نداشتم زیرا پاسخ این سخنان تا حدودی در پستی جدا داده شد اما متاسفانه عده ای در اینجا به جای پرداختن به موضوع مربوطه،مدام مسیر را عوض می نمایند! سخن از وجود است بنده هم با استناد به همان سخنرانی مملوء از اشتباه دکتر عباسی جلو می روم.ایشان فرمودند که امام(رحمة الله علیه) در کتاب سر الصلاه نشان داد که حکیم حضور است بسیار عالی.دکتر عزیز بنده هم از همان حکیم حضوری که در آن کتاب سخن فرمود می پرسم: شما به متعرضان وجود این کلمه را بنمایان! این که دیگر مورد تایید است!؟!؟....پس بنده اطراف حقیقت وجود از همان کتاب مختصری عرض می کنم تا ببینم عزیزان مدعی قصد می کنند لااقل در این مورد دکتر را از مقام عدم اشتباه پایین آورند یا مدام دیگران را متهم می کنند:

سوره حمد جميع سلسله وجود است عيناً و علماً و تحققاً و سلوكاً و محواً و صحواً و ارشاداً و هدايتاً؛ و اسم مظهر آن، اسم اللَّه اعظم و مشيت مطلقه است: فهو مفتاح الكتاب و مختامه و فاتحتهُ و ختامُه؛(سر الصلاه صفحه ی 85)

عزيزم، كلام در سفر از خلق به حق، و از كثرت به وحدت، و از ناسوت به ما فوق جبروت است، تا حدّ فناء مطلق كه در سجده اول حاصل شود، و فناء از فناء كه پس از صحو، در سجده دوم حاصل گردد. و اين تمام قوس وجود است مِن اللَّه و الى اللَّه. و در اين حال، ساجد و مسجودى و عابد و معبودى در كار نيست: هُوَ الْأَوَّلُ وَ الْآخِرُ وَ الظَّاهِرُ وَ الْباطِنُ.(همان،مقدمه امام (رحمة الله علیه) صفحه ی 28)


در نماز، اين مرقاة وصول الى اللَّه، پس از هر ستايش «تكبير» ى وارد است؛ چنانچه در دخول آن «تكبير» است، كه اشاره به بزرگتر بودن از ستايش است، و لو اعظم آن كه نماز است. و پس از خروج، «تكبيرات» است كه بزرگتر بودن او را از توصيف ذات و صفات و افعال مى‏رساند. چه مى‏گويم، كى توصيف كند! و چه توصيف كند! و كى را توصيف، و با چه زبان و چه بيان توصيف كند! كه تمام عالم، از اعلى مراتب وجود تا اسفل سافلين، هيچ است و هر چه هست او است؛ و هيچ از هستى مطلق چه تواند گفت.(همان،مقدمه امام (رحمة الله علیه) صفحه ی 29)


بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ. و عرفا گويند: ظَهَرَ الوُجُودُ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ. و اين دو مقام در انسانِ كامل از ظهور مشيت مطلقه از مكامن غيب احدى تا مُقبض هيولى يا مقبض ارض‏ سابع، كه حجاب انسانيّت است، به طريقه عرفاى شامخين- و اين يكى از دو قوس وجود است- و از مقبض تراكم فيض تا منتهى النّهايه غيب مشيّت و اطلاق وجود- و اين قوس دوم است- مى‏باشد. پس انسان كامل به حسب اين دو مقام، يعنى مقام شهادت و ظهور به رحمانيّت، و مقام غيب و ظهور به رحيميّت، تمام دايره وجود است: ثُمَّ دَنا فَتَدَلَّى فَكانَ قابَ قَوْسَيْنِ أَوْ أَدْنى‏. و يكى از اين دو حقيقت ليلة القدر و سرّ آن است؛ چه كه شمس حقيقت در حجاب تعيّنات است. و ديگر حقيقت يوم القيامة است؛ چه كه بروز و طلوع آن است از حجاب آنها. و اين، شبانه روز الوهى است.(همان،صفحه ی 3)


يكى حضور قلب در جلوه فعلى معبود است؛ و آن عبارت از آن است كه انسان با قدم فكر و برهان، علم حاصل كند كه از منتهى النهايه حقايق مجرده عقليه تا اخيره تنزلات حقيقت وجود، تعينات وجود منبسط- كه فيض اشراقى و تجلى فعلى حقّ است- مى‏باشد؛ و اين تجلى فعلى، مقام علم فعلى حقّ است كه نفس حضور در محضر ربوبيت است، به مذهب عظماى فلاسفه؛ (همان،صفحه ی 15)



اگر مایل بودید سر تک به تک عبارات بحث کاملی می کنیم.
بنده در آن سخنرانی از این سنخ تناقض بسیار دیدم و همچنان قصد ورود ندارم اما عزیزان اگر آغاز سخن کنند ادامه می دهم و ان شاء الله آنچه لازم است عرض می کنم.

ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Admirer ، ELENOR ، حنین ، KABOOTAREHARAM ، molasadra ، سید ابراهیم ، captaincharisma ، رهگذر. ، m.hossein ، حضرت عشق

آغاز صفحه 2 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد)
۲۰:۲۳, ۲۴/آذر/۹۱
شماره ارسال: #11

ضمن تشکر از حسن آقای عزیز ، اول یک نکته رو در مورد مطالبی که در مورد ترمینولوژی فلسفه و... اوردید عرض کنم که اگر بنده بخوام این مباحث رو دنبال کنم در این تاپیک در نهایت به چی میخوام برسم ، به اینکه فلسفه کلا غلطه؟ پس حرف امام جامعه و سایر علمایی که فلسفه ی اسلامی رو تایید کردند چی میشه؟ و...


فرمایشات شما در مورد فلسفه ی غرب و رشد و شکوفایی فلسفه اسلامی صحیح. در این تاپیک میخوایم به صحبتهای دکتر عباسی بپردازیم دیگه؟
ایشون حرفش اینه که بزرگان فلسفه ی اسلامی در چندین سال گذشته متاسفانه به ریشه شناسی واژه ها و انتخاب آنها آنطور که باید و شاید اهمیت نداده اند. کسانی که مباحث آقای عباسی رو دنبال میکنن در جریان هستند که آقای عباسی (درست یا غلط) بسیار بسیار زیاد روی انتخاب واژه ها حساس هستند ، به عنوان مثال برای بزرگان و بنیان گذاران فلسفه ی اسلامی خیلی مهم نبوده که کلمه ی فلسفه از کجا آمده و مثلا این کلمه در یونان چه معنایی میداده است...
همچنین در مورد کلماتی نظیر ذهن هم همین وضعیت وجود داره.... که این کلمات به ظاهر عربی هستند ولی در قرآن به کار نرفته اند (کلمات دیگری به جای آنها به کار رفته است)
و بنده هنوز هم چنین مسئله ای رو در بین عزیزانی که فلسفه میخونن سراغ دارم ، یکی از بچه های همین تالار که فلسفه میخونه رو وقتی این مسئله رو باهاش مطرح کردم ، گفت چرا با لغات بازی میکنی!


بنابر این طرح ادله ای که مبنی بر رد چیزی که فلسفه ی اسلامی نامیده میشه رو اگر موافق باشی کنار بذاریم در این گفتگو ، این کار یه فایده ی دیگه هم داره اونم اینه که بحث وارد مسائل تخصصی فلسفی میشه و بنده تخصصی در اون ندارم!
بنابراین حتی اگر با ادله که آورده میشه ، فلسفه ی اسلامی مردود باشه (که بنده عقیده دارم اشکلاتی بر فلسفه ی اسلامی وارد هست ولی اینطور نیست که کلا اون رو کنار بندازیم ،بلکه باید اصلاح بشه) ما فعلا قبول میکنیم که فلسفه ی اسلامی به تمام معنا خوب و پویاست و از این جهت مطالبه ی رهبری رو از فلسفه ی اسلامی مطالبه میکنیم.


شما اشاره ای در پست قبلی به فلسفه ی مضاف کردید ، خواهش بنده این است که برای طرح مباحث عجله نکنید و اینطور نباشه که در یک پست به صد موضوع بخوایم بپردازیم و از هر شاخه ای یه چند تا جمله بگیم.


اول یه توضیح برای مقدمه بگم ، در دانش دکترینولوژی (در غرب) از درخت فلسفه ی غرب آغاز میکنن و بعد به فلسفه ی مضاف میرسن ، میوه ی درخت فلسفه چیزی است به نام «تخنه» در زبان یونانی ، که در زبان انگلیسی امروز به آن تکنیک میگن.
از تکنیک به بعد دیگه وارد فاز استراتژی میشه ، یعنی ما قاعدة القواعد (یا همون دکترینولوژی) رو بخوایم ترسیم کنیم به این شکل میشه:
آدرس عکس : http://uploadtak.com/images/b725_630530010201Fa300.jpg


همونطور که میبینید ، برای اینکه بتونیم استراتژی ها و دکترین های نظام رو با بن مایه های اسلامی تهیه کنیم باید فلسفه ی اسلامی اول اون رو تولید کرده باشه.
صحبت شما مبنی بر اینکه اینا وظیفه ی فقیه هست ، فقیه در اینجا نقش دکترینرین و استراتژیست رو خواهد داشت یعنی در غرب استراتژیست ها هستند و در اسلام ما در مقابلش تفقه در دین رو داریم. بنابر این فقه نمیتونه جای فلسفه رو بگیره.
البته ما در اسلام به جای فلسفه حکمت داریم که گسترده تر از فلسفه س و حتی خود فلسفه رو هم در بر میگیره.


حالا شما که میگید :
نقل قول:مطالبه ی فلسفه ی مضاف از حکمت متعالیه یک درخواست ناقص است
این مطالبه رو بنده و امثال بنده انجام ندادیم که شما میگید ناقص است. این مطالبه ی رهبری در دیدار با فضلای حوزه ی علمیه ی قم در سال 82 هست.
رجوع کنید به پست شماره ی 2 این تاپیک : http://forum.bidari-andishe.ir/thread-15...#pid140674


بنابر این بحث بر سر این هست که جریان صدرایی و فلسفه ی اسلامی بیان نجات بدن مملکت رو ، نه ما قائل به کنار گذاشتن فلسفه ی اسلامی هستیم و نه فیلسوف ها حق دارن بگن به ما مربوط نیست!
بزرگترین مشکل ما الان اینه که خیلی ها اصلا باور ندارن که وظیفه ی فلسفه س که فلسفه ی مضاف تهیه کنه! به قول یکی از دوستان به شوخی میگفت هنوز دارن خدا رو اثبات میکنن در فلسفه ی اسلامی...
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: حنین ، عبدالرحیم ، Admirer ، heaven ، حسن.س. ، black ، molasadra
۲۱:۲۱, ۲۴/آذر/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۴/آذر/۹۱ ۲۱:۳۷ توسط حنین.)
شماره ارسال: #12
آواتار
به کمک سایر اساتید تا اونجائی که در توانمون باشه به توضیح سخننان دکتر می پردازیم،اینکه اکثر دوستان فلسفی "فلسفه اسلامی" سخنان دکتر رو توهین و یا غلط قلمداد می کنند به عقیده بنده ناشی از مطالعه محدود و عدم آشنائی با اندیشه هائی دکتر عباسی است.خلاصه ای از مباحث جناب دکتر عباسی :
قطعا اگر مرحوم طباطبایی و مطهری میدانستند موضوع فلسفه ماده اولیه است هیچگاه بحث فلسفه اسلامی را مطرح نمی کردند. فلسفه اسلامی آکنده از التقاط هست و نمی تواند نجات بخش باشد.
انقلاب ماهم صدرایی نبوده است. به عنوان مثال صدرایی ها نتوانستند یک طرح اقتصادی حد اقل دوصفحه هم برای طرح تحول اقتصادی به صورت درست و مفید ارائه بدهند.کسانی که معتقدند که فلسفه ملاصدرا همه چیز دارد بیایند بشینند مناظره کنند (هنوز از مادرشون زاییده نشده). اگر کسی بگوید انقلاب ما صدرایی بوده یعنی میگوید انقلاب ما اسلامی نبوده و این توطئه خطرناکی است و خائن است کسی که بخواهد جا بندازد که انقلاب ما صدرایی بوده است.
حکمت متعالیه ملاصدرا هزار و یک اشکال درآن هست که اگر بگویید اسلام است به قرآن و اسلام نسبت داده اید. ملا صدرا علم کلام وعرفان وفلسفه را جمع کرد و گفت این حکمت متعالیه است.
کلمه حکمت متعالیه از چه می آید؟ از انتقال از علم حصولی به علم حضوری. این شد دین؟! اگر شما سرتاسر بدایه نهایه مر حوم طباطبایی را بخوانید به ایمانتان اضافه می شود؟!
تقوی الهی و قرآنی در حکمت متعالیه و اندیشه ملا صدرا فراموش شده است. اوج ساعات صدا وسیما را می دهند دست صدرایی ها و چپ و راست می گویند حرکت جوهری. چه فایده؟! اسلام چیزی به نام فلسفه ندارد . فلسفه یعنی دوستداری دانش و اصلا ربطی به عقلانیت ندارد و عقلانیت قرآنی چیز دیگر است.فارابی ، ابن سینا ، ملاصدرا تا فلاسفه امروزی همه اشتباه کردند. فلسفه نه حکمت است و نه عقلانیت.امام خمینی درس صدرایی خوانده ولی از صدرایی بودن عبور کرده و صدرایی نیست.فلسفه عمیقا مسیر هدایت را برای شما کُند می کند چون از ماده و چیستی و وجود شروع می کند و هیچگاه حرف متقن نتوانسته بزند.(تمام فلاسفه یک حرف متقن نزده اند ولی ۱۲۴هزارنبی یک حرف زده اند). الان حکومت همه امکانات و بودجه و تریبون را دراختیار فلاسفه و حکمت متعالیه ها داده و قداست هم دارند العیاذ بالله فکر کردند فقه جعفری شیعه اند.
این حجم چند صد هزار دقیقه ای تلوزیونی آقای جوادی یک نفر بگوید در جامعه اثرش چه بوده است؟!
هرکجا گفتند ما حاضریم مناظره کنیم و با همان تکنیکی که در بدایه و نهایه است ثابت می کنیم که اینها نمی توانند کاری کنند. اسفار اربعه ملا صدرا ریشه در افکار افلاطون دارد و برای خودش نیست.
(سال ۱۳۸۹ – دانشگاه اصفهان)
برای دانلود فایل صوتی سخنان دکتر عباسی روی لینک زیر کلیک کنید :


نگاهی دقیق به سخنان حسن عباسی پیرامون فلسفه:
[/font][font=B Mitra]
آیا حسن عباسی به آیت الله جوادی آملی توهین کرده بود؟
انتخاب تیترهایی جنجال برانگیز و کذب برای سخنان دو سال پیش حسن عباسی، برخلاف آنچه عاملان آن انتظار داشتند، موجب احیای مجدد موج نقد و بررسی حجیت و کارآمدی فلسفه اسلامی شد. اگرچه برخی با مصاحبه های تند و البته بدون هیچ نقد علمی، حسن عباسی را متهم به فحاشی کرده و می کنند، اما واقعیت غیر قابل انکار این است که پس از گذشت ماهها، هیچ کس پاسخی علمی به بحث وی نداده است.
حتی پس از انتشار جوابیه مفصل، علمی و متقن او، در دو سه مصاحبه ای که صورت گرفته هیچ اشاره ای به نقدهای بنیادین او به فلسفه اسلامی نشده و مخالفین بجای پیروی از رهنمود مؤکد مقام عظمای ولایت مبنی بر ورود حوزه به عرصه کرسی های نقد و نظر، سیاست «بایکوت نقد، منجر به پخش نشدن آن خواهد شد» را در پیش گرفته اند.
اما بهانه ای که مخالفین برای این برخوردشان مطرح می کنند، «هتاک خواندن» ناقد است. متأسفانه این رویه ی همیشگی این افراد بوده و حتی در برخورد با روحانیونی چون مهدی نصیری و ایت الله حسن میلانی نیز آن را در پیش گرفته و ایشان را به بهانه فحاش بودن بایکوت کرده اند. شاید زمان آن رسیده باشد که در این نحوه برخورد تجدید نظری صورت گیرد تا بلکه حوزه بتواند مانند سابق، پویایی علمی خود را حفظ کند. بالأخره آیندگان از ما نخواهند پذیرفت که برای مناظره با امثال سروش تشنه بودیم و افرادی چون عباسی و نصیری و میلانی را بایکوت می کنیم.
در این مجال، اتفاقاً قصد داریم نشان دهیم تمام آنچه «توهین حسن عباسی به ایت الله جوادی آملی (حفظه الله)» تلقی شده و روی آن جنجالی به پا شد، از اساس کذب محض و شاید کاسه داغ تر از آش شدن عده ای مرید بوده است. لذا روی آن جملات منتشر شده تمرکز کرده و خواهیم دید که آیا آنها براستی توهین بوده اند؟
* در تیتری آمده است: «حسن عباسی: همه فلاسفه مسلمان اشتباه کرده اند». هر کس که اندکی به فضای رسانه آگاه باشد، می دانند که از این تیتراین مطلب برداشت می شود که «منِ (عباسی) از همه فلاسفه مسلمان بیشتر می فهمم» و نوعی توهم بزرگ بودن را نسبت به کسی که عموم مردم تاکنون اکثراً سخنان سیاسی اش را شنیده اند و خبری از صدها جلسه بحث های سنگین علمی اش ندارند، به ذهن متبادر می کند.
اما جمله ای که این تکه از آن بریده شده: «فلسفه یعنی دوستداری دانش و اصلا ربطی به عقلانیت ندارد و عقلانیت قرآنی چیز دیگر است. فارابی ، ابن سینا ، ملاصدرا تا فلاسفه امروزی همه اشتباه کردند؛ فلسفه نه حکمت است و نه عقلانیت.» عباسی در واقع دارد نقدی بنیادین بر فلسفه وارد می کند (که تفصیل آن را در متنی که منتشر کرده بیان نموده) و لذا فلاسفه ای که این نقد را بر آنها وارد می داند نیز در نظر او باید این اشتباه را مرتکب شده باشند. اینکه فلاسفه در مسأله ای در طول تاریخ به خطا رفته باشند، حرف تازه ای نیست و چنانچه همین الآن سری به آرای فیلسوفان نوصدرایی چون ایت الله مصباح، ایت الله جوادی، استاد فیاضی، استاد خسروپناه و... بزنیم، آراء بسیاری را خواهیم یافت که در مقابل آرای هزار ساله فلاسفه مسلمان است. جالب است بدانید حتی جناب غرویان نیز در همایشی، به اینکه موضوع فلسفه «موجود بما هو موجود» است اعتراض می کنند و «ملکوت» را بعنوان موضوع اصلی فلسفه پیشنهاد می دهند. پس چنین اشکال واضحی که «فلسفه» همان «حکمت» قرآنی نیست، ادعایی بلند پروازانه نیست که فردی از سر توهم بزرگ بودن آن را طرح کرده و بر تمامی فلاسفه خرده گرفته باشد.
* در تیترها آمده است« حسن عباسی: آقای جوادی بیاید با من مناظره کند». کافی است جملاتی که این جمله از آنها استخراج شده را مرور کنیم: «کسانی که معتقدند که فلسفه ملاصدرا همه چیز دارد بیایند بشینند مناظره کنند ... این حجم چند صد هزار دقیقه ای تلوزیونی آقای جوادی یک نفر بگوید در جامعه اثرش چه بوده است؟ هرکجا گفتند ما حاضریم مناظره کنیم و با همان تکنیکی که در بدایه و نهایه است ثابت می کنیم.»
پیش از پرداختن به مضمون این کلام، آیا از آن عبارت «آقای جوادی بیاید با من مناظره کند» استنباط می شود؟ آیا مسئولینی که به محض درج چند انتقاد به یک مسئول، سایت های ارزشی را فله ای پایین می آورند، دغدغه ای نسبت به تخریب یکی از انگشت شمار ترین نیروهای نخبه فرهنگی انقلاب هم دارند؟ آخر اگر حسن عباسی را مرتد کنیم، جایگزینش را هم داریم؟ کسی را داریم که هر روز در یک دانشگاه کشور، در بین صدها دانشجو مشغول تبیین ابعاد ناپرداخته اسلام و نقد بنیادین غرب و مدرنیته باشد؟ قصد ما مقایسه او با بزرگان و ارکان حوزه نیست و این مقایسه اساس اشتباه است. آن بزرگان وظیفه خاص خود را دارند، اما در بین آنها که شغلشان تبلیغ دین است، فی الواقع چند نفر را به دغدغه مندی عباسی می شناسیم؟
خطاب عباسی در جمله اول (کسانی که معتقدند که فلسفه ملاصدرا همه چیز دارد، بیایند بشینند مناظره کنند) تحدی به جا و به حقی است که مدعیان کارآمدی فلسفه اسلامی موظف اند پاسخگوی ان باشند. بالاخره هزاران ساعت از وقت طلاب ما امروزه به تحصیل این فلسفه می گذرد و ملیاردها ریال هزینه صرف آموزش و پژوهش در آن می شود. آیا این هزینه ها، بازتاب و اثری هم دارند؟ از دل این پژوهش ها، کدام نظام اقتصادی، فرهنگی و سیاسی درآمده است؟ این فلسفه بر کدام علم انسانی کمترین تأثیر را داشته؟ حتی می توان به جرأت پرسید، آیا مسائل و موضوعات فلسفه اسلامی، منطبق با سوالات فلسفی جدی جوانان امروز ما هست؟ بجاست نهادهای آموزشی و پژوهشی بررسی های میدانی ای را در این عرصه به عمل آورند و گمان نگارنده بر این است که این تحقیقات، نتایج خوشحال کننده ای برای طرفداران فلسفه اسلامی در پی نخواهند داشت.
اما جمله اصلی که توهین به آیت الله العظمی جوادی تلقی می شد، این بود که « این حجم چند صد هزار دقیقه ای تلوزیونی آقای جوادی یک نفر بگوید در جامعه اثرش چه بوده است؟». نگارنده به سبب آشنایی با مباحث استاد عباسی، ابتدا متذکر می شود که ایشان بسیاری از مباحث خود، من جمله در فلسفه هنر از اندیشه های ایت الله جوادی استفاده کرده اند. تعبیری که بارها بر سر کلاس نسبت به ایشان بکار می برند، «حکیم جوادی آملی» می باشد و باید دانست که «حکیم» در نظر ایشان، هیچ ربطی به فیلسوف ندارد و مطابق آن چیزی است که معصوم فرمود: «کاد الحکیم ان یکون نبیا» حکیم در آستانه پیامبری است. لذا همانطور که خود نیز بعداً اشاره می کند، نه تنها هیچ ادعایی برای مناظره با ایت الله جوادی آملی ندارد، بلکه ایشان را یکی از منابع معرفت دینی در زمان حاضر می داند.
حال باید پرسید که منظور او از آن جمله چه بوده است؟ واضح است که منظور ایشان، همچنان اشاره به ضعف کارآمدی فلسفه اسلامی است و نقدشان نه به ایت الله جوادی، بلکه به برنامه ریزان صدا و سیماست که هیچگونه دقتی در انتخاب برنامه های متناسب مذهبی برای جامعه ندارند. صحبت بر سر این است آیا باید در محدود ساعاتی که به برنامه های مذهبی در صدا و سیما اختصاص دارد، جلسات سنگین تدریس فلسفه و تفسیر فلسفی پخش شود؟ آیا این اعتراض، توهین به مدرس فلسفه است؟ بله، انکار نمی کنیم که حسن عباسی بالکل فلسفه را مفید جامعه نمی داند، اما آیا آن حرف او ناظر به ایت الله جوادی است و یا مسئولین صدا و سیما؟ حتی اگر فلسفه هم بی فایده نباشد، آیا پخش جلسات سنگین تدریس آن از رسانه ملی و بعداً خود را بخاطر بالا بودن سطح برنامه های دینی تشویق کردن، کار مطلقا مفیدی است؟
به هر جهت باید اعتراف نمود که این شانتاژ خبری، با سعه صدر عباسی و ارائه علمی و متقن بحثش، هم به ضرر آن سایت ها و هم نهایتاً به ضرر برخی از مخالفین(نه منتقدین) تمام شد. چراکه این نقدها را عباسی سالهاست مطرح می کند و این دوستان با این نحو برخوردهایشان، تنها حساسیت و توجه جامعه را برای شنیدن حرف های او برانگیختند و هزاران نفر، نقدهایی جدی بر فلسفه اسلامی که شاید تا سالها شنیده و خوانده نمی شد را خواندند و شنیدند.
و در آخر: سلام خدا بر آنان که طالب هدایتند!

ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Havbb 110 ، mohammad1369 ، heaven
۲۱:۵۷, ۲۴/آذر/۹۱
شماره ارسال: #13
آواتار
به نام خدا

ضمن عرض سلام به دوستان گرامی..

چند تا نکته رو خدمتتون عرض کنم :

اول از جناب حنین عزیز درخواست می کنم که از کپی پیست های بی مورد که بیشتر شبیه خطابه و نصیحت هستن خودداری کنن. چرا که بحث رو از حالت علمی بودن خارج می کنه...
شما به عنوان مدافع دکتر عباسی می تونید ادعاهای علمی ایشون رو تیتروار درج کنید و منتظر پاسخ باشید. خواهشا از سیل کپی پیست های بی جواب خودداری کنید.

مطلب بعد در مورد موضوعی بود که حسن آقای عزیز مطرح کردن و گمان می کنم دوستان متوجه نشدن!
ببینید دوستان ... اشتباه دکتر عباسی عزیز این هست که قصد دارن با همون الگوریتم غربی، جامعه سازی مهدوی داشته باشیم. تمدن غرب کاملا روی فلسفه ی غرب استوار شده ... چون اصالت رو به ذهن خودبنیاد میده!! اما در جامعه ی مهدوی قرار نیست فلسفه ی اسلامی به طور کاملا مستقل جامعه سازی کنه. در جامعه ی مهدوی اصلا زمین بازی کاملا عوض میشه و فلسفه ( عقل )، عرفان ( شهود ) و کلام ( وحی ) هر سه به طور کاملا موازی و مثل سه ضلع یک مثلث پایه های جامعه ی مهدوی رو تشکیل میدن و هیچ کدوم از دیگری جلو نمی زنن...

اگر باز هم توضیح لازم بود بفرمایید.

امیدوارم بحث خوبی داشته باشیم.

التماس دعای فرج

یا علی

امضای Admirer
[تصویر: 1wn3fi050ilv8uqetyj9.jpg]
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: عبدالرحیم ، Havbb 110 ، حسن.س. ، حنین ، ELENOR ، KABOOTAREHARAM ، سید ابراهیم ، molasadra ، حضرت عشق
۲۲:۱۶, ۲۴/آذر/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۵/آذر/۹۱ ۱:۰۲ توسط Havbb 110.)
شماره ارسال: #14

نقل قول: اشتباه دکتر عباسی عزیز این هست که قصد دارن با همون الگوریتم غربی، جامعه سازی مهدوی داشته باشیم. تمدن غرب کاملا روی فلسفه ی غرب استوار شده ... چون اصالت رو به ذهن خودبنیاد میده!! اما در جامعه ی مهدوی قرار نیست فلسفه ی اسلامی به طور کاملا مستقل جامعه سازی کنه. در جامعه ی مهدوی اصلا زمین بازی کاملا عوض میشه و فلسفه ( عقل )، عرفان ( شهود ) و کلام ( وحی ) هر سه به طور کاملا موازی و مثل سه ضلع یک مثلث پایه های جامعه ی مهدوی رو تشکیل میدن و هیچ کدوم از دیگری جلو نمی زنن...


اشتباه دکتر عباسی؟؟؟؟ آقای عباسی هم که همینو گفتند که!
همین جوری میشه که نا دانسته تهمت میزنیم به یه نفر....
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: عبدالرحیم ، حنین ، mohammad1369 ، heaven ، Reza2035 ، black ، Admirer ، molasadra
۲۲:۳۸, ۲۴/آذر/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۴/آذر/۹۱ ۲۲:۴۹ توسط حنین.)
شماره ارسال: #15
آواتار
نقل قول:
اول از جناب حنین عزیز درخواست می کنم که از کپی پیست های بی مورد که بیشتر شبیه خطابه و نصیحت هستن خودداری کنن

برادر عزیز خطابه و نصیحت چیه،کپی پیست نیست پاسخ تک تک ادعاهای این افراد داده شده،اینکه فقط نیاز هست که این عزیزان لطف کنن و به خودشون زحمت بدن جلسات و سخنرانی ها و جوابیه مفصل و متقن دکتر را مرور کنند،اینکه بعضی افراد دوباره باز به اول خط برگشته اند که مشکل ما نیست این کپی پیست ها جواب های این سوالات و سفسطه های تکراری است؛اگر یک بار همین کپی پیست ها خوانده بشه فکر کنم اگر تعصبی برخورد نشه این افراد هم همسو با دکتر عباسی شوند.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: mohammad1369 ، Admirer
۲۳:۲۲, ۲۴/آذر/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۴/آذر/۹۱ ۲۳:۳۹ توسط ELENOR.)
شماره ارسال: #16
آواتار
نقل قول:برادر عزیز خطابه و نصیحت چیه،کپی پیست نیست پاسخ تک تک ادعاهای این افراد داده شده،اینکه فقط نیاز هست که این عزیزان لطف کنن و به خودشون زحمت بدن جلسات و سخنرانی ها و جوابیه مفصل و متقن دکتر را مرور کنند،اینکه بعضی افراد دوباره باز به اول خط برگشته اند که مشکل ما نیست این کپی پیست ها جواب های این سوالات و سفسطه های تکراری است؛اگر یک بار همین کپی پیست ها خوانده بشه فکر کنم اگر تعصبی برخورد نشه این افراد هم همسو با دکتر عباسی شوند.

دوست گرامی شما همان مطالبی رو از همون سخنان ایشون فهمیدید و درک کردید به زبان خودتون بیان کنید ... جایی هم لازم بود مختصرا نقل قول کنید برای مثال ...
ولی مدام کپی پیست کنید خدای نکرده بد برداشت می شود ....

این طور کپی پیست های کلی و بدون نوشتن درک مطلب اختصاصی فرد از موضوع را ما معمولا متاسفانه از برادران مذاهب دیگر دیده ایم ... شما مقامتون خیلی بالاتر از آنهاست ...
دوست گرامی مطالب آقای عباسی رو مطالعه کنید و نتیجش رو برای ما منتقل کنید
موفق و پیروز باشید
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: حنین ، Admirer
۲۳:۳۰, ۲۴/آذر/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۵/آذر/۹۱ ۰:۰۹ توسط mohammad1369.)
شماره ارسال: #17
آواتار
نقل قول:اول از جناب حنین عزیز درخواست می کنم که از کپی پیست های بی مورد که بیشتر شبیه خطابه و نصیحت هستن خودداری کنن. چرا که بحث رو از حالت علمی بودن خارج می کنه...

ممد جان ببخشید که پابرهنه واردبحث شدم ولی مگر حرفهای فلسفی چیزی هست که ما در تالار با پست های خود تولید کنیم؟ مگر در این انجمن کانت و هگل حضور دارند که از خود حرف تولید کنند؟ چرا سعی دارید شاگردان دکتر را بکوبید؟... مگر خودشما ناسلامتی از مدافعین دکتر در زمینه فلسفی نبودید چه شد یک دفعه در عرض چند ماه به اشتباهات دکتر پی بردید؟ پست های دوستان مخالفی که با جناب حنین مشغول مناظره هستند هم با کلی سرچ در گوگل یا کتاب های فلسفی است...دیگر سر خودمان را که نمیخواهیم شیره بمالیم....



نقل قول:اشتباه دکتر عباسی عزیز این هست که قصد دارن با همون الگوریتم غربی، جامعه سازی مهدوی داشته باشیم.

الگوریتم غربی؟ میشه مصداق این الگوریتم غربی را در حرفهای دکتر ذکر کنید؟ اصلا مگر میشود با مولفه های غربی جامعه سازی مهدوی کرد؟ نمیدانم من متوجه منظور شما نشدم یا اینکه واقعا منظورتان همین بود....مثلا بانک مصداق الگوریتم غربی است که دکتر صبح تا شب داد میزند که این بساط بانکداری را جمع کنید؟ مبارزه با طمع و تبلیغات بازرگانی طمع محور در تلویزیون مصداق الگوریتم غربی است؟ مبارزه با سینمای لیبرال مصداق الگوریتم غربی است؟ بیرون کشیدن کلید وآژه های اساسی از قرآن جهت تحقق دکترین ملی زندگی بر پایه ایات خدا مصداق الگوریتم غربی است؟ آنتی لیبرال و آنتی غربی تر از دکتر عباسی هم در این مملکت هست؟
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Havbb 110 ، حنین ، عبدالرحیم ، black ، heaven
۰:۳۱, ۲۵/آذر/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۵/آذر/۹۱ ۱:۱۰ توسط حسن.س..)
شماره ارسال: #18
آواتار
(۲۴/آذر/۹۱ ۲۰:۲۳)Havbb 110 نوشته است:  همونطور که میبینید ، برای اینکه بتونیم استراتژی ها و دکترین های نظام رو با بن مایه های اسلامی تهیه کنیم باید فلسفه ی اسلامی اول اون رو تولید کرده باشه.
صحبت شما مبنی بر اینکه اینا وظیفه ی فقیه هست ، فقیه در اینجا نقش دکترینرین و استراتژیست رو خواهد داشت یعنی در غرب استراتژیست ها هستند و در اسلام ما در مقابلش تفقه در دین رو داریم. بنابر این فقه نمیتونه جای فلسفه رو بگیره.
البته ما در اسلام به جای فلسفه حکمت داریم که گسترده تر از فلسفه س و حتی خود فلسفه رو هم در بر میگیره.


حالا شما که میگید :
این مطالبه رو بنده و امثال بنده انجام ندادیم که شما میگید ناقص است. این مطالبه ی رهبری در دیدار با فضلای حوزه ی علمیه ی قم در سال 82 هست.
رجوع کنید به پست شماره ی 2 این تاپیک : http://forum.bidari-andishe.ir/thread-15...#pid140674


بنابر این بحث بر سر این هست که جریان صدرایی و فلسفه ی اسلامی بیان نجات بدن مملکت رو ، نه ما قائل به کنار گذاشتن فلسفه ی اسلامی هستیم و نه فیلسوف ها حق دارن بگن به ما مربوط نیست!
بزرگترین مشکل ما الان اینه که خیلی ها اصلا باور ندارن که وظیفه ی فلسفه س که فلسفه ی مضاف تهیه کنه! به قول یکی از دوستان به شوخی میگفت هنوز دارن خدا رو اثبات میکنن در فلسفه ی اسلامی...


با تشکر از Havbb110 عزیز

شما مطلبی را مطرح نمودید که عمده ی پاسخش درسخنان خودتان نهفته بود!!! با این حال بنده چند نکته ای را خدمتتان می گویم:

1- به نظر می رسد باید غرض بنده از اینکه مطالبه ی فلسفه ی مضاف از فلسفه ی اسلامی به خودی خود ناقص است باید، روشن شود. عرض حقیر این بود در شرایطی که دین برای ما گزاره های اقتصادی، سیاسی، اخلاقی و اجتماعی فراوانی به ارمغان آورده است دیگر نیاز به حرکت از صفر به سوی این موارد نمی باشد و الا از آنجا که
کل ما حکم بهالشرعحکم به العقل، هیچ استبعادی نیست که فلسفه ی اسلامی به خودی خود می تواند این گزاره ها را بیرون بکشد(با سه دلیل استقرایی در این مورد،نقلی در مورد دوم و مصداقی در مورد سوم تبیین می کنم).ما در احادیث داریم که اولین موجودی که خداوند خلق کرد عقل کلی است و این عقل از کوچکترین اجزای عالم تا افلاک سبعه را در سیطره ی وجودی خود دارد و از آنجا که امثال صدرالمتالهین،میرداماد،سهروردی و این سینا بسیاری از گزاره های دینی را از دل همین عقلانیت بیرون کشیدن پیرامون فلسفه های اجتماعی،سیاسی،اقتصادی و غیره نیز همین امر برقرار است.

یک مثال تاریخی اش بحث معاد و برزخ است.ابن سینا سخنش این بود که بنده با تلاشی که کردم نتوانستم از عقل اثبات کیفیت برزخ و معاد جسمانی کنم و این حقایق تنها بودنش برای من مشخص شد اما جزئیات بیشتر آن فقط با ایمان دینی و سخنان معصومین(علیه السلام) قابل پذیرش است.این سخن و البته ضعف اندیشه بوعلی در این زمینه بسیار برای از حکماء وفلاسفه سخت بود و همین امر باعث شد عده ای به سرزنش تفکر عقلی صرف بپردازند.این نقض ادامه داشت تا اینکه عارف سالک و فقیه حکیم جناب ملاصدرای عزیز به این مهم دست یافتند و در اسفار خود به تبیین چگونگی و کیفیت برزخ ،معاد جسمانی،حشر، صراط ،نفخ صور،حساب،میزان و حتی کیفیت دوزخ و بهشت از منظر عقلانی محض نائل آمدند.حضرت امام خمینی(رحمة الله علیه) بسیار از این تدبر و تعقل ملاصدرا به وجد می آیند ودر همین موضوع جملات بزرگی درباره ی صدرالمتالهین دارند:
صدرالمتالهین محمد بن ابراهیم شیرازی فیلسوف شهیر اسلامی و از بزرگترین فلاسفه ی الهی و موسس قواعد الهیه و مجدد حکمت مابعد الطبیعه اولین کسی است که مبدا و معاد را بر اصل خلل ناپذیری بنا نهاد و معاد جسمانی را با برهان عقلی اثبات کرد و خلل های شیخ الرئیس را در علم الهی روشن کرد و شریعت مطهره و حکمت متعالیه را با هم ائتلاف داد...... ما با بررسی کامل دیدیم که هر کسی درباره او چیزی گفته است از قصور خود اوست....رای صدرالمتالهین، فیلسوف شهیر اسلامی این فیلسوف بزرگ اسلامی و حکیم بزرگ الهی که افق شرق را به نور حکمت قرآن روشن کرده است در تعلیقه بر حکمت اشراق چنین است... کسی از نا اهلان آن زمان اشکال می‌کند که حم الم ص که ما معانی آنها را نمی‌فهمیم چرا در قران آمده است؟ آقا جواب می‌دهند که همه قرآن که برای همه ی ما نازل نشده است تا همه ما بفهمیم و می افزاید : در قرآن علومی هست که مورد لزوم همه است و همه می فهمند و علومی هم هست که برای طبقه ای از دانشمندان است و دیگران از آن به کلی بی بهره اند. مانند براهینی که بر تجرد واجب و احاطه ی قیومی اوست که شماها (کسروی ها) اگر تمام قرآن را بگردید نمی‌توانید از آن استفاده کنيد. ولی اهل آن مانند فیلسوف بزرگ، صدرالمتالهین و شاگرد عالی مقدار او (فیض کاشانی) علوم عقلیه را از همان آيات و اخبار که شما از آن چيزی نمی فهمید استخراج می‌کنند(کتاب کشف اسرار).

هدف از این سخن این بود که نشان دهم مسیر اندیشیدن در چارچوب فلسفه ی اسلامی در هر راستایی به مقصود می رسد چه اینکه کل ما حکم بهالشرعحکم به العقل.اما در حال حاضر ما قرار نیست که دوباره ی تک تک گزاره های اقتصادی و اجتماعی و سیاسی دین را اثبات عقلانی کرد و بعد از آن ها بهره ببریم.بلکه اصل مطلب همین است که یک حکیم و فیلسوف صدرایی تمام گزاره های فقهی را با دید فلسفی خود تلفیق کرده و مبانی که شما از آن سخن می گویید را در قالب اجتهاد فلسفی عرضه می کند.البته به مرور زمان این مدلل شدن گزاره ها همچون معاد جسمانی رخ خواهد داد.این ادعا در نظریات فلسفه ی سیاسی حضرت امام و رهبری عزیز، در فلسفه ی اخلاق درکتب فلسفه ی اخلاق آیت الله مصباح و کتاب مفاتیح احیاه آیت الله جوادی و کتب اخلاقی حضرت امام(رحمة الله علیه)،در فلسفه ی جامع شناسی در کتب عرفان در عرف انسان و ....قابل یافتن است.ما در این زمینه ها مبانی بسیاری داریم که قابل یافتن است اما جای کار هنوز فراوان است که الحمدالله با سرعت بهتری در حال انجام است.

2- خود شما جملاتی را از رهبری ارائه نمودید و آن هم درخواست رهبری برای ارائه ی فلسفه های مضاف است.همانطور که می بینید رهبری تاکید می کنند که این کار شدنی است و باید تلاش شود.اینکه روش این مهم به کدام راه از دو روشی (که در قسمت اول اشاره کردم)صورت گیرد در حاصل کار تفاوتی نمی کند مهم مقایسه ی سخنان رهبری و با دیدگاه دکتر عباسی است.لطفا ملاحظه نمایید:

رهبری عزیز:"مى‌توان در مبانى موجود فلسفىِ ما نقاط مهمّى را پيدا كرد كه اگر گسترش داده شود و تعميق گردد، جريانهاى بسيار فيّاضى را در خارج از محيط ذهنيّت به‌وجود مى‌آورد و تكليف جامعه و حكومت و اقتصاد را معيّن مى‌كند. دنبال اينها بگرديد، اين نقاط را مشخّص و رويشان كار كنيد؛ آن‌گاه يك دستگاه فلسفى درست كنيد. از وحدت وجود، از «بسيط الحقيقة كلّ الاشياء»، از مبانى ملاّ صدرا، - اگر نگوييم از همه اينها، از بسيارى از اينها - مى‌شود يك دستگاه فلسفىِ اجتماعى، سياسى و اقتصادى درست كرد؛ فضلاً از آن فلسفه‌هاى مضاف كه آقايان فرمودند: فلسفه اخلاق، فلسفه اقتصاد و.... اين، يكى از كارهاى اساسى است. اين كار را هم هيچ‌كس غير از شما نمى‌تواند بكند؛ شما بايد اين كار را انجام دهيد."

حالا این را با تفکر دکتر عباسی مقایسه فرمایید و ببینید این ها مانند چیکن استراتژی روبروی هم هستند یا خیر؟!؟!


دکتر عباسی:"فلسفه اسلامی آکنده از التقاطه نمی تواند نجات بخش باشد.....الان حکومت همه امکانات و بودجه وتریبون دراختیار فلاسفه وحکمت متعالیه ها داده وقداست هم دارند العیاذبالله فکر کردند فقه جعفری شیعه اند.آقای جوادی آملی بفرمایند مدلشان چه است؟ اندیشه ملاصدرا زیر سوال است...بزرگان اندیشه صدرایی هم نمی توانند دفاع کنند...بنده با تکنیک بدایه و نهایه ثابت می کنم این ها نمی توانند فلسفه ی اقتصاد بدهند..."


حالا آقای عباسی جواب دهند ما حرف شما را گوش کنیم یا رهبری را؟شما می گویید التقاط است و نمی شود!!!! و رهبری می گویند حتما می شود و من از شما می خواهم این کار را انجام دهید.آخر آقای دکتر فرضا که کاری نشده است این دلیل امکان نداشتن است؟!؟!شما باید به این دلیل همه فلسفه را التقاط بدانید؟!؟!؟!این چه منطقی است؟!؟!وجهه ی دیگر اندفاع این سخن دکتر عباسی کارهایی است که انجام شده و بنده اشاره می کنم.


3- بنده همین الان بسیاری از موسسات را می شناسم که در این باره در حال تدوین فلسفه های مضاف هستند و تا به حال کارهای خوبی انجام شده است.از موسسه ی حکمت آیت الله خسروپناه،آیت الله مصباح،آیت الله میرباقری،حجت الاسلام واسطی و بسیاری عزیزان دیگر.کارهایی هم انجام شده است. بنده قبول دارم که در این عرصه کار کم شده است این فعالیت ها هنوز در آغاز راه هستند اما این کار به مدد الهی به نتایجی خوبی خواهد رسید و ما در چند سال اینده خواهیم دید.البته بنده عرض کردم ما تا سالهای متمادی دیگر باید به اصلاح سیستم های مدرنیته و گزینش توحیدی آن بپردازیم و انجام یک مدل جزیره ای و مستقل نه امکان پذیر است و نه عقلانی.اگر لازم بود بنده با کمک دوستان برخی از کارهای انجام شده را ارائه می دهیم و درباره ی جوانب استدلالی و اسنخراجی آن سخن می گوییم.


-------------------------------------------------------------------------------

بنده روی بسیاری از جملات آن سخنرانی دکتر عباسی سخن های فراوان دارم ومی بایست تک تک آن ها را مثل مطالبه ای که شما از فلسفه ی اسلامی دارید عرض می نمایم.اما فایده ای در ادامه ی جنجال آفرینی و از بین بردن وقتمان برای نبش قبر آن ها نمی بینم(مگر ضرورت مشابهی رخ دهد).به هر صورت این کار درست نیست که درک خود را در همه چیز کامل بدانیم و تمام میراث گذشتگان را بنا به برداشت خود زیر سوال ببریم.



ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Havbb 110 ، ELENOR ، Admirer ، سید ابراهیم ، molasadra ، حضرت عشق
۰:۳۸, ۲۵/آذر/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۵/آذر/۹۱ ۱:۵۳ توسط حنین.)
شماره ارسال: #19
آواتار
نقل قول:
سوره حمد جميع سلسله وجود است عيناً و علماً و تحققاً و سلوكاً و محواً و صحواً و ارشاداً و هدايتاً؛ و اسم مظهر آن، اسم اللَّه اعظم و مشيت مطلقه است: فهو مفتاح الكتاب و مختامه و فاتحتهُ و ختامُه؛(سر الصلاه صفحه ی 85)
عزيزم، كلام در سفر از خلق به حق، و از كثرت به وحدت، و از ناسوت به ما فوق جبروت است، تا حدّ فناء مطلق كه در سجده اول حاصل شود، و فناء از فناء كه پس از صحو، در سجده دوم حاصل گردد. و اين تمام قوس وجود است مِن اللَّه و الى اللَّه. و در اين حال، ساجد و مسجودى و عابد و معبودى در كار نيست: هُوَ الْأَوَّلُ وَ الْآخِرُ وَ الظَّاهِرُ وَ الْباطِنُ.(همان،مقدمه امام (رحمة الله علیه) صفحه ی 28)

در نماز، اين مرقاة وصول الى اللَّه، پس از هر ستايش «تكبير» ى وارد است؛ چنانچه در دخول آن «تكبير» است، كه اشاره به بزرگتر بودن از ستايش است، و لو اعظم آن كه نماز است. و پس از خروج، «تكبيرات» است كه بزرگتر بودن او را از توصيف ذات و صفات و افعال مى‏رساند. چه مى‏گويم، كى توصيف كند! و چه توصيف كند! و كى را توصيف، و با چه زبان و چه بيان توصيف كند! كه تمام عالم، از اعلى مراتب وجود تا اسفل سافلين، هيچ است و هر چه هست او است؛ و هيچ از هستى مطلق چه تواند گفت.(همان،مقدمه امام (رحمة الله علیه) صفحه ی 29)
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ. و عرفا گويند: ظَهَرَ الوُجُودُ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ. و اين دو مقام در انسانِ كامل از ظهور مشيت مطلقه از مكامن غيب احدى تا مُقبض هيولى يا مقبض ارض‏ سابع، كه حجاب انسانيّت است، به طريقه عرفاى شامخين- و اين يكى از
دو قوس وجود
است- و از مقبض تراكم فيض تا منتهى النّهايه غيب مشيّت و
اطلاق
وجود
- و اين قوس دوم است- مى‏باشد. پس انسان كامل به حسب اين دو مقام، يعنى مقام شهادت و ظهور به رحمانيّت، و مقام غيب و ظهور به رحيميّت،
تمام دايره
وجود
است: ثُمَّ دَنا فَتَدَلَّى فَكانَ قابَ قَوْسَيْنِ أَوْ أَدْنى‏. و يكى از اين دو حقيقت ليلة القدر و سرّ آن است؛ چه كه شمس حقيقت در حجاب تعيّنات است. و ديگر حقيقت يوم القيامة است؛ چه كه بروز و طلوع آن است از حجاب آنها. و اين، شبانه روز الوهى است
.
حسن آقای عزیز من این با این بخش از حرف شما موافقم اما در صورتی که بیان کنید که این وجودی که امام (رحمة الله علیه) به آن پرداخته اند،
  1. صدرائی است یا عرفانی؟
  2. شما اصالت وجود صدرائی را قبول دارید یا عرفانی؟
  3. واینکه آیا وجود صدرائی همان وجود عرفانی است؟
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: mohammad1369 ، black
۰:۵۵, ۲۵/آذر/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۵/آذر/۹۱ ۰:۵۷ توسط Havbb 110.)
شماره ارسال: #20

1- در پست قبل عرض کردم که حکمت ما فوق فلسفه هست و فلسفه جزئی از حکمت میباشد.
بنابر این ، این گزاره هایی که شما فرمودید در قرآن هست و میشه از اون استخراج کرد ، به این علته که خود قرآن میگه که قرآن کتاب حکیم (و کتاب حکمت) است. به این دلیله که بعضی گزاره های اینچنینی رو ما به جای اینکه از خودمون تفکر کنیم و در بیاریم میتونیم از دل قرآن در بیاریم ولی همونطور که مستحضر هستید این گزاره ها به صورت کلی و به اصطلاح «کلید واژه» و چهارچون کلی کار را دست اندیشمند مسلمان میدهد و صد در صد کافی نیست.
بنابر این لازم است که ما در تولید فلسفه ی مضاف و در تولید هر علم دینی دیگری ابتدا از قرآن استفاده کنیم ، برای تکمیل مطالب به سراغ روایات معتبر برویم و در پله ی سوم با عقل خود اونها رو کامل کنیم و بسط بدیم.
گزاره هایی نظیر تفقه و تعقل و تفکر و تدبر و... که در قرآن کرارا به اون اشاره شده ناظر به همین موضوع هست که نمیشه صد در صد و فقط به قرآن اکتفا کرد.


2- در مورد تقابل و تعارض نظر مقام معظم رهبری و آقای عباسی
اولا بنده تعارضی نمیبینم ، ولی همین اول کار بگم که اگر تعارضی هم باشه ما به حرف امام جامعه گوش خواهیم داد...


در این مورد ، آقای عباسی یکی از دلایلی که برای نا کار آمدی فیلسوفهای کنکونی میارن همین مطالبه ی 10 سال پیش مقام معظم رهبری هست که این فلسفه ی مضاف رو مطالبه کردند ولی هنوز محقق نشده. (البته به نظر بنده به خاطر تنبلی بوده نه به خاطر نا توانی ، در اصل اگر فیلسوفان مسلمان باور کنند که وظیفه شان تولید فلسفه ی مضاف هست قطعا توانایی این کار رو خواهند داشت و انجام خواهند داد)
مقام معظم رهبری هم به هر حال قطعا نظرشون این نیست که بیان و آفرین بگن به جریان صدرایی که مثلا آفرین به شما که مطالبه ای که ده سال پیش از شما کردم رو هنوز محقق نکردید! بنابر این خود ایشون هم قطعا نقدهایی به وضعیت فعلی فلسفه دارن ولی در کل نظرشون این هست که هنوز همین جریان صدرایی باید فلسفه های مضاف رو تبیین کنند (که همینطور هم هست)
آقای عباسی هم در اون جلسه ی فروردین امسال ، بعد از اوردن تمامی دلایلشون در پایان جلسه دوتا نکته رو روش تاکید میکنن:
1- خیلی از بزرگانی که با معیار های غربی اسم فیلسوف و پسوند اسلامی روی اونها گذاشتیم و میگذاریم ، در حقیقت با معیار های قرآن حکیم بوده اند و باز هم طبق فرمایش قرآن به آنها خیر کثیر داده شده است....
2- به صراحت در پایان جلسه گفتند چون مقام معظم رهبری به شما امید بسته ما هم اطاعت میکنیم و باز هم از شما مطالبه میکنیم این فلسفه های مضاف اسلامی رو.... چون ما باید دکترین ها و استراتژی های نظام رو تهیه کنیم و بدون عقبه ی محکم فلسفی این کار امکان پذیر نیست ، اگر تولید نکنید ما مجبوریم بدیم به دختر و پسر های جوان دانشجو تا اینها رو تبیین کنند.... بعدا دوستان گلایه نکنند که چرا امضای بزرگان فلسفه و حوزه پای اینها نیست! ما بارها مطالبه کردیم ولی شلوغش کردند و گفتند وظیفه ی ما نیست و...


3- در مورد بند سوم:
بسیار خوب ، الحمدلله
پس شما هم قبول دارید که در این مسیر کم کاری شده... و خدا رو شکر اگه اینطور که میگید داره کارها کم کم جلو میره


به نظر من بهتره به جای اینکه جملات آقای عباسی رو بیاریم و روش بحث کنیم ، نظرات کلی ایشون رو بیاریم و مطرح کنیم. چون در فضای علمی اگر بخوایم دنبال این حواشی باشیم اصل مطلب گم میشه.
بنده همینجا اعلام میکنم که هرگونه توهین و ادبیات تخریب گرانه از سوی هرکسی رو شایسته نمیدونم ، هم آقای عباسی و هم اونهایی که از فلسفه ی اسلامی خیلی بد دفاع کردند و با سایت رسمی حوزه ی علمیه ی قم و جاهای دیگه مصاحبه کرده و در اون مصاحبه سراسر توهین و تخریب و اینکه اینها نمیفهمند و... همه ی اینها خلاف اصول جدال احسن هست و فکر نمیکنم جایی برای بحث داشته باشه. البته بازم باید ببینم معیار ما برای تشخیص مصداق اینها چیه!

در پستهای بعد ان شاء الله میرم سراغ پستهای بعضی دوستانی که در تالار عضو هستند و در این موراد اظهار نظر کرده اند...
چون بالاخره آقای عباسی و دیگران خودشون حضور ندارن تا دفاع کنن ولی بعضی اقایون (که حکم ارتداد آقای عباسی رو هم از خودشون صادر کردند اینجا) حضور دارن و میتونن بیان دفاع کنن از خودشون.
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: حسن.س. ، black ، حنین ، mohammad1369 ، Admirer ، molasadra
موضوع بسته شده  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

[-]
موضوعات مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: مشاهده: آخرین ارسال
  نظرات و سخنرانی ها پیرامون "وحدت وجود" mohammadz 7 3,541 ۲۷/فروردین/۹۵ ۱۳:۳۷
آخرین ارسال: سید ابراهیم
  نام خدا چیست؟ (نکته ای پیرامون ادیان الهی) Ali#59 16 5,823 ۲۱/اسفند/۹۴ ۱:۰۴
آخرین ارسال: حقیقتجو
  پرسش و پاسخ پیرامون معرفت النفس حسن.س. 9 3,907 ۱۳/مهر/۹۴ ۱۲:۰۹
آخرین ارسال: moflehoon
  گفتگوی خداپرستان با مادی گرایان پیرامون آفریدگار و آفریده آزرم‌شاه 61 32,710 ۲۶/مرداد/۹۴ ۲۳:۵۲
آخرین ارسال: آزرم‌شاه
  مقاله ای پیرامون داستان «رد الشمس» rezamohammadi 8 3,694 ۱۰/مرداد/۹۴ ۱۱:۲۵
آخرین ارسال: محمدهادی
  بحث پیرامون علوم و فنون غریبه مرتضی اقبالی 6 5,179 ۲۶/خرداد/۹۴ ۱۳:۴۴
آخرین ارسال: قلب
  دکتر حسن عباسی :تمایز فلسفه از حکمت( جلسه‌ي 337 (24/1/91)) mohammad1369 13 5,941 ۱۹/بهمن/۹۳ ۱۳:۵۷
آخرین ارسال: Havbb 110

پرش در بین بخشها:


بالا