|
عاقبت شوخی با زن نامحرم
|
|
۱۱:۱۶, ۳/شهریور/۹۰
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
عاقبت شوخی با زن نامحرم:
1- پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله: هر کس با یک زن نامحرم دست بدهد، روز قیامت در غل و زنجیر به محشر وارد میشود و خداوند دستور میدهد که او را به آتش جهنم بیفکنند، و هر کس با یک زن نامحرم شوخی کند ، در مقابل هر کلمة حرامی که به او گفته است، هزار سال حبس خواهد شد. 2- امام صادق در حدیث مناهی فرمود: «رسول خدا فرمان داده بود که زن مسلمان با مردان نامحرم بیش از پنج کلمه – که آن هم در موضوعات ضروری باشد- سخن نگوید». 3- پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله: النّظّر سهم من سهام ابلیس فمن ترکها خوفاً من الله اعطاه الله ایماناً یجد حلاوته فی قلبه؛ نگاه به نامحرم، تیری از تیرهای شیطان است هر کس آن را از خوف خدا ترک کند خداوند حلاوت ایمان را به او می چشاند. 4- پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله: «عفُّوا عَن نساء الناس تَعِفَّ نُساءَکم؛ در مورد زنان مردم عفت بورزید تا دیگران نیز در مورد زنان شما عفت بورزند و زنان شما از تعرض نامحرمان در امان بمانند». 5- پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله: تمام چشمها در روز قیامت گریان خواهد شد، مگر چشمی که از خوف و عظمت خدا بگرید، و چشمی که از حرام بسته شود، و چشمی که در راه خدا شبها بیدار بماند و شب زنده داری کند. 56- پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله: «هر کس چشمان خود را از نگاه به زن نامحرم پرکند (و با خیال راحت به این نگاه خود ادامه دهد)، خداوند متعال در روز قیامت میخهای آتشین به چشمان او فرو خواهد برد و بعد از رسیدگی به کار مردم، دستور خواهد داد که او را به آتش جهنم بیندازند» 7- یکی از راویان می گوید در کوفه به زنی قرآن می آموختم، روزی با او شوخی کردم، بعد به دیدار امام باقر (علیه السلام) شتافتم، فرمود: آن که ( حتّی) در پنهان مرتکب گناه شود خداوند به او اعتنا و توجّهی ندارد، به آن زن چه گفتی؟ از شرمساری چهره ام را پوشاندم و توبه کردم، امام فرمود: تکرار نکن. 8- حضرت علی (علیه السلام) : اختلاط و گفتگو مردان با زنان نامحرم سبب نزول بلا و بدبختی خواهد شد ، و دلها را منحرف میسازد. 9- پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله:هر خانمی که خود را معطر و خوشبو کند ( عطر بزند ) و سپس از خانه خارج شود ، همواره مورد لعنت خدا و ملائکه خواهد گرفت ، تا وقتی که به خانه برگردد ، هرچند برگشتش به خانه طول بکشد. 10- پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله: شیطان به حضرت موسی (علیه السلام) گفت : ای موسی ! با زنی که به تو محرم و یا حلال نیست خلوت مکن ( تنها مباش ) ، به خاطر آنکه هیچ مردی با زن نامحرمی خلوت نمی کند ، مگر این که من همراه آن دو هستم. ( و خودم شخصا آن دو را برای گناه و رابطه نامشروع تحریک و وسوسه می کنم ) 11- امام صادق علیه السلام فرمود : هر کس نامحرمی را دید و چشم خود را به طرف آسمان بلند کرد یا بست، خداوند در بهشت، حورالعین بهشتی را به عقدش درمیآورد. 12-امام باقر علیه السلام: سخن گفتن با زن نامحرم ، از دامهای شیطان است. |
|||
| آغاز صفحه 4 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۱۲:۱۲, ۲۰/مهر/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۰/مهر/۹۳ ۱۲:۱۷ توسط درست پسند.)
شماره ارسال: #31
|
|||
|
|||
(۲۰/مهر/۹۳ ۱:۴۴)Islam نوشته است: دوست عزیز شما زیادی به عقل خودتون متکی هستید.خانم رکن الهدی دقیقاً همین سخن رو گفتن. کار شما عجیب هست که پاسخی که به ایشون داده ام رو نادیده میگیرید. ارسال قبلی بنده که پاسخ این سخن در اون داده شده رو بخونید و اگر جوابی دارید ارائه بفرمایید. خیلی جالبه که نفی عقل میکنید، در حالی که خوندن قرآن و حدیث(ودر کل علم دین) عقل محورترین کار این عالم هست. |
|||
|
۱۳:۰۶, ۲۰/مهر/۹۳
شماره ارسال: #32
|
|||
|
|||
(۲۰/مهر/۹۳ ۱۲:۱۲)درست پسند نوشته است: خانم رکن الهدی دقیقاً همین سخن رو گفتن.بسم الله الرحمن الرحیم سلام علیکم عزیز بنده نگاهی به پست اول شما که ایات قران رو برای اثبات استفاده کرده بودید انداخته بودم. خب این نتایجی که شما گرفته بودید فکر خود شما نسبت به این ایات بود و دلیل نمیشه که صد در صد درست باشه. اگر تفسیر ایه به ایه رو مد نظر قرار بدید و از نظرات بزرگانی همچون علامه طباطبایی استفاده کنید، مطمئنا نتیجه ی بهتری خواهید گرفت. فکر میکنم شما پست های بنده رو دقیق متوجه نمی شوید. شاید مشکل از ارسال های بنده است که در اینصورت عذر خواهی میکنم. منظور بنده این است که عقل کلیات را می بیند.مثلا من و شما فکر میکنیم و میفهمیم که خدایی هست که ما نیاز به عبادت او و صحبت با او داریم. بعد از این سوال پیش می اید که این عبادت چگونه باید باشد؟ ایا تنها با فکر کردن می شود فهمید؟ مسلما جواب منفی است. پس به ایات قران پناه می بریم و می فهمیم که باید نماز بخوانیم. پس از این ایا تنها با اتکاء به عقل و قران می شود فهمید کیفیت نماز چگونه است؟ مسلما جواب منفی است.پس به سیره ی پیامبر و معصومین علیهم السلام پناه می بریم. در نتیجه به هدف می رسیم. این یک مثال ساده بود. در مسائل عقلی پیچیده ما نیاز به خوراک و مصالح فکری داریم تا بر اساس انها تفکر کنیم و از عقل استفاده کنیم. این مسئله محصور مسائل دینی نیست. در اکثر علوم یک مسئله ی ثابت است. مثلا به یک دانش اموزی که هنوز نمی داند مشتق چیست، نمی توان گفت که این مشتق را حل کن. اول باید تفکرات بزرگان ریاضی در چیستی مشتق را به او درس داد و بعد از او انتظار داشت که روی حل یک مشتق خاص فکر کند. در پناه حق |
|||
|
|
۲۱:۴۸, ۲۰/مهر/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۰/مهر/۹۳ ۲۳:۱۵ توسط درست پسند.)
شماره ارسال: #33
|
|||
|
|||
(۲۰/مهر/۹۳ ۱۳:۰۶)Islam نوشته است: سلام علیکمعلیکم السلام (۲۰/مهر/۹۳ ۱۳:۰۶)Islam نوشته است: عزیز بنده نگاهی به پست اول شما که ایات قران رو برای اثبات استفاده کرده بودید انداخته بودم. خب این نتایجی که شما گرفته بودید فکر خود شما نسبت به این ایات بود و دلیل نمیشه که صد در صد درست باشه.البته و صدالبته که چیزی که من فکر کنم، هیچ دلیل نمیشه که صد در صد یا حتی یک در صد درست باشه، اما مگه من گفتم بیدلیل روی هوا باید بپذیرید؟ دلیل ارائه داده بودم. هر کجا رو که فکر میکنید دلایلش ناکافی است، باید بجای رد کردن، بگید تا توضیح بدم. هر کجا رو هم که فکر میکنید غلط هست، با دلیل رد کنید و اشکال کنید تا اگر توضیحی دارم توضیح بدم. این که نشد که بدون هیچ دلیلی بزنید زیر دلایل بنده. اگر ادعا میکنید غلط هست، پس دلیلی برای ادعاتون ارائه بدید. اما اگر دلیلی برای این ندارید، پس آیا بیدلیل رد کردید؟؟؟؟!!!! آیا نترسیدید که چیزی رو ندونسته رد کنید؟؟؟؟؟!!!! (۲۰/مهر/۹۳ ۱۳:۰۶)Islam نوشته است: اگر تفسیر ایه به ایه رو مد نظر قرار بدید و از نظرات بزرگانی همچون علامه طباطبایی استفاده کنید، مطمئنا نتیجه ی بهتری خواهید گرفت.بنده متوجه حرف شما شده بودم. شما به حرف بنده توجه نمیکنید. حرف من اینه که همون تفاسیر رو بر چه پایهای قبول میکنید؟ ما مؤمنین این همه دلایل عقلی استفاده میکنیم برای قبول کردن وجود خدا و حقانیت قرآن کریم و اینکه قرآن تغییری نیافته. بعد که میرسیم به اینکه ببینم خدامون چی فرموده و معنای سخن همین قرآنی که به این استحکام باید بر ما ثابت میشد رو بفهمیم، شما پیش از اینکه بدونید اصلاً تفاسیر چی گفتن، ندونسته و بدون دلیل اونها رو میپذیرید؟؟ تنها به صرف اینکه افرادی محترم و عزیز - که بسیاریشون قطعاً مقدار زیادی علم داشتهاند - اونها رو نوشتن، هر تفسیری که حتی هنور نمیدونید چی هست رو از پیش قبول میکنید!! و نه تنها این، بلکه هر تفسیری که درون اون تفاسیر نبوده باشه رو بدون ذکر هیچ ایرادی مردود اعلام میکنید!!!! این نحوهی نگهداری از دین نمیشه. خداوند حقانیت خودش و قرآنش رو اونطور محکم و بلاشک اثبات میکنه، تا بعد بیایم و هر بحث دیگری که در دین وارد کردن، بدون خواستن هیچ دلیلی، از روی گمان ندونسته بپذیریم؟؟ و یا حتی اگر کسی حرفی زد و دلیلی آورد، بدون داشتن دلیلی ردش کنیم؟ و برای توجیه این کار توی روز روشن نفی تعقل کنیم؟ هر حدیثی که نقل میشه، شرح میخواد، تفسیر میخواد، مطابقت دادن با قرآن کریم میخواد. خوب بود که شما یا افراد دیگری که در بحث طرف شما ایستادهاند، در مورد نحوهی بررسی احادیث توسط علماء یک جستجو انجام میدادین تا متوجه بشین که این دقیقاً نحوهی بررسی احادیث توسط علماء هست و علماء نیز در این مورد حرفی غیر از حرف بنده نمیزنن. من هرگز استفاده از حدیث رو نفی نکردم. شما استفاده از قرآن کریم رو نفی میکنید. خود خداوند بارها در قرآن کریم انسان رو به تعقل در قرآن فرامیخونه. شما به چه حقی این حق رو از انسانها سلب میکنید؟ کجای قرآن خدا گفته که فقط علماء حق دارن در قرآن تعقل کنن و بقیه نباید؟ اصلاً اگر ما علم نداشته باشیم از کجا خواهیم دونست فلانی عالم هست؟ بلکه مسلماً در این صورت فقط چون توسط دیگر مردم عالم نامیده میشه. اصلاً شمایی که این تعقل رو منوط به علم داشتن میکنید جواب بدید: آیا علم پس از تعقل حاصل میشه یا پیش از اون همچنان حاصل هست؟ اینکه یک نفر عالم هست رو از روی چی میفهمید غیر از تعقل در حرفهاش؟ کجا خود علماء چنین حرفی زدهاند که مردم حق تعقل در قرآن ندارن؟ آیا علماء نگفتهاند که در امر ایمان اصلاً تقلید ممکن نیست؟ اصلاً عالم بودن یک فرد از کجا بر شما روشن میشه؟ شما که ادعا میکنید نباید به عقل خودمون کار داشته باشیم، پس با چی به درستی فلان تفاسیر پی بردهاید؟ بلکه مسلماً تفسیری که هنوز خودتون ازش خبر ندارید رو روی هوا پذیرفتهاید. دقیقاً به همون شیوهای که دلایل بنده رو روی هوا رد کردهاید. اگر ما قرار نیست به عقلمون تیکه کنیم، پس با چی قراره مفهوم یک حدیث رو بفهمیم؟ بلکه استفاده از هر حدیث در فهم ماهیت دین، یک امر بسیار بسیار بسیار عقلی هست. پس، وقتی که بنده یک استدلالی به سادگی و وضوح و انکارناپذیری ِ این میارم: (۱۹/مهر/۹۳ ۲:۲۸)درست پسند نوشته است: انسان تنها در صورتی بهشت رو پاداش میگیره که برای رضای خدا کار کنه.و شما نمیتونید این استدلال رو منطقاً رد کنید اما ادعا میکنید که یک حدیث صحیح وجود داره که خلافش رو میگه، پس حتی اگر حدیث موردنظر صحیح باشه هم، اینکه شما نمیتونید استدلال بنده رو منطقاً رد کنید معنیاش اینه که در بخش عقلی ِ ماجرای اون حدیث، یعنی دریافتن ِ مفهوم اون حدیث، اونقدر اشتباه عمل کردهاید که چیزی که از اون دریافتهاید با یک گزارهی منطقی در تناقض هست. مثل ماجرای این حدیث. |
|||
|
۱:۰۰, ۲۱/مهر/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۱/مهر/۹۳ ۲۰:۳۳ توسط Islam.)
شماره ارسال: #34
|
|||
|
|||
(۲۰/مهر/۹۳ ۲۱:۴۸)درست پسند نوشته است: علیکم السلام عزیز شما من رو به چند چیز متهم میکنید: یکی اینکه استفاده از عقل رو منکر میشم . دوم اینکه مردم رو از تفکر در قران بازمیدارم.سوم اینکه استفاده از قران رو نفی میکنم....برادرم به همین دلیله که میگم حرف بنده رو متوجه نمیشید و با تعجیل جواب میدید دیگه. شما یک جبهه ای رو گرفتید هی ما هرچی میگیم ،انگار الکیه . باز حرف خودتون رو میزنید. با ذهن باز با صحبت های بنده مواجه بشید. دلیل بنده همون حدیثی بود که یکی از کاربران گفت از حضرت علی است دیگه. همون حدیث مشهور عبادت تجار و عبادت بردگان و عبادت ازادگان .به این لینک نگاهی بیندازید: http://www.hawzah.net/fa/question/questionview/62558 مخصوصا پاراگراف اخر رو بخونید. تو رو خدا دوباره شروع نکنید که وای تو تعقل نمیکنی،تو حرف رو فک نکرده قبول میکنی و... بنده سعی میکنم در مکتب امامان پرورش پیدا کنم. مثلا حدیث میخوانم و فکر میکنم رویش. اما اگر جایی تو دو راهی ماندم، یعنی اینکه نشستم فکر کردم و فکر کردم و...تا به یک نتیجه ای رسیدم اما این نتیجه در تعارض با قران و یا یک حدیث با منبع معتبر بود، انوقت تکیه میکنم بر قران و حدیث . به معنای دیگه محورم قران و حدیث است و سعی میکنم با تفکر روی اینها به نتایج بالاتری برسم. عزیز ما دو حجت داریم،حجت درون که عقل است و حجت بیرون که پیامبر و معصومین علیهم السلام هستند. پس تکیه ما هم باید بر هر دوی اینها باشد دیگه. اگه فقط روی یکی ، چه فقط عقل و چه فقط حدیث تکیه کنیم، خب ملما در اشتباهیم. ------------ اصلا همه چیز رو بزاریم کنار و قدم به قدم پیش بریم. فرض کنیم شما روزها روی یک مسئله فکر کردید و به یک نتیجه ای رسیدید. سوال اول اینکه بر چه اساسی فکر کردید؟ یا به عبارتی مصالح ساختمان فکری تون رو از کجا تهیه کردید؟ سوال دوم اینکه اگر نتیجه ی شما در تعارض با یک حدیث معتبر بود چه میکنید؟ مثلا به این نتیجه رسیدید که(فرض میکنیم ها!) حرکت امام حسین علیه السلام به کوفه با این تعداد اندک نیرو درست نبود. اینجا چه میکنید؟ حرف عقلتون رو قبول میکنید؟ حرف روایات رو قبول میکنید؟ یا اینکه روایات رو محور قرار میدید و بیشتر روش فکر میکنید؟ که انتخاب بنده گزینه ی سومه.البته یک شرط مشخص وجود داره ،اون اینکه اهل فن روایت و سندش را تایید کرده باشند،به عبارتی دیگر منبع معتبر باشد) انتخاب شما چیه؟ |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| ارتباط با نامحرم : صله رحم یا قطع رحم؟؟!! | مصباح | 5 | 6,987 |
۱۸/دی/۹۴ ۱:۲۱ آخرین ارسال: مصباح |
|










