|
عقل زنان ناقص است؟
|
|
۱۷:۰۶, ۲۳/فروردین/۹۱
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
در این باره باید عرض کرد که:در روایات “نقص عقل” صفت ویژة انحصاری برای زنان نیست، بلکه همین وصف به مردان و نوع انسانی هم نسبت داده شده است.
می توان به نوعی آن را عمومیت داد بین زنان و مردان. مثلاً امام علی”ع” می فرمایند: اعجاب المرء بنفسه دلیل علی ضعف عقله: خودبینی شخص، نشانه ضعف (کمی و نقصان) خرد اوست. (زن از دیدگاه امام علی علیه السلام ،استاد علامه جعفری) در این سخن، عجب و خودمحوری، عامل نقص عقل شمرده شده است. در روایات هست که، پیروی از امیال و هواهای نفسانی، عاملی برای نابودی عقل شمرده شده است. این را نیز باید توجه داشت که به جهت نسبی بودن عقول بشر، این امر در فهم ما نسبت به درک معانی و منظور بعضی از احادیث تاثیر گذار است. مثلاً روایتی که حضرت زنان را مانند دنده کج معرفی نموده است نمونه ای از این قبیل است که غرض کجی (به معنای ظاهری آن) نیست، زیرا دنده هیچ گاه راست نیست، بلکه اشاره به جایگاه دنده در بدن است، که حافظ اسرار بوده و خون ساز است و … زن نیز حافظ اسرار خانواده است، خون در رگهای خانواده جاری می کند و باعث چرخش حیات جامعه است و … دنده تا زمانی کارآیی دارد که وضع خود را داشته باشد و گرنه اگر کسی بخواهد آن را راست کند، دیگر حافظ اسرار نیست و خون سازی ندارد. طبق گفته بزرگان ان عقلی که درباره زنان نقل شده، می توان گفت منظور از آن عقل عملی (ابزاری؛ عقلی است که انسان با او بتواند عملی را انجام دهد) است. و این نوع عقل هیچ گونه معیار فضیلت قرار نمی گیرد. بنابراین، اگر کسی خواست بین زن و مرد داوری کند، و ببیند زن پیش خدا مقرب است یا مرد، عقل به معنای علم مصطلح را، معیار قرار ندهد، زیرا آن عقل فضیلت زائدی است که برای اداره چرخ زندگی تنظیم شده و با مرگ انسان، همة آن از دست می رود، و چون انسان بعد از مرگ برای ابد می ماند. لذا باید چیزی را به همراه ببرد که ابدی باشد. چیزی به درد آنجا می خورد که از بقا و ابدیت سهمی داشته باشد، و آن اخلاص در عمل برای خدا است. بنابراین آنچه که در این سوی خریدار دارد، در آن سوی مشتری نداشته و بازارش راکد است، و در آنچه که آن سوی خریدار دارد، بین زن و مرد فرقی نیست. استاد جوادی آملی، زن در آیینه جلال، ص۲۵۵- |
|||
|
|
۱۳:۱۹, ۹/آذر/۹۱
شماره ارسال: #2
|
|||
|
|||
|
استدعا دارم کاملاً به دقت مطالعه فرماید!
مشکل ما در مورد عبارت ناقص العقل بودن زنان اینه که فکر میکنیم معنای نقص در عربی هم مثل فارسیه. در فارسی نقص یعنی کمبود! ولی در عربی معناش این نیست. اگه به لغنتنامه ها مراجعه کنین، نقص رو "خسران من الحظّ" معنی کنند. یعنی کاهش در بهره برداری یا خلاصه تر به معنای کم بهره گیری نه کمبود!. حالا فرق اینها چیست؟ در روایات آمده (اذا ثمَّ العقل نقص الکلام) یعنی هر وقت عقل کامل شد، کلام کم میشه. [b]اینجا منظورش این نیست که هر کی عقلش کامل تره کمتر میتونه حرف بزنه! بلکه میخواد بگه هر کسی عقلش کامل میشه کمتر حرف میزنه و این با کمبود خیلی فرق میکنه. مثلاً! اگه اردوی ما هفتصد هزار تومان هزینه داشته باشه و بوجه مون پانصد هزار تومان باشه ما فارسی زبان ها میگیم نقص و کمبود بودجه داریم ولی در عربی بر عکسه! یعنی اگه هفتصد هزار تومان بودجه داشته باشیم فقط پانصد هزار تومانش رو خرج کنیم اینجا عرب میگه ناقصه! یعنی کمتر از بودجه بهره گرفته! در نیتجه ناقص العقل بودن در اینجا یعنی نوع زنان کمبود عقل ندارند، بلکه از عقلی که خداوند به طور یکسان در اختیار زن و مرد قرار داده کمتر استفاده میکنند حالا چی شده که کمتر استفاده میکنند؟ به خاطر این که خداوند همراه نعمت عقل به زن و مرد نعمت عواطف رو هم عنایت کرده و بارها دیده شده چه در مرد و چه در زن، عقل و عاطفه در برابر هم قرار گرفته اند که گاهی باید میدان را به عقل داد و گاهی به عواطف، ولی نوع زن چون از عواطف سرشار برخورداند و این هم بخاطر نقش تربیتی و محبتی است که به زن در دستگاه آفرینش داده اند، باعث شده در تقابل عقل و احساس، عموماً زنان طرف احساس رو گرفته و کمتر از عقل بهره بگیرن. از یک جنبه ی دیگر هم حضرت علی می فرمایند که عقل دو قسمته؛ عقل طبیعی و عقل تجربی و عقل تجربی قسمتی از عقله که شخص باید پرورش بده. حالا اون چیزی که زنها کمتر از اون بهره بردای میکنند شاید همین عقل تجربیه و... البته میبینیم که این هم قابل رفعه. حالا سوال اینه که اگه قابل رفعه چرا حضرت علی کل زن ها رو مورد خطاب قرار داده اند؟ ببینید وقتی حضرت علی توصیفی رو در مورد زنان به کار میبرند چند حالت رو می شه در نظر گرفت. یا فقط زنان عصر خودشون شامل این ویژگی میشن که اینطور نیست چون دلایلی که حضرت در مورد ادعاشون می آرند مربوط به همه زمان هاست. یا این ادعا در مورد همه ی زنها صادقه که اون هم درست نیست. چون که زن هایی مثل حضرت زهرا و حضرت زینب از این قائده مستثنی اند. پس میشه حالت سوم دیگه ای رو گفت. در این حالت منظور طبیعت اولیه زنانه که البته این طبیعت با تربیت قابل تغییر و اصلاحه ولی چون عموم زنها هم معلوم نیست بتونند کاملاً این حالت رو تغییر بدهند گفتار حضرت کلی بیان شده و هر کسی میتونه خودش رو از مصادیق این جمله خارج کنه {درست مثل اینکه بگیم مردها از زنها قوی تر است، نوع خلقت اولیه عموم مردها از نظر قوای بدنی قویتر از نوع خلقت اولیه عموم زن هاست اما یه زن میتونه بره به طور مثال ورزش رزمی قهرمان المپیک هم بشه و یه تنه حریف چند مرد معمولی بشه! اما حکم کلی قدرت بیشتر بدنی مرد نسبت به زن همچنان برقرار است!} البته یک نکته ی بسیار مهم دیگر هم تقدیم میکنم که در مورد فیزیولوژی مغز زن و مرد و تفاوت بنیادین اونهاست مغز دو نیمکره دارد یکی مخصوص عواطف و دیگری مخصوص استدلال و استنتاج و منطق در مرد ها هر دوی این نیمکره ها مجزا از هم کار میکنند، یعنی مرد می توانند به طور کامل تقریباً منطقی فکر کند و یا کاملاً عاطفی باشد اما در زنان به دلیل نوع نقشی که برایشان خدا در نظر گرفته در هستی برای رسیدن به کمالشان هر دوی این نیمکره ها دائم با هم ارتباط دارند و یک زن هیچ وقت نمی تونه تصمیمش مطلقاً منطقی و خالی از هر گونه احساس و عاطفه باشد چون هر دوی این نیمکره های احساس و منطق با هم در ارتباطند و مادر هر چند هم که عقل حکم کنه که فرزندش عملی مرتکب شده که لایق مهر مادری نیست اما همواره مهر مادرانه جلوی اقدام کاملاً منطقی را از مادر میگیرد |
|||
|
|
۱۱:۲۳, ۱۸/آذر/۹۱
شماره ارسال: #3
|
|||
|
|||
|
سلام
روزی میتیکومون منو صدا زد و گفت : کایکو بیا اینجا . گفتم: بله کومون گفت : یه نصیحت کومونانه به تو میکنم . عقلتو دسته زن جماعت نده چرا که همیشه احساسشان بر عقلشان غالب است و از روی احساس تصمیم میگیرند . من هم ازش تشکر کردم و رفتم با سگارو و زمبه بازی کنم . ![]() ![]()
|
|||
|
|
۱۳:۳۱, ۱۸/آذر/۹۱
شماره ارسال: #4
|
|||
|
|||
|
به نام خدا
در امتداد فرمایشات دوستان دیگه باید عرض کنم , دیروز یکی از دوستانم که فردی مومن و معتمد است تماسی با هم داشتیم . یکی از دوستانش بخاطر اینکه زنش مهریه اشو گذاشته بود اجرا , خلاصه طرف افتاد زندان و بر اثر ناراحتی در زندان دق کرد و مرد ! به همین سادگی ! |
|||
|
|
۱۳:۵۸, ۱۸/آذر/۹۱
شماره ارسال: #5
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام اینجا یه مقر مرد سالار نیست من هم فمینیست نیستم اما همنقدر می دونم که داره بهم توهین می شه قابل توجه بعضیا دلیل اینکه دختر خانم ها چند سال زودتر به سن تکلیف می رسند اینه که از لحاظ بلوغ فکری هم جلو هستند یعنی حدود 6یا 7سال بزرگتر از پسر هم سنشون فکر می کنند یا بقول مامانا پخته می شن اینو به عینه دیدم. پس بهتره اول تاپیک درست بخونید و بفهمید بعد پست بزنید. با تشکر ویژه و فراوان از آقای علی 110 نقل قول: در نیتجه ناقص العقل بودن در اینجا یعنی نوع زنان کمبود عقل ندارند، بلکه از عقلی که خداوند به طور یکسان در اختیار زن و مرد قرار داده کمتر استفاده میکنند در پناه حق موفق و منطقی باشیم
یا علی (علیه السلام) مدد |
|||
|
|
۱۷:۱۴, ۱۸/آذر/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۸/آذر/۹۱ ۱۷:۱۵ توسط rastin.)
شماره ارسال: #6
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
(۱۸/آذر/۹۱ ۱۱:۲۳)داداش کایکو نوشته است: سلام قطعا خدای متعال بهتر میداند که لازم است نیمی از جامعه دربرخی امور،بجهت متعادل شدن بااحساسشان تصمیمی بگیرند. درضمن زیادبه عقلانیت محض هم ننازید؛آنچه نزد خدامتعالی است تقوی است ،ودیگر هیچ. همچنان به بازیتان ادامه دهید. |
|||
|
|
۱۷:۴۱, ۱۸/آذر/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۸/آذر/۹۱ ۲۳:۲۰ توسط حسن.س..)
شماره ارسال: #7
|
|||
|
|||
|
با عرض تشکر از مطالب دوستان. مطلبی که در ادامه عرض می کنم قبلا در قسمت پژوهش های تالار مطرح کردم.از بزرگوارانی که ادامه متن برایشان تکراری است عذرخواهی می نمایم. مرد و زن آینه ی جلال و جمال خداوند باید در نظر داشت که تا وقتی ما از زن و مرد و حقیقت وجودی آن ها در عالم خلقت تصویر درستی نداشته باشیم درگیر جزئیات می شویم و این جزئیات هم آنقدر فراوانند که نمی توانیم به طور کامل و عمیق به آن ها بپردازیم.عملکرد موثرتر آن است که از منظر کلی و از جنبه ی وجودی نگاه کنیم و ببینیم که حقیقتا مرد و زن و زوجیت از کجا سرچشمه می گیرد و زمانی که این سرچشمه را یافتیم بر مبنای آن بحث های خود را طرح ریزی کنیم: ![]() از منظر حقیقت جوهری مرد و زن، باید به نکات عمیقتری نگاه کرد که این نکات عامل تفاوت های جزئی مانند تفاوت های جنسی، عقلی، عاطفی و…درآنها می شوند.به همین خاطر حکماء و عرفای اسلامی جامعترین و دقیقترین تفاوت مرد و زن از منظر وجودی را بیان کرده اند که با این مبنا می توان بقیه امور را دسته بندی و بلکه توضیح داد. مردان و زنان در آینه ی جلال و جمال الهی عزیزان حتما می دانند که صفات خداوند از نظر کلی به دو دسته ی صفات جمالی و جلالی تقسیم می شوند. صفات جلال جوهره اش هیبت و بزرگی و علو الهی را نشان می دهد و صفات جمالی مهربانی و لطافت و زیبایی وجود خداوند را به نمایش می گذارد؛ در نظام خلقت تمام هستی از اسماء الهی منشاء می گیرند و به سخن دقیقتر در هر آفریده ای به شکل کم و بیش از این صفات متجلی شده است. مثلا گل ها، درختان وحیواناتی مانند طاووس، قناری و ...بیشتر صفت جمال الهی را در خود ظهور داده اند و مخلوقاتی مثل کوهها، دریاها و حیواناتی مثل فیل و خرس نمایانگر صفات جلالی الهی هستند.این مثال ها که آوردم از منظر عالم مادی بود و الا در عالم مجردات این حقایق دقیقتر و کاملتر قابل تفکیک و مشاهده است و حتی پیامبران و عرفای ما از این منظر قابل دسته بندی هستند. به عنوان نمونه حضرت یحیی (علیه السلام) را از رسولانی می دانند که بیشتر مستغرق در جنبه ی جلالی خداوند بوده است و این از حالات اندوه و گریه ها ایشان مشخص بوده است؛ چه اینکه حضرت عیسی(علیه السلام) را بیشتر نظاره گر صفات جمالی الهی می باشد و این سخن با نگاه به شریعت مسیحی قابل درک است.همچنین در عرفا، عارفی مانند آیت الله ملکی تبریزی را در دسته جلالی(به خاطر شدت گریه و نگاه به جهنم و خشوع از جزای الهی ) و حضرات آقای دولابی را در دسته جمالی قرار می دهند(مثلا ایشان می فرمودند که بهشت خاموش شده و تمام بهشت است).البته این از منظر کلیات حالات ایشان است و جای مناقشه ندارد و می خواستم تنها نگاه به صفات جمالی و جلالی را خاطر نشان کنم.حضرت امام(رحمة الله علیه) در کتاب آداب الصلاه خود تاکید می فرمایند : اندک افرادی مانند چهارده معصوم هستند که تنها می توانند از منظر جمعی به هر دو تجلی جمالی و جلالی خداوند نظر فرمایند(باید دقت شود که معصومین و دیگر اولیاء کامل به جمع صفات جمالی و جلالی نظر دارند و این جمع بودن یک نوع اتحاد ذاتی است؛ یعنی در آن مقام جمع نه جمال از جلال قابل تفکیک است و نه بالعکس آن. بلکه یک اتحادی وجودی است که در عین حال هر دو جنبه از آن قابل برداشت است بدون تشخیص تمایز). غرض از این سخنان و مقدمات بیان این مطلب بود: در هر موجودی کمبود یا ظهور بیشتر هر کدام از این دو دسته صفت باعث بروز ویژگی های خاصی برای آن مخلوق می شود که مبنای دو دستگی موجودات را باید در همین موضوع جستجو کرد.مرد(جنس نر) در جوهره ی اولیه اش محل تجلی صفات جلالی و زن(جنس مونث) محل تجلی صفات جمالی پروردگار است. ![]() برای تصدیق کامل این مطلب تنها نگاه به ویژگی های اخلاقی و ظاهری مردان و زنان کافی است.حال آنکه تاییدیه های نقلی و عقلی دیگر هم فراوان است که در فرصت های دیگر قابل شرح است.حقیقت سعادت و رسیدن به کمال برای انسان به معنی یافتن و دارا شدن تمام صفات خداوندی در وجودش است.از این منظر مرد وجودا نیازمند زن و زنان نیز حقیقت گمشده شان در وجود مردان است.زیرا صفات جمالی موجود در زن و اتحاد آن با صفات جلالی مرد باعث رسیدن به مقام جمعی صفات که همان حقیقت موجود در ذات خداوند است(مقام خلیفه الهی و انسان کامل که مقصد خلقت بشر است)،می شود!!! بر این مبنا می توان بسیاری از تفاوت های این دو جنس را تبیین و علت آن ها را توضیح داد: به عنوان مثال مردان چون در ظرف وجودیشان جلال و هیبت را ظهور می دهد وجودا باید سلطه ی خود را به خانواده نشان دهند، اما این سلطه حقیقتش برقراری امنیت و رفاه برای خانواده است زیرا او خواستار صفات جمالی همسرش(اعم از محبت و زیبایی ظاهری و...) است و این عاملی برای اتحاد او برای سیر به کمالش است. از طرفی عنایت شود که زنان نیز وجودا خواستار و پذیرای این اقتدار مردان هستند و از دیدن عظمت و شکوه سلطه ی مرد لذت می برند(نه به گفته ی عده ای کم خرد که آن را زورگویی می دانند) والبته زن با ظهور جمال وجودی خود جنس مخالف را مطیع و خواستار خود می کنند.این اتحاد و یگانگی که در تمنای هر دو طرف برقرار است باعث شکل گیری یک واحد مقدس الهی به نام خانواده می شود؛ این واحد باعث سیر تکاملی هر دو نفر به سمت لقاء کسی که دارای تمامی این صفات به طور اتحادی است،می شود. مثال دیگر عقل زنان است.آنچه حقیقت دارد این است که مواجهه اصلی خانواده با اجتماع چه از جنبه ی عمومی و چه از جهت انجام کار و در آمد زایی باید توسط عضوی از خانواده انجام شود که برای این امر تونایی لازم را داشته باشد و آن مردان هستند؛ زیرا این ویژگی در وجود آن ها خلق شده است و حضور زنان(جمال خانواده) در این وادی باعث می شود که حقیقت وجودی خود را که یکی از پایه های سیر تکاملی هر دو نفر است را ضایع کنند. با این توضیح آن عقلی که در مردان باید بیشتر رشد کند و دانشمندان آن را رصد می کنند همین عقل اجتماعی و کاری است و این عقل نه تنها به درد زنان نمی خورد بلکه پیچیده شدن عقل معاش در زنان باعث آسیب رسیدن به جنبه ی جمالی آن ها و ضرر به کل پیکره ی خانواده می شود.(عنایت شود عقل حقیقی به گفته ی معصومین آنچه است که خداوند با آن عبادت می شود)(دقت شود جمال تنها زیبایی ظاهری نیست و محبت و مهربانی که عامل اصلی استحکام درونی خانواده است،جزئی نگری های در امور که مهمترین ابزار در تربیت فرزند،انجام امور خانه،و بسیاری مطالب دیگر را شامل می شود.بر خلاف مردان که باید با کلی نگری از امنیت و آرامش خانواده دفاع کنند و یا در تربیت فرزند تنها نقش نظارتی و حمایتی داشته باشند. ) هدف از طرح این مطالب تاکید بر این سخن است که برای تحلیل حقیقت جنسیت در لایه های مختلف انسانی باید از منظر وجودی به از مرد و زن نگاه کنیم و با دیدن آن ها را در آینه جمال و جلال به تبیین دیگر جزئیات بپردازیم.
|
|||
|
|
۱۲:۵۲, ۱۹/آذر/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۹/آذر/۹۱ ۱۳:۰۸ توسط داداش کایکو.)
شماره ارسال: #8
|
|||
|
|||
(۱۸/آذر/۹۱ ۱۷:۱۴)rastin نوشته است: قطعا خدای متعال بهتر میداند که لازم است نیمی از جامعه دربرخی امور،بجهت متعادل شدن بااحساسشان تصمیمی بگیرند.پس پذیرفتید احساساتتان غالب است . (۱۸/آذر/۹۱ ۱۷:۱۴)rastin نوشته است: درضمن زیادبه عقلانیت محض هم ننازید؛آنچه نزد خدامتعالی است تقوی است ،ودیگر هیچ.فرمایشاتتان را به میتیکومون بفرمایید چون این نظر میتیکومون است .بنده که نظری ندادم . بروید یقه میتیکومون را بگیرید. البته من نمیدان که مرد هستید یا زن . اگر زنید که غیرت فمینیستیتان را سر میتیکومون خالی کنید . اگر مردید که فرمایشات زن زلیلیلانه خود را به نزد کومون ببرید. و برای جامعه نسوان نوشابه باز کنید . ![]() (۱۸/آذر/۹۱ ۱۷:۱۴)rastin نوشته است: همچنان به بازیتان ادامه دهید.منم از اولش داشتم بازی میکردم خدا بگم کومونو چیکار کنه که زن جماعت رو انداخت به جون من .اگه این افاضات را نکرده بود الان منم از بازی نمی افتادم . ![]() ![]() ![]() (۱۸/آذر/۹۱ ۱۳:۵۸)جویای... نوشته است: قابل توجه بعضیا دلیل اینکه دختر خانم ها چند سال زودتر به سن تکلیف می رسند اینه که از لحاظ بلوغ فکری هم جلو هستندقابل توجه شما: بحث بلوغ فکری بطور عام مطرح است و اختصاصی به زن یا مرد بودن ندارد همچنین ملاک برای رسیدن به سن تکلیف نیست . ممکنه یه پسری12 سالش باشه ولی عاقل باشد . و زنی 50 سالش باشد ولی هنوز به بلوغ عقلی نرسیده باشد.که کم نیستند .بنا بر این بلوغ عقلی بحثی فقهی نیست که به تکلیف مرتبط باشد . و اینکه میفرمایید از نظر بلوغ عقلی هم جلو هستند بایستی اثبات شود . اما علت زودتر بودن سن تکلیف دختران این است که هرمونهای خاص مربوط به بلوغ و علائم خاص ان در دختران زودتر بروز میکند و بحثی جسمی است و ربطی به بلوغ عقلی ندارد . |
|||
|
۱۷:۰۹, ۱۹/آذر/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۹/آذر/۹۱ ۱۷:۴۳ توسط mohammadhadi.)
شماره ارسال: #9
|
|||
|
|||
|
سلام
زن و مرداز نظر جسمی خیلی به هم شبیه هستند ولی از نظر روحی و فکری بسیار متفاوتند که ان هم حکمت خداوندی است به طور خلاصه مرد از منطق عددی استفاده می کند و زن منطق احساسی .این دو ماهیت مجزایی داشته و به جای خود درست هستند.ما مردها با منطق عددی مان نتیجه می گیریم که زنان از عقلشان استفاده نمی کنند و فقط از احساساتشان تبعیت می کنند.و زنها هم با منطق احساس شان نتیجه می گیرند که مردها موجوداتی بی عقل و سنگدل و بی رحمند.نتیجه گیری هر دو هم اشتباه است. |
|||
|
|
۱۷:۳۰, ۱۹/آذر/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۹/آذر/۹۱ ۱۷:۳۸ توسط vahrakan.)
شماره ارسال: #10
|
|||
|
|||
|
خطبهای 80 منسوب به حضرت علی علیه السلام در نهج البلاغه روایت میکند که پس از جنگ جمل، علی علیه السلام سخنان زیر را خطاب به عايشه و زنان مانند او[۱۹] بیان کرد:
« ای مردم، بدانید که زنان را ایمان ناقص است و بهره مندیهایشان ناقص استو عقلهایشان ناقص است. اما ناقص بودن ایمانشان از آن روست که در ایام حیض ازخواندن نماز و گرفتن روزه معذورند و ناقص بودن عقلهایشان، بدان دلیلاست که شهادتدو زن برابر شهادت یک مرد است و نقصان بهرهمندیشان در این است که میراث زنان نصفمیراث مردان است. از زنان بد بپرهیزید و از زنان خوب حذر کنید و کار نیک را به خاطر اطاعت از آنان انجام مدهید، تا به کارهای زشت طمع نکنند.[۲۰][۲۱] [/b] (بررسی محتوای روایت و اثبات مغالطه در آن و جعلی بودنش)
به جمله ی منسوب به حضرت علی(علیه السلام) در نهج البلاغه اشاره شد که در مورد خانم ها مثلا فرموده اند : النساء نواقص العقول. بعد عده ای در جهت توجیه روایت برآمده و سه پاسخ داده اند:
1.عده ای گفته اند منظور از عقل در این خطبه ، عقل نظری است و نه عقل عملی.
2.عده ای گفته اند منظور زنان شرکت کننده در جنگ جمل خصوصا عایشه و اطرافیان اوست و کلیت به تمام زنان جهان ندارد.
3. عده ای هم با تمسک به بعضی آیات و کتب لغت ، نقص در این خطبه را به تفاوت معنی کرده اند و گفته اند نواقص العقول در اینجا به معنی متفاوت العقول است.
اما به یاری خدا در اینجا با دو شیوه ی علمی بررسی محتوایی و نقد سندی ثابت خواهیم کرد که این عبارت در نهج البلاغه ، از مولانا علی بن ابی طالب نیست و عبارتی جعلی و منسوب به حضرت است. در این پست محتوای خطبه را بررسی کرده و مغالطه ای آشکار و مخالف با کلام شیعی را از آن هویدا خواهیم کرد که امکان ندارد امام معصوم در کلامش دچار چنین مغالطه و خطایی شود.
و در پست بعد سند روایت را بررسی می کنیم.ان شا الله *************************
قبل از طرح اشکال یک مقدمه ی کوتاه را عرض می کنم :
آیا غیر از این است که در اندیشه ی شیعه ملاک ایمان ، اطاعت از خداست.یعنی خود اعمالی که ما انجام می دهیم موضوعیت ندارند و هدف نیستند و تعیین کننده ی ایمان و ارزش هم نیستند.آنچه که به اعمال ما ارزش خوب و بد می دهد و موجب تاثیر در ایمان ما می شود اطاعت از امر خداوند است نه خود کار ما.
فلذا جایی که خدا امر به روزه گرفتن کند ، بر ما واجب است روزه بگیریم و اینجا ایمان در روزه گرفتن است.و جایی که خداوند امر به روزه نگرفتن کند در آنجا روزه گرفتن حرام است و ایمان ما در روزه نگرفتن است.
مثلا روزه گرفتن در ماه رمضان موجب ایمان است و از آن طرف روزه نگرفتن در عید قربان موجب ایمان است.پس ملاک ایمان اطاعت امری خداست.مقیّد بودن به شرع و دستورات اسلام است. یا مثلا امر خداست که اگر روزه گرفتن در ماه رمضان برای بیمار ضرر دارد نباید بگیرد.اینجا چون امر برای این فرد روزه نگرفتن است ، نگرفتن روزه برای او عین ایمان است و اتفاقا خلاف شرع و امر خدا اگر روزه بگیرد موجب تزلزل در ایمان است. فکر می کنم کاملا روشن باشد مطلب فوق که دلیلش چیست.چون به طور کلی دین و دستورات خداوند آمده و سیستم خلقت ایجاد شده برای رشد و تعالی ما.حال چه شده که خلقت و امر دین در خانم ها موجب نقص ایمان شده؟
حالا با این مقدمه عبارت را ببنید؛
معاشر الناس ان النساء نواقص الايمان، نواقص العقول، نواقص الحفوظ، فأما نقصانُ ايما نهِنَّ فَقُعُود هن عن الصلوة و الصيام فى ايام حيضهن، و اما نقصان عُقُولهن فَشَهادةُ امرأتين منهُنَّ كشهادة الرجل الواحد، و اما نقصان حُظُوظهن فمواريثهن على الانصاف من مواريثِ الرجال
فاتقوا شرار النساء و كونوا من خيارهن على حذر و لا تطيعوهن فى المعروف حتى لا يطمعن فى المنكر» در عبارت موارد نقص زنان را اشاره کرده و بعد دلیلش را ذکر کرده. ببینید دلیل نقص ایمان خانم ها را چه گفته :
معاشر الناس ان النساء نواقص الايمان، نواقص العقول، نواقص الحفوظ، فأما نقصانُ ايما نهِنَّ فَقُعُود هن عن الصلوة و الصيام فى ايام حيضهن،
گفته چون به خاطر ایام حیض ، نماز و روزه شان ناقص می شود پس ایمانشان ناقص است.
حال با مقدمه ی فوق سوال اینجاست ، این نماز نخواندن و روزه نگرفتن در آن ایام که به امر خداست و به تبعیت از شرع دین انجام می شود این خود مایه ی ایمان است یا نقص ایمان؟؟؟
ملاک و هدف خود نماز و روزه است یا اطاعت امر خدا؟؟؟مگر خود نماز و روزه موضوعیت دارد که کم و کاست آن که طبق دستور دین انجام شود موجب نقص در ایمان گردد؟
مثل همان بیماری که روزه گرفتن برایش ضرر دارد و به امر خدا نباید در ماه رمضان روزه بگیرد و همین روزه نگرفتن او موجب ایمان اوست.
اینجا هم چون خانم ها بنا به امر خدا و دین در آن ایام روزه نمی گیرند و نماز نمی خوانند این خود ناشی از ایمان به خدا و امر خداست و اتفاقا موجب قوت ایمان است.
پس عبارت اساسا با تفکر شیعی و اسلامی مشکل دارد و حاوی مغالطه است.
و چون حکمت و بیان فاخر معصوم بری از این مغالطات و خطا هاست می توان فهمید که این عبارت جعلی است.این هم دلیلی دیگر علاوه بر ضعف سند و مشکل عبارت.و چون بخشی از یک عبارت یک تکه و به هم پیوسته حاوی مغالطه و اشکال عقلی باشد کل آن زیر سوال می رود. اما طبق سیری که در بالا عرض کردیم ، اینک می رسیم به بررسی دوم و مساله ی دوم که همان بررسی سند این روایت است.پس سوال اساسی این پست این است که :
روایت منصوب به حضرت علی در نهج البلاغه ، از حیث سند چگونه است؟
برای توضیح این مساله از آنجا که ممکن است دوستانی که به تاپیک تشریف می آورند ، با علمدرایه الحدیث و علم رجال و بررسی سند روایت آشنایی نداشته باشند یک توضیح خیلی کوتاه عرض می کنم به قدری که کفاف تفهیم ادامه ی مطلب ما را بکند.
به طور کلی هر حدیث و روایت منقول از حضرات معصومین(علیه السلام) را در چهار دسته طبقه بندی می کنند.که البته خود این چهار دسته هم به طبقاتی تقسیم می شود.این چهار دسته اینگونه است ؛ 1.صحیح : سند متصل + همه راوی ها امامیه ی ثقه
2.حسن: سند متصل + راویان امامیه باشندولی حد اقل یک نفر یا چند نفر از راویان ثقه نباشد 3.موثّق : سند متّصل + حد اقل یک یا چند نفر از راویان غیر امامیه ی ثقه باشند. 4.ضعیف : به این دسته که عمده اش را مرسل می گند ، هر نوع افتادگی در سند یا تضعیف راوی از حیث وثاقت. توضیح : سند متصل یعنی تک تک افراد از کسی که ما از او می خوانیم تا امام معصوم ، مشخص باشد.فرد مجهول الهویه ای بین سلسله ی راویان نباشد و یا اینکه در خود سند جای نام یک یاچند نفر از راویان خالی نباشد.
منظور از امامیه هم شیعه ی 12 امامی است.و منظور از ثقه بودن معمولا عدالت و مورد اطمینان بودن و صادق بودن است.فلذا افرادی مثل زراره یا محمد بن مسلم ، امامیه ی ثقه هستند.و برای غیر امامیه ی ثقه هم مثلا می شه الفکونی را مثال زد و ... .که اینها در کتب رجالی بحث می شه. به توضیحات فوق این را هم اضافه کنیم که ما یک سری سند قدیمی و اصلی داریم که تقریبا اکثر کتب روایی جدید از اینها نقل کرده اند.بعضیشون هم از دفترچه های حدیث راویانی بوده بنام اصول که احادیث و روایات 400 تاش مانده که معروف هستند به اصول اربعه معه.مثل اصول محمد بن یعقوب کلینی که اول غیبت کبری فوت کرده یا مثلا صدوق اول.
و از جمله این کتب اصلی همان کتب اربعه ی شیعه هست. ***********************
حالا با جستجو در منابع اصلی در مورد روایت مدّ نظر که در نهج البلاغه منصوب به حضرت علی نقل شده به اسناد ذیل بر می خوریم؛(منابع زیر تازه بعضیشون عین روایت منقول در نهج البلاغه نیست و فقط بخشیش شبیه اون روایت است.)
1.وسائل الشیعه/ج2/ص344-باب تحریم صلاه و صیام و نحوهما علی الحائض.بنده که سند متصلی در این نقل ندیدم.بنظر مرسل است.اگر سند متصلی در این نقل هست بفرمایید اشخاصش را بررسی کنیم.
2.بحار/ج30/ص7/تتمه ی کتاب فتن و محن که این خودش از کشف المحجه لثمره المهجه ی سیدبن طاووس نقل کرده و سید بن طاووس هم از محمد بن ابراهیم نقل کرده و محمد بن ابراهیم هم از رسائل علی بن ابراهیم.علی بن ابراهیم اگر اشتباه نکنیم یکی از اساتید کلینی بوده.فلذا خودش که به حضرت نمی رسیده.علاوه بر اون ما چیزی بنام رسائل علی بن ابراهیم نمی شناسیم.و مرسل است.
3.ارشاد القلوب/ج1/ص192 که این خودش از حذیفه بن الیمان عن رسول الله نقل کرده.ولی در خود کتاب نوشته که این حدیث مرفوع است و حذیفه همچین چیزی در مورد فرموده ی رسول خدا شنیده ولی سند و اشخاص مشخصی نداره که برسه به خود رسول خدا که از خود حضرت شنیده باشه.
4.خصائص الائمه/ص97 که این از نوفل البکالی نقل کرده تا حضرت علی که این خود از سید رضی نقل شده.مرسل.
5.غرر الحکم/باب نساء/4 که خودش گویا از نهج البلاغه نقل کرده.مرسل.
6.اختصاص/ص 176-بنده سند متصل ندیدم.به علاوه اشخاصش هم باید دقیق بررسی شود.
7.خصال ج 2/ص 378 - بنده سند متصل ندیدم.به علاوه اشخاصش هم باید دقیق بررسی شود.
8.کافی/ج5/ص 322 که این مشخصا (عن من ذکره ) داره یعنی افتادگی در سند.سند متصل نیست و قطعا مرسل است.
9.نهج ص 373-14 که این هم به بیان ماضی ضعیف است.
این اسنادی که برای این روایت منصوب به حضرت در نهج البلاغه مطرح است و هیچ کدام سند صحیحی ندارند.
دوستان مدافع صحت این روایت ،این منابع و منابع احتمالی دیگری که برای این روایت ممکن است باشد را بررسی کرده و اگر سند صحیحی پیدا کردند حتما ما را هم در جریان قرار بدهندتا بررسی کنیم.ممنونم. ***********************
بنده برای کسانی که از قوت سند این روایت دفاع می کنند منابعی هم برای پیگیری سند روایت معرفی می کنم ، اگر برای این روایت سند صحیحی پیدا کردند بفرمایند تا ما هم استفاده کنیم.و حتما ممنون خواهیم شد.
منابعی برای کمک به مدافعان سند روایت منصوب به حضرت علی در نهج البلاغه:
1.مستدرک نهج البلاغه - علامه محمودی
2.اسناد و مدارک نهج البلاغه - آقای دشتی(می شه جلد حدودا 11 مجموعه ی آشنایی با نهج البلاغه) برای رجوع به کتبی که در ضعف سند این روایت بررسی هایی انجام داده اند هم می توانید رجوع کنید به :
1.زن از دیدگاه اسلام / مهدی نصیری/کتاب صبح(البته این را خودم ندیده ام ولی وصفش را شنیده ام)
2.آثار استاد علی اکبر غفاری صفت ***********************
اما یک بحث سومی هم هست و آن اینکه گیریم سند این روایت هم ضعیف باشد.مگر تنها مولفه ی صحت یک حدیث یا روایت و تنها فاکتور مورد بررسی در صحت حدیث و روایت سند آن و بررسی سند آن است؟
در جواب این سوال می گوییم که ؛ خیر.فاکتور های دیگری هم هست از جمله مطابقت با اصول عقلی-کلامی و هم مطابقت با آیات قرآن کریم و ... که چنان که در مباحث قبلی تاپیک هم اشاره ها و بحث هایی داشتیم که هیچ آیه ای از قرآن نمی یابیم در تایید مضمون این روایت.به علاوه نقص در ایمان خانم ها به خاطر ایام خاص ماهانه که نماز نمی خوانند و ... با عدل الهی سازگار نیست.چنان که در نقل پست قبل از آیت الله جوادی آملی رد چنین پنداشتی به اثبات رسید. منبع |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |














![[تصویر: Es002.gif]](http://www.aviny.com/Article/Aviny/Chapters/Es002.gif)
![[تصویر: Digital%2520Universe%2520(187).jpg]](http://shilashila.persiangig.com/Digital%2520Universe%2520(187).jpg)
![[تصویر: 1348136000.jpg]](http://www.bestshopdownload.com/image/1348136000.jpg)


