کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 0 رای - 0 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
نگاهی به فیلم «فروشنده»، جدیدترین ساخته اصغر فرهادی
۰:۱۶, ۲۷/اردیبهشت/۹۵ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۷/اردیبهشت/۹۵ ۰:۱۸ توسط Silence.)
شماره ارسال: #1
آواتار
بنام تنهای تنهای تنها
نگاهی به فیلم «فروشنده»، جدیدترین ساخته اصغر فرهادی
فیلم فروشنده‌ی اصغر فرهادی هفتین اثر اوست که اولین اکرانش را در جشنواره کن امسال خواهد داشت. این کارگردان برنده‌ی اسکار بعد از ساخت فیلم «گذشته»، به ایران بازگشته تا دست روی یک موضوع اجتماعی دیگر بگذارد.

[تصویر: The-Salesman-feature.jpg]


هیچ جای تعجبی ندارد که وبسایت ایندی وایر، فروشنده را در رتبه‌ی پنجم مورد انتظارترین فیلم‌های سال ۲۰۱۶ قرار داده است. اصغر فرهادی قطعاً هیجان‌انگیزترین کارگردان ایرانی است، کسی که فیلم‌هایش چه در میان سینماروهای حرفه‌ای و چه مخاطبین عام سر و صدای زیادی می‌کند. فیلم‌های او، حداقل از «درباره‌ی الی» به بعد، همیشه با حاشیه‌هایی همراه بوده که گاهاً ارزش واقعی آثارش را خدشه‌دار کرده‌ ولی حداقل این فایده را داشته‌اند که به یکی از شناخته‌شده‌ترین سینماگران ایرانی در میان تمام اقشار مردم تبدیل شود.

او بعد از برنده شدن در ده‌ها جشنواره‌ی سینمایی و دریافت دو نامزدی اسکار،‌ برای منتقدین و دنبال‌کنندگان جدی سینما در خارج ایران به چهره‌ی معروفی تبدیل شد و تجربه‌ی فیلم اروپایی «گذشته‌» هم فرصتی‌های تازه‌ای برایش به وجود آورد. در ادامه‌ی همین فعالیت در سینمای اروپا بود که فرهادی تصمیم گرفت این بار فیلمی در اسپانیا بسازد و با مذاکرات اولیه، پنه‌لوپه کروز را هم برای نقش اصلی انتخاب کرد. اما برای اینکه تا شروع تولید دومین اثر فیلم خارجی‌اش بیکار ننشیند، پروژه‌ای را در ایران و با تیم همیشگی‌اش کلید زد. استارت «فروشنده»، با نام اولیه‌ی «برسد به دست آهو»، پاییز ۹۴ زده شد و اواخر سال هم فیلمبرداری‌اش به پایان رسید. این فیلم به تازگی مراحل پس از تولید را پشت سر گذاشته و منتظر است تا برای اولین بار در جشنواره‌ی کن روی پرده برود. اما فروشنده چه جور فیلمی است؟
فرهادی، مرموزتر از همیشه
[تصویر: The-Salesman-3.jpg]

ترانه علیدوستی و شهاب حسینی در هفتمین درام اجتماعی فرهادی، نقش دو بازیگر تئاتر را بازی می‌کنند که در حال اجرای نمایش «مرگ فروشنده» هستند. به نقش این پررنگ این نمایشنامه در فیلم، که اثر یکی از بزرگترین دراماتیست‌های قرن بیستم است خواهیم رسید اما پیش از آن، موضوع مهم‌تر در فروشنده بن‌مایه‌ی داستانی آن است. موضوع فیلم‌های قبلی فرهادی را می‌توان در چند کلمه خلاصه کرد، مثلاً درباره‌ی الی، درباره‌ی دروغ بود و در چهارشنبه‌سوری، خیانت نقش پررنگی داشت. در فروشنده، این دو بازیگر به خانه‌ای نقل مکان می‌کنند که قبلاً محل سکونت زن بدکاره‌ای بوده و حال این زوج بازیگر به مشکلاتی در مورد او برمی‌خورند. جدا از حساسیت این موضوع، هفتمین اثر فرهادی همچنان دست روی پنهان‌ترین لایه‌های شخصیت‌ها می‌گذارد و رابطه‌ی آن‌ها با یکدیگر را زیر ذره‌بین می‌برد. فروشنده شاید بیش از هرچیزی، راجع به اعتماد باشد.

فروشنده، احتمالاً جنبه‌های معمایی بیشتری نسبت به باقی آثار فرهادی خواهد داشت. کشف رازهای ساکن قبلی خانه و رابطه‌ی احتمالی شخصیت‌های اصلی با او، می‌تواند دست‌مایه‌ی فرهادی برای خلق تعلقی باشد که در فیلم‌های او کمتر دیده‌ایم. البته فعلاً هرچه هست حدس و گمان است و به خاطر علاقه‌ی فرهادی به پایان باز و حفره‌های داستانی، حتی با دیدن فیلم هم نمی‌توانیم از همه‌ی ریزه‌کاری‌های داستان مطمئن شویم. اینکه هیچ اطلاعات خاص دیگری غیر از داستان کلی فیلم منتشر نشده، ما را تشنه‌ی دیدن آن می‌کند و حداقل در ایران باید تا تابستان برایش صبر کنیم.
حواشی همیشگی شبکه‌های اجتماعی
فرهادی در همین مدت نه چندان بلندی که در سینمای ایران فعالیت داشته، کارهایی کرده که در کل تاریخ این سینما کم‌نظیر بوده است. او برای انتخاب بازیگر در یکی از نقش‌های فرعی فروشنده، فراخوانی از طریق شبکه‌های اجتماعی ارسال کرد و از مردم خواست فیلمی از خود بگیرند و شانس‌شان را برای ایفای نقش در فروشنده امتحان کنند. این فراخوان محدودیت سن و جنسیت نداشت و نقش‌های کوتاه و بلندی هم برای این نابازیگرها در نظر گرفته شده بود. بهره‌گیری از نابازیگر در ایران اتفاق جدیدی نیست و خود فرهادی در چند فیلم خود این کار را کرده، اما استفاده از شبکه‌های اجتماعی با توجه به گسترش روزافزون آن‌ها بین مردم از اتفاقاتی بود که کمتر در سینمای ایران رخ داده است.
[تصویر: The-Salesman-5.jpeg]

بیش از ۱۶ هزار ویدیو برای عوامل سازنده ارسال شد و عوامل سازنده با مشاهده‌ی تمام آن‌ها، در نهایت حدود ۵۰ نفر را برای دعوت به محل فیلمبرداری و انجام تمرین‌های لازم انتخاب کردند. هر جا صحبت از شبکه‌های اجتماعی می‌شود، نمی‌توان انتظار داشت حاشیه‌ای پیش نیاید. بعد از اعلام نتایج فراخوان بازیگری فیلم فروشنده، برخی مدعی شدند عوامل فیلم قرار است استفاده‌ی دیگری از این فیلم‌ها کنند یا اینکه افراد انتخاب‌شده، از پیش تعیین شده بودند. در هر صورت این شایعه‌ها تکذیب شدند و البته خود فرهادی هم با حواشی از این دست و بلکه بزرگ‌تر، بیگانه نیست. کار فیلمبرداری فیلم به پایان رسیده و فعلاً شایعه‌ی حدیدی در مورد آن دست به دست نمی‌شود، اما هنگام اکران فیلم و احتمالاً حضور در جشنواره‌های خارجی، باید انتظار شایعه‌های همیشگی را داشته باشیم.
[تصویر: DeathOfASalesman.jpg]

مرگ رویا
نمایشنامه‌ای که آرتور میلر در سال ۱۹۴۸ نوشت و صدها بار در تئاتر برادوی نیویورک اجرا شد، زندگی مادی انسان را خارج از زمان و مکان و در عریان‌ترین شکل خودش به تصویر می‌کشد. «مرگ فروشنده» نه تنها مرگ رویای آمریکایی است، بلکه فرو ریختن دیوار آرزوهای انسان غرق در مادیات را جوری نشان می‌دهد که می‌توان آن را به هر فرد در هر زمانه‌ای نسبت داد. نمایشنامه درباره‌ی فروشنده‌ای به اسم ویلی است که فکر می‌کند تنها با کسب ثروت و محبوبیت میان دیگران،‌ می‌توان زندگی شرافتمندانه‌ای داشت. او در این راه موفقیتی کسب نمی‌کند و در نهایت به این نتیجه می‌رسد که تمام‌ باورهایش از اساس اشتباه بوده و در رویایی زندگی می‌کرده که سرانجامش سقوط و نیستی است. ویلیِ مرگ فروشنده و طرز فکر او، نمادی از جامعه‌ی مادی‌گرای آن روزهای آمریکا بود که در واقع چیزی جز یک رویا نیست و واقعیت، بسیار تلخ‌تر و بی‌رحم‌تر است.

اما این نمایشنامه همان قدر که به ماتریالیسم و نظام سرمایه‌داری می‌پردازد، لایه‌های شخصیتی زیرین افرادی را که در چنین دنیایی زندگی می‌کنند هم بررسی می‌کند و واقعیت‌ آن‌ها را آشکار می‌کند. این همان جنبه‌ای از داستان است که احتمالاً نقش بیشتری در فیلم فروشنده‌ی فرهادی دارد، فروریختن باورهای کسی که تمام زندگی‌اش رویایی در سر می‌پرورانده اما در انتها به دیوار محکم واقعیت برخورد کرده است. فیلم فرهادی برداشتی از این نمایشنامه نیست اما حتماً تأثیراتی از آن گرفته و کاراکترهایش به کسی که با نمایشنامه آشنا است، نزدیک‌تر و برای او باورپذیرتر هستند.

فروشنده یکی دو هفته‌ی دیگر درجشنواره‌ی کن روی پرده می‌رود و فعلاً نه تیزری از آن منتشر شده و نه آن معدود عکس‌هایی که در شبکه‌های اجتماعی پیدا می‌شوند اطلاعات خاصی راجع به فیلم فاش می‌کنند. فروشنده در بخش رقابتی کن شرکت کرده و امیدواریم مانند اثر قبلی فرهادی که جایزه‌ی بهترین بازیگر زن را نصیب برنیس بژو کرد، خوش بدرخشد و اعتبار دیگری باشد برای عوامل فیلم و سینمای ایران.
تهیه شده در زومجی
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: سعدی ، قاتل مرگ

آغاز صفحه 3 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد)
۱۹:۴۳, ۲/خرداد/۹۵
شماره ارسال: #21
آواتار
واکنش های منفی به فیلم فروشنده:

پرویز جاهد، منتقد ایرانی حاضر در کن، از جلسه مطبوعاتی خلوت فیلم فرهادی خبر داده، که اغلب حاضران در آن، ایرانی بوده‌اند. جاهد همچنین در صفحه فیس‌بوک‌اش نوشته است:

«به نظر می رسد که فیلم فروشنده فرهادی نتوانسته اغلب منتقدان فرانسوی را راضی کند و خیلی از آنها از جمله پیر مورو منتقد قدیمی مجله تله راما که فیلم جدایی نادر از سیمین را در حد شاهکار ستوده بود کاملا ناامید کرده. مورو امروز در تله راما از فروشنده به عنوان یک ملودرام شل و ول نام برد. استفان دولورم هم آن را بی ارزش دانست(نظرات آقای دلورم البته همیشه افراطی است). ایزابل رینه از لوموند و کریساوف کاریه از اکسپرس هم به فیلم فرهادی یک ستاره دادند. پاسکال مری ژو از نوول ابزرواتور هم 3 ستاره داده است. هنوز از واکنش منتقدان انگلیسی زبان خبر ندارم.»
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: عدالت
۲۰:۲۰, ۲/خرداد/۹۵ (آخرین ویرایش ارسال: ۲/خرداد/۹۵ ۲۰:۳۶ توسط عدالت.)
شماره ارسال: #22
آواتار
(۲/خرداد/۹۵ ۱۹:۴۳)همای رحمت نوشته است:  جدا با مقایسه جدایی با جنگ ستارگان برگ زرین دیگه ای به تالار افتخارات بیداری اندیشه اضافه شد.Dodgy


برادر من سیاه نمایی چیه؟ اینم یه سبک کاره.[احتمالا]بزرگ ترین کارگردان تاریخ سینما ، یعنی مارتین اسکورسزی توی فیلماش یه چهره ی خشن و کثیف از هیجان انگیزترین شهر دنیا ، یعنی نیویورک نشون میده.یکی از بزرگان سینما میگه چهره ی واقعی نیویورک رو باید توی فیلمای اسکورسزی دید.الآن مارتین اسکورسزی اپوزوسیونه درمقابل آمریکا؟ میخواد آمریکا رو خشن نشون بده؟ کسی فیلماشو نمیبینه چون فضاش تاریکه؟ مارتین اسکورسزی با همین فضای تاریک فیلماش توی سینما پرستیده میشه.

هر کارگردانی یه سبکی داره.یه کارگردانی مثل وز اندرسون توی فیلماش همیشه دکوپاژ و قاب هاش رو جوری استفاده میکنه که رنگ های شاد و روشن توش موج میزنه و همیشه هم تحسین میشه.یکی دیگه برعکس کار میکنه و اونم تحسین میشه.مهم اینه که شما توی هر سبکی که کار میکنی کار خوب بسازی.


مشکل شما اینه که اومدید یه فیلم افتضاح ساختید ، خودتون جدایی رو گذاشتین درمقابلش و از همونجا شروع به کوبیدن این بنده خدا کردید.وگرنه همین جدایی رو جشنواره فجری که هیئت داورنش طالبی و حسن عباسی بودن (یکی بیاد به من بگه حسن عباسی توی هیئت داوران جشنواره فجر چیکار میکنه دقیقا Dodgy ) بهش nتا سیمرغ دادن.اون موقع خوب بود یهو بد شد.

حالا همین اسکار به یه فیلمی مثل بچه های آسمان هم بها میده.حالا میتونید بگید بچه های آسمان هم سیاه نماییه.درحالی که توش روح انسانیت موج میزنه.

بکم دقت کنید میبینید به همه چی دارید گیر میدید.فیلمی نیست که ساخته بشه و شما بهش گیر ندید.به بقیه نگید متعصب.

حالا من تا فردا صبح به تمام مقدسات قسم بخورم طرفدار فرهادی نیستم و فقط جداییش رو دیدم که باور نمیکنید ، ولی حداقل اون عینک تعصب رو بردارید.





به نام خدا

باز هم به جای بحث منطقی شعار !!!!!!!!!!!!!!!!

بنده کاری ندارم که اسکورسیزی چی میسازه و فلان کارگردان در کدام ژانر بیشتر مهارت دارد, ما در مورد فرهادی صحبت میکنیم نه اسکورسیزی.

سوال اینجاست که جنابعالی و همفکرانتان چه در فیلمهای فرهادی دیده اید که ما ندیده ایم, چه نکته جذابی در این فیلمها برای شما وجود دارد ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

اسکورسیزی اگر فیلم میسازد, حداقل استاندارد را رعایت میکند و فیلمهایش خوش ساخت هستند هرچند که فیلمهایش به شدت مشکل اخلاقی دارد و هرچیزی که میبیند و فکر میکند را بدون سانسور در فیلمش بازسازی میکند, از آخرین وسوسه مسیح بگیرید تا دار و دسته نیویورکی و گرگ وال استریت, شاید این فیلمها مهیج باشد ولی پر است از فساد و کفر تا جایی که حتی منتقدان سکولار و روشنفکر آمریکایی هم به صحنه های بی پروای جنسی در گرگ وال استریت معترض بودند ولی با تمام این حرفها فیلمهایش دارای ساختار منسجم میباشد و حرفش را هرچند غلط اما در قالب سینمایی درست میزند

اما شما به بنده توضیح بدهید که فیلمی مانند درباره الی واقعا چه داشت که انقدر شیفته آن هستیند, چند جوان رفتند مسافرت در یک کلبه و یکی از آنها خودکشی میکند, نه نوآوری, نه پیچش داستانی, نه صحنه های باشکوه, نه هیجان هیچ هیچ, لطفا از این شاخه به آن شاخه نپرید و در مورد افتخارات تالار هم بحث نکنید, فقط بگید که چه نکته و تکنیک جدید و شگرفی در فیلمی مانند درباره الی دیدید ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ آیا بجز این است که چون فرهادی سکولار و مخالف تفکر حاکم است و به خصوص بعد از وقایع 88 تبدیل به محبوب جریان سبز و مخالف نظام شد و در یک تابوشکنی واضح با کروات به محافل سینمایی غربی وارد و شد و باز زنان اجنبی دست داد و امثالش, به محبوبیت بین قشر مخالف نظام رسید ؟؟؟؟؟؟؟؟.

در مورد فیلم اخراجیها هم بنده کاملا قبول دارم که ساختار درستی نداشت ولی لااقل سرگرم کننده بود و یک حرفی را هرچند ناقص و بدور از استاندارد سینمایی میزد و چندساعت ملت را سرگرم میکرد و یک چیزی هم یادشان میداد.

باور کنید اگر همین آقای فرهادی برعکس عمل میکرد و فیلمهایی با مضمون حمایت از نظام و اسلام میساخت, همین حامیان سینه چاکش , اولین افرادی بودند که او را میکوبیدند.

در مورد بزرگترین کارگردان دنیا هم به شدت اشتباه میکنید, شاید پروپاگاندای صهیونی و شیطانی و کنترل کننده صنعت سرگرمی دوست داشته باشد که سازنده آخرین وسوسه مسیح که نمایشش در بسیاری از کشورها ممنوع شد حتی برخی کشورهای به ظاهر غیرمذهبی, بهترین کارگردان تاریخ سینما شناخته شود, ولی اینگونه نیست و کارگردانهای قدر تر یا همتراز اسکورسیزی هم بسیارند.


مقایسه فیلم پاپ کورنی جنگ ستارگان با فیلمهای آقای فرهادی از این جهت بود که فیلم بدون مفهومی مانند جنگ ستارگان لااقل ملت را سرگرم میکند و لااقل از نظر تکنیک برای آن زحمت کشیده شده ولی فیلمهایی مانند درباره الی و یا حتی جدایی واقعا چی میخواهند بگویند, یک دوربین بی هدف در یک آپارتمان از این طرف به آن طرف میرود تا عصبیت و افسردگی و تیرگی روابط یک یا چند زوج را نشان بدهد بدون اینکه حتی نتیجه گیری درستی کند یا لااقل سرگرم کننده باشد, چه هدفی دارند, اینگونه فیلمها نه سرگرم کننده هستند نه درگیر کننده فقط از فضای سیاسی موجود در کشور ایران و دشمنی کشورهای دیگر با جمهوری اسلامی, سواستفاده میکنند و جایزه میگیرند و معروفشان میکنند ولی مطمئن باشید که اگر شرایط اینگونه نبود, نه جایزه ای در کار بود, نه شهرتی و نه حمایت سبزها !!!!!!!!!!!!!
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Imam12 ، غریب
۲۳:۱۶, ۲/خرداد/۹۵ (آخرین ویرایش ارسال: ۳/خرداد/۹۵ ۰:۰۰ توسط Silence.)
شماره ارسال: #23
آواتار
یه خبر خوش:


[تصویر: 4]
شهاب حسینی برای بازی در فیلم «فروشنده» موفق به کسب نخل طلایی بهترین بازیگر مرد جشنواره کن شد.

همچنین اصغر فرهادی جایزه نخل طلای بهترین فیلمنامه جشنواره کن را برای فیلم «فروشنده» از آن خود کرد..

ایسنا



شهاب حسینی برنده جایزه بهترین بازیگر مرد جشنواره کن شد، اصغر فرهادی بهترین فیلمنامه را برد


[تصویر: shahab-hosseini-cannes-2016.jpg]


مراسم اختتامیه‌ی شصت و نهمین جشنواره‌ی کن دقایقی پیش به پایان رسید و نماینده‌ی ایران، فیلم فروشنده اصغر فرهادی، خوش درخشید. شهاب حسینی موفق شد جایزه‌ی بهترین بازیگر مرد را از آن خود کند و اصغر فرهادی هم جایزه بهترین فیلمنامه را برد.

از همان واکنش‌های اولیه‌ی فیلم فروشنده،‌ مشخص بود که اصغر فرهادی بعد از «گذشته»، به مسیر موفقیت‌هایش بازگشته است. حالا در اولین و یکی از مهم‌ترین جشنواره‌هایی که فروشنده نمایش داشته، این فیلم توانست دو جایزه‌ی بسیار مهم را از آن خود کند.

[تصویر: shahab-hosseini-cannes-2016_2.jpg]

بازی‌های ترانه علیدوستی و شهاب حسینی از نقاط قوت فروشنده هستند که بسیار توسط منتقدین تحسین شده‌اند. نتیجه‌ی این واکنش مثبت، نخل طلای بهترین بازیگر مرد بود که در دستان شهاب حسینی قرار گرفت. او در سخنرانی خود از تمامی دست‌اندرکاران فیلم تشکر کرد و این جایزه را به مردم ایران تقدیم کرد. او احساسات خود را هنگام دریافت نخل طلا اینگونه بیان کرد:

الهی شکر. خدا را به خاطر این شب که به من هدیه کرد، سپاس می‌گویم. مطمئنم که روح پدرم از بهشت این صحنه را نگاه می‌کند، امیدوارم که شاد باشد. از جشنواره‌ی کن، هیئت ژوری و ریاست محترم جشنواره تشکر می‌کنم. از آقای اصغر فرهادی بسیار تشکر می‌کنم که بار دیگر به من اعتماد کرد، از گروهی که با آن کار کردم و از انرژی‌های خوب ترانه علیدوستی تشکر می‌کنم.
این جایزه به نوعی از مردم من آمده، بنابراین به خودشان برمی‌گردانم. این جایزه را با تمام وجود و از اعماق قلبم و با عشق تقدیم به مردم سرزمینم می‌کنم. متشکرم.

بعد از شهاب حسینی، اصغر فرهادی هم برای دریافت نخل طلای بهترین فیلنامه به روی سن رفت. فیلم گذشته جایزه‌ی بهترین بازیگر زن را برای برنیس بژو به همراه داشت و فرهادی دست خالی ماند، اما امسال او هم در میان برندگان جوایز اصلی کن قرار گرفته است. اصغر فرهادی هنگام دریافت جایزه‌، خاطره‌ای از نمایش محدود و اولیه‌ی فیلم‌اش در تهران تعریف کرد که در آن قبل از آماده شدن فیلم، چند دقیقه از فیلم «مکس دیوانه‌: جاده‌ی خشم» را به نمایش گذاشتند. کارگردان فیلم Mad Max یعنی جورج میلر رئیس هیئت داوران این دوره از جشنواره‌ی کن بود که با شنیدن این خاطره‌ی فرهادی او را تشویق کرد.

[تصویر: asghar-farhadi-cannes-2016.jpg]

کن اولین ایستگاه فروشنده بود و با درخشش فوق‌العاده‌ی این فیلم،‌ بسیار امیدواریم که در جشنواره‌ی پیش رو و در انتها مراسم اسکار،‌ نماینده‌ی ایران و تیم سازنده موفقیت‌های بیشتری کسب کنند و خوش بدرخشند.
تهیه شده در زومجی
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Eve ، Mohammad Trust ، A L I ، Imam12 ، سعدی
۱:۵۸, ۳/خرداد/۹۵
شماره ارسال: #24
آواتار
[تصویر: yfb3_images.jpg]
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: عدالت ، vahrakan ، قلب ، غریب
۱۴:۱۶, ۳/خرداد/۹۵
شماره ارسال: #25
آواتار

تأملی بر شبهات فرانسوی و قطری درباره آخرین فیلم اصغر فرهادی
هدف شیوخ عرب از سرمایه‌گذاری روی فیلم ایرانی چیست؟

افشای هویت سرمایه‌گذار فیلم تازه آقای اصغر فرهادی هرچند در ابتدا مخاطبان را از منظر جلب یک سینماگر ایرانی توسط شیوخ عرب شگفت‌زده می‌کند، اما نیک که بنگریم این اتفاق معطوف به امروز و دیروز نیست و به سال‌ها پیش بازمی‌گردد؛ یعنی زمانی که جریانی در سینمای ایران به راه افتاد موسوم به جشنواره‌ای که با حمایت جشنواره‌های اروپایی امتداد حیات می‌داد.



در دهه شصت، معماران سینمای گلخانه‌ای ایران برای آنکه بتوانند رد پای فیلم فارسی را از بین ببرند به جای آنکه بر الگوی سینمای داستان‌گوی کلاسیک که ریشه‌هایی قدرتمند در ادبیات ایران داشت تأکید کنند به سمت ایده‌برداری از سینمای اروپای شرقی رفتند و نوعی سینمای فرمالیستی ضدقصه و ضدقهرمان را راه انداختند که از جایی به بعد به ابزار دست جشنواره‌های اروپایی تبدیل شد. دقیقاً در همین جهت بود که این نوع سینما هر سال نسبت به سال قبل تصویری سیاه‌تر از ایران را در آثارش به نمایش می‌گذاشت و کمتر خوش‌بینی در این آثار نسبت به ایران دیده می‌شد چراکه گردانندگان جشنواره‌های غربی به دلیل ریشه‌های سیاسی پس پرده‌شان، چنین نگاهی را می‌ستودند.


اینکه حالا یک موسسه فیلم در کشوری به نام قطر که جمعیتش به اندازه یک استان ایران هم نیست زیر پر و بال یکی از برندهای سینمای ایران را در آن سوی آب‌ها می‌گیرد هم می‌تواند شباهت‌هایی داشته باشد با جریانی که سینمای جشنواره‌ای را هدایت می‌کرد.



دستاورد برای اعراب؟

فاطمه الرمیحی، رییس اجرایی موسسه فیلم دوحه در گفتوگویی همزمان با جشنواره کن عنوان کرده که این موسسه از فیلم اصغر فرهادی حمایت مالی و سرمایه گذاری کرده و در عین حال 6 فیلم دیگری که در جشنواره کن ۲۰۱۶ راه یافتهاند، از حمایت مالی این موسسه برخوردار شده اند.

فاطمه الرمیحی درباره انتخاب «فروشنده» گفته است: انتخاب «فروشنده» برای بخش مسابقه یک دستاورد مثبت است و ما بسیار هیجانزده ایم و باعث غرور و افتخار است. من میخواهم از کل تیم سازنده فیلم برای به اشتراک گذاشتن چشم انداز خود با ما تشکر و برایشان آرزوی موفقیت کنم.
فاطمه الرمیحی تابلوی بیرون این مجموعه فیلمسازی است و مؤسسه فیلم دوحه در سال ۲۰۱۰ میلادی توسط خانم شیخه میاسه آل ثانی، دختر پادشاه سابق قطر و خواهر پادشاه فعلی قطر تأسیس شد.

این موسسه به عنوان نخستین موسسه بین پالمللی فیلمسازی قطر با سرمایه گذاری کلان در حال تولید و تأمین بودجه فیلم، آموزش فیلمساز بومی و برگزاری جشنواره سالانه دوحه ترایبیکا، نسلها و قمره است.
جالب است که موسسه فیلم قطر آنقدر قدرت دارد که وقتی سرمایه گذاری فیلمی از فرهادی را تقبل میکند، این فیلم به بخش مسابقه جشنواره کن راه مییابد حتی اگر در فهرست ابتدایی فیلمهای جشنواره نباشد!


موردی عجیب از کن

علاقه ای به بدبینی نداریم و نمیخواهیم ارزشهای سینماگری مثل اصغر فرهادی را که حتی هنگام فعالیت در تلویزیون هم چهره ای مستعد نشان میداد، زیر سؤال ببریم اما به هر حال با مرور دوره های گوناگون جشنواره کن به سختی بتوانیم به موردی بربخوریم که فیلمی در لیست ابتدایی بخش رقابتی نبوده باشد و بعد از یک هفته نامش به بخش مسابقه راه یابد.
از آن گذشته، مگر نه اینکه در سازوکار اداره نظارت و ارزشیابی ایران هر فیلمی که بخواهد پروانه ساخت و نمایش بگیرد باید نام تهیه کننده و کارگردان و نویسنده آن مشخص باشد، پس چرا موسسه فیلم دوحه که ادعای مشارکت در تولید «فروشنده» را دارد، هنگام اخذ پروانه ساخت و نمایش نامش در کنار نام فرهادی به عنوان شریک تولید نیامد؟


فقط «فاند» گرفتیم

دیگر اینکه مگر مدیران کنونی سینمایی در همه این ماهها از حمایت نسبت به تولیدات مشترک حرف نزده اند؟ پس چرا فرهادی هیچگاه درباره اینکه درگیر یک تولید مشترک و آن هم با حضور اعراب شده چیزی نگفت و فقط بر کمپانی فرانسوی ممنتو به عنوان همکار تولید تأکید کرد؟

اهمیت این موضوع زمانی بیشتر میشود که بدانیم در همه جای دنیا از جوایز آکادمی موسوم به اسکار گرفته تا همین ایران خودمان و جشنواره فیلم فجر، جایزه بهترین فیلم به تهیه کننده اعطا میشود؛ به بیان بهتر اگر فرض محال را محقق شده بپنداریم و فرض کنیم فیلم فرهادی به فهرست نامزدی اسکار راه مییابد در آن صورت برای گرفتن اسکار، این تهیه کننده فیلم است که باید نماینده ای از خود را روی استیج بفرستد.توضیحات اصغر فرهادی در این باره خواندنی است. فرهادی با بیان اینکه سرمایه «فروشنده» را خودش و کمپانی ممنتو تأمین کرده اند از رقمی میگوید که موسسه فیلم دوحه به عنوان fund که معادلی است بر پشتوانه مالی یا تنخواه به این پروژه تخصیص داده است؛ واژه ای که در مباحث تجاری و مالکیت به سرمایه گذاری نزدیک است.

فرهادی درباره حضور سرمایه گذاری موسسه قطری به ایسنا میگوید: فستیوال دوحه هر سال به تعدادی فیلم رقمی به عنوان فاند (fund)پرداخت کرده و شریک میشود. آنها در سالهای گذشته نیز مثل بسیاری از جاهای دیگر در دنیا که فاند میدهند و در فیلمها مبلغی سرمایه گذاری می کنند که معمولاً در مقابل بودجه کلی فیلم، درصد بالایی نیست. این کارگردان همچنین میگوید: مسوول فستیوال دوحه قطر پس از حضور کمپانی ممنتو به عنوان تهیه کننده در این فیلم، با آنها تماس گرفته و ابراز تمایل کرده بودند که امسال یکی از فاندهایشان را به فیلم «فروشنده» بدهند وممنتو هم پذیرفته بود. در تیتراژ هم نامشان در کنار تلویزیون آرته فرانسه با عنوان «با همکاری (Association) آرته و دوحه فیلم فستیوال» آمده است. با گفته های اخیر فرهادی هم نه فقط سؤالات کم نمی شوند بلکه بر دامنه آنها افزوده نیز خواهند شد. سؤال تازهای که از خلال این توضیحات به ذهن خطور میکند، آن است، وقتی رقمی که موسسه فیلم دوحه تخصیص داده رقم اندکی است، دلیل پذیرش آن چیست و از همه مهمتر موسسهای که مبلغ اندکی به پروژه اختصاص داده، چرا مدیرش از این پروژه به عنوان مجالی برای شوآف خود استفاده میکند؟

فرانسویان و اعراب از چه فیلمنامه ای حمایت کرده اند؟

همه اینها را که کنار بگذاریم یک نکته مهم باقی میماند. عموماً سرمایه گذاران و حتی فرمایشی ترین آنها وقتی بناست بودجه ای را هرچند اندک در اختیار پروژهای قرار دهند و حمایت خود -حتی حمایت سختافزاری- را از پروژهای ترتیب دهند، قبل از هر چیز ایدهای را که زیربنای نگارش فیلمنامه شده، مورد توجه قرار میدهند و اگر این ایده مطلوبشان بود روی آن سرمایه گذاری خواهند کرد.
پس با این احتساب، موسسه فیلم دوحه و شاهزاده ای که حامی آن است هم برای حمایت از فرهادی ابتدا بر طرح داستانی فیلم نظر مثبت داشته اند و سپس شرایط تخصیص تنخواه به آن را فراهم آورده اند.


حال اگر به محتوای «فروشنده» که در فرانسه به «مشتری» بدل شده نیم نگاهی داشته باشیم که درباره اثرات زندگی زنی به نام «آهو» بر زندگی یک زوج جوان است، شاید بشود به پرسشی در چرایی این موضوع پاسخ داد.
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: عدالت ، عبدالرحمن ، yahya63 ، قلب ، غریب
۱۶:۲۹, ۳/خرداد/۹۵
شماره ارسال: #26

نقل قول: بنده کاری ندارم که اسکورسیزی چی میسازه و فلان کارگردان در کدام ژانر بیشتر مهارت دارد, ما در مورد فرهادی صحبت میکنیم نه اسکورسیزی.

شما میگید فیلمای فرهادی سیاهن و بیننده ندارن و کسی علاقه به دیدن این فیلما نداره و چرا بهشون توجه میشه از طرف خارجی ها یا اینکه اونا همش خودشونو سوپرهیرو نشون میدن ما نشون نمیدیم ، بنده گفتم شما اشتباه میکنید و مثال هم براش زدم.اسکورسزی فقط یه مثال بود.من قصد ندارم بشینم اینجا در مورد فیلمای اسکورسزی هم با شما بحث کنم.در ضمن اگر میکنید فیلم های فرهادی علاقه مند نداره چون شما توش نمیخندید بهتره یه سری به آمار فروش فیلماش بزنید.



نقل قول:در مورد بزرگترین کارگردان دنیا هم به شدت اشتباه میکنید, شاید پروپاگاندای صهیونی و شیطانی و کنترل کننده صنعت سرگرمی دوست داشته باشد که سازنده آخرین وسوسه مسیح که نمایشش در بسیاری از کشورها ممنوع شد حتی برخی کشورهای به ظاهر غیرمذهبی, بهترین کارگردان تاریخ سینما شناخته شود, ولی اینگونه نیست و کارگردانهای قدر تر یا همتراز اسکورسیزی هم بسیارند.

اسکورسزی انقدر آثار قوی داره که فیلم مورد نظر شما اصلا توش گمه.در ضمن هیچ چیز قطعی ای در دنیای هنر وجود نداره برای همین هم بنده نوشتم [احتمالا] بزرگترین کارگردان تاریخ.


نقل قول:سوال اینجاست که جنابعالی و همفکرانتان چه در فیلمهای فرهادی دیده اید که ما ندیده ایم,

آقای محترم بنده درسته مثل شما فکر نمیکنم ، ولی این دلیل نمیشه اونجوری که شما درباره ی من فکر میکنید ، فکر کنم.بزرگترین حامی فیلم های فرهادی هم توی این تالار که از همفکران خودتونه. اقای مجتبی 110.

در ضمن من گفتم که اصلا طرفدار اصغر فرهادی محسوب نمیشم.ولی دلیل نمیشه بهش احترام نذارم و کارش وقتی خوب هست رو تحسین نکنم.

همونطور که گفتم شما اومدید خودتون فرهادی رو گذاشتین جلوی خودتون و شروع به کوبیدنش کردید.هرکی هم بگه اینکار اشتباهه احتمالا سال 88 دست تو دست موسوی میومده توی خیابون.کل صحبتاتون هم همش همینه.من تاپیک فیلم قبلی فرهادی رو هم خوندم بازم همش همینه.

وگرنه قبل از اینکه این جریان قرار دادن فرهادی جلوی خودتون راه بیفته همونطور که گفتم جشنواره ی فجری که حسن عباسی داورشه بهش سیمرغ داد.خوب اون موقع فیلماش خوب بود.یهو بعد این جریانا شد بی ساختار و بی محتوا و بی کیفیت.حالا نیاید بگید حسن عباسی و طالبی فقط دو نفرن.جشنواره ای که توش حسن عباسی رو وارد هیئت داوران میکنن مشخصه وضعش چجوریه.جشنواره ای که توش سیمرغ نوید محمد زاده رو قبل از مراسم اختتامیه از دستش درمیارن میدن به یکی دیگه بابت فشارهای خودجوش خارجی مشخصه چجوریه.


اتفاقا این خود شما هستید که هرکسی مثل شما فکر نمیکنه رو میکوبید و هرکسی مثل شما فکر کنه رو تحسین میکنید.ده نمکی توی فیلماش آهنگای غیر مجاز پخش میکنه ، بازیگرای زنش رو به شدید ترین شکل آرایش میکنه ، با موضوعاتی که کسی جرعت حرف زدن دربارشون رو نداره شوخی میکنه ولی بازم حمایت میشه.چون مثل شما فکر میکنه.


علاقه ای هم به ادامه بحث ندارم.چون مطئنم میخواید بیاید دوباره حرفای قبلی رو تکرار کنید که فرهادی چون فیلماش ضدایرانه ( درود بر اساتیدی که تئوریشو مطرح کردنBig Grin) بهش توجه میشه.اگر حرف جدیدی زدید بنده در خدمتتون هستم.


شهاب حسینی دیشب مهم ترین جایزه تاریخ بازیگری ایران رو گرفت.بهش تبریک میگیمBig Grin قبل از شهاب امثال رضا ناجی رو داشتیم که بابت درخشش در فیلم مجید مجیدی جایزه ی معتبر جهانی گرفته بود.قبل از فرهادی هم امثال مجید مجیدی رو داشتیم توی محافل جهانی به فیلماش توجه شده بود.خدارو شکر اون موقع اینترنت نبود و اساتیدی مثل رائفی پور نبودن وگرنه الان اون بنده خداها هم حکمشون به جرم درخشش در فستیوال های معتبر جهانی صادر شده بود.Big Grin
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۲۰:۱۰, ۳/خرداد/۹۵ (آخرین ویرایش ارسال: ۳/خرداد/۹۵ ۲۳:۵۴ توسط عمار94.)
شماره ارسال: #27
آواتار
بر اثر همراهی فرانسه با امریکا دراعمال تحریم ها (که اصلا ایران و فرانسه مشکل جدی با هم نداشتند!) هزاران موقعیت شغلی در فرانسه از بین رفت (بیشتر کمپانی های خودرو و هواپیما سازی) !
در اثر این موضوع به طور حتما خانواده های زیادی در فرانسه دچار مشکل یا احتمالا پاشیدگی شده اند .
آیا اگر یک کارگردان فرانسوی روی یکی از این خانواده ها زوم کند ، مشکلشان را نشان دهد و دولت فرانسه را به آلت دست بودن امریکا متهم کند به او هم ((نخل کن)) را خواهند داد؟؟؟
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: عبدالرحمن ، vahrakan ، yahya63 ، عدالت ، غریب
۲:۱۴, ۴/خرداد/۹۵
شماره ارسال: #28
آواتار
تماشا کنید:
صحنه هایی از فیلم فروشنده جدیدترین اثر اصغر فرهادی



[تصویر: The-Salesman-feature-790x527.jpg]
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۹:۳۰, ۴/خرداد/۹۵ (آخرین ویرایش ارسال: ۴/خرداد/۹۵ ۱۱:۲۲ توسط عدالت.)
شماره ارسال: #29
آواتار
(۴/خرداد/۹۵ ۲:۱۴)Silence نوشته است:  تماشا کنید:
صحنه هایی از فیلم فروشنده جدیدترین اثر اصغر فرهادی



[تصویر: The-Salesman-feature-790x527.jpg]


به نام خدا


واقعا شما به این تصاویر چه میگویید ، وجدانا آیا این یک شاهکار سینماییست که انقدر روی آن مانور میدهند؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ بجز سیاهی و تباهی و افسردگی و کسالت و عصبیت چیز دیگری مشاهده میکنید ؟؟؟؟؟؟؟؟ چه ساختار فراهنری در این سکانسها مشاهده میکنید، واقعا به نظر شما این فیلم انقدر مهیج است که برخی افراد برایش به به و چه چه میکنند ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

در بهترین حالت، این فیلم یک فیلم از ژانر آپارتمانی خانوادگی میباشد که باز هم بحث برای عده ای شیرین خیانت را بازتعریف و باز تولید میکند و در کنارش جامعه ایران را جامعه سیاه معرفی میکند.

بنده نمیگویم همه فیلمها باید شاد و شنگول باشند و ایران را بهشت روی زمین نشان دهند و اتفاقا طرفدار پروپاقرص فیلمهایی هستم که مشکلات را به صورت صحیح نشان میدهند که حتی این فیلم هم میتواند جزوشان باشد اما بحث بنده اینجاست که این فیلم و فیلم قبلی فرهادی به این علت جایزه گرفتند که سیاست و عملکرد جمهوری اسلامی را به صورت سینمایی در فیلمهای فرهادی، عامل بدبختی و نکبت نشان داده میشود، این هیچ ربطی به کوبیدن فیلم فرهادی ندارد، بنده فقط میگویم جایزه ای که به این فیلم تعلق گرفت، نه برای جنبه های تکنیکال و هنری فیلم، بلکه فقط برای سیاهی آن، به این فیلم اهدا شده. به همین سادگی.





روزنامه کیهان در یادداشتی به قلم سعید مهدوی با تیتر «همانطور که پیش‌بینی می‌شد!» به فیلم فروشنده انتقاد کرده است. این روزنامه در بخشی از این یادداشت نوشته: «
فیلم «فروشنده» تازه‌ترین فیلم اصغر فرهادی ـ که با نام «مشتری» به نمایش درآمد ـ جایزه بهترین فیلمنامه و بهترین بازیگر مرد را از جشنواره کن دریافت کرد. این در حالی است که اغلب نشریات و منتقدان سینمایی حاضر در این جشنواره، فیلم «فروشنده» یا «مشتری» را نسبت به کارهای قبلی فرهادی، سطح پایین‌تر دانسته و تأکید کرده بودند که این فیلم چیزی بر فیلم‌های قبلی وی نیفزوده است




.


فیلم «فروشنده» پس از بسته شدن کنداکتور بخش مسابقه جشنواره کن و در حالی که هنوز در حال طی کردن مراحل فنی خود بود در نسخه‌ای ناقص مورد پذیرش مدیران این جشنواره قرار گرفت! آنچه که به جز یک مورد (فیلم «طعم گیلاس» عباس کیارستمی که نخل طلای جشنواره کن را برد) در تاریخ جشنواره فیلم کن بی‌سابقه است! بنابر همین موضوع و ورود غیر قاعده و فراقانونی فیلم «فروشنده» به بخش مسابقه شصت و نهمین دوره این جشنواره، اغلب پیش‌بینی‌ها بر جایزه گرفتن این فیلم قرار گرفت (از جمله در خبری تحت عنوان «یک فیلم سفارشی دیگر برای جشنواره کن!» به تاریخ 4 اردیبهشت سال جاری در ستون اخبار هنری کیهان آمده بود




).


علاوه بر این، آنچه بیش از پیش احتمال کسب جایزه را برای فیلم «فروشنده» تقویت می‌کرد، پرداختن به موضوع تعرض و تجاوز جنسی بود که در زندگی یک زوج بازیگر اتفاق می‌افتاد. تعرض و تجاوزی که به کارگیری غیرت و تعصب در قبال آن، (در این فیلم) خشونت‌طلبی و نکوهیده تلقی شده است!

فقط می‌توان گفت باز هم شبه روشنفکری ما فریب فضاهای وارونه و کج و معوج غرب را خورده و حیثیت و شرافت ملی و دینی خود را در پای شعارهای پوچ و توخالی آنها قربانی کرده است. فرهادی در کنفرانس مطبوعاتی پس از نمایش فیلمش، موضوعاتی مانند حریم خانوادگی و آبرو و حفظ غیرت را موجب بروز رفتارهای خشونت‌آمیز در جوامعی مانند ایران دانسته که حتی تمایلات روشنفکرانه را هم قربانی می‌کند!! و رشد این خشونت را در چنین جوامعی تا حد تروریسم و جنایات داعش بالا برده و می‌گوید موضوع فیلمش با اوضاع امروز تروریسم می‌خواند




!!!


لازم به یادآوری است فیلم قبلی فرهادی نیز یک فیلم سفارشی بود که هزینه ساخت آن برای اولین‌بار از سوی اتحادیه اروپا به کمپانی «ممنتو» پرداخت شد تا فیلمی درباره مشکلات و بزهکاری‌های مهاجران مسلمان در فرانسه ساخته شده و خطر نزدیکی و وصلت با آنها گوشزد شود که متأسفانه فیلم «گذشته» با چنین مضمونی و البته با اطلاق تهمت‌های ناروا به جامعه ایرانی و مسلمان خارج کشور ساخته شد




.


فیلم «فروشنده» نیز با همان سفارش و سرمایه کمپانی «ممنتو» ساخته شده، با این تفاوت که این‌بار پول‌های جشنواره قطر نیز (ولو با عنوانی فریبنده) پشت ساخت فیلم قرار گرفته است!».
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: vahrakan ، غریب
۱۱:۲۷, ۴/خرداد/۹۵
شماره ارسال: #30
آواتار
(۴/خرداد/۹۵ ۹:۳۰)عدالت نوشته است:  
به نام خدا


واقعا شما به این تصاویر چه میگویید ، وجدانا آیا این یک شاهکار سینماییست که انقدر روی آن مانور میدهند؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ بجز سیاهی و تباهی و افسردگی و کسالت و عصبیت چیز دیگری مشاهده میکنید ؟؟؟؟؟؟؟؟ چه ساختار فراهنری در این سکانسها مشاهده میکنید، واقعا به نظر شما این فیلم انقدر مهیج است که برخی افراد برایش به به و چه چه میکنند ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

در بهترین حالت، این فیلم یک فیلم از ژانر آپارتمانی خانوادگی میباشد که باز هم بحث برای عده ای شیرین خیانت را بازتعریف و باز تولید میکند و در کنارش جامعه ایران را جامعه سیاه معرفی میکند.

بنده نمیگویم همه فیلمها باید شاد و شنگول باشند و ایران را بهشت روی زمین نشان دهند و اتفاقا طرفدار پروپاقرص فیلمهایی هستم که مشکلات را به صورت صحیح نشان میدهند که حتی این فیلم هم میتواند جزوشان باشد اما بحث بنده اینجاست که این فیلم و فیلم قبلی فرهادی به این علت جایزه گرفتند که سیاست و عملکرد جمهوری اسلامی را به صورت سینمایی در فیلمهای فرهادی، عامل بدبختی و نکبت نشان داده میشود، این هیچ ربطی به کوبیدن فیلم فرهادی ندارد، بنده فقط میگویم جایزه ای که به این فیلم تعلق گرفت، نه برای جنبه های تکنیکال و هنری فیلم، بلکه فقط برای سیاهی آن، به این فیلم اهدا شده. به همین سادگی.





روزنامه کیهان در یادداشتی به قلم سعید مهدوی با تیتر «همانطور که پیش‌بینی می‌شد!» به فیلم فروشنده انتقاد کرده است. این روزنامه در بخشی از این یادداشت نوشته: «
فیلم «فروشنده» تازه‌ترین فیلم اصغر فرهادی ـ که با نام «مشتری» به نمایش درآمد ـ جایزه بهترین فیلمنامه و بهترین بازیگر مرد را از جشنواره کن دریافت کرد. این در حالی است که اغلب نشریات و منتقدان سینمایی حاضر در این جشنواره، فیلم «فروشنده» یا «مشتری» را نسبت به کارهای قبلی فرهادی، سطح پایین‌تر دانسته و تأکید کرده بودند که این فیلم چیزی بر فیلم‌های قبلی وی نیفزوده است




.


فیلم «فروشنده» پس از بسته شدن کنداکتور بخش مسابقه جشنواره کن و در حالی که هنوز در حال طی کردن مراحل فنی خود بود در نسخه‌ای ناقص مورد پذیرش مدیران این جشنواره قرار گرفت! آنچه که به جز یک مورد (فیلم «طعم گیلاس» عباس کیارستمی که نخل طلای جشنواره کن را برد) در تاریخ جشنواره فیلم کن بی‌سابقه است! بنابر همین موضوع و ورود غیر قاعده و فراقانونی فیلم «فروشنده» به بخش مسابقه شصت و نهمین دوره این جشنواره، اغلب پیش‌بینی‌ها بر جایزه گرفتن این فیلم قرار گرفت (از جمله در خبری تحت عنوان «یک فیلم سفارشی دیگر برای جشنواره کن!» به تاریخ 4 اردیبهشت سال جاری در ستون اخبار هنری کیهان آمده بود




).


علاوه بر این، آنچه بیش از پیش احتمال کسب جایزه را برای فیلم «فروشنده» تقویت می‌کرد، پرداختن به موضوع تعرض و تجاوز جنسی بود که در زندگی یک زوج بازیگر اتفاق می‌افتاد. تعرض و تجاوزی که به کارگیری غیرت و تعصب در قبال آن، (در این فیلم) خشونت‌طلبی و نکوهیده تلقی شده است!

فقط می‌توان گفت باز هم شبه روشنفکری ما فریب فضاهای وارونه و کج و معوج غرب را خورده و حیثیت و شرافت ملی و دینی خود را در پای شعارهای پوچ و توخالی آنها قربانی کرده است. فرهادی در کنفرانس مطبوعاتی پس از نمایش فیلمش، موضوعاتی مانند حریم خانوادگی و آبرو و حفظ غیرت را موجب بروز رفتارهای خشونت‌آمیز در جوامعی مانند ایران دانسته که حتی تمایلات روشنفکرانه را هم قربانی می‌کند!! و رشد این خشونت را در چنین جوامعی تا حد تروریسم و جنایات داعش بالا برده و می‌گوید موضوع فیلمش با اوضاع امروز تروریسم می‌خواند




!!!


لازم به یادآوری است فیلم قبلی فرهادی نیز یک فیلم سفارشی بود که هزینه ساخت آن برای اولین‌بار از سوی اتحادیه اروپا به کمپانی «ممنتو» پرداخت شد تا فیلمی درباره مشکلات و بزهکاری‌های مهاجران مسلمان در فرانسه ساخته شده و خطر نزدیکی و وصلت با آنها گوشزد شود که متأسفانه فیلم «گذشته» با چنین مضمونی و البته با اطلاق تهمت‌های ناروا به جامعه ایرانی و مسلمان خارج کشور ساخته شد




.


فیلم «فروشنده» نیز با همان سفارش و سرمایه کمپانی «ممنتو» ساخته شده، با این تفاوت که این‌بار پول‌های جشنواره قطر نیز (ولو با عنوانی فریبنده) پشت ساخت فیلم قرار گرفته است!».
سلام
20 خط توضیح دادم سند زدم همش پر زد ...دیگه حوصله ندارم بنویسم...
من از فیلمی که هنوز اکران نشده دفاع نمی کنم...
فقط توصیه میکنم با پیش داوری فیلم تماشا نکنید...افکارتون برای چند لحظه کنار بزارین بعدش فیلم ببنید و دربارش قضاوت کنید
در کل از سینمای ایران بیش از این نباید انتظار داشته باشید...
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

[-]
موضوعات مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: مشاهده: آخرین ارسال
  نگاهی به فیلم ماجرای نیم روز(جشنواره 35) Silence 17 5,772 ۲۶/بهمن/۹۵ ۳:۱۶
آخرین ارسال: Silence
Video نگاهی به فیلم شهر موش ها 2 عبدالرحمن 31 14,026 ۱۸/آبان/۹۴ ۰:۳۲
آخرین ارسال: parvaresh75
  گذشته اصغر فرهادی نماینده سینمای ایران !!! دیدگاه نوین 67 28,480 ۱/دی/۹۲ ۱۹:۲۱
آخرین ارسال: Justice Bringer
  اصغر فرهادی بار دیگر به ارزش‌های اخلاقی دهن‌کجی می‌کند + تص یاوران مهدی 21 11,740 ۱۷/آذر/۹۲ ۴:۰۵
آخرین ارسال: هادی...
  نقد استراتژیک رقص در غبار اولین فیلم فرهادی و سمبل مار عدالت 0 3,572 ۲۲/مهر/۹۲ ۱۲:۴۸
آخرین ارسال: عدالت
Video نگاهی به فیلم (چه خوبه که برگشتی) کفتر کاکل به سر 3 2,590 ۲۹/تیر/۹۲ ۱۹:۵۸
آخرین ارسال: کفتر کاکل به سر
  «اصغر فرهادی» در دام تئوری «دهکده جهانی» مصطفي مازح7610 0 1,221 ۲۴/تیر/۹۲ ۱۶:۴۱
آخرین ارسال: مصطفي مازح7610

پرش در بین بخشها:


بالا