|
از مذاکرات محرمانه "دومة الجندل" چه می دانید؟
|
|
۱۸:۱۷, ۳۰/فروردین/۹۴
(آخرین ویرایش ارسال: ۳۰/فروردین/۹۴ ۱۸:۲۵ توسط مصباح.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
از مذاکرات محرمانه "دومة الجندل" چه می دانید؟ «دومةالجندل» مکانی است مابین عراق و شام (تقریبا منطقهای بیطرف) که ابوموسی اشعری و عمروعاص، طی یک توافق نوشتهشده، 8 ماه فرصت مذاکره داشتند تا در فاصله آتشبسِ موقت میان سپاه امام علی (علیهالسلام) و سپاه معاویه (که از شام به بهانه انتقام عثمان و قبضهکردن خلافت مسلمانان آمده بود) به داوری بنشینند. مبنای داوری هم طبق کلیات توافقنامه حکمیت قرآن و سنت پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) بود. تقریبا همه از نتیجه حکمیت و کلاه گشاد عمرو عاص در دومةالجندل خبر داریم.
✔ اول: ابوموسی اشعری که بود؟ 1. نامش عبدالله بن قیس، معروف به ابوموسی اشعری. مردی زیبارو، کوتاهقامت و لاغراندام، با صورتی کممو. دارای صدایی زیبا و رسا در قرائت قرآن، چندان که به آوای خوش در تلاوت مشهور بود. 2. اصالتا یمنی بوده و در مکه مسلمان شده است. بنابر نقلی جزو مهاجران به حبشه بوده است (این نشان از سابقه بالای مسلمانی و مبارزاتی ابوموسی دارد). 3. در زمان پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و در جنگ طائف، بعد از شهادت برادرش ابوعامر، فرماندهی سپاه را به عهده گرفت و پیروز شد. 4. معلم و مدرس قرآن و احکام در مکه به امر پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) 5. فرماندار بخشی از سرزمین یمن به امر حضرت رسول –در سال دهم هجرت-. 6. ادامه ریاست بر بخشی از یمن در دوره خلافت ابوبکر. 7. 12سال حکمرانی بر بصره در دوره خلافت عمر. 8. اولین بار، او به عمر، لقب امیرالمؤمنین داد. 9. فرمانده سپاه بصره و فرمانده نبرد شوشتر. فتح خوزستان، فارس و حتی اصفهان، تحت فرماندهی ابوموسی صورت گرفت. 10. محموله ثروتش را در جنگ بصره بر 40 استر بار کرده و همراه سپاه برد تا همراهش باشد. 11. حکمرانی کوفه در زمان عثمان. 12. عزل او از ولایت کوفه در زمان حکومت امام علی (علیهالسلام) به دلیل کوتاهی در تجمیع سپاه برای نبرد جمل (ابوموسی تحت فشار شدید مردم کوفه با امام علی (علیهالسلام) بیعت کرد و خود راضی به این بیعت نبود. او جنگ جمل را مسلمانکشی و نبرد با همسر پیامبر شمرده و دوری مردم را از آن بهترین تصمیم میدانست. امام در ابتدای کار با اصرار مالک اشتر بر اینکه مردم از ابوموسی راضیاند، او را تا مدتی بر حکمرانی کوفه باقی میگذارند اما در اثر کوتاهیاش در جمعآوری سپاه برای جمل، در نامهای او را به شدت سرزنش و عزل میکنند). نکته: ابوموسیایی که در مذاکرات دومةالجندل، نتیجه را به رغم همۀ دلواپسیها و نگرانیهای امام و یارانش (مالک اشتر، ابن عباس و...) به معاویه وامیگذارد، کلکسیونی از افتخارات مبارزاتی و اسلامی است. او فردی عامی و عادی نیست اما دشمن از او زیرکتر است و از هیچ نیرنگی غافل نمیشود. ✔ دوم: عمروعاص که بود؟ 1. عمروبن عاص، فرزند وائل (وائل از کسانی بود که در هجو و آزار پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) اشعار بسیار سرود و به نفرین حضرت گرفتار شد و مرد. وائل کسی است که حضرت را ابتر خطاب کرد. آیات 94 تا 96 سوره حجر در مذمت او و سایر مسخرهکنندگان نازل شده است). 2. مادرش سلمی (یا لیلی) ملقب به نابغه و از زنان بدکاره و فاحشه دوره جاهلیت در مکه و صاحب پرچم بود. چون بعد از وضع حمل عمرو، پدرش ناشناخته بود، مادرش او را به وائل نسبت داد (او را دست به خرجتر از ابوسفیان میدانست! با این همه ابوسفیان، عمرو را فرزند خود مینامید و البته که از همه هم بیشتر به او شبیه بود). 3. او را برای استهزاء ابنالنابغه مینامیدند (به اعتبار نام مادرش) چون پدرش واقعا شناختهشده نبود. 4. اعراب او را فردی شجاع و بسیار حیلهگر میدانستند. 5. نفرینشده پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) به جهت شدت آزاری که حضرت از او میدید. 6. قبل از اسلامآوردن به شدت پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) را میآزرد و مسخره میکرد. یکبار در سجده نماز شکمبه شتر بر پشت حضرت گذاشت که کثافات آن بر بدن مبارکشان ریخت. حضرت در حال سجده اشک میریخت و نفرینش میکرد. 7. هنگام مهاجرت زینب (دختر پیامبر ) به مدینه، به هودج او چنان حمله کرد که بچهاش از ترس حمله عمروعاص سقط شد. در این واقعه هم حضرت، عمروعاص را نفرین میکنند. (پیامبر چهار دختر از حضرت خدیجه داشتند که حضرت فاطمه (سلام الله علیها) از همه کوچکتر بودند). 8. در جنگ بدر و احد علیه مسلمانان حضور فعال داشته و در جنگ خندق از فرماندهان سپاه قریش علیه پیامبر بوده است. 9. نماینده کفار قریش برای بازگرداندن مهاجران مسلمان از حبشه که البته موفق نشد. 10. در سال هشتم هجری، به همراه خالدبن ولید در مدینه اسلام آورد اما به شرط آنکه اعمال زشت گذشتهاش بخشیده شود. [ظاهرا توبه کرده است!] 11. از طرف پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) مأمور شد تا برای جنگ با شامیان از سرزمین اجدادیاش نیرو جمع کند. 12. از جمله کسانی که برای دعوت پادشاهان به اسلام، نامه برده است. 13. در روزهای آخر حیات حضرت رسول (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) ، ایشان عمروعاص را برای فرمانداری عمان، به خارج از مدینه فرستادند. 14. از افراد نزدیک به ابوبکر و عمر و مسئول جمعآوری زکات از مناطق مختلف در دوران خلفای اول و دوم. 15. فرمانده سپاه ابوبکر برای فتح شام. 16. فرمانده فاتح فلسطین و اردن در زمان عمر (که به دستور عمر، حکمرانی شامات را به معاویه سپرد و رهسپار فتح مصر شد و آنجا فتح را کرد). 17. عزل از حکمرانی مصر به دستور عثمان و آغاز دشمنی عمروعاص با او. 18. تحریک مردم و صحابه بر قتل عثمان (در زمان قتل عثمان او خود را از مدینه دور کرده و در قصرش در وادیالسباع ساکن شده بود. هنگام شنیدن خبر قتل خلیفه گفت: او را کشتم در حالی که خود در وادیالسباع هستم! نقل شده روزی عمروعاص به عایشه گفت: کاش در جنگ جمل کشته میشدی تا ما مرگ تو را وسیله سرزنش علی میکردیم). 19. پس از قتل عثمان، او دعوت معاویه را برای جنگ با خلیفه مسلمین (امام علی) پذیرفت، اما به شرط حکومت بر مصر و کسب همه دارایی آن. 20. شرکت در جنگ صفین و طراحی نیرنگ قرآنهای بر نیزه و مذاکرات دومةالجندل و حکمیت. 21. نماینده سپاه شام در مذاکرات محرمانه دومةالجندل (او با اغوای صحابه پرسابقهای چون ابوموسی نتیجه مذاکرات را به نفع معاویه تمام کرد). 22. حکومت بر مصر در دوره معاویه. نکته: عمروعاص در مذاکرات دومةالجندل، 85 ساله است. او در 90 سالگی و در منصب حکمرانی مصر میمیرد. ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
✔ مفاد پیمان حکمیت در جنگ صفین:نکته: به کلیگویی و ابهامات بندهای توافقنامه دقت کنید؛ از جمله اینکه مشخص نمیکنند اصل نزاع بر سر چه بوده است. معلوم نمیشود کدام اختلاف بناست طبق قرآن حل بشود! جنگ داخلی صفین، 65 هزار مسلمان را به کشتن میدهد. بانی این جنگ ویرانگر داخلی، سهمخواهی معاویه است. 1. هر دو گروه بر داوری قرآن و مراجعه به آن در موارد اختلاف رضایت میدهند. 2. علی و پیروانش ابوموسی اشعری را به عنوان ناظر و داور برگزیدند و معاویه و پیروانش عمرو عاص را. نکته: امام علی(علیه السلام)، ابن عباس و مالک اشتر را از طرف خود برای حکمیت اجباری معرفی کردند اما 20هزار شمشیر به دست سپاه به رهبری اشعث بن قیس (منافق کوفه) گفتند فقط ابوموسی و لاغیر. برخی دلائل آنها چنین بود: یمنیبودن ابوموسی و سکوت و توقف او در جنگ جمل و عدم نبرد با همسر پیامبر که مانع کشتن مسلمانان میشد! 3. اگر در مواردی داوری قرآن به کار نیاید، به سنت و سیره پیامبر مراجعه خواهند کرد. 4. به اختلاف دامن نمیزنند و از هوی و هوس پیروی نمیکنند. 5. جان و مال و ناموس هر دو داور تا هنگامی که از حق فراتر نروند، محترم است. 6. اگر یکی از دو داور پیش از انجام وظیفه بمیرد، امام آن گروه، داور عادلی را به جای او بر میگزیند. 7. اگر یکی از پیشوایان پیش از داوری بمیرد، پیروان او میتوانند فردی را به جای او برگزینند. 8. اگر داوران به تعهد خود عمل نکنند، امت حق دارد از داوری آنها بیزاری جوید. 9. از زمان نگارش پیمان حکمیت تا انقضای آن، جان و مال و ناموس مردم در امن و امان است. 10. سلاحها تا پایان دوره صلح باید بر زمین نهاده شوند و راهها امن گردند؛ و در این مورد، میان حاضر و غایب در این واقعه، تفاوتی نیست. 11. بر هر دو داور لازم است در جایی میان عراق و شام اقامت کنند و جز کسانی که آنها میخواهند، کسی در آن جا حاضر نشود. 12. اگر هر دو داور بر طبق کتاب خدا و سنت پیامبر داوری نکنند، مسلمانان به نبرد خود ادامه خواهند داد و هیچ تعهدی میان طرفین نیست. نکته: طبق بند 9، صلحی موقت میان طرفین پدید میآمد و طبق بند 11، مذاکرات محرمانه میماند و طرفین هر مقدار از اطلاعات را که خودشان میخواستند و برای هر که صلاح میدانستند منتشر میکردند. جالب آنکه در طی این مذاکرات محرمانه که جز ابوموسی کسی از طرف سپاه امام علی (علیهالسلام) حضور نداشت، در طرف مقابل عبداللهبن عمر، مغیرةبن شعبه و عبدالله بین زبیر نزد معاویه آمده بودند و در جریان ملاقات عمروعاص با ابوموسی حضور داشتند! ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ✔ نتیجه مذاکرات در دومةالجندل:
. |
|||
|
|
۱۸:۴۶, ۳۰/فروردین/۹۴
(آخرین ویرایش ارسال: ۳۰/فروردین/۹۴ ۱۸:۴۹ توسط Ali#59.)
شماره ارسال: #2
|
|||
|
|||
|
على عليه السلام فرمود: «مرا به انديشه و خِردورزىِ ابو موسى اطمينان نيست. من عبد الله بن عبّاس را براى اين كار بر مى گزينم».
آنان گفتند: به خدا سوگند، ما ميان تو و ابن عبّاس فرق نمى نهيم. گويا تو مى خواهى خودْ داور باشى. پس مردى را برگزين كه نسبتش با تو و معاويه يكسان باشد و به هيچ يك از شما دو تن، نزديك تر از ديگرى نباشد. امام على(عليه السلام) فرمود: « چرا از گزينش عمرو بن عاص براى شاميان خشنوديد، حال آن كه او چنين که شما می گویید نيست؟» . گفتند: شامیان [به كار خود] آگاه ترند و ما تنها بايد به خود بپردازيم. امام علی علیه السلام فرمود: « پس من اَشتر را بر می گزینم». گفتند: نه، ما به او رضایت نمی دهیم! على عليه السلام فرمود: «آیا شما جز به ابو موسی خرسند نیستید؟». گفتند: آرى. امام علیه السلام فرمود: « شما... از رأی من سرپيچي کردید. پس آنچه مى خواهيد، انجام دهيد!... كارى كرديد كه نيروى اسلام را فرو كاست و توانش را از ميان برد و سستى و خوارى بر جاى نهاد». وقعه صفین،ص 498 و 500 و 502 *** همانطور که عرض کردم بنده به مجریان امر اعتماد دارم؛ این را شما بدانید؛ این آقایانی که مشغول کار هستند، اینها افرادی هستند مورد اعتماد ما، من در مورد آنها هیچ تردیدی [ندارم]؛ در آنچه تا حالا بودند، انشاءالله بعد از این هم تردیدی بهوجود نخواهد آمد؛ هیچ تردیدی نسبت به آنها ندارم. هیچکس نباید این مجموعهی مذاکرهکنندگان ما را با مجموعهی شامل آمریکا - همان شش دولت، بهاصطلاح پنج بعلاوهی یک - سازشکار بداند؛ این غلط است؛ اینها مأموران دولت جمهوری اسلامی ایران هستند، اینها بچّههای خودمان هستند، بچّههای انقلابند؛ یک مأموریّتی را دارند انجام میدهند. کار سختی هم هست [که] بر عهدهی اینها است؛ دارند با تلاش فراوان آن کاری را که بر عهدهی آنها است انجام میدهند. بنابراین نباید مأموری را که مشغول یک کاری است و مسئول یک فرایندی است مورد تضعیف یا توهین یا بعضی از تعبیراتی که گاهی شنیده میشود - که اینها سازشکارند، و مانند اینها - قرار داد؛ نه، این حرفها نیست. farsi.khamenei.ir صرفا جهت یادآوری...
|
|||
|
|
۱۷:۳۳, ۲۰/خرداد/۹۴
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۰/خرداد/۹۴ ۱۷:۳۹ توسط مصباح.)
شماره ارسال: #3
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
مورد سومش خيلي خيلي جالبه. اينكه مردم تمام سرنوشت تمامي كارها رو در گرو به نتيجه رسيدن مذاكرات مي دانستند : ✔ از نتايج مذاکرات در دومةالجندل:
. |
|||
|
|
۱۷:۴۱, ۲۰/خرداد/۹۴
شماره ارسال: #4
|
|||
|
|||
|
یکی از نکات بسیار مهم و برجسته نتایج این مذاکرات این بود که تا قبل از جنگ صفین حتی خود معاویه هم جرأت نکرده بود که خود را خلیفه بخواند، حتی به خلافت امیرالمومنین هم در ظاهر ایراد و اشکالی نداشت. تنها بهانه معاویه این بود که چرا هنوز قاتلان عثمان زنده و محکامه نشده اند.
|
|||
|
|
۱۴:۴۴, ۱۳/تیر/۹۴
شماره ارسال: #5
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
سامری که بود؟ سامری یا گوسالۀ سامری را همه شنیدهایم. سامری یک گوسالهای درست کرد و مردم را منحرف کرد. حضرت موسی یکذره غایب شد، و مردم هم حرف هارون را گوش نکردند و گمراه شدند (فَإِنَّا قَدْ فَتَنَّا قَوْمَکَ مِنْ بَعْدِکَ وَ أَضَلَّهُمُ السَّامِرِیُّ؛ طه/85)
امیرالمؤمنین علی(علیه السلام) یا پیامبر گرامی اسلام(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) فرمودند سامریِ امت من کیست؟ سامری امت پیغمبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) که بود؟ سامری در جریان داستان حضرت موسی(علیه السلام) شخصیت منفیِ فوقالعاده مهمی بوده یا نبوده؟ خُب حالا یک همچین شخصیتی را در امت پیغمبر پیدا کنیم. سامری امت پیغمبر کسی بود که امیرالمؤمنین(علیه السلام) در قنوت نمازش او را لعن میکرد. حالا که بود؟ ابوموسیِ اشعری (وَ فِرْقَةٌ مُدَهْدَهَةٌ عَلَى مِلَّةِ السَّامِرِیِّ... إِمَامُهُمْ عَبْدُ اللَّهِ بْنُ قَیْسٍ الْأَشْعَرِی؛ امالی مفید/ص30) در مورد ابوموسی اشعری در تاریخ چه گفتهاند؟ خیلی جالب است، هم از پیامبر گرامی اسلام(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) هم از امیرالمؤمنین(علیه السلام) که همانطوری که سامری میگفت: «لا مِساس، لامِساس»، ابوموسی اشعری هم میگفته «لاقتال، لاقتال». یعنی شعار ابوموسی اشعری این بود که «جنگ نه، جنگ نه» با شعار «جنگ نه، جنگ نه» آمد مذاکره را- با آن نتیجۀ افتضاح- به امیرالمؤمنین(علیه السلام) تحمیل کرد، به حدی که بعد از آن امیرالمؤمنین علی(علیه السلام) در قنوت نمازش، ابوموسی اشعری را نفرین میکرد، لعن میکرد. (عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مَعْقِلٍ، عَنْ عَلِیٍّ (علیه السلام): أَنَّهُ قَنَتَ فِی الصُّبْحِ فَلَعَنَ مُعَاوِیَةَ وَ عَمْرَو بْنَ الْعَاصِ وَ أَبَا مُوسَى وَ أَبَا الْأَعْوَرِ وَ أَصْحَابَهُمْ؛ امالی طوسی، 725) بعد ابوموسی اشعری که دنبال «لاقتال، لاقتال» بود یعنی دنبال این بود که «جنگ نشود، جنگ نشود» چقدر موجب جنگ و خونریزی شد؟ یکدانهاش کربلا است. از جوبهای کوفه و مدینه خون جاری میشد، وقتی جوب خون جاری شود یعنی انگار یک گله گوسفند کُشته باشند که خون جاری شده. این جنگها همهاش مالِ «لاقتال» ابوموسی اشعری بود، زد کارهای امیرالمؤمنین را خراب کرد! شعارش چه بود؟ «لاقتال». اینهایی که میگویند «لاقتال» خودشان بیشترین جنگ را تولید میکنند! آدم وقتش که شد باید جهاد کند. |
|||
|
|
۱۷:۲۸, ۱۳/تیر/۹۴
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۳/تیر/۹۴ ۱۸:۳۶ توسط MohammadSadra.)
شماره ارسال: #6
|
|||
|
|||
|
ابوموسی اشعری یه شخص در تاریخ نبود که امروز تموم شده باشه. یه خط فکری بود که از سامری شروع شد در ابوموسی دوباره دیده شد و ادامه همون خط فکری هنوز هم داره با شعارهای زیبا و با رنگ و لعاب عوام فریبی می کنه.
تنها راه امان، همراهی ولی خداست. راه دیگه ای نداره وگرنه همون تجربیات تاریخی تکرار خواهد شد. |
|||
|
|
۱۶:۴۰, ۳/دی/۹۵
شماره ارسال: #7
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
اشعث ابن قیس بعد از حَکَمیتِ ابوموسی اشعری و فریب وی از عَمروعاص، خطاب به حضرت علی (علیه السلام) گفت: یا علی! ما فریب خوردیم اما: تو چرا حکمیت را پذیرفتی؟؟!! ما آن را نپذیرفتیم مگر آنکه تو آن را پذیرفتی! ما مأمور بودیم و تو امام و رهبر ما بودی! اگر استقامت می کردی و نمی پذیرفتی، ما نیز اطاعت می کردیم!!! ............................ این تاریخ نیست که تکرار می شود بلکه این عملکرد ما انسان هاست که نسبت به حوادث زمانه، همیشه یکسان بوده است. |
|||
|
۱۶:۵۹, ۳/دی/۹۵
شماره ارسال: #8
|
|||
|
|||
|
سلام
گویا قراره در این تاپیک، مذاکرات هسته ای بررسی بشه. اما در این بررسی به این موضوع توجه نشده که اصلاً مذاکرات بر سر چه بود؟ آیا باید مذاکرات هسته ای رو همون طوری بررسی کرد که مذاکرات بر سر حکمیت بررسی میشه؟ با این حساب در نحوه تحلیل ما اهمیتی نداره که چه چیزی رو داریم تحلیل می کنیم. همچنین به این موضوع توجه نکردیم که آیا اصلا غنی سازی 20 درصدی برای ما کاربرد داره یا نه؟ نیروگاه آب سنگین برای کشور ما بهتره یا آب سبک؟ آیا منابع اورانیوم داخل کشور کافی اند یا اینکه ما برای تامین اورانیوم نیازمند روسیه میشیم؟ آیا روسها قراره تکنولوژی ساخت نیروگاه هسته ای رو منتقل کنند (که هیچ وقت این کار رو نمی کنند) یا اینکه از نظر تکنولوژی هم قراره وابسته روسیه بشیم؟ ... واضحه تحلیلی که چنین مسائلی رو در نظر نگرفته رو نمیشه یه تحلیل درست تلقی کرد. |
|||
|
۱۱:۳۳, ۴/دی/۹۵
شماره ارسال: #9
|
|||
|
|||
|
مقام معظّم رهبري:
صنعت هستهای برای یک کشور، یک ضرورت است. اینکه بعضی از روشنفکرنماها قلم بردارند و قلم بزنند که «آقا ما صنعت هستهای را میخواهیم چهکار کنیم» (۳/دی/۹۵ ۱۶:۵۹)سعدی نوشته است: آیا اصلا غنی سازی 20 درصدی برای ما کاربرد داره یا نه؟ نیروگاه آب سنگین برای کشور ما بهتره یا آب سبک؟ این فریب است؛ این شبیه همان حرفی است که زمان قاجارها وقتی نفت کشف شده بود و انگلیسها آمده بودند میخواستند نفت را ببرند، اینجا دولتمرد قاجاری میگفت: ما این مادّهی بدبوی عَفِن را میخواهیم چهکار کنیم، بگذارید بردارند ببرند! این شبیه آن است. صنعت هستهای برای یک کشور یک ضرورت است؛ هم برای انرژی، هم برای داروهای هستهای که بسیار مهم است، هم برای تبدیل آب دریا به آب شیرین، و هم برای بسیاری از نیازهای دیگر در زمینهی کشاورزی و غیر کشاورزی. صنعت هستهای در دنیا، یک صنعت پیشرفته است، یک صنعت مهم است؛ (۳/دی/۹۵ ۱۶:۵۹)سعدی نوشته است: آیا روسها قراره تکنولوژی ساخت نیروگاه هسته ای رو منتقل کنند (که هیچ وقت این کار رو نمی کنند) یا اینکه از نظر تکنولوژی هم قراره وابسته روسیه بشیم؟ ...این را هم بچّههای ما خودشان به دست آوردند؛ این انفجار ظرفیّتهای درونی و استعدادهای درونی بچّههای ما بود. بیانات در دیدار مداحان اهلبیت علیهمالسلام ۱۳۹۴/۰۱/۲۰
(۳/دی/۹۵ ۱۶:۵۹)سعدی نوشته است: آیا منابع اورانیوم داخل کشور کافی اند ؟بنا بر اعلام رسمي سازمان انرژي اتمي ايران،400 معدن اورانيوم در سرزمين زرخيز ايران شناسايي شده اند که سبب خواهند شد نسلهاي آتي ايرانيان نيز از مواهب انرژي هسته اي بهره مند باشند. در همين رابطه نشريه "The E cho of IRAN" چاپ لندن در شماره 12 ژانويه 1989 خود در مورد ارزش ذخاير اورانيوم ايران مى نويسد:«پس از 5 سال جست وجو در منطقه ساغند يزد، کارشناسان به ذخاير اورانيوم بيش از 3 هزار تن و موليبرنوم 4 هزار تن دست يافته اند... منبع علاوه بر اين آمريكا و اسرائيل احمق نيستند كه اگر ايران به اندازه كافي اورانيوم نداشت اينقدر براي متوقف كردن برنامه هستهاي ايران بالا پايين بپرن! خيلي راخت جلوي ورود اورانيوم رو به كشور ميگرفتن همونطور كه خيلي چيزهاي واجبتر مثل يك سري داروها رو نميگذارند وارد كنند و اين برجام كوفتي هم هيچ غلطي در ضمن براي اين تحريمها نكرد! البته با لگد هم نميشه بيدار كرد! |
|||
|
|
۱۱:۵۰, ۴/دی/۹۵
(آخرین ویرایش ارسال: ۴/دی/۹۵ ۱۲:۰۱ توسط سعدی.)
شماره ارسال: #10
|
|||
|
|||
|
313 گرامی
تکنولوژی غنی سازی رو ایران داره اما تکنولوژی ساخت نیروگاه در دست روسهاست. نشونه اش هم اینه که فاز دوم نیروگاه بوشهر رو قراره روسها بسازند. http://www.farsnews.com/13950423001296 |
|||
|
|
|
|
| 1 میهمان |












