|
مطالب مورد نیاز برای ساخت قسمت اول وهابیت اسلام نیست!
|
|
۲:۱۳, ۱۱/مهر/۹۰
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
سلام دوستان
نیاز به ارائه مطالب و مستنداتی در باب چگونگی شکل گیری وهابیت هستم مطالب و منابع تاریخی رو می خوایم یک اطلاعات عمومی وجود دارد که دوستان با جستجو در کتاب ها و سایر منابع میتونن بدست بیارند یک مطالبی هم در باب مستر همفر گفته شده یک مطالبی هم بسیار عمیقتر و پیچیده تر از مستر همفر هست که رد پای یهود و انگلیس رو در ماجرا نشون میده من دنبال هر سه تا هستم یعنی منابعی هست که نشون میده مستر همفر ساختگی هست و این مستر همفر یک پوشش هست تا ما سراغ لایه های عمیقتر و پیچیده تر بازی های شیطانی یهود و انگلیس وارد نشیم تکرار میکنم که من هر سه تا رو میخوام هم قول معروف چگونگی شکل گیری فرقه وهابیت و پا گرفتنش در عربستان هم ماجرا ی مستر همفر و هم آن مسائل عمیق تر و پیچیده تر را اینجا نوبت به کسانی هست که خیلی مشتاق کار بودند ببینیم در عمل چه میکنید رفقا بسم الله یا علی |
|||
|
|
۱۵:۲۱, ۲۰/مهر/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۰/مهر/۹۰ ۱۵:۲۳ توسط علی 110.)
شماره ارسال: #2
|
|||
|
|||
|
بعد از گذشت 9 روز از درخواست حقیر برای اطلاعات مورد نیاز هیچ پاسخی دریافت نشده
و این در حالی است که : (۱۱/شهریور/۹۰ ۱۸:۴۶)adeldarbandi نوشته است: اولین چیزی که به نظر می رسه می تونیم به راحتی درست کنیم، ویکی پدیا هستش! وهابیت توی این سایت کاملا نفوذ کرده و مطالب دروغی بر علیه شیعه نوشته، ما می تونیم ضمن اصلاح اونا شبهات نسبت به وهابیت بنویسیم. شرح و توضیحی نیاز ندارد!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! |
|||
|
|
۱۵:۴۶, ۲۰/مهر/۹۰
شماره ارسال: #3
|
|||
|
|||
|
من تا جایی که بتونم کمک میکنم. اما الان که فصل دانشگاه شد و من هم که دانشجوی ترم اولم. میدونید دیگه...
ولی خدا رو شکر همون اول یه وبلاگی درست کردم و هروقت هم که وقت کنم آپدیتش میکنم. و مطالب جدید و کلیپ های ضد وهابیت رو چه اون هایی توی تالار گفته و ساخته شد و چه خارج از تالار رو توش میریزم. ولی باز هم میدونم که باید کار عمیق تری صورت بگیره. منظورم همین تاپیکه. هر زمان که وقت آراد برا تحقیق دارم، چشم. |
|||
|
|
۱۸:۲۳, ۲۰/مهر/۹۰
شماره ارسال: #4
|
|||
|
|||
|
باور کنید شوقی که در بچه ها برای اینکار وجود داره خیلی زیاده اما متأسفانه مسائلی از جمله درس که مهمترین عامل هست اجازه نمیده دوستان کار بکنند .
ولی باز هم میشه کار کرد . با برنامه ریزی درست میشه به نتایج خوبی رسید . انشاءالله همه دوستان با برنامه ریزی درست این کار بزرگ رو هم در کنار سایر برنامه هاشون بتونند انجام بدند . من هم تاجایی که بتونم کمک میکنم . |
|||
|
|
۱۲:۲۲, ۲۲/مهر/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۲/مهر/۹۰ ۱۳:۰۲ توسط مجنون الحسین.)
شماره ارسال: #5
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم با نام و یاد خدا و تحت توجهات حضرت ولی عصر "ارواحنا فداه" آغاز میکنیم. کجاست صوفی دجال فعل ملحد شکل * بگو بسوز که مهدی دین پناه رسید چگونگی شکل گیری فرقه وهابیت و پا گرفتنش در عربستان ابن آلوسي که خودرا ازطرفداران پروپا قرص محمد بن عبد الوهاب است درشرح حال وي درتاريخ نجد چنين مي نويسد : محمد بن عبدالوهاب درشهرعينيه ازشهرهاي نجد متولد شد وفقه را طبق مذهب حنبلي درنرد پدرآموخت اوازهمان کودکي چيزهايي ميگفت که مسلمانان تا آن روز نشنيده بودند مسائل اجماعي مردم را انکار ميکرد درعينيه کسي به حرف او گوش نمي داد وآراء اورا نمي پذيرفت ازعينيه راهي مکه شد وازآنجا به مدينه رفت ودرمحضر شيخ عبدالله بن ابراهيم بن يوسف تلمذ نمود و درهمين ايام بود که مصراً منکر استغاثه به قبر پيغمبرmall"> ([/b]mall">صلي الله عليه وآله ) شد وازآنجا به نجد بازگشت نمود ودوباره به قصد شام عازم بصره شد ومدتي دربصره بود وازمجلس درس شيخ محمود مجموعي استفاده کرد اما چيزي نگذشت که به اظهار عقيده پرداخت و منکر بسياري ازضروريات عقيدتي اهل بصره شد مردم اورا ازشهر بيرون کردند اوازبصره متواري شد وپس از مدتي به شهر حريمله ازبلاد نجد آمد درزمان پدرش درنجد بود پدر اورا نصيحت کرد که دست از آراء باطله خود بردارد . اما او نپذيرفت بالاخره بين او وبين اهالي حريمله کار به نزاع وجدال طولاني منجر شد درهمين ايام 1153 هجري بود که پدرش ازدنيا رفت واو به اصرار بيشتري شروع به اظهار عقيده نمود تعداد کمي از مردم آراء او را پذيرفتند امااهل شهر تصميم به قتل او گرفتند محمد دوباره ازحريمله به عينيه منتقل شد رئيس عينيه دراين زمان عثمان بن احمد بن معمربود که محمد او را به تصرف سرزمين نجد تطميع نمود عثمان ازوي پشتيباني کرد وعده اي نيز دعوت اورا پذيرفتند ومقارن همين ايام بود که قبه وبارگاه زيد به خطاب راخراب کردند کار اين عبدالوهاب روز به روز بهتر وبرقدرت او افزوده مي گشت . اين خبر به سليمان بن محمدبن عزيز حميدي که درآن زمان اميراحساء وقطيف وتوابع آن بود، رسيد سليمان نامه اي به عثمان نوشت واورا به قتل محمدبن عبدالوهاب امر نمود عثمان که نه ميتوانست امر امير قطيف را زير پا بگذارد ونه ميخواست محمد را از بين ببرد اورا ازعينيه بيرون کرد . محمد هر چه به او وعده داد که درصورت حمايت ازاو پادشاه نجد خواهدشد ، سليمان توجهي به گفته او نکرد محمد بن عبدالوهاب ازآنجا به شهر درعيه ( شهر مسيلمه کذاب) رهسپارشد. دراين زمان (1160) امير درعيه محمد بن سعود که ازاعراب عنيزه بود به طمع تصرف سرزمين نجد مذهب وآراء اورا پذيرفت وبا اوبيعت کرد. آنچه ازمطالعه شرح حال رهبروها بيان مسلم وغيرقابل انکار است مخالفت صريح او با عامه مردم و بخصوص تضاد فکري او با علماء معاصر بوده است واين قدر متيقّني است که ازمجموع سخنان مخالفت ومؤالف به دست مي آمد پذيرفته شدن عقائد او توسط نجديان بيشتر به اين علت بوده است که آن سرزمين ازوجود علماء اسلام شناس بي بهره بود ومردمي عامي ودورازفرهنگ اسلامي درآن منطقه زندگي مي کرده اند محمد بن عبدالوهاب هم با همدستي ابن سعود توانست برنامه خود را عملي نمايد . بعد از ورود محمد بن عبدالوهاب به درعیه و بسته شدن پیمان همکاری میان او با امیر درعیه محمد بن سعود(جد آل سعود)،محمد بن عبدالوهاب به پشتیبانی قوای نظامی محمد بن سعود توانست دعوت خود را در سراسر نجد بگستراند و محمد بن سعود هم از رهگذر ترویج عقاید محمد بن عبدالوهاب و به اسم جهاد علیه کفار توانست تمام سرزمین نجد را تصرف کند.سرانجام محمد بن عبدالوهاب در سال 1206هجری قمری در درعیه درگذشت و پس از درگذشت محمد بن عبدالوهاب پسر بزرگ او، عبدالله جای پدر را گرفت و به عنوان رهبر وهابیان در حکومت آل سعود قرار گرفت، بعد از عبدالله فرزندان او در جای پدر قرار گرفتند و هم اکنون تعداد زیادی از نوادگان محمد بن عبدالوهاب در شهر درعیه زندگی می کنند و به بیت«آل الشیخ» معروف اند. (((نجد سرزمین وسیعی است واقع در عربستان. سرزمین مسیلمه ی کذاب.و موطن اصلی وهابیان است.. پیامبر اعظم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) در حدیثی خطاب به سوی نجد چنین می فرمایند: «اَلفِتنَةُ ها هُنا مِن حَیثُ یَطلَعُ قَرنُ الشَّیطانِ اَو قالَ قَرنُ الشَّمسِ؛ فتنه در این جا، از همان سویی که شاخ شیطان برمی آید(خورشید طلوع می کند) رخ خواهد داد.» با توجه به تأکید پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) در این روایت، به ایجاد فتنه در نجد، باید دقت بیشتری را به رویدادهایی که از این شهر متوجه اسلام می شود کرد. چون اگر این فتنه تنها مربوط به زمان مسیلمه کذاب بود، پیامبر اکرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) بیان می فرمودند.))) مستر همفر کیست؟ مسترهمفر يکي از جاسوسهاي عاليرتبه و طراز اول سفارت انگليس بوده که به نمايندگي ازطرف وزير مستعمرات مسؤوليت « کمپاني هند شرقي» را به عهده گرفته است (1710ميلادي ) وي پس از يادگيري زبانهاي معمول درکشورهاي اسلامي(عربي ، فارسي و ترکي ) مدت مديدي ازعمر خود را درعثماني (ترکيه ) مصر، عراق ، حجاز، ايران گذارنده ودراحوالات مختلف مسلمانان و آداب ورسوم وطرز فکر ، نقاط ضعف و قوت ومسائل اجتماعي واخلاقي و فرهنگي کشورهاي اسلامي ، اطلاعاتي کامل کسب نموده است . درمجامع وبازارها ومساجد وتکيه ها وزيارتگاهها ومدارس حتي در کارگاههاي مختلف مأموريت خودرا بصورتي موفق انجام داده است وزارت مستعمرات پول وامکاناتي فراواني دراختيار اوقرار مي دهد وي ابتدا درآستانه ( عثماني ) باعالمي مسن به نام احمد افندم برخورد مي کند که بنا به توصيف خودهمفر ازايمان عالي واعتقاد قوي برخوردار بوده است . همفر اظهار مي کند که من براي کسب علم و آموختن قرآن وحديث به اينجا آمده ام وشيخ هم با تمام وجود اورا مي پذيرد و درتعليم وتربيت همفر سعي مي نمايد وي درمدت تحصيل درخدمت شيخ شبها را درمسجد مي گذارند وبا خادم مسجد که به قول خودش مردي عصباني ومروان افندي نام داشته مأنوس بوده است . برخي از روز ها به کارگاه نجاري مي رفته و درمقابل مزدي ناچيز درآنجا کارمي کرده ودرحقيقت وظيفه مأموريت استعماري راانجام مي داده است چنانکه خود نقل مي کند هر روز ناهار را در دکان نجاري مي خورده وبراي نماز به مسجد مي رفته است . فعاليت نجاري اورا ازتحصيل باز نمي داشته پس از مدتي شيخ متوجه مي شود که اين آقا ازدواج نکرده است وبه او پيشنهاد ازدواج با يکي از دختران خودرا مي نمايد همفر ميگويد : که عنين هستم وزير با رازدواج نمي رود . پس از دوسال ازشيخ اجازه مراجعت مي خواهد ولي شيخ اجازه نمي دهد خلاصه براي تجديد ماموريت و تقديم گزارشات عازم انگليس مي گردد . شيخ ساده لوح دروداع سخت گريه مي کند و به اوميگويد : اگر تو برگشتي ومن مرده بودم ، انشاء الله در حضوررسول الله (صلي الله عليه وآله ) يکديگر را ملاقات خواهيم نمود خلاصه به وطن برمي گردد وپس از اخد دستورات جديد دوباره بار سفر مي بندد . اين دفعه وارد بصره مي شود ودريکي از مساجد بصره باعالمي ازعلماء عرب به نام شيخ عمر الطاني آشنا وبا اوگرم مي گيرد اما شيخ بصري ازحزم و مآل انديشي لازم برخوردار وخلاصه فريب اورا نمي خورد وعذر او را ميخواهد وي ناچار به کاروانسرائي که محل غربا ومسافر ين بوده است وارد مي شود وپس از مدتي اقامت درکاروانسرا دوباره راهي دکان نجاري ديگري مي شود . مدير اين نجاري عبدالرضا واهل تشيع بوده است اين نجار هرروز عصر شيعيان را دردکان جمع مي کرده و با يگديگر وارد بحث مي شدند . درهمين دکان است که مستر همفر گمشده خود را پيدا مي کند يعني درهمين جا با محمد بن عبدالوهاب آشنا وبااو وارد مذاکره مي شود |
|||
|
|
۱۲:۴۶, ۲۲/مهر/۹۰
شماره ارسال: #6
|
|||
|
|||
|
با عرض تشکر فراوان
زحمت کشیدید اما کافی نیست دوستان مطلب بیش از این نیاز داریم در مورد همین دو مورد عکس هم نیاز هست! و از همه ی اینها مهمتر: (۱۱/مهر/۹۰ ۲:۱۳)علی 110 نوشته است: یک مطالبی هم بسیار عمیقتر و پیچیده تر از مستر همفر هست که رد پای یهود و انگلیس رو در ماجرا نشون میده |
|||
|
|
۱۶:۴۵, ۲۳/مهر/۹۰
شماره ارسال: #7
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام، باعرض معذرت بابت تاخیر. خداروشکر آرشیو کتابخانه ها که چیزی برای گفتن نداشتند.... درمورد تاریخچه شکل گیری وهابیت دو قول یابه عبارتی روایت وجود داشت که همه دراصل یکی بودند.اما یکی ازانها باردپای مستر همفربیان شده بود، بنده متن کامل دوتاریخجه رودرقالب یک فایل پی دی اف وورد قرارمیدم. درصورتی که تکراری بود ویالازم به تحقیق دوباره بود لطفابفرمایید. فقط یک نکته : کتاب( پيدايش وهابيت و عقايد وهابيان، عزت الله دهقان) همان منبعی است که ازاین فرد(مسترهمفر)بعنوان فرد موثر درشکل گیری فرقه وهابیت نامبرده،درصورتی که دوستان صلاح میدونند ولازم میدونند روی این کتاب ،محتواومنابع بکاررفته تحقیق کنم. تصویر منسوب به محمدبن عبدالوهاب: ![]() فایل پی دی اف ضمیمه فایل وردضمیمه یاحق. |
|||
|
|
۱۶:۵۸, ۲۳/مهر/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۳/مهر/۹۰ ۱۷:۲۶ توسط محمود.)
شماره ارسال: #8
|
|||
|
|||
|
از سلفیه تا وهابیت
نویسنده: سمانه خان احمدلو ناشر: باشگاه اندیشه دانلود برای موبایل دانلود برای ویندوز اکس پی مثل اینکه یکی از بچه ها لینک دانلود این کتاب رو قبلا گذاشته بود http://forum.bidari-andishe.ir/thread-63...l#pid41535 نقل قول:با ظهور بن لادنیسم و بنیادگرایی سنی در شرایط کنونی توجه به دو جنبش سلفی گری و در امتداد آن وهابیت افزون گشته است. لابیرنت سعودی نویسنده: عمر حمزاوی ناشر: باشگاه اندیشه دانلود برای ویندوز اکس پی نقل قول:تحلیل وضعیت سیاسی حال حاضر جامعه عربستان با نگاه به دسته بندی های موجود در حکومت سعودی و تعامل آن با وهابیت رسمی حاکم بر کشور می باشد. در حد من برای شناخت بیشتر وهابیت ان شاالله دفعه بعد جبران می کنم |
|||
|
|
۲:۴۰, ۲۴/مهر/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۴/مهر/۹۰ ۳:۰۶ توسط مجنون الحسین.)
شماره ارسال: #9
|
|||
|
|||
|
کتاب یادداشتهای همفر در این کتاب وقایعی که در مدت جاسوسی خود اتفاق افتاده را بیان می کند. در این کتاب به چهره واقعی بریتانیا (انگلیس) و به وجود آمدن وهابیت و بسیاری از عوامل مهم در انحطاط کشورهای اسلامی پی خواهیم برد. آلمانیها در خلال جنگ جهانی دوم به صورت یک مجموعه دنبالهدار، یادداشتهای «مستر همفر» را در مجله «اشپیگل» منتشر کردند. این مجموعه به نام «اعترافات همفر» به چاپ رسید و از چهره «امپریالیسم» انگلیس پرده برداشت. این اعترافات از ارتباط «مستر همفر» با «محمدبن عبدالوهاب» گرفته شد و چهره واقعی فرقه وهابیت و همسویی این فرقه با دشمنان اسلام را افشا کرد. بر اساس مطالب کتاب، همفر در بخشی از خاطرات خود مینویسد: «وزارت مستعمرات به من گفت: تو در سفر آینده وظیفه مهمی داری؛ نقاط ضعف مسلمانان را که ما میتوانیم از آن طریق به آنها آسیب برسانیم، تحقیق کن که این اصل پیروزی بر دشمن است. اگر این نقطه ضعف را یافتی، به آن یورش ببر که در این صورت تو از موفقترین مزدورانی و لایق اخذ نشان افتخار. نتیجه جلسات و گفتوگوهای پی در پی این شد که نقاط ضعف مسلمانان تحقیق و تقویت و نقاط قوت آنها تضعیف شود ؛ زیرا این بهترین راه شکست امت اسلامی است. نگاهی به نظر منتقدان این کتاب که اصولا استعمار گر و وهابی هستند : * در غرب این اثر یک خاطرات ساختگی و جعلی تلقی میشود و از آن بعنوان نسخه «انگلو فوبیک» پروتکل بزرگان صهیون یاد میشود. در غرب این اثر بعنوان ساخته دست یک مسلمان سنی برای نشان دادن اینکه وهابیت ساخته دست انگلیس است، شناخته می شود. برنارد هیکل از دانشگاه هاروارد این اثر را ساخته دست یک نظریه پرداز نظریه توطئه می داند. افرادی مانند صبری پاشا که وهابی گری را ساخته دست انگلیس برای تضعیف دولت عثمانی می دانند. این مجموعه از سوی مسلمانان وهابی تقبیح شده و آنرا «داستانی خیالی که برای بیاعتبار کردن محمد بن عبدالوهاب و پیروانش از سوی دولت بریتانیا سرهم شده» نام دادهاند. "دانشنامه آزاد ویکی پدیا" مباحثات همفر و محمد بن عبدالوهاب بر گرفته از کتاب فوق بامحمد قرارگذاشتيم که درتفسيرقرآن طبق افکار خودمان بحث کنيم وکاري به افکار مذاهب وبزرگان اسلام نداشته باشيم وبدين منوال باهمديگر قرآن را مي خوانديم ودرقمستهايي ازآن بحث مي کرديم . ومنظور من از اين سبک اين بود که محمد رابدام اندازم ومحمد هم مرتب براي آنکه روش فکري وآزاد فکري خودش را ثابت کند بيشتر نظرياتي راکه من مي دادم مي پذيرفت يک روز به او گفتم : جهاد واجب نيست گفت : « جاهد الکفار»گفتم : خداوند فرموده است :« جاهد الکفار والمنافقين»اگر جهاد واجب بود پس چرا پيامبر با منافقين جهاد نمي کرد ؟ گفت : پيامبر با منافقين بوسيله زبان جهاد مي کرد اما با مي بيني که رسول خدا (صلي الله عليه وآله) با کفار جنگيده است . گفتم : جنگ رسول خدا(صلي الله عليه وآله) به عنوان دفاع ازخود بوده است زيرا کفار مي خواستند پيامبر را بکشند حضرت هم آنان را ازخود راند . محمد سرش را به نشانه رضايت تکان داد. يک بارهم به او گفتم : صيغه کردن زنان ( متعه ) جايزاست . گفت: نخير جايز نيست . گفتم : خداوند مي فرمايد: « فَمَا استَمتَعتُم بِهِ مِنهُنَّ فَا تُوُهنَّ اُجُورَهنَّ» گفت : عمر متعه را حرام کرده و مي گويد: « مُتعَتانِ کانَتَا عَليَ عَهِدَ رَسُولِ الله وَاَنَا اُحَرَّمهما وَاُعاقبُ عَلَيِهُما» گفتم : تو مي گوئي : من ازعمر عالمتر هستم پس چرا مي خواهي دراين مسأله ازرأي عمر پيروي کني ؟ علاوه براين عمر وقتي مي گويد : من آنها راحرام مي کنم بااينکه رسول خدا (صلي الله عليه وآله ) آن راحلال کرده است توبه چه دليل نظر قرآن ورأي رسول خدا (صلي الله عليه وآله ) رارها کرده وبه قول عمر مي چسبي؟ ساکت شد . هنگامي که ديدم سکوت دليل برآن است که قانع شده است واز طرفي هم غريزه جنسي دراوتأثير گذاشته وهنوز هم زن نگرفته بود . گفتم : آيا من وتو چه عيب دارد آزاد باشيم واز زنان به عنوان متعه استفاده کنيم ؟ سرش را به علامت رضايت تکان داد فوراً وقت را غنيمت شمرده با او وقتي راقرارگذاشتيم که برايش زني را بياورم تاآن را صيغه کند وهدفم ازاينکار اين بود که ترس اورا از مردم بشکنم ولي با من شرط کرد که اين جريان بين من او سري باشد ونام اورا به آن زن نگويم . فوراً سراغ يکي از زنان مسيحي که ازطرف وزارت مستعمرات دوره ديده بودند ، رفتم وجريان راکاملاً برايش تعريف کردم وبراي او نام (صيغه) را تعيين کردم ودر روز مقررشيخ محمد را به خانه آن زن بردم . دران خانه کسي جزآن زن وجود نداشت ومن وشيخ صيغه را به مدت يک هفته خوانديم وشيخ نيز مقداري طلاي نقد به عنوان مهريه به زن داد . بدين ترتيب من ازخارج وصفيه ازداخل مرتب شيخ را به سوي هدف خود توجيه مي کرديم ، پس ازآنکه صفيه کاملا عقلو هوش ازسرمحمد ربود ومحمد مزه مخالفت با دستورات شريعت را زير پرده اجتهاد چشيد ومزه استقلال دررأي وحريت را متوجه شد . روز سوم ازايام متعه بحث مفصلي بامحمد پيرامون عدم تحريم شراب دراسلام شروع کردم . وعاقبت به اوگفتم آيا صحيح است که معاويه ويزيد وخلفاي بني اميه وبني عباس شراب مي خوردند ؟ آيا مي توان گفت همه اين افراد درگمراهي هستند و تنها تو راه راست مي روي ؟ بدون شک آنها بيشتر ازما کتاب خدا وسنت رسول را مي دانند وازعمل آنها معلوم مي شود که آنان تحريم شراب راازقرآن وسنت نمي فهميده اند بلکه استفاده کراهت مي کرده اند . ونيز درکتب مقدسه يهود ونصاري هم اباحه شراب ديده مي شود آيا معقول است که شراب دريک دين حلال ودردين ديگر حرام باشد ؟ با اينکه تمامي اديان پيش خدا يکي است . محمد کاملا به سخنان من گوش مي داد سپس گفت : آري مست شدن با شراب حرام است ودرصورتي که موجب مستي نشود مانعي ندارد . سپس شيخ اضافه نمود : « اِنَّما يُرِيِدُ الشَّيطانُ اَن يُوقِعَ بَينَکمُ العَداوَةَ وَالبَغضَاءَ فِي الخَمرِ وَالمَيسِرِوَيَصُدَّوکُم عَنَ ذَکَرَ اللهِ وَعَن الصَّلوةِ» (اين شيطان است که مي خواهد به وسيله شراب وقمار بين شما دشمني بيندازد وشما را ازذکر خدا ونمازبازدارد ) اگر شراب موجب مستي انسان نشود اين خطرها ومفاسدي که درآيه آمده است نخواهد داشت بنابراين اگر شراب انسان رامست نکند مورد نهي نمي باشد . جريان را به صفيه گفتم . صفيه بعداً به من خبرداد که شيخ مفصل شراب خورده و عربده کشيده و... بدين ترتيب من وصفيه تسلطي کامل برشيخ يافتيم . يک روز هم با شيخ درباره روزه بحث کرديم وبه اوگفتم : قرآن مي گويد :« اَن تَصُومُوا خَيِرُلَکُم » يعني اگر روزه بگيريد براي شما بهتراست . نگفته است براي شما واجب است ولي بااين فکر مقاومت کرد . گفت : مي خواهي مرا از ازدينم بيرون کني ؟ گفتم : دين عبارت است ازصفاي قلب وسلامت روح و ستم نکردن به ديگران آيا پيامبر اسلام نگفته است : الدين الحب ؟ يعني دين عبارت است ازمحبت ، وآيا قرآن مجيد نمي گويد : « وَاعبُدرَبَّکَ حَتَّي يَأتِيَکَ اليَقينُ » بنابراين هنگامي که انسان يقين به خدا وروزقيامت حاصل کرد ورفتارش لطيف بود ازبهترين انسانها است .اين بارسرش را به علامت نفي حرکت داد . يک بار ديگر به او گفتم : نماز واجب نيست گفت : چطور ؟ گفتم : براي اينکه قرآن مي گويد : « اَقمِِِ الصَّلوةَ لِذِکري» يعني نماز رابپاي دارتا به ياد من باشي ، بنابراين مقصود ازنماز ياد خداي بزرگ است وبرتو است که به جاي نماز هميشه به ياد خدا باشي . محمد بن عبدالوهاب گفت : آري ازبعضي علماء شنيده ام که در اوقات نماز به ياد خدا مي پرداختند ازاين سخنش شاد شدم واين نظريه را در او مي ديدم تا جائي که ديگر يقين کردم که برعقلش غلبه يافته ام . وبعد از اين بحثها مي ديدم که ديگر مثل سابق چندان به خصوص اکثراً نمازهاي صحبش را نمي خواند . بدين ترتيب رداي ايمان را کم کم ودم دم ازدوش شيخ فرو کشيدم ويکبار هم خواستم درباره پيامبر با اوحرف بزنم ولي سخت دربرابر من ايستادگي کرد وبه من گفت اگر پس از اين دراين باره بامن حرف بزني باتو قطع رابطه خواهم نمود .ولذا ترسيدم که تابحال آنچه را ساخته ام ويران شود ولذا دراين مورد ديگر به او حرفي نزدم ولي شروع کردم درآماده ساختن او که غيرازشيعه وسني براي خود روشي پيش بگيرد ازاين پيشنهاد سخت خوشش مي آمد و چون داراي غرور بسياري بود وچيزي جز اين برنامه غرورش را سير نمي کرد . (خلاصه) ازبرکت صفيه وبا صيغه هاي ديگر توانستم زمام شيخ راکاملاً دردست بگيرم . |
|||
|
|
۶:۰۱, ۲۴/مهر/۹۰
شماره ارسال: #10
|
|||
|
|||
|
بسم الله
جناب علی آقا فکر نمیکنید بهتر بود که برای هر کس یک منبعی رو مشخص میکردید تا بخونه وبعد مقاله ای به شما بده.تاهم دچار موازی کاری نشیم و هم کار زودتر پیش بره...؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ این طوری که نمیشه کار گروهی کرد برادر . |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| وهابیصفتی اسلام نیست | ـــ | 1 | 1,646 |
۱۸/فروردین/۹۵ ۱۸:۲۸ آخرین ارسال: قلب |
|
| درباره وهابیت چی میدونی؟ اهل سنت جدای از وهابیت میباشد | mahdy30na | 29 | 14,355 |
۱۴/آبان/۹۴ ۲۳:۰۴ آخرین ارسال: mahdy30na |
|
| گام دوم، فاز تولید اطلاعات مورد نیاز در راستای اهداف مشخص شده از منابع تعیین شده! | علی 110 | 10 | 9,159 |
۶/خرداد/۹۱ ۱۶:۰۲ آخرین ارسال: seiied |
|
| فراخوانی حیاتی برای تشکیل گروه تحقیقاتی علیه وهابیت! | علی 110 | 178 | 84,999 |
۲۰/اردیبهشت/۹۱ ۹:۱۷ آخرین ارسال: فریادگر سکوت |
|
| تبلیغات شبکه "وهابیت" برای شبکه "بهائیت" | انتصـار | 0 | 1,503 |
۶/اردیبهشت/۹۱ ۱۴:۱۵ آخرین ارسال: انتصـار |
|
| نظر سنجی انتخاب اسم برای تالار ضد وهابیت(مهم) | خیبر110 | 29 | 12,711 |
۲۵/آبان/۹۰ ۰:۱۶ آخرین ارسال: عبداللهی |
|
| اینجا محل قرار دادن لیست تمام کتابها و نرم افزارهایی هست که در مورد وهابیت هستند | علی 110 | 22 | 16,428 |
۲/شهریور/۹۰ ۱۲:۴۶ آخرین ارسال: MAHDI59 |
|













![[تصویر: bvjv7aoenschqgdso5.jpg]](http://www.pic.iran-forum.ir/images/bvjv7aoenschqgdso5.jpg)
