کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 7 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
قدم اول: وجود خدا اینگونه ثابت میشود!!!
۱۲:۱۶, ۲۵/دی/۹۰ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۷/آذر/۹۱ ۱:۲۶ توسط سید ابراهیم.)
شماره ارسال: #1
آواتار
سلام به همه منتظران حضرت یار
در تاپیک قبلی خوب مباحث وجود خدا بیشتر جنبه شهودی و علمی و از روی براهین نظم در عالم بود که این حقیر به شدت مخالف آن براهین هستم و ادعای من این است که نمیشود با آن موارد به اثبات آن خدایی که ما با مذهبمان قبول کرده ایم برسیم...

در عوض براهین دیگری است که با تکیه بر عقل محض جلو آمده است و بسیار محکم و عالی است و به واسطه آنها نه تنها وجود خدا اثبات میگردد بلکه به تکیه بر آنها میتوان صفات و افعال خداوند تبارک و تعالی را نیز اثبات کرد.
به همه دوستان همین جا میگم که مطالبم را به عمد copy و paste نمیکنم البته همه اش از روی مطالب بزرگان این فن است ولی به عمد خودم تایپ میکنم و چون دارم با تمام وجودم روش کار میکنم لذا ازتون میخوام واقعا با من جلو بیایید تا به یک جای مناسب و خوب برسیم... این بحث باید به صورت مکالمه ای و گفتمانی باشد ...
اگر امر خاصی دارید بفرمایید من به گوشم...
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: وحید110 ، Admirer ، MohammadSadra ، N.Mahdavian ، میلاد.م ، گل مرداب ، ترنم ، emadm ، تازه مسلمان ، pop110 ، SARV ، یاشار ، civilanon ، shafagh_mah ، حسن عزتي ، m.hossein ، sam fisher ، hesam110 ، Lord_Contemno ، help me ، mahdavi61313 ، باهتول ، پرستوی مهاجر ، andishe ، مبينا ، saloomeh ، حسن.س. ، MohammadMeraj ، مجید املشی ، Reza71 ، یا ثارالله ، شیدا ، ضحی ، DRiVeR ، حنین ، آشفته ، gomnam ، فرمیسک ، آفتاب ، ilidin ، اولولالباب ، FN_AntiZionism ، sagheb ، لبخند خدا ، Patriot ، mahdy30na ، amirhq21 ، mofa ، مرهم ، Mohammad Trust ، Ali#59 ، عالم مقدس لاهوت ، مجتبی110 ، سـلمان ، هادی... ، meisamtiger ، یاســین ، حضرت عشق ، شهرام ، mkashipazha ، عقیق ، vahrakan

آغاز صفحه 7 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد)
۱۳:۵۲, ۱/بهمن/۹۰
شماره ارسال: #61
آواتار
خب پس ممکن الوجودم یه معلول که احتیاج به علت داره حالا این علت میتونه یه ممکن الوجود دیگه باشه. درسته؟
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: یاشار ، pop110 ، مبينا ، MohammadMeraj ، مهدی عباس زاده ، عالم مقدس لاهوت
۱۳:۵۸, ۱/بهمن/۹۰
شماره ارسال: #62
آواتار
درسته ولی بذار ببینیم دوستان دیگه نظری ندارند. قبول دارن تا این جاشو. اینکه یه ممکن الوجود که ذاتش کاملا مساویه نسبت به عدم و وجود به ناگاه یک کفه ترازو سنگین میشه و به حالت وجود می رسه این به خاطر علتی است که بر ذات آن ممکن اثر میگذارد .... اینو همه قبول دارن یا کسی هست که بگه نه ممکن شاید از روی صدفه و اتفاق به مرحله وجود برسه؟

امضای سید ابراهیم
[تصویر: 70398176744835468767.png]
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: یاشار ، pop110 ، مبينا ، MohammadMeraj ، یا ثارالله ، مهدی عباس زاده ، عالم مقدس لاهوت
۱۴:۰۳, ۱/بهمن/۹۰
شماره ارسال: #63
آواتار
آقا سید اگر کسی ادعای اتفاقی بودن بکنه چطور نظرش رو رد می کنید؟
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: saloomeh ، میلاد.م ، یاشار ، pop110 ، MohammadMeraj ، مجید املشی ، یا ثارالله ، مهدی عباس زاده ، اولولالباب
۱۴:۲۲, ۱/بهمن/۹۰ (آخرین ویرایش ارسال: ۱/بهمن/۹۰ ۱۴:۲۸ توسط سید ابراهیم.)
شماره ارسال: #64
آواتار
ابتدا معنای صدفه و اتفاق
صدفه و اتفاق را به دو قسم تقسیم کرده اند که به ترتیب عبارتند از: 1- صدفه و اتفاق مطلق 2- صدفه و اتفاق نسبی
«صدفه و اتفاق مطلق» عبارت است از آنکه در جهان چیزی موجود شود یا حادثه ای پدید آید که دارای هیچ گونه سبب و علتی نباشد. مثلا اگر فرض نمایی که آب از نظر حرارت به حد غلیان و جوشیدن برسد، در حالی که از هیچ گونه علت گرم کننده ای برخوردار نباشد، آن را اتفاق مطلق می نامند.
«صدفه و اتفاق نسبی» عبارت است از آنکه حادثه ای در نتیجه علنی از علل پدید آید و در همان حالت اتفاق می افتد که حادثه دیگری نیز که معلول علت دیگری است، مقارن حادثه نخست به وقوع پیوندد، مانند اینکه آب یک ظرف در صد درجه حرارت به جوش آید و درست در همان حالت آب ظرف دیگر در حد صفر درجه حرارت منجمد گردد که در نتیجه، دو حادثه، مربوط به دو علت جداگانه، اتفاق افتاده است که در یک زمان و درست در یک لحظه به وقوع پیوسته اند. این نوع صدفه و اتفاق را اتفاق نسبی می گویند. زیرا هیچ گونه تلازمی میان انجماد آب و غلیان آن وجود ندارد.
صدفه و اتفاق مطلق از نقطه نظر فلسفی که به قانون خلل ناپذیر علیت متکی است، محال عقلی است؛ زیرا صدفه و اتفاق مطلق با قانون علیت در جهان معارض است؛ بنابراین هر انسان اندیشمندی که به مبدا سببیت می اندیشد و به قانون علیت پایبند است، از پذیرفتن صدفه و اتفاق مطلق معذور است؛ ولی صدفه و اتفاق نسبی از نقطه نظر فلسفی محال به نظر نمی رسد. زیرا با قانون علیت منافات ندارد، بلکه صرفا عبارت است از یک نوع تقارن میان دو حادثه که هر کدام از آنها به مبدا پیدایش خویش وابسته است. بنابراین، این گونه صدفه و اتفاق گاهی در جهان واقع می شود، ولی هرگز استمرار ندارد. زیرا اگر استمرار دوام پیدا کند، از حالت صدفه و اتفاق خارج گشته به قانون علیت می پیوندد و در آن صورت اتفاق و صدفه نخواهد بود. پس صدفه و اتفاق نسبی هرگز دائمی و اکثری نیست. یعنی هیچ گاه به طور استمرار تکرار نمی شود. پس نتیجه می گیریم که اگر رابطه میان دو پدیده، دائمی باشد یا به طور غالب تکرار شود، هرگز از باب صدقه و اتفاق نخواهد بود. بلکه آن رابطه، رابطه سبب و مسبب و علیت و معلولیت است؛ زیرا اقتران آن دو پدیده اگر بر سبیل صدفه و اتفاق باشد، هرگز دائمی و به طور غالب تکرار نمیشود و چون این رابطه و اقتران، دائم و به طور مکرر است، پس میان آن دو پدیده علاقه و رابطه علیت و معلولیت موجود است. مثلا گاهی اتفاق می افتد که حروف «الف» با حرف «ب» قرین می گردد. این اقتران صرفا یک تصادف است و این تصادف و اقتران «الف» با حرف «ب» بار دوم و سوم نیز ممکن است، اتفاق افتد؛ ولی هرگز ممکن نیست که این اقتران «الف» با حرف «ب» که به طور صدفه است در همه اوقات و برای همیشه باشد. زیرا اتفاق و صدفه نسبی هیچ گاه به طور دائم و غالب تکرار نمی شود.
امور اتفاقیه نسبت به کسانی که از اسباب واقعی آگاه نیستند، اتفاقی است. ولی نسبت به کسانی که از اسباب واقعی و نفس الامری امور آگاه هستند، هرگز هیچ امری اتفاقی نیست. «یقول الاتفاق جاهل السبب». چنانچه در مثال معروف حفر چاه گفته شده است: کسی که چاه را حفر می کند و غرض وی نیز حفر چاه است، به گنجی از طلا برخورد می کند، این وصول به گنج نسبت به وی اتفاق است. ولی کسی که از وجود آن گنج اطلاع داشته است، وصول به آن گنج برای وی اتفاق نیست. حکیم هیدجی در این باب نیکو سروده است. آنجا که گوید: بود ناگهانی به ناآکهان به آگاه چیزی نبوده نهان
نمیدونم تونستم سببی شم برای اقناع یا نه.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: گل مرداب ، MohammadSadra ، میلاد.م ، یاشار ، saloomeh ، pop110 ، مبينا ، MohammadMeraj ، مجید املشی ، یا ثارالله ، rahi ، مهدی عباس زاده ، عالم مقدس لاهوت
۱۴:۳۴, ۱/بهمن/۹۰
شماره ارسال: #65
آواتار
مردی برای اصلاح سر و صورتش به آرایشگاه رفت. در بین کار گفتگوی جالبی بین آنها در گرفت. آنها در رابطه به موضوعات و مطالب مختلف صحبت کردند
و وقتی به موضوع خدا رسید، آرایشگر گفت : “من باور نمیکنم خدا هم وجود داشته باشد”.
مشتری پرسید: “چرا باور نمیکنی؟”
آرایشگر جواب داد: “کافیست به خیابان بروی تا ببینی چرا خدا وجود ندارد، به من بگو اگر خدا وجود داشت این همه مریض می شدند؟ بچه های بی سرپرست پیدا میشد؟ اگر خدا وجود میداشت نباید درد و رنجی وجود داشت. نمیتوانم خدای مهربانی را تصور کنم که اجازه میداد این همه درد و رنج و جود داشته باشد.”
مشتری لحظه ای فکر کرد اما جوابی نداد. چون نمیخواست جر و بحث کند. آرایشگر کارش را تمام کرد و مشتری از مغازه بیرون رفت. به محض اینکه از مغازه بیرون آمد مردی را دید با موهای بلند و کثیف و به هم تابیده و ریش اصلاح نکرده ظاهرش کثیف و به هم ریخته بود.
مشتری برگشت و دوباره وارد آرایشگاه شد و به آرایشگر گفت: “میدانی چیست! به نظر من آرایشگر ها هم وجود ندارند!”
آرایشگر گفت: “چرا چنین حرفی میزنی؟ من اینجا هستم. من آرایشگرم، همین الان موهای تو را کوتاه کردم.”
مشتری با اعتراض گفت:” نه. آرایشگرها وجود ندارند، چون اگر وجود داشتند. هیچکس مثل مردی که بیرون است. با موهای بلند و کثیف و ریش اصلاح نکرده پیدا نمیشد.”
آرایشگر: “نه بابا! آرایشگرها وجود دارند، موضوع این است که مردم به ما مراجعه نمیکنند.”
مشتری تائید کرد: “دقیقاً نکته همین است، خدا هم وجود دارد! فقط مردم به او مراجعه نمیکنند و دنبالش نمیگردند، برای همین است که این همه درد و رنج در دنبا وجود دارد!”
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: گل مرداب ، MohammadSadra ، saloomeh ، pop110 ، مبينا ، شیدا ، مهدی عباس زاده ، عالم مقدس لاهوت
۱۴:۳۵, ۱/بهمن/۹۰
شماره ارسال: #66
آواتار
(۱/بهمن/۹۰ ۱۴:۲۲)سید ابراهیم نوشته است:  «صدفه و اتفاق نسبی» عبارت است از آنکه حادثه ای در نتیجه علنی از علل پدید آید و در همان حالت اتفاق می افتد که حادثه دیگری نیز که معلول علت دیگری است، مقارن حادثه نخست به وقوع پیوندد، مانند اینکه آب یک ظرف در صد درجه حرارت به جوش آید و درست در همان حالت آب ظرف دیگر در حد صفر درجه حرارت منجمد گردد که در نتیجه، دو حادثه، مربوط به دو علت جداگانه، اتفاق افتاده است که در یک زمان و درست در یک لحظه به وقوع پیوسته اند. این نوع صدفه و اتفاق را اتفاق نسبی می گویند. زیرا هیچ گونه تلازمی میان انجماد آب و غلیان آن وجود ندارد.
این قسمتو بهتر توضیح میدید!یعنی چی؟ خب یه کتری آبو میذاریم رو حرارت به دمای صددرجه که رسید میجوشه. خب یه ظرف آب هم میذاریم تو یخچال تو صفر درجه یخ میزنه! منظور شما این بود که تو شرایط کاملا یکسان باشن این دوتا ظرف ولی کاملا برعکس هم واکنش نشون بدن؟
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: MohammadSadra ، pop110 ، MohammadMeraj ، یا ثارالله ، شیدا ، مهدی عباس زاده ، عالم مقدس لاهوت
۱۴:۴۳, ۱/بهمن/۹۰ (آخرین ویرایش ارسال: ۱/بهمن/۹۰ ۱۴:۴۷ توسط سید ابراهیم.)
شماره ارسال: #67
آواتار
ابتدا از یاشار عزیزم نهایت تشکر و سپاس را دارم ولی شرمنده که اینو میگم... ما در این تاپیک اصلا ایم مطالب را بیان نمیکنیم شاید از لحاظ ذوقی که فرمودید کمی حالمان را جا بیاورد ولی خیلی راحت میشود نقد کرد مطالبتان را.
البته حکایات و ضرب المثل ها و... بسیار زیادند ولی تا جایی که شود ما نظرمان بر این است که در این تاپیک صرفا مطالب عقلانی محض جلو رود یا استدلالات عقلانی. خدا میداند که از نوشتن این تذکر به شما خودم چقدر ناراحتم ولی باید بگم تا بحثمان به حاشیه نرود باز هم تشکر میکنم
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: MohammadSadra ، pop110 ، MohammadMeraj ، مجید املشی ، یا ثارالله ، مهدی عباس زاده ، عالم مقدس لاهوت
۱۴:۴۵, ۱/بهمن/۹۰
شماره ارسال: #68
آواتار
پس با توجه به مطالبتون آقا سید هر گونه اتفاقی رو در خلقت رد میکنید و این یعنی رد نظریه داروینسیم. درسته ؟
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: MohammadSadra ، pop110 ، مهدی عباس زاده ، عالم مقدس لاهوت
۱۴:۵۴, ۱/بهمن/۹۰ (آخرین ویرایش ارسال: ۱/بهمن/۹۰ ۱۴:۵۷ توسط MohammadSadra.)
شماره ارسال: #69
آواتار
آقا سید شما وجود هر پدیده رندمی (اتفاقی) رو رد می کنید؟ (لازم به ذکره من خودم نه تنها وجود هر پدیده رندم رو مردود می دونم بلکه تولید رندم رو هم غیر ممکن می دونم.)
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: saloomeh ، pop110 ، یا ثارالله ، مهدی عباس زاده ، عالم مقدس لاهوت
۱۴:۵۶, ۱/بهمن/۹۰ (آخرین ویرایش ارسال: ۱/بهمن/۹۰ ۱۴:۵۸ توسط سید ابراهیم.)
شماره ارسال: #70
آواتار
خدمت خانم سارا هم باید عرض کنم که مثال من زیاد خوب نبود یه مثال دیگه میزنم. که البته زدم ولی شرحش میدم
ببینید مثلا در حدود 500 صال پیش فردی گنجی را در زیر درختی چال میکند.... حال بعد از سالها من مثلا برای اینکه بخواهم دور درخت را بیشتر گود کنم زمین آنجا را میکنم و ناگهان به گنج میرسم.
در این جا اگر بگوییم علت وجود داشتن گنج کندن من بود این یعنی صدفه و اتفاق و یا در بعضی موارد حتی خرافات.
باید دقت کنیم که علت وجود داشتن گنج زیر درخت مربوط به 500 سال پیش است و حال آن علت با علت کندن من به صورت اتفاقی نسبی مقارن شده است و لذا من گنج را پیدا میکنم این اتفاقی نسبی اولا همیشه انجام نمیپذیرد و دوما منافی قبول قانون علیت نیست.
یا علی
فقط از دوستان خواهش و تمنا میکنم دو پست بالایی را دقیق بخونن.
سعی کردم کاملا درست و بی غلط باشه .... به دوستان عزیزم میگم بله به اون معنایی که در عرف هست اتفاق و شانس و رندورم و.... کاملا مردود عقلی است.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: saloomeh ، MohammadSadra ، pop110 ، مبينا ، soshiant ، MohammadMeraj ، مجید املشی ، یا ثارالله ، مهدی عباس زاده ، عالم مقدس لاهوت ، مرهم ، شهرام
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

[-]
موضوعات مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: مشاهده: آخرین ارسال
  وجود خدا را ثابت کن؟! Abasaleh 85 35,418 ۱۹/شهریور/۹۲ ۰:۱۶
آخرین ارسال: علی ع
  ایا اسلام این است؟ایا اینگونه میشناسندش؟ چرا؟!! وحید110 68 28,930 ۲۳/آبان/۹۱ ۱۵:۰۳
آخرین ارسال: mahdy_mir
  ثابت کن خدا خوب است! One to be 31 17,447 ۲۹/آبان/۹۰ ۰:۳۲
آخرین ارسال: محمود

پرش در بین بخشها:


بالا