|
مناظره ی شیعه(علوی) و سنّی (عباسی)
|
|
۲۳:۲۶, ۱۵/اسفند/۹۱
شماره ارسال: #17
|
|||
|
|||
|
در اینجا صورت عباسی سرخ شد و متحیر ماند چه بگوید و بالاخره با لکنت زبان گفت: دلیل بر عدم ایمان عمر چیست؟
علوی: دلایل بیایمانی عمر بسیار است. یکی اینکه خود او تصریح بر عدم ایمان خود کرده است. عباسی: در کجا؟ علوی: آنجا که گفت: «ما شککت فی نبوة محمّد مثل شک یوم الحدیبیة»1؛ هیچگاه مانند روز حدیبیه در نبوت محمّد صلیالله علیه و آله سلم شک نکردم.» این سخن وی دلالت دارد که او دائماً در نبوت پیامبر صلیالله علیه و آله سلم شک و تردید داشته است و شک او در روز حدیبیه، بیشتر و عمیقتر و بزرگتر از مواقع دیگر بوده است. دراین صورت - ای عباسی - تو را به خدایت سوگند! به من بگو آیا کسی که همیشه در نبوت پیامبر صلیالله علیه و آله سلم شک دارد، مومن شمرده میشود؟ عباسی ساکت ماند و از خجالت سرخود را به زیر افکند. در این موقع ملکشاه رو به وزیر کرد و پرسید: آیا سخن علوی صحیح است که عمر چنین گفته است؟ وزیر: راویان این گونه ذکر کردهاند. ملکشاه: عجیب است!... جدّاً عجیب است! من عمر را از سبقت گیرندگان به اسلام میشمردم و ایمان او را ایمانی نمونه میدانستم، اما اکنون روشن شد که در اصل ایمان او شک و شبهه وجود دارد. عباسی که میدید شاه از سخنان علوی تأثیر پذیرفته، اظهار داشت: شتاب نکن ای پادشاه و بعقیده خود استوار باش و سخنان این علوی دروغگو تو را نفریبد! ملکشاه روی خود را از عباسی گرداند و با ناراحتی گفت: وزیر ما نظام الملک میگوید علوی در گفتار خود صادق است و سخن عمر در کتابها آمده است و این ابله میگوید او دروغگوست. آیا این عین عناد و دشمنی نیست؟ سکوتی هولناک بر مجلس سایه انداخت، ملکشاه به خشم آمد و از سخنان عباسی، آرامش و قرار از دست داد، عباسی و دیگر علمای اهل سنت هم سر به زیر افکندند، وزیر هم در سکوت فرو رفت. تنها علوی سرفرازانه، به چهره پادشاه مینگریست تا نتیجه را ببیند! لحظات سختی بر عباسی گذشت. از شدت خجالت، آرزو میکرد زمین دهان باز کند و او را ببلعد یا ملکالموت جانش را بگیرد. چه اینکه بطلان مذهب او و خرافه بودن اعتقادش در برابر پادشاه و وزیر و دیگر علما و سران آشکار گشته بود. امّا... چه کند؟ پادشاه برای پرسش و پاسخ و شناخت حق از باطل از او دعوت به عمل آورده بود. از همین رو، نیروی خود را جمع نمود و سرش را بالا آورد و گفت: ای علوی! چگونه میگویی که عثمان، ایمان قلبی نداشت در حالی که پیامبرصلیالله علیه و آله سلم، دو دختر خود رقیه و امکلثوم علیهما السلام را به ازدواج او در آورده بود؟ علوی: دلایل بی ایمانی او بسیار است و کافی است به این موارد اشاره کنم: مسلمانان - که صحابه نیز در میان آنها بودند - علیه او اجتماع کردند و او را کشتند و شما خود روایت کردهاید که پیامبر صلیالله علیه و آله سلم فرمود: «امت من بر خطا اجتماع نمیکنند.» پس آیا مسلمانان - که صحابه نیز در میان آنها بودند – بر قتل شخص مومن اجتماع میکنند؟ دیگر اینکه عایشه او را به یهود تشبیه و مانند میکرد و به قتلش فرمان میداد و میگفت: «اقتلوا نعثلاً فقد کفر، اقتلوا قتله الله...»1 نعثل - که اسم مردی یهودی بود - را بکشید که به تحقیق کافر گشته است! نعثل را بکشید! خدا او را بکشد! دور باد نعثل از رحمت خدا و هلاک باد!» همچنین عثمان، عبدالله بن مسعود، صحابی بزرگوار پیامبرصلیالله علیه و آله سلم را به حدّی کتک زد که دچار فتخ شد و بستری گردید تا از دنیا رفت. نیز عثمان، ابوذر غفاری صحابی والا مقام پیامبرصلیالله علیه و آله سلم را که آن حضرت دربارهاش فرمود: «ما أظلّت الخضراء و لا أقلت الغبراء علی ذی لهجة أصدق من أبیذر؛ آسمان سایه نیفکنده و زمین در بر نگرفته است کسی را که راستگوتر از ابوذر باشد.» تبعید نمود. او را یک یا دو مرتبه از مدینه به شام فرستاد و سپس به ربذه - که منطقه خشک و بیآب و علفی بین مکه و مدینه بود - تبعید نمود، تا اینکه ابوذر از تشنگی و گرسنگی در آنجا از دنیا رفت و در همان زمان، بیت المال در اختیار عثمان بود و اموال را بین خویشاوندان اموی و مروانی خود تقسیم مینمود. ملک شاه: رو به وزیر کرد و پرسید: آیا علوی در گفتار خود صادق است؟ وزیر: این قضایا را مورخان آوردهاند. ملکشاه: پس چگونه مسلمانان او را بعنوان خلیفه برگزیدند؟ وزیر: عثمان توسط شورا به خلافت انتخاب گردید. علوی از کلام وزیر برآشفت و گفت: در جواب شتاب مکن ای وزیر، چیزی که صحیح نیست مگو! ملکشاه با تعجب پرسید: ای علوی، چه میگویی؟ اسناد: 1- سیوطی در تفسیر سوره فتح، به نقل از کتاب عمر بن الخطاب، عبدالرحمن احمد البکری، ص 71 با تفاوتی اندک در عبارت |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| "غدیر" نقطه آغاز اتحاد شیعه و سنّی ! | ایمانی | 16 | 5,830 |
۳/مهر/۹۶ ۱:۵۵ آخرین ارسال: mahdy30na |
|
| *** اختلاف شیعه و سنّی بر سر معنای «ولی» (ویژه عید غدیر) *** | أین المنتظر | 3 | 1,947 |
۱۵/مهر/۹۳ ۲۱:۰۷ آخرین ارسال: أین المنتظر |
|
| تاريخ کربلا-سلسله مباحث مکتوب حجت الاسلام علوی تهرانی | مبین | 0 | 1,049 |
۱۳/بهمن/۹۲ ۰:۴۲ آخرین ارسال: مبین |
|
| سؤالات طلبه سنّی از استاد خود | محب الزهرا | 17 | 7,198 |
۲۵/مهر/۹۲ ۱۸:۱۳ آخرین ارسال: محب الزهرا |
|
| مناظره با برادران شیعه (عدالت صحابه و رضایت خداوند از ایشان) | kami_molodi | 26 | 13,472 |
۲/مهر/۹۱ ۲۰:۳۰ آخرین ارسال: علی 110 |
|






