کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 3 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
عصمت انبیا و اهل بیت
۱۴:۲۰, ۲/آذر/۹۲
شماره ارسال: #2
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم

پیش نیاز دانستن بحث عصمت

مقصود از عصمت پيامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) وامامان اين است
«مصونيت پيامبر و امامان در مقابل گناه و خطا، چه در ساحت اعتقادات و چه در ساحت عمل؛ همچنين مصونيت پيامبران از خطا در ناحيه تلقى و ابلاغ وحى»
بنا بر اين گستره عصمت انبياء عبارت است از:
«ارتكاب گناه صغيره يا كبيره، چه قبل از بعثت و چه بعد از آن بر پيامبران(علیه السلام) جايز نيست. همچنين جايز نيست نسبت خطا و اشتباه و سهو و نسيان به آنها داده شود».

بنابراين انبياء(علیه السلام) يك حد نصاب خاصي از عصمت را برخوردار هستند كه عبارت است از:
عصمت از ارتكاب گناه صغيره و كبيره
عصمت از هر گونه خطا در دريافت وحي
عصمت از هر گونه خطا در حفظ و نگهداري وحي
عصمت از هر گونه خطا در ابلاغ وحي
عصمت از هر گونه خطا در اجراء و پياده كردن شريعت الهي

2. بسياري از نسبت هاي گناه كه به انبياء(علیه السلام) داده شده است از قبيل «ترك اولي» است.
گناه به معناي اصطلاحي عبارت است از سرپيچي و تخلف از قانون و تجاوز از خطوط قرمزي است كه خداوند آنها را براي انسان ترسيم كرده است، بر چنين گناهي عذاب و عقاب الهي مترتب است.
پيامبران(علیه السلام) به براهين عقلي و نقلي از آلودگي به چنين گناهاني پاك و مبرا هستند و قرآن كريم هرگز چنين گناهي را به پيامبران عظيم الشأن(علیه السلام) نسبت نداده است.
اما در مورد «ترك اولي» بايد گفت:

1. نهي الهي در مورد آن جنبه تحريمي ندارد و مستلزم هيچ عذاب و عقوبت نمي باشد.
2. ترك آن عقلاً بهتر و شايسته تر از انجام آن است.
3. كسي كه ترك اولي را مرتكب شده، عملي را انجام داده كه تناسبي با شأن و جايگاه شامخ او ندارد.

به عبارت ديگر ترك اولي به اين معناست كه اگر آن كار را انجام نمي داد، بهتر و شايسته تر بود.
آنچه در مورد پيامبران ياد شده ذكر كرده ايد همه از اين سنخ است . به عبارت ديگر اوامر و نواهى الهى دو قسم است: الف. قانونى، ب. ارشادى.
قسم اول تكليف است و خداوند به طور جدى، خواستار انجام آن مى‏باشد و براى عمل به آن پاداش و در ترك آن عذاب قرار داده است.
قسم دوم در حقيقت تكليفى از ناحيه پروردگار نيست؛ بلكه خداوند بدان وسيله آدمى را به حكم عقل يا واقعيتى تكوينى - كه نتيجه آن عمل است - ارشاد مى‏كند؛
مانند طبيبى كه به مريض دستور مى‏دهد: فلان غذا را نخور. اين دستور يك تكليف قانونى نيست كه اگر خلاف كند، او را به مجازات رسانند؛ بلكه به اين معنا است كه تخلّف از آن با بهبود يافتن او ناسازگار است.
به عنوان مثال بهشتى كه آدم در آن بوده، مرحله قبل از تكليف و تشريع بوده و نهى در آن، جنبه ارشادى داشته است؛ زيرا آن درخت، داراى ويژگى و اثر تكوينى خاصى بوده كه چون از آن خوردند، عورت‏هايشان آشكار شد: «فَبَدَتْ لَهُما سَوْآتُهُما»؛ طه (20)، آيه 121. و به عبارت ديگر غرايز حيوانى و شهوانى در آنها پديد آمد. از اين‏رو شرايط زيستى ديگرى، متناسب با وضعيت پديد آمده براى آنان، لازم شد. بنابراين حضرت آدم مرتكب گناه تكليفى نشد؛ ولى در عين حال عمل او متناسب با مقام منيع آموزگارى ملائك نيز نبود و به جهت وضعيت پديد آمده، ديگر آن بهشت جاى مناسبى براى او نبود. از همين جا معناى آياتى مثل «وَ عَصى‏ آدَمُ رَبَّهُ فَغَوى‏» طه (20)، آيه 121. و ... روشن مى‏شود كه اين عصيان، به معناى گناه اصطلاحى نيست؛ بلكه سرپيچى در مقابل نهى ارشادى است كه شايسته جايگاه رفيع حضرت آدم نبوده است.
در رابطه با اينكه عصيان حضرت آدم، در برابر نهى قانونى خداوند نبود، دلايل چندى وجود دارد؛ از جمله:
1. بعد از آيه «وَ عَصى‏ آدَمُ رَبَّهُ فَغَوى‏» ، بلافاصله قرآن مجيد مى‏فرمايد: «ثُمَّ اجْتَباهُ رَبُّهُ فَتابَ عَلَيْهِ وَ هَدى‏»؛ طه (20)، آيه 122 و 123. «سپس پروردگارش او را برگزيد و بر او ببخشود و [ وى را] هدايت كرد».
برگزيدگى شخصيتى از سوى خداوند، نشانه مقام بلند او است و اگر خطايى از او سر زده بود، در حد گناه و از بين رفتن عصمت نبوده است. در صورتى كه اگر نافرمانى در برابر دستور قانونى بود، از ظلم‏هايى است كه با مقام پيامبرى سازگار نيست؛ چنان كه درپاسخ به دعاي حضرت ابراهيم‏عليه السلام مى‏فرمايد: «لا يَنالُ عَهْدِى الظَّالِمِينَ» ؛بقره (2)، آيه 24. «پيمان (امامت و پيامبرى) من به بيدادگران نمى‏رسد».
براى آگاهى بيشتر ر.ك: الف. طباطبايى، سيد محمدحسين، تفسير الميزان، آيه 124 سوره بقره؛ب. معرفت، محمد هادى، تنزيه انبياء، (قم: نبوغ، چاپ اول، 1374)، صص 226 - 256.
2. هيچ‏گاه خداوند وعده عذاب در برابر آن نداده و تنها به مشقّت و رنج دنيايى اشاره فرموده است: «فَلا يُخْرِجَنَّكُما مِنَ الْجَنَّةِ فَتَشْقى‏»؛ طه (20)، آيه 117.؛ «[ شيطان‏] شما (آدم و حوا) را از بهشت خارج نسازد كه به رنج و سختى مى‏افتيد».
3. قرآن نزول شريعت و هدايت را - كه در بردارنده احكام مولوى و تكليفى است - متأخر از هبوط حضرت آدم معرفى كرده است: «قُلْنَا اهْبِطُوا مِنْها جَمِيعاً فَإِمَّا يَأْتِيَنَّكُمْ مِنِّى هُدىً فَمَنْ تَبِعَ هُدايَ فَلا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ * وَ الَّذِينَ كَفَرُوا وَ كَذَّبُوا بِآياتِنا أُولئِكَ أَصْحابُ النَّارِ هُمْ فِيها خالِدُونَ» ؛بقره (2)، آيه 37 و 38. «گفتيم همگى از آنجا [ بر زمين ]فرود آييد، پس آن گاه كه هدايتى از من به سوى شما آيد، كسانى كه از هدايت من پيروى كنند، خوف و اندوهى بر ايشان نباشد و آنان كه كفر ورزيده و آيات ما را تكذيب كردند؛ آن گروه اصحاب آتش‏اند و در آن جاويدان».

بنابراين زمانى كه حضرت آدم‏عليه السلام در بهشت بود، هدايت تشريعى و دستورات واجب از ناحيه الهى صادر نشده بود و اين گونه امور مربوط به حيات زمينى انسان است.
توبه نيز به حسب حال انسان‏ها متفاوت است و همه انبيا و اوليا، پيوسته در درگاه الهى به توبه و استغفار مشغول بوده‏اند؛ زيرا:
الف. توبه و انابه از بهترين شيوه‏هاى تواضع دربرابر پروردگار است.
ب. اولياى خدا حتى كارهاى نيكشان را در مقابل جلالت و عظمت پروردگار ناچيز و مايه شرمندگى دانسته، توبه مى‏كردند.
ج. توبه مردم عادى از گناه است؛ ولى اوليا و اوصيا از اينكه ذره‏اى از خدا غافل شوند، توبه مى‏كردند.

راى آگاهى بيشتر ر.ك:معرفت، محمد هادى، تنزيه انبياء، (قم: نبوغ، چاپ اول، 1374)، صص 177 - 182؛ يوسفيان، حسن و شريفى، احمد حسين، پژوهشى در عصمت معصومان، (تهران، پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامى، چاپ اول 1377)، ص 226.
در ابتدا گفتني است؛برخي اشتباهات در حد ترك اولي است.يعني بهتر بود انجام نمي گرفت. و يا در زمان ديگري انجام مي گرفت.آنچه از برخي پيامبران سرزده است,اين گونه بوده است.وبه معناي گناه زشتي و نافرماني دستور قانونی خدا نيست.جهت توضيح بيشتر توجه شما را به مطالب زير جلب مي كنيم:
عصمت اسم مصدر از عصم است و عصم با معناى منع كردن و بازداشتن است. اين منع گاهى به نحو سلب اختيار است و گاهى به نحو فراهم كردن وسائل و مقدماتى است كه فرد بتواند به اختيار خود از كار خوددارى كند.(معجم مقاييس اللغة ج: 4 ص: 331) ابن زجاج از بزرگان لغويون عرب اصل عصمت را ريسمان مى‏دانسته و بيان داشته كه سپس توسعه معنايى پيدا كرده و در معناى توسعه يافته به هر وسيله‏اى كه باعث حفظ چيزى شود، عصمت گفته مى‏شود.(لسان العرب ج: 12 ص: 405) شيخ مفيد از بزرگان علماء متقدم شيعه نيز عصمت را به معناى ريسمان گرفته است و فرموده عصمت مانند اين است كه به فردى كه در حال غرق شدن است، ريسمانى داده شود تا به وسيله آن خود را نجات دهد.(اوائل المقالات شيخ مفيد، تصحيح‏دكتر مهدى محقق، انتشارات دانشگاه تهران ص: 6)


بنابراين در معناى لغوى عصمت دو امر ملحوظ است:
اول) كمك از جانب غير كه براى ديگرى محافظى و ريسمانى قرار دهد.
دوم) استفاده از ريسمان به اختيار خود. اين معنا را روايات ما نيز تاييد مى‏كنند. چنانكه از امير المؤمنين صلى الله عليه وآله وسلم وارده شده كه «ان التقوى عصمة لك فى حياتك» «تقوى نگهدارنده (ريسمان) تو در زندگانيت است»( غررر الحكم و در رالكم عبدالواحد آمدى با شرح فارسى تصحيح مير جلال الدين محدث ارموى. انتشارات دانشگاه تهران ج: 2 ص: 509 همچنين ر. ج. حديث شماره 3390 ج: 2 ص: 206)
اما معناى اصطلاحى عصمت نيرويى است كه انسان را از وقوع در خطا و از ارتكاب گناه باز مى‏دارد، اين نيرو درونى است نه بيرونى و باعث مى‏شود كه انسان خطا و اشتباه و گناه نكند. به عبارت ديگر عصمت ملكه‏اى است نفسانى كه انسان را از اينكه در خطاء واقع شود و مرتكب گناه گردد، باز مى‏دارد.(تفسير الميزان ج: 2 ص:134 و 138 ذيل آيه 213 سوره بقره‏) بنابراين عصمت مستند به اختيار آدمى است اما توفيق الهى هم مى‏خواهد. يعنى معصوم به عصمت الهى (ريسمان الهى) معصوم است و اختيار او علت تامه ملكه عصمت نيست.(
تفسير الميزان ج: 2 ص: 445 ذيل آيه 286 بقره و ج: 5 ص: 162- 164 ذيل آيه 33 سوره يوسف‏)
در تعريف فوق به چند مطلب اشاره شده است:
اول: عصمت ملكه است. ملكه در مقابل حال قرار دارد و عبارت است از صفت راسخ نفسانى زوال‏ناپذير كه در آن تغييرى نيست. اما حال صفتى نفسانى است كه ثابت و هميشگى نباشد. بنابراين عصمت صفتى است كه در نفس رسوخ كرده و انسان را از گناهان باز مى‏دارد، هر چند قدرت بر انجام گناه را از او سلب نمى‏كند.( پژوهشى در عصمت معصومان حسن يوسفيان و احمد حسين شريفى. ناشر پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامى، چاپ اول زمستان 77 ص: 29)
دوم: عصمت، انسان را از خطاء و گناه باز مى‏دارد. اما منظور از خطاء و اشتباه اين است كه انسان معصوم در گرفتن وحى و تبليغ رسالت و تصميمات خود و امثال آنها اشتباه نمى‏كند.
به عبارت ديگر در دريافت حقيقت و تطبيق آن و بيان آن مصون از اشتباه است.
اما منظور از عدم ارتكاب گناه هم اين است كه چون گناه عبارت از هتك حرمت بندگى و مخالفت با دستورات حضرت حق است و در هر حال يا به زبان و يا در عمل با مقام بندگى منافات دارد، انسان معصوم در درون خود حالتى ثابت دارد كه او رااز افتادن در دره مخالفت باز مى‏دارد و به او اجازه گناه و اشتباه نمى‏دهد.( تفسير الميزان ج: 2 ص: 136)
سوم: اين نيروى درونى و ملكه نفسانى در كسانى است كه قابليت و شانيت آن را داشته باشند.
مثلا درباره ماشين حساب و رايانه نمى‏شود گفت كه داراى ملكه‏اى است كه به واسطه آن اشتباه نمى‏كنند يا حيوانات از گناه مصون هستند. يا حتى ملائكه از خطاء و اشتباه و گناه معصوم هستند. زيرا آنها شانيت گناه و قابليت اشتباه ندارند و از ابتداى آفرينش به گونه‏اى خلق شده‏اند كه خطاء و گناه درباره آنها معنى ندارد.

مستنداتی برای اثبات وجود دارد که در اینده بحث میشه.

امضای mahdy30na
بسم الله الرحمن الرحیم
ادع إلى سبيل ربك بالحكمة والموعظة الحسنة وجادلهم بالتي هي أحسن إن ربك هو أعلم بمن ضل عن سبيله وهو أعلم بالمهتدين

با حکمت و اندرز نيکو، به راه پروردگارت دعوت نما! و با آنها به روشى که نيکوتر است، استدلال و مناظره کن! پروردگارت، از هر کسى بهتر می‏داند چه کسى از راه او گمراه شده است؛ و او به هدايت‏يافتگان داناتر است

Invite to the way of your Lord with wisdom and good instruction, and argue with them in a way that is best. Indeed, your Lord is most knowing of who has strayed from His way, and He is most knowing of who is [rightly] guided.
نحل 125
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: یاســین ، وحید110 ، Atosa ، aboutorab ، منادی حق ، محمد حسین ، خادمة الزهرا ، مهدی عباس زاده
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

پیام در این موضوع
عصمت انبیا و اهل بیت - mahdy30na - ۲۹/آبان/۹۲, ۲۳:۳۵
پاسخ به: عصمت انبیا و اهل بیت - mahdy30na - ۲/آذر/۹۲ ۱۴:۲۰
پاسخ به: عصمت انبیا و اهل بیت - yashar1374 - ۱۰/فروردین/۹۳, ۱۱:۰۳
پاسخ به: عصمت انبیا و اهل بیت - کربلا - ۱۰/فروردین/۹۳, ۱۹:۲۷
پاسخ به: عصمت انبیا و اهل بیت - yashar1374 - ۱۰/فروردین/۹۳, ۱۹:۵۴
پاسخ به: عصمت انبیا و اهل بیت - aboutorab - ۱۰/فروردین/۹۳, ۲۳:۵۵
پاسخ به: عصمت انبیا و اهل بیت - mahdy30na - ۱۲/فروردین/۹۳, ۱۷:۳۸
پاسخ به: عصمت انبیا و اهل بیت - yashar1374 - ۱۲/فروردین/۹۳, ۲۱:۴۱

[-]
موضوعات مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: مشاهده: آخرین ارسال
  شیعه به عصمت ملایکه معتقد است مسجد عشاق 0 980 ۲۴/آذر/۹۴ ۱۲:۰۲
آخرین ارسال: مسجد عشاق
Star دلایل برتری امام علی (علیه السلام) بر دیگر انبیا، از زبان خود مولا علی (علیه السلام) zarati313 2 3,960 ۳/آذر/۹۴ ۱۶:۳۹
آخرین ارسال: مخلوق
  عصمت انبیا و اهل بیت در سیره نبوی مهدی عباس زاده 9 4,729 ۲۲/اسفند/۹۲ ۶:۱۳
آخرین ارسال: مهدی عباس زاده
  آیا مقام حضرت حجت از تمام انبیا و ائمه بالاتر است؟ علی 110 0 1,610 ۷/شهریور/۹۱ ۱۵:۱۵
آخرین ارسال: علی 110

پرش در بین بخشها:


بالا