(۶/دی/۹۲ ۱۹:۵۳)عالم مقدس ملکوت نوشته است:
اگر بر فرض تمام شاخ و برگ های داده شده به جریان فاطمیه را قبول کنیم ولی بزرگترین دروغی که هرگز ثابت نشده و در اخبار تاریخی تواتر ندارد همین افسانه سوزانده شدن درب خانه !!! است .... شما میتوانید به مراجع تقلید استفتا کنید و ببینید ایا ان ها چنین چیزی را دلیل موجه دارند یا خیر ؟! روایاتی موجود است که گفته اند که کسی اهل خانه را تهدید کرد ولی این که ان تهدید عملی شده باشد هیچ روایتی وجود ندارد و هیچ کس به ان تصریح نکرده است و تواتری هم وجود ندارد ....
السلام علیکِ یا فاطمه الزهرا الصدیقه الشهیده
اللهم صل علی فاطمه و ابیها و بعلها و بنی ها بعدد ما احاط به علمک
با توکل بر خداوند تبارک و تعالی و توسل بر ائمه معصومین علیهم السلام بر آنیم که حقیقتی را ثابت و شبهه ای را کناری بزنیم .
امیدوارم که خوانندگان با سعه ی صدر مطالب را خوانده و نظرات خود را به ما منتقل نمایند .
یا زهراء سلام الله علیها
شبهه یعنی چه ؟
شبهه قرائت و گفتاری نزدیک یا مستند به برخی حقایق است که به صورت بسیار ظریف ، دروغ و باطلی را بیان می کند .
این سبک اختلاف افکنی اگر چه ریشه های تاریخی بسیاری دارد و همواره گروهها و افراد و حکومت های باطل از آن استفاده می کردند اما برای روشن تر شدن موضوع می توان به موارد مذهبی ، سیاسی و اجتماعی امروز جامعه اشاره ای داشت .
به عنوان مثال ؛ فرقه باطل وهابیت با سوء استفاده از برخی اعتقادات و رفتار شیعیان ایشان را متهم به خرافه و بت پرستی و مرده پرستی می کنند . با رجوع به منابع فقهی تشیع به راحتی می توان کذب بودن این ادعاها را ثابت نمود .
بسیار واضح است که اثر این شبهات فقط بر 2 گروه است :
گروه اول آنها که اهل باطل هستند و بدون در نظر گرفتن حق یا ناحق بودن موضوعی به صرف اینکه آن مطلب با طرز فکر و تمایلاتشانه هم جهت است آن را می پذیرند و منتشر می کنند . معمولاً در این گروه امیدی به اصلاح و بازگشت به مسیر حق نیست .
گروه دوم کسانی هستند که افرادی ساده لوح و دهن بین هستند . این افراد شنیده های خود را بدون تحقیق و یا درخواست سند و مدرک می پذیرند و بدون بررسی مطالب به آنها دامن می زنند . در بین این افراد تعداد زیادی هستند که در مواجهه با اسناد و دلائل قانع شده و از مسیر قبلی بر می گردند .
اما باید در نظر داشت که شبهات مطرح شده معمولاً به سادگی و در زمان کوتاه قابل پاسخگوئی و اثبات نیستند و در این زمان ایمان های زیادی را به باد خواهند داد .
پس وظیفه هرکدام از ما مراقبت از ایمان فردی و تلاش در جهت رفع این ابهام و شبهات برای دوستان و نزدیکانمان است .
این وظیفه نه تنها از جنبه انسانی و اجتماعی بلکه از لحاظ دینی نیز بر عهده ماست .
انشا الله که در این عرصه نیز روسفید درگاه خداوند بزرگ باشیم .
وظیفه ما در مقابله با شبهات
برخی معتقدند انسان در هر سنّ و معلوماتی که باشد بی هیچ قید و شرطی میتواند به هر سخنی گوش فرا دهد.
اینان به آیه شریفه: فَبَشِّرْ عِبادِ - الَّذِینَ یَسْتَمِعُونَ القَوْلَ فَیَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ؛ [1]
تمسک میکنند.
در صورتی که آیه شریفه در مورد اندیشمندان و صاحبنظرانی است که قدرت و توان تشخیص «قول احسن» را دارند نه هر کسی، در هر سن و سال و سطحی از معلومات میتواند این چنین باشد.
چنان که در ادامه آیه شریفه میفرماید: أُولئِکَ الَّذِینَ هَداهُمُ اللَّهُ وَأوُلئِکَ هُمْ أُولُوا الأَلْبابِ؛ [2]
«آنان کسانیاند که خدا هدایتشان کرده و آنان خردمندان و صاحبان مغز و عقلاند.»
بنابراین تا وقتی که انسان اعتقادهایش را از منابع موثّق و معتبر محکم نکرده و قدرت پاسخگویی به شبهات را ندارد، نباید در این وادی قدم بگذارد.
انسان باید زمان شناس باشد، برای حال و آیندهاش برنامه ریزی کند؛ نه اینکه بنشیند و هنگامی که با شبهات بنیان کن و تبلیغات مسموم روبهرو شد به فکر چارهای بیفتد، بلکه مانند واکسنی که برای پیشگیری امراض به کودکان تزریق میکنند ما نیز با طرح شبهات و جواب آنها به طور فشرده اطلاعی از آنها داشته باشیم
تا هنگام مواجهه با مخالفان خود را نباخته و توان جوابگویی را داشته باشیم.
امام صادقعلیه السلام فرمود: «العالم بزمانه لا تهجم علیه اللوابس» ؛ [3]
«کسی که زمان شناس است شبهات بر او هجوم نخواهد آورد.»
امام علی علیه السلام فرمود: «من عرف الأیّام لم یغفل عن الاستعداد» ؛ [4]
«هر کسی که روزگار خود را شناخته و زمان شناس باشد از آمادگی غافل نخواهد شد.»
1.سوره زمر 17و18
2.سوره زمر 18
3.کافی ج 1 ص27ح29
4.کافی ج 8 ص23 ح
http://www.tebyan.net/index.aspx?pid=17257&threadID=192458
(۶/دی/۹۲ ۱۹:۵۳)عالم مقدس ملکوت نوشته است: اگر بر فرض تمام شاخ و برگ های داده شده به جریان فاطمیه را قبول کنیم ولی بزرگترین دروغی که هرگز ثابت نشده و در اخبار تاریخی تواتر ندارد همین افسانه سوزانده شدن درب خانه !!! است .... شما میتوانید به مراجع تقلید استفتا کنید و ببینید ایا ان ها چنین چیزی را دلیل موجه دارند یا خیر ؟! روایاتی موجود است که گفته اند که کسی اهل خانه را تهدید کرد ولی این که ان تهدید عملی شده باشد هیچ روایتی وجود ندارد و هیچ کس به ان تصریح نکرده است و تواتری هم وجود ندارد ....
ضمیمه سخنان کاربر عالم مقدس ملکوت
شبهاتی دیگر که کاربران معلوم الحال دیگری وارد نموده که ان شاءالله با توسل به مادر پهلو شکسته پاسخ خواهیم داد
نقل قول شبهه:
«سروده و نوشتید: در آتش سقیفه ایان شعله ور بود
جواب اولا:آتش زدن درخانه همانطور که بسیاری از علماء وبزرگان شیعه نوشته اندثابت نیست،آنچه ثابت ومسلم است تهدیدبه آتش زدن وآوردن هیمه وشعله ای ازآتش میباشد،
علامه مجلسی مینویسد:انه هم باحراق بیت فاطمه ع
او(دومی)قصدکردبه سوزاندن خانه فاطمه ع
همچنین آیه ا...وحیدوعلامه امینی وامام شرف الدین وغیره می نویسندخلیفه دوم تهدید کردبه آتش زدن.
او سپس برای اثبات ادعای خود مبنی بر نظر علما، چنین نگاشته است:
نقل قول:
علامه مجلسی درطعن هفدهم برخلیفه ثانی مینویسد
انه هم باحراق بیت فاطمه ع
او قصدکردبه سوزاندن خانه فاطمه ع
دررابطه بامطلب آیه ا...وحیدشایعه سازی نیست کاش قدری مطالعه داشتیم تا ندانسته وغیرعلمی سخن نمی گفتیم.
ایشان درکتاب مقتطفات ولائیه مینویسد
یقول الرجل: لیخرج علی ع والااحرقت الدارعلی اهلها(111-112)
ودرپاورقی فقط ازحطب نام برده شده است.
امام شرف الدین مینویسد:تهدیدهم علیا بالتحریق ثابت بالتواترالقطعی.
درموردآیه ا...وحیدبنده درجائی کتبا وشفاها ندیده ونشنیدم که ایشان بگویددرخانه را آتش زدندغیرازهمان مطلب که ازایشان درباره تهدیدبه آتش نقل کردم ،واین سخن ومطلب رادرمسجد اعظم برای طلاب علوم دینی وروحانیون گفتندواگرآنرا ضعیف وبی اعتبارمیدانستندنقل نمی کردند.
نقل روایت غیرازقبول آن است اگرعلامه مجلسی آتش زدن دربرایش ثابت بود درطعن هفدهم برخلیفه ثانی نمی نوشت
انه هم باحراق بیت فاطمه ع او قصدکردبه سوزاندن خانه فاطمه ع
وهمچنین مرحوم محدث قمی آنجا که نظرخودش راگفته مینویسد:"وهددهم بتحریقهم"(بیت الاحزان ص102)
تهدید کردآنهارابه سوزاندنشان.
اماکسانیکه فرق بین ایندو رانمیدانندندانسته سخن میگویندونظرمیدهندومااین را می گذاریم به پای جهالت علمی .»
یا اما مددی مادر
با سلام و عرض ادب خدمت همه دلسوختگان مادر سیلی خورده و پهلو شکسته
همانطوری که اطلاع دارید حقیر سواد چندانی ندارم فقط استاد گپی پست و نقل قول از تالار ها و سایت های اینترتی هستم
پس اگر در ارسالهایم اگر اشتباهی و خطائی صورت گرفت به عنوان استاد و بزرگ حقیر ، روسیاه را مدد و یاری نمایید
بدواً از نهایت لطفی که در مورد حقیر عنایت می فرمایید سپاسگزارم
خیر و سعادت و سلامت دنیا و آخرت نصیب شما و خانواده های محترمتان باد ان شاءالله
این در پاسخ به شبهه کننده دیگری است که البته شبهه کاربر عالم مقدس ملکوت را هم شامل می شود .
مدتی است که در برخی تالارهای گفتمان دینی شاهد حضور این افراد هستیم. بنده و سایر افراد به سهم خود سعی نموده ایم با آوردن دلیل و برهان، نشان دهیم که سخنانش باطل و یاوه است، اما وی هر بار اشکال تازه ای بر عقاید شیعه نموده و مطالبی به بزرگان و اعاظم شیعه نسبت می دهد که هرگز صحت نداشته و ساخته ی ذهن خیال باف خود اوست!
او با این کار هم به علمای شیعه تهمت می زند، و هم در عقاید عامه ی شیعه شک ایجاد می کند. روش هائی برای بررسی احادیث به کار می برد که حتی رجالیون سخت گیری مثل مرحوم آیت الله خوئی یا اصولیونی چون مرحوم علامه وحید بهبهانی هم آن را قبول ندارند؛ اما در عین حال ادعا می کند که این ها روش های علمای شیعه است!
از یاد نبرده ایم که یک وقت منکر شهادت رسول اکرم (صلّی الله علیه و آله) به دست آن دو زن (لعنهما الله) شد؛ و برای این کار کتابی چون تفسیر عیاشی را به دیوار کوبید!! بار دیگر خطبه ی غدیر را به دلیل ضعف سندی آن مردود شمرده و کتاب شریف احتجاج طبرسی را بی اعتبار دانست!!
و اکنون ادعاهای جدیدی کرده، از جمله این که مقام اهل بیت عصمت و طهارت (علیهم السلام) از انبیای اولو العزم پائین تر است. و در آخرین ادعایش منکر سوختن در ِ خانه ی حضرت زهرا (سلام الله علیها) گردید.
در این سرفصل می کوشم تا به این ادعای آخری وی البته بر اساس مدارکی که خود او آورده بپردازم. این که گفتم بر اساس مدارک خود وی، زیرا این مساله اجماعی شیعه است و نیازی نیست که بنده به ذکر اقوال علمای شیعه در طول تاریخ بپردازم؛ بلکه اگر تنها به ادعاهای واهی وی رسیدگی کنم، عملاً معارضی وجود نخواهد داشت.
البته دوست و استاد گرامی ما جناب عمو ناصر عزیز پاسخ هائی به این فرد داده اند، که بنده با احترام به ایشان و کسب اجازه، به مطالب دیگری اشاره می کنم که ایشان کلاً یا مفصلاً ذکر نکرده اند.
[b]*******
حضرت امیر المومنین، صدیق اکبر و فاروق اعظم، مولانا و مولی کل مومن و مومنه، حضرت علی بن ابی طالب (علیه السلام) می فرماید: حضرت ختمی مرتبت، حبیب اله العالمین محمد مصطفی (صلّی الله علیه و آله) به دخت دلبندشان سیدة نساء اهل الجنه بانو فاطمه ی زهرا (سلام الله علیها) خطاب کردند:
تمامی شر و بدبختی و وای بر کسی که بر تو ظلم کند، و رستگاری بزرگ برای کسی که تو را یاری کند.
فَالْوَيْلُ كُلُّهُ لِمَنْ ظَلَمَكِ وَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ لِمَنْ نَصَرَكِ.
تفسير فرات الكوفي، ص 446 - بحار الأنوار، علامه مجلسی، ج 43 ص 227
امید که خدای متعال و ارحم الراحمین، به واسطه ی این نوشته ی کوچک، ما را از اصابت نفرین فرستاده اش در امان داشته، و به دعای خیر وی برساند.
الهی آمین.
ان شاء الله ادامه دارد....
اصل شبهه ی این فرد این است که:
تهدید به احراق ثابت است، و نه اقدام به آن.
تنها دلیل وی بر این مطلب هم آن است که:
بسیاری از علما و بزرگان شیعه از عباراتی نظیر "هم باحراق بیت" و "هددهم بتحریقهم" استفاده کرده اند. و اگر احراق نزدشان ثابت بود، آن را می نوشتند.
و اما جواب را در چند بخش می دهیم.
الف- نفی را اثبات کن!
عین عبارت مستشکل چنین است:
آتش زدن درخانه همانطور که بسیاری از علماء وبزرگان شیعه نوشته اندثابت نیست
سوال و درخواست ما از شبهه کننده این است:
یک و تنها یک نقل از علمای مورد قبول شیعه - - بیاور که مثل تو سخن گفته باشند. یعنی گفته باشند احراق ثابت نیست.
[/b]او با نوشتن عبارت فوق سعی کرده به خواننده چنین القا کند که علما در کتاب هایشان نوشته اند: احراق ثابت نیست. در حالی که این قطعاً تهمتی آشکار به علمای اعلام شیعه از سلف تا خلف است. همچنین فریب و تدلیس محسوب شده و ذهن خواننده را به انحراف می کشاند.
البته ما می دانیم که چنین مطلبی در هیچ کتابی از کتب معتبر شیعه نیست، و این ادعائی است کذب و دروغ.
معلوم نیست این اجتهادات جاهلانه از کجای این فرد تراوش می کند!
البته یک اشکال اساسی بر این سخن وی وارد است. نفی یک واقعه ی تاریخی که تضادی با اعتقادات حقه نداشته، بلکه با توجه به شناختی که از افراد وجود دارد، انجام آن بعید نیست، هرگز اثبات شدنی نمی باشد!
مستشکل می تواند بگوید که تهدید به احراق ثابت است، اما نمی تواند بگوید اقدام به احراق ثابت نیست. حتی اگر از روایاتی که از معصومین (علیهم السلام) در منابع شیعه در این خصوص وارد شده نیز صرفنظر کنیم، و بپذیریم که هیج منبعی برای با خبر شدن از چنین واقعه ای در کار نیست، آخرین سخنی که می توانیم بگوئیم این است که چنین خبری به ما نرسیده است. یعنی ما هرگز نمی توانیم عدم وقوع را اثبات کنیم، زیرا وقایع تاریخی تنها با حس قابل اثبات اند، و از آنجا که ما در فاصله ای چند صد ساله از آن واقعه قرار داریم، نمی توانیم آن را درک کنیم.
حتی اگر کسی از شاهدان آن واقعه می گفت: چنین چیزی اتفاق نیفتاد، اما فرد دیگری از وقوع آن خبر می داد، قول نفر دوم ارجحیت داشت، زیرا عدم الوجدان لا یدل علی عدم الوجود = نیافتن چیزی بر نبود آن دلالت نمی کند.
در حالی که از شاهدان آن واقعه هرگز چنین ردّی بر عدم وقوع گزارش نشده است.
پس دلیل آن هائی که آن را اثبات می کنند قطعاً قوی است، و به قول آن کسی که می خواهد آن را بعد از 1400 سال نفی کند، التفاتی نمی شود!
ان شاءالله ادامه دارد...