|
عوامل گناه چیست؟ چگونه گناه نکنیم!؟&
|
|
۱:۰۲, ۲۲/فروردین/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۴/اردیبهشت/۹۰ ۲۳:۵۵ توسط علی 110.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
الف)عدم ایمان یا ضعف آن به مبدا و معاد و تبعات اعمال
ب)غفلت ج)ضعف اراده در مقابل کوران غرایز و شهوات توضیح این که: گروهی از افراد، از آن رو که اساسا انسانهای بیایمانیهستند و یا اگر اعتقادی دارند از قوت لازم برخوردار نیست، تن به گناه میدهند. این گونه افراد علی رغم این که به زبان میگویند:خدایی هست و از پس امروزفردایی، در مقابل هر عمل خیر پاداشی و در مقابل هر عمل شر عقوبتی است، ولی وقتی که به قلب آنها مراجعه کنی، خواهی دید که از ایمان خبری نیست و یااگر اعتقادی باشد بسیار ضعیف و کم سوست و آن هم آلوده به بسیاری از اوهام وخیالات و خرافات.. بدیهی است که چنین افرادی هنگامی که لذتها و خوشیهای زندگی دنیا رابا دستورهای دینی در تعارض ببینند، نمیتوانند اوامر و نواهی اولیای دین رابر خواستههای خود، مقدم بدارند و از لذایذ نفسانی و حیوانی خویش چشمبپوشند، بلکه با گفتن جملاتی مانند: «سیلی نقد به از حلوای نسیه است»! «چهکسی رفته و از آن دنیا خبر آورده که این حرفها راست است»! و از این قبیلسخنان، بر خر مراد خویش سوار میشوند و از ارتکاب هیچ معصیتی فرو گذارینمیکنند! گروه دیگر از افراد آن گونه نیستند که مانند گروه مذکور از نظر اعتقادیمشکلی داشته باشند، بلکه بر عکس، انسانهای معتقد و پای بندی هستند، ولیمشکل آنها غفلت از معتقدات است! بدین معنا که امور ظاهری و اشتغالاتمعمولی و روز مره زندگی دنیا، آنها را طوری از یاد خداوند و معاد و عقوبتهایاعمال زشت و ناپسند خود غافل نموده که به چیزی جز خواستههای آنی و امورمربوط به زندگی دنیا فکر نمیکنند.پیداست که چنین کسانی عملا با دسته اول-که به بیاعتقادی یا ضعف ایمانمبتلا هستند-هیچ فرقی ندارند و همان گونه که آنان به آسانی مرتکب معصیتمیشوند، اینان نیز به سهولتبه دام گناه گرفتار میآیند. گروه سوم کسانی هستند که نه مثل دسته اول مشکل عقیدتی دارند کهبیاعتقادی یا ضعف اعتقاد، آنها را به عصیان بکشاند و نه مثل دسته دوم مبتلای بهغفلت هستند که به سبب آن به دام گناه بیفتند، بلکه هم معتقدند و هم متوجه، ولیبا این همه از آن رو که انسانهای سست عنصر و بیارادهای هستند، در صحنهتعارض دین و هوای نفس نمیتوانند بر خواستههای نفسانی خویش غالب آیند وخود را کنترل کرده و از معصیتبپرهیزند. چگونگی مقابله با عوامل گناه اگر شخص گنهکار از گروه اول باشد(از نظر اعتقادیوضع مطلوبی نداشته باشد)لازم است قبل از هر چیز، خود را به اعتقاداتصحیح و متقنی که بر دلایل برهانی و محکم استوار باشند، مجهز کند; بدین معنا که باید با تفکر و تامل در دقایق و ظرایف هستی و مطالعه و تحقیق دردفاتر و کتابهایی که متفکران و اندیشمندان الهی، در اعتقادات و مسائلعقیدتی نگاشتهاند به مرحلهای دستیابد که خدای تبارک و تعالی را بدونهیچ شک و شبههای باور کند و به راستی به روز رستاخیز معتقد شود و باورداشته باشد که: فمن یعمل مثقال ذرة خیرا یره و من یعمل مثقال ذرة شرا یره تا بتواند مواظب خود باشد و از کارهای ناشایست اجتناب کند.در غیر اینصورت با ایمان تقلیدی و عقیده ناپایدار و خلاصه با تزلزل و تذبذب نمیتوانمتقی بود. به همین جهت، خدای تبارک و تعالی در اول سوره بقره وقتی که اوصافمتقین را ذکر میکند، نخستین صفتی را که مورد اشاره قرار میدهد«ایمان بهغیب»است: ذلک الکتاب لاریب فیه هدی للمتقین الذین یؤمنون بالغیب و... اینکتاب که در آن هیچ تردیدی نیست مایه هدایت تقوا پیشگان است.آنان که به غیبایمان دارند و... بنابر این، جهت ایجاد تقوا و پرهیزکاری، ابتدا باید ایمان به غیب را که شاملایمان به مبدا و معاد و ایمان به تبعات اعمال است تقویت کرد و گرنه کسی کهعقیده ندارد و یا از عقیده متزلزل و ناپایداری برخوردار است، نمیتواند آن طورکه باید، تقوا را مراعات نماید، لذا خداوند تبارک و تعالی آن جا که خطاب به آنانکه ظاهرا به اسلام گرویدهاند میفرماید: یا ایها الذین آمنوا هل ادلکم علی تجارةتنجیکم من عذاب الیم» نخستین چیزی که مورد تاکید قرار میدهد، ایمان جدی و واقعی به خدا و رسول گرامی اوست، زیرا در ادامه میفرماید: تؤمنون باللهو رسوله...» مراقبه، عامل غفلت زدایی اما اگر شخص معصیت کار از گروه دوم و جزء کسانی باشد که غفلت ازمعتقدات، آنها را به گناه و عصیان میکشاند، لازم است از دستوری که اهلسلوک، مراقبهاش مینامند و آن را مایه سعادت و رکن عمده سیر و سلوکمیدانند، کمک بگیرد، یعنی شخص یاد شده باید هر روز از آن لحظهای که بیدارمیشود تا وقتی که میخواهد بخوابد، در هر جایی و حالی که هست، هموارهتمام اعتقادات و باورهایی که بدانها پای بند است پیش خود مجسم کند و تا جاییکه ممکن است فکر و ذکر و دل خود را به آنها متوجه سازد و بدین ترتیب، ریشه غفلت را-که زمینه ساز گناهان و تخلفات است-در وجود خویش بخشکاند تا برترک گناه و دوری از معصیت توفیق یابد. حسین بن علی علیهما السلام و مرد گنهکار مرحوم علامه مجلسی-رضوان الله تعالی علیه-در کتاب ارزشمند بحار الانوارروایتی از کتاب جامع الاخبار نقل کرده که با موضوع بحث ما نیز بسیار مناسباست;لذا در این جا به ذکر آن تبرک جسته و سپس به توضیح آن میپردازیم: روایتشده است که مردی نزد حسین بن علی علیهما السلام آمد و گفت: من مردیگنه کارم و نمیتوانم گناه نکنم، مرا نصیحتی کن.آن جناب در جواب اوفرمود: پنج کار به جای آور و سپس هر گناهی که خواستی بکن! اول: رزق و روزی خدا را مخور و سپس هر گناهی را که خواستی بکن! دوم: از تحت ولایتخداوند خارج شو و آن گاه هر گناهی را که خواستی بکن! سوم: برای انجام گناه جایی برو، که خداوند تو را نبیند و بعد از آن هر گناهی کهخواهی بکن! چهارم: هر گاه ملک الموت آمد که جانت را بگیرد، او را از خود دور گردان و هرگناهی که خواستی انجام بده! پنجم: چون فرشته موکل بر دوزخ، خواست تو را در آتش افکند، از آن امتناع کنو داخل مشو، آنگاه هر گناهی را که خواستی بکن! سید الشهداء علیه السلام در روایت مزبور، مرد گنه کار را به اموریتنبه داده است که اگر او در حین ارتکاب گناه، بدانها توجه داشته باشد، قطعا ازگناه دستشسته و از انجام دادن آن سرباز میزند، و به عبارت دیگر حسین بنعلی علیهما السلام برای آن که مرد عاصی را از شر گناهان برهاند، او را به عقاید و ندایفطرتش-که از آنها غفلت کرده و در نتیجه، به دام معصیت گرفتار آمده-متوجهساخته، و بدو فهمانده است که ریشه گناهانی که از او سر میزند غفلت ازمعتقدات است، و با توجه به آنها است که میتواند از دام معاصی برهد. |
|||
|
| آغاز صفحه 2 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۲۲:۱۹, ۳/دی/۹۲
شماره ارسال: #11
|
|||
|
|||
(۳۰/آذر/۹۲ ۰:۲۱)عبدالرحمن نوشته است: جناب طلبه! بله ! اصل معنای لغوی غفر یغفر به معنای پوشاندن است و لکن پوشاندن به معنای بخشش و در گذشتن از گناهی است و با ستر یستر متفاوت است ... در این جا طبق قرینه کلامی حضرت حق غفر به معنای امرزش گناه است ... برای استبصار بیشتر به لینک زیر رجوع کنید و بنگرید که همه مفسران قران کریم غفر را در این ایه به معنای پوشش معنی نکردند بکله به معنای امرزش معنا کردند و حال ان که الله تعالی میفرماید هرگز شرک بالله را نخواهد بخشید .... ان شا الله مستبصر شوید ! http://www.tebyan.net/newindex.aspx?pid=...541<r2=3 |
|||
|
|
۲۳:۲۱, ۳/دی/۹۲
شماره ارسال: #12
|
|||
|
|||
|
قال عالم مقدس ملکوت' :
«بنده طلبه سطح عالی حوزه علمیه هستم و افتخار دارم در این تالار مباحثی را خدمت عزیزان تقدیم کنم که ان شا الله تعالی مورد نیاز ایشان باشد و زمینه ترقی معرفتی همه ما را فراهم کند ...» قديما هم يه بار ديگر تو فضاي نت خوندم كه يه فردي خودشو جاي طلبه شيعه جا زده بود الان درست اسمش يادم نيست بعد ادعا مي كرد از سادات و طلبه مثلاً فلان سطح در حال تحصيل هست . بعد دوستان چند تا سوال ازش پرسيده بودند مونده بود چي جواب بده . درست مثل من كه از سطوح حوزه هيچ اطلاعي ندارم نكنه شما هم يه ان قلتي اومدي كه توان ثابت كردنشو نداري خوب عذر خواهي را براي همين اوقات گذاشتند و هرگز هم شرك حساب نمي شه يا برامون ثابتش كن كه كجا درس خوندي و استادت كي بوده و اين سطح عالي يعني چند سال ميشه ؟ يا كمي از حوزه ي محل تحصيلت بگو ؟ البته يه حوزه اي من ميشناسم كه الان مدتيه در اطراف مرزها اين كشور عزيز اسلامي داير كردند كه فقط مدرك و رتبه مي دن اصلاً هم نيازي به درس خوندن نداره و به شدت هم از طرف وهابيون و دشمنان داخلي و خارجي اين كشور حمايت و ساپورت ميشه و خروجي هاي زيادي هم داره تازه بورسيه براي كشورهاي خارج هم داره . يعني فقط چند تا كلاس وهابي گري رو پاس كني ميشي طلبه سطح عالي حوزه و بقيه ماجرا ..... نكنه شما هم .... |
|||
|
|
۲۳:۳۳, ۳/دی/۹۲
شماره ارسال: #13
|
|||
|
|||
(۳/دی/۹۲ ۲۲:۱۹)عالم مقدس ملکوت نوشته است: بله ! اصل معنای لغوی غفر یغفر به معنای پوشاندن است و لکن پوشاندن به معنای بخشش و در گذشتن از گناهی است و با ستر یستر متفاوت است ... در این جا طبق قرینه کلامی حضرت حق غفر به معنای امرزش گناه است ... برای استبصار بیشتر به لینک زیر رجوع کنید و بنگرید که همه مفسران قران کریم غفر را در این ایه به معنای پوشش معنی نکردند بکله به معنای امرزش معنا کردند و حال ان که الله تعالی میفرماید هرگز شرک بالله را نخواهد بخشید .... ان شا الله مستبصر شوید ! هر گناهی قابل بخششه البته اگر شخص گناهکار توبه کنه و جبران کنه اما در مورد چیزی که شما در مورد شرک میگی ما که گفتیم مشرک کیه از حدیث معتبر هم گفت حسن آقا اما اگر واقعا فکر میکنی ما مشرکیم که هیچی!!! چون دنبال واقعیت نیستی زاهد از کوچه رندان به سلامت بگذر تا خرابت نکند صحبت بدنامی چند تا آخر عمرم علی گویم علی جویم ![]() ![]() به به
|
|||
|
|
۲۰:۴۰, ۸/خرداد/۹۳
شماره ارسال: #14
|
|||
|
|||
|
جزاکم الله.
من جزو گروه دومم اگه خدا بخواد. میشه یکم مراقبه رو تشریح کنید و دستور العمل بدید ؟ ممنون. |
|||
|
|
۱۳:۱۸, ۱۳/تیر/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۳/تیر/۹۳ ۱۳:۱۹ توسط MESSENGER.)
شماره ارسال: #15
|
|||
|
|||
(۸/خرداد/۹۳ ۲۰:۴۰)مصطفای جبهه ها نوشته است: جزاکم الله. مراقبه در اخلاق و عرفان اسلامي ،يکي از مراحل تزکيه نفس ،به شمار مي رود. تزکيه نفس که بر طبق ايه شريفه «قد افلح من زکيها»(9/شمس)به هدف رستگاري و فلاح انجام مي گيرد؛ داراي مراحلي از جمله :مشارطه،مراقبه،محاسبه،معاقبه،مجاهده و معاتبه مي باشد. پس از اينکه سالک با نفس خود،وظايف و نحوه سلوک و راه رستگاري و رسيدن به حقتعالي را شرط کرد(مشارطه)؛بايد به مراقبه و مواظبت بر اعمال خود کند. اين مراقبه ،مستلزم اين است که بدانيم خداي متعال بر ضمير ما اگاه است و مراقب اعمال بندگان مي باشد. هدف از مراقبه نيز ديدن مراقبت کننده (خداي متعال) در همه حال و رسيدن به او مي باشد. مراقبه انواع مختلفي دارد از جمله : 1.مراقبه صديقان: که دل ايشان، مبهوت جلال صفات خداي متعال گشته و جوارح، تحت تاثير او مي باشد. 2.مراقبه پرهيزکاران:که يقين بر نظارت خداي متعال بر اعمال خود دارند، اما جلال حق ،آن ها را مبهوت نگردانيده است و اين گروه دائما بايد در اعمال خود مراقبت نمايند. (احياء علوم الدين، محمد غزالي، 4/696-709) مراقبه در اين معنا هم قبل از اعمال و هم بعد از اعمال صورت مي گيرد.در واقع مراقبه در اخلاق و عرفان اسلامي براي پاکسازي جوارح و جوانح از الودگي است تا انسان شايستگي حضور در محضر خداي متعال را پيدا نمايد و در يک جمله مراقبه يعني پاکسازي خود براي رسيدن به خدا.. به بیانی دیگر: پس از مشارطه بايد در طول روز مراقب شرطي كه كرده ايد باشيد و بدانيد كه عالم محضر حضرت حق است و او مراقب اعمال ماست و اين توجه را تا شب ادامه دهيد. اين همان معناي مراقبه است. در هنگام شب به محاسبه اعمال روزانه بپردازيد و از نفس خود حساب بكشيد. هر عمل نيكي كه انجام گرفته از خداوند تعالي ببينيد و شاكر او باشيد و هر معصيت يا كوتاهي كه شده عذر خواه درگاه الهي بوده و تصميم بگيريد فردا جبران كنيد.
|
|||
|
|
۱۴:۵۰, ۱۳/تیر/۹۳
شماره ارسال: #16
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
مراقبه رو که خیلی خوب و عالی توضیح دادن در مورد " محاسبه " هم می تونید به این تاپیک مراجعه کنید. خیلی خوب مباحث و ریزه کاریاشو گفته : |
|||
|
|
۱۸:۳۱, ۱۴/تیر/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۴/تیر/۹۳ ۱۸:۴۱ توسط میثاق.)
شماره ارسال: #17
|
|||
|
|||
|
به نام خدا ﺍﯼ ﺷﻤﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺭﻭﺯﻩ ﻣﯿﮕﯿﺮﯼ !!!فکر نکن ﺭﻭﺯﻩ ﮔﺮﻓﺘﻦ ﻓﻘﻂ ﻧﺨﻮﺭﺩنه ! 30 ﺭﻭﺯ ﺩﺭﻭﻍ ﻧﮕﻮ... 30 ﺭﻭﺯ ﻏﯿﺒﺖ ﻧﮑﻦ... 30 ﺭﻭﺯ ﺗﻬﻤﺖ ﻧﺰﻥ... 30 ﺭﻭﺯ ﭼﺸﻤﺎﺕ ﺭﻭ ﭘﺎﮎ ﻧﮕﻪ ﺩﺍﺭ... 30 ﺭﻭﺯ ﯾﺎﺩ ﺑﮕﯿﺮ ﺑﺎ ﺍﺣﺴﺎﺳﺎﺕ ﮐﺴﯽ ﺑﺎﺯﯼ ﻧﮑﻨﯽ ﻭ ﺩﻝ ﮐﺴﯽ ﺭﻭ ﻧﺸﮑﻨﯽ 30 ﺭﻭﺯ ﺁﺩﻡ ﺑﻮﺩﻥ ﺭﻭ ﺗﺠﺮﺑﻪ ﮐﻦ پس نناﺯ ﺑﻪ ﮔﺸﻨﮕﯿﺖ... . . . . . حضرت آیت الله بهجت(رحمة الله علیه): *خدانکند حرام درنزدانسان زینت داده شود.این یک بیماری قلبی است که انسان بدان مبتلامیشود،و باوجودراههای حلال که نیازش رابرآورده میکندخودرابه حرام گرفتارمی نماید.انسان میتواندبه اختیارخویش همنشین سلمان و ابوجهل گردد* * * * * * دوستان عزیز اگه میخواید در مورد گناهان و استغفار و اینکه چه گناهانی رو خدا نمیبخشه و ....پیشنهاد میکنم این کتاب رو حتما حتما حتما بخونید خیلی کمکتون میکنه: تجربه شیرین ندامت(رمز آشتی با امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) و برکات استغفار) تالیف آقای محمدحسین یوسفی انتشارات دلیل ما... |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| چرا گناه می کنیم؟p# | نسیم | 24 | 15,327 |
۷/خرداد/۹۷ ۱۶:۴۵ آخرین ارسال: علی 110 |
|
| تقوا چیست؟ چگونه بدست می آید ؟ چگونه تقویت میشود؟ آثارش چیست؟ (مقاله ی ویژه)#$ | علی 110 | 32 | 34,768 |
۸/شهریور/۹۶ ۹:۰۵ آخرین ارسال: عبدالرحمن |
|
| بدتر از گناه !!... | مصباح | 0 | 1,276 |
۱۳/فروردین/۹۴ ۰:۱۱ آخرین ارسال: مصباح |
|
| یافتم، یافتم!!!! چه جوری میشه از گناه بدم بیاد؟؟(پست ویژه)$# | علی 110 | 32 | 19,620 |
۲۹/آذر/۹۳ ۲۲:۱۵ آخرین ارسال: Tolou |
|
| دلایل عصمت (از گناه و اشتباه) پیامبر (صلوات الله علیه و آله) | وحید110 | 7 | 4,388 |
۱۳/اسفند/۹۲ ۱:۲۲ آخرین ارسال: وحید110 |
|
| تنها گناه نابخشودنی در درگاه الله تعالی | عالم مقدس ملکوت | 77 | 34,495 |
۱۴/دی/۹۲ ۱۷:۱۲ آخرین ارسال: علی 110 |
|













