|
اثبات امامت مولا علی (علیه السلام) مباحثه
|
|
۲:۱۰, ۷/اسفند/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۷/اسفند/۹۲ ۳:۴۳ توسط عایشه.)
شماره ارسال: #102
|
|||
|
|||
(۱/اسفند/۹۲ ۷:۰۱)وحید110 نوشته است: خلاصتابسم الله الرحمن الرحیم بابت تاخیرم عذرخواهی میکنم. کم مشغله پیش آمد. بنده سابقا به شما گفتم محال است بتوانید امامانی مشابه ائمه شیعه در تاریخ بیابید که می بینیم نتوانستید. اما در خصوص این حدیث : این حدیث بدون شک در صحیحین ثبت شده است و پیامبر در غزوهی تبوک این را به علی گفت. هر گاه پیامبر راهي غزوه يا سفر عمره یا حج بود، يكي از اصحابش را بر مدينه جانشین میکرد. همانگونه که در غزوهی ذیأمر، عثمان را، و در غزوهی بنیقینقاع بشیر بن عبدالمنذررا جانشین خود بر مدینه کرد. و موقعی که با قریش جنگید ابنأممکتوم را جانشین قرار داد. محمد بن سعدو غیر او آن را ذکر کردهاند. بديهی است که پیامبراز مدینه خارج نمیشد تا این که جانشینی برای خود قرار میداد. مسلمانان هم كساني را ذكر كردهاند كه پيامبر به عنوان جانشين قرار داده است. پیامبر برای دو عمرة حدیبیه و عمره قضاء و برای حجة الوداع و برای بیش از بیست غزوه از مدینه خارج شده و سفر کرده اند. و در همه این حالتها برای خود جانشین قرار داده اند. در مدینه مردان زیادی بودند که پیامبر آنان را جانشین خود بر مردم قرار داده است. هنگامی که پیامبربه غزوهی تبوک رفتند – که آخرین غزوه ایشان بود – و در هیچ غزوهاي مانند آن مردم شركت نكرده بودند و جز زنان و كودكان يا افراد ناتوان و معذور يا منافقين همه در آن شركت داشتند و جز آن سه نفر كه بعداً توبه آنها پذيرفته شد مردان مؤمن در مدينه نبودند مانند دفعات سابق كه مردي را بر ايشان جانشين قرار ميداد. [b]پس جانشيني اين دفعه از جانشيني هاي عادي ضعيفتر بود؛ زيرا در مدينه مردان قوي و نيرومند و چابك باقي نمانده بودند، آنگونه که در سفرها و غزوههاي قبلی، در مدینه مردان توانایی از مؤمنین باقی مانده بودند تا این جانشینی را بر اهل مدینه به عهده گیرند. پیامبر در همه غزوهها جانشین قرار داده بود، مانند غزوهی بدر کبری و صغری، غزوهی بنی مصطلق، غابه، خیبر، فتح مکه و سایر غزوههای که در آنها جنگ اتفاق نيفتاده است. پيامبردر حدود بيست غزوه شرکت داشته و جز موارد اندك بر مدينه جانشين گمارده اند. هر بار كه راهي جنگ ميشد در مدينه مرداني بهتر از وقت غزوهی تبوك در مدينه باقي ميماندند، پس جانشيني همه كساني كه قبل از علي بر مدينه جانشين شدهاند از جانشيني علي بهتر بود، به همین علت، علي(علیه السلام) (وقتي كه فهميد جانشين پيامبر بر مدينه ميشود) نزد پیامبر آمد و گریه کرد و گفت: آیا من را همراه زنان و کودکان در مدینه ترک میکنی؟ و گفته شده: بعضی از منافقان به علی (علیه السلام) طعنه زدند و گفتند: چون پیامبر او را دوست ندارد او را جانشین قرار داده. بعد پیامبر برای او بیان کرد که به خاطر امانت داری تو را جانشین قرار دادهام، و جانشين كردن نشان عیب و نقص نیست. چگونه اين نقص است حال آنكه موسی هارون را بر قومش جانشین قرار داد. پس اگر این نقص است، چرا موسی با هارون این کار را کرد؟ قلب علی (علیه السلام) با این توضيح خشنود شد و پیامبربیان فرمود که جنس جانشینی نشان از کرامت و امانتداری کسی است که به جانشینی گمارده شده است، نه اینکه تحقير و خائن معرفي كردن باشد. چون جانشين از ديد پیامبرپنهان بود ولي همه اصحاب همراه ایشان خارج شدند. هنگامی که پادشاهان و غیر آنها براي جنگ يا هر جاي ديگر خارج شوند کسانی را همراه خود میبرند که استفاده و همكاري بيشتري برايشان داشته باشند و به مشاوره و زبان و دست و شمشیرشان احتیاج داشته باشند. کسی که در شهر ميماند اگر امور زيادي وجود نداشته باشد كه نياز به سیاست داشته باشد، نياز به چنين مرداني نيست. بنابراين برخي گمانشان بر اين بود كه اين به خاطر ارزش قائل نشدن براي علي (علیه السلام) و پايين آوردن جايگاه اوست، چون در موقعيت مهم و تعيين كنندهاي قرار نگرفته كه نياز به تلاش و جديت داشته باشد، بلکه او را در جایی قرار داده که به سعی و نظر احتیاجی ندارد. اما پیامبر بیان كرد که جنس جانشیني عیب و نقص نیست، چون اگر چنين بود موسی با هارون این کار را نمیکرد. و این جانشینی مثل جانشینی هارون نیست، چون قوم موسي و لشكريان نزد هارون بودند و موسي تنها رفته بود. برعکس جانشینی پیامبر كه همه سربازان و لشکر با او بودند جز زنان و کودکان و یا افراد معذور و نافرمان کسی در مدینه باقی نمانده بود. كسي كه میگوید: این به منزله این است و یا این مثل این است، مانند تشبیه چیزی به چیز دیگر است و این تشبیه وقتی ممکن است که شیوه و روش آن دو چیز به هم نزدیک یا مثل هم باشند بدون در نظر گرفتن مساوات در همه چیز. تشبیه علی(علیه السلام) به هارون از آن جهت است که هر دو در غیاب سرورشان جانشین بودند و این جانشین سپردن از طرف پیامبر چیزی مخصوص علی[b](علیه السلام) نبوده است بلکه پیامبر غیر از علی(علیه السلام) کسانی دیگر را جانشین قرار داده که بيش از علی(علیه السلام) در غزوهها بودهاند و هنگامی که جانشین پیامبر قرار میگرفتند و علی(علیه السلام) هم در مدینه همراه آنها بود، این جانشینی آنها عامل و باعث اولیت و برتري آنها بر علی(علیه السلام) نشده بود، پس چگونه استخلاف در غزوات موجب تفضیلشان بر علی(علیه السلام) - که جانشین بود - میشود؟ پیامبر گاهي بیش از یک نفر را بر مدينه جانشین قرار میداد و نسبت همه آنها به پيامبرمانند نسبت هارون به موسی بوده است از این جهت که مانند علی(علیه السلام) و هارون در غیاب سرورشان جانشین بودند. البته جانشینی آنها بر كساني بوده كه به مراتب بهتر بودند از افرادي كه در غزوهی تبوک در شهر بودند، در موارد قبل به جانشینی قوی و توانا نیاز شدید داشتند چون از دشمن میترسیدند که بر مدینه تسلط یابد. با توجه به شرایط مذکور سال تبوک در واقع سال پر برکتی بود بدین لحاظ که تعداد زیادی از عرب حجاز مسلمان شدند و مسلمانان، مکّه را فتح کردند و دین اسلام با عزتی که یافته بود نمایان شد و با این دلیل خداوند به پیامبرش أمر کرد که با اهل کتاب شام وارد مبارزه شود، مدینه هم نیازمند کسی نبود که در آن با دشمن بجنگد. به همین دلیل پیامبر هیچ یک از جنگاوران را نزد علی(علیه السلام) باقی نگذاشت، بلكه همه را با خود همراه كرد. بر عکس سایر غزوهها که جنگاورانی را در مدینه برای دفاع از آن همراه جانشین باقی میگذاشت. هر کس دیگری غیر از علی (علیه السلام) که جانشین قرار گرفته، چون گمان نكرده که جانشینی عیب و نقص است نیاز نبوده که مانند این کلام طولانی از او خبر دهد. در حدیث چیزی نیست دلالت بر آن کند که غیر علی(علیه السلام) نسبتش به پیامبر مانند نسبت هارون به موسی نیست. همانگونه که وقتي بر شخصي حد باده گساري اجرا ميكردند و كسي او را نفرين كرد، رسول خدا از لعن و نفرين او نهي كرد و فرمود: «دعه فإنه يحب الله ورسوله» او را به حال خود بگذار، چون او خدا و رسولش را دوست دارد. اين دليل نيست بر اينكه غير او خدا و رسولش را دوست ندارند، بلكه چون نياز به اين بيان بود چنين فرمود. خلاصه، جانشینی در حال حیات نوعی نیابت است که هر ولی أمر به آن نیاز پیدا میکند و آن بدین معنا نیست که هر کس شایستگی جانشینی در حیات ولی امر داشت بعد از مرگش هم آن شایستگی را دارد؛ زيرا پیامبر چندين نفر را در حال حیات جانشین خود کرده است که در میان آنها کسانی بودند که شایستگی جانشینی بعد از مرگ رسول را نداشتهاند مانند: بشیر بن عبدالمنذر و غیره.
|
|||
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| پذیرش ولایت علی علیه السلام شرط ایمان در ادیان پیش از اسلام!! | علی 110 | 39 | 27,310 |
۵/شهریور/۰۱ ۸:۵۱ آخرین ارسال: علی 110 |
|
| هفتاد فضیلتی که فقط حضرت علی (علیه السلام) آن ها را داشت | ghoran | 7 | 3,232 |
۱۵/مرداد/۹۴ ۹:۳۱ آخرین ارسال: zaviyehdid |
|
| مهم ترین درس قیام امام حسین (علیه السلام) | ghoran | 4 | 2,625 |
۱۵/مرداد/۹۴ ۸:۴۵ آخرین ارسال: zaviyehdid |
|
| 《~■~ خضر نبی(علیه السلام) در سوگ امیر(علیه السلام) ~■~》 | آوا | 0 | 1,245 |
۱۷/تیر/۹۴ ۱۲:۴۳ آخرین ارسال: آوا |
|
| روز خاتم بخشی حضرت علی (علیه السلام) | aboutorab | 3 | 2,431 |
۲۷/مهر/۹۳ ۱۶:۰۳ آخرین ارسال: آفتاب |
|
| چرا «حبّ علی علیه السلام» نشانه ایمان است، نه حبّ پیامبر اکرم | راوی110 | 0 | 1,511 |
۱۹/مهر/۹۳ ۱۵:۱۷ آخرین ارسال: راوی110 |
|
| امیرالمومنین شناسی به تعلیم امام صادق علیه السلام!!!! | علی 110 | 9 | 5,878 |
۱۰/اسفند/۹۲ ۱۳:۴۹ آخرین ارسال: ali-0110 |
|








