|
《~》 بر رسول(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) چه گذشت؟ 《~》
|
|
۹:۲۳, ۳۱/اردیبهشت/۹۴
شماره ارسال: #3
|
|||
|
|||
|
《~》بر رسول(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) چه گذشت؟ 《~》 ✔ خرافات و افسانه پرستي اعراب ✔ ■■ خورشید سیه پوش می شود روزی يگانه فرزند ذکور(پسر) حضرت پيامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)، به نام ابراهيم درگذشت. پيامبر در مرگ وي غمگين و دردمند بود؛ و بي اختيار اشك از چشمان او سرازير مي شد. روز مرگ او خورشید گرفتگی ایجاد شد، ملّت خرافي و افسانه پسندِ عرب، گرفتگي خورشيد را نشانه عظمت مصيبت پيامبر دانسته و گفتند: آفتاب براي مرگ فرزند پيامبر گرفته است. پيامبر اين جمله را شنيد، بالاي منبر رفت و فرمود: آفتاب و ماه، دو نشانه بزرگ از قدرت بي پايان خدا هستند و سر به فرمان او دارند، هرگز براي مرگ و زندگي كسي نمي گيرند. هر موقع ماه و آفتاب گرفت، نماز آيات بخوانيد. در اين لحظه از منبر پايين آمد، و با مردم نماز آيات خواند. فكر گرفتگيِ خورشيد، به خاطر مرگ فرزندِ صاحب رسالت، گر چه عقيده مردم را نسبت به وي راسختر مي ساخت؛ و در نتيجه به پيشرفت آيين او كمك مي كرد؛ ولي او هرگز راضي نشد كه موقعيتش از طريق افسانه در دل مردم محکم شود.(1) قرآن مجيد اهداف مقدس بعثت پيامبر اسلام (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) را با جمله هاي كوتاهي بيان كرده است. ➣ يكي از آنها كه شايان توجه بيشتري مي باشد، اين آيه است: « و يضع عنهم اصرهم و الاغلال التي كانت عليهم؛ پيامبر اسلام، تكاليف شاق و غل و زنجيرهايي را كه بر آنها است بر مي دارد.(2) » اكنون بايد ديد مقصود از غل و زنجيري كه در دوران طلوع فجر اسلام، به دست و پاي عرب دوران جاهليت بود؛ چيست؟ مسلماً در این آیه، منظور غل و زنجير آهنين نيست؛ بلكه منظور همان اوهام و خرافاتي است كه فكر و عقل انسان ها را از رشد و نمو باز داشته بود و مطمئناً این غل و زنجیر فکری به مراتب بدتر از غل و زنجیر آهنین است. يكي از بزرگ ترين افتخارات پيامبر گرامي اين است كه: با خرافات و اوهام و افسانه و خيال مبارزه نمود. رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) در این باره فرمودند: من براي اين آمده ام كه قدرت فكري بشر را تقويت كنم و با هر گونه خرافات به هر رنگ كه باشد، حتي اگر آن خرافه به پيشرفت هدفم كمك كند سرسختانه مبارزه نمايم.(3) ¤¤ مبارزه با خرافات در کودکی مبارزه رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) با افسانه و خرافه، كه نمونه بارز آن، مبارزه با بت پرستي و الوهيت هر شی ای بود؛ نه تنها شيوه ي دوران رسالت ایشان بود، بلكه حتّي در دوران كودكي با اوهام و خرافات مبارزه مي نمودند. برای مثال وقتی محمد(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) حدوداً چهار سال داشت و در کنار دایه اش حلیمه زندگی می کرد، روزی حلیمه محمد را شستشو داد و به موهايش روغن زد و به چشمانش سرمه كشيد، و براي اينكه ديوهاي صحرا به او صدمه نرسانند، يك مهره ي يماني كه در نخ قرار گرفته بود، براي محافظت به گردن او آويخت. محمد(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) مهره را از گردن درآورد و به مادر خود چنين گفت: مادر جان آرام باش، خداي من كه پيوسته با من است، نگهدار و حافظ من است.(4) ↯ مصادیق خرافه گرایی اعراب ↯ ➣1.آتش افروزي براي آمدن باران شبه جزيره عربستان، در بيشتر فصول با خشكي روبرو است. مردم آنجا براي فرود آمدن باران، چوب هايي را از درختي به نام «سلع » و درخت زودسوز ديگري به نام « عشر » گرد مي آوردند و آنها را به دم گاو بسته، گاو را تا بالاي كوه مي راندند. سپس چوبها را آتش زده، به خاطر وجود موادِ محترقه در چوبهاي «عشر»، شعله هاي آتش از آن بلند مي شد و گاو بر اثر سوختگي شروع به دويدن و اضطراب و نعره زدن مي كرد؛ و آنان اين عمل ناجوانمردانه را، به عنوانِ يك نوع تقليد و تشبيه به رعد و برق آسماني انجام مي دادند. شعله هاي آتش را به جاي برق، و نعره ي گاو را به جاي رعد، محسوب مي داشتند و اين عمل را در نزول باران مؤثر مي دانستند. ➣2. اگر گاو ماده آب نمي خورد، گاو نر را مي زدند: گاوهاي نر و ماده را براي نوشيدن آب كنار جوي مي بردند، گاهي مي شد كه گاوهاي نر، آب مي نوشيدند ولي گاوهاي ماده لب به آب نمي زدند، آنان تصور مي كردند كه علّتِ امتناع آنها، همان وجود ديوها است كه در ميان شاخ هاي گاو نر جا گرفته اند و نمي گذارند گاوهاي ماده آب بنوشند و براي راندن ديوها به سر و صورت گاوهاي نر مي زدند. ➣3.حبس شتر در کنار قبر اگر مرد بزرگي فوت مي كرد، شتري را در كنار قبر او در ميان گودالي حبس مي كردند، و آب و علف به او نمي دادند، تا جان سپرد، و متوفّي روز رستاخيز بر آن سوار شود و پياده محشور نگردد. و یا از آنجا كه شخص متوفي، در دوران زندگي براي عزيزان و مهمانان خود، شتر نحر مي كرد؛ براي تكريم از متوفّي و سپاسگزاري از او، بازماندگانش در پاي قبر او شتري را به طرز دردناكي پي مي كردند. ➣4.سایر مصادیق خرافات براي رفع نگراني و ترس، از وسايل زير استفاده مي كردند: موقعي كه وارد دهي مي شدند و از بيماري وبا، يا ديو مي ترسيدند، براي رفع ترس در برابر دروازه ي روستا، 10 بار صداي الاغ در مي آوردند و گاهي اين كار را با آويختنِ استخوان روباه به گردن خود، توأم مي نمودند. و اگر در بياباني گم مي شدند، پيراهن خود را پشت و رو مي كردند و مي پوشيدند. موقع مسافرت كه از خيانت زنان خود مي ترسيدند، براي كسب اطمينان نخي را بر ساقه يا شاخه درختي مي بستند، موقع بازگشت اگر نخ به حال خود باقي بود، مطمئن مي شدند كه زن آنها خيانت نورزيده است، و اگر باز، يا مفقود مي گرديد، زن را به خيانت متهم مي ساختند. اگر دندان فرزند آنان مي افتاد، آن را با دو انگشت به سوي آفتاب پرتاب كرده مي گفتند: آفتاب! دندان بهتر از اين بده. زني كه بچه اش نمي ماند؛ اگر هفت بار بر كشته ي مرد بزرگي قدم مي گذاشت، معتقد بودند كه: بچه ي او باقي مي ماند و..... اين بود مختصري از انبوه خرافاتي كه محيط زندگي اعرابِ دوران جاهليت را تاريك و سياه، و فكر آنها را از پرواز به اوج تعالي باز داشته بود. ⇦⇦مبارزه اسلام با خرافات، رسالت پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)⇨⇨ عقايد تمام ملل جهان، روز طلوع ستاره اسلام، با انواعي از خرافات و افسانه ها آميخته بود و افسانه هاي يوناني و ساساني بر افكار مللي كه مترقي ترين جامعه ي آن روز به شمار مي رفتند؛ حكومت مي كرد. با بررسی کتب تاریخی می توان دریافت که بزرگ ترين سد، در برابر پيشرفت آيينِ اسلام، همان افسانه ها بوده است؛ و از اين جهت پيامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) با تمام قدرت مي كوشيد كه آثار «جاهليت » را، كه همان افسانه و اوهام بود از ميان بردارد. و به همین دلیل هنگامي كه رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) « معاذ بن جبل » را به يمن اعزام نمود، به او چنين دستور داد: اي معاذ، آثار جاهليت و افكار و عقايد خرافي را، از ميان مردم نابود كن و سنن اسلام را كه همان دعوت به تفكر و تعقل است، زنده نما. اسلام با اين خرافه ها، از طرق مختلفي مبارزه كرده است. هنگامي كه عده اي از اعراب بياباني كه با آويزه جادويي و قلاده هايي كه در آنها سنگها و استخوانها به بند كشيده مي شد، بيماران خود را معالجه مي كردند، خدمت رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) شرفياب شدند و درباره مداوا با گياهان و داروهاي طبي پرسش نمودند؛ ✔رسول اكرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) فرمودند: لازم است بر هر فرد بيمار سراغ دارو رود، زيرا خدايي كه درد را آفريده دارو نيز آفريده است.(5) علاوه بر این، بسیاری از اعمال اعراب با حیوانات کاملاً مخالف دستورات دین است. برای مثال رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) در باره ی حقوق حیوان سواری بر صاحبش می فرمایند: در هر منزلي فرود آمد آنرا علوفه دهد، اگر ازآبي مي گذرد آنرا بر حيوان عرضه بدارد، به صورتش تازيانه نزند، موقع سخن گفتن طولاني بر پشت آن قرار نگيرد، بار زيادتر از توانائي بر آن حمل نكند، حيوان را به پيمودن راهي كه از توانائي آن بيرون است واندارد.(6) پی نوشت: 1. بحار الانوار، ج22، ص155 2. اعراف، آیه157 3. فروغ ابدیت، جعفر سبحانی، ص34 4. بحارالانوار، ج6، ص92 5. التاج، ج3، ص178 6. من لا یحضره الفقیه، شیخ صدوق، ص228 منبع: فروغ ابدیت، جعفر سبحانی، صص33-41 اریحا mastoor.ir |
|||
|
|
|
|
| 1 میهمان |
| پیام در این موضوع |
|
《~》 بر رسول(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) چه گذشت؟ 《~》 - آوا - ۱۸/اردیبهشت/۹۴, ۱۲:۵۵
پاسخ به: 《~》 بر رسول(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) چه گذشت؟ 《~》 - آوا - ۲۱/اردیبهشت/۹۴, ۲:۲۰
پاسخ به: 《~》 بر رسول(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) چه گذشت؟ 《~》 - آوا - ۳۱/اردیبهشت/۹۴ ۹:۲۳
|
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) رحلت یا شهادت؟= | zarati313 | 104 | 32,888 |
۲۱/آذر/۹۵ ۱۹:۱۶ آخرین ارسال: عمار94 |
|
| سالروز ازدواج حضرت محمد(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و حضرت خدیجه(سلام الله علیها) | عبدالرحیم | 11 | 29,601 |
۲۱/آذر/۹۵ ۱۶:۱۶ آخرین ارسال: mahdy30na |
|
| .::صادق آل محمد (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)::. | میلاد.م | 91 | 29,477 |
۳/شهریور/۹۳ ۱۰:۳۸ آخرین ارسال: مصطفي مازح7610 |
|
| غزوات و جنگ های صدر اسلام و زمان پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)!! | m.hossein | 26 | 15,772 |
۲۸/دی/۹۲ ۱۳:۲۴ آخرین ارسال: m.hossein |
|
| جانشینی بعد از پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)مباحثه | وحید110 | 21 | 12,901 |
۱۳/شهریور/۹۱ ۱۵:۳۳ آخرین ارسال: وحید110 |
|






