کانال بیداری اندیشه در تلگرام



موضوع بسته شده  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 3 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
فصل الخطابی بر اختلاف شیعه و سنی (مقاله ی ویژه)#
۱۱:۱۳, ۳/اسفند/۹۰ (آخرین ویرایش ارسال: ۸/فروردین/۹۱ ۱۹:۱۶ توسط علی 110.)
شماره ارسال: #1
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم
مقاله ی بسیار ارزشمندی که تقدیم میشود برگرفته از مقاله ی ارزشمند جناب استاد سيد محمد حسيني قزويني است که با اندکی دخل و تصرف تقدیم میگردد
حقیر توصیه اکید دارم که با دقت تمام این مقاله را با حوصله مطالعه فرماید
مطمئنا دوستانی که با حقیر آشنا هستند میدانند که من بی علت تأکید بر خواند مطلبی نمیکنم
بارها به دوستانمان توصيه كرده ايم كه اگر بخواهيم فرهنگ شيعه را در سطح بين الملل و در ميان جوانان اهل سنت و وهابي منتشر كنيم، راه خشونت، نه تنها پاسخ نمي دهد، بلكه نتيجه معكوس دارد. بايد خودمان را ملتزم به ادبيات قرآني بكنيم. خداوند در قرآن درباره أعدّ اعداء توحيد، يعني فرعون - كه تنها كسي است كه براي اولين بار گفته است «أنا ربكم الأعلي» - وقتي مي خواهد حضرت موسي و هارون (عليهم السلام) را سراغ او بفرستد، دستور مي دهد و امر مي كند كه:

فَقُولَا لَهُ قَوْلًا لَيِّنًا لَعَلَّهُ يَتَذَكَّرُ أَوْ يَخْشَى (سوره طه/آيه44)

با او با نرمي سخن بگوييد.


در خانه اگر كس است يك حرف بس است

مادامي كه ما نتوانيم فرهنگ «قول لين» (کلام نرم) را در خودمان زنده كنيم، اين را بدانيم كه در راه نشر فرهنگ شيعه، قطعا موفق نخواهيم بود. وقتي درباره خلافت اميرالمؤمنين (عليه السلام) مي خواهيد بحث كنيد، اگر 4 تا فحش به خلفاء و صحابه يا به اهل سنت بدهيد، قطعا نه تنها آنها به سخنان شما ارزش قائل نمي شوند، حتي حاضر نمي شوند يك ثانيه هم پاي بحث شما بنشينند. شما اين بحث را فقط براي بچه شيعه كه نمي خواهيد مطرح كنيد. كلام امام رضا (عليه السلام) است كه مي‌گويد:


فإن الناس لو علموا محاسن كلامنا لاتبعونا

وسائل الشيعة، ج27، ص92 - عيون أخبار الرضا (علیه السلام)، ج2، ص275


مراد از «الناس» اهل سنت است. در تمام روايتي كه واژه «الناس» بكار رفته است، مراد، اهل سنت است.

اگر اين اهل سنت زيبائي هاي كلام ما را بشنوند، بي اختيار به طرف ما كشيده مي شوند.


در طول تاريخ هم، ورود به عرصه تبليغ فرهنگ شيعه، با خشونت و سب و شتم و اهانت، موفقيت نداشته است. ما نه تنها بايد در برابر مخالفان با نرمش حرف بزنيم، بلكه بايد بزرگان آنها را با لفظ آقا و جناب هم خطاب كنيم، مثلا آقاي ابوبكر، جناب عمر و ... . اين، نشانگر ادب شماست. در مباحث علمي كه جنگ و جدال نداريم. ما عقيده خودمان را داريم و آنها هم عقيده خودشان را. به تعبير علامه شهيد مطهري:

ضمن اينكه وحدت را از ضروريات مذهب خود و منطق قرآن مي دانيم، ولي حاضر نيستيم بخاطر وحدت‌، از يك مستحب يا مكروه كوچكمان هم دست برداريم.


اينها را قابل معامله نمي دانيم. از طرف ديگر هم، بحث تبرّي و تولّي ما، سر جاي خودش است. معتقديم كه بدون تبرّي، تولّي محقق نمي شود. بدون «لا إله»، «إلا الله» معنا پيدا نمي كند. تمام اينها سر جاي خودش است. ولي فرهنگ گفتگو و ادبيات مناظره و حوار، بايد در عرصه تعاملات حفظ شود. ما نه تنها در عرصه گفتگو، بايد از ادبيات ويژه قرآني استفاده كنيم:

و قولوا للناس حسنا
(سوره بقره/آيه 83)

بلكه بايد در برابر اهانت هاي حريف هم، خودمان را مزين به ادبيات قرآني كنيم:

و إذا خاطبهم الجاهلون قالوا سلاما
(سوره لقمان/آيه 63)



نظرمان بر اين است كه بايد در حوزه هاي علميه و دانشگاه هايمان، فرهنگ و ادبياتي كه اهل بيت (عليهم السلام) با مخالفين خود داشتند را نهادينه كنيم. مادامي كه اين فرهنگ و ادبيات اهل بيت (عليهم السلام) در تعامل با مخالفين در حوزه هاي علميه ما نهادنيه نشده باشد و در نهادهاي فرهنگي ما لباس عمل نپوشد،‌ بدانيم كه كارهاي ما نتيجه بخش نخواهد بود. شما وقتي عكس‌العمل تند نشان بدهيد، او هم عكس‌العمل تند نشان خواهد داد.


روايتي در بحار الانوار و تفسير صافي و ... آمده است كه:

قيل له: إنا نرى في المسجد رجلا يعلن بسب أعدائكم و يسبهم، فقال: ما له؟ لعنه الله، تعرض بنا، قال الله: «و لا تسبوا الذين يدعون من دون الله فيسبوا الله عدوا بغير علم ...
(سوره انعام/آيه108)».

به امام صادق (عليه السلام) آمدند گفتند كه يا بن رسول الله! يكي از دوستان شما در مسجد نشسته و علنا نسبت به دشمنان شما ناسزا مي‌گويد. امام صادق (عليه السلام) گفت: او را چه شده است؟ خداوند لعنت كند او را كه ما را در معرض ناسزاي مخالفين قرار داد و سپس اين آيه را خواند: «به كساني كه غير از خدا را مي پرستند، ناسزا نگوييد، چون آنها هم خداي شما را ناسزا مي گويند».

بحار الأنوار، ج71، ص217 - تفسير صافي فيض كاشاني، ج2، ص148


وقتي شما به مقدسات آنها اهانت يا جسارت مي كنيد، آنها هم برمي گردند اهانتي تند تر از اهانت شما مي گويند.

گاهي وقت ها، كساني كه مي خواهند از اهل بيت (عليهم السلام) دفاع كنند، بلد نيستند و ضربه مي زنند.


ما مصداقي از اين قضيه را گفتيم و در تجربياتي كه در طول اين 25 سال داشته ام، مشابه اين قضايا زياد ديدم. وقتي يك جوان يا روحاني شيعه كتابي مي نويسد و اول كتابش را با فحش هاي ركيك به خلفاء و صحابه و اهل سنت شروع مي كند، آنها هم از آن طرف عكس‌العمل نشان مي دهند.

يكي اساتيد بزرگوار حوزه علميه مي خواست كتابي بنويسد در جواب كتاب آقاي گنجي كه در مورد معاويه نوشته بود و با من هم مشورت كرد و من هم گفتم كه به صلاح نيست اين كتاب منتشر شود. اين استاد، در مورد معاويه نوشته بود كه مثلا او زنازاده بود و چندين پدر داشت و ... . همه را بدون مدرك گفته بود. در چاپ هفتم همان كتابِ آقاي گنجي، نوشته است كه مراجع عظام شيعه، صيغه زاده و زنا زاده هستند.


آيا اين درست است؟!

بالاترين جمله را اميرالمؤمنين (عليه السلام) در نهج البلاغه، در خطبه 16 در مورد معاويه دارد و مي‌گويد:


فوالذي فلق الحبة و برأ النسمة ما أسلموا و لكن استسلموا و أسروا الكفر، فلما وجدوا أعوانا عليه أظهروه.

معاويه و يارانش كه در فتح مكه ظاهرا اسلام آوردند، مسلمان نشدند و كفر را در سينه خود پنهان كرده بودند تا در فرصت مناسب، كفر خود را اظهار كنند (در جنگ صفين هم اين فرصت را يافتند).


آيا از اين بهتر مي‌شود؟

با آن نوشته هاي شما، جز اينكه آنها موضع بگيرند و به مقدسات و علماي شما جسارت كنند، نتيجه اي ندارد؛ ولي كلام اميرالمؤمنين (عليه السلام) فصل الخطاب است و چيزي نمي توانند بگويند.


وقتي تندي كنيم، عكس‌العمل تندي هم مي بينيم.

لذا، من مي بوسم دست كساني را كه در اين وادي مي آيند و به اين بوسه هم افتخار مي كنم. يا در اين وادي دفاع از اهل بيت (عليهم السلام) و ولايت و پاسخگوئي به شبهات نيفتند و يا اگر وارد شدند، تلاش كنند كه آداب مناظره و ادبيات حواري را رعايت كنند.


يا نام سكندري تو بردار يا رسم سكندري نگهدار

هر مسيري، ادبيات ويژه خودش را مي طلبد.




اما در رابطه با حرف هاي آقاي قرضاوي:


ايشان در طول اين مدت، سه چهار بار مصاحبه كرده است. چون اولين مصاحبه ايشان عليه شيعه، هشتم ماه رمضان بود. در آنجا گفت:

اما الشيعة مسلمون و لكن مبتدعون و يكمن في محاولتهم غزو المجتمع السني و هم يستطيعون بما لديهم من ثروات بالميلياردات و كوادر مجربة علي التبشير بالمنهج الشيعي.


شيعيان مسلمان هستند، ولي ما آنان را بدعت گذار مي دانيم. تمام تلاش شيعيان اين است كه تمام جوامع اهل سنت را قبضه و فتح كنند. اينها، ثروت هاي ميلياردي و نيروهاي آموزش ديده و ورزيده اي براي تبليغ فرهنگ شيعه در اختيار دارند.

تعبير زشتي كه از ايشان انتظار نبود، اين بود كه تبليغ شيعه را به «تبشير» تعبير مي كند.


تبشير، يك واژه مسيحي است و آنها براي تبليغات ديني خود، واژه تبشير را بكار مي بردند و به روحانيون خود، «مبشر» مي گويند.

من معتقدم كه اين يك فرصت طلائي براي شيعه بود تا بتوانيم در عرصه هاي بين المللي و ماهواره و ...، هم از شيعه دفاع كنيم و هم فرهنگ شيعه را مطرح كنيم و هم زمينه حمله به زمين آنها را فراهم كنيم. ايشان كه آمده شيعه را بدعت گذار نشان داده، ما هم بيائيم فرهنگ شيعه را در يك كفه و فرهنگ اهل سنت را در كفه ديگر بگذاريم و ببينيم كه آيا شيعه بدعت گذار است يا اهل سنت؟


در شب جمعه گذشته، در شبكه سلام، حدود يك ساعت و نيم مقايسه كردم فرهنگ شيعه را با فرهنگ اهل سنت. اهل سنت، يكي از مصاديق بدعت را خلافت اميرالمؤمنين (عليه السلام) مي داند و ما هم ادله اي را كه شيعه آورده براي خلافت اميرالمؤمنين (عليه السلام) آورديم. يكي از بهترين تفضل إلهي اين بود كه يك شخصيت اهل سنت اينچنين حرفي را بزند تا ميدان براي ما باز شود. وقتي ما در ميدان خالي حرف مي زنيم و در يك جايي كه حريفي در برابر نيست يا حريف در گوشه اي نشسته است، فايده اي ندارد. اما وقتي حريف به ميدان بيايد، فرصت خوبي است.

من ادله خلافت اميرالمؤمنين (عليه السلام) را مطرح كردم كه ببينيم آيا شيعه بدعت گذار است كه مي‌گويد حضرت علي (عليه السلام) خليفه است؟ يا آقايان اهل سنت بدعت گذارند كه مي گويند ابوبكر خليفه بوده است؟ بيايند با هم مقايسه كنيم و مردم خالي از ذهن و آزاد انديش را هم به قضاوت فرا بخوانيم.


از آيه ولايت و تطهير و اطاعت و مباهله گرفته تا حديث الدار و حديث منزلت و حديث غدير و ... كه زيربناي اعتقادي شيعه است در اثبات خلافت آقا اميرالمؤمنين (عليه السلام).

شما چه داريد كه بگوييد؟ بنده مثال زدم كه نهايت تلاش شما دراثبات خلافت ابوبكر اين است كه:


وقتي پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) مريض بودند، در آخرين لحظه حياتش، به عايشه فرمودند:

مروا ابا بكر فليصل بالناس.


به ابوبكر بگوييد كه براي مردم نماز بخواند.

صحيح بخاري، ج1، ص162 - صحيح مسلم، ج2، ص22


شما كتاب هاي اهل سنت را ببينيد. كتاب مواقف قاضي عضدالدين ايجي كه از قوي ترين و مفصل ترين كتاب كلامي اهل سنت است و امروز، هر چه اهل سنت دليل دارند، يا مديون قاضي عضدالدين ايجي هستند يا شرح مواقف سيد جرجاني يا كتاب مغني قاضي عبدالجبار معتزلي. تمام مذاهب چهارگانه، هر چه در كتب كلامي خود دليل دارند، برگرفته است حرف هاي قاضي عبدالجبار معتزلي و قاضي عضدالدين ايجي.

بنابراين،‌ قوي ترين و مفصل ترين و محكم ترين دليل اينها براي اثبات خلافت ابوبكر اين است كه:


پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) كه ابابكر را در آخرين لحظات بجاي خودش فرستاد نماز بخواند، ابوبكري كه لياقت دارد بجاي پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) نماز بخواند، قطعا لياقت دارد كه بجاي ايشان هم خلافت كند. آيا دليلي بهتر از اين مي خواهيد؟

حالا ما از شما - آقاي قرضاوي - چند سؤال داريم كه جواب مي خواهيم:




سؤال اول:


پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) در همان بيماري كه مي فرمايد ابوبكر برود بجاي او نماز بخواند تا تثبيت شود خلافت ابوبكر، در آن بيماري، غير از «مروا ابا بكر» چيزهاي ديگري هم فرمودند. فرمود:

ائتوني بكتف و دواة اكتب لكم كتابا لن تضلوا بعدي


صحيح بخاري، ج1، ص37 - صحيح مسلم، ج5، ص76

يا:


هلم اكتب لكم كتابا لن تضلوا بعدي

صحيح بخاري، ج5، ص137 - صحيح مسلم، ج5، ص76


و همه گفتند كه:

إن الرجل ليهجر


پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) هذيان مي‌گويد.

چطور شد كه اگر پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) بگويد:


ائتوني بكتف و دواة اكتب لكم كتابا لن تضلوا بعدي

مي خواهم چيزي براي شما بنويسم كه شما را براي هميشه از گمراهي بيمه كنيد.


شما در آنجا گفتيد كه:

إن الرجل ليهجر


ولي وقتي مي‌گويد:

مروا ابا بكر فليصل بالناس.


آن جمله را به كار نمي بريد؟؟؟ قضيه چيست؟ چرا يك بام و دو هوا؟ اين را جواب بدهيد.

فرصت خوبي است كه ما سنگ هايمان را باز كنيم. جوانان شيعه هم ببينند كه اگر ادله شما قوي است، ما هم ابائي نداريم و بيايند سني شوند و ناراحت هم نمي شويم. ولي اگر جوانان شما، خصوصا آقازاده شما، اگر ديدند كه ادله فرهنگ شيعه محكم است و آمدند شيعه شدند، نبايد اينگونه خروش كنيد و از كوره در برويد و حرف هاي بي اساس بزنيد. قرآن مي‌گويد:


فبشر عباد * الذين يستمعون القول فيتبعون أحسنه (سوره زمر/آيه17 – 18)



سؤال دوم:

آيا نماز خواندن ابوبكر بجاي پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) كه به نظر شما دليل بر خلافت است، پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) به افراد ديگر هم دستور داده بود كه بجاي او نماز بخوانند. حداقل در طول 10 سال حضور پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) در مكه، 25 نفر را تاريخ ثبت كرده است كه بجاي پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) نماز خوانده اند. اگر بنا باشد كه بجاي پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) نماز خواندن، دليل بر خلافت باشد، چرا افراد ديگر را ملاك قرار نمي دهيد؟!!!


آقاي ابن عبد البر در كتاب تمهيد خود دارد كه:

پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم)، عبد الرحمان بن عوف را گفت كه بجاي او نماز بخواند و خودش هم پشت سر او اقتداء كرد.


آيا دليل از اين بهتر؟ پس آقاي عبد الرحمن بن عوف، خليفه بلا فصل پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) است. چون، هم بجاي پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) نماز خوانده و هم پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) پشت سر او نماز خوانده است.



سوال سوم:

از يك طرف مي‌فرمايد كه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) خليفه معين نكرد و شما طبق آيه شريفه:


و أمرهم شورى بينهم (سوره شوري/آيه38)

آقايان آمدند سقيفه جمع شدند و خليفه معين كردند و تثبيت كردند كه انتخاب خلافت به عهده شورا است.


ما كدام حرف شما را بپذيريم؟ شما مي گوييد كه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) با نصب ابوبكر بر اينكه بجاي خود نماز بخواند، خواست تثبيت كند كه خليفه من ابوبكر است و از آن طرف هم مي گوييد كه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) احدي را براي خلافت معين نكرد و انتخاب خليفه را به عهده مردم گذاشت، ما اين دو را چگونه با هم جمع كنيم؟

قطعا اين جواب را خواهند داد كه نماز ابوبكر، دليل جليّ (آشكار) نيست و پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) خواست كه زمينه سازي كند كه اگر ريش سفيدان و خبرگان خواستند در همايش سقيفه يكي را به عنوان خليفه انتخاب كنند، شايسته ترين را انتخاب كنند. ما هم قبول مي كنيم كه نماز ابوبكر، دليل خفيّ بود نه جليّ؛ بلكه دليل جليّ، انتخاب خبرگان و ريش سفيدان در سقيفه است كه ابوبكر را به عنوان خليفه انتخاب كردند و با اين عملشان، صحابه، ثابت كردند كه خلافت انتصابي نيست و انتخابي است. آقاي قرضاوي به ما جواب بدهيد كه پس چرا در رابطه با خلافت آقاي عمر، نگذاشتند انتخابات صورت بگيرد؟ كدام انتخاب و كدام شوراي حل و عقد؟ چه كسي آمد براي آقاي عمر رأي داد؟ به چه مجوز شرعي از قرآن و سنت، آقاي ابوبكر نوشت كه اي مسلمانان‌، بعد از من، آقاي عمر خليفه است؟ عمر هم نامه ابوبكر را آورد در مسجد خواند كه:


ايها الناس اسمعوا كلام خليفة رسول الله

گوش بكنيد كه خليفه رسول الله چه مي‌گويد


جعلت عليكم يا وليت عمر خليفة لكم

قرآن مي‌گويد:

لقد كان لكم في رسول الله أسوة حسنة
(سوره احزاب/آيه21)

شما كه مي گوييد پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) خليفه معين نكرد. اگر بنا بود ابوبكر از روش پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) تبعيت كند، نبايد خليفه معين مي كرد. پس چرا خليفه معين كرد؟

با اينكه اكثريت صحابه اعتراض كردند. حتي خود ابن‌تيميه حراني صراحت دارد كه صحابه و مهاجرين و انصار آمدند به ابوبكر گفتند:


وليت علينا رجلا فظا غليظا ما ذا تقول لربك اذا لاقيت.

يك آدم خشن و بد اخلاق و تندي به نام عمر را براي ما خليفه كردي. جواب خدا را چه خواهي داد؟


ملل و نحل شهرستاني، ج1، ص25 - شرح نهج البلاغة ابن أبي الحديد، ج1، ص164 - مصنف ابن أبي شيبة، ج7، ص485 - تاريخ دمشق ابن عساكر، ج30، ص413

اميرالمؤمنين (عليه السلام)، طلحه، زبير، مهاجرين، انصار و ... و توده مردم اعتراض كردند. ولي جناب ابوبكر به حرف هيچكس اهميت نداد و گفت من مي دانم جواب خدا را چه بدهم. مي گويم كه به نظر من، عمر، ساده ترين و متدين ترين و پاك ترين و ... است.


شما از آن طرف صحابه را براي ما چماق كرده ايد و مي كوبيد كه هرگونه مخالفت با صحابه، كفر و شرك است. بن جبرين شما فتوا مي دهد كه شيعيان كافر هستند، چون نسبت به صحابه جسارت مي كنند. اگر شيعه به صحابه بگويد كه بالاي چشمت ابروست، او كافر و مشرك است؛ اما اگر جناب ابوبكر براي تمام صحابه ارزش قائل نشود، هيچ اشكالي ندارد.

مگر شما نمي گوييد:


أصحابي كالنجوم بأيهم اقتديتم اهتديتم

حالا اگر شيعه بيايد به اقتداي به ابوبكر، براي صحابه ارزش قائل نباشد، شما چه جوابي داريد؟


من بر اين عقيده هستم كه از الطاف خفيه الهي است كه سخني از زبان يك شخصيت سني يا وهابي دربيايد و زمينه و بستري را براي ما فراهم كند تا حقائق مذهب خودمان را مطرح كنيم و بيائيم مقايسه كنيم. آقاي قرضاوي خيلي بحث خوبي را مطرح كرد و مي‌گويد كه شيعه بدعت گذار است؛ چون معتقد است كه حضرت علي (عليه السلام) خليفه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) است.

جالب اين است كه نكته خوبي گفته و به نظر من، اين هم از معجزات اهل بيت (عليهم السلام) است. حديث پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) گفته كه فرمود:


ستفترق امتي على ثلاث و سبعين فرقة، كلها في النار إلا فرقة واحدة

پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) فرمود كه امت من به 73 فرقه منشعب مي شوند و 72 فرقه اهل هلاكت و آتش هستند و يك فرقه اهل نحات هستند.


مجمع الزوائد هيثمي، ج6، ص226 - تفسير رازي، ج1، ص4 - تفسير ابن كثير، ج2، ص482 - تاريخ مدينة دمشق ابن عساكر، ج24، ص53 - ميزان الاعتدال ذهبي، ج2، ص430 - لسان الميزان ابن حجر، ج3، ص291 - إمتاع الأسماع مقريزي، ج14، ص98

تعبير ايشان اين است:


هناك فرقه واحده من الفرق الثلاث و السبعين التي جاء بها الحديث هي وحدها الناجية و كل الفرق هالكة او ضالة و كل فرقة تعتقد في نفسها انها هي الناجية و الباقي علي الضلالة و نحن اهل السنة نوقن بأننا وحدنا الفرقة الناجية و كل الفرق الأخري وقع في البدع و الضلالة و علي هذا الأساس قلت أن الشيعة إنهم مبتدعون و هذا مجمع عليه بين اهل السنة . . . تسعة اعشار الامة الاسلامية من اهل السنة و من حقهم أن يقول أنا ما يعتقدون فينا.

تمام فرقه ها هلاك مي شوند و گمراه هستند. تمام فرقه ها فكر مي كنند كه فرقه ناجيه، خودشان هستند. ما اهل سنت يقين داريم كه ما، تنها فرقه ناجيه هستيم و باقي فرقه ها، همه گمراه هستند و لذا مي گوييم كه شيعيان بدعت گذار هستند... ، 90% مسلمانان، اهل سنت هستند و چون اكثريت با ماست، فردا هم، ما اكثريت هستيم كه وارد بهشت مي شويم. چون شيعه در اقليت است، فرداي قيامت وارد آتش جهنم مي شود.




يك جواب خيلي ساده و عوام پسند:


ايشان مي‌گويد چون ما اكثريت هستيم، پس اهل نجات هستيم و چون شيعه در اقليت است، وارد آتش جهنم مي‌شود.

اين گفته ايشان، خلاف مضمون روايت است. پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) مي‌فرمايد:


ازاين 73 فرقه، 72 فرقه وارد آتش جهنم مي شوند.

يعني اكثريت وارد آتش جهنم مي‌شوند و اقليت وارد بهشت مي‌شود. اين از كلماتي است كه خودش، خودش را معنا مي كند. من نمي دانم كه اين شيخ، روي چه اصلي اين حرف را زده است؟




اما جواب علمي:


اين فرمايش ايشان، مخالف قرآن است.

در قرآن در 50 مورد آمده است كه اكثريت را محكوم مي كند.


38 مورد دارد كه مي‌گويد:

«اكثرهم لا يعقلون» ، «اكثرهم لا يومنون» ، «اكثرهم لا يعلمون» و ...


در 6 مورد مي‌گويد:

«اكثرهم الفاسقون» ، «اكثرهم الكافرون» ، «اكثرهم كاذبون» و ...


در 6 مورد مي‌گويد:

«كثير منهم فاسقون» و ...


و بالعكس، اقليت را مدح كرده است.

در رابطه با مسلمانان مي‌گويد:


و لو أنا كتبنا عليهم أن اقتلوا أنفسكم أو اخرجوا من دياركم ما فعلوه إلا قليل منهم (سوره نساء/آيه66)

اگر ما دستور جهاد بدهيم،‌ عده كمي دستور ما را گوش مي دهند


و قليل من عبادي الشكور (سوره سبأ/آيه13)

و إن كثيرا من الخلطاء ليبغي بعضهم علي بعض إلا الذين آمنوا و عملوا الصالحات و قليل ما هم

(سوره ص/آيه24)

كساني كه زندگي اشتراكي دارند و در جامعه با هم تعامل دارند، اكثر آنان راه ظلم بر ديگري را پيش مي گيرند؛ مگر كساني كه ايمان آوردند و عمل صالح انجام مي دهند و اينها هم خيلي كم هستند.

همچنين نسبت به خود مسلمانان در سوره واقعه، از آيه 10 تا 14 مي‌گويد:


و السابقون السابقون * أولئك المقربون * في جنات النعيم * ثلة من الأولين * و قليل من الآخرين

پس حرف هاي آقاي قرضاوي با قرآن هم همخواني ندارد.


نكته جالب در اينجا اين است كه بايد به آقاي قرضاوي اين را بگوييم كه اكثريتي كه زير بار حقانيت حضرت علي (عليه السلام) نرفتند:

أكثرهم لا يعلمون الحق فهم معرضون
(سوره انبياء/آيه24)

اكثريت اهل سنت، حقانيت و حق بودن مذهب شيعه را نمي شناسند، لذا از مذهب شيعه اعراض كردند.

اكثرهم للحق كارهون
(سوره مومنون/آيه70)

اكثر مردم، از حق خوششان نمي آيد. ((حاضر نیستند زیر بار حق بروند))

از همه بالاتر اينكه:


لقد حق القول على أكثرهم فهم لا يؤمنون (سوره يس/آيه7)

حقانيت حضرت علي (عليه السلام) براي مردم روشن شده است، ولي زير بار حقانيت حضرت علي (عليه السلام) نمي روند.


آقاي قرضاوي! اگر كسي بيايد با شما اينگونه رفتار كند، چه جوابي داريد؟

در سنت و روايات متعدد داريم كه در طول تاريخ، همواره حق در اقليت بوده است. اكثريت، ملاك حقانيت نيست. اميرالمؤمنين (عليه السلام) مي‌فرمايد:


فالحق (دين الله) لا يعرف بالرجال، فاعرف الحق تعرف اهله.

حق با شخصيت ها و اكثريت شناخته نمي شود. اول حق را بشناس، سپس سراغ اهلش برو.


فيض القدير شرح الجامع الصغير مناوي، ج1، ص28 و 272- تفسير قرطبي، ج1، ص340

وسائل الشيعة، ج27، ص135 - أمالي شيخ مفيد، ص5


اول ببين حق چيست؟ سپس ببين حق كيست؟ تا نداني حق چيست؟ نمي تواني بگويي حق كيست؟

خود آقا اميرالمؤمنين (عليه السلام) در نهج البلاغه، خطبه201 صراحت دارد كه:


أيها الناس لا تستوحشوا في طريق الهدى لقلة أهله.

بخاطر اينكه اهل هدايت و حق كم هستند، گرفتار وحشت نشويد.


اين بخشي از عرائض ما بود نسبت به سخنان آقاي قرضاوي. ما ضمن احترام به ايشان، انديشه ايشان را باطل مي دانيم و سخنان ايشان را بي پايه و خلاف قرآن و سنت و عقل مي دانيم. دعوا هم نداريم و فحش هم نمي دهيم؛ چون فحش براي كسي است كه دليل ندارد. ما كه مسلح به دليل قرآن و سنت هستيم، راه فحش را پيش نمي گيريم.

* * * * * * *


* * * * * * *

* * * * * * *


««« والسلام عليكم و رحمة الله و بركاته »»»

امضای علی 110
پرستش به عبادت نیست، به اطاعت است!!!!
از که اطاعت می کنیم؟!
همو معبود ماست!!

امام زمان علیه السلام:
ظهور ما به تأخیر نیفتاده مگر به سبب اعمال ناپسندی که از ایشان (شیعیان) سر می‌زند و خبر آنها به ما می‌رسد.

ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر

آغاز صفحه 3 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد)
۱۰:۲۸, ۷/شهریور/۹۶ (آخرین ویرایش ارسال: ۷/شهریور/۹۶ ۱۰:۳۰ توسط عمار94.)
شماره ارسال: #21
آواتار
(۷/شهریور/۹۶ ۷:۱۰)Mforootaghe نوشته است:  بنده وشما در مبدا بحث یک اختلاف داریم که باید اول آن حل شود تا بتوانیم بحث را تعقیب کنیم؟

دوست عزیز الان تو قبول داری اکثریت مردم ایران نظام رو قبول دارن یا نه Huh

(با استدلال های خودت هم که نظراتت باطله !)

امضای عمار94
سعی کردم که خودم را از میان بردارم تا هرچه هست خدا باشد و خدا را شکر بر این تصمیم وفادار مانده‌ام. البته آنچه که انسان می نویسد همیشه تراوشات درونی خود او است- همه هنرها اینچنین‌اند کسی هم که فیلم می‌سازد اثر تراوشات درونی خود اوست- اما اگر انسان خود را در خدا فانی کند آنگاه این خداست که در آثار ما جلوه‌گر می‌شود. حقیر اینچنین ادعائی ندارم اما سعی‌ام بر این بوده است. شهید اوینی
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
۱۱:۳۷, ۷/شهریور/۹۶
شماره ارسال: #22

با نام ویاد خدا
درود برعمار94 وقت بخیر
اگر نظرات بنده باطل است پاسخ من بچه درد شما میخورد؟
بله براساس انتخابات انجام شده این نظام ایرادی ندارد اما اگر محدودیتهای انتخاباتی کنار رود حقیقت امر بهتر دیده میشود موفق باشید
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
۱۲:۱۱, ۷/شهریور/۹۶
شماره ارسال: #23
آواتار
(۷/شهریور/۹۶ ۱۱:۳۷)Mforootaghe نوشته است:  اگر نظرات بنده باطل است پاسخ من بچه درد شما میخورد؟

شاید یه جایی به درد خورد .

(۷/شهریور/۹۶ ۱۱:۳۷)Mforootaghe نوشته است:  بله براساس انتخابات انجام شده این نظام ایرادی ندارد اما اگر محدودیتهای انتخاباتی کنار رود حقیقت امر بهتر دیده میشود موفق باشید

اگه محدودیت جدی و خاص باشه که دیگه انتخابات معنی ندارهSmile
به عبارتی وقتی اکثریت قاطع تو انتخابات شرکت میکنند یعنی محدودیت های اعلام شده رو در محدوده ی محدودی که قبول دارند میبینند .

طبق نظر خودتون (نه نظر من !) اگه جماعت رای به حکمی دادند ایستادن جلوی این حکم فساده . پس شما هم که کلیت نظام رو برخلاف نظر مردم نقد میکنید فاسد هستید (البته طبق نظر خودتون )
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
۱۲:۲۱, ۷/شهریور/۹۶ (آخرین ویرایش ارسال: ۷/شهریور/۹۶ ۱۲:۲۳ توسط Mforootaghe.)
شماره ارسال: #24

با نام ویادخدا
درودبرشما
بنده عرض کردم که براساس انتخابات موجود ایرادی ندارد اما مانند شما دربست در نظام ذوب نمیشوم بلکه خردمندانه آنرا نقد میکنم این حکم قرآن کریم است ولذا اگر مثلا نظارت استصوابی که به اعتقاد بسیاری ازبزرگان محدود کننده انتخاب است برداشته شود شاید نتیجه انتخابات متفاوت بشود آنگاه حقیقت روشن میشودوشاید هم فرقی نکند ضمنا نقد نظام وامور آن فساد تلقی نمیشود بلکه موجب رفع فساد است
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
۱۳:۱۶, ۷/شهریور/۹۶
شماره ارسال: #25
آواتار
(۷/شهریور/۹۶ ۱۲:۲۱)Mforootaghe نوشته است:  بنده عرض کردم که براساس انتخابات موجود ایرادی ندارد اما مانند شما دربست در نظام ذوب نمیشوم بلکه خردمندانه آنرا نقد میکنم .
پس فقط رای مردم به تنهایی مهم نیست و خرد گرایی هم لازمه Huh

(۷/شهریور/۹۶ ۱۲:۲۱)Mforootaghe نوشته است:  این حکم قرآن کریم است ولذا اگر مثلا نظارت استصوابی که به اعتقاد بسیاری ازبزرگان محدود کننده انتخاب است برداشته شود شاید نتیجه انتخابات متفاوت بشود آنگاه حقیقت روشن میشودوشاید هم فرقی نکند

پس فقط رای مردم مهم نیست و حکم قرآن و سخن بزرگان هم لازمه

(۷/شهریور/۹۶ ۱۲:۲۱)Mforootaghe نوشته است:  ضمنا نقد نظام وامور آن فساد تلقی نمیشود بلکه موجب رفع فساد است

پسر خوب داری میگی چون مردم به حکومت خلفا رضایت داشتن حکومتشون قانونی بوده ، از این ور که یه حکومت دیگه رو که مردم بهش راضی هستن رو داری نقد میکنی ؟

تازه معنی نقد رو هم انگار درست نفهمیدی ؟ به نظرت یکی میرفت و مثلا به خلیفه ی دوم میگفت ، این سیستمی که ازش خلافت گرفتی درست نبوده این چیزی هم که میگم مخالفت با سیستم نیست و نقد سازنده است بهش چی میگفت Huh

متاسفانه جناب عالی به بهترین صورت دارید مفهوم خشکه مغز بودن رو بهمون نشون میدیدSad
(نه فقط دل ما ، که دل تاریخ از دست امثال شما خون هست)
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
۱۳:۴۶, ۷/شهریور/۹۶
شماره ارسال: #26
آواتار
(۷/شهریور/۹۶ ۷:۱۰)Mforootaghe نوشته است:  با نام ویاد خدا

درود برشما برادر عزیز وصبح بخیر وتشکر

بنده وشما در مبدا بحث یک اختلاف داریم که باید اول آن حل شود تا بتوانیم بحث را تعقیب کنیم؟ وآن دومساله امامت وخلافت است که آن دورا باهم درنظر میگیریم ودرنتیجه دچار مشکل میشویم.

بنده قبلا عرض کنم که درباورم امام علی ع وفرزندان ایشان شایسته ترین اشخاص برای خلافت بوده اند اما درعمل جور دیگری شد.این عقیده من است که قطعا با عقیده شما تفاوتی ندارد.اما چندسوال؟

اگرپیامبردرمدینه مورد بیعت مردم قرار نمیگرفتند خلافتی درکاربود؟

اگر درغدیرمردم دست بیعت نمیدادند تکلیف چه میشد؟

اگر پس ازعثمان مردم با علی بیعت نمیکردند خلافتی برای ایشان وجودداشت؟

واگر روزی امام عصرع ظاهر شوند واکثریت مردم با ایشان بیعت نکنند چه خواهدشد؟آیا امام بزور برمردم خلافت خواهدکرد؟

نظر حقیر درموارد بالا اینستکه اگر بیعت نمیشد هیچ خلافتی تشکیل نمیشد ویا درعصر امام زمان هم نمیشود.چون مساله خلافت امری اجتماعی ومربوط به پذیرش مردم است کما اینکه درکشورمان عمل میشود.حال برگردیم به بحثمان

1-درغدیر پیامبرگرامی علی ع را مولای مردم اعلام کردند واین امر الهی بود یعنی پس ازپیامبر امر نبوت درلباس امامت تداوم می یابد وامر خلافت درصورت بیعت تداوم خواهد یافت.

2-اگر چه این روایت ویا عبارت مربوط به حدیث غدیر نیست(خَليفَتى عَلى‏ اُمَّتى) اما اگر پیامبر فرموده اند که خلیفه بعد ازمن علی هستند مراد اینستکه با رضایت شما این امر خواهد بود چرا که خود پیامبر خلافتش با بیعت مردم آغاز شد وقاعدتا درمورد جانشین ایشان نیز همین قاعده حاکم است.

3-فرمان خداوند در مورد نصب به پیامبر اجرا شد اما بخشی ازآن فرمان منوط به پذیرش مردم است تا تحقق یابد ومردم نیز درانتخاب حاکم طبق ایات دیگر قرآن آزادند ومیتوانند سرنوشت خودرا رقم بزنند وهمین امر درعصر ماهم جاری است چرا که امر امامت وخلافت ازآغاز آفرینش انسان یا پایان راه ادامه دارد ویکسان است.موفق باشید

فروتقه عزیز ، مطالب خیلی روشن هست که نیازی به تکرار نمیبینم ، اگه شما در وردی بحث مشکل دارید که با شما همراه میشم دوباره اما امیدوارم که از در خلاف بحث دوباره بازگشت نکنین.
جایگاه امامت و رهبری حکومت _ کسی که جانشین پیامبر خواهد شد _ رو اهل سنت در فروع میارن که میشه در دایره احکام قضاوت و حکومت _ ولی شیعه این جایگاه رو در اصول معرفی میکنه . فکر نکنم از این واضحتر بشه گفت اختلافی که در این دو دیدگاه وجود داره . وقتی بشه در دایره فروع پر و بالش رو میزنن که اندازه خودشون کنن و هیج راهی برای توجیحش بسته نیست ولی اگه بیاد توی اصول نه اینکه نمیشه دست کاری کرد بلکه اصل دین هست و چون چرا نداره . فکر نکنم توضیح درکش سنگین باشه .
(۷/شهریور/۹۶ ۷:۱۰)Mforootaghe نوشته است:  این عقیده من است که قطعا با عقیده شما تفاوتی ندارد.اما چندسوال؟

اگرپیامبردرمدینه مورد بیعت مردم قرار نمیگرفتند خلافتی درکاربود؟

اگر درغدیرمردم دست بیعت نمیدادند تکلیف چه میشد؟
عدم عمل و گردن نهادن به دستور پیامبر ایا امر شده یا عکسش ؟ امر شده به دستورات پیامبر گردن بگذارید و او هرچه به شما گفت سمعا و طاعتة .
اگر در غدیر بیعت نمیکردن ؟ ببخشین میشه ایا امر الهی رو انجام نداد ؟ سعی کنین بحث ها رو به خاکی نزنین گرامی .

(۷/شهریور/۹۶ ۷:۱۰)Mforootaghe نوشته است:  اگر پس ازعثمان مردم با علی بیعت نمیکردند خلافتی برای ایشان وجودداشت؟
خوب اونهایی که کردن چه تاجی به سر مبارک حضرت گذاشتن ؟ جنگ با ناکثین و مارقین و ... سالها جنگهایی که بر حضرت تحمیل شد بخاطر اینکه مسیری که 25 سال منحرف شده بود رو میخواستن برگردونن . جناب فروتقه ، گفتم برید تاریخ رو ببنین که چطور با حضرت بیعت کردن . اگه بخوام براتون شخصا بگم از حوصله شما خارج میشه .
کسی که بیعت میکنه ، یعنی چیکار میکنه ؟ میگه من در تحث امر شما قرار میگیرم . کاری که عبد با مولای خودش میکنه . خدا میفرمد نماز بخوان . شما مگه بیعت کردی با خدا که نماز بخونی؟ بلکه با رسول اون بیعت میکنی . رسول هم میفرماد خلیفه بعد از من امام بعد از من جانشین تام الاختیار بعد از من رو من توی غدیر دارم به دستور خدا معرفی میکنم . ای مردم بیایین بیعت کنین . نیازی به بیعت نبود بلکه خواستن امثال برخی دوفردای دیگه نگن که پیامبر که بیعت نگرفته بود . جالبه که توی تاریخ اسلام _ حاکم زمان که نامشروع بود برای اینکه حکومت رو نگهداره برای بچه خودش از مردم بیعت گرفت _
شما یک سند لطف کن که بیان کنه خلافت باید توسط ارای مردم صورت بگیره . اونم در دوران نبی خاتم . وگرنه بعدش کههم شورای 6 نفره بود هم وصایت هم مثلا بیعتی . .........یعنی خود این بیعت هم 2 نسل طول نکشید Big Grin عجب بیعتی بود توی سقیفه ....
اصلا اینم بزاریم کنار حدیث 12 خلیفه رو چطور میخوایین کنار بیایین؟ اون که دیگه معین هست . داداش دست من پره برای رد تک تک کلامتون ولی نمیخوام خستت کنم .
یه سر بزن ببین اگه بحث خلافت بیعتی هست که تا نباشه مشروعیت پیدا نمیکنه این رو با این کلام نبی خاتم چطور میخوای جور کنی؟
جابر بن سمره مي گويد: همراه پدرم بر رسول خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) وارد شديم، شنيديم كه حضرت مي فرمود: امر خلافت اسلامي به پايان نخواهد رسيد مگر اين كه دوازده جانشين در ميان آنها حكومت كند. سپس كلامي را فرمود كه برايم معلوم نشد، به پدرم گفتم: حضرت چه فرمود ؟ پدرم گفت: حضرت فرمود: تمام اين دوازده خليفه از قريش هستند.
توی صحیح مسلم بود که ترجمه گذاشتم براتون
نقل قول:حدثنا قُتَيْبَةُ بن سَعِيدٍ حدثنا جَرِيرٌ عن حُصَيْنٍ عن جَابِرِ بن سَمُرَةَ قال: سمعت النبي صلي الله عليه وسلم يقول وحدثنا رِفَاعَةُ بن الْهَيْثَمِ الْوَاسِطِيُّ واللفظ له حدثنا خَالِدٌ يَعْنِي بن عبد اللَّهِ الطَّحَّانَ عن حُصَيْنٍ عن جَابِرِ بن سَمُرَةَ قال: دَخَلْتُ مع أبي علي النبي صلي الله عليه وسلم فَسَمِعْتُهُ يقول: إِنَّ هذا الْأَمْرَ لَا يَنْقَضِي حتي يَمْضِيَ فِيهِمْ اثْنَا عَشَرَ خَلِيفَةً. قال: ثُمَّ تَكَلَّمَ بِكَلَامٍ خَفِيَ عَلَيَّ قال: فقلت لِأَبِي: ما قال؟ قال: كلهم من قُرَيْشٍ

... يقول لَا يَزَالُ الْإِسْلَامُ عَزِيزًا إلي اثني عَشَرَ خَلِيفَةً.
رسول خدا فرمود: اسلام همواره عزيز است تا دوازده خليفه بر شما حكومت كند.
... لَا يَزَالُ هذا الْأَمْرُ عَزِيزًا إلي اثني عَشَرَ خَلِيفَةً.
پوسته اين امر عزيز است تا دوازده خليفه بر مردم حكومت كند.
... لَا يَزَالُ هذا الدِّينُ عَزِيزًا مَنِيعًا إلي اثني عَشَرَ خَلِيفَةً.
همواره اين دين عزيز و نيرومند است تا دوازده جانشين بر مردم حكومت كند.
... لَا يَزَالُ أَمْرُ الناس مَاضِيًا ما وَلِيَهُمْ اثْنَا عَشَرَ رَجُلًا.
كار مردم پيوسته پيش مي رود مادامي كه دوازده نفر بر آنها حكومت نمايد

لايزال هذا الامر عزيزاً يُنصرون علي من ناواهم عليه، اثنا عشر خليفة، كلهم من قريش
پیامبر چطور بیان میکنن 12 خلیفه ؟ اونم از قریش اونم مبنی بر اینکه اسلام
لايزال امر امتي صالحاً حتي يمضي اثنا عشر خليفة، كلهم من قريش
همه اینها مستنداتش موجود و معتبر هست و اهل تسنن هم سعی کردن خلفا رو جور بیارن ولی نمیشه کم و زیاد میزنه Big Grin
مثلا توی تاریخ خلفا بین چی میاره بقیم خواستی میگن
نقل قول:1ـ ابوبكر 2 ـ عمر3 ـ عثمان4 ـ معاويه5 ـ يزيد6 ـ سفاح7 ـ منصور8 ـ جابر9 ـ امين10 ـ سلام11 ـ مهدي12 ـ اميرالعصب
جالبی این هست که علی بن ابیطالب رو توی خلفا راه نداده Dodgy

عزیزم خلافت و ولایت بحثش بیعتی که شما میگی نیست بلکه بر کسی که بیعت میکنه واجب میشه که امر مولا رو اطاعت کنه نه اینکه بعد از 2ماه و چند روز یادش بره و برن دنبال امری که پیامبر پیشتر کارش رو انجام داده بود ولی عده ای ... بخاطر تصاحب میزش قیام کردن.
مگر نه اینکه در تاریخ هست که به حضرت خرده میگیرن چرا نیومدی و نگفتی که تو خلیفه هستی و حضرت پاسخ دادن که امر کفن و دفن پیامبر رو رها کنم و بیام به امر دنیا برسم ؟ درحالی که در غدیر همه چیز معین شد .

(۷/شهریور/۹۶ ۷:۱۰)Mforootaghe نوشته است:  واگر روزی امام عصرع ظاهر شوند واکثریت مردم با ایشان بیعت نکنند چه خواهدشد؟آیا امام بزور برمردم خلافت خواهدکرد؟
Big Grin خو نکنن مگه حضرت نیاز به بیعت با این مرد کج فهم داره ؟ دعوت میکنن و اگه پذیرفتن که احسنت اگه نه هم باید بمونین ببنین حضرت نوع برخوردشون چی هست . حضرت حکومت خودشون رو تشکیل خواهند داد و نیازی به تایید و مشروعیت گرفتن از مردم ندارن . الان که امام هستن ایا شما به ایشون مشروعیت بخشیدین؟ پدرم حضرت ادم علی نبینا علیه السلام ، بدون داشتن رای مردم خلیفه روی زمین بود Blush چه کسانی با ایشون بیعت کردن ؟ عزیز دل ، اون که از نار بود از دستور واجب خدای منان که اطاعتش واجب هست سر باز زد ، این ملت که از اون بالاتر نبودن که سرباز نزنن غدیر رو .
(۷/شهریور/۹۶ ۷:۱۰)Mforootaghe نوشته است:   آیا امام بزور برمردم خلافت خواهدکرد؟
خودتون چی فکر میکنین ؟

بعدشم اگر روزی ؟؟؟؟ این حمله شما مشکل داره . یعنی معلوم نیست امام تشریف بیارن ؟ به نوعی اصل مهدویت رو میخوایین ریز اشکال بگیرید ؟
(۷/شهریور/۹۶ ۷:۱۰)Mforootaghe نوشته است:  نظر حقیر درموارد بالا اینستکه اگر بیعت نمیشد هیچ خلافتی تشکیل نمیشد ویا درعصر امام زمان هم نمیشود.چون مساله خلافت امری اجتماعی ومربوط به پذیرش مردم است کما اینکه درکشورمان عمل میشود.حال برگردیم به بحثمان
نظر شما هست و محترم . بنده به نگاه شما احترام میزارم . همونطور که به نظر اهل تسنن احترام میزارم .
فقط خدمت شما بگم ، اگر منکر ولایت و جانشینی ولی الله اعظم امیر المومنین اسد الله الغالب ، حیدر کرار بشیم باید فاتحه اسلام رو خونده شده فرض کرد در نگاه اون شخص /
در احادیث متواتر و استخون دار معصوم نفرمود هرکس خلیفه زمانش را نشناسد و بمیرد به مرگ جاهلی مرده بلکه از لفظ امام استفاده شده تا به همه بفهمونه که جایگاه امامت والاتر از بقیه هست و اگه کسی این جایگاه رو رد کنه تکلیفش معلومه .

(۷/شهریور/۹۶ ۷:۱۰)Mforootaghe نوشته است:  1-درغدیر پیامبرگرامی علی ع را مولای مردم اعلام کردند واین امر الهی بود یعنی پس ازپیامبر امر نبوت درلباس امامت تداوم می یابد وامر خلافت درصورت بیعت تداوم خواهد یافت.
جالبه که تکرار سخنان اهل تسنن رو فقط دارین اینجا از زبان شما میشنوم .

نقل قول:واجمع الجماهير علي متن الحديث من خطبته في يوم عيد يزحم باتفاق الجميع وهو يقول: « من كنت مولاه فعلي مولاه » فقال عمر بخ بخ يا أبا الحسن لقد أصبحت مولاي ومولي كل مولي فهذا تسليم ورضي وتحكيم ثم بعد هذا غلب الهوي تحب الرياسة وحمل عمود الخلافة وعقود النبوة وخفقان الهوي في قعقعة الرايات واشتباك ازدحام الخيول وفتح الأمصار وسقاهم كأس الهوي فعادوا إلي الخلاف الأول: فنبذوه وراء ظهورهم واشتروا به ثمناً قليلا. سر العالمين وكشف ما في الدارين، ج 1، ص 18، باب في ترتيب الخلافة والمملكة
نقل قول:حدثنا عبد اللَّهِ حدثني أبي ثنا عَفَّانُ ثنا حَمَّادُ بن سَلَمَةَ أنا عَلِيُّ بن زَيْدٍ عن عَدِيِّ بن ثَابِتٍ (وأبي هارون العبدي) عَنِ الْبَرَاءِ بن عَازِبٍ قال كنا مع رسول اللَّهِ صلي الله عليه وسلم في سَفَرٍ فَنَزَلْنَا بِغَدِيرِ خُمٍّ فنودي فِينَا الصَّلاَةُ جَامِعَةٌ وَكُسِحَ لِرَسُولِ اللَّهِ صلي الله عليه وسلم تَحْتَ شَجَرَتَيْنِ فَصَلَّي الظُّهْرَ وَأَخَذَ بِيَدِ علي رضي الله عنه فقال أَلَسْتُمْ تَعْلَمُونَ اني أَوْلَي بِالْمُؤْمِنِينَ من أَنْفُسِهِمْ قالوا بَلَي قال أَلَسْتُمْ تَعْلَمُونَ اني أَوْلَي بِكُلِّ مُؤْمِنٍ من نَفْسِهِ قالوا بَلَي قال فَأَخَذَ بِيَدِ عَلِيٍّ فقال من كنت مَوْلاَهُ فعلي مَوْلاَهُ اللهم وَالِ من ولاه وَعَادِ من عَادَاهُ قال فَلَقِيَهُ عُمَرُ بَعْدَ ذلك فقال له هنياء يا بن أبي طَالِبٍ أَصْبَحْتَ وَأَمْسَيْتَ مولي كل مُؤْمِنٍ وَمُؤْمِنَةٍ.
میتونین این حدیث رو رد کنین _ بزرگان اهل تسنن این رو نقل و در کتب معتبر خودشون اوردن .
اون ابن کثیر سلفی هم میاد نقل میکنه توی البداية والنهاية و میگه :
نقل قول:وقال عبد الرزاق : أنا معمر ، عن علي بن زيد بن جدعان ، عن عدي بن [ ص: 73 ] ثابت ، عن البراء بن عازب قال : خرجنا مع رسول الله صلى الله عليه وسلم حتى نزلنا غدير خم فبعث مناديا ينادي ، فلما اجتمعنا قال : " ألست أولى بكم من أنفسكم ؟ " قلنا : بلى يا رسول الله . قال : " ألست أولى بكم من أمهاتكم ؟ " . قلنا : بلى يا رسول الله . قال : " ألست أولى بكم من آبائكم ؟ " قلنا : بلى يا رسول الله . قال : " ألست ، ألست ، ألست ؟ " قلنا : بلى يا رسول الله . قال : " من كنت مولاه فعلي مولاه ، اللهم وال من والاه وعاد من عاداه " . فقال عمر بن الخطاب : هنيئا لك يا بن أبي طالب ، أصبحت اليوم ولي كل مؤمن . وكذا رواه ابن ماجه من حديث حماد بن سلمة ، عن علي بن زيد بن جدعان . ورواه أبو يعلى عن هدبة بن خالد وإبراهيم بن الحجاج السامي ، عن حماد بن سلمة ، عن علي بن زيد وأبي هارون العبدي ، عن عدي بن ثابت ، عن البراء به . وهكذا رواه موسى بن عثمان الحضرمي عن أبي إسحاق ، عن البراء به .
اگه شما هم میخواید دوست بگیرید معنا رو بگیرین ولی دیگه هیچ سخنی باقی نمیمونه که دوروز دیگه بگین نه اونجا توی معنا اشتباه شد .

(۷/شهریور/۹۶ ۷:۱۰)Mforootaghe نوشته است:  2-اگر چه این روایت ویا عبارت مربوط به حدیث غدیر نیست(خَليفَتى عَلى‏ اُمَّتى) اما اگر پیامبر فرموده اند که خلیفه بعد ازمن علی هستند مراد اینستکه با رضایت شما این امر خواهد بود چرا که خود پیامبر خلافتش با بیعت مردم آغاز شد وقاعدتا درمورد جانشین ایشان نیز همین قاعده حاکم است.
دادا برو خطبه غدیر بخون . شما این رضایت رو از کجا میاری؟ تفسیر و تاویل و لفاظی ... . نصی قرینه ای چیزی دارین؟ نداری که برادر من .

مَعاشِرَالنّاسِ، هذا عَلِىٌّ أخى وَ وَصیىّ وَ واعی عِلْمى، وَ خَلیفَتى فى اُمَّتى عَلى‏ مَنْ آمَنَ بى وَعَلى‏ تَفْسیرِ کِتابِ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ وَالدّاعی إِلَیْهِ وَالْعامِلُ بِما یَرْضاهُ وَالُْمحارِبُ لاَِعْدائهِ وَالْمُوالی عَلى‏ طاعَتِهِ وَالنّاهی عَنْ مَعْصِیَتِهِ
واسه ما که این متن رو داره حالا شما نداری اون یچیز دیگس . Dodgy سعی کنین دست از تاویل بردارید .
پیامبر از مردم برای امیر المومنین بیعت میگرن به دستور خدا بعد پیامبر بگه من دارم به دستور خدا بیعت میگیرم ولی شما بعدا هرکاری خواستین بکنین ، فقط الان بیایین دل خدا نشکنه ؟
ادم اهل تحقیق این حرفا از شما بعید نیست چون تفکر تسنن توی کلامتون کاملا موج میزنه .
با این گفته شما پیامبر تا مقبولیت مردم رو بدست نمیاورد حکومت تشکیل نمیداد .
ببخشین ولی حرفتون وارونه هست . مثل این میمونه که تا مردم ایشون رو به پیامبری قبول نمیکردن ایشون پیامبر محسوب نمیشد ، حال اینکه ایشون چه امامتشون چه رسالتشون الهی و نصب خدایی بود .

جناب ، مردم مختار هستن هرکاری کنن ولی وقتی دستور خدا رو اطاعت نمیکنن اون اسمش عدم اطاعت هست نه اختیار در اطاعت .
مردم اون زمان و به پیروی از اونها نسلشون ، رو به سمت خلاف صراط مستقیم رفتن و برای خودشون تاویل و توضیحاتی دادن که رسما و شرعا مخالفت با نص صرح مبین قران بود .
موفق باشید .
اگه دوباره میل دارید همینها رو بگید ، تکرار کنید ولی دیگه پاسخی به مسائل تکراری داده نمیشه به شما در این بحث .
. جنابعمار94 براتون صبری جمیل ارزو دارم
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
۱۵:۱۲, ۷/شهریور/۹۶
شماره ارسال: #27

با نام ویادخدا

درود بربرادرم مهدی سینا وقت بخیر وتشکرازحوصله ای که بخرج میدهید

یکبار دیگر اعلام میکنم که بنده نه سنی هستم ونه اندیشه های آنهارا قبول دارم اما بدین معنا نیست که برخی اندیشه های شیعی خودمان را نقد نکنم. بنده به 12 امام باور دارم ومنتظر ظهور آخرین آنان نیزهستم بنابراین امامت را دنباله نبوت میدانم وآنرا در اصول دین خود می شمارم نه فروع بنابراین با این نظر صریح تمامی مباحث شما درارتباط با اتهام اندیشه های اهل سنت بخود رارد میکنم.

یکبار تاریخ ادیان را مرور سریع می کنیم از آغاز نبوت آدم تا امروزاگر محتملا 10000 سال سپری شده باشدحتی یکروز حکومت عادله درسراسر گیتی تشکیل نشده است وتنها در برهه کوچکی مانند دوره داود وسلیمان ویا نبی اکرم درمدینه و5 سال خلافت مولا در کوفه هیچ اثری از خلافت انبیاواولیا دیده نمیشود.آیا خداوند در امر خلافت نمایندگان خود درزمین ناموفق بوده است؟

بنظر بنده هدف آفرینش انسان وآمدن پیامبران وامامان تشکیل حکومت نبوده است تا آنان بهر طریق حکومت خودرا برمردم مستولی کنند.ولذا تنها بدرخواست مردم(بیعت)حکومت تشکیل داده اند. هدف اصلی ساختن انسان بوده است وهدایت اوبه صراط مستقیم واین درعهده رسول ونبی وامام بوده است .بنابراین اگر درفرض شما مردم با عدم بیعت براه باطل رفته اند نتیجه این میشود که 99 درصد مردم جهان درطول تاریخ برباطل بوده اند چرا که برای حکومت آنان تلاش نکرده اند. اما در باور بنده پیامبران وامامان در تعقیب اصلاح مردم بوده اند چه حاکم بوده ویا نبوده اند ودر نتیجه موفق هم بوده اند تا اکثریت مردم را نجات دهند واندکی گمراه شوند(برای مثال در طول حکومت اموی اقلیتی بزور درحکومت بودند اما اکثریت دردل تابع امامان ما بودند و مراد از حکومت همین حکومت بردلهاست ) و(مثال امروزی زمانیکه آیت الله خمینی در رژیم سابق مسوولیت حکومتی نداشتند اما بردلها حکومت میکردند وامام بودند)اما در انقلاب اسلامی بابیعت علنی ایشان خلیفه الله ویا بعبارت قانون اساسی رهبر شدند .

این برداشت من از امامت وخلافت است ظاهرا شما براین باورید که امامان معصوم خلیفه اند چه مردم بیعت کنند یا نکنند ولی بنده براین باورم که آنچه آنان بی چون وچرا دارند امامت است که رهبری معنوی مردمند اما درظاهر زمانی خلیفه محسوب میشوند که مردم درعمل بیعت کنند موفق باشید

ضمنا از برادرمان عمار94 هم تشکر میکنم بایشان بفرمائید اینقدر مرا نپیچانند مطلب ساده است امر حکومت عقیدتی است وباید نقد شود تنها قانون است که باید اطاعت شود.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
۱۷:۱۲, ۷/شهریور/۹۶
شماره ارسال: #28
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم
يا أيُّهَا الَّذِيْنَ آمَنُوا أَوْفُوا بِالْعُقُودِ
(۷/شهریور/۹۶ ۱۵:۱۲)Mforootaghe نوشته است:  با نام ویادخدا

درود بربرادرم مهدی سینا وقت بخیر وتشکرازحوصله ای که بخرج میدهید

یکبار دیگر اعلام میکنم که بنده نه سنی هستم ونه اندیشه های آنهارا قبول دارم اما بدین معنا نیست که برخی اندیشه های شیعی خودمان را نقد نکنم. بنده به 12 امام باور دارم ومنتظر ظهور آخرین آنان نیزهستم بنابراین امامت را دنباله نبوت میدانم وآنرا در اصول دین خود می شمارم نه فروع بنابراین با این نظر صریح تمامی مباحث شما درارتباط با اتهام اندیشه های اهل سنت بخود رارد میکنم.

یکبار تاریخ ادیان را مرور سریع می کنیم از آغاز نبوت آدم تا امروزاگر محتملا 10000 سال سپری شده باشدحتی یکروز حکومت عادله درسراسر گیتی تشکیل نشده است وتنها در برهه کوچکی مانند دوره داود وسلیمان ویا نبی اکرم درمدینه و5 سال خلافت مولا در کوفه هیچ اثری از خلافت انبیاواولیا دیده نمیشود.آیا خداوند در امر خلافت نمایندگان خود درزمین ناموفق بوده است؟

بنظر بنده هدف آفرینش انسان وآمدن پیامبران وامامان تشکیل حکومت نبوده است تا آنان بهر طریق حکومت خودرا برمردم مستولی کنند.ولذا تنها بدرخواست مردم(بیعت)حکومت تشکیل داده اند. هدف اصلی ساختن انسان بوده است وهدایت اوبه صراط مستقیم واین درعهده رسول ونبی وامام بوده است .بنابراین اگر درفرض شما مردم با عدم بیعت براه باطل رفته اند نتیجه این میشود که 99 درصد مردم جهان درطول تاریخ برباطل بوده اند چرا که برای حکومت آنان تلاش نکرده اند. اما در باور بنده پیامبران وامامان در تعقیب اصلاح مردم بوده اند چه حاکم بوده ویا نبوده اند ودر نتیجه موفق هم بوده اند تا اکثریت مردم را نجات دهند واندکی گمراه شوند(برای مثال در طول حکومت اموی اقلیتی بزور درحکومت بودند اما اکثریت دردل تابع امامان ما بودند و مراد از حکومت همین حکومت بردلهاست ) و(مثال امروزی زمانیکه آیت الله خمینی در رژیم سابق مسوولیت حکومتی نداشتند اما بردلها حکومت میکردند وامام بودند)اما در انقلاب اسلامی بابیعت علنی ایشان خلیفه الله ویا بعبارت قانون اساسی رهبر شدند .

این برداشت من از امامت وخلافت است ظاهرا شما براین باورید که امامان معصوم خلیفه اند چه مردم بیعت کنند یا نکنند ولی بنده براین باورم که آنچه آنان بی چون وچرا دارند امامت است که رهبری معنوی مردمند اما درظاهر زمانی خلیفه محسوب میشوند که مردم درعمل بیعت کنند موفق باشید

ضمنا از برادرمان عمار94 هم تشکر میکنم بایشان بفرمائید اینقدر مرا نپیچانند مطلب ساده است امر حکومت عقیدتی است وباید نقد شود تنها قانون است که باید اطاعت شود.

علیکم السلام . روزتون بخیر
امام و خلیفه کسی هست که جانشین بلافصل نبی خاتم هست . کسی که بجز شان نبوت ، بقیه رو دارا هست . امامی که جانشین نبی باشه ولی در شئونش فقط حکومت رو فقط داشته باشه و توی علم ، شجاعت ، حقگویی و ... شبیه نباشه جانشین نیست .

بار دیگه این رو تذکر میدم ، امامت اصل دین _ در نگاه شیعه_ و فروع _در اهل تسنن _ هست
خلیفه نبی یعنی چه ؟ جانشین نبی . امام یعنی چه ؟ پیشوا کسی که به او اقتدا میکنند و باید بکنند . امام در مقانی هم سطح با نبوت _ البته بدون شان نبوت _ هست و خلافت شانی از شئون امام.
(۷/شهریور/۹۶ ۱۵:۱۲)Mforootaghe نوشته است:  یکبار تاریخ ادیان را مرور سریع می کنیم از آغاز نبوت آدم تا امروزاگر محتملا 10000 سال سپری شده باشدحتی یکروز حکومت عادله درسراسر گیتی تشکیل نشده است وتنها در برهه کوچکی مانند دوره داود وسلیمان ویا نبی اکرم درمدینه و5 سال خلافت مولا در کوفه هیچ اثری از خلافت انبیاواولیا دیده نمیشود.آیا خداوند در امر خلافت نمایندگان خود درزمین ناموفق بوده است؟

بنظر بنده هدف آفرینش انسان وآمدن پیامبران وامامان تشکیل حکومت نبوده است تا آنان بهر طریق حکومت خودرا برمردم مستولی کنند.ولذا تنها بدرخواست مردم(بیعت)حکومت تشکیل داده اند. هدف اصلی ساختن انسان بوده است وهدایت اوبه صراط مستقیم واین درعهده رسول ونبی وامام بوده است .بنابراین اگر درفرض شما مردم با عدم بیعت براه باطل رفته اند نتیجه این میشود که 99 درصد مردم جهان درطول تاریخ برباطل بوده اند چرا که برای حکومت آنان تلاش نکرده اند. اما در باور بنده پیامبران وامامان در تعقیب اصلاح مردم بوده اند چه حاکم بوده ویا نبوده اند ودر نتیجه موفق هم بوده اند تا اکثریت مردم را نجات دهند واندکی گمراه شوند(برای مثال در طول حکومت اموی اقلیتی بزور درحکومت بودند اما اکثریت دردل تابع امامان ما بودند و مراد از حکومت همین حکومت بردلهاست ) و(مثال امروزی زمانیکه آیت الله خمینی در رژیم سابق مسوولیت حکومتی نداشتند اما بردلها حکومت میکردند وامام بودند)اما در انقلاب اسلامی بابیعت علنی ایشان خلیفه الله ویا بعبارت قانون اساسی رهبر شدند .

وقتی امام رو وارد بخش انخصاری حکومتی وارد میکنین نه در قسمت اصول نتیجش میشه تفسیر هایی که ارایه میدید .
مطالبی که باید گفته میشد گفته شد ، حالا اگه اثر نداشت احتمالا کلام بنده ناقص بود و راه رو برای نزدیکی شما و بنده فراهم نکرد .
درباره غدیر ، احادیثی که مربوط به بحث امات و شئون امام هست حتما مطالعه بهتری بفرمایید و بجای تاویل و تفسیر کلام معصوم اونم بدون قرائن با وجود نصوص صریح خود داری .
نظر جده سادات درباره این احادیث چه بوده ؟

من مات وليس في عنقه بيعة مات ميتة جاهلية
من مات ولم يعرف إمام زمانه، مات ميتة جاهلية
من مات بغير إمام مات ميتة جاهلية

امیدوارم متوجه احادیث بشید .
یه تذکر مجدد بازم میدم امیدوارم مثل ارسالهای پیشین نباشه که نمیخونین مطالب رو دقیق .
این رو با حوصله بخونین
يكى از قضاياى جالب توجّه در ارتباط با اثبات مدّعاى شيعه مبنى بر عدم جواز دخالت بندگان نسبت به امام و جانشين پيامبر صلّى الله عليه وآله وسلّم قضيّه اى است كه ابن هشام و حلبى در كتابهاى سيره خودشان و نيز ساير كتب سيره آمده است كه: در يكى از موارد رسول خدا صلّى الله عليه وآله وسلّم به سراغ قبيله اى از قبائل عرب به جهت دعوت به اسلام تشريف بردند، بعد از مذاكره آن حضرت با بزرگان قبيله، آنان چنين اظهار كردند كه: آيا اگر ما دعوت شما را بپذيريم و از شما حمايت كرده و با دشمنانتان بجنگيم، مقام رياست و خلافت و سرپرستى امّت را بعد از خود به ما واگذار مى كنيد؟
در شرايطى كه گرويدن حتّى يك نفر به جماعت مسلمين به نفع اسلام بود آن حضرت تحت هيچ شرايطى، هيچگونه وعده اى به آنها ندادند، بلكه با صراحت تمام اعلام فرمودند: لَيْسَ الامرُ بِيَدي *: كار خلافت و امامت امّت بعد از من در اختيار من نيست.
دقت کنین در این متن .
*لیس الامر بیدی ان الامر بیدالله یضعه حیث یشاء


جناب ، وقتی هر معنایی که درباره خلیفه و امام و جانشین توی غدیر از جانب خدا بیان میشه و بیعت برای اینکه اطاعت کنن نه غیر مطیع مطرخ میشه وگرنه اصل امامت و جانشینی بلافصل بحثی هست که تنها برای فرود اومدن و مماشات هست وگرنه برای اصل دین چون چرا معنی نداره . اگه بیارین توی فروع حالا چون چرا پیدا نیکنه .
  • دوست گرامی
1- بیعت کردن با خلیفه اول رو هرگاه تونستین ثابت کنین که مشروعیت داشته و اینکار به امر الهی و یا نبی خاتم توصیه شده بنده بیعتی رو که شما میخوای ازش جایگاه جانشین پیامبر رو فقط شان حکومت داری استخراج کنی رو میپذیرم .

یک دلیل بر اینکه خلافت خلیفه اول صحیح بوده باشه رو طبق روایت صجیح السند لطفا بیارین . اگه نبود لطفا بحث نکنین .
چون نمیخوام به اهل تسنن توهین بشه با رفتار شما /

2-شرایطش که عامه برای جانشین پیامبر مطرح میکنن _ البته گاهی چنان زیر همه رو میزنن که انگار فقط باشه کفایت میکنه چون ندارن شبیهش رو _ رو بفرما :
کمک میکنم به شما - شجاعت - علم - مجتهد - عدالت - و ... بقیه رو اگه موردی دم دستون بود بگید .
امیدوارم پاسخ هاتون کافی و صحیح باشه و نظر شخصی بار نکنین . البته تاویل و تفسیر هم ممنوع .


جانشین پیامبر تنها مقام نبوت ندارد همین اعتقاد شیعه است . حالا شما نظرتون هرچی هست محترم ، همونطور که بنی العباس بنی الامیه و فرق زیدیه و فاطمیون و ... نظرشون رو بیان کردن و محو شدن .

پیامبر 23 سال زحمت میکشن برای اسلام بعد بدون جانشین میگذارند ؟
توی کوچکترین مسافرت و تنها گداشتن شهر ، جانشین انتخاب میکنن و نمیگن بیایین ببینیم مردم میخوانت یا نه ولی توی بحث بعد از قبض روح شدن و ترک دنیای فانی ، امت را سرگردان میگذارند ؟
هیچ عقل سالمی پذیرای این مورد نیست .
چطور توی غذیر تذکر میدن که این اخرین حج هست و نابترین مظالب رو بیان میکنن ولی جانشین رو بیان نمیکنن ؟ چطئر میشه که میفرماند : مَعاشِرَالنّاسِ، هذا عَلِىٌّ أخى وَ وَصیىّ وَ واعی عِلْمى، وَ خَلیفَتى فى اُمَّتى
چطور مبرمایند : الْيَوْمَ يَئِسَ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ دينِكُمْ فَلا تَخْشَوْهُمْ وَاخْشَوْنِ الْيَوْمَ اكْمَلْتُ لَكُمْ دينَكُمْ وَاتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتى وَرَضيتُ لَكُمُ الْاسْلامَ ديناً

چطور معرفی میکنند که اامامان بعد من علی و اولاد اوست
مَعاشِرَ النّاسِ، اِنَّهُ آخِرُ مَقامٍ اَقُومُهُ فى هذَا الْمَشْهَدِ، فَاسْمَعُوا وَ اَطیعُوا وَ انْقادُوا لِاَمْرِ اللَّهِ رَبِّكُمْ، فَاِنَّ اللَّهَ - عَزَّوَجَلَّ - هُوَ مَوْلاكُمْ وَ اِلاهُكُمْ، ثُمَّ مِنْ دُونِهِ رَسُولُهُ وَ نَبِیُّهُ الْمُخاطِبُ لَكُمْ، ثُمَّ مِنْ بَعْدى عَلِىٌّ لِیُّكُمْ وَ اِمامُكُمْ بِاَمْرِ اللَّهِ رَبِّكُمْ، ثُمَّ الْاِمامَةُ فى ذُرِّیَّتى مِنْ وُلْدِهِ، اِلى یَوْمٍ تَلْقَوْنَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ.

چطور میشه حضرت میفرمایند بحث مهدویت رو :

«مَعاشِرَالنّاسِ، النُّورُ مِنَ‏اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ مَسْلوكٌ فِي ، ثُمَّ في عَلِي بْنِ أَبي طالِبٍ، ثُمَّ فِي النَّسْلِ مِنْهُ إِلَي الْقائِمِ الْمَهْدِي الَّذي يَأْخُذُ بِحَقِّ اللَّهِ وَ بِكُلِّ حَقٍّ هُوَ لَنا، »

اما اصلا حرفی از جانشینی نیست ؟ خیلی جالبه واقعا بحث همه چیز شده که از انشعابات امامت و جانشینی هست ولی خودش گفته نمیشه .
نمیدونم چطور قرار هست پاسخ بدیم مطلب به این روشنی رو که بگیم یا رسول الله ، ما ندیدیم و گفتیم بیاییم بعد شما تو سقیفه سر هم بزنیم و بیعت بگیریم و اصلا یادمون بره که چند روز توی غدیر موندیم تا بیعت کنیم .
حداقل چیزی نزدیک به 5 هزار نفر از اهل ندینه و اطراف این بیعت را انجام و عدم وفای به عمد کردن .

موفق باشید.
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
۱۷:۴۷, ۷/شهریور/۹۶
شماره ارسال: #29

با نام ویاد خدا

درود برشما وخداقوت وتشکر

بنده دقیقا مطالب شما خواندم وفکر میکنم اگر مشکل یک واژه مشترک بین ما حل شود همه مطالب شمارا میپذیرم

ببینید واژه مولا ظاهرا مشترک بر امامت وخلافت است وپیامبر با کاربرد آن واژه هردوامررا اعلام کردند وقطعا بخش خلافت مستلزم بیعت بود که درآنجا کردند ولی بعدا پس زدند. بنابراین

1- کسیکه خلیفه باشد ودارای علم شجاعت وحقگوئی نباشد امام نیست بلکه صرفا خلیفه است واگر هم در امر بیعت حقه بازی شده باشد خلیفه هم نیست یا خلیفه نابحق است

2- امامت جزء اصول دین است چون ادامه نبوت است وخلافت ازشئون آن منتها عملی شدن آن منوط به بیعت است

3-در کلام زهرای مرضیه سخن از شناخت امام است نه خلیفه چرا که در دوره خلفای ثلاث مهم شناخت امام بود که حضرت مولا بودند نه خلفا که یا با بیعت درست خلیفه شدند یا با کلک وحقه بازی

4-در مورد خلیفه اول وبقیه بنده دقیقا ازتاریخ آگاهی ندارم یا خلیفه نابحق بودند ویا اینکه مقبولیت داشته اند اگر دومی بوده باشد براساس اختیار مردم انجام شده است ودرهرحال امام شخص حضرت مولا بودند که در کنار خلفا هدایت مردم را بعهده داشتند.

5- بخش آخر مطالب شما تکرار است وحتما پیامبر نیاز به جانشین داشتند وبفرمان خداوند ایشان را درغدیر معرفی کردند منتها جانشین ایشان درامامت بی نیاز به بیعت بود اما درمورد خلافت نیاز به بیعت داشت که برای برهه ای هم پیش آمد.

در پایان مجددا اعلام میدارد که خصوصیات امام را تنها خداوند وپیامبر میداند ولذا معرفی میکنند اما درمورد خلیفه مساله مقبولیت مطرح است که گاه خود امام مقبول می افتند وگاه شخص دیگری که اگر با مقبولیت کامل باشد خوب است والا خلیفه نا بحق است ومسوولش خود مردمند موفق باشید
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
۱۸:۵۶, ۷/شهریور/۹۶
شماره ارسال: #30
آواتار
(۷/شهریور/۹۶ ۱۷:۴۷)Mforootaghe نوشته است:  با نام ویاد خدا

درود برشما وخداقوت وتشکر

بنده دقیقا مطالب شما خواندم وفکر میکنم اگر مشکل یک واژه مشترک بین ما حل شود همه مطالب شمارا میپذیرم

ببینید واژه مولا ظاهرا مشترک بر امامت وخلافت است وپیامبر با کاربرد آن واژه هردوامررا اعلام کردند وقطعا بخش خلافت مستلزم بیعت بود که درآنجا کردند ولی بعدا پس زدند. بنابراین

1- کسیکه خلیفه باشد ودارای علم شجاعت وحقگوئی نباشد امام نیست بلکه صرفا خلیفه است واگر هم در امر بیعت حقه بازی شده باشد خلیفه هم نیست یا خلیفه نابحق است

2- امامت جزء اصول دین است چون ادامه نبوت است وخلافت ازشئون آن منتها عملی شدن آن منوط به بیعت است

3-در کلام زهرای مرضیه سخن از شناخت امام است نه خلیفه چرا که در دوره خلفای ثلاث مهم شناخت امام بود که حضرت مولا بودند نه خلفا که یا با بیعت درست خلیفه شدند یا با کلک وحقه بازی

4-در مورد خلیفه اول وبقیه بنده دقیقا ازتاریخ آگاهی ندارم یا خلیفه نابحق بودند ویا اینکه مقبولیت داشته اند اگر دومی بوده باشد براساس اختیار مردم انجام شده است ودرهرحال امام شخص حضرت مولا بودند که در کنار خلفا هدایت مردم را بعهده داشتند.

5- بخش آخر مطالب شما تکرار است وحتما پیامبر نیاز به جانشین داشتند وبفرمان خداوند ایشان را درغدیر معرفی کردند منتها جانشین ایشان درامامت بی نیاز به بیعت بود اما درمورد خلافت نیاز به بیعت داشت که برای برهه ای هم پیش آمد.

در پایان مجددا اعلام میدارد که خصوصیات امام را تنها خداوند وپیامبر میداند ولذا معرفی میکنند اما درمورد خلیفه مساله مقبولیت مطرح است که گاه خود امام مقبول می افتند وگاه شخص دیگری که اگر با مقبولیت کامل باشد خوب است والا خلیفه نا بحق است ومسوولش خود مردمند موفق باشید

اول چند تذکر مجدد بدم .کلا دارم تذکر میدم به شما ولی بی ثمره
جناب کسی که مولا هست ، بنده دوگانه میشه ؟ این که چیزی مثل شرک هست .
(۷/شهریور/۹۶ ۱۷:۴۷)Mforootaghe نوشته است:  با نام ویاد خدا

درود برشما وخداقوت وتشکر

بنده دقیقا مطالب شما خواندم وفکر میکنم اگر مشکل یک واژه مشترک بین ما حل شود همه مطالب شمارا میپذیرم

ببینید واژه مولا ظاهرا مشترک بر امامت وخلافت است وپیامبر با کاربرد آن واژه هردوامررا اعلام کردند وقطعا بخش خلافت مستلزم بیعت بود که درآنجا کردند ولی بعدا پس زدند.
خلافت اولی رو قبول کنی ولی امامت 4مین خلیفه اهل تسنن؟
جالبه واقعا .
امامامت جایگاهی همرده با نبوت داره گلم ولی خلافت چی ؟
(۷/شهریور/۹۶ ۱۷:۴۷)Mforootaghe نوشته است:  1- کسیکه خلیفه باشد ودارای علم شجاعت وحقگوئی نباشد امام نیست بلکه صرفا خلیفه است واگر هم در امر بیعت حقه بازی شده باشد خلیفه هم نیست یا خلیفه نابحق است
پیامبر اولی به انفس بودن یا نه ؟ امام که جانشین پیامبر است دقیقا اولی به انفس هست . مگر اینکه شما چیز دیگه بدونی.
وقتی امام میفرماد خلافت رو از من غصب کردن یعنی چی ؟
من الان حساب کاربری شما رو از شما غصب کنم و بعد با حساب کاربری شما پست بزنم ف بعد بگم که من مالک این خساب هستم و شما ادعای واهی داری . ایا قبول میکنی؟
قرار بود شما صفات خلیفه رو بیان کنی من فقط چندتایی گفتم که کمک کرده باشم به شما وگرنه شما که پاسخی ندادی بازم .
خلیفه نابحق Big Grin خیلی باحال بود . مثل این میمونه بگی اصل کار درست بود ولی شخص رو به ناحق انتخاب کردن .
گرامی اصل بیعت کردن زیر سواالللللللللللللللللللللللللل هست . درک میکنی این رو که اصلا تا زمانی که سند رسمی هست به مبایعه نامه ای که دستی هست اعتبار نمیکنن .
شما که همش از قانون دم میزنین اینجا چرا زدی جاده خاکی ؟ این که حکم عقل محسوب میشه .
پیمان اول اعتبار دارد تا اینکه از درجه اعتبار ساقط شود . خوب بیعت در غدیر که سرجاش بود . اگه میگید بیعت پس باید بیعت در غدیر رو معتبر و بیعت ثانی رو غیر معتبر بدونیم ولی شما و دوستان اهل سنت این رو قبول نخواهید کرد .
(۷/شهریور/۹۶ ۱۷:۴۷)Mforootaghe نوشته است:   2- امامت جزء اصول دین است چون ادامه نبوت است وخلافت ازشئون آن منتها عملی شدن آن منوط به بیعت است
فقط میتونم بگم خیلی باحالی .
(۷/شهریور/۹۶ ۱۷:۴۷)Mforootaghe نوشته است:  3-در کلام زهرای مرضیه سخن از شناخت امام است نه خلیفه چرا که در دوره خلفای ثلاث مهم شناخت امام بود که حضرت مولا بودند نه خلفا که یا با بیعت درست خلیفه شدند یا با کلک وحقه بازی
الان اون احادیث رو شما فکر کردی زهرای مرضیه فرمودند ؟ خیلی جالبه .
حضرت زهرای مرضیه با خلیفه اول تا اخر عمرشون بیعت نکردن و بلکه اعلام برائت داشتن . اگه یکم تاریخ رو خوب ورق بزنین متوجه میشید . بیعت درست ؟ببخشید بجز اولی کی بیعت کرد ؟ اونم هیچ سندی برای مشروعیتش نیست پس بجای فرار پاسخ بدید فعلا که کوتاه اومدیم ولی از پست فعلی دیگه شرمنده کوتاه اومدن .
چرا ترس دارین بگین که خلافت اولی نامشروع بود ؟
اگه قبول کنین روش بیعت کردن رو توهین به عقل کم نبی خاتم میکنین .
(۷/شهریور/۹۶ ۱۷:۴۷)Mforootaghe نوشته است:  4-در مورد خلیفه اول وبقیه بنده دقیقا ازتاریخ آگاهی ندارم یا خلیفه نابحق بودند ویا اینکه مقبولیت داشته اند اگر دومی بوده باشد براساس اختیار مردم انجام شده است ودرهرحال امام شخص حضرت مولا بودند که در کنار خلفا هدایت مردم را بعهده داشتند.
وقتی اطلاع ندارید برید مطالعه کنید بعد نظر اعلام بفرمایید .
همچین میفرماید هدایت انگار که حضرت وزیر خلیفه بودن . منع نقل حدیث ، منع نشر معارف ، منع سخن گفتن قران ناطق ، منع نشر سیره پیامبر و .......... اینها گوشه ای از کارهایی بود که خلافای ثلاث درش فعالیت کردن . اگر هم مشاوره ای بود به تعداد انگشتان دست نمیرسید و اگه هم کمکی بود جهت حفظ ابروی اسلام بود نه ابروی خلیفه . کم سوتی ندادن خلفا ، از بحث تیمم تا کلاله و از بحث ارث تا .... توی شجاعت هم که واقعا کوشا بودن چه در زمان حیات پیامبر چه در بعد از شهادت . این که شد فقط اجتهاد و شجاعت ، میمونه علم که بازم خدا رحمت کند اون قربانیی که برای حفظ سوره بقره صورت گرفت . عدالت هم که اصلا نگو ، همه صحابه عادل هستن و اصلا نمیشه گفت خطا میکردن بلکه باب احتهاد بود ، نمونش از جنگهایی که با امیر المومنین در زمان خلافت کردن بگیرین تا اون زمانی که پیامبر شهید شدند . میمونه دیگه چی ؟ اگه هست بفرما اعلمیت که ته علم بودن شجاعت که بالای کوه بودن برای دعا توی اجتهاد که پیرزن های بادیه نشین بهتر فقیه بودن توی عدالت هم که از فدک بگیر تا ... . وقتی به دختر رسول خدا تهمت دروغ میزنه وقتی شهادت عادلترین عامیان رو رد میکنن ، وقتی درمقابل تجاوزات مثلا صحابه _ ماجرای مال بن نوره رو جلو چشتون بیارین _ سکوت میکنن و ... چی میمونه ؟ فقط حکم رانی ؟ اونم که باز لنگ بودن .

(۷/شهریور/۹۶ ۱۷:۴۷)Mforootaghe نوشته است:  - بخش آخر مطالب شما تکرار است وحتما پیامبر نیاز به جانشین داشتند وبفرمان خداوند ایشان را درغدیر معرفی کردند منتها جانشین ایشان درامامت بی نیاز به بیعت بود اما درمورد خلافت نیاز به بیعت داشت که برای برهه ای هم پیش آمد.
بعد میگه این فروتقه گل که من تفکر اهل تسننی ندارم ،
شما باید اثبات کنی برای خلافت نیاز به بیعت بود تا مشروعیت بدست بیارن نه اینکه با قشون کشی _ البته 4-5 نفری _ غصب میکنن خلافتی رو که حقشون نبود . بیعت که چه عرض کنم ، کی بشه تو بشو بیا دست بده به من ای مردم من با ابی بکر بیعت کردم ایشن شد خلیفه . بچه بازیه مگه فروتقه ؟ اگه یکی دیگم میگفت منم با فلانی بیعت کردنم جلوتر تلکیف ؟
هیچ راهی برای اثبات بیعت نداری سعی بی فایده نکن .
نص داشتی میفرمودی ، کلام از معصوم و صحابه جلیل القدر داشتی میگفتی فقط به ریسمان پوسیده هایی دست مینداختی که بار اثباتی ندارن /ادامه دانش فقط وقت تلف کردن هست .

(۷/شهریور/۹۶ ۱۷:۴۷)Mforootaghe نوشته است:  در پایان مجددا اعلام میدارد که خصوصیات امام را تنها خداوند وپیامبر میداند ولذا معرفی میکنند اما درمورد خلیفه مساله مقبولیت مطرح است که گاه خود امام مقبول می افتند وگاه شخص دیگری که اگر با مقبولیت کامل باشد خوب است والا خلیفه نا بحق است ومسوولش خود مردمند موفق باشید

بحث بسته شد .
موفق باشید .
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
موضوع بسته شده  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

[-]
موضوعات مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: مشاهده: آخرین ارسال
  قضا وقدر و ارتباط آن بااختیار(مقاله ویژه) + توضیح تکمیلی مهم حسن عزتي 9 3,414 ۲۷/مهر/۹۶ ۲۱:۲۵
آخرین ارسال: as2017
  ابلیس و شیاطین در غدیر چه میکردند؟ (مقاله ویژه عید غدیر) أین المنتظر 46 9,990 ۲۶/شهریور/۹۶ ۱۴:۴۳
آخرین ارسال: mahdy30na
  تقوا چیست؟ چگونه بدست می آید ؟ چگونه تقویت میشود؟ آثارش چیست؟ (مقاله ی ویژه)#$ علی 110 32 24,066 ۸/شهریور/۹۶ ۸:۰۵
آخرین ارسال: عبدالرحمن
  ایاک نعبد!؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟(مقاله ی ویژه!)#$ علی 110 50 29,527 ۱۵/مرداد/۹۴ ۷:۲۸
آخرین ارسال: zaviyehdid
  حدیثی که اساس عبودیت را بیان میکند (مقاله ویژه)!!!! علی 110 3 3,555 ۱۵/مرداد/۹۴ ۷:۲۶
آخرین ارسال: zaviyehdid
  اندر حکایت رژیم لاغری و دین داری ما!!!!(مقاله ویژه)# علی 110 4 4,575 ۲۳/بهمن/۹۲ ۱۰:۰۳
آخرین ارسال: mohebALI
  از ما نیست! (مقاله ی فوق ویژه) (طاقت ندارید نخوانید!)هر 40 مورد اضافه شد$# علی 110 61 27,529 ۱۴/دی/۹۲ ۲۲:۵۱
آخرین ارسال: ghaher313

پرش در بین بخشها:


بالا