کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 31 رای - 4.03 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
شیطان شناسی و جن شناسی
۱۴:۵۱, ۲۱/آبان/۸۹ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۴/آبان/۸۹ ۱۵:۰۹ توسط جوینده حق.)
شماره ارسال: #1
آواتار
به نظرم یکی از مهم ترین چیزهایی که نیاز هست . شناخت دشمن اصلی همون شیطان . حقه ها و ترفندهاش هست .
شیطان می خواد که ما اون رو به رسمیت نشناسیم و اون رو به عنوان دشمن قبول نداشته باشیم .
و امروزه که اغلب جن ها رو موجودات خیالی و بی پایه ای می شناسن حیفه که مستقیم و در حد وسیعی به این موضوعات در مورد دشمن پرداخته نشه .
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: oO DaViD Oo ، خاک ، Ramin_Ghn ، فرهاد ، اسماعیل ، ANTI satan ، ارتش1نفره ، وحید الف ، mohammad790 ، 872325 ، تفکر ، هدایت شده ، zahra.shakiba ، كارمند پيمانی ، 900742498 ، sadegh313 ، آیلار

آغاز صفحه 10 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد)
۲۰:۳۳, ۲۶/اردیبهشت/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۶/اردیبهشت/۹۱ ۲۰:۵۶ توسط 666-6.)
شماره ارسال: #91
آواتار
[تصویر: 403376_EXy3ssz9.jpg]

- جن جانوریست دارای شعور؛ و فیزیکی غیر ارگانیک ؛ که از لحاظ شان وجودی ؛ از دید ادیان پایینتر از انسان و بالاتر از حیوان جای می گیرد .در فرهنگ فارسی به آن دیو و در فرهنگ عرب به آن جن و در فرهنگ لاتین demon یا jinn نام گرفته است. جن به معنای چیزی است که؛ پوشیده شده ؛و منظور پوشیده ماندن او از حواس ماست.

خصوصیات فیزیکی جن از دید انسان؛ اعجاب آور است. عنصر اصلی وجودی جن آتش است وبه علت نداشتن عنصر خاک ؛در وجودش مانند بارباپاپا ؛می تواند به هر شکل و اندازه ای تبدیل شود. و بسیاری از چیزها را در یک آن ؛جا به جا کند .همچنین سرعت نقل مکان بسیار بالایی دارد. می تواند مثلا ظرف ۵ دقیقه فاصله بین لاهور و تهران را طی کرده و برگردد.

[تصویر: jen.jpg]

جن ابزار ساز نیست ؛ وبه علت خصوصیات فیزیکی منحصر بفرد ؛قادر است در هر مکان و شرایطی زندگی کند ؛وبرای همین به خانه و مسکن نیازی ندارد. زیرا سرما و گرما و باد و بوران بر او کارگر نیست .جن به وسایل حمل و نقل بی نیاز است ؛ و از اینجا می توان فهمید که جن ها دارای صنعت و تکنولوژی نیستند ؛ و شهر و کاشانه ای ندارند مکان معمول زندگی آنها کوه وجنگل و دشت است.

جن مانند همه جانداران غذا مصرف می کند . اما به مقداری بسیار کمتر از انسان.

[تصویر: 0001548.jpg]

جن ها مثل انسان جنسیت ونر یا ماده دارند . تولید مثل می کنند و تشکیل خانواده می دهند ؛ و به صورت جماعت زندگی می کنند و جامعه ندارند.

جن نسبت به انسان زیاد عمر می کند . حدود ۱۰۰۰ سال به بالا .جن هایی که در سوره ی جن از آنها نام برده شده ؛ که وقتی اولین بار آیات قرآن را شنیدند ؛ از شدت ازدحام داشتند بر سر هم خراب می شدند ؛ احتمالا هنوز زنده اند . جن ها مانند انسان داناونادان ؛ .فرمانده و فرمانبردار ؛ ارباب و بنده ؛ کافر و متدین ؛ شفیق و شرور دارند.وقتی که مردند از بین میروند و نیازی به قبر و گورستان ندارند.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: یاران مهدی ، حسن.س.
۲۰:۵۸, ۲۶/اردیبهشت/۹۱
شماره ارسال: #92
آواتار
اینجوری که تو گفتی... به انسان به عنوان اشرف مخلوقات شک کردم...[تصویر: dodgy.gif]
اینا که همه جوره از ما برترن که...[تصویر: smile.gif]
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۲۲:۰۹, ۲۶/اردیبهشت/۹۱
شماره ارسال: #93
آواتار
از منابع معتبر شیعی و روایات ائمه نقل مطلب بیاورید
مطالب بی سند ارزشی ندارد
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: دل خسته ، faateme-313 ، شهرام
۲۲:۴۷, ۳۰/اردیبهشت/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۳۰/اردیبهشت/۹۱ ۲۲:۵۸ توسط تفکر.)
شماره ارسال: #94
آواتار
سْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیمْ
زندگینامه شیطان قسمت اول:


بیوگرافی شیطان:
شیطان، نخستین کسى بود که بعضى کارها را مرتکب شد و پیش از او کسى آنها را انجام نداده بود. و آنها از این قرارند:
1- اولین کسى که قیاس نمود و خود را از حضرت آدم علیه السلام برتر و بالاتر دانست و گفت : من از آتشم و او از خاک در حالى که آتش از خاک بالاتر است(1)
2- اولین کسى که در پیشگاه با عظمت الهى تکبر نمود و به دستور خالق خود عمل نکرد (2)
3- اولین کسى که که معصیت و نافرمانى خدا را کرد و آشکارا با او مخالفت نمود(3) .
4- اولین کسى که به دروغ گفت : خدا گفته از این درخت نخورید، چون درخت جاوید است و اگر کسى از آن بخورد تا ابد زنده مى ماند و با خدا شریک مى شود(4) .
5- اولین کسى که که قسم به دروغ خورد و گفت : من شما را نصیحت مى کنم (5)
6- شیطان اولین کسى است که صورت هاى مجسمه و بت را ساخت(6)
7- اولین کسى که نماز خواند و یک رکعت آن چهار هزار سال طول کشید.(7)
8- اولین کسى که که غنا و آواز خواند، همان زمانى که آدم علیه السلام از درخت نهى شده خورد.(8)
9- اولین کسى که نوحه خواند و گریست ؛ چون او را به زمین فرستادند، به یاد بهشت و نعمتهاى آن نوحه و گریه کرد.
10- اولین کسى که لواط کرد آنگاه که به میان قوم لوط آمد.(9)
11- اولین کسى که دستور ساختن منجنیق را داد تا حضرت ابراهیم علیه السلام را با آن در آتش اندازند.
12- اولین کسى که دستور ساختن نوره را در زمان حضرت سلیمان داد، براى این که موهاى اضافى پاى بلقیس پادشاه سبا را از بین ببرند(10)
13- اولین کسى که دستور ساختن شیشه را داد تا حضرت سلیمان علیه السلام آن را روى خندق گذارد و بلقیس را آزمایش کند.(11)
14- اولین کسى که عبادت و بندگى او، فرشتگان را به تعجب در آورد!
15- اولین کسى که به خداى خود اعتراض کرد(12)
16- اولین کسى که شبیه شدن به دیگران را مطرح و مردم را به آن تشویق کرد(13)
17- اولین کسى که که سحر و جادو کرد و آن دو را به مردم یاد داد.(14).
18- اولین کسى که براى زیبایى ، زلف گذاشت(15)
19- اولین کسى که نقاشى کرد و چهره کشید(16).
20- اولین کسى که آتش حسدش شعله ور شد(17) .
21- اولین کسى که به ناحق مخاصمه و جدال کرد.
22- اولین کسى که خداى تعالى به او لعنت نمود (18).
23- اولین کسى که به خدا کفر ورزید. (19)
24- اولین کسى که گریه دروغى نمود.(20)
25- اولین کسى که عبادت و خلقت خود را ستود.
26- اولین کسی آتش پرستی رامطرح وبنیان آن را نهاد

خلقت شیطان:
خداوند سه گونه موجود عاقل و با شعور آفریده : یک نوع در آسمان ها هستند که همان فرشتگان اند و از نور به وجود آمده اند که شهوت جنسى و خور و خواب و شهوات دیگر ندارند؛ گناه از آنان سر نمى زند، تسلیم محض ‍ پروردگار مى باشند و یک لحظه نافرمانى او را نمى کنند، خلقت آنها جلوتر از جن و انس بوده .
نوع دیگر؛ انسان است که خداوند متعال او را با دو دست قدرت خود پدید آورد و ملائکه بر او سجده کردند و استاد آنان شد، هم عقل و هم شهوت در وجودش گذاشت ، و از خاک و آب به وجود آمده است (21) نوع سوم ؛ نژاد جن است که خداوند ایشان را از آتش بى دود(و باد) پدید آورد، و مثل انسان عقل و شهوت به آنها داده شده است . خلقت جن قبل از خلقت آدم و هم زمان با خلقت نسانس بوده است .خداوند درباره خلقت جن چنین فرموده :«والجان خلقناه من قبل من نار السموم »
«ما طایفه جن را قبل از انسان از آتش گرم و سوزان - و شعله ور بدون دود – آفریدیم »(22)

ابلیس فرشته بود ویا جن؟


حال باید پرسید: آیا او مَلَک و از فرشتگان بود یا خیر؟در قرآن به صراحت ذکر شده که او از جِنّ بوده آنجا که می‏فرماید:« وَ إِذْ قُلْنا لِلْمَلائِکَةِ اسْجُدُوا لآدَمَ فَسَجَدُوا اِلاّ اِبْلِیسَ کانَ مِنَ الجِنِّ فَفَسَقَ عَنْ أَمْرِ رَبِّهِ...»(23) «چون به فرشتگان گفتیم آدم را سجده کنید، همه سجده کردند مگر ابلیس که از جنّیان بود و از فرمان پروردگارش بیرون شد»..
آیا ابلیس اولین جن بود ؟
در ماجرای خلقت انسان اگر چه آدم اولین انسان از نسل کنونی است لیکن ابلیس اولین جن از نسل جنیان نیست زیرا خداوند درباره او می فرماید :"و ابلیس از جن بود".(سوره کهف آیه ۵۰) از این آیه معلوم می شود که قبل از ابلیس افراد دیگری از جن خلق شده بودند و او یکی از آنهاست ولی ابلیس اولین وسوسه گر و دشمن بشر به شمار آمده و آغازگر عداوت است. همان طور که خداوند، نخست آدم علیه السلام را خلق نمود و همسرش حوا را بعد از او از جنس خودش آفرید، پدر جن ها هم که مارج نام داشت از آتش و سپس همسرش مارجه را نیز از او خلق نمود. مارج و مارجه با هم ازدواج کردند جان متولد شد و فرزندان جان دو طایفه شدند، یک طایفه ، همان جن ها که در میان آنان ، هم مؤمن پیدا مى شود و هم کافر؛ طایفه دوم ؛ شیاطین شدند که پدر بزرگشان ابلیس میباشد. ابلیس یکى از فرزندان جان است وطبق بعضی روایات نام اصلی او حارث بود .


[align=-WEBKIT-RIGHT]پیشینه خلقت جن وشیطان:[/align][align=-WEBKIT-RIGHT]
[/align]
[align=-WEBKIT-RIGHT]خداوند درقرآن میفرماید :« ولقد خلقناالانسان من صلصال من حمامسنون والجان خلقناه من قبل من نارالسموم» « همانا ماانسان رااز گل ولای سالخورده تغییر یافته بیافریدیم وطایفه جن راپیشتر از آتش گذرانده خلق نمودیم» این آیه شریفه تصریح دارد بر تقدیم خلقت جن وشیطان برانسان ،اما اینکه این مدت چقدر است ظاهرا دلیل معتبری در دست نیست جز اینکه محی الدین ابن عربی میگوید بین خلقت جن وخلقت آدم شش هزار سال فاصله بوده است[/align][align=-WEBKIT-RIGHT]
[/align]
[align=-WEBKIT-RIGHT]مسعودی گفته است موقعی که خدااراده کرد آدم را خلق کند مدت هفت هزار سال برجن ونسناس گذشته بود وابلیس لعین هم قسمتی از زمان راگذرانده بود[/align][align=-WEBKIT-RIGHT]
[/align]
[align=-WEBKIT-RIGHT]اما اگر ابلیس اولین جن نباشد که نیست واز طرفی طبق فرموده امیرالمومنین (علیه السلام) که فرموده اند : ابلیس خدا راشش هزار سال عبادت کرده ،سابقه خلقت جن وشیطان بیش از آنچه ابن عربی گفته است خواهد بود از این رو قول مسعودی به واقع نزدیکتر است[/align][align=-WEBKIT-RIGHT]
[/align]
[align=-WEBKIT-RIGHT]شیطان بر خلاف تصور عامیانه از جنس فرشتگان نیست بلکه او از جن است همانطور که قرآن می فرماید فرشتگان سجده کردن به جز ابلیس و او از جن بود و از فرمان پروردگارش سرپیچید (کهف آیه 50) اما چرا او در کنار فرشتگان بوده؟[/align][align=-WEBKIT-RIGHT]
[/align]
[align=-WEBKIT-RIGHT]
[/align]
[align=-WEBKIT-RIGHT]پیشینه شیطان قبل ازتمرد وچگونگی راهیابی او به محفل فرشتگان :[/align][align=-WEBKIT-RIGHT]
[/align]
[align=-WEBKIT-RIGHT]نام اصلی وی حارث (حرث) بوده که به خاطر عبادتهای طولانی مدتش، او را عزازیل یعنی عزیز خدا، می‌گفتند. اما پس از تکبر و خودبینی‌اش، ابلیس نامیده شد، یعنی کسی که از رحمت خدا مایوس گردید و پس از خودداری از سجده بر آدم و رانده شدنش از درگاه الهی، الشیطان یعنی دور شده از رحمت و خیر نام گرفت[/align][align=-WEBKIT-RIGHT]
[/align]
[align=-WEBKIT-RIGHT]درمورد پیشینه او چنین گفته‌اند که خداوند متعال قبل از آفرینش آدم، موجودات دیگری خلق نموده بود به نام جن که حارث یکی از آنها بوده و در زمین زندگی می‌کرد تا اینکه این مخلوقات به سرکشی، فساد، قتل و خونریزی دربین خود ونسانس پرداختند وقتى که فتنه و فساد، کشت و کشتار در میان آنان برپا شد.[/align][align=-WEBKIT-RIGHT]
[/align]
[align=-WEBKIT-RIGHT]در این هنگام خداوند اراده کرد که آنان را نابود فرماید: عده اى از ملائکه را فرستاد تا با شمشیرهاى خود با آنها جنگیدند و همه آنها را کشتند. در این میان ، شیطان جان سالم به در برد و از مرگ نجات پیدا کرد و به دست ملائکه اسیر شد. به فرشتگان گفت : من ، از جمله مؤمنان هستم (و در فتنه و فساد شرکت نداشتم .) شما تمام خویشان و هم نوعان مرا کشتید و من تنها ماندم . مرا با خودتان به آسمان ببرید، تا در آن جا با شما باشم و خداى خود را عبادت کنم .[/align][align=-WEBKIT-RIGHT]
[/align]
[align=-WEBKIT-RIGHT]فرشتگان از خداوند جویاى تکلیف شدند. خداوند به آنها اجازه داد که او را به آسمان ببرند. زمانى که به آسمان رسید به گردش در آسمان ها و بررسى پرداخت . در آن میان لوحى را دید که چیزهایى بر آن نوشته شده ؛ نوشته بود:[/align][align=-WEBKIT-RIGHT]
[/align]
[align=-WEBKIT-RIGHT]« انى لا اضیع عمل عامل منکم . بلا من عمل و اءراد الدنیا اعطاه الله منها و من عمل و اراد الاخرة بلع الله تعالى مناه ) و من یرد حرث الاخرة نزدله فى حرثه ما نشاء و من یرد حرث الدنیا نؤ ته منها و ماله فى الاخرة من خلاق»(24) [/align][align=-WEBKIT-RIGHT]
[/align]
[align=-WEBKIT-RIGHT]« من پاداش هیچ عمل کننده اى را ضایع نمى کنم ؛ بلى ، کسى که کارى کند و اراده دنیا نماید، خدا دنیا را به او مى بخشد و کسى که آخرت را بخواهد، خداوند او را به آرزویش مى رساند. و کسى که پاداش آخرت را بخواهد به او برکت مى دهیم و بر نتیجه اش مى افزاییم و آنها که فقط مال دنیا را مى طلبند، کمى از آن به آنها مى دهیم ، اما در آخرت هیچ نصیبى ندارند» (25) . پیش خود فکر کرد که آخرت نسیه و دنیا نقد است . تصمیم گرفت دنیا را به وسیله عبادت هاى طولانى به دست آورد. لذا در میان ملائکه آن قدر عبادت کرد تا سرور و رئیس همه فرشتگان شد و طاووس ملائکه نام گرفت ![/align][align=-WEBKIT-RIGHT]
[/align]
[align=-WEBKIT-RIGHT]او اولین کسى بود که نماز خواند و یک رکعت آن چهار هزار سال طول کشید.(26)[/align][align=-WEBKIT-RIGHT]
[/align]
[align=-WEBKIT-RIGHT]اما برخی چنین بیان کردند که حارث (ابلیس) در حالی که خردسال بود به اسارت ملائکه در آمد و به همراه آنها به عبادت خدای تعالی مشغول شد. او در آسمان اول، مدتی بین ملائکه، خدا را عبادت کرد. بعد به آسمان دوم و سوم تا بالاخره به آسمان هفتم راه یافت. او در کنار عرش الهی منبری داشت، بالای آن رفته و ملائکه را اندرز می‌داد؛ و ملائکه در مقابل او با احترام مى ایستادند.چون به این رتبه و مقام رسید، با خود گفت: اگر روزی این امر تبلیغ به دیگری واگذار شود، من از او اطاعت نمی‌کنم چون خود را در علم و عمل یگانه روزگار و از همه برتر می‌دانست. [/align][align=-WEBKIT-RIGHT]
[/align]
[align=-WEBKIT-RIGHT]به خاطر عبادتهای زیاد او در درگاه خداوند بود که به او مقامی عطا شد همانند فرشتگان و تا جائی بالا رفت که در زمره فرشتگان قرار گرفت اما از جنس فرشتگان نبود و حتی بعضاً الگوی فرشتگان و پاسخگوی سوالات فرشتگان هم شد از معصوم روایت است ابلیس از جنس فرشتگان نبود اما فرشتگان او را فرشته می دیدند... (27) در روایت آمده که این امتیاز و افتخار بخاطر آن به او رسید که شش هزار سال خداوند تبارک و تعالی را عبادت و بندگی کرده بود شش هزار سالی که ممکن است از سالهای آخرت باشد(28) که به حساب سالهای دنیا بیش از چند میلیون سال است[/align][align=-WEBKIT-RIGHT]
[/align]
[align=-WEBKIT-RIGHT]از امام صادق علیه السلام پرسیدند که آیا ابلیس از ملائکه است یا جزء سایر موجودات آسمانى است؟ فرمود: نه از ملایکه است و نه از سایر موجودات آسمانى؛ بلکه او جن است؛ ولى همراه ملایک بوده است. ملایکه نیز گمان مى‏کردند او از جنس آنهاست، ولى خداوند متعال مى‏دانست که چنین نیست. این جریان ادامه یافت تا در جریان سجده بر آدم، راز پنهان ابلیس آشکار گشت(29)[/align][align=-WEBKIT-RIGHT]
[/align]
[align=-WEBKIT-RIGHT]روزی ملائکه در لوح دیدند که به زودی یکی از مقربان درگاه الهی به نفرین ابدی گرفتار خواهد شد پس از حارث با اصرار خواستند که آنها را دعا کند که هیچ یک از ایشان به این بلا مبتلا نشود وی در جواب گفت : این قضیه به من و شما مربوط نیست . من سال ها است بر این معنى اطلاع یافته ام ! ملائکه باز الحاح کردند. او نیز دعا کرد و گفت: خدایا! ایشان را ایمن گردان، ولی خودش را به سبب غروری که داشت، فراموش کرد[/align][align=-WEBKIT-RIGHT]
[/align]
[align=-WEBKIT-RIGHT]روزی وی دید بر در بهشت نوشته‌اند: « نزد ما بنده‌ای است که او را به انواع نعمتها، گرامی می‌داشتیم. اما اگر او را به کاری واداریم، سرپیچی می‌کند و به لعنت ابدی گرفتار خواهد شد.» حارث سالها او را لعن می‌کرد ولی نمی‌دانست که در حقیقت دارد خود را لعن می کند! در آن مدت هر جا سجده اى مى کرد و سر بر مى داشت در آن جا نوشته شده بود لعنه اله على ابلیس - چون اسمش عزازیل بود - نمى دانست که خودش است .[/align][align=-WEBKIT-RIGHT]
[/align]
[align=-WEBKIT-RIGHT]وی روزی دید در لوح نوشته است: « اعوذ بالله من الشیطان الرجیم» پرسید: خدایا! این ملعون رانده شده کیست؟ خدای تعالی فرمود: بنده‌ای است که او را به انواع نعمتها مخصوص می‌گرداندم ولی نافرمانی‌ام خواهد کرد و خوار و بدبخت خواهد شد. گفت: او را به من معرفی نما تا هلاکش کنم. فرمود: زود است او را بشناسی. هنوز او تمرد و سرکشی نکرده است، تا مستوجب مجازات باشد[/align][align=-WEBKIT-RIGHT]
[/align]


[align=-WEBKIT-RIGHT]پیشینه خلقت جن وشیطان:[/align][align=-WEBKIT-RIGHT]
[/align]
[align=-WEBKIT-RIGHT]خداوند درقرآن میفرماید :« ولقد خلقناالانسان من صلصال من حمامسنون والجان خلقناه من قبل من نارالسموم» « همانا ماانسان رااز گل ولای سالخورده تغییر یافته بیافریدیم وطایفه جن راپیشتر از آتش گذرانده خلق نمودیم» این آیه شریفه تصریح دارد بر تقدیم خلقت جن وشیطان برانسان ،اما اینکه این مدت چقدر است ظاهرا دلیل معتبری در دست نیست جز اینکه محی الدین ابن عربی میگوید بین خلقت جن وخلقت آدم شش هزار سال فاصله بوده است[/align][align=-WEBKIT-RIGHT]
[/align]
[align=-WEBKIT-RIGHT]مسعودی گفته است موقعی که خدااراده کرد آدم را خلق کند مدت هفت هزار سال برجن ونسناس گذشته بود وابلیس لعین هم قسمتی از زمان راگذرانده بود[/align][align=-WEBKIT-RIGHT]
[/align]
[align=-WEBKIT-RIGHT]اما اگر ابلیس اولین جن نباشد که نیست واز طرفی طبق فرموده امیرالمومنین (علیه السلام) که فرموده اند : ابلیس خدا راشش هزار سال عبادت کرده ،سابقه خلقت جن وشیطان بیش از آنچه ابن عربی گفته است خواهد بود از این رو قول مسعودی به واقع نزدیکتر است[/align][align=-WEBKIT-RIGHT]
[/align]
[align=-WEBKIT-RIGHT]شیطان بر خلاف تصور عامیانه از جنس فرشتگان نیست بلکه او از جن است همانطور که قرآن می فرماید فرشتگان سجده کردن به جز ابلیس و او از جن بود و از فرمان پروردگارش سرپیچید (کهف آیه 50) اما چرا او در کنار فرشتگان بوده؟[/align][align=-WEBKIT-RIGHT]
[/align]
[align=-WEBKIT-RIGHT]
[/align]
[align=-WEBKIT-RIGHT]پیشینه شیطان قبل ازتمرد وچگونگی راهیابی او به محفل فرشتگان :[/align][align=-WEBKIT-RIGHT]
[/align]
[align=-WEBKIT-RIGHT]نام اصلی وی حارث (حرث) بوده که به خاطر عبادتهای طولانی مدتش، او را عزازیل یعنی عزیز خدا، می‌گفتند. اما پس از تکبر و خودبینی‌اش، ابلیس نامیده شد، یعنی کسی که از رحمت خدا مایوس گردید و پس از خودداری از سجده بر آدم و رانده شدنش از درگاه الهی، الشیطان یعنی دور شده از رحمت و خیر نام گرفت[/align][align=-WEBKIT-RIGHT]
[/align]
[align=-WEBKIT-RIGHT]درمورد پیشینه او چنین گفته‌اند که خداوند متعال قبل از آفرینش آدم، موجودات دیگری خلق نموده بود به نام جن که حارث یکی از آنها بوده و در زمین زندگی می‌کرد تا اینکه این مخلوقات به سرکشی، فساد، قتل و خونریزی دربین خود ونسانس پرداختند وقتى که فتنه و فساد، کشت و کشتار در میان آنان برپا شد.[/align][align=-WEBKIT-RIGHT]
[/align]
[align=-WEBKIT-RIGHT]در این هنگام خداوند اراده کرد که آنان را نابود فرماید: عده اى از ملائکه را فرستاد تا با شمشیرهاى خود با آنها جنگیدند و همه آنها را کشتند. در این میان ، شیطان جان سالم به در برد و از مرگ نجات پیدا کرد و به دست ملائکه اسیر شد. به فرشتگان گفت : من ، از جمله مؤمنان هستم (و در فتنه و فساد شرکت نداشتم .) شما تمام خویشان و هم نوعان مرا کشتید و من تنها ماندم . مرا با خودتان به آسمان ببرید، تا در آن جا با شما باشم و خداى خود را عبادت کنم .[/align][align=-WEBKIT-RIGHT]
[/align]
[align=-WEBKIT-RIGHT]فرشتگان از خداوند جویاى تکلیف شدند. خداوند به آنها اجازه داد که او را به آسمان ببرند. زمانى که به آسمان رسید به گردش در آسمان ها و بررسى پرداخت . در آن میان لوحى را دید که چیزهایى بر آن نوشته شده ؛ نوشته بود:[/align][align=-WEBKIT-RIGHT]
[/align]
[align=-WEBKIT-RIGHT]« انى لا اضیع عمل عامل منکم . بلا من عمل و اءراد الدنیا اعطاه الله منها و من عمل و اراد الاخرة بلع الله تعالى مناه ) و من یرد حرث الاخرة نزدله فى حرثه ما نشاء و من یرد حرث الدنیا نؤ ته منها و ماله فى الاخرة من خلاق»(24) [/align][align=-WEBKIT-RIGHT]
[/align]
[align=-WEBKIT-RIGHT]« من پاداش هیچ عمل کننده اى را ضایع نمى کنم ؛ بلى ، کسى که کارى کند و اراده دنیا نماید، خدا دنیا را به او مى بخشد و کسى که آخرت را بخواهد، خداوند او را به آرزویش مى رساند. و کسى که پاداش آخرت را بخواهد به او برکت مى دهیم و بر نتیجه اش مى افزاییم و آنها که فقط مال دنیا را مى طلبند، کمى از آن به آنها مى دهیم ، اما در آخرت هیچ نصیبى ندارند» (25) . پیش خود فکر کرد که آخرت نسیه و دنیا نقد است . تصمیم گرفت دنیا را به وسیله عبادت هاى طولانى به دست آورد. لذا در میان ملائکه آن قدر عبادت کرد تا سرور و رئیس همه فرشتگان شد و طاووس ملائکه نام گرفت ![/align][align=-WEBKIT-RIGHT]
[/align]
[align=-WEBKIT-RIGHT]او اولین کسى بود که نماز خواند و یک رکعت آن چهار هزار سال طول کشید.(26)[/align][align=-WEBKIT-RIGHT]
[/align]
[align=-WEBKIT-RIGHT]اما برخی چنین بیان کردند که حارث (ابلیس) در حالی که خردسال بود به اسارت ملائکه در آمد و به همراه آنها به عبادت خدای تعالی مشغول شد. او در آسمان اول، مدتی بین ملائکه، خدا را عبادت کرد. بعد به آسمان دوم و سوم تا بالاخره به آسمان هفتم راه یافت. او در کنار عرش الهی منبری داشت، بالای آن رفته و ملائکه را اندرز می‌داد؛ و ملائکه در مقابل او با احترام مى ایستادند.چون به این رتبه و مقام رسید، با خود گفت: اگر روزی این امر تبلیغ به دیگری واگذار شود، من از او اطاعت نمی‌کنم چون خود را در علم و عمل یگانه روزگار و از همه برتر می‌دانست. [/align][align=-WEBKIT-RIGHT]
[/align]
[align=-WEBKIT-RIGHT]به خاطر عبادتهای زیاد او در درگاه خداوند بود که به او مقامی عطا شد همانند فرشتگان و تا جائی بالا رفت که در زمره فرشتگان قرار گرفت اما از جنس فرشتگان نبود و حتی بعضاً الگوی فرشتگان و پاسخگوی سوالات فرشتگان هم شد از معصوم روایت است ابلیس از جنس فرشتگان نبود اما فرشتگان او را فرشته می دیدند... (27) در روایت آمده که این امتیاز و افتخار بخاطر آن به او رسید که شش هزار سال خداوند تبارک و تعالی را عبادت و بندگی کرده بود شش هزار سالی که ممکن است از سالهای آخرت باشد(28) که به حساب سالهای دنیا بیش از چند میلیون سال است[/align][align=-WEBKIT-RIGHT]
[/align]
[align=-WEBKIT-RIGHT]از امام صادق علیه السلام پرسیدند که آیا ابلیس از ملائکه است یا جزء سایر موجودات آسمانى است؟ فرمود: نه از ملایکه است و نه از سایر موجودات آسمانى؛ بلکه او جن است؛ ولى همراه ملایک بوده است. ملایکه نیز گمان مى‏کردند او از جنس آنهاست، ولى خداوند متعال مى‏دانست که چنین نیست. این جریان ادامه یافت تا در جریان سجده بر آدم، راز پنهان ابلیس آشکار گشت(29)[/align][align=-WEBKIT-RIGHT]
[/align]
[align=-WEBKIT-RIGHT]روزی ملائکه در لوح دیدند که به زودی یکی از مقربان درگاه الهی به نفرین ابدی گرفتار خواهد شد پس از حارث با اصرار خواستند که آنها را دعا کند که هیچ یک از ایشان به این بلا مبتلا نشود وی در جواب گفت : این قضیه به من و شما مربوط نیست . من سال ها است بر این معنى اطلاع یافته ام ! ملائکه باز الحاح کردند. او نیز دعا کرد و گفت: خدایا! ایشان را ایمن گردان، ولی خودش را به سبب غروری که داشت، فراموش کرد[/align][align=-WEBKIT-RIGHT]
[/align]
[align=-WEBKIT-RIGHT]روزی وی دید بر در بهشت نوشته‌اند: « نزد ما بنده‌ای است که او را به انواع نعمتها، گرامی می‌داشتیم. اما اگر او را به کاری واداریم، سرپیچی می‌کند و به لعنت ابدی گرفتار خواهد شد.» حارث سالها او را لعن می‌کرد ولی نمی‌دانست که در حقیقت دارد خود را لعن می کند! در آن مدت هر جا سجده اى مى کرد و سر بر مى داشت در آن جا نوشته شده بود لعنه اله على ابلیس - چون اسمش عزازیل بود - نمى دانست که خودش است .[/align][align=-WEBKIT-RIGHT]
[/align]
[align=-WEBKIT-RIGHT]وی روزی دید در لوح نوشته است: « اعوذ بالله من الشیطان الرجیم» پرسید: خدایا! این ملعون رانده شده کیست؟ خدای تعالی فرمود: بنده‌ای است که او را به انواع نعمتها مخصوص می‌گرداندم ولی نافرمانی‌ام خواهد کرد و خوار و بدبخت خواهد شد. گفت: او را به من معرفی نما تا هلاکش کنم. فرمود: زود است او را بشناسی. هنوز او تمرد و سرکشی نکرده است، تا مستوجب مجازات باشد[/align][align=-WEBKIT-RIGHT]
[/align]


اولین مخالفت شیطان با خلقت آدم علیه السلام:
شیطان در میان فرشتگان مشغول عبادت بود تا وقتى که خداوند اراده فرمود براى خود در زمین جانشین خلق فرماید. به ملائکه خطاب نمود که من مى خواهم خلیفه اى در زمین قرار دهم ، و آنان را از مقصود خود آگاه نمود.(30)
در این هنگام ابلیس به وسط زمین آمد و فریاد زد که :اى زمین ! من آمده ام تو را نصیحت کنم !
خداوند اراده کرده از تو پدیده اى به وجود آورد که برترین خلایق باشد و من مى ترسم که خدا را معصیت کند و داخل آتش شود (و در نتیجه تو داخل آتش شوى و بسوزى ) وقتى ملائکه مقرب آمدند از تو خاک بردارند آنها را به خداى بزرگ قسم بده از تو خاک برندارند.(31) مخالفت او با آدم علیه السلام از همین جا شروع شد و تاکنون ادامه دارد و تا روز قیامت هم ادامه خواهد داشت . این اولین مخالف او بود.
از امیرالمؤمنین نقل شده که ایشان فرمودند: وقتى خداوند متعال اراده کرد آدم علیه السلام را خلق کند خطاب به جبرئیل فرمود: مقدارى خاک از زمین بیاور تا خلقى جدید به وجود آورم که افضل موجودات و اشرف آنها باشد.
جبرئیل به زمین آمد تا خاک بردارد (طبق تذکر شیطان ) زمین نالید و او را به خداوند قسم داد که از آن خاک برندارد. ایشان هم برگشت داستان را گزارش ‍ داد. بار دیگر میکائیل و بعد از او اسرافیل را فرستاد. باز زمین آنان را قسم داد، آنها هم با دست خالى برگشتند.
براى بار چهارم ، عزرائیل را فرستاد که حتما از خاک زمین بردارد. او که خواست خاک بردارد، باز زمین ناله کرد و او را قسم داد و هر چه ناله و فریاد نمود، تاثیر نکرد. عزرائیل گفت : من از جانب خدا ماءمورم تا کمى از خاک تو بردارم . او خاک را برداشت و برد که آدم را از آن ساختند(32) از این رو، خداوند قبض روح آدم علیه السلام و اولادش را به دست عزرائیل داد، از این جهت ناله و گریه آنها هنگام جان دادن آدم در دل او اثر نمى کند و او ماءموریت خود را انجام مى دهد.
وقتى آن خاک را با آب خالص و شور و تلخ و بى مزه ، مخلوط کردند و بعد از مدتى پیکر خاکى او را قالب زدند. شیطان قیافه او را مشاهده کرد و با خود گفت : این مخلوقى ضعیف است که از گل چسبنده به وجود آمده ، و توى او خالى است . چیزى که توخالى باشد احتیاج به غذا دارد و به این ترتیب مى توان او را گمراه و منحرف نمود.
و نیز گفت : اگر چه او بر من و هه موجودات فضیلت داشته باشد، ولى من با او مخالفت خواهم نمود، و اگر روزى قدرت پیدا کنم او را هلاک مى کنم .
و گفت : اگر این موجود از من بالاتر و شخصیت او مهم تر باشد، از او فرمان نخواهم برد و مطیع او نخواهم شد، و اگر از من پایین تر باشد، او را کمک مى کنم و در مشکلات به فریاد او خواهم رسید، و با او دوست و رفیق مى شوم .(33)
شیطان وقالب گلی آدم:
بعد از آنکه خداوند قالب آدم (علیه السلام) را از خاک وآب ،سرشت واو را بوجود آورد ،آن قالب را مانند کوه عظیمی کناری گذاشت شیطان در این مدت در آسمان پنجم واز خازنین آن بود .وقتی وی آن قالب گلی رامیدید از سوراخ بینی او وارد واز عقب او خارج میشد وبادست برشکم او میزد ومیگفت : خداوند تورا برای چه چیزی خلق کرده ؟ مدت هزار سال به این وضع بود بعد از این مدت خداوند متعال از روح خود در او دمید (34)
حضرت عبدالعظیم حسنی نامه ای به امام محمد تقی (علیه السلام) نوشت که پرسیده بود :به چه علت غائط انسان بوی گند میدهد ؟ آن حضرت در جواب فرمود :
وقتی خداوند حضرت آدم را خلق کرد جسد او بوی خوشی داشت زمانی که هنوز روح دراو دمیده نشده بود ملائکه وشیطان از آن میگذشتند ملائکه میگفتند :او برای امربزرگی ساخته شده است وشیطان از دهان او وارد میشد واز عقب او بیرون می آمد از این رو هرچه داخل شکم انسان شود بدبو وخبیث میشود (35)
در حدیث دیگری از حضرت علی (علیه السلام) نقل شده که فرمود :
وقتی خداوند آدم را خلق کرد قالب گلی آن را تا چهل سال به حال خود گذاشت تا خشک شود ابلیس همواره برآن میگذشت ومیگفت : خداوند برای چه چیز این راخلق کرده ؟ وپیش خود میگفت :اگر خداوند امر فرماید او راسجده کنم قبول نمیکنم واز دستور او سرپیچی میکنم ومخالفت خود را اعلام میدارم بعد از آنکه روح در او دمیده شد شیطان مخالفت نمود (36)


شیطان سجده نمى کند:
وقتى خداوند به ملائکه خطاب کرد و فرمود: مى خواهم در روى زمین خلیفه و جانشینى براى خود قرار دهم ، ملائکه موافق نبودند. به خدا اعتراض کردند و گفتند: این که مى خواهى خلق کنى ، در آینده خون ریز و مفسد خواهد شد. بعد از آن که خداوند جواب آنان را داد، تسلیم شدند. به ایشان خطاب فرمود: وقتى من خلیفه خود (آدم علیه السلام ) را خلق کردم و از روح خود در آن دمیدم ، همه شما در برابر او سجده کنید.(37)
بعد از آن که خداوند او را خلق کرد و ز روح خود در او دمید و روح به دماغ آدم رسید، به حرکت آمد و نشست ، عطسه اى زد و گفت : الحمدلله خداوند در جواب او فرمود: یرحمک اله.(38)
در این هنگام به ملائکه فرمان داد، تا براى اعتراف به مقام شامخ و رفیع او در مقابل وى سجده کنند و او را تکریم نمایند. تمام ملائکه فرمان بردند و به سجده افتادند و مدتى در حال سجده بودند؛ ولى شیطان که آن زمان در صف فرشتگان بود، از روى خودخواهى و غرور به خداوند عرض کرد: خدایا! مرا از سجده کردن بر آدم معذور بدار.
خداوندا! من تو را چنان سجده کنم که تا به حال هیچ ملک مقربى و نه هیچ نبى مرسلى سجده و عبادت نکرده باشد.
خداوند در جواب او فرمود: مرا حاجت به عبادت تو نیست ، من از تو مى خواهم ، آن چه را که دستور مى دهم انجام دهى ، نه آن چه را تو مى خواهى !(39) .
سرانجام قبول نکرد و حسدى را که در قلبش بود ظاهر نمود(40) خداوند هم در مقام بازخواست از او فرمود: چه چیز تو را باز داشت از آن که سجده نکنى بر مخلوقى که من او را با دست قدرت و عنایت خویش آفریدم ؟!
پاسخ داد: من از حیث عنصر و گوهر و ذات از آدم علیه السلام برترم ، کسى را یاراى برابرى با من نیست و هیچ موجودى به پایگاه رفیع و بلند من نمى رسد! من از گوهر فروزان آتش آفریده شده ام و او از عنصر تیره و بى ارزش گل . پس روا نیست که مثل من در مقابل او سجده کند!
خداوند هم به خاطر سرپیچى از دستور و سجده نکردن بر آدم ، او را ندا داد و فرمود از میان ملائکه و بهشت پرنعمت و جاوید و سعادت ابدى من بیرون شو؛ زیرا تو از مقام قرب و رفیعى که تا کنون داشتى ، رانده گشتى .
« و ان علیک لعنتى الى یوم الدین »
« لعنت من هم تا روز قیامت بر تو باد» (41)
سپس او را با خوارى و ذلت از پیشگاه خود راند و از رحمت خود دور داشت .هنگامی که دستور خارج شدن از بهشت براى وی صادر شد. ملائکه هم به او حمله کردند، او از ترس جان خود فرار کرد و خود را مخفى نمود.بعد از آن، این فرمان از طرق خداوند به آدم وحوا ابلاغ شد: «ای آدم، تو و همسرت در بهشت سکونت کنید و از نعمت‏های بهشتی هر چه میخواهید بخورید، اما نزدیک این درخت نشوید که از ستمگران خواهید بود» (42) آدم و حوا هم در بهشت مشغول زندگی بودند و از نعمت‏های بهشتی استفاده میکردند.

ادامه دارد...
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: SAViOR ، شهرام
۲۲:۵۶, ۱/خرداد/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۱/خرداد/۹۱ ۲۳:۰۶ توسط تفکر.)
شماره ارسال: #95
آواتار
چگونه شیطان داخل بهشت شد؟
هنگامی که از جانب خدا خطاب آمد: اى اهل آسمان ها! من آدم و حوا را در بهشت منزل دادم و همه چیز را مباحشان کردم ، مگر بهشت جاودان را. اگر نزدیک درختان آن شوند و از آنها بخورند از ظالمان خواهند بود و از آن جا بیرون خواهند شد شیطان این خطاب را شنید و امیدوار شد پیش خود گفت : من آنها را از بهشت بیرون مى کنم شیطان که همه بدبختیهای خود و رانده شدن از درگاه پرفیض الهی را از ناحیه آدم میدانست و کینه او را به سختی در دل گرفته بود، در صدد بود به هر شیوه‏ای که ممکن است موجبات گمراهی آدم و فرزندانش را فراهم سازد و حتی در پیشگاه خدا سوگند یاد کرد که به هر نحوی و از هر سویی که بتوانم آدمیان را گمراه و جهنمی خواهم کرد. شیطان در چنین موقعیتی که حضرت آدم و حوا بهترین زندگی را دارند چگونه میتواند آسوده بنشیند و آدم را در آن همه لذت‏های بی منتهای مادی و معنوی مستغرق ببیند و نصیب وی فقط اندوه و حسرت و ندامت باشد؟ شاید اگر هم فکر انتقام در سر او نبود همان طبع حسود و تکبری که داشت او را آسوده نمیگذاشت و در صدد زایل کردن این نعمت‏های بی حد الهی از آدم و حوا بر میآمداما بعد از آن که او را از بهشت بیرون کردند و دیگر جایى در بهشت نداشت ، چگونه و با چه حیله و وسیله اى بار دیگر داخل بهشت شد؟ چه طور آدم و همسرش را فریب داد؟ در این باره دونقل قول وجود دارد:


1- از بعضى بزرگان مانند ابن عباس اینگونه روایت شده :
بعد از آن که شیطان از بهشت بیرون شد، تصمیم قاطع گرفت که با هر نقشه و حیله اى که شده ، باز خود را به بهشت برساند و انتقام خود را از آدم بگیرد، فکر کرد که از راه معمولى و عادى وارد شود، دید نگهبانان بر در بهشت هستند مانع او مى شوند؛ رفت کنارى و به انتظار ایستاد. اول طاووس ‍ را دید، از او خواهش کرد که او را داخل بهشت کند، قبول نکرد. در این بین ناگهان چشمش افتاد بر بالاى دیوار، دید مارى بالاى دیوار قرار دارد. (تا آن روز مار یکى از حیوانات زیبا و خوش رنگ بهشت بود، و مثل سایر حیوانات دیگر چهار دست و پا داشت . - شیطان جلو آمد و گفت :اى مار! مرا داخل بهشت کن ، تا اسم اعظم الهى را به تو تعلیم کنم . مار گفت : ملائکه ، نگهبان در بهشت هستند تو را مشاهده مى کنند و نمى گذارند داخل شوى .
شیطان گفت ، مرا داخل دهان خود کن و آن را ببند و به این وسیله مرا داخل بهشت کن ، مار هم فریب او را خورد و همین کار را کرد و او را در دهان خود جاى داد - این بود که در میان دندانهاى مار سم پدید آمد؛ چون جایگاه شیطان شد- وقتى مار به این وسیله او را داخل بهشت نمود، شیطان هم کار خود را کرد، آدم علیه السلام و حوا علیه السلام را وسوسه نمود تا فریب خوردند. گفت : اسم اعظم را که قول دادى به من تعلیم کن ، در جواب گفت : اى مار! من اگر اسم اعظم را مى دانستم ، احتیاج به تو نداشتم که مرا داخل بهشت کنى - من با همان اسم اعظم داخل مى شدم .(43)
2- روایتی دیگر میگوید که شیطان مخفیانه تا نزدیک بهشت آمد، طاووس که یکى از زیباترین ، خوش ‍ آوازترین ، خوش رنگ ترین و خوش بوترین پرندگان بهشت بود و تمام پر و بال آن به جواهرات بهشتى آراسته و دایما حمد و ثناى الهى بر زبانش بود و از زیبایى آن ، ملائکه در شگفت بودند، از بهشت بیرون آمد و مى خواست دو مرتبه داخل شود که شیطان او را دید. به نرمى گفت : اى خوش رنگ ترین و زیباترین و خوش صورت ترین ، خوش صوت ترین و عجیب الخلقه ترین پرندگان ! تو پرنده اى از پرندگان بهشتى هستى ؟ گفت : من طاووس بهشتم ، لیکن تو که هستى که مثل رانده شدگان و مثل کسى که دیگرى او را تعقیب کرده باشد حیران و سرگردانى ، وحشت سر تا پاى تو را گرفته است ؟
گفت : من فرشته اى از فرشتگان عالم بالا هستم که مدت مدیدى با ملائکه مقرب الهى خدا را عبادت مى کردیم و یک چشم به هم زدن از عبادت و بندگى غفلت نکردم و سستى در من پیدا نشد، حال آمده ام که بهشت و آن چه را که خداوند به بهشتیان وعده داده تماشا کنم . آیا مى توانى مرا وارد بهشت کنى تا سه کلمه به تو بیاموزم که هرکس این سه کلمه را بداند هرگز پیر و مریض نشود، نمیرد و همواره زنده باشد؟ طاووس گفت : واى بر تو، چه مى گویى ؟ مگر اهل بهشت پیر و مریض مى شوند؟ مگر آنان در بهشت مى میرند؟
شیطان گفت : بلى ، اهل بهشت ، هم پیر و مریض مى شوند و هم مى میرند، مگر کسانى که این کلمات پیش آنها باشد. آن ملعون براى اثبات حرف خود قسم دروغ خورد! طاووس چون فکر نمى کرد کسى به دروغ به خدا سوگند بخورد به حرف او اعتماد کرد و گفت :
گرچه من احتیاج به این کلمات ندارم ، ولى مى ترسم که رضوان و خازنین بهشت متوجه شدند و بفهمند که من تو را داخل کردم ؛ ولى من مار را که سید و بزرگ حیوانات بهشت است پیش تو مى فرستم ؛ زیرا او مى تواند تو را داخل کند. بعد از آن گفت و گوها، طاووس پیش مار آمد و آن چه را شنیده بود، براى او نقل کرد. مار گفت : من و تو به این کلمات احتیاج نداریم . طاووس گفت : ولى من قول داده ام که تو را پیش او فرستم . تا دیگرى به این کار سبقت نگرفته ، تو زودتر پیش او برو، و او را داخل بهشت کن ومارهم چنین کرد (44).


شیطان چگونه آدم وحوارافریب داد؟

شیطان که کینه آدم وحوارا بردل داشت تصمیم قاطع گرفت تا آن جا که مى تواند از آدم و اولادش انتقام بگیرد و در مکر و حیله و فریب دادن آنان کوتاهى نکند.
[/b]
آن ملعون ، به خوبى مى دانست خوردن از آن درخت ممنوعه باعث مى شود که آنها را از بهشت بیرون کنند. در صدد وسوسه آنان بر آمد و براى رسیدن به این مقصود دام هاى گوناگون خود را بر سر راه آنها گشود و براى نائل آمدن به هدف شوم خود بهترین راه را در این دید که عشق و علاقه ذاتى انسان ، به تکامل و ترقى در زندگى جاوید استفاده کند. نیز براى قانع کردن آنان براى مخالفت فرمان خدا، عذر و بهانه اى بتراشد که آنها با دلگرمى دستور او را اجرا کنند.
در این زمینه چند روایت وجود دارد :
1- روایتی میگوید که بعد از آن که شیطان به بهشت رفت ، در همان دهان مار، شروع کرد با آدم علیه السلام صحبت کردن - آدم هم خیال کرد سخن گو مار است . مى گفت :اى آدم ! خدا نمى خواهد که شما براى همیشه در بهشت بمانید و هر کس از این درخت بخورد جاوید مى ماند، خدا با این دستورى که به شما داد، قصد خیانت داشته ! از آن بخورید تا جاوید بمانید! آدم جواب داد:اى مار! این حرف که تو مى زنى ، از غرور شیطان است . چه طور خدا که مى گوید: از این درخت نخورید ضرر دارد قصد خیانت به ما را داشته ؛ در حالى که تو مى گویى بخور ضرر ندارد و براى حرف خود قسم هم مى خورى ؟ که خدا ((ارحم الراحمین )) است و بخیل نیست . شیطان هر چه وسوسه کرد، آدم نپذیرفت و با او مخالفت نمود. وقتى شیطان از آدم مایوس شد پیش همسر آدم رفت . گفت : آیا مى دانى چرا خداوند شما را از میوه این درخت منع کرده و گفته است نزدیک آن نشوید؟ چون درخت حیات و جاوید است . هر کس از آن بخورد یا فرشته مى شود و یا عمر جاویدان را به دست مى آورد و همیشه زنده مى ماند.(45)
سپس گفت : خداوند متعال نمى خواهد شما در زندگى دائمى با او شریک باشید، مى خواهد این جاودانگى مخصوص خودش باشد؟ با این نقشه و نیرنگ به آنها فهماند خوردن از این درخت ضرر و زیان به شما نمى رساند، بلکه همیشه در بهشت خواهید ماند. بعد از آن گفت : اگر از آن نخورید به این زودى شما را از بهشت بیرون مى کنند. باز براى این که پنجه هاى پر وسوسه و حیله هاى خود را بیشتر و محکم تر در جان آدم فرو برد و آنها را از حق و حقیقت منحرف کند، براى حق به جانبى خود، قسم هاى شدیدى خورد و گفت : من خیر خواه و دل سوز هستم ، خود را موظف مى دانم که شما را نصیحت کنم !!(46)
حضرت آدم علیه السلام که هنوز تجربه کافى در زندگى را نداشت و تابه حال گرفتار دام هاى شیطان و خدعه و نیرنگ هاى دروغ او نشده بود و نمى توانست باور کند کسى این چنین قسم دروغ به خدا یاد کند، سرانجام تسلیم شد و فریب و نیرنگ شیطان در او اثر کرد و از میوه آن درخت خورد.
2- درروایتی دیگر داستان اینگونه نقل شده هنگامی که شیطان از آدم مایوس شد پیش همسرش حوا آمد و گفت :اى حوا! آیا مى دانى درختى که خداوند براى شما حرام کرده بود، اکنون برایتان حلال کرده ؟ چون دید اطاعت و عبادات شما بسیار نیکو بوده است . اگر مى خواهى امتحان کن ، فرشتگانى که موکل بر آن درخت بودند و حیوانات بهشت را از آن منع مى کردند، دیگر با شما کارى ندارند. همین دلیل است که آن درخت براى شما حلال شده ، اگر تو جلوتر از آدم از آن بخورى بر او مسلط خواهى شد و او مطیع تو مى شود، مجبور است از تو اطاعت کند!حوا گفت : من الان امتحان مى کنم . به سوى آن درخت رفت . وقتى ملائکه خواستند او را از نزدیک شدن به آن درخت منع کنند، خداوند به آنان وحى نمود و خطاب کرد: شما کسى را که عقل ندارد منع کنید، نه کسى را که به او عقل دادم و آن حجت است بر او. اگر مرا اطاعت کند مستحق ثواب و اگر مخالفت کند مستحق عذاب است .ملائکه هم او را رها کردند و آزاد گذاشتند. حوا هم بى آن که آنها مانع اش ‍شوند، به درخت نزدیک شد. خیال کرد واقعا خوردن از آن حلال شده و ایرادى در کار نیست . مقدارى از میوه درخت خورد و طورى هم نشد. پیش ‍خود گفت : مار درست گفت و مى دانست که خوردن از آن حلال شده . بعد از آن رفت پیش همسر خود آدم علیه السلام و گفت : آیا مى دانى که خوردن از آن درخت بر ما حلال شده ؟ من نزدیک آن رفتم ، ملائکه هم مانعم نشدند، مقدارى از آن خوردم ، مى بینى که طورى نشدم و ایرادى نداشت . آدم علیه السلام هم گول زن را خورد و با حوا به راه افتاد، رفتند و از آن میوه خوردند!
3- درروایتی دیگرآمده شیطان هردورا همزمان فریب داد وآدم وحوا باهم همزمان فریب خوردندواینکه گفته میشود اول حوافریب خورد ...وبعد آدم را گمراه ساخت ومایه بدبختی بشر حوااست به نظر مفسران اسلام سخنی اشتباه است وآن را مبحثی ساختگی برای زیر سئوال بردن وپایین بردن شخصیت زن میدانند واعتقاد دارند آدم وحوا به یک میزان در این امر وهمزمان دخیل بودند الله اعلم


شیطان چگونه آدم وحوارافریب داد؟

شیطان که کینه آدم وحوارا بردل داشت تصمیم قاطع گرفت تا آن جا که مى تواند از آدم و اولادش انتقام بگیرد و در مکر و حیله و فریب دادن آنان کوتاهى نکند.
[/b]
آن ملعون ، به خوبى مى دانست خوردن از آن درخت ممنوعه باعث مى شود که آنها را از بهشت بیرون کنند. در صدد وسوسه آنان بر آمد و براى رسیدن به این مقصود دام هاى گوناگون خود را بر سر راه آنها گشود و براى نائل آمدن به هدف شوم خود بهترین راه را در این دید که عشق و علاقه ذاتى انسان ، به تکامل و ترقى در زندگى جاوید استفاده کند. نیز براى قانع کردن آنان براى مخالفت فرمان خدا، عذر و بهانه اى بتراشد که آنها با دلگرمى دستور او را اجرا کنند.
در این زمینه چند روایت وجود دارد :
1- روایتی میگوید که بعد از آن که شیطان به بهشت رفت ، در همان دهان مار، شروع کرد با آدم علیه السلام صحبت کردن - آدم هم خیال کرد سخن گو مار است . مى گفت :اى آدم ! خدا نمى خواهد که شما براى همیشه در بهشت بمانید و هر کس از این درخت بخورد جاوید مى ماند، خدا با این دستورى که به شما داد، قصد خیانت داشته ! از آن بخورید تا جاوید بمانید! آدم جواب داد:اى مار! این حرف که تو مى زنى ، از غرور شیطان است . چه طور خدا که مى گوید: از این درخت نخورید ضرر دارد قصد خیانت به ما را داشته ؛ در حالى که تو مى گویى بخور ضرر ندارد و براى حرف خود قسم هم مى خورى ؟ که خدا ((ارحم الراحمین )) است و بخیل نیست . شیطان هر چه وسوسه کرد، آدم نپذیرفت و با او مخالفت نمود. وقتى شیطان از آدم مایوس شد پیش همسر آدم رفت . گفت : آیا مى دانى چرا خداوند شما را از میوه این درخت منع کرده و گفته است نزدیک آن نشوید؟ چون درخت حیات و جاوید است . هر کس از آن بخورد یا فرشته مى شود و یا عمر جاویدان را به دست مى آورد و همیشه زنده مى ماند.(45)
سپس گفت : خداوند متعال نمى خواهد شما در زندگى دائمى با او شریک باشید، مى خواهد این جاودانگى مخصوص خودش باشد؟ با این نقشه و نیرنگ به آنها فهماند خوردن از این درخت ضرر و زیان به شما نمى رساند، بلکه همیشه در بهشت خواهید ماند. بعد از آن گفت : اگر از آن نخورید به این زودى شما را از بهشت بیرون مى کنند. باز براى این که پنجه هاى پر وسوسه و حیله هاى خود را بیشتر و محکم تر در جان آدم فرو برد و آنها را از حق و حقیقت منحرف کند، براى حق به جانبى خود، قسم هاى شدیدى خورد و گفت : من خیر خواه و دل سوز هستم ، خود را موظف مى دانم که شما را نصیحت کنم !!(46)
حضرت آدم علیه السلام که هنوز تجربه کافى در زندگى را نداشت و تابه حال گرفتار دام هاى شیطان و خدعه و نیرنگ هاى دروغ او نشده بود و نمى توانست باور کند کسى این چنین قسم دروغ به خدا یاد کند، سرانجام تسلیم شد و فریب و نیرنگ شیطان در او اثر کرد و از میوه آن درخت خورد.
2- درروایتی دیگر داستان اینگونه نقل شده هنگامی که شیطان از آدم مایوس شد پیش همسرش حوا آمد و گفت :اى حوا! آیا مى دانى درختى که خداوند براى شما حرام کرده بود، اکنون برایتان حلال کرده ؟ چون دید اطاعت و عبادات شما بسیار نیکو بوده است . اگر مى خواهى امتحان کن ، فرشتگانى که موکل بر آن درخت بودند و حیوانات بهشت را از آن منع مى کردند، دیگر با شما کارى ندارند. همین دلیل است که آن درخت براى شما حلال شده ، اگر تو جلوتر از آدم از آن بخورى بر او مسلط خواهى شد و او مطیع تو مى شود، مجبور است از تو اطاعت کند!حوا گفت : من الان امتحان مى کنم . به سوى آن درخت رفت . وقتى ملائکه خواستند او را از نزدیک شدن به آن درخت منع کنند، خداوند به آنان وحى نمود و خطاب کرد: شما کسى را که عقل ندارد منع کنید، نه کسى را که به او عقل دادم و آن حجت است بر او. اگر مرا اطاعت کند مستحق ثواب و اگر مخالفت کند مستحق عذاب است .ملائکه هم او را رها کردند و آزاد گذاشتند. حوا هم بى آن که آنها مانع اش ‍شوند، به درخت نزدیک شد. خیال کرد واقعا خوردن از آن حلال شده و ایرادى در کار نیست . مقدارى از میوه درخت خورد و طورى هم نشد. پیش ‍خود گفت : مار درست گفت و مى دانست که خوردن از آن حلال شده . بعد از آن رفت پیش همسر خود آدم علیه السلام و گفت : آیا مى دانى که خوردن از آن درخت بر ما حلال شده ؟ من نزدیک آن رفتم ، ملائکه هم مانعم نشدند، مقدارى از آن خوردم ، مى بینى که طورى نشدم و ایرادى نداشت . آدم علیه السلام هم گول زن را خورد و با حوا به راه افتاد، رفتند و از آن میوه خوردند!
3- درروایتی دیگرآمده شیطان هردورا همزمان فریب داد وآدم وحوا باهم همزمان فریب خوردندواینکه گفته میشود اول حوافریب خورد ...وبعد آدم را گمراه ساخت ومایه بدبختی بشر حوااست به نظر مفسران اسلام سخنی اشتباه است وآن را مبحثی ساختگی برای زیر سئوال بردن وپایین بردن شخصیت زن میدانند واعتقاد دارند آدم وحوا به یک میزان در این امر وهمزمان دخیل بودند الله اعلم


منبرخرابه شیطان:

[/b]
روایت شده است که صبح آن شبی که پیامبر صلی الله علیه و آله به معراج تشریف بردند و همه جا را دیدند، شیطان خدمت پیامبر آمد و گفت: یا رسول الله! شب گذشته که به معراج تشریف بردید، در آسمان چهارم، طرف چپ "بیت المعمور" منبری بود، شکسته و سوخته و به رو افتاده، آیا آن منبر را شناختی؟ آیا می‌دانی آن منبر متعلق به کیست؟
حضرت فرمودند: خیر، آن منبر متعلق به کیست؟ شیطان عرض کرد: آن منبر من بود، بالای آن می‌نشستم و ملائکه پای منبرم نشسته و من آنها را موعظه می‌کردم، ملائکه از عبادت و بندگی من تعجب می‌کردند. وقتی که تسبیح از دستم می‌افتاد، چندین هزار ملک برخواسته تسبیح را می‌بوسیدند و به دست من می‌دادند. اعتقاد من این بود که خداوند مخلوقی برتر از من خلق نفرموده است. اما امر بر عکس شد و رانده درگاه الهی شدم و الان از من بدتر و ملعون‌تر در درگاه احدیت کسی نیست(51)
امیر المومنین حضرت علی (علیه السلام) درباره عبادت شیطان و عاقبت او می فرماید: پس از کار خدا درباره ابلیس پند گیرید که کردار دراز مدت او را تباه و کوشش فراوانش را بر باد داد و این به سبب لحظه ای تکبر و سرکشی بود (52)

ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: شهرام
۱۹:۴۶, ۲۸/خرداد/۹۱
شماره ارسال: #96
آواتار
[تصویر: %E2%80%98Satan%E2%80%99-Per-%C3%98yvind-...Norway.jpg]
برخی بر آن هستند که ابلیس نمی‌تواند در شکل انسانی ظاهر گردد، ولی در مقابل عده‌ای برآنند که دلیلی بر محال بودن این کار وجود ندارد، به خصوص که در روایات در این باره به نکته‌هایی اشاره شده که می‌رساند شیطان به شکل‌های گوناگون از جمله به صورت انسانی گاهی ظاهر می‌شود. مثلاً در قرآن آمده است:
«به یاد آورید هنگامی را که شیطان، اعمال مشرکان را در نظرشان جلوه داد و گفت: هیچ کس از مردم بر شما پیروز نمی‌گردد و من همسایه شمایم، اما هنگامی که دو گروه (جنگجویان و حمایتِ فرشت‌گان از مۆمنان) را دید، به عقب بازگشت و گفت: از شما بیزارم. چیزی را می‌بینم که شما نمی‌بینید» (انفال آیه 48.)
از ظاهر این آیه به دست می‌آید که شیطان می‌تواند به صورت آدمی نمودار شود. (تفسیر نمونه، ج 7، ص 201، نشر دارالکتب الاسلامیه، تهران، 1329 ش.)
در روایتی که در بسیاری از کتب نقل شده، می‌خوانیم قریش هنگامی که تصمیم برای حرکت به سوی میدان بدر گرفتند، از حمله طایفه بنی کنانه ترس داشتند، زیرا قبلاً با هم دشمنی داشتند. در این هنگام ابلیس در چهره «سراقه بن مالک» که از سرشناسان قبیله بنی کنانه بود، به سراغ آن‌ها آمد و اطمینان داد که با شما موافق و هماهنگم . کسی بر شما غالب نخواهد شد، اما به هنگامی که نزول ملائکه را دید، عقب‌نشینی نمود و فرار کرد.(شیخ صدوق، امالی، مجلس پانزدهم، حدیث 10)
منظور از ظاهر شدن شیطان این نیست که از ماهیت حقیقی خود خارج می‌شود و تغییر ماهیت دهد،بلکه منظور آن است که در قوه حس و ادراک انسان به صورت‌های مختلفی محسوس می‌شود، بدون این که تبدل ماهیتی صورت گیرد

شیطان نه تنها به صورت پیامبر و امامان ظاهر نمی‌شود، بلکه به صورت شیعیان پاک و اولیای الهی هم ظاهر نمی‌شود. رسول خدا فرمود: شیطان در صورت من درنیاید و نه در صورت احدی از اوصیایم و نه در صورت احدی از شیعیانش»


از این بیان معلوم می‌شود که شیطان می‌تواند به شکل برخی در آمده و برای مردم ظاهر گردد و مردم او را ببینند.
علامه طباطبایی در تفسیر المیزان چندین روایت نقل کرده که در صدر اسلام در چند مورد (در جنگ‌ها و مقاطع مختلف) ابلیس به شکل بعضی از کفار نمودار شده و با کفار سخن می‌گفته، آن‌ها را به مخالفت با پیامبر تشویق نموده است مثلا در روز رحلت پیامبر به صورت «مغیره بن شعبه» نمودار شد و مردم را بر ضد بنی‌هاشم تحریک کرد. (المیزان، ج 9، ص 110، نشر دار الکتب الاسلامیه، تهران، 1379 ش).
از مجموع این گونه مطالب عده‌ای استنباط کرده‌اند که شیطان می‌تواند به صورت انسان‌های بد طینت ظاهر شود . در قالب نصیحت و خیرخواهی آنان را به سوی گمراهی و ضدیت با حق دعوت کند . در قالب‌های گوناگون مردم را در برابر حق قرار دهد!

جدایی از شیطان منظور از ظاهر شدن شیطان این نیست که از ماهیت حقیقی خود خارج می‌شود و تغییر ماهیت دهد،بلکه منظور آن است که در قوه حس و ادراک انسان به صورت‌های مختلفی محسوس می‌شود، بدون این که تبدل ماهیتی صورت گیرد.
در مقابل جمعی از مفسران از آیه:‌ «إنّه یریکم هو و قبیله من حیث لا ترونهم ؛( اعراف آیه 27.) در حقیقت او (شیطان) و قبیله‌اش شما را از آن جا که آن‌ها را نمی‌بیند،‌ می‌بیند» غیر قابل رۆیت بودن شیطان و جن را استنباط می‌کنند، و می‌گویند: معلوم می‌شود که آدمی نمی‌تواند شیطان را با شکل و صورت خودش ببیند.
ظاهراً منافاتی بین این دو دیدگاه و دو رویکرد وجود ندارد چون مراد آیه شاید عدم رۆیت شیطان، مربوط به صورت واقعی او باشد، یعنی کسی شیطان را به صورت واقعیش نمی‌بیند، اما شیطان ممکن است به صورت انسان ناپاک و یا موجودی دیگر نمودار گردد و برخی او را بینند، اما در عین حال از بعضی روایات معلوم می‌شود که انبیا(علیهم السلام) ابلیس را به صورت واقعیش دیده‌اند.(تفسیر نمونه، ج 7، ص 20.)
شیطان نه تنها به صورت پیامبر و امامان ظاهر نمی‌شود، بلکه به صورت شیعیان پاک و اولیای الهی هم ظاهر نمی‌شود. رسول خدا فرمود: شیطان در صورت من درنیاید و نه در صورت احدی از اوصیایم و نه در صورت احدی از شیعیانش
امّا این که شیطان یا جن از اسرار درون آدمی و نیت و قصد او خبردار باشد که مثلاً فردا چه کاری قصد دارد، انجام دهد، هرگز آن‌ها چنین علم و احاطه علمی ندارند. در هیچ جایی چنین ادعایی نشده به خصوص این که این گونه امور از مصادیق علم غیب است . علم غیب را غیر از خدا و برخی بندگان پاک او (انبیا و اولیا) که از خداوند دریافت نموده‌اند، کسی دیگر نمی‌داند. شیطان هرگز چنین قدرت و صلاحیتی ندارد که از آن گونه امور خبردار شود.
البته شیطان نمی‌تواند به صورت پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) و پیامبران دیگر ظاهر شود.رسول الله فرمود:
«هر کس که مرا در خواب ببیند، پس مرا به واقع دیده است، زیرا شیطان به من تشبیه پیدا نمی‌کند و به شکل من ظاهر نمی‌شود».(محدث قمی، سفینة البحار، ج 1، ماده شطن، ص 699.)
نیز روایت شده که شیطانی است «مذهّب» نام که بر هر صورتی ظاهر می‌شود، مگر در صورت پیامبر و وصی پیامبر.(همان.)
شیطان نه تنها به صورت پیامبر و امامان ظاهر نمی‌شود، بلکه به صورت شیعیان پاک و اولیای الهی هم ظاهر نمی‌شود. رسول خدا فرمود: شیطان در صورت من درنیاید و نه در صورت احدی از اوصیایم و نه در صورت احدی از شیعیانش».( شیخ صدوق، امالی، مجلس یازدهم، ح 10.)

منبع :خبرگزاری شبستان / بیانات حجت الاسلام عابدینی در رابطه با ماوراء الطبیعه

امضای sarallah
به امید روزی که این پُست سرتاسر این تالار گفت و گو را پرکند:
امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) آمد!
[تصویر: NatureGif16.gif]
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: هدایت شده
۸:۲۵, ۲۹/خرداد/۹۱
شماره ارسال: #97
آواتار
امکانش هست
ولی نه آنطوری که در فیلمهایی مثل او یک فرشته بود یا اغما و ... نشان داده شد.
یک روایتی رو یادمه در مورد روزی که ابلیس با طاغوت دست داد(پس از کودتا کردن در سقیفه)
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: هدایت شده ، میثاق
۹:۴۷, ۲۹/خرداد/۹۱
شماره ارسال: #98
آواتار
سلام
در ماجراهای اول اسلام هم اومده که چند بار ابلیش در ظاهر اسلام به کفار کمک کرده.
یک مورد در هنگام تصمیم گیری برای کشتن پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله بوده که شیطان در ظاهر پیرمردی فرزانه ظاهر می شه و پیشنهاد می ده برای جلوگیری از انتقام قریش از هر قبیله ای یک نفر و همراه با دیگران به پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله شمشیر فرود بیاره که خوشبختانه با فداکاری امیرالمومنین علیه السلام نقشه شیطان نقش بر آب میشه.
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: هدایت شده
۱۷:۵۴, ۱۰/آذر/۹۲ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۴/دی/۹۲ ۱۲:۴۱ توسط mohamad.)
شماره ارسال: #99
آواتار
بحث در مورد ماوراء کمی مشکل و پیچیده هست باتوجه به اینکه ما توانایی درک موجودات ناشناخته رو نداریم.
ولی با راهنمایی های قرآن و احادیث میشه تا حدی به این مطلب پی برد. اما ماهیت جن چیست؟؟؟

ببینید اول برای مقدمه باید بگم که مفاهیم بسیاری رو ابتدا باید مطالعه کنیم تا پیش زمینه این بحث باشه. به همین خاطر من
فقط اشاراتی میکنم و بقیه اش رو به خودتون میسپرم.
[تصویر: o43k6f63zjbbb5c5c6lc.jpg]

ابتدا بحث عناصر رو باید ذکر کنم که ما 4 عنصر بنیادی داریم که طبیعتا با هم فرق دارن. آب و خاک مخصوص انسان هستش (ما از خاک آفریده شدیم و 70 درصد بدنمون هم آب هست و ترکیب اینها همون صلصال میشه که شبیه گل هست). بنابر این طبق قاعده ازواج باید اون موجودات دیگه که اجنه باشن از دو عنصر هوا و آتش ساخته شده باشن (ترکیب این دو همون دخان هستش). اما در قرآن داریم که جن را از آتش بدون دود آفریدیم که چیزی شبیه به (الکتریسیته یا امواج انرژی) هست.

*یه نکته بسیار مهم اینجا بگم: درخواست سوم شیطان بعد از رانده شدن این بود: "خدایا از تو در خواست دارم مرا در بدن اولاد ادم با خونی که در رگهای او جریان دارد جریان دهی تا از هر جای بدن او بخواهم وارد شوم تا بتوانم اورا منحرف کنم"
این رو در نظر بگیرید که تمام ارتباطات داخلی انسان توسط سیستم عصبی هدایت میشه که سیگنال های الکتریکی هستن.
وقتی انسان عصبانی میشه کله اش داغ میکنه و چهره اش سرخ میشه دقیقا این موقع شیطان نفوذ کرده. اما اسلام یک راهکار عالی برای این در نظر گرفته اونم وضو و نماز هست. چرا؟؟ چون وضو شستن بدن با آب هست و نماز هم سر گذاشتن روی مهر (به عبارت دیگه دو عنصر وجودی انسان: آب و خاک. دقیقا مثل دکمه ریست میمونهSmile. الله اکبر)

این نکته رو شما توی فیلمای هالیوودی میتونین فراوان پیدا کنید. من فقط یه پوستر برای مثال میزارم برای مگامن.

[تصویر: 5jf27amz4te877267bq.jpg]

به اون جرقه های الکتریسیته و نماد آذرخش رو لباسش توجه کنید.

حالا یه بخش دیگه از تقاضای شیطان از خدا: "
شیطان گفت که خدایا!از تو می طلبم که در مفابل هر یک فرزند ادم دو فرزند به من عطا کنی که من بتوانم انها را فریب دهم"

خوب حالا این دو فرزند قضیه اش چیه؟؟ اگه تاریخ مصر باستان رو مطالعه کنید میبینید که اولین خداشون آتوم هست
که این آتوم طی افسانه ای با سایه خودش آمیزش میکنه و اولین فرعون مصر رو بوجود میاره که همون اسیریس
(OSIRIS) هستش. حالا تصویر اسیریس رو ببینید:

[تصویر: swdzsj4kb84qpi6oe6b.jpg]

همونطور که میبینید اسیریس رنگ پوستش سبزه (چرا؟؟؟اون بحثش جداست) و دوتا زن پشتش هستن. یکی خاکی رنگ و یکی آبی رنگ. خاکیه همون آیسیس هستش که انسان بوده و اون یکی هاتمهیت که الهه دریا بوده ( جزو جن های زیر آب) که به دنیای جن ها میگفتن UNDERWORLD.
یه زن دیگه هم داشته که نپتیس بوده و پسرش آنوبیس که شکل سگ داره (بازم نوعی از جن)
و بالاخره هروس که کله شاهین داره. خوب اینجا مشخصه که نوعی آمیزش شیاطین با انسانها
انجام شده( شاید از طریق تسخیر کردن یا هر جور دیگه) چون میبینیم همه نوع جونوری اونجا هست.

مطمئنم اکثر شما بازی Mortal Kombat رو بازی کردید. در اونجا سه یا چهار تا شخصیت هستن که کاملا شبیه هم هستند. scorpion و subzero و reptile و noob saibot .
دقت کنین یکیشون آبیه، یکیشون سایه اس، یکی شون قرمز (رنگ آتیش) و یکیشون سبز (که میتونه طی بازی خودش رو نامرئی کنه.)

دوستان دنیاهای موازی همینا هستن( یکی UNDERWORLD و اون یکی هم دنیای زیر آب)
که منظور شیطان از دو فرزند همینا بوده. این دو عالم به طور موازی با دنیای ما وجود دارن
و از طریق استارگیت Star Gate به دنیای ما میان که یکیشون هم اهرام مصر هستش. اتفاقا هالیوود این رو هم در قالب فیلم نشون دادن.

[تصویر: m9vfd3n4ya55tzdnljd_thumb.jpg]

[تصویر: f8htkknqnzzjbr09aun.jpg]

حالا درخواست بعدی شیطان:"خدایا از تو میخواهم این قدرت را به من دهی که در هر شکلی میخواهم تجسم بیابم"

تمام خدایان مصر در اشکال متفاوت ظاهر میشدن و برخی اوقات بصورت پرنده پرواز میکردن و ..
شما الان تو هالیوود میبینید فیلمهای گرگ نما زیاد شده. تو اون فیلما دقیقا در شبی که ماه کامل میشه انسان ها گرگ نما میشن. یا بازی ها و فیلمای دیگه مثل ترانسفورمر یا توایلایت که پر از این چیزاس.Dodgy

من فقط بخش کوچکی از این چیزارو گفتم. اگه تحقیق کنید میبینید که علائم و اسناد در این زمینه ها بسیار زیاده!! ان شا الله به زودی بیشتر در این زمینه وارد میشم!!

اگه جایی از مطلب هم نامفهوم بوده بهم بگید که بیشتر توضیح بدم.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: captaincharisma
۱۸:۴۰, ۱۰/آذر/۹۲ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۰/آذر/۹۲ ۱۸:۵۵ توسط captaincharisma.)
شماره ارسال: #100
آواتار
نقل قول:
بحث در مورد ماوراء کمی مشکل و پیچیده هست باتوجه به اینکه ما توانایی درک موجودات ناشناخته رو نداریم.

ولی با راهنمایی های قرآن و احادیث میشه تا حدی به این مطلب پی برد. اما ماهیت جن چیست؟؟؟



سلام ممنون که بالاخره استارت این مبحث رو زدید

امیدوارم ریزتر و بیشتر وارد بشید
باز هم سپاس
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: sadegh313
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

[-]
موضوعات مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: مشاهده: آخرین ارسال
  دولت شناسی MohammadSadra 76 15,859 ۳۱/فروردین/۹۷ ۰:۳۹
آخرین ارسال: MOHSEN-Z
  استخفاف چیست؟ (مقاله ویژه در حوزه دشمن شناسی) مسافر 9 9,896 ۱۴/بهمن/۹۶ ۸:۵۸
آخرین ارسال: cinema90
  ««««« .......دشمن شناسی ..... »» خطر اول داعش؟؟ فاطمه خانم 4 1,506 ۱۸/خرداد/۹۶ ۲۰:۰۱
آخرین ارسال: فاطمه خانم
  اندیشکده مطالعات یهود (یهود شناسی) vahrakan 20 8,949 ۲۳/اسفند/۹۵ ۱۵:۲۰
آخرین ارسال: vahrakan
  جملات قصار امام خمینی (رحمة الله علیه) پیرامون دشمن‌شناسی vahrakan 13 3,805 ۱۸/خرداد/۹۵ ۱۲:۲۱
آخرین ارسال: vahrakan
  شمر شناسی Eve 5 3,121 ۲۷/آبان/۹۳ ۱۵:۴۳
آخرین ارسال: mortozpasha
  دشمن شناسی یعنی ؟ yektasepas 0 1,427 ۱۵/خرداد/۹۳ ۲۱:۱۱
آخرین ارسال: yektasepas

پرش در بین بخشها:


بالا