کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 4 رای - 4 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
برنامه ی سلوک در نامه های سالکان
۱۶:۵۷, ۲۲/اردیبهشت/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۷/تیر/۹۱ ۱۶:۲۱ توسط یا صاحب الزمان.)
شماره ارسال: #1
آواتار
بسم اللّه الرحمن الرحیم
نام کتاب :
برنامه ی سلوک در نامه های سالکان هست که به اهتمام دکتر علی شیروانی جمع آوری شده .
با آثاری از عارفان بزرگ و وارسته :
امام خمینی , بهاری همدانی , حسینقلی همدانی , سید بن طاووس , سید احمد کربلایی , ملکی تبریزی , علامه ی حلی .
ان شاء اللّه در پست های بعد مطالبی از این کتاب ارزشمند را که گمشده ی دیرینه ی خود را در آن یافتم تقدیم خواهم کرد .
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: فاطمه خانم ، حسنیه ، Ahmad-A.R.M ، بیداری اندیشه ، MAHDI59 ، فدک زهرا ، paradise ، Agha sayyed ، nasimesaba ، zarati313 ، saloomeh ، حسن.س. ، yamin ، netlog36 ، Admirer ، Farzaneh ، mhvvhm ، meisam317 ، amir80

آغاز صفحه 2 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد)
۱۵:۵۵, ۱/خرداد/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۵/خرداد/۹۱ ۱۱:۱۳ توسط یا صاحب الزمان.)
شماره ارسال: #11
آواتار
سلام دوستان گرامی .
دوست داشتم این شعر زیبا از شادروان سهراب سپهری رو که خیلی من رو متأثر کرد در این تاپیک قرار بدم . شاید شما هم مثل من بهش احتیاج داشته باشید .

منم زیبا
که زیبا بنده ام را دوست میدارم
تو بگشا گوش دل , پروردگارت با تو میگوید
تو را در بیکران دنیای تنهایان
رهایت من نخواهم کرد

رها کن غیر من را , آشتی کن با خدای خود
تو غیر از من چه می جویی ؟
تو با هر کس به غیر از من چه می گویی ؟
تو راه بندگی طی کن عزیزا , من خدایی خوب
میدانم
تو دعوت کن مرا با خود به اشکی , یا خدایی
میهمانم کن
که من چشمان اشک آلوده ات را دوست میدارم
طلب کن خالق خود را , بجو ما را , تو خواهی یافت
که عاشق میشوی بر ما و عاشق میشوم بر تو که
وصل عاشق و معشوق هم , آهسته میگویم , خدایی , عالمی دارد
تویی زیباتر از خورشید زیبایم . تویی والاترین مهمان دنیایم
که دنیا بی تو چیزی چون تو را کم داشت
وقتی تو را آفریدم , بر خودم احسنت میگفتم
مگر آیا کسی هم با خدایش قهر میگردد ؟
هزاران توبه ات را گرچه بشکستی , ببینم من تو را از درگهم راندم ؟
که میترساندت از من ؟ رها کن ان خدای دور
آن نامهربان معبود , آن مخلوق خود را
این منم پروردگار مهربانت . خالقت . اینک صدایم کن
مرا با قطره اشکی
به پیش آور دو دست خالی خود را . با زبان بسته ات کاری ندارم
لیک غوغای دل بشکسته ات را من شنیدم

غریب این زمین خاکی ام . آیا عزیزم حاجتی داری ؟
بگو , جز من کس دیگر نمیفهمد , به نجوایی صدایم کن
بدان آغوش من باز است
قسم بر روز , هنگامی که عالم را بگیرد نور
قسم بر اختران روشن امّا دور , رهایت من نخواهم کرد
برای درک آغوشم , شروع کن , یک قدم با تو
تمام گامهای مانده اش با من
تو بگشا گوش دل , پروردگارت با تو میگوید
ترا در بیکران دنیای تنهایان رهایت من نخواهم کرد


التماس دعای فراوان .
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: MAHDI59 ، بیداری اندیشه ، yamin ، netlog36 ، Admirer
۲۳:۴۹, ۲/خرداد/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۲/خرداد/۹۱ ۲۳:۵۱ توسط Havbb 110.)
شماره ارسال: #12

ببخشید میپرم وسط بحث :دی
یه نکته داخل پرانتز اضافه کنم به این:

نقل قول:در واقع در ادبیات عرفانی خود واژه دنیا معادل حب دنیا حساب میشه . هر چیزی که غیر از تحصیل رضای محبوب باشه میشه دنیا ...



مولانا میگه:

چیست دنیا؟ از خدا غافل شدن

نه قماش و خانه و فرزند و زن!



یا علی (علیه السلام) Heart
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: وحید110 ، بیداری اندیشه ، yamin ، netlog36
۱۳:۰۷, ۵/خرداد/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۵/خرداد/۹۱ ۱۳:۱۳ توسط یا صاحب الزمان.)
شماره ارسال: #13
آواتار
نامه ی 4 :
برگرفته از نامه ی حضرت امام خمینی (رحمة الله علیه) خطاب به خانم فاطمه طباطبایی , چاپ شده در کتاب ره عشق .

بسم اللّه الرحمن الرحیم

[ علم , هم سدّ راه است و هم چراغ راه ]
دخترم ! سرگرمی به عُلوم حتی عرفان و توحید اگر برای انباشتن اصطلاحات است - که هست - و برای خود این علوم است , سالک را به مقصد نزدیک نمی کند که دور می کند ( العلم هو الحجاب الاکبر ) ؛ و اگر حق جویی و عشق به او انگیزه است که بسیار نادر است , چراغ راه است و نور هدایت ( اَلعِلمُ نُور یَقذِفُهُ اللّهُ فی قَلبِ مَن یَشاء ) (1) و برای رسیدن به گوشه ای از آن تهذیب و تطهیر و تزکیه لازم است , تهذیب نفس و تطهیر قلب از غیر او , چه رسد به تهذیب از اخلاق ذمیمه که رهیدن از آن بسیار مجاهده می خواهد و چه رسد به تهذیب عمل از آنچه خلاف رضای او - جلّ و علا - است , و مواظبت به اعمال صالحه از قبیل واجبات که در رأس است و مستحبّات به قدر میسور و به قدری که انسان را به عُجب و خودخواهی دچار نکند .

[ منشأ عُجب ]
دخترم ! عُجب و خودپسندی از غایت جهل به حقارت خود و عظمت خالق است . اگر اندکی به عظمت خلقت به اندازه ای که تا کنون بشر با همه ی پیشرفت علم به شمّه ای از آن آگاه شده است تفکّر شود , حقارت خود و همه ی منظومه های شمسی و کهکشان ها را ادراک می کند و عظمت خالق آنها را اندکی می فهمد و از عُجب و خودبینی و خودپسندی خود اظهار خجلت و احساس جهالت می نماید .
در قصّه ی حضرت سلیمان نبی اللّه (علیه السلام) می خوانیم آنگه که از وادی نَمل می گذرد :

" قالَت نَملَة یا ایُّها النَّملُ الدخُلُوا مساکِنَکُم لا یَحطِمَنَّکُم سُلَیمانَ وَ جَنُودُهُ وَ هُم لا یَشعُرُونَ " (2)
نمل , سلیمان نبیّ با همراهانش را به عنوان " لا یَشعَرُون " توصیف می کند و هدهد به او می گوید :
" اَحَطتُ بِما لَم تُحِط بِهِ "

(1) المحجة البیضاء , جلد 5 , صفحه ی 45 : علم نوری است که خدا در دل هر که بخواهد می افکند .
(2) [ نمل ـ 18 ] : مورچه ای گفت : ای مورچگان به خانه های خود شوید , مبادا سلیمان و سپاهیانش ناآگاهانه شما را پایمال کنند .

ان شاء اللّه ادامه خواهد داشت ...
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: MAHDI59 ، بیداری اندیشه ، Havbb 110 ، yamin ، netlog36 ، Admirer
۱۶:۵۹, ۶/خرداد/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۶/خرداد/۹۱ ۱۷:۰۵ توسط یا صاحب الزمان.)
شماره ارسال: #14
آواتار
[آثار تدبّر در قرآن ]
من قائل بی خبر و بی عمل به دخترم می گویم در قرآن کریم این سرچشمه ی فیض الهی تدبّر کن هر چند صرف خواندن آن که نامه ی محبوب است به شنونده ی محجوب آثاری دلپذیر دارد لکن تدبّر در ان انسان را به مقامات بالاتر و والاتر هدایت می کند ( اَفَلا یَتَدَبَّرونَ القُرآنَ اَم عَلی قُلريالوبٍ اَقفالُها ) (1) و تا این قفل و بندها باز نگردد و به هم نریزد , از تدبّر هم انچه نتیجه است حاصل نگردد . خداوند متعال پس از قسم عظیم می فرماید :
" اَنَّهُ لَقُرآنٌ کَریم فی کِتابٍ مَکنُونٍ لا یَمَسُّهُ اِلاَ المُطَهَّرُونَ "
و سر حلقه ی آنها آنان هستند که آیه ی تطهیر در شأنشان نازل گردیده .
تو نیز مأیوس نباش , که یأس از افقال بزرگ است , به قدر میسور در رفع حُجُب و شکستن اقفال برای رسیدن به آب زلال و سرچشمه ی نور کوشش کن . تا جوانی در دست تو است کوشش کن در عمل و در تهذیب قلب و در شکستن اقفال و رفع حُجُب , که هزاران جوان که به افق ملکوت نزدیکترند موفّق می شوند و یک پیر موفّق نمی شود .
قید و بندها و اقفال شیطانی اگر در جوانی غفلت از آنها شود , هر روز که از عُمر بگذرد ریشه دارتر و قوی تر شوند .

درختی که اکنون گرفتست پای
به نیروی شخصی برآید ز جای
گرش همچنان روزگاری , هلی
به گردونش از بیخ برنگسلی (2)

از مکاید بزرگ شیطان و نفسِ , خطرناکتر از آن , آن است که به انسان وعده ی اصلاح در آخر عُمر و زمان پیری می دهد و تهذیب و توبه ی الی اللّه را به تعویق می اندازد برای زمانی که درخت فساد و شجره ی زقوّم قوی شده و اراده و قیام به تهذیب , ضعیف , بلکه مرده است .

[ یک وصیّت به همه ی جوان ها ]
به تو و سایر جوان ها که طالب معرفتند وصیّت می کنم که شما و همه ی موجودات جلوه ی اویند و ظهور اویند , کوشش و مجاهدت کنید تا بارقه ای از آن را بیابید و در آن محو شوید و از نیستی به هستی مطلق رسید .

پس عدم گردم عدم چون ارغنون
گوید کإنّا الیه راجعون

دخترم ! دنیا و هر چه در آن است جهنّم است که باطنش در آخر سیر ظاهر شود و ماورای دنیا تا آخر مراتب بهشت است که در آخر سیر پس از خروج از حذر طبیعت ظاهر شود و ما و شما و همه یا حرکت به سوی قمر جهنّم می کنیم یا به سوی بهشت و ملأ اعلا .

[ صراط مستقیم ]
ما همه در صراط هستیم و صراط از متن جهنّم عبور می کند , باطنش در آن عالم ظاهر می شود . و در اینجا هر انسانی صراطی مخصوص به خود دارد و در حال سیر است یا در صراط مستقیم که منتهی به بهشت می شود و بالاتر و یا صراط انحراف از چپ یا منحرف به سوی راست که هر دو به جهنّم منتهی می شود . و ما از خداوند منّان آرزوی صراط مستقیم می کنیم :
اِهدنَا الصِّراطَ المُستَقیمَ صِراطَ الَّذینَ اَنعَمتَ عَلَیهِم غَیرِ المَغضُوب عَلَیهِم
که انحراف از یک سو است " وَ لاَ الضّالّین " که انحراف از سوی دیگر . و این حقایق در حشر به طور عیان مشهود می شود .

[ لزوم کوشش در راه تهذیب ]
غرورها و امیدهای کاذب شیطانی را کنار گذار و کوشش در عمل و تهذیب و تربیت خود کن که رحیل بسیار نزدیک است و هر روز که بگذرد و غافل باشی دیر است . بازگو مکن که تو خود چرا مهیّا نیستی ( اُنظُر اِلی ما قالَ وَ لا تَنظُر اِلی مَن قالَ ) (3) . من هر چه هستم برای خودم هستم و همه نیز چنین . جهنّم و بهشت هر کس نتیجه ی اعمال اوست , هر چه کشتیم درو می کنیم .

(1) [ محمد / 24 ] : آیا در قرآن اندیشه و تدبّر نمی کنند یا بر دلهایشان قفل ( زده شده ) است .
(2) گلستان سعدی , باب اول , حکایت چهارم .
(3) غرر الحکم , فصل 30 , حدیث 11 : به گفته بنگر . نه گوینده .


ان شا ء اللّه ادامه خواهد داشت ...
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: saloomeh ، بیداری اندیشه ، Havbb 110 ، yamin ، MAHDI59 ، netlog36 ، Admirer
۱۶:۵۱, ۷/خرداد/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۷/خرداد/۹۱ ۱۶:۵۷ توسط یا صاحب الزمان.)
شماره ارسال: #15
آواتار
[ پرهیز از غرور علم و عرفان ]
دخترم ! در رفع حُجُب کوش نه در جمعِ کُتب , گیرم کتب عرفانی و فلسفی را از بازار به منزل و از محلّی به محلّی انتقال دادی یا آنکه نفس خود را انبار الفاظ و اصطلاحات کردی و در مجالس و محافل آنچه در چنته داشتی عرضه کردی و حضّار را فریفته ی معلومات خود کردی و با فریب شیطانی و نفس امّاره خبیث تر از شیطان محموله ی خود را سنگین کردی و با لعبه ی ابلیس مجلس آرا شدی و خدای نخواسته غرور علم و عرفان به سراغت آمد که خواهد آمد , آیا با این محموله های بسیار به حُجُب افزودی یا از حُجُب کاستی ؟ خداوند عزّوجّل برای بیداری علماء آیه ی شریفه ی :

مَثَلُ الَّذینَ حُمِّلوا التَّوراةَ (1)

را آورده تا بدانند انباشتن علوم - گرچه علم شرایع و توحید باشد - از حُجُب نمی کاهد , بلکه افزایش دهد و از حُجُب کبار می کشاند .
نمی گویم از علم و عرفان و فلسفه بگریز و با جهل عمر بگذران , که این انحراف است , می گویم کوشش و مجاهده کن که انگیزه , الهی و برای دوست باشد و اگر عرضه کنی , برای خدا و تربیت بندگان او باشد نه برای ریا و خودنمایی که خدای نخواسته جزء علماء سوء شوی که بوی تعفّنشان اهل جهنّم را بیازارد . (2)

[ پرهیز از انکار مقامات عارفین ]
دخترم ! سعی کن اگر اهلش نیستی , و نشدی , انکار مقامات عارفین و صالحین را نکنی و معاندت با آنان را از وظایف دینی نشمری , بسیاری از آنچه آنان گفته اند در قرآن کریم به طور رمز و سربسته , و در ادعیه و مناجاتِ اهل عصمت بازتر , آمده است و چون ما جاهلان از آنها محرومیم با آن به معارضه برخاستیم .

[ پاره ای از آفات زبان ]
دخترم ! آفات زبان زیاد بر سر راه است . هر عضو ظاهر و باطن ما آفت ها دارد که هر یک حجابی است که اگر از آن ها نگذریم به اوّل قدم سلوک الی اللّه نرسیدیم . من که خود مبتلا هستم و جسم و جانم ملعبه ی شیطان است به بعض آفات این عضو کوچک و این زبان سرخ که سر سبز را به باد دهد و آنگاه که ملعبه ی شیطان است و آلت دست او , جان و روح و فؤاد را تباه کند , اشاره می کنم . از این دشمن بزرگ انسانیّت و معنویّت غافل مشو , گاهی که در جلسات انس با دوستان هستی خطاهای بزرگ این عضو کوچک را آنقدر که می توانی شمارش کن و ببین با یک ساعت عمر تو که باید صرف جلب رضای دوست شود چه می کند و چه مصیبت ها به بار می آورد که یکی از آنها غیبت برادران و خواهران است , ببین با آبروی چه اشخاصی بازی می کنی و چه اسراری را از مسلمان روی دایره می ریزی و چه حیثیّاتی را خدشه دار می کنی و چه شخصیّت هایی را می کشنی ؟ آنگاه این جلسه ی شیطانی را مقیاس بگیر و ملاحظه کن در یک سال در همین امر پیش پا افتاده چه کردی و در پنجاه شصت سال دیگر چه خواهی کرد و چه مصیبت ها برای خود به بار خواهی آورد و در عین حال آن را کوچک می شماری و این کوچک شمردن از حیله های ابلیس است که خداوند به لطف خود ما را همگی از آن مصون دارد .
دخترم ! نگاهی کوتاه به آنچه درباره ی غیبت و آزار مؤمنین و عیب جویی و کشف سرّ آنان و تهمت آنان وارد شده دلهایی را که مُهر شیطان بر آنها نخورده می لرزاند و زندگی را بر انسان تلخ می کند , اینک برای علاقه ای که به تو و احمد دارم توصیه می کنم از آفات شیطانی خصوصاً آفت های بسیار زبان خودداری کنید و همّت به نگهداری آن کنید , البتّه در آغاز قدری مشکل است , لکن با عزم و اراده و تفکّر در پی آمدهای آن آسان می شود .

(1) [ جمعه / 5 ] : در مثل آنان که تورات بر آنها بار باشد ...
(2) اشاره است به روایتی از رسول خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) که در آن آمده است : و انّ اهل النّار لیتأذون بریح العالم التارک لعلمه ... ( الخصال , ج 1 , ص 51 )


والسّلام علی عباد اللّه الصّالحین
12 شهر رمضان المبارک 1404
روح اللّه الموسوی الخمینی
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: yamin ، MAHDI59 ، netlog36 ، Admirer
۱۷:۴۷, ۸/خرداد/۹۱
شماره ارسال: #16
آواتار
سلام دوستان گرامی .
ان شاء اللّه فراز هایی که کتاب ارزشمند چهل حدیث , امام خمینی (رحمة الله علیه) را که در این کتاب آمده در لینک زیر بررسی خواهیم کرد .
التماس دعا .
http://forum.bidari-andishe.ir/thread-17092.html
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: MAHDI59 ، netlog36
۱۶:۲۶, ۱۶/خرداد/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۰/تیر/۹۱ ۱۱:۲۳ توسط یا صاحب الزمان.)
شماره ارسال: #17
آواتار
برنامه ی سلوک در نامه های عارف کامل مولی حسینقلی همدانی ـ قدّس سرُّه ـ
شرح حال آیت حق مولی حسینقلی همدانی

عارف وارسته , حکیم فرزانه و فقیه بزرگوار ملّا حسینقلی همدانی یکی از نوادر روزگار است که در عرفان و در سیر و سلوک به اوج رسیده و توفیق راهبری جمع کثیری را به دست آورده , استاد بی بدیل دوران خود و بلکه پس از آن بوده است .
شیخ آقا بزرگ تهرانی ـ قدّس سرُّه ـ شرح حال او را چنین بیان می کند :
« او از اعاظم علماء و اکابر فقهاء شیعه و خاتمه ی علماء اخلاق در عصر خود بوده است ؛ او در قریه ی شَوَند در جزین همدان در سال 1239 هجری قمری متولد شده , و مقدمات را در طهران فرا گرفته , و بالاخره در دروس عالی در حوزه ی درس عالم اکبر شیخ عبدالحسین طهرانی مشهور به شیخ العراقین شرکت نموده است . سپس به سبزوار سفر کرده و مدتها در آنجا اقامت گزیده و از درس فیلسوف معروف حاج مولی هادی سبزواری بهره یافته و پس از آن مهاجرت به نجف اشرف نموده و سال های طولانی از درس شیخ مرتضی انصاری استفاده کرده است . در قسمت اخلاق از آقا سید علی شوشتری استفاده نموده و شاگرد او بوده است . بعد از فوت استادش متصدی فتوا نشد , و دنبال ریاست نرفت , بلکه در منزل نشست , و طلاب با استعداد بدو روی آوردند , و منزل او محل اجتماع زبدگان علم و عمل شد و شاگردان عجیبی در علم الهی و عرفان تربیت نموده .... و امّا فقه و اصول را از تقریراتی که خودش از بحث علامه ی انصاری نوشته بود , تدریس می کرد و در منزل نماز جماعت می خواند برای خواصّ از مؤمنین و پیروانی که آنها را تربیت نموده , و از ظلمات جهل به نور معرفت کشانیده و ایشان را با ریاضات شرعیّه و مجاهدات علمیه از هر پستی طاهر و مطهر گردانید , تا آنها از عباداللّه الصالحین و از سالکین در راه خداوند شدند . » (1)

(1) « نقباء البشر » ج 2 ,ص 674 تا 678 ( به نقل از کتاب توحید عملی و عینی , ص 13 و 14 .

ان شاء اللّه ادامه خواهد داشت ...
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: netlog36 ، Admirer
۱۲:۲۶, ۱۰/تیر/۹۱
شماره ارسال: #18
آواتار
سید محسن امین ـ رضوان اللّه علیه ـ که به شاگردی او مفتخر بود , درباره ی او می نویسد :

« ولم یکن فی زمانه و لا قبله بسنین و لا بعده کذلک من یماثله فی علم الاخلاق و تهذیب النفوس . » (1)
« در میان معاصرانش نظیری برای او در علم اخلاق و تهذیب نفس یافت نمی شد . »

محدث بزرگوار شیخ عباس قمی ـ رحمة اللّه علیه ـ پیرامون شخصیت وی می گوید :

کان من عباداللّه الصالحین , و نخبة الفقهاء الربانیین , کان ینطق بالحکمة و الکلمة النافعة , دائم المراقبة لربّه حتّی حکی انه ربّما سکت فی اثناء البحث و التدریس خوفاً من عروض الغفلة عن الحضور و التکلم فی اللّه . کان علی منهاج السید ابن طاووس . (2)
« او از بندگان صالح خداوند و فقیهان برگزیده ربانی بود ؛ سخنش حکیمانه و کلامش سودمند بود , همیشه جانب پروردگار را مرقب بود , به طوری که حکایت شده است که گاهی در خلال تدریس از بیم آنکه مبادا غفلتی پیش آمده و سخنی نه برای خداوند گفته شده باشد , سکوت می نمود . او بر روش و طریقه ی سید ابن طاووس بود . »

علامه ی طباطبایی می گوید :
« گروهی , دسته جمعی توطئه می کردند و روش عرفانی و الهی و توحیدی مرحوم آخوند را به باد انتقاد گرفته و در یک عریضه ای به مرحوم شربیانی ـ در هنگامی که مرحوم شربیانی ریاست مسلمین را داشته و رئیس مطلق وقت شمرده می شده است ـ نوشتند که ملا حسینقلی همدانی روشی صوفیانه در پیش گرفته است . »
مرحوم شربیانی نامه را مطالعه فرمود و قلم را برداشته و زیر نامه نوشت :
« کاش خداوند مرا مثل آخوند صوفی قرار بدهد . »
با این جمله ی آن عالم بزرگ , کار تمام شد و دسیسه های آنان همه بر باد رفت .

نقل کرده اند :
« آقا میرزا جواد آقا ملکی , یکی از شاگردان آخوند , بعد از دو سال تلمذ , خدمت استاد عرض می کند : من در سیر خود به جایی نرسیدم . آخوند در جواب از اسم و رسمش سؤال می کند , او تعجب کرده می گوید : مرا نمی شناسید ؟ من جوادی تبریزی ملکی هستم . ایشان می گوید : شما با فلان ملکی ها بستگی دارید ؟ آقا میرزا جواد آقا چون آنان را خوب و شایسته نمی دانسته از آنان انتقاد می کند . آخوند همدانی در جواب می فرماید : هر وقت توانستی کفش آنها را که بد می دانی پیش پایشان جفت کنی , من خود به سراغ تو خواهم آمد .
میرزا جواد آقا فردا که به درس می رود خود را حاضر می کند که در محلّی پایین تر از بقیه ی شاگردان بنشیند , تا رفته رفته طلبه هایی که از آن فامیل در نجف بودند و ایشان آنان را خوب نمی دانسته , مورد محبت قرار می دهد , تا جایی که کفششان را پیش پای آنها جفت می کند . چون این خبر به آن طایفه که در تبریز ساکن بودند می رسد , رفع کدورت فامیلی می شود . بعداً , آخوند او را ملاقات می کند و می فرماید : دستور تازه ای نیست , تو باید حالت اصلاح شود تا از همین دستورات شرعی بهره مند شوی . ضمناً یادآوری می کند که کتاب « مفتاح الفلاح » شیخ بهایی برای عمل کردن خوب است . » (3)

شاگردان و آثار ملا حسینقلی همدانی

« او شاگردان بسیاری تربیت کرد که هر یک آیتی عظیم از علم و عمل و اخلاق و عرفان الهی بودند .
از جمله : سید احمد کربلایی و دامادش سید ابوالقاسم اصفهانی , اقا سید آقا دولت آبادی , شیخ باقر موسوی , شیخ محمد بهاری , شیخ باقر نجم آبادی , میرزا جواد آقا تبریزی , سید محمد سعید حَبّویّ , سید حسن صدر , سید علی همدانی و فرزندش : شیخ علی و جمعی دیگر .
کتبی بسیار در تقریرات دروس شیخ و غیر آن از جمله قضاء و شهادات و رهن و غیرها نوشته که در کتابخانه ی حسینیه ی شوشتری ها در نجف اشرف و کتابخانه ی اقا میرزا حسین نوری موجود است .
وبالاخره ایشان در زیارت سیّد الشهدا (علیه السلام) در کربلای معّلی در 28 شعبان سنه ی 1311 رحلت نمود و شاگردانش سید محمود طالقانی در قصیده ای بر مرثیه ی او شعر گفت . (4) و (5)

(1) اعیان الشیعه , ج 6 , ص 136 .
(2) فوائد الرضویه , ص 148 .
(3) تاریخ حکماء و عرفای متأخر بر صدر المتألهین , ص 133 و 134 .
(4) توحید عملی و عینی , ص 14 .
(5) شایان ذکر است که در تنظیم شرح حال این مرد بزرگ و نیز شرح حال مرحوم میرزا جواد آقای تبریزی از کتاب « سیمای فرزانگان » تألیف برادر بزرگوار حجة الاسلام رضا مختاری , بهره ی فراوان بردم .


ان شاء اللّه ادامه خواهد داشت ...



ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: netlog36 ، Admirer
۱۰:۵۴, ۱۳/تیر/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۳/تیر/۹۱ ۱۱:۰۵ توسط یا صاحب الزمان.)
شماره ارسال: #19
آواتار
چهار دستور العمل
(1)
بسم اللّه الرّحمن الرّحیم
الحمدللّه ربّ العالمین , و الصّلوة والسّلام علی محمّد و آل الطاهرین و لعنة اللّه علی لعدائهم اجمعین .
مخفی نماناد بر برادران دینی که به جز التزام به شرع شریف , در تمام حرکات و سکنات و تکلّمات و لحظات و غیرها راهی به قرب حضرت ملک الملوک ـ جلّ و جلاله ـ نیست ؛ و به خرافات ذوقیه , اگر چه ذوق در غیر این مقام خوب است , کماداأب الجهّال و الصوفیه ـ خذلهم اللّه ـ جلّ جلاله ـ [ = همان گونه که شیوه ی نادانان و متصوفه ـ که خداوند خوارشان گرداند ـ می باشد ] راه رفتن لا یوجب الّا بعداً [ = جز دوری از خداوند ثمری ندارد ] , حتی شخص هر گاه ملتزم بر نزدن شارب [ = سبیل ] و نخوردن گوشت بوده باشد , باید بفهمد که از حضرت احدیّت دور خواهد شد ؛ و هکذا [ = همچنین ] در کیفیّت ذکر بغیر ما ورد عن السادة المعصومین (علیه السلام) [ = به غیر از آنچه از سروران معصوم رسیده است ] , عمل نماید .
بناءاً علی هذا [ = بنابراین ] باید مقدّم بدارد شرع شریف را ؛ و اهتمام نماید هر چه در شرع شریف اهتمام به آن شده ؛ و آنچه این ضعیف از عقل و نقل استفاده کرده ام این است که اهمّ اشیاء از برای طالب قرب , جدّ و سعی تمام در ترک معصیت است , تا این خدمت را انجام ندهی , نه ذکرت و نه فکرت به حال قلبت فایده نخواهد بخشید ؛ چرا که پیشکش و خدمت کردن کسی که با سلطان در مقام عصیان و انکار است , بی فائده خواهد بود .
نمی دانم کدام سلطان اعظم از این سلطان عظیم الشأن است , و کدام نقار اقبح از نقار با اوست [ = و کدامین ستیز زشتر از ستیز با اوست ] .
فافهم ممّا ذکرت , انّ طلبک حجة الهیة مع کونک مرتکباً للمعصیة امر فاسد جداً ؛ و کیف یخفی علیک کون المعصیة سبباً للنفرة و کون النفرر مانعة الجمع معه المحبة .
و اذا تحقق عندک انّ ترک المعصیة اوّل الدین و آخره , ظاهره و باطنه . فبادر الی المجاهدة و اشتغل بتمام الجّد الی المراقبة , من اوّل قیامک من نومک فی جمیع آنائک الی نومک , و الزام الادب فی مقدس حضرته . و اعلم انک بجمیع اجزاء وجودک ذرة ذرة اسیر قدرته ؛ و راع حرمة شریف حضوره ؛ و اعبده کانّک تراه ؛ فان لم تکن تراه فانّه یراک ؛ و التفت دائماً الی عظمته و حقارتک , و رفعته و دنائک , و عزّته و ذلّتک , و غناه و حاجتک ؛ و لا تغفل شناعة غفلتک عنه ـ جلّ و جلاله ـ مع التفاته الیک دائماً ؛ و قم بین یدیه مقام العبد الذلیل الضعیف ؛ و تبصبص تحت قدمیه بصبصته الکلب النحیف . اولا یکفیک شرفاً و فخراً انّه اذن لک فی ذکر اسمه العظیم بلسانک الکثیف الذی نجسته قاذوراة المعاصی .
[ = از آنچه بیان شد , باید دریابی که مطالبه ی حجت الهی با وجود ارتکاب گناه امری است فاسد , و براستی چگونه بر تو پوشیده ماند که گناه موجب نفرت و انزجار می گردد , و انزجار با محبت جمع ناشدنی است .
حال که دانستی ترک گناه آغاز دین و انجام آن , ظاهر دین و باطن آن است , پس به مجاهده و تلاش مبادرت ورز . و با جدیت تمام , از لحظه ای که بر می خیزی تا زمانی که به خواب می روی , مراقب خویش باش ؛ و ادب را در محضر مقدس او رعایت نما . و بدان که تو با تمام اجزاء و ذرّات وجودت اسیر قدرت اوئی ؛ و احترام حضور گرامی او را رعایت نما .
چنان عبادتش کن که گوئی او را می بینی ؛ و اگر تو او را نمی بینی او تو را می بیند .
همیشه متوجّه باش که او بزرگ است و تو کوچک , او والاست و تو پست , او عزیز است و تو ذلیل , او بی نیاز است و تو نیازمند . و از زشتی غفلت از او غافل مشو که او همیشه به تو توجه دارد . در برابر او چون بنده ی خوار و ناتوان قرار گیر , و زیر پای او بسان سگی ناتوان چاپلوسی نما . آیا تو را این شرافت و افتخار بس نیست که تو را رخصت داد تا نام با عظمتش را بر زبانی که آلوده به گناهان است جاری سازی . ]
پس ای عزیز ! چون این کریم رحیم زبان تو را مخزن کوه نور , یعنی ذکر اسم شریف قرار داده , بی حیائی است مخزن سلطان را آلوده به نجاست و قاذورات غیبت و دروغ و فحش و اذیّت و غیرها من المعاصی [ = و گناهان دیگر ] نمودن .
مخزن سلطان باید محلش پر عطر و گلاب باشد , نه نجس مملّو از قاذورات [ = نجاسات ] . و بی شک چون دقت در مراقبه نکرده ای , نمی دانی که از جوارح سبعه [ = اعضای هفتگانه ] یعنی گوش و چشم و دست و پا و بطن و فرج چه معصیت ها می کنی , و چه آتشها روشن می نمائی , و چه فسادها در دین خودت برپا می کنی , و چه زخم های منکره به سیف و سنان زبانت [ = شمشیر و سر نیزه ی زبانت ] به قلبت می زنی . اگر نکشته باشی بسیار خوبست .
ان شاء اللّه این دستور العمل ادامه خواهد داشت ...
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Admirer ، netlog36
۱۲:۲۲, ۱۵/تیر/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۵/تیر/۹۱ ۱۲:۲۴ توسط یا صاحب الزمان.)
شماره ارسال: #20
آواتار
اگر بخواهم شرح این مفاسد را بیان نمایم در کتاب نمی گنجد , در یک ورق چه می توانم کنم . تو که هنوز جوارحت را از معاصی پاک نکرده ای , چگونه منتظری که در شرح احوال قلبت چیزی به تو بنویسم . پس البدار , البدار الی التوبة الصادقة ؛ ثم العجل العجل فی الجدّ و المراقبة . [ = پس بشتاب , بشتاب , به سوی توبه ی راستین , آنگاه به سرعت به تلاش و مراقبت روآر . ] ( در مورد بحث مراقبه رجوع شود به : http://forum.bidari-andishe.ir/thread-17...#pid128679
خلاصه بعد از سعی در مراقبه , البته طالب قرب , بیداری و قیام سحر را اقلاً یک دو ساعت به طلوع فجر مانده الی مطلع الشمس [ = تا زمان طلوع خورشید ] از دست ندهد ؛ و نماز شب را با آداب و حضور قلب بجا بیاورد ؛ و اگر وقتش زیادتر باشد به ذکر یا فکر یا مناجات مشغول بشود , ولیکن قدر معینی از شب باید مشغول ذکر با حضور بشود ؛ در تمام حالاتش خالی از حزن نبوده باشد ؛ اگر ندارد تحصیل نماید به اسبابش . و بعد از فراغ , تسبیح سیده ی نساء (سلام الله علیها) و دوازده مرتبه سوره ی توحید , و ده مرتبه لا اله الاَّ اللّهُ لا شریکَ لَهُ لَهُ المُلکُ الی آخر , و صد مرتبه لا اله الا اللّه , و هفتاد مرتبه استغفار بخواند , و قدری از قرآن شریف تلاوت نماید , و دعای معروف صباح ـ اعنی : یا مَن دَلَعَ لِسانَ الصَّباحِ الی آخر ـ البته خوانده شود ؛ و دائماً با وضو باشد ؛ و اگر بعد از هر وضو دو رکعت نماز بکند بسیار خوبست . بسیار ملتفت باشد که به هیچ وجه اذیتش به غیر نرسد ؛ و در قضاء حوائج مسلمین لا سیّما [ = بویژه ] علماء و لا سیّما اتقیائهم [ = بویژه پرهیزکارانشان ] سعی بلیغ نماید ؛ و در هر مجلس که مظنه ی [ = گمان ] وقوع معصیت است , البته , البته , اجتناب نماید ؛ بلکه مجالست با اهل غفلت به غیر شغل ضرورة [ = مگر در موارد لزوم ] مضّر است ؛ اگر چه از معصیت خالی باشد .
کثرت اشتغال به مباحات , و شوخی بسیار کردن , و لغو گفتن , و گوش به اراجیف دادن , قلب را می میراند .
اگر بی مراقبه مشغول به ذکر و فکر بشود بی فائده خواهد بود ؛ اگر چه حال هم بیاورد . چرا که آن حال دوام پیدا نخواهد کرد . گول حالی که ذکر بیاورد , بی مراقبه نباید خورد .
زیاده طاقت ندارم , بسیار التماس دعا از همه ی شماها دارم . این حقیر کثیر التقصیر و المعاصی را فراموش ننمائید , و در شب جمعه صد مرتبه , و در عصر روز جمع صد مرتبه سوره ی قدر بخواند . و از جمله ی ابواب عظیمه ی ایمان , حبّ فی اللّه ـ جلّ جلاله ـ و بغض فی اللّه ـ جلّ جلاله ـ [ = مهر و کین در راه خدا ] می باشد ؛ و قد عقدله فی الوسائل و غیرها من کتب الاخبار باباً مستقلاً , فارجع الها , لعلّک تعرف عظمته , و تأخذ لنفسک نصیباً منه . [ = در کتاب وسایل و دیگر کتب روائی فصل مستقلی به این موضوع اختصاص داده شده است , پس به آنها مراجعه نما , تا شاید عظمت آن را دریابی , و بهره ای از آن برای خویش برگیری . ]
شکی نیست که محبوب اوّل , ذات اقدس کبریائی ـ جلّ و جلاله ـ می باشد , بل و کلّ محبة الی محبة فلیس بشی ءثم بعده [ = بلکه هر محبتب که به محبت او بازنگردد ارزشی ندارد ؛ و پس از آن ] باید هر کس را این سلطان عظیم الشأن بیشتر دوست داشته باشد [ = بیشتر دوست بدارد ] . پس اوّل محبوب بعد از واجب الوجود , وجود مقدَّس ختمی مآب ـ صلوة اللّه علیه و آله ـ می باشد . ثم بعده امیرالمؤمنین (علیه السلام) , ثمّ الائمة المعصومین (علیه السلام) , ثمّ الانبیاء و الملائکة , ثمّ الاوصیاء , ثمّ العلماء و الاولیاء [ = پس از او حضرت امیر (علیه السلام) , آنگاه امامان معصوم (علیه السلام) , و سپس پیامبران و فرشتگان , و بعد اوصیاء و پس از ایشان دانشمندان و اولیاء قرار دارند . ] و در زمان خودش اتقای زمانش را , لا سیّما [ = بویزه ] اگر عالم باشد , ترجیح بدهد در محبت بر کسانی که بعد از اویند نیز در درجه , و هکذا یتنزل [ = همین طور پایین برود ] .
ولیکن سعی نماید صادق باشد در این محبت ؛ مرتبه ی اسانی نیست . اگر متفکر باشید خواهید فهمید که اگر اثار محبت در حرکات و سکنات ظاهر شد , شخص مدعی این محبت صادق است , و الاّ فلا . لیکن گمان ندارم که به کُنه و لوازمش برسی , و حقیر هم بیش از این در وسعم نیست .
الحاصل لا طریق الی القرب الاّ بشرع شریف , فی کل کلّی و جزئی [ = خلاصه آنکه راهی به سوی تقرب به خداوند نیست مگر به پیروی نمودن از دین در تمام کارهای بزرگ و کوچک ] . (1)
والسلام

(1) تذکرة المتقین , ص 207 ـ 214 .
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Admirer
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

[-]
موضوعات مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: مشاهده: آخرین ارسال
  سلوک با همسران (نه حرف من، نه حرف تو، حرف خدا) محمدهادی 1 1,786 ۲۱/اردیبهشت/۹۴ ۹:۲۲
آخرین ارسال: محمدهادی
  تازیانه سلوک شیدا 11 7,784 ۲۹/مرداد/۹۳ ۱۲:۱۲
آخرین ارسال: شیدا

پرش در بین بخشها:


بالا