|
حقوق و مراحم امام زمان (علیه السلام) نسبت به ما (مکیال المکارم )
|
|
۱۳:۳۷, ۲۵/اردیبهشت/۹۱
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
با سلام خدمت دوستان
خیلی وقت بود توی فکر ایجاد همچین موضوعی در تالار بودم و جای خالی اون روبه شدت حس می کردم. گاهی وقت ها لازم هست که بهمون یادآوری بشه که اصلاً ما چرا زنده هستیم ... البته بنده چنین چیز هایی رو قبلاً در پست شماره 40 این تاپیک نوشتم اما به علت مهم بودم و در دسترس بودن، لازم هست که بصورت جداگانه نیز بهش پرداخته بشود : قسمتي از حقوق و مراحم امام زمان (علیه السلام) نسبت به ما حقوق آن بزرگوار بر ما بسيار و الطاف و مراحمش بيرون از شمار است، بلکه همچون درياي خروشان و موّاجي است که غوّاصي در آن نتوانم کرد، ولي به مقدار کف دستي از آن برميگيرم و در پي تقرّب درگاهش ره ميپويم، و توفيق از خدا است و بس، بر او توکل دارم و به سوي او روي آورم : 1- حق وجود و هستي خداوند به برکت وجود آن حضرت (ع) تو و هر موجودي را آفريد و اگر او نبود هيچ کس نبود، بلکه اگر او نبود نه زمين وجود مييافت و نه فلک، بر اين معني رواياتي دلالت دارد از جمله: از توقيعات شريفه آن حضرت در کتاب الاحتجاج آمده است که فرمود: «وَنَحْنُ صَنائِعِ رَبِّنا وَالخَلْقُ بَعْدُ صَنائِعُنا...» [1] . البته معني اين سخن بر دو وجه وارد است: وجه اول همان است که در توقيع ديگري در همان کتاب آمده: جماعتي از شيعيان اختلاف کردند در اينکه آيا خداوند، آفرينش و روزي دادن مخلوق را به ائمهعليهم السلام واگذار کرده؟ پس عدّهاي گفتند: اين محال است، زيرا که اجسام را کسي جز خداي نميتواند خلق کند. ولي عدّهاي ديگر گفتند: خداوند قدرت خلق را به ائمه (ع) واگذار نموده است و آنان آفريده و روزي بخشيدهاند و در اين مسأله اختلاف شديدي بين آنها درگرفت، تا اينکه شخصي پيشنهاد کرد که چرا به سراغ ابوجعفر محمد بن عثمان نميرويد که از او سؤال کنيد تا حقّ را براي شما آشکار سازد؟ چون که راه به سوي امام زمان (علیه السلام) اوست، همه به اين معني راضي شدند و نامهاي به ابوجعفر نوشتند. در آن نامه مسأله را توضيح دادند، پس از طرف امام عصر - عجّل اللَّه فرجه الشريف - توقيع آمد که: خداوند تعالي خود اجسام را آفريده و روزيها را تقسيم کرد، زيرا که نه جسم است و نه در جسمي حلول کرده، هيچ چيز مثل او نيست و او است شنواي بينا. و امّا امامان؛ از خداوند تعالي درخواست ميکنند و او ميآفريند و او روزي ميدهد به خاطر اجابت درخواست آنها و تعظيم حقّ ايشان. [2] . وجه دوم اينکه: مقصود از آفرينش تمام آنچه خداوند متعال آفريده،آن حضرت و پدران طاهرينش ميباشند، يعني اينها علّتغايي آفرينش هستند و آنچه هست به خاطر اينها آفريده شده است. مؤيّد اين وجه روايتي است که از امير المؤمنين علي (علیه السلام) آمده: «نَحْنُ صَنائِعُ رَبِّنا وَالخَلْقُ بَعْدُ صَنائِعُ لَنا» [3] و احاديث فراواني بر اين معني دلالت دارد، از جمله: روايت مستندي است که شيخ صدوق در کتاب کمال الدين از حضرت علي بن موسي الرضا (علیه السلام)، از پدرش موسي بن جعفر، از پدرش جعفر بن محمد، از پدرش محمد بن علي، از پدرش علي بن الحسين، از پدرش حسين بن علي، از پدرش علي بن ابي طالب (علیه السلام) آورده است که پيغمبر اکرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) فرمود: خداوند مخلوقي از من بهتر نيافريده و آفريدهاي نيست که نزد او گراميتر از من باشد. عليعليه السلام فرمايد: عرض کردم: يا رسول اللَّه! تو بهتري يا جبرئيل؟ فرمود: يا علي! خداوند تبارک و تعالي پيغمبران مرسل را بر فرشتگان مقرّب خويش برتري داده و مرا بر همه پيغمبران و مرسلين برتري بخشيده. و اي علي! بعد از من برتري از آنِ تو و امامان بعد از توست، زيرا که فرشتگان خدمتگزار ما و دوستان ما هستند. اي علي! اگر ما نبوديم خداوند آدم و حوا و بهشت و دوزخ و آسمان و زمين را نميآفريد، چگونه ما از فرشتگان برتر نباشيم و حال آن که در توحيد و خداشناسي پيشي گرفتيم، و در معرفت و تسبيح و تقديس و تهليل پروردگارشان عزّوجلّ بر آنها سبقت جستيم، زيرا که نخستين چيزي که خداوند آفريد ارواح ما بود. هنگامي که مرا به آسمانها بردند، جبرئيل فصول اذان را دو به دو ادا کرد و دو به دو اقامه گفت. سپس گفت: اي محمد! جلو بايست [براي نماز] . گفتم: اي جبرئيل بر تو پيشي بگيرم؟ گفت: آري زيرا که خداي تبارک و تعالي پيغمبرانش را بر همه فرشتگان برتري داده و تو را به خصوص برتري بخشيده است. من جلو ايستادم و براي آنان اقامه نماز کردم و به اين کار فخر فروشي ندارم، و چون به حجابهاي نور رسيديم، جبرئيل به من گفت: پيش برو. امّا خودش همانجا ماند. گفتم: اي جبرئيل! در چنين جايي از من جدا ميشوي؟ گفت: خداوند به من دستور داده که از اينجا فراتر نروم که اگر از آن بگذرم پرهايم بسوزد؛ زيرا که از حدود پروردگارم تجاوز کردهام. پس خداوند مرا به طور ناگفتني در نور فرو برد و تا انجا که خدا خواسته بود در ملکوتش منتهي شدم. آنگاه ندا رسيد: يا محمد! گفتم: لَبَّيْکَ رَبِّي وَسَعْدَيْکَ تَبارَکْتَ وَتَعالَيْتَ. باز ندا شدم: يا محمد! تو بنده من هستي و من پروردگار توام، مرا عبادت کن و بر من توکل نماي؛ زيرا که تو نور من در بندگانم و رسول من در مخلوقاتم و حجّت من در آفريدگانم ميباشي، بهشتم را براي کسي که از تو پيروي کند آفريدم و دوزخم را براي آن کس که نافرمانيت نمايد قرار دادم؛ و کرامت خود را براي اوصياي تو واجب نمودم و ثوابم را براي پيروان تو لازم ساختم. گفتم: پروردگاراً اوصياي من کيانند؟ پس ندا شدم که: اي محمد! اوصياي تو همانها هستند که بر ساق عرش نامشان نوشته شده است. اوّل آنان علي بن ابي طالب و آخرين ايشان مهدي امّت من است. گفتم: پروردگارا آنان اوصياي پس از منند؟ ندا رسيد: اي محمد! آنان بعد از تو اوليا و احبّا و اصفيا و حجج من هستند و اوصيا و خلفاي تو و بهترين خلق بعد از تو ميباشند. قسم به عزّت و جلالم که دينم را به وسيله ايشان ظاهر ميکنم و کلمهام را به وجود آنان بلند مينمايم و زمين را به آخرين ايشان از دشمنانم پاک ميکنم و مشارق و مغارب زمين را ملک او و بادها را در تصرّف و تسخير او قرار ميدهم، و گردنهاي سخت را براي او رام ميگردانم و او را بر وسائل پيروزي مسلّط ميگردانم و با لشکريانم کمکش ميکنم و با فرشتگانم مددش ميرسانم تا دعوت مرا بلند و خلق مرا بر توحيد من جمع سازد. سپس ملک او را استمرار دهم و حکومتش را به دست تواناي خود دست به دست تا روز قيامت ادامه دهم. «وَالحَمْدُ للَّهِِ رَبِّ العالَمِينَ وَالصَّلاةُ عَلي نَبِيِّنا وَآلِهِ الطَّيِّبِينَ الطَّاهِرِينَ وَسَلَّمَ تَسْلِيماً» [4] . ______________________________________________________________ [1] الاحتجاج: 278:2. [2] الاحتجاج: 284:2. [3] در نهج البلاغه، نامه 28 چنين آمده: «فَإِنَّا صَنائِعُ رَبِّنا وَالنَّاسُ بَعْدُ صَنائِعُ لَنا» يعني: پس همانا ما ساخته شده پروردگارمان هستيم و مردم براي ما ساخته شدهاند. (مترجم). [4] کمال الدين: 254:1. |
|||
|
|
۱۲:۴۹, ۲۶/اردیبهشت/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۶/اردیبهشت/۹۱ ۱۲:۵۰ توسط در جستجوی سختی.)
شماره ارسال: #2
|
|||
|
|||
|
2- حق قرابت و خويشاوندي پيغمبر
در سوره حمعسق [شوري] آمده: «قُلْ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَيْهِ اَجْراً إِلاَّ المَوَدَّةَ فِي القُرْبي»؛ [1] بگو که من از شما بر تبليغ رسالت توقع مزدي ندارم جز اينکه در مورد خويشاوندانم مودّت ورزيد. از حضرت ابوجعفر امام محمد باقر (علیه السلام) روايت شده که منظور از (القربي) در اين آيه امامان هستند. [2] . و در حديث نداي حضرت قائم - عجّل اللَّه فرجه الشريف - هنگام ظهورش آمده است: و از شما ميخواهم شما را به خدا و حقّ رسول خدا و حقّ خودم بر شما - که مرا بر شما حقّ قرابت و خويشاوندي پيغمبر هست -. [3] . ______________________________________________________________ 1] سوره شوري: آيه 23. [2] تفسير برهان، سيد هاشم بحراني: 121:2. [3] الغيبة، ابن ابي زينب، نعماني: 149. |
|||
|
|
۹:۱۵, ۲۷/اردیبهشت/۹۱
شماره ارسال: #3
|
|||
|
|||
|
4و5 - حق منعم بر متنعم و حق واسطه نعمت
در روايتي از پيغمبر اکرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) آمده که: هر آنکه نسبت به شما کار نيکي انجام داد، به او پاداش دهيد، اگر نميتوانستيد براي او دعا کنيد تا اطمينان يابيد که کار نيک آن شخص را جبران کردهايد. و اين دو حقّ براي مولايمان حضرت صاحب الزمان - عجّل اللَّه فرجه الشريف - جمع شده است، زيرا که تمام بهرهها و استفادههايي که به مردم ميرسد به برکت وجود امام آن زمان است. در زیارت جامعه درباره امامان (ع) ميخوانيم: «وَأَوْلِيآءَ النِّعَمِ». و نيز در کتاب کافي روايت شده که فرمود: خداوند ما را آفريد و خلقت ما را نيکو قرار داد و ما را صورتگري نمود و نيکو صورتگري کرد و ما را ديده خود در ميان بندگانش قرار داد [تا شاهد و ناظر اعمال و رفتار آنان باشيم] و زبان گوياي او و دست رحمت و رأفت خود که بر سر بندگانش گسترده است و وجه خود که به وسيله ما به سوي خداوند توجه ميشود و دري که [بندگان را به علم و ايمان و اطاعت او] دلالت کند، و گنجهاي [علم و معرفت و رحمت او] در آسمان و زمينش. به برکت ما درختها بارور گرديده و ميوهها رسيده و نهرها جاري شده و باران از آسمان باريده و گياه از زمين روييده است و به عبادت ما خداوند عبادت شده است و اگر ما نبوديم خداوند پرستش نميشد. [1] . و در کتاب خرايج از حضرت صادق (علیه السلام) آمده که: اي داوود! اگر ما نميبوديم نه نهرها جاري ميشد و نه ميوهها ميرسيد و نه درختها سبز ميگشت. [2] . و... ______________________________________________________________ [1] اصول کافي: 144:1. [2] الخرايج، سعيد بن هبة اللَّه راوندي. |
|||
|
|
۱۳:۰۲, ۲۹/اردیبهشت/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۹/اردیبهشت/۹۱ ۱۳:۰۳ توسط در جستجوی سختی.)
شماره ارسال: #4
|
|||
|
|||
|
6 - حق پدر بر فرزند
شيعيان** از باقيمانده گل خاندان وحي آفريده شدهاند، همانطوري که فرزند از پدر به وجود ميآيد. در کتاب کافي از حضرت رضا (علیه السلام)روايت شده که فرمود: «اَلإِمامُ: الأَنِيسُ الرَّفِيقُ وَالوالِدُ الشَّفِيقُ»؛ [1] امام: همدم همراه و پدر مهربان است. و از پيغمبر اکرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) روايت است که فرمود: من و علي دو پدر اين امّت هستيم. [2] از حضرت ابوعبد اللَّه صادق (ع) روايت شده است که فرمود: خداوند ما را از علّيين آفريد و ارواح ما را از بلنداي آن خلق کرد، و ارواح شيعيان ما را از علّيين و بدنهايشان را از پايين آن آفريد، از همين روي بين ما و آنان نزديکي برقرار است و دلهاي ايشان به سوي ما مشتاق. [3] . و در کمال الدين از عمر بن صالح السابري روايت شده که گفت: از حضرت ابوعبد اللَّه صادق (علیه السلام) درباره اين آيه «أَصْلُها ثابِتٌ وَفَرْعُها فِي السَّمآء »؛[4] ريشه آن پاي برجا و شاخهاش در آسمان است. پرسيدم. فرمود: اصل و ريشه آن درخت پاکيزه رسول خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و شاخه آن امير المؤمنين {علی} (علیه السلام) است و حسن و حسين (علیه السلام) ميوه آن هستند، و نُه تن از فرزندان حسين شاخههاي کوچکتر آنند و شيعه برگهاي آن درخت ميباشند، به خدا که وقتي يکي از آنها (شيعيان) ميميرد، يکي از برگهاي آن درخت ميافتد.[5] . البته روايات در اين باره زياد است که در کافي و برهان و غير اينها آمده، ولي ما از ترس اطاله سخن و ملالت خوانندگان از ذکر همه آنها خودداري کرديم که دانا را اشاره بس است. ______________________________________________________________ [1] اصول کافي: 200:1. [2] بحار الانوار: 11:36. [3] اصول کافي: 389:1. [4] سوره ابراهيم، آيه 24. [5] کمال الدين، شيخ صدوق: 258:1. |
|||
|
|
۱۰:۰۱, ۱/خرداد/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۲/خرداد/۹۱ ۹:۴۹ توسط در جستجوی سختی.)
شماره ارسال: #5
|
|||
|
|||
|
7 - حق آقا و ارباب بر بنده
در زیارت جامعه آمده است: «وَالسَّادَةُ الوُلاةُ»؛ و سروران سرپرست. و در حديثي از رسول اکرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) از طريق مخالفين وارد شده: ما فرزندان عبد المطلب سروران اهل بهشت هستيم؛ من و علي و جعفر و حسن و حسين و مهدي (ع). معني سيادت آن بزرگواران اينکه: ايشان از خود ما در تمام امور اولي و شايستهتر هستند، چنانکه خداوند متعال فرموده: «اَلنَّبِيُّ أَوْلي بِالمُؤْمِنِينَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ...»؛ [1] پيامبر نسبت به مؤمنان از خودشان سزاوارتر است. رسول خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) به {امیرالمومنین} علي (علیه السلام) فرمود: من به مؤمنين از خودشان به خودشان اولي و سزاوارترم. سپس تو اي علي از مؤمنين به خودشان سزاوارتري آنگاه بعد از تو حسن سزاوارتر است به مؤمنين از خودشان و پس از او حسين سزاوارتر است به مؤمنين از خودشان سپس علي سزاوارتر است به مؤمنين از خودشان و بعد از او محمد سزاوارتر است به مؤمنين از خودشان و بعد از او جعفر سزاوارتر است به مؤمنين از خودشان و بعد از او موسي سزاوارتر است به مؤمنين از خودشان و بعد از او علي سزاوارتر است به مؤمنين از خودشان و بعد از او محمد سزاوارتر است به مؤمنين از خودشان و بعد از او علي سزاوارتر است به مؤمنين از خودشان و بعد از او حسن سزاوارتر است به مؤمنين از خودشان و بعد از او حجّت بن الحسن سزاوارتر است به مؤمنين از خودشان امامان نيکوکار، آنها با حقّ و حقّ با آنها است. [2] . نزديک به همين مضمون در کافي و کمال الدين نيز روايت شده است و از حضرت ابوالحسن موسي (علیه السلام) روايت شده که فرمود: مردم در اطاعت کردن، بردگان ما هستند. [3] . ______________________________________________________________ [1] سوره احزاب، آيه 6. [2] کفاية الاثر: 211؛ و اصول کافي: 187:1؛ و کمال الدين: 270:1. [3] اصول کافي: 187:1. |
|||
|
|
۱۰:۲۶, ۲/خرداد/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۲/خرداد/۹۱ ۱۰:۲۷ توسط در جستجوی سختی.)
شماره ارسال: #6
|
|||
|
|||
|
8 - حق عالم بر متعلم
امام زمان و پدران طاهرينش راسخين در علم هستند، چنانکه در چند روايت از امام صادق (ع) آمده، و نيز خداوند متعال دستور فرموده تا مردم هر چه ميخواهند از خاندان وحي بپرسند که ايشان (اهل الذکر)اند که: «فَاسْئَلُوا أَهْلَ الذِّکْرِ إِنْ کُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ»؛ [1] پس از اهل ذکر سؤال کنيد اگر نميدانيد. ______________________________________________________________ [1] سوره انبياء، آيه 7. |
|||
|
|
۱۱:۰۴, ۳/خرداد/۹۱
شماره ارسال: #7
|
|||
|
|||
|
9 - حق امام بر رعیت
در کافي به سند خود از ابوحمزه روايت کرده که گفت: از حضرت ابوجعفر امام محمد باقر (علیه السلام) پرسيدم که حقّ امام بر مردم چيست؟ فرمود: حقّ او بر آنها اين است که آنچه ميگويد بشنوند و او را اطاعت کنند. [1] . و در خطبهاي که در روضه کافي از امير المؤمنين {علی} (علیه السلام) روايت شده، آمده است که: اما بعد، به تحقيق خداوند متعال براي من بر شما حقّي قرار داد به اينکه مرا وليّ امر و سرپرست شما ساخته، و منزلتي که خداوند - عزّ ذکره - مرا در آن منزلت برتر از شما جاي داده...؛ پس مهمترين چيزي که خداوند از آن حقوق فرض کرده حقّ والي و زمامدار بر رعيت است. [2] . ______________________________________________________________ [1] اصول کافي: 405:1. [2] روضه کافي: 35. |
|||
|
|
۱۰:۳۳, ۴/خرداد/۹۱
شماره ارسال: #8
|
|||
|
|||
|
3 - حق بقاء در دنیا
بايد توجه داشته باشي که اگر امام زمان - عجّل اللَّه فرجه الشريف - نبود، يک ساعت هم زنده نميماندي و بلکه هيچ چيز در اين دنيا برقرار نميبود، دليل بر اين معني روايتي است که ثقة الاسلام کليني در کافي به سند صحيحي از حسن بن علي الوشّاء آورده است که گفت: از حضرت ابوالحسن امام رضا (علیه السلام) پرسيدم که: آيا زمين به غير امام باقي ميماند؟ فرمود: نه. گفتم: اينطور روايت کردهاند که در حالي زمين [بدون امام] باقي بماند که خداوند بر بندگان خشم گرفته باشد؟ فرمود: خير، باقي نماند، در اين صورت درهم فرو ريزد. [1] . 2 - در روايت ديگري از حضرت ابوعبد اللَّه صادق (ع) آماده است: اگر زمين بدون امام بماند، از هم ميپاشد. [2] . 3 - شيخ صدوق در کتاب کمال الدين به سند قوي مثل صحيح يا صحيح - بنابر قول صحيح - از ابوحمزه ثمالي از حضرت جعفر بن محمد صادق از پدرش از پدرانش (علیه السلام) روايت کرده که: پيغمبر اکرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) فرمود: جبرئيل از پروردگار عالم جلّ جلاله برايم نقل کرد که فرمود: هر آنکه بداند که جز من هيچ خدايي نيست و محمد بنده و رسول من و علي بن ابي طالب خليفه من و امامان از فرزندان او حجّتهاي من ميباشند. به رحمت خود، او را به بهشت داخل نمايم و به عفو و بخشش از آتش نجاتش ميدهم و او را در پناه خود جاي خواهم داد و کرامت خود را براي او واجب و نعمتم را بر وي تمام نمايم؛ و اگر درخواستي داشته باشد برآورده سازم؛ و اگر سکوت کند [با رحمت و نعمت] آغاز کنم و اگر بدي کند او را رحم نمايم و اگر از من فرار کند او را فراخوانم و اگر [پس از اعراض] به سوي من بازگردد او را بپذيرم و اگر در خانهام را بکوبد به رويش بگشايم. و هر کس شهادت به لا إله إلاّ اللَّه بدهد، يا آنها را شهادت بدهد ولي محمّد (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) را به عنوان بنده و فرستاده من گواهي ندهد، يا آن را شهادت بدهد امّا نپذيرد که علي بن ابي طالب (علیه السلام) خليفه من است، يا به آن اعتراف کند ولي نپذيرد که امامان از فرزندان او حجّتهاي منند، نعمت مرا انکار کرده و عظمت مرا کوچک شمرده و به آيات و کتب کفر ورزيده است. اگر مرا قصد کند محجوب سازم و اگر درخواستي داشته باشد محرومش نمايم، و اگر مرا فرا خواند ترتيب اثر ندهم، و اگر دعا کند اجابت ننمايم، و اگر به من اميد بندد نوميدش کنم، اين جزايي است که از من به او ميرسد و من به بندگانم ظلم نميکنم. در اين هنگام جابر بن عبد اللَّه انصاري برخاست و عرضه داشت: يا رسول اللَّه! امامان از فرزندان علي بن ابي طالب کيانند؟ فرمود: حسن و حسين دو سيّد جوانان اهل بهشت، سپس سيد العابدين زمانش علي بن الحسين، سپس باقر محمد بن علي - که اي جابر تو البته او را درک خواهي کرد پس هرگاه او را ديدي سلام مرا به او برسان - سپس صادق جعفر بن محمد، سپس کاظم موسي بن جعفر، سپس رضا علي بن موسي، سپس تقي محمد بن علي، سپس نقي علي بن محمد، سپس زکي حسن بن علي، سپس فرزندش قائم به حقّ، مهدي امّت من که زمين را از عدل و داد پر کند همانطور که از ظلم و ستم پر شده باشد. اي جابر! آنان خلفا و اوصيا و اولاد و عترت منند، هر آنکه آنان را اطاعت کند مرا اطاعت کرده و هر که ايشان را معصيت کند مرا معصيت نموده، و هر آنکه منکر يکي يا همه ايشان گردد مرا منکر شده، خداوند آسمان را به آنها نگهداشته تا بر زمين خراب نشود و زمين را حفظ کرده تا اهلش را نلرزاند. [3] . و در غيبت نعماني از امام صادق (علیه السلام) از امير مؤمنان علي (ع) آمده است که فرمود: و بدانيد که زمين از حجّت الهي خالي نميماند و ليکن خداوند چشم باطن بندگانش را از شناختن امام کور ميکند به خاطر ظلم و ستم و اسراف آنان بر خودشان و اگر زمين يک ساعت از حجّت الهي خالي بماند اهلش را فرو ميبرد. [4] و اخبار در اين باره بسيار زياد است. اينها گوشهاي از حقوق امام زمان (ع) بر مردم است و قسمتي از اينها در تاپیک جداگانه ای به نام "ویژگی های امام زمان (علیه السلام)" که در آینده نزدیک ایجاد می کنم، براي شما روشن خواهد شد. ان شاء اللَّه تعالي. ______________________________________________________________ [1] اصول کافي: 179:1. [2] اصول کافي: 179:1. [3] کمال الدين: 258:1. [4] الغيبة، ابن ابي زينب نعماني: 141. |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| تا رسیدن به محضر امام زمان : شناخت مادر امام | مصباح | 5 | 3,017 |
۳/اسفند/۹۴ ۱۱:۲۹ آخرین ارسال: مصباح |
|
| چرا امام صادق(علیه السلام) قیام نکرد؟ | در جستجوی سختی | 30 | 12,437 |
۲۶/مهر/۹۴ ۱۵:۵۰ آخرین ارسال: در جستجوی سختی |
|
| فوائد دعا برای امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) (مکیال المکارم) | در جستجوی سختی | 75 | 45,966 |
۳۱/تیر/۹۴ ۹:۰۳ آخرین ارسال: zaviyehdid |
|
| مصاحبه با قرآن درباره امام زمان علیه السلام | hadi22 | 0 | 1,593 |
۱۲/دی/۹۳ ۲۳:۱۱ آخرین ارسال: hadi22 |
|
| (A+)صفتی که تمام یاران امام زمان دارند و صفتی که هیچ یک از یاران امام زمان ندارند!!!!!!!! | علی 110 | 4 | 21,531 |
۲۴/آبان/۹۳ ۹:۴۵ آخرین ارسال: راوی110 |
|
| دلایل طول عمر حضرت مهدی علیه السلام | aboutorab | 1 | 2,218 |
۲۱/تیر/۹۳ ۲:۰۸ آخرین ارسال: aboutorab |
|
| امام زمان عليه السلام در زمان غیبت از ما چه چیزی خواسته اند؟ | aboutorab | 0 | 1,802 |
۲۰/تیر/۹۳ ۲۳:۲۹ آخرین ارسال: aboutorab |
|






