| نظرسنجی: در مقابل هجوم تفکر ضد مهدوی چقدر امام زمان ( عج ) میشناسی؟ من مات و لم يعرف امام زمانه مات ميتة جاهلية این نظرسنجی بسته شده است. |
|||
| فقط پاسخگوی خودم هستم | ![]() ![]() |
3 | 42.86% |
| میتونم در مقابل دیگران دفاع کنم | ![]() ![]() |
3 | 42.86% |
| میدونم ولی در مقابل دیگران نوع دفاع کردن را نمیدونم | ![]() ![]() |
1 | 14.29% |
| تمام | 7 رأی | 100% | |
|
چقدر امامتو میشناسی؟
|
|
۲۳:۵۹, ۳۰/اردیبهشت/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۳۱/اردیبهشت/۹۱ ۰:۲۸ توسط mahdy30na.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
سلام دوستان
لولاالحجة لسخت الارض باهلها : اگرحجت الهی نبود هرآینه زمین اهلش را می بلعید در این بخش تا جایی که بشه به مسایلی در باره حضرت صاحب الزمان عج الله تعالي فرجه الشريفبپردازیم. این بحثها در زمینه های طول عمر ، غیبت ، تشرف ،ظهور ، بشارت در ادیان الهی ( منجی از دید گاه دیگر مذاهب ) بپردزیم . از تمام دوستان دعوت به همکاری میکنم. این پست هم واسه خودتونه .فقط اگه دوستان متن حدیث یا مطلبی رو قرار میدن لطفا با ذکر سند باشد. در پست های بعدی شروع میکنیم ، این پست جهت دعوت به همکاری و معرفی پست هستش. حضرت صادق فرمود: «الفجر هو القائم و لیال عشر الائمة من الحسن الی الحسن و الشفع امیرالمؤمنین و فاطمه ( ع ) و الوتر هو الله وحده لاشریک له ؛ مراد از فجر وجود مقدس حضرت قائم(علیه السلام) و «لیالی عشر» امامان از امام حسن مجتبی(علیه السلام) تا امام عسکری(علیه السلام)اند و شفع امیرمؤمنان و حضرت فاطمه(علیه السلام) میباشد و مراد از وتر خداوند یکتا است» البرهان فی تفسیر القرآن، سید هاشم بحرانی،ج4، ص 461.
|
|||
|
| آغاز صفحه 4 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۵:۲۱, ۱۱/تیر/۹۱
شماره ارسال: #31
|
|||
|
|||
|
برای امام چه میکنی که انتظار داری .... ! به طور خلاصه، وظایف و تکالیف ما در عصر غیبت چنین است:
[b]1. به دست آوردن شناخت صفات و آداب آن حضرت (عجل الله تعالی فرجه الشریف)؛ [/b] [b]2. رعایت ادب به یاد امام(عجل الله تعالی فرجه الشریف)؛ [/b] [b]3. محبت امام عصر به طور خاص؛ [/b] [b]4. محبوب ساختن او در میان مردم؛ [/b] [b]5. تداوم بر دعا به آن حضرت؛ [/b] [b]6. شناختن علامت های ظهور؛ [/b] [b]7. صدقه دادن به نیابت از آن حضرت؛ [/b] [b]8. صدقه دادن به عزم سلامت آن حضرت؛ [/b] [b]9. زیارت مشاهد رسول اکرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و دیگر معصومان؛ [/b] [b]10 . سعی در خدمت کردن به حضرتش؛ [/b] [b]11. اهتمام ورزیدن به یاری آن حضرت؛ [/b] [b]12. تصمیم قلبی برای یاری آن امام؛ [/b] [b]13. خشنود کردن اهل ایمان؛ [/b] [b]14. طلب خیر برای حضرتش؛ [/b] [b]15. درود فرستادن بر او؛ [/b] [b]16. صبر بر آزار و تکذیب دشمن؛ [/b] [b]17. درخواست صبر از خدای متعال؛ [/b] [b]18. ناشناس ماندن و پرهیز از شهرت؛ [/b] [b]19. تهذیب نفس؛ [/b] [b]20. درخواست دیدار آن حضرت؛ [/b] [b]21. حفظ زبان به غیر از یاد خدا؛ [/b] [b]22. زیارت مزار مولایمان حضرت امام حسین(علیه السلام). [/b] [b]مؤلف مکیال المکارم در این زمینه می نویسد: [/b] [b]«مهم ترین و واجب ترین امور از نظر عقل و شرع عبارت است از: اداکردن حق کسی که بر عهده تو حقی داشته، و نیز پاداش دادن به آن که به تو احسانی کرده باشد. بی تردید کسی که از تمام مردم حقش بر گردن ما افزون تر است و از همه بیشتر و بهتر احسانش شامل حال ما می شود و نعمت ها و منت ها بر ما دارد، و هم آن کسی که خداوند معرفتش را متمِّم دین ما و باور به او را مکمّل یقین ما، و انتظار فرجش را بهترین اعمال ما قرار داده، کسی است که دیدارش نهایت آرزوی ما است؛ یعنی صاحب زمان، پرچمدار عدل و احسان، پاک کننده آثار کفر و طغیان، که به متابعت از او، امر شده ایم؛ دوازدهمین امام معصوم و واپسین اوصیا و جانشینان پسندیده پیغمبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) که خداوند فرجش را نزدیک، و برنامه خروج و قیامش را آسان گرداند، و در دنیا و آخرت بین ما و او جدایی نیندازد...». |
|||
|
|
۰:۵۵, ۱۳/تیر/۹۱
شماره ارسال: #32
|
|||
|
|||
|
سلام تولد کیست؟ منجی .کدام منجی؟ همان که همه آمدنش را بشارت داده اند ، همانکه حضرت صادق (علیه السلام) فرمود و لو أدركته لخدمته أیّام حیاتی." نعمانی، ابن ابی زینب محمّد بن ابراهیم، كتاب الغیبة، ص 245. " اگر زمان [ظهور] او را درك میكردم همة عمرم را در خدمتش میگذراندم .آری خدا کند که بیاید. همه چشم انتظار ظهور او هستند کتاب اشعیای نبی در کتاب اشعیای نبی که یکی از پیامبران پیرو تورات است، بشارت فراوانی در مورد ظهور حضرت مهدی(علیه السلام) آمده است که جهت استدلال به کتاب مزبور، نخست فرازی از آن بشارت ها را نقل نموده، و برخی از نکات آن را توضیح می دهیم تا معلوم شود که مسلمانان در باره عقیده به ظهور یک مصلح جهانی تنها نیستند، بلکه همه اهل کتاب در این عقیده با مسلمانان اشتراک نظر دارند. در فرازی از بشارت کتاب اشعیا چنین آمده است: «و نهالی از تنه «یسی»"یسی به معنای قوی، پدر حضرت داود و نوه «راعوت» است، و به طوری مشهور بود که داود را پسر «یسی» می نامیدند، در صورتی که خود داود شهرت و شخصیت عظیمی داشته و از پیغمبران بزرگ «بنی اسرائیل» بوده است. ( قاموس کتاب مقدس)." بیرون آمده، شاخه ای از ریشه هایش خواهد شکفت و روح خداوند بر او قرار خواهد گرفت. یعنی روح حکمت و فهم و روح مشورت و قوّت و روح معرفت و ترس خداوند و خوشی او در ترس خداوند خواهد بود و موافق رؤیت چشم خود، داوری نخواهد نمود و بر وفق سمع گوش های خویش، تنبیه نخواهد نمود؛ بلکه مسکینان را به عدالت داوری خواهد کرد و به جهت مظلومان زمین به راستی حکم خواهد نمود . . . کمربند کمرش عدالت خواهد بود و کمربند میانش امانت. و گرگ با بره سکونت خواهد داشت و پلنگ با بزغاله خواهد خوابید و گوساله و شیر پرواری با هم. و طفل کوچک آن ها را خواهد راند و گاو با خرس خواهد چرید و بچه های آن ها با هم خواهند خوابید و شیر مثل گاو کاه خواهد خورد، و طفل شیر خوره بر سوراخ مار بازی خواهد کرد، و طفل از شیر باز داشته شده، دست خود را بر خانه افعی خواهد گذاشت، و در تمامی کوه مقدس من، ضرر و فسادی نخواهند کرد؛ زیرا که جهان از معرفت خداوند پر خواهد بود مثل آب هایی که دریا را می پوشاند»" تورات، کتاب اشعیای نبی، باب 11، پندهای 1 ـ 10، ص 1548، کتاب مقدس. ". |
|||
|
|
۲:۱۲, ۱۴/تیر/۹۱
شماره ارسال: #33
|
|||
|
|||
|
سلام دوستان
مفاله زیر رو خودم خوندم حیفم اومد شما هم مطلع نباشید کریمه اهل بیت علیها السلام و امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف امان > مهر و آبان 1386، شماره 7 پدید آورنده : محمدرضا فؤادیان ، صفحه 28 امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف عنایات ویژه ای به حضرت فاطمه معصومه علیها السلام و حرم با صفای او و اهل قم به ویژه علماء دارد.[1] تا جایی که که سبب رشد و شکوفایی معنوی این پایگاه جهت فرهنگ سازی معارف اسلامی خصوصاً مهدوی شده است. لذا در این مقاله به طور اختصار به پیوند آخرین معصوم علیها السلام با حضرت معصومه علیها السلام اشاره می نمائیم: 1. امام مهدی در زیارت نامه حضرت معصومه علیها السلام یکی از افتخارات شیعه، داشتن زیارت نامه هایی است که از معصومین علیها السلام به یادگار مانده است. در زیارت نامه حضرت معصومه علیها السلام ضمن مرور عالی ترین معارف شیعه، هشت بار با مقام ولایت، رابطة مستقیم برقرار می شود که سه مورد آن پیوند با امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف است. الف) عرض ادب و اهدای سلام سلام های این زیارت توأم با اسرار است[2] یکی از آنها این است که تمام سلامهای عرضه شده به خدمت پیامبر و جانشینان او با صیغة مخاطب (السلام علیک) است ولی هنگام عرض ادب به پیشگاه دوازدهمین امام با صیغة غایب (السلام علی وصی من بعده) آمده است. این تغییر شیوه، برای توجه دادن زائر به امام غایب است. یکی دیگر از این اسرار لقب های امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف است که عبارتند از نور، سراج، ولی ، وصی و حجت. ب) دعا برای فرج زائرین حرم و بارگاه حضرت معصومه علیها السلام ز خداوند متعال می خواهند: «اسئل الله ان یرینا فیکم السرور و الفرج؛ از خداوند می خواهم که سرور و گشایش شما را ببینم». قطعاً سرور اهل بیت علیها السلام ظهور امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف است. ج) رجعت زائر در این حرم مقدس عرضه می دارد: «و این یجمعنا و ایاکم فی زمرة جدکم محمد صل الله علیه و آله و سلم ، ما و شما را در زمرة جد بزرگوارتان حضرت محمد صل الله علیه و آله و سلم گردآورد». این درخواست برای روز قیامت نیست ، زیرا بهشت و مزایای آن در بخش های بعدی مطرح شده است، بلکه ظهور امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف است. براساس عقیدة رجعت، معصومین علیها السلام در زمان ظهور به دنیا بر می گردند و همراه بودن با امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف به منزله همراه بودن با سایر ائمه و قرار گرفتن در زمرة پیروان حضرت محمد صل الله علیه و آله و سلم است. 2. امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف و کریمة اهل بیت و قم امام صادق علیها السلام بیش از 1200 سال پیش فرمود: به زودی، کوفه از علم خالی شود و بساط علم از آن برچیده شود، آن چنانکه مار در لانه اش به خود می پیچد. آنگاه علم در شهری به نام قم ظاهر می شود و آنجا مرکز دانش وفضیلت می گردد تا جایی که در روی زمین حتی یک نفر مستضعف وناآگاه در دین باقی نمی ماند، حتی بانوان پرده نشین. و این در آستانة ظهور قائم ما خواهد بود که خداوند قم و اهل قم را قائم مقام حجت قرار می دهد وگرنه زمین خالی از حجت می شود وزمین ساکنان خود را در کام خود فرو می برد. در آن ایام، علم از قم به همة سرزمین های شرق وغرب جهان سرازیر می گردد و حجت خدا بر مردم کامل می شود و دیگر در روی زمین فردی نمی ماند که دین و دانش به او نرسیده باشد. سپس قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف ظهور می کند و موجب خشم و غضب خداوند بر مردم می شود زیرا خداوند از هیچ بنده ای انتقام نمی گیرد،جز هنگامی که حجت خداوند را انکار کند.[3] نکته حایز اهمیت این جا است که در روزی که اسم قم در جزیرة العرب ناشناخته و گم بود. صادق آل محمد صل الله علیه و آله و سلم آینده آن را ترسیم فرمود اکنون حوزه علمیه قم، از حوزه علمیه هزارساله نجف، سبقت گرفته است و صدها مجتهد عالی مقام را در دامان خود به برکت حضرت معصومه علیها السلام پرورش داده است. مقصود از قائم مقامی اهل قم، مراجع تقلیدند، زیرا امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف آنان را جانشین خود قرار داده است. امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف در توقیعی به محمد بن عثمان عمری می فرماید: «و اما الحوادث الواقعه فارجعوا فیها الی رواه احادیثنا فانهم حجتی علیکم و انا حجه الله»[4] [1] . ر.ک زندگانی کریمة اهل بیت علیها السلام که ده نمونه از عنایات امام مهدی علیها السلام در فصل یازدهم با عنوان «طلوع خورشید جهان افروز امامت از افق کریمة اهل بیت علیهم السلام ذکر شده است. [2] . ر.ک زندگانی کریمة اهل بیت، ص128. [3] . بحارالانوار، ج60، ص213. [4] . احتجاج، ج2، ص281. |
|||
|
|
۱:۴۹, ۱۶/تیر/۹۱
شماره ارسال: #34
|
|||
|
|||
|
سلام
وای برما که سالهاست پدرمان را گم کرده ایم و هیچ قدمی برای یافتنش برنداشتیم
چه میشد به مانند کودکی که پدر گم کرده بود ما هم برای پدر گمکرده مان ناله و زاری میکردیم
کاش از ان کودک یاد میگرفتیم که .... .
باز هم سالی دگر شعبانی دگر و عمری دگر گذشت اما چه ....!
امروز خیلیا منتظر بودن خیلیا
از پیرو جون از مهدی شناس و مهدی دوست .
امروز در مورد
رمز جوانی در یاران مهدی(عج ( از مجموع بحث های گذشته به این نکته مهم می رسیم که، گویا چهارچوب قیام حضرت(علیه السلام) و اساس این حرکت سرنوشت ساز را، همت والای جوانانی که دارای ایمان قوی، علم، قدرت و درایت کافی هستند، تشکیل خواهد داد و مسئولیت خطیر اجرایی، دفاعی و سازماندهی این نهضت اسلامی جهانی بیش از همه، بر دوش پرتوان جوانان جان برکف و متقی و دارای نبوغ سرشار، سنگینی خواهد کرد و این، به خاطر ساختار پرتحرک و ماهیت پویای این حرکت تکامل یافته انبیا و امامان معصوم در طول تاریخ است که هرگز ضعف، سستی، تنبلی، و بالاخره پیری و فرسودگی در آن نمی تواند راه یابد. بنابراین، اگر از میان پیرمردان هم کسانی بخواهند در این حرکت و قیام شرکت کنند و سهیم باشند، قبل از هر چیز باید خود را به اوصافی که ویژه جوانمردان و جوانان پاک سرشت و با ایمان از قبیل: ایثار، مقاومت، عشق، شور، تحرک، شیدایی و ایمان است، مسلح سازند . جالب اینکه وقتی به روایات این باب مراجعه می کنیم، در می یابیم که در کلام امامان معصوم: خصلت جوانی، یکی از ویژگی های بارز خود امام مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف) هم عنوان شده است و با عبارات مختلف، جوانی آن حضرت به طور مستمر مورد عنایت و تأکید آن سروران قرار گرفته است و این هر انسان صاحب اندیشه و فکری را به تأمل و تفکر وامی دارد . در این بخش به عنوان حسن ختام، به چند نمونه از این احادیث اشاره و توجه می کنیم : 1. امیرمؤمنان علی(علیه السلام) در توصیف حضرت حجت(عجل الله تعالی فرجه الشریف) فرمود : « مهدی، جوانی از قبیله قریش، مرد چابک و ماهری از تبار دلیرمردان است که در سن سی یا کمتر از چهل سالگی ظهور خواهد کرد».المهدی، ص218؛ ملاحم و فتن، ابن طاووس، ص73؛ نجم الثاقب، میرزای نوری، ص114.[/b] [b] 2. در حدیث دیگری امام علی(علیه السلام) خطاب به خلیفه دوم فرمود : « تو صاحب کعبه نیستی، صاحب کعبه جوانی (مهدی) از قریش است که اموال کعبه را در آخرالزمان در راه خدا انفاق می کند».المهدی، همان.[/b] [b] 3. امام حسن مجتبی(علیه السلام) فرمود : « مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف) نهمین فرزند برادرم، حسین است. خداوند عمر او را در غیبت طولانی می کند، سپس با دست توانای خویش او را به صورت جوان چهل ساله ای ظاهر می سازد تا معلوم شود که خداوند متعال بر همه چیز قادر و توانا است».کمال الدین و تمام النعمه، ج1، ص316.[/b] [b] 4. امام حسین(علیه السلام) درباره آن حضرت فرمود : « اگر مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف) قیام کند، مردم او را انکار می کنند؛ زیرا او به صورت جوان ظاهر می شود، بزرگ ترین امتحان الهی این است که صاحب آنان در سن جوانی خروج می نماید؛ در حالی که مردم تصورشان این بود که او پیرمرد سالخورده ای است و به شک و توهم دچار می شوند».المهدی، همان.[/b] [b] 5. امام باقر(علیه السلام) از امیرمؤمنان(علیه السلام) نقل می کند که از آن حضرت درباره اوصاف مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف) سؤال شد، آن حضرت فرمود : « مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف) جوانی چهارشانه، متوسط القامه و خوش سیما است، نور صورتش، سیاهی مو و ریش آن حضرت را تحت الشعاع قرار می دهد».بحارالانوار، ج51، ص44؛ المهدی، ص80.[/b] [b] 6. در روایات زیادی از امام صادق(علیه السلام) نقل است که حضرت فرمود : « مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف) جوانی کامیاب «شابّاً موفّقاً، فتی موفّق» و رشید یا جوان بلند قامت و چهارشانه (شابّ مربوع) است که در سنّ نزدیک به سی یا چهل سالگی ظهور می کند».ر.ک: الغیبة، طوسی، ص470، 420، 419، 285.[/b] [b] 7. از امام رضا(علیه السلام) نیز نقل است که فرمود : « علامت مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف) این است که وی از نظر سنی، پیر، اما در ظاهر و سیما، جوان خواهد بود؛ به طوری که هر کس آن امام را زیارت کند، چهل ساله یا کمتر از آن تصور خواهد کرد».کمال الدین و تمام النعمة، ج2، ص652؛ بحارالانوار، ج52، ص285.[/b] [b] 8. در روایتی از ابن عباس نقل است که گفت : « من امیدوارم که چند شبانه روزی نگذرد تا اینکه خدا، جوانی را از ما اهل بیت(علیه السلام) برانگیزاند که فتنه ها دامن گیرش نشود و او نیز دنبال فتنه ها نرود. وی امور این امت را به پا خواهد داشت. همچنان که خدا کار این امت را به ما آغاز کرد، امیدوارم که به ما هم ختم کند ». راوی می گوید: از ابن عباس پرسیدم: آیا پیران شما از این امر عاجزند که شما این امیدواری را درباره جوانان خود دارید؟ گفت: «خدا هر عملی را که بخواهد، انجام می دهد».المهدی، ص280.[/b] [b] 9. در اخبار و احادیث اهل سنت آمده است که : « مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف) جوانی با چشمان مشکی، ابروهای باریک، بینی بلند و ریش انبوه است و در طرف راست صورت و دست راستش خال وجود دارد».همان، ص79.[/b] |
|||
|
|
۲:۰۶, ۲۰/تیر/۹۱
شماره ارسال: #35
|
|||
|
|||
|
سلام[align=CENTER]منتظِر و منتظَر
نه چنان است که خلقى چشم انتظار ظهور حضرت مهدى(علیه السلام) و عملى گشتن وعده هاى الهى به دست او باشند ولى او خود بى خبر از این همه اشتیاق، رها از هر دغدغه اى، گوشه آسایشى براى خویش گزیده و نسبت به درد و رنج و شکنج شیعه و یارانش بى تفاوت و بى احساس، روزگار غیبت را سپرى سازد! او علاوه بر آنکه از اوضاع و احوال منتظرانش آگاه است. [ انّا یحیط علمنا بأنبائکم ولایعزُبَ عنّا شىٌ من اخبارکم». بحار، ج ۵۳، ص ۱۷۵. ] و در مراعات حال آنان کوتاهى نمى کند و یادشان را از خاطر نمى برد [ بحار، ج ۵۳ ]، خود نیز در حالت انتظار به سر مى برد. او چشم انتظار اذن خداست [خدایا بر مهدى(علیه السلام) درود فرست که قیام کننده به امر تو و نهان شده در میان خلق تو و منتظران اذن توست (والمنتظر لاذنک)، بحار، ج ۹۹، ص ۱۰۲. ]، تا از پرده غیبت بدر آید و خورشید جمال خویش را بى هیچ حجابى به جهانیانِ در ظلمت نشسته بنمایاند. او چشم انتظار فرمان پروردگار است [ «اللّهم صلّ على ولیک المنتظر أمرَکَ» خدایا بر ولیّت که منتظر فرمان توست درود فرست (بحار، ج۹۱، ص ۱۷). ] تا با سلاح عقل و علم و عطوفت ـ و نه با شمشیر فقط ـ همه دلها را مسخّر خویش گرداند و همه سرزمینها را به زیر سلطه دین و عدالت در آورد. او چشم انتظار آسایش دوستان و موالیان خداست. [ خداوندا بر ولیّت امام زمان(علیه السلام) که منتظر فرج و آسایش اولیاى توست درود فرست (مدرک پیشین). ] تا در سایه حکومت توحیدى او از رنج انتظار بیاسایند و از فتنه هاى دوران غیبت رهایى یابند و با استمداد از علم و عدالت او قلّه هاى کمال را یکى پس از دیگرى در نوردند. همین چشم انتظارى هاى امام زمان(علیه السلام)است که نیمه شب ها خواب را از چشمان مبارکش مى گیرد و اشک سوزانش را برگونه هاى مقدّسش جارى مى سازد و ناله و ندبه اش را باعث مى گردد. «اللّهمَّ طال الانتظار، و شَمُتَ بنا الفجّار، وصَعُبَ علینا الانتصار.» [ بحارالأنوار، ج ۱۰۲، ص ۱۰۳. ] «بار خدایا ! انتظار طولانى شد و مورد نکوهش کافران قرار گرفتیم و یارى نمودن ما یکدیگر را، مشکل گردید.» |
|||
|
|
۳:۱۴, ۲۳/تیر/۹۱
شماره ارسال: #36
|
|||
|
|||
|
سلام
التماس دعا دارم واسم دعا کنین آنگاه که مهدی (علیه السلام ) بیاید * اذا قام القائم حكم بالعدل و ارتفع فى ايّامه الجور و امنت به السبل و اخرجت الارض بركاتها و ردّ كل حق الى اهله و لم يبق اهل دين حتّى يظهر الاسلام و يعترفوا بالايمان.(1) ترجمه: زمانى كه حضرت حجة(عجل الله تعالی فرجه الشریف) ظهور كند به عدالت حكم مى كند و كسى نمى تواند به ديگرى جور و ستم روا دارد و راه ها به وسيله او امن مى گردد زمين بركاتش را براى استفاده مردم خارج مى كند و امور را به دست اهلش مى سپارد و هيچ دينى غير از اسلام باقى نمى ماند و همه به اسلام گرايش پيدا مى كنند. شرح: در اين حديث هفت برنامه براى حضرت بيان شده است: 1 و 2- حكومت عادلانه و رفع ظلم و جور: «اذا قام القائم حكم بالعدل و ارتفع فى ايّامه الجور» نقطه مقابل عدل، ظلم است نه جور، و قسط نقطه مقابل جور است. فرق بين عدل و قسط اين است كه عدالت يعنى حقّ ديگرى گرفته نشود و قسط اين است كه بين افراد تبعيض نشود، پس ظلم به نفع خويشتن گرفتن و جور حقّ كسى را به ديگرى دادن است. به عنوان مثال، يك وقت خانه زيد را براى خودم مى گيرم، كه اين ظلم است و يك وقت خانه او را مى گيرم و به ديگرى مى دهم كه اين جور است. نقطه مقابل اين است كه خانه زيد را نمى گيرم براى خودم كه اين عدل است و اگر به كسى هم ندهم اين قسط است، پس قسط عدم تبعيض و عدل عدم ظلم است. 3- امنيت راه ها: « و امنت به السبل» راه ها به وسيله او امن مى شود. 4- شكوفايى طبيعت: «و اخرجت الارض بركاتها» زمين بركاتش را خارج مى كند چه بركات كشاورزى و چه معادن و چه نيروهاى ديگرى كه براى ما مخفى است. 5- سپردن امور به اهل خبره: « و رُدّ كلّ حقّ الى اهله» كارها را به اهلش مى سپارند به خلاف زمان ما كه بسيارى از كارها به دست نااهلان است چرا كه رابطه ها بر ضابطه ها مقدّم شده است. 6- حاكميّت دين اسلام: «ولم يبق اهل دين حتّى يظهر الاسلام» هيچ دينى باقى نمى ماند و همه اديان دين واحد مى شوند و آن همانا اسلام است. 7- گرايش قلبى به اسلام: « و يعترفوا بالايمان» كه دو معنى دارد ممكن است يا اشاره به اين باشد كه همه تابع مكتب اهل بيت مى شوند و يا اشاره به اين باشد كه علاوه بر اين كه در ظاهر ايمان دارند در باطن هم مؤمن هستند. فرق بين ايمان و اسلام در روايات آمده است، بعضى از روايات مى گويند اسلام آن چيزى است كه اگر شخص آن را اظهار بدارد جانش محفوظ و ذبيحه اش حلال است و ايمان آن چيزى است كه مايه نجات او در قيامت است. در بعضى از روايات داريم كه اسلام مانند مسجدالحرام و ايمان مانند كعبه است. احتمال دارد كه اين عبارت اشاره به آيه اى باشد كه مى فرمايد: قالت الاعراب آمنّا...(2) رئوس كارهايى كه آن حضرت انجام مى دهد و از روايات استفاده مى شود در چهار محور خلاصه مى شود: 1- اصلاح عقائد: «ما على ظهر الارض بيت حجر و مدر الاّ ادخله الله كلمة الاسلام»(3) در تمام روى زمين خانه هاى سنگى براى ثروتمندان و خانه هاى گِلى فقرا و چادرها باقى نمى ماند جز اين كه كلمه «لا اله الاّ الله» در آنها خواهد بود و شرك برچيده خواهد شد. 2- تكامل عقول: جهش علمى و عقلانى پيدا مى شود مرحوم علاّمه مجلسى چنين مى فرمايند: اذا قام قائمنا وضع يده على رئوس العباد (شايد منظور ايشان اين باشد كه مردم تحت تربيت او قرار مى گيرند) فجمع بها عقولهم و كملت بها احلامهم (انديشه ها و خردهاى آنها كامل مى شود).(4) 3- عدل و داد: در روايات متعدّد آمده است كه يملأ الارض عدلا و قسطاً كما ملئت ظلماً و جوراً.(5) 4- اصلاح اخلاق: از بين بردن مفاسد اخلاقى و زنده كردن ارزش هاى اسلامى كه اين را از روايات علائم آخرالزمان استفاده مى كنيم، رواياتى كه مى گويد قبل از قيام قائم انحرافات اخلاقى مثل زنا، سرقت، رشوه خوارى، كم فروشى، شراب خوارى، خون بى گناهان را ريختن زياد مى شود و معنايش اين است كه مهدى(عجل الله تعالی فرجه الشریف) قيام مى كند تا اينها را از بين ببرد يعنى نظام ارزشى به طور كلّى مختل شده و حضرت مهدى(عجل الله تعالی فرجه الشریف) نظام ارزشى را درست مى كند. حضرت مهدى(عجل الله تعالی فرجه الشریف) داراى لشكر و سپاه و اعوان و انصار است همچنان كه در «زيارت آل يس» آمده است: واجعلنى من شيعته و اتباعه و انصاره و يا در بعضى از روايات آمده است كه: والمجاهدين بين يديه ، كسانى كه مى خواهند از اعوان آن حضرت باشند بايد در اين چهار محور كار كنند و كسى كه هيچ يك از اين امور را ندارد و دعا كند كه از اعوان او باشد. اللّهم اجعلنى من اعوانه و انصاره و اتباعه و شيعته و المجاهدين بين يديه. (مرکز نشر اعتقادات) ــــــــــــــــــــــــــــ 1. بحارالانوار، ج 52، ص 338. 2. آيه 14، سوره حجرات. 3. تفسير قرطبى، ج 12، ص 300. 4. بحارالانوار، ج 52، ص 328. 5. بحارالانوار، ج 14، ص 33. |
|||
|
|
۱۷:۱۹, ۲۴/تیر/۹۱
شماره ارسال: #37
|
|||
|
|||
|
سلام
اولين برکت انتظار اولين برکت انتظار فرج، وقتي خواهد بود که انسان منتظر بفهمد چه نوع ظلمتي جلوي ظهور نوراني امام را گرفته و موجب شده که امام همچنان در غيبت باقي بمانند. انسان ها بايد در گره زدن جان خود به خدا نقشي فعال داشته باشند و اين کار با کمک امامي معصوم که واسطه بين انسان ها و خداوند است انجام مي گيرد(امام صادق (علیه السلام): «نحن فيما بينکم و بين الله حجاب». همان، ج 2، ص 95) و در اين حالت است که انتظار با تمام شور و حرارت شروع مي شود و انسان ها از جهان مادي و ماشيني شده فاصله مي گيرند، زيرا: «ساکنان جهان ماشيني، با همه چيز مثل ماشين رفتار مي کنند، آنان طبيعت را سرد و بي عاطفه مي يابند و خودشان هم مثل آن مي شوند.» ( پروفسور ويليام چيتيک، علم جهان و علم جان، ص 106.) کسي که با فرهنگ انتظار آشنا باشد ظلمات زمانه بر او حاکم نمي شود؛ چنين کسي بدون آن که به غاري پناه ببرد، در جامعه به وظيفه خود مشغول است و در عين حال، مواظب است که گرد و غبار ظلماني آخرالزمان بر او ننشيند، زيرا او مي داند که از يک طرف، خداوند چه شرايطي را با حاکميت امام معصوم، براي بشريت رقم خواهد زد و از طرف ديگر، مي بيند که با غيبت امام معصوم (علیه السلام) چگونه باطل، جاي حق را گرفته است. چنين انساني مي تواند خودآگاهي و دل آگاهي لازم را به مردم زمانه خود نيز بدهد. تا بفهمد چگونه گرفتار ظلمات زمانه شده اند و راه برون رفت از اين شرايط چيست؟ انشا الله ادامه دارد .... منبع:نشريه امان، شماره 36. |
|||
|
|
۲:۰۶, ۲۵/تیر/۹۱
شماره ارسال: #38
|
|||
|
|||
|
سلام
نهي توقيت و حكمت انتظار خداوند بلندمرتبه و بزرگ، زمان ظهورِ وليّ خود را براي اهداف تربيتي و بزرگ، پنهان نگاه داشته است تا مؤمنان هميشه منتظر او باشند. حال فرض كنيم توقيت جايز باشد، با اين فرض، چه نتايجي به دست ميآيد؟ به عنوان مثال، زمان ظهور هزار سال بعد باشد، در اين صورت مؤمنان، از روحية انتظار تهي شده، به تبع آن، حالت ارتباط معنوي و روحي را با امام غايبشان، از دست ميدهند و اينگونه، اين مسئله به اسطوره و افسانه نزديكتر ميشود تا واقعيت و بيشتر نزديك به اوهام و خيالات ميشود تا حقيقت، و اينگونه، مسئلة مهدويت به تدريج از ذهن و فكر نسلهاي بعدي رخت برميبندد. اين مرگ و تحليل رفتن تدريجي، حتّي دربارة توحيد هم در امّتهاي پيشين اتّفاق افتاده است. پس چه چيزي مانع چنين اتّفاقي در عرصة مهدويّت ميشود؟ در آن صورت، كساني كه مشتاق مسئلة مهدويّت باشند، به چشم نميخورند و كسي توجّه چنداني به آن نميكند و در آن هنگام منتظراني كه با عشق و اشتیاق با اين مسئله برخورد ميکنند، آنگونه كه ما در طول تاريخ مشاهده ميكنيم، مشاهده نخواهند شد. اهلبيت(علیه السلام) از بيان زمان ظهور خودداري كردهاند، زيرا آنها با علم لدنّي، حكمت و معرفتي كه خداوند به آنها داده است، دريافتهاند كه اگر آنها زمان ظهور را به شيعيانشان اطلاع دهند، حتّي اگر پس از چند قرن باشد، اين به صلاح مردم و دوستداران نخواهد بود و مؤمنان در مسئلة ظهور صاحبالزّمان دچار نااميدي ميشوند و شايد آن باعث به وجود آمدن فتنة بزرگي شود كه در امّت اسلامي پيش آيد. علي بن يقطين روايت كرده است: «امام موسي کاظم(علیه السلام) به من گفت: اي علي، شيعه با اميدها و آرزوها پرورش مييابد ... اگر به ما گفته شود، اين مسئله پيش نميآيد مگر دويست يا سيصد سال ديگر، دلها نااميد ميشود و بسياري از عامّة مردم دست از ايمان به اسلام ميشويند، امّا ائمّه پيوسته ميگفتند چه نزديك و سريع است ظهور، تا دلهاي مردم متّحد و در آرزوي او باشد.»غيبـة النعماني، ص 198. نهي توقيت، از جمله مهمترين مؤلّفههاي انتظار فرج و از بارزترين اركان بناي آن است، با توجّه به اين، سخن گفتن يا سؤال كردن در مورد زمان دقيق ظهور، اشتباهي بزرگ است كه كساني كه از حکمت انتظار آگاهي ندارند، در آن ميافتند؛ حکمتي كه مؤمن را دائماً در حالتي قرار ميدهد كه هميشه منتظر و چشم به راه امام مهدي(علیه السلام) باشد امّا در صورت تعيين زمان ظهور ايشان براي مردم، آمادگي و انتظار و مواردي كه با مسئلة فرج در ارتباط است، توجيهي نخواهد داشت، زيرا اينگونه مسائل مربوط به دوران كمي پيش از ظهور است. شايد يكي از حكمتهاي پنهان نگه داشتن زمان ظهور اين باشد كه مؤمنان در طيّ قرنها، منتظر امام باشند و به خاطر اين انتظار تلخ پاداش بگيرند، زيرا انتظار، مؤمنان را به پايداري و پايبندي به دستورهاي شريعت، دعوت ميكند، زيرا ظهور امام(علیه السلام) ناگهاني خواهد بود. اگر زمان ظهور مبارك ايشان معلوم و از پيش تعيين شده بود، اين انتظار وجود نداشت و اميدها تبديل به نااميدي ميشد و مؤمناني كه در دوران پيش از ظهور زندگي ميكردند، از پاداش انتظار بينصيب ميماندند. ابوبصير به نقل از امام صادق(علیه السلام) روايت كرده كه ايشان فرمود: «هر كس ميخواهد از ياران قائم(علیه السلام) باشد، بايد منتظر باشد و پرهيزگاري كند و پايبند فضايل اخلاقي باشد. اگر شخصي با چنين احوالي، منتظر باشد و بميرد و پس از مرگ او، قائم(علیه السلام) قيام كند، اجر و پاداش او مانند اجر و پاداش كسي است كه به حضور ايشان رسيده است. پس تلاش كنيد و منتظر باشيد. اين گواراي شما باد، اي گروه مورد رحمت».غيبـة النعماني، ص 134. از جمله رحمتهاي الهي بر اين امّت، اين بوده که زمان ظهور براي مردم ناشناخته و نامعلوم است و اينگونه است كه كسي دچار نااميدي نميشود و دائماً مترصّد فرج و ظهور امام و در حال انتظار فرج است. سوم: تعيين زمان ظهور، باعث شكست جنبش و انقلاب امام در آغاز ظهورشان ميشود. مسئلة زمان ظهور امام، مسئلهاي بسيار دقيق، ظريف و حكيمانه است و به همين دليل، اين خود نيمي از مسئلة ظهور به شمار ميآيد و اهميّت آن به اين اندازه است كه صدها سال مردم بايد در انتظار ايشان باشند. حكمت الهي براي موفقيّتآميز بودن قيام امام در آن روز موعود، اينگونه اقتضا كرده كه ظهور امام، ناگهاني باشد، زيرا اگر تاريخ و زمان ظهور ايشان از قبل تعيين شده بود، اين خود به مهمترين عامل براي شكست آن تبديل ميشد و آن حكومت عدالتگستر پيش از آنكه انقلاب امام پيروز شود و گسترش يابد، نابود ميگرديد. عنصر ناگهاني بودن زمان و روز ظهور امام، اثر زيادي در پيروزي امام و موفق بودن انقلاب ايشان دارد؛ حال زمان ظهور هرچند در علم ازلي خداوند، مربوط به تمام ممكنات و مخلوقات، اسباب و مسبّب و علّت و معلول آنها مشخّص است، امّا در مورد علل و شرايط آن، زمان مشخّص و معيّني ندارد و ميتوان آن را اينگونه توضيح داد: تعيين زمان ظهور امام(علیه السلام) باعث شناسايي آن زمان توسط دشمنان خواهد شد. در نتيجه آنها زمينه را براي از بين بردن ايشان و با شكست مواجه ساختن طرحها و برنامههاي ايشان آماده ميكنند. از سوي ديگر، اين به معناي آماده نساختن شرايط مناسب براي تحقّق يافتن وعدة خداوند، است و البتّه اين برخلاف حكمت خداوند است؛ زيرا خداوند خلف وعده نميكند. بدين ترتيب درمييابيم كه معناي آماده نساختن شرايط، مردان مورد امتحان است كه شرط ظهور هستند و همچنين، نبود پايگاههاي مردمي كه به عقيدة مهدويّت ايمان دارند. امّا با وجود فاصلة زماني زيادي كه نسلهاي مختلف را از زمان ظهور جدا ميکند، (به فرض اينكه اگر زمان ظهور دقيقاً مشخّص بود) اين مسئله باعث از بين بردن برخي شرايط و منتفي شدن مسئلة ظهور، بهطور کامل ميشود، به گونهاي كه تحقّق يافتن آن عاقلانه به نظر نميرسد و نبود برخي ديگر از شرايط و عناصر، باعث شكست انقلاب ايشان ميشود، در نتيجه، امكان گسترش عدالت فراگير كه يك طرح الهي است، بسيار كم ميشود. تاريخ الغيبـة الكبري، ص 396. بنابراين ناگزير، بايد شرايطي را فراهم كرد تا ظهور و موفقيت و پيروزي آن تحقّق يابد و اين تنها با خودداري از توقيت و نهي آن ميسر ميباشد. ماهنامه موعود شماره 110 |
|||
|
|
۱۴:۱۸, ۲۶/تیر/۹۱
شماره ارسال: #39
|
|||
|
|||
|
سلام
ممکنه این قسمت برای دوستان آشنا باشد اما بکبار دیگر با القاب حضرت آشنا شویم دیگر اینکه، آنچه ذکر مىشود نه به ادّعاى اسم یا لقب آن حضرت، بلکه به عنوان بهرهورى از تعابیر موجود در نصوص زیارت و دعاست، اعم از اینکه واژهاى مفرد یا جملهاى توصیفى باشد. بقیّة اللّه: باقیمانده خدا در زمین. خلیفة اللّه: جانشین خدا در میان خلایق. وجه اللّه: مظهر جمال وجلال خدا، سمت و سوى الهى که اولیاى حق رو به او دارند. باب اللّه: دروازه همه معارف الهى، درى که خدا جویان براى ورود به ساحت قدس الهى، قصدش مىکنند. داعى اللّه: دعوت کننده الهى، فرا خواننده مردم به سوى خدا، منادى راستین هدایت الى اللّه. سبیل اللّه: راه خدا، که هرکس سلوکش را جز در راستاى آن قرار دهد سر انجامى جز هلاکت نخواهد داشت. ولى اللّه: سر سپرده به ولایت خدا و حامل ولایت الهى، دوست خدا. حجة اللّه: حجّت خدا، برهان پروردگار، آن کس که براى هدایتِ در دنیا، و حسابِ در آخرت به او احتجاج مىکنند. نور اللّه: نور خاموشى ناپذیر خدا، ظاهر کننده همه معارف و حقایق توحیدى، مایه هدایت رهجویان. عین اللّه: دیده بیدار خدا در میان خلق، دیدبان هستى، چشم خدا در مراقبت کردار بندگان. سلالة النّبوّة: فرزند نبوّت، باقیمانده نسل پیامبران. علم الهدى: پرچم هدایت، رایت همیشه افراشته در راه اللّه، نشان مسیر حقیقت. سفینة النّجاة: کشتى نجات، وسیله رهایى از غرقاب ضلالت، سفینه رستگارى. عین الحیوة: چشمه زندگى، منبع حیات حقیقى. القائم المنتظر: قیام کننده مورد انتظار، انقلابى بىنظیرى که همه صالحان چشم انتظار قیام جهانى اویند. العدل المشتهر: عدالت مشهور، تحقق بخش عدالت موعود. السیف الشاهر: شمشیر کشیده حق، شمشیر از نیام بر آمده در اقامه عدل و داد. القمر الزّاهر: ماه درخشان، ماهتاب دلفروز شبهاى سیاه فتنه و جور. شمس الظلاّم: خورشید آسمان هستى ظلمت گرفتگان، مهر تابنده در ظلمات زمین. ربیع الأنام: بهار مردمان، سر فصل شکوفایى انسان، فصل اعتدال خلایق. نضرة الأیّام: طراوت روزگار، شادابى زمان، سرّ سرسبزى دوباره تاریخ. الدین المأثور: تجسّم دین، تجسید آیین بر جاى مانده از آثار پیامبران، خودِ دین، کیان آیین، روح مذهب. الکتاب المسطور: قرآن مجسّم، کتاب نوشته شده با قلم تکوین، معجزه پیامبر در هیئت بشرى. صاحب الأمر: دارنده ولایت امر الهى، صاحب فرمان و اختیاردار شریعت. صاحب الزمان: اختیار دارِ زمانه، فرمانده کل هستى به اذن حق. مطهّر الأرض: تطهیر کننده زمین که مسجد خداست، از بین برنده پلیدى و ناپاکى از بسیط خاک. ناشر العدل: برپا دارنده عدالت، بر افرازنده پرچم عدل و داد در سراسر گیتى. مهدى الامم: هدایتگر همه امّتها، راه یافته راهنماى همه طوایف بشریت. جامع الکَلِم: گردآورنده همه کلمهها بر اساس کلمه توحید، وحدت بخش همه صفها. ناصر حق اللّه: یاریگر حقِ خدا، یاورِ حقیقت. دلیل ارادة اللّه: راهنماى مردم به سوى مقاصد الهى، راه بلد و راهبر انسانها در راستاى اراده خداوند. الثائر بأمر اللّه: قیام کننده به دستور الهى، بر انگیخته به فرمان پروردگار، شورنده بر غیر خدا به امر خدا. محیى المؤمنین: احیاگر مؤمنان، حیاتبخش دلهاى اهل ایمان. مبیر الکافرین: نابود کننده کافران، درهم شکننده کاخ کفر، هلاک کننده کفار. معزّ المؤمنین: عزّت بخش مؤمنان، ارزش دهنده اهل ایمان. مذلّ الکافرین: خوار کننده کافران، درهم شکننده جبروتِ کفر پیشگان. منجى المستضعفین: نجات دهنده مستضعفان، رهایى بخش استضعاف کشیدگان. سیف اللّه الّذى لاینبو: شمشیر قهر خدا که کندى نپذیرد. میثاق اللّه الّذى أخذه: پیمان بندگى خدا که از بندگان گرفته شده. مدار الدهر: مدار روزگار، محور گردونه وجود، مرکز پیدایش زمان. ناموس العصر: نگهدارنده زمان، کیان هستى دوران. کلمة اللّه التامه: کلمه تامّه خداوند، حجّت بالغه الهى. تالى کتاب اللّه: تلاوت کننده کتاب خدا، قارى آیات کریمه قرآن. وعداللّه الّذى ضمنه: وعده ضمانت شده خدا، پیمان تخلّف ناپذیر الهى. رحمة اللّه الواسعة: رحمت بىپایان خدا، لطف و رحمت بىکرانه پروردگار رحمت گسترده حق. حافظ اسرار رب العالمین: نگهبان اسرار پروردگار، حافظ رازهاى ربوبى. معدن العلوم النبویّه: گنجینه دانشهاى پیامبرى ـ خزانه معارف نبوى. نظام الدین: نظام بخش دین. یعسوب المتقین: پیشواى متقین. معزّ الاولیاء: عزت بخش یاران. مذلّ الأعداء: خوار کننده دشمنان. وارث الانبیاء: میراث بر پیامبران. نور ابصار الورى: نور دیدگان خلایق. الوتر الموتور: خونخواه شهیدان. کاشف البلوى: بر طرف کننده بلاها. المعد لقطع دابر الظلمه: مهیّا شده براى ریشه کن کردن ظالمان. المنتظر لاقامة الأمت و العوج: مورد انتظار براى از بین بردن کژیها و نادرستىها. المترجى لازالة الجور و العدوان: مورد آرزو براى بر طرف کردن ستم و تجاوز. المدّخّر لتجدید الفرائض و السنن: ذخیره شده براى تجدید واجبات و سنن الهى. المؤمّل لاِحیاء الکتاب وحدوده: مورد امید براى زنده ساختن دوباره قرآن و حدود آن. جامع الکلمة على التقوى: گرد آورنده مردم بر اساس تقوى. السبب المتصل بین الأرض و السماء: واسطه بین آسمان و زمین، کانال رحمت حق بر خلق. صاحب یوم الفتح و ناشررایة الهدى: صاحب روز پیروزى و بر افرازنده پرچم هدایت. مؤلف شمل الصلاح و الرضا: الفت دهنده دلها بر اساس رضایت و درستکارى. الطالب بدم المقتول بکربلا: خونخواه شهید کربلا. المنصور على من اعتدى علیه وافترى: یارى شده علیه دشمنان وافترا زنندگان. المضطرّ الّذى یجاب اذا دعى: پریشان و درماندهاى که چون دعا کند دعایش مستجاب شود. خاتم الاوصیاء: پایان بخش سلسله امامت، آخرین جانشین پیامبر (صلى الله علیه وآله وسلم). |
|||
|
۲۳:۴۹, ۲۷/تیر/۹۱
شماره ارسال: #40
|
|||
|
|||
|
سلام
موعود در روایات عن المفضل بن عمر، عن ابی عبدالله، علیه السلام، قال: اقرب ما یکون العباد الی الله عزوجل و ارضی ما یکون عنهم اذا افتقدوا حجة الله و لم یعلموا بمکانه، و هم فی ذلک یعلمون انه لم تبطل حجج الله فعندها فتوقعوا الفرج کل صباح و مساء... مفضل بن عمر از امام صادق، علیه السلام، نقل می کند که آن حضرت فرمود: بهترین حالات تقرب مردم به خدای عزوجل و بالاترین خشنودی او از آنها در زمانی است که حجت خدا را نیابند و جای او را ندانند; و با این حال، باور دارند که حجتهای حق هیچ گاه باطل نمی شود (و آنان باید در راه خدا و دین او قدم بردارند). در چنین زمانی، هر روز و شام منتظر فرج باشید... اثباة الهداة، شیخ حر عاملی، ج 6، ص 406. نکته ها: 1- ارزش و اهمیت باور و شناخت نسبت به دین و حجت الهی در زمان غیبت، آن قدر زیاد و والاست که منتظران را به بالاترین و برترین مراتب تقرب و رضای الهی می رساند. 2- امام و حجت الهی گرچه در ظاهر غایب است، اما دین و حجت حق را به بندگان می رساند و نمی گذارد کسانی که طالب حق و حقیقت هستند، به گمراهی و انحراف بیفتند. 3- انتظار فرج باید در هر صبح و شام باشد; و منتظران براستی چشم انتظار باشند. 4- انتظار راستین، ثمره و میوه شناخت، یقین و بصیرت است. موعود : آذر و دی 1379، شماره 23 |
|||
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| اگه امامتو دوست داري بسم الله... | اميرمهدي | 12 | 5,174 |
۱۸/بهمن/۹۲ ۱۷:۲۸ آخرین ارسال: اميرمهدي |
|








