کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 3 رای - 3.67 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
فضایل محور عالم "
۱۲:۱۹, ۱/بهمن/۹۲ (آخرین ویرایش ارسال: ۴/بهمن/۹۲ ۰:۱۰ توسط aboutorab.)
شماره ارسال: #1
آواتار
با سلام و عرض ادب خدمت همه برادران و خواهران بزرگوار

حقیر بنا دارم در این تایپک فقط از فضایل مولا امیرالمومنین علی علیه السلام مطلب بذارم


لطفاً در صورت قابل دونستن این تایپک را با فضایلی از اقیانوس فضایل امیرالمومنین علیه السلام مزیّن بفرمایید .

خیر و سعادت و سلامت دنیا و آخرت نصیب همه شیعیان و محبان مولای غریب باد ان شاءالله
موفق باشید
یا علی علیه السلام



پیامبر صلی الله علیه و اله و سلم فرمودند :

خداوند بلند مرتبه برای برادرم علی بن ابیطالب علیه السلام فضائلی قرار داده که از شدت زیادی به شماره در نمی آید . هر که فضیلتی از فضائل او را بخواند و به آن اقرار داشته باشد ، خداوند از گناهان گذشته و آینده او می گذرد
و هر که یکی از فضائل او را بنویسد ، مادام که اثری از آن نوشته باقی باشد ، فرشتگان پیوسته برایش استغفار می کنند
وهر که فضیلتی از فضائل او را بشنود خداوند آن دسته از گناهانی را که از راه گوش کسب کرده ، می بخشاید
و هرکه به نوشته ای از فضائل او نظر افکند ، خداوند گناهان چشم او را می آمرزد.

[align=-WEBKIT-RIGHT]امالی صدوق، مجلس 28، حدیث 10
[/align][/font]
[تصویر: poster%20ghadir-01.jpg]

گر ز علی نگوييم، از كه گوييم آن هنگام كه علی، خير البشر است.
و گر ز علی گوييم، چگونه گوييم كه به فرموده پيامبر، فضائل علی " لا تُحصَی " است و در شمار نمی گنجد.
نه اينكه زبان قادر نيست به بيان كه ذهن ناتوان است از درك ...
[b]یا امیرالمؤمنین افتخار ما این است که شما پدر ما هستید،
پیامبر فرمودند من و علی پدران این امّت هستیم،
پدر جان چون فرزندان یعقوب از شما طلب می کنیم برای ما استغفار کنید و ما سیه رویان را ببخشید،

فقط حیدر امیر المومنین است .



• محور عالم

شما چه کاره ای آخر که تعیین تکلیف می کنی ؟؟
شما خدایی ؟؟
من متوجه نمی شوم این حرفهای به ظاهر روشنفکری چیست که بعضی ها می زنند ؟
خدا خواسته است که امیرالمومنین علی علیه السلام محور عالم باشد .
عالم مگر برای خدا نیست ؟
وقتی همه ی عالم متعلق به خداست .
این ها چه کاره اند که برای خداوند تعیین تکلیف می کنند و می گویند:
« فضائل امیرالمومنین علیه السلام غلو است »؟؟؟
[font=Arial]
خود خدا خواسته است، به شما چه مربوط است؟!
البته شما را عرض نمی‌کنم، منظورم آن افراد تاریک‌فکر است که تحمل فضائل امیرمومنان علی علیه‌السلام را ندارند.
حضرت امام باقر
علیه السلام می‌فرمایند:
« خداوند عزوجل علی علیه السلام را بین خود و خلقش نشانه قرار داد .
هر کس او را شناخت، مؤمن است، و آن که او را منکر شد، کافر است.
آن که او را نشناخت، گم‌‏راه است، و آن که چیزی در کنار او مطرح کرد، مشرک است.هر کس با دوستی او بیاید به بهشت درخواهد آمد و آن که با دشمنی او بیاید به دوزخ خواهد رفت » (1)
[sup][/sup]
------------------------
1- الکافی:20:388:2 و:7:437:1.

یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: 135 ، مجنون العباس ، ali0077 ، A L I ، Bahar ، علي ، help me ، sagheb ، عبدالرحمن ، لبخند خدا ، صبح صادق ، SAViOR ، رهگذر. ، حضرت عشق ، آیات ، aliakbar110 ، ali-0110 ، سیمرغ ، mahdy30na

آغاز صفحه 10 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد)
۰:۴۵, ۱۳/اسفند/۹۲
شماره ارسال: #91
آواتار
بسم رب الحیدر الکرار
[/font]
يكى از جنگ هاى مهم اسلام، جنگ خندق است. در اين جنگ اميرمؤمنان مولا على عليه السلام در برابر سپاه كفر و شرك قرار گرفت. در اين هنگام رسول خدا صلى اللّه عليه وآله فرمودند:
[font=Arial]
لَضَرْبَةُ عَليٍّ في يَوْمِ الخَنْدَقِ اَفْضَلُ مِنْ عِبادَةِ الثَّقَلَيْنِ
ضربه على در جنگ خندق، از عبادت جنّ و انس نزد خداى تعالى برتر است.
در برخى از نقل ها چنين آمده است:
لَضَرْبَةُ عَليٍّ في يَوْمِ الخَنْدَقِ اَفْضَلُ مِنْ عِبادَةِ الاُمَّةِ إلى يَوْمِ القِيَامَة[sup]1[/sup]
ضربه على در جنگ خندق از عبادت تمامى امّت تا روز قيامت برتر است.
1 . المستدرك على الصحيحين: 3 / 32.
جانشین پیامبر کیست؟ تألیف: آیت الله سید علی حسینی میلانی (مد ظله)



برگرفته شده از وب سایت آیت الله میلانی (حفظه الله)


اي جانم علي عليه السلام


لعنت به دشمن علي عليه السلام
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: سیمرغ ، sagheb ، aliakbar110 ، حضرت عشق ، aboutorab ، neyestan23 ، mahdy30na
۱:۰۴, ۱۴/اسفند/۹۲
شماره ارسال: #92
آواتار
امير المؤمنين در خطبه 187 نهج البلاغه فرموده:
مثل(داستان) من در ميان شما همانند داستان چراغي است در ميان تاريكي!


ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: aliakbar110 ، sagheb ، ali-0110 ، aboutorab ، mahdy30na
۲۱:۰۱, ۱۸/اسفند/۹۲
شماره ارسال: #93
آواتار
ابو هارون عبدی گوید: عقیده من چیزی جز اعتقاد خوارج نبود و این مسلک را محکم می پیمودم تا زمانی که همنشینی با ابو سعید خدری برای من حاصل گردید پس از او شنیدم که می گفت : مردم به پنج چیز مامور شده اند که چهارتا را عمل کرده و یکی را رها کرده اند.
مردی گفت : ای ابو سعید آن چهار امر چه چیزی است ؟
گفت : نماز , روزه , حج , زکات .
باز سوال کننده پرسید و آن یکی که رهایش کرده اند چیست ؟
گفت : ولایت علی بن ابی طالب .
آن مرد با تعجب پرسید : یعنی ولایت علی بن ابی طالب در کنار نماز و روزه و حج و زکات واجب است ؟!
گفت : آری .
آن سوال کننده گفت :پس اینگونه که مردم کافر شده اند!
ابو سعید گفت: گناه من چیست؟!

مناقب ابن مردویه\102


********************************


هر کس بکند چاه برای شـــــــــیعه
تا روز ابد خودش ته آن چاه است
تا کور شود هر آنکه نتواند دید
در مذهب حق علی ولی الله است
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: حضرت عشق ، ali-0110 ، aboutorab ، mahdy30na
۱۸:۳۳, ۲۰/اسفند/۹۲
شماره ارسال: #94
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم
پیامبر اکرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) :
« ولایت علی بن ابیطالب (علیه السلام) ولایت خداست ،
دوست داشتن او عبادت خداست .
پیروی کردن او واجب الهی است .
و دوستان او دوستان خدا و دشمنان او دشمنان خدایند .
جنگ با او جنگ با خدا و صلح با او صلح با خدای متعال است .»

بر منکر مرتضی علی لعنت
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: sagheb ، حضرت عشق ، aboutorab ، لبخند خدا ، mahdy30na
۱۰:۱۱, ۲۱/اسفند/۹۲
شماره ارسال: #95
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم
قلمم برای چه می گردد ؟
برای دم زدن از بزرگی شما؟
دم زدن از مهربانی شما ؟
چه کار عبثی است که اگر همه ی دریا ها دوات شوند و تمام درختان قلم .
اگر همه دست در دست هم شوند و ماهرترین کاتبان عالم دست به قلم
کسی را یارای گفتن از شما نیست ای مظهر العجائب مهربانی !

یاعلی روحی فداک
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: حضرت عشق ، aboutorab ، لبخند خدا ، یاســین ، mahdy30na
۱۸:۵۸, ۱۰/فروردین/۹۳ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۰/فروردین/۹۳ ۱۸:۵۹ توسط حضرت عشق.)
شماره ارسال: #96
آواتار
روز غدیر خم: هنگامی که پیامبر اکرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) در روز هجدهم ذیحجه در غدیر خم دست علی بن ابی طالب (علیه السلام) را گرفت فرمود: آیا من ولی مؤمنان نیستم؟ گفتند: آری یا رسول الله(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم).
آن حضرت فرمود: (من کنت مولاه فعلیٌ مولاه) هرکس من مولای او هستم، پس علی مولای او است.
عمربن حطاب گفت: بخٍ بخٍ لک یا بن ابی طالب، تو مولای من و مولای هر مسلمان شدی.
پس خدا آیه (( الیوم اکملت لکم دینکم ...)) را نازل فرمود.
((تاریخ بغدادی/ج8/ص 290))


یا حیـــــــــــــــــــــــــــدر کــــــــــــــرّار!
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: لبخند خدا ، aboutorab ، یاســین ، mahdy30na
۱۵:۳۰, ۱۸/فروردین/۹۳
شماره ارسال: #97
آواتار
[تصویر: imam_ali800.jpg]
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: aboutorab
۱۳:۵۴, ۲۳/اردیبهشت/۹۳
شماره ارسال: #98
آواتار
در کتاب “الروضة فی الفضایل” آمده است: عمار یاسر و زید بن ارقم گویند: روز دوشنبه ۱۹ ماه صفر بود، ما در محضر امیر مؤمنان علی (علیه السلام) حضور داشتیم، ناگاه فریاد بلندی به گوش رسید. حضرت فرمود: ای عمار! شمشیر ذوالفقار مرا بیاور. من شمشیر حضرتش را حاضر نمودم حضرت فرمود: ای عمار! امروز غم و اندوه اهل کوفه را برطرف می نمایم و کاری انجام می دهم که سبب افزایش وفاق مؤمنان و نفاق مخالفان گردد.
عمار گوید: من بیرون رفتم، پشت در زنی را دیدم که بر کجاوه ای بر شتر قرار گرفته و می گرید و فریاد می زند: ای دادرس درماندگان، ای یاور بی یاوران … به سوی تو روی آوردم و به آستان تو توسل جستم، پس رویم را سفید کن، گره از امر مهم من بگشا و غم و اندوهم را بزدای.
عمار گوید: اطراف این بانو را هزار اسب سوار با شمشیرهای از نیام کشیده شده گرفته بودند، که گروهی طرفدار او و گروه دیگری بر علیه او سخن می گفتند. آن زن در برابر امیر مؤمنان علی (علیه السلام) ایستاد و گفت: ای علی! به سوی شما روی آورده ام، گرفتاریم را برطرف و مشکلی که موجب غم و اندوهم شده را زایل کن.
در این هگام امیر مؤمنان فرمود: ای عمار! برو در میان مردم کوفه ندا ده تا به مسجد آمده و شاهد قضاوت امیرالمؤمنین باشند.
عمار گوید: من در میان مردم کوفه فریاد زدم: هر که می خواهد شاهد آن چه خدا به علی (علیه السلام) عطا فرموده باشد، در مسجد حضور به هم رساند. مسجد از جمعیت پر شد.
قطره ای از فضایل علی (علیه السلام)
امیر مؤمنان فرمود: ای گروهی که از شام آمده اید مشکلتان را مطرح کنید!
در این هنگام پیرمردی برخاست و گفت: سلام بر تو ای گنج فقیران! ای مولای من! این دختر من است که در برابر توست، او هرگز شوهر نکرده ولی اینک در خانه من حامله شده است. به راستی او آبروی مرا در خاندانم برده است. من به شدت، دلیری، کمال و عقل مشهورم. با این حال اینک ای علی! در کار خود متحیر و سرگردان هستم. پس امر مشکلی که موجب غم و اندوهم گشته از من بزدای که امام، امید امت است.
امیر مؤمنان علی (علیه السلام) رو به دختر نمود و فرمود: ای دختر! نظر تو درباره آن چه پدرت اظهار می دارد، چیست؟
گفت: آن چه پدرم می گوید راست است و من دوشیزه هستم ولی اینک می گویند من حامله هستم، سوگند به خدا! که خیانتی نکرده ام. تو می دانی که من در ادعایم دروغ نمی گویم.
علی (علیه السلام) بر بالای منبر رفت و تکبیر سر داد و فرمود: حق آمد و باطل نابود شد به راستی که باطل نابودشدنی است. آن گاه قابله شهر کوفه را خواست.
خولاء قابله زنان کوفه آمد. حضرت به او فرمود: میان خود و مردم پرده ای بزن و ببین این دختر حامله است یا نه؟
قابله دستور را اجرا کرد، از پشت پرده بیرون آمد و گفت: آری، او دوشیزه و در عین حال حامله است.
علی (علیه السلام) رو به مردم کرد و فرمود: ای مردم کوفه! کجایند پیشوایانی که مقام و منزلت مرا ادعا می کردند؟ کجاست کسی که ادعا می کرد مقام حق را داراست تا این مشکل را حل کند؟
عمرو بن حریث با مسخره گفت: حل این مشکل فقط به دست توست ای فرزند ابی طالب!
امیر مؤمنان رو به پدر دختر کرد و فرمود: آیا تو از شهر دمشق نیستی؟ گفت: آری. فرمود: آیا در میان شما کسی هست که همین الان تکه ای یخ بیاورد؟! گفت: یخ در شهرهای ما زیاد است، ولی ما هم اکنون توانایی حاضر نمودن آن را نداریم. فرمود: فاصله میان شهر ما و شما ۲۵۰ فرسنگ است؟ گفت: آری مولای من!
حضرت فرمود: ای مردم! اینک بنگرید به آن چه خدا از علم نبوی به علی عطا فرموده است.
عمار گوید: امیر مؤمنان (علیه السلام) دست مبارک خود را در حالی که بر بالای منبر مسجد جامع کوفه بود دراز کرد و تکه یخی آورد که هنوز قطرات آب از آن چکه می کرد. در این هنگام مردم فریاد زدند حضرت رو به مردم کرد و فرمود: آرام باشید! اگر بخواهم کوه یخ را حاضر می کنم.
آن گاه به قابله فرمود: این تکه یخ را بگیر و به همراه دختر از مسجد بیرون رو، آن گاه تشتی زیر او بگذار و این تکه یخ را در نزدیکی رحم او قرار ده، زالویی بیرون خواهد آمد که وزن آن ۵۷ مثقال و ۲ ذانق است.
قابله نیز چنین کرد و به مسجد بازگشت. حضرت فرمود: وزن کردی؟ گفت: آری، وزنش ۵۷ مثقال و ۲ ذانق بود.
حضرت این آیه را تلاوت کرد: و اگر به مقدار یک دانه خردل (کار نیک و بدی) باشد ما آن را حاضر می کنیم و کافی است که ما حسابگر باشیم.
آن گاه به پدر فرمود: دخترت زنا نکرده جز آن که او در ده سالگی در جایی وارد آب شده و این زالو وارد رحم او گشته است و از آن موقع تا حالا در رحم او بوده و بزرگ شده است.
در این هنگام پدر دختر برخاست و گفت: گواهی می دهم که تو می دانی آن چه در رحم هاست و آگاه از ضمایری.


برگرفته از کتاب قطره ای از دریای فضائل اهل بیت (علیه السلام) تالیف: آیت الله علامه سید احمد مستنبط

امضای Hadith
بیایید ارتباطمان را هر روز با حضرت مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف) حفظ کنیم.
حتی به اندازه ی خواندن یک دعای فرج و
یـا ذکر صلواتی با تقدیم ثواب آن به امام زمانمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف)..
و یار امام زمانمان باشیم،حداقل به اندازه ی ترک یک گــــــناه..

[تصویر: Marg.jpg]

ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: mahdy30na
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

پرش در بین بخشها:


بالا