کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 2 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
فقط اونهایی که کم آوردند بیان داخل (ویژه ی منتظرانی که ... هستند)!
۱۰:۴۵, ۱۰/خرداد/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۳/بهمن/۹۱ ۰:۱۵ توسط علی 110.)
شماره ارسال: #1
آواتار
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم

... لا تَيْأَسُوا مِنْ رَوْحِ اللَّهِ إِنَّهُ لا يَيْئَسُ مِنْ رَوْحِ اللَّهِ إِلا الْقَوْمُ الْكَافِرُونَ (یوسف 87)
از فرج خدا نوميد مشويد، كه جز گروه كافران از گشايش خدا نوميد نمى‏شوند، (87)


استادِ استاد ما میگن:
نقل قول:
مردمى كه مى‏خواهند در راه خدا قدم بگذارند، اى كاش نصف آن مقدار كه از گمراه كردن شيطان مى‏ترسند، به حفظ و هدايت خداى متعال وثوق و اعتماد مى‏كردند.
خداى متعال در قرآن شريف درباره‏ى شيطان مى‏فرمايد:
«إن كيد الشّيطان كان ضعيفا»

"همان بی شک که کید شیطان ضعیف است"
و در جاى ديگر مى‏فرمايد:
«إن عبادى ليس لك عليهم سلطان»
"(ای شیطان) بی شک تو را بر بندگانِ من غلبه و سلطانی نیست"

پس چه‏طور ممكن است بنده‏ى خاكى ضعيف، او را قصد كند و خداى دانا و قادر و كريم، بنده‏اش را به خود راه نداده، او را رها كند تا گرفتار سگ‏هاى اطراف خانه‏اش شود؟!
هر گاه يك مرد چادرنشين صحرايى متوجه شود كسى به ديدن او مى‏آيد يا با او كارى دارد، فورا سگ پاسبان خانه‏ى خود را در بند مى‏كند يا پاى خود را روى گردن سگ مى‏گذارد تا شخص غريب به سلامت بر او وارد شود و گزندى به او نرسد، آن‏وقت خداى خبير قادر و كريم رؤوف، واردين بر خود و قاصدين جنابش را حفظ نمى‏كند؟! و آيا قدرت شيطان در جنب قدرت او - جلت عظمته - بيشتر از قدرت آن سگ است نسبت به مرد صحرانشين؟!

و يا اينكه علمش به مقاصد عباد احاطه ندارد و از حال آنها بى‏خبر است؟!
بلى، اين دو سگ، سگ مرد صحرا نشين و سگ خدا يعنى ابليس لعين، هر دو پاره كننده‏اند، ولى نه هر واردى را، بلكه آن كسى را كه به قصد دزدى و يا به جهت مقاصد غير مرضى خدا حركت نمايد.
پس اول نيت را در قصد كردن جنابش خالص كن

و بعد بگو: صاحب‏خانه! سگ خود را بگير كه من مى‏خواهم بنا به خواسته‏ى جنابت كه فرموده‏اى: «و ما خلقت الجن و الانس الاّ ليعبدون» "خلق نکردیم جن و انس را مگر برای عبادت" به فرمانت سر بسپارم.
بگو و بخواه و زارى كن كه او خود فرموده است: «ادعونى أستجب لكم»"بخوانید مرا تا استجابتتان کنم".
[/font]
[font=B Mitra]



خوب و اما چرا یأس از رحمت خدا این قدر گناه عظیمی است ؟
اساساً بر سر در یکی از درب های جهنم نوشته شده: اینجا جایگاه کسانی است که از رحمت خدا مأیوسند!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
اولین مأیوس از رحمت خدا هم همین ابلیس لعین است و میخواهد هر که را میتواند با همین چاه به قعر شقاوت بکشاند!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

بچه ها وقتی ما از آدم شدن خودمون مأیوس میشیم بعد از تلاشی که کردیم البته، اگر این یأس منتهی شود به عجز و لابه و انابه و تضرع بیشتر به درگاه خدا و توسل خاضعانه و مضطرانه به درگاه اهل بیت ، این خوب است و رشد دهنده!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
اما...................

پناه بر خدا اگه این یأس از آدم شدن بره به سمت حرکت نکردن ما و نا امیدی
این یه جورایی یأس از رحمت خدا است که از مهمترین مکرهای شیطان و از عظیم ترین گناهان کبیره و از بزرگترین توهینها به ساحت ربوبی الله جل جلاله است!!!!!!

اما چرا؟
چرا مأیوسان از رحمت خدا کافرند؟
و چرا از بزرگترین توهین ها به ساحت ربوبی است یأس از رحمت خدا و از بزرگترین گناهان کبیره محسوب میشود؟

چون شما رسماً و عملاً دارید به خدا میگید "البته نعوذاً بالله"
ببین خدا تو و رحمت تو از گناهان و گاگولیت من کوچیکتر و حقیرتری!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

پس به کوری چشم ابلیس
ما از رحمت خدا مأیوس نمیشیم!!!!!!

این داستان هم بخوانید خوب است:


مصباح الشریعة / ترجمه و شرح عبد الرزاق گیلان، ص: 488
روایت است که معاذ بن جبل که از بزرگان صحابه است، روزى گریه‏کنان داخل مجلس حضرت شد و سلام کرد. حضرت بعد از ردّ سلام، فرمود که: سبب گریه تو چیست اى معاذ؟
معاذ گفت: یا رسول اللَّه جوانى نوخطّ خوش‏صورت، در در خانه ایستاده است و مانند زن بچه مرده، گریه و زارى مى‏کند و اراده ادراک ملازمت شریف دارد و من از گریه او گریه مى‏کنم.
حضرت کس فرستاد و او را طلب کرد.
جوان همچنان گریه‏کنان داخل مجلس شریف شد و به حضرت سلام کرد.
حضرت بعد از جواب سلام، فرمود که: چه چیز تو را مى‏گریاند اى جوان؟
جوان گفت: اى حضرت چون نگریم و حال آنکه من کارى کرده‏ام که اگر خداى تعالى مرا به آن مؤاخذه نماید، مرا داخل جهنّم کند و مى‏دانم به یقین که مرا به آن کردار بد، خواهد گرفت و از جهنّم خلاصى نخواهم داشت.

حضرت فرمود که: آیا شرک به خدا آورده‏اى؟
جوان گفت: پناه مى‏برم به خدا از شرک به خدا آوردن.
حضرت فرمود که: پس مؤمنى را به ظلم کشته‏اى؟

گفت: نه.
حضرت فرمود که:
پس دیگر هر چه کرده‏اى خدا تو را مى‏آمرزد، هر چند گناه تو به قدر کوههاى بلند باشد.

جوان گفت: گناه من عظیم‏تر از کوههاى بلند است.
حضرت فرمود که: خدا تو را مى‏آمرزد هر چند گناه تو به قدر هفت طبقه زمین و دریاها باشد.
جوان گفت: گناه من عظیم‏تر از آن است.
حضرت فرمود که: خدا مى‏آمرزد گناهان تو را هر چند گناهان تو مثل آسمان‏ها و ستاره‏ها باشد و مثل عرش و کرسى باشد. جوان گفت: گناه من از این‏ها عظیم‏تر است.
حضرت غضب آلود شد و گفت: واى بر تو اى جوان، گناه تو بزرگتر است یا خداوند عالم؟
جوان سر پیش انداخت و گفت:
خداوند از همه چیز عظیم‏تر است.

حضرت فرمود که: پس گناه هر چند عظیم است که خداوند عالم از او عظیم‏تر است و امید عفو است.
جوان گفت: نه یا حضرت. و ساکت شد.
حضرت گفت: واى بر تو اى جوان، خبر کن مرا به یک گناه از گناهان خود.
جوان گفت: بلى خبر مى‏کنم، بدان یا حضرت که من نبّاش قبورم (قبر کن هستم) و هفت سال است که کار من نبش قبور است و دزدیدن کفن موتى. تا آنکه دخترى از انصار فوت شد و بعد از آنکه او را دفن کردند و اقوامش به خانه‏هاى خود رفتند و شب تاریک شد، بر سر قبر او رفتم و قبر او را شکافتم و میّت را از قبر بیرون آوردم و کفنها از او جدا کردم و او را برهنه بر لب قبر گذاشتم و رفتم، چند قدم که رفتم شیطان مرا وسوسه کرد که تو این دختر را خوب نگاه نکردى و او در حسن و جمال مشهور بود، بازگشتم و... مواضع بدن او را به من جلوه نمود، تا مرا از راه برد و با او جماع کردم و به همان جا گذاشتم.
پس ناگاه صدائى از او شنیدم که گفت: اى جوان واى بر تو و از سزا و جزا دهنده روز قیامت که در آن روز میان من و تو، به عدل حکم کند، که مرا در میان گروه مرده‏ها برهنه گذاشتى و کفن از من سلب کردى و مرا جنب تا روز قیامت بردادى. من گمان ندارم که از این عمل که تو کردى، هرگز بوى بهشت به مشام تو برسد، این است کار من یا حضرت، چه مى‏فرمائى؟ حضرت فرمود که:
دور شو از من اى فاسق نابکار که مبادا که از آتش تو، ماها بسوزیم. چه نزدیکى تو، به جهنّم و به عذاب جهنّم.!؟ و این را حضرت چند مرتبه تکرار فرمود تا آنکه آن جوان از نزد حضرت برخاست و متوجّه مدینه شد و در مدینه تردّد مى‏کرد تا روزى به بالاى کوهى رفت و در آنجا به عبادت مشغول شد و پلاسى پوشید و دستها را به گردن چنبر کرد و به حضرت پروردگار مناجات مى‏کرد و مى‏گفت:
خداوندا! من بنده عاصى توام، بهلول، ایستاده‏ام نزد تو، دستها به گردن غل کرده و تو خداوند عالمى و به همه چیزها دانائى و از من چنین خطائى صادر شده است و از کرده خود پشیمانم و به خدمت پیغمبر تو رفتم، مرا راند و از پیش خود دور کرد و مرا بیشتر ترسانید. و سؤال مى‏کنم به حقّ نامهاى بزرگ تو و به حقّ سلطنت و بزرگوارى تو، که مرا ناامید نکنى، و دعاى مرا باطل نکنى، و از رحمت خود محروم برنگردانى. تا چهل روز و شب در آن سر کوه، این چنین استغاثه و ناله‏ مى‏کرد و درنده‏ها و وحوش صحرا به گریه او گریه مى‏کردند و

در روز چهلم دستها را به جانب آسمان برداشت و گفت: خداوندا چه کردى در حاجت من؟ اگر اجابت دعاى من کرده‏اى و مرا آمرزیده‏اى، پس وحى فرست به پیغمبر خود تا مرا معلوم شود که اجابت کرده‏اى، و اگر اجابت نکرده‏اى و اراده عذاب من دارى در روز قیامت، پس در دنیا آتشى فرست و مرا بسوزان و کار مرا به آخرت مینداز.
پس توّاب على الاطلاق و رحیم بالاستحقاق وحى فرستاد به پیغمبر صلّى اللَّه علیه و آله و این آیه نازل شد:


وَ الَّذِینَ إِذا فَعَلُوا فاحِشَةً أَوْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ ذَکَرُوا اللَّهَ فَاسْتَغْفَرُوا لِذُنُوبِهِمْ وَ مَنْ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ إِلَّا اللَّهُ (آل عمران- 135)،
و آنان كه چون كار زشتى كنند، يا بر خود ستم روا دارند، خدا را به ياد مى‏آورند و براى گناهانشان آمرزش مى‏خواهند- و چه كسى جز خدا گناهان را مى‏آمرزد؟ ...(135)
حضرت جبرئیل از نزد ملک جلیل، به پیغمبر صلّى اللَّه علیه و آله نازل شد و گفت که: خداوند عالم دعا مى‏رساند و مى‏گوید که: بنده من نزد تو مى‏آید که شفیع او شوى، از پیش خود مى‏رانى پس به کجا رود؟! و به جانب که قصد کند؟! و آمرزش گناه خود از که خواهد؟! این آیه که به حضرت نازل شد و این خطاب عتاب آمیز که از جانب عزّت به او رسید، از شهر بیرون رفت و از اصحاب مى‏پرسید که: کیست از شما که دلالت کند مرا به جوان نبّاش توبه‏کار؟
معاذ گفت: یا رسول اللَّه من خبر دارم که او در فلان موضع است.
حضرت با اصحاب به آنجا رفت. نگاه کرد، دید که جوان ایستاده است بر بالاى دو سنگ و دستها را به گردن غل کرده و از زحمت گرسنگى و برهنگى، رنگش سیاه شده و از بسیارى گریه مژه‏هاى چشمش ریخته و به مناجات مشغول است، و مى‏گوید: خداوندا، خوب خلق کردى مرا و صورت مرا زیبا کردى، کاش مى‏دانستم که در جهنّم خواهى سوخت مرا؟ یا در همسایگى خود جا خواهى داد مرا؟

خداوندا، احسان بسیار به من کردى، و نعمتهاى عظیم به من دادى، کاش مى‏دانستم که آخر من به کجا خواهد رسید؟ آیا بهشت روزى من خواهى کرد؟ یا به سوى جهنّم خواهى راند مرا؟
خداوندا، گناه من از آسمان‏ها و عرش و کرسى تو بزرگتر است کاش مى‏دانستم که خواهى آمرزید مرا در روز قیامت یا رسوا خواهى کرد مرا. این چنین مى‏گفت و مى‏گریست و خاک بر سر مى‏کرد و دور او حیوانات درنده احاطه کرده بودند و در بالاى سر او، مرغان صف بسته و همه این‏ها به گریه او گریه و زارى مى‏کردند.
حضرت نزدیک او رفت و دستهاى او را از گردن جدا کرد و به دست مبارک خود خاک و خاشاک از سر او پاک کرد و گفت: اى بهلول! بشارت باد تو را که تو آزاد کرده خدائى از آتش دوزخ، و تو را خداى تعالى آمرزید و از تقصیر تو گذشت.
بعد از آن به اصحاب خود گفت: توبه این چنین مى‏باید و تدارک گناه را چنین باید کرد


دیگه اینقدر که خرابکاری نکردیم بابا!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
تازه اگه هم میکردیم دیدید که خدا چه قــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ.....ــــــدر باحاله
مهم اینه صادقانه بگیم خدایا میخوایم بگردیم
می خواهم برگردم خدایا! (دلو به دریا زدم و هر هفتاد بند رو قرار دادم همراه با متن عربیشون)

با فرض این که کسی که از آدم شدن مأیوس شده از خدا هم رویگردان شده در عمل این دو را هم به دقت بخوانید:
خداوند میفرماید:
اگر آنانکه از من روي برگرداندند اگر ميدانستند که چقدر مشتاق آنانم. هر آيينه از شوق جان ميسپردند.

(۱۴/بهمن/۹۰ ۱:۳۸)علی 110 نوشته است:  دوستان من
میدانید حنان یکی از اسامی خداوند است
اما آیا میدانید حنان به چه معناست
حنان یعنی بسیار بازگشت کننده به سوی کسی که از او دوری میگزیند
الله اکبر
چقدر این نام خدا زیبا است
از وقتی معنی این نام خدا را فهمیدم مرتب با این نام خدا را صدا میزنم
چون خودم را میشناسم که با اعمال و رفتار و گفتارم در عمل کسی هستم که از خدا دوری میگزیند
اما وقتی خدا را با این اسم صدا میزنم معنایش این است که :
اوست کریم خودت گفتی بسیار بازگشت کننده ای به سوی منی که عملم در حال دوری گزیدن از تو هستم در پیچ و خم های امتحانات زندگی
اما معتقدم که تو خدایی هستی که بسیار بازگشت کننده ای



و کلام آخر حقیر با خودم و همه ی دوستان
جمع کنید این حالت قنوط و یأس بی پایه و اساس را تا نگفتم یکی بیاد هممون رو یه کتک اساسی بزنه....
Smile
به قول یکی میگفت:
علی تو گِل خیلی خوبی داری ولی لگد کم خورده!!!!!!Smile

تکانی بخوریم
100 بار اگر خوردیم زمین
یه آقایی داریم که اساساً کارشان بلند کردن کسانی است که زمین میخورند
و خدایی داریم که....
یَا مَنْ لَیْسَ غَیْرَهُ رَبٌّ یُدْعَى

ای خدایی که غیر تو نیست پروردگاری که او را بخوانند
"مفاتیح‏الجنان ص ۴۱ نماز حضرت فاطمه صلوات الله علیها"


یَا مَنْ أَظْهَرَ الْجَمِیلَ وَ سَتَرَ الْقَبِیحَ یَا مَنْ لَمْ یُؤَاخِذْ بِالْجَرِیرَة

ای خدایی که نیکویی را اشکار میکنی. و زشتی را پنهان می سازی ای خدایی که به گناهان مواخذه نمیکنی وپرده را نمی دری
مفاتیح‏الجنان ص۴۳

یَا مَنْ عَفَا عَنِ السَّیِّئَاتِ وَ لَمْ یُجَازِ بِهَا

ای خدایی که از گناهان میگذری وکیفر نمیکنی
مفاتیح‏الجنان ص ۳۹


یَا مَنْ لا یَشْغَلُهُ سَمْعٌ عَنْ سَمْعٍ وَ یَا مَنْ لا یُغَلِّطُهُ السَّائِلُونَ وَ یَا مَنْ لا یُبْرِمُهُ إِلْحَاحُ الْمُلِحِّینَ أَذِقْنِی بَرْدَ عَفْوِکَ وَ حَلاوَةَ رَحْمَتِکَ وَ مَغْفِرَتِک‏

ای خدایی که تو را سخنی از سخن دیگر باز ندارد وای خدایی سخن سخنگویی تو را به اشتباه نمی تواند بیاندازد و ای کسی که اصرار محتاجان تو را خسته نمی کند

یَا مَنْ بِیَدِهِ نَاصِیَتِی…

ای کسی که زمام اختیارم بدست اوست
مفاتیح‏الجنان ص : ۶۶

یَا مَنْ إِلَیْهِ مَفَرِّی‏
ای پناهگاه و فرارگاه من!
مفاتیح‏الجنان ص ۱۱۴

یَا مَنْ إِلَیْهِ مَلْجَأُ الْعِبَاد

ای کسی که پناه بندگان هستی
مفاتیح‏الجنان ص : ۱۶۷


یَا مَنْ أَرْجُوهُ لِکُلِّ خَیْرٍ وَ آمَنُ سَخَطَهُ عِنْدَ [مِنْ‏] کُلِّ شَرٍّ یَا مَنْ یُعْطِی الْکَثِیرَ بِالْقَلِیلِ یَا مَنْ یُعْطِی مَنْ سَأَلَهُ یَا مَنْ یُعْطِی مَنْ لَمْ یَسْأَلْهُ وَ مَنْ لَمْ یَعْرِفْهُ تَحَنُّنا مِنْهُ وَ رَحْمَة

ای خدایی که از او امید هر خیر واحسان دارم ونزد هر شری از خشم او ایمنی میجویم ای کسی که عطا میکنی بسیار را به کم ای انکه هرکس سوال بکند عطا میکنی ای انکه به هر کس که سوال هم نکند تو را هم نشناسد عطا میکنی
مفاتیح‏الجنان ص ۱۳۷
یا من عبد فشکر و یامن عصی فغفر

ای خدایی که اگر عبادت شوی پاداش میدهی و اگر معصیتت را بکنن می بخشی

خودت در قران گفته ای:

نبا عبادی انی انا الغفور الرحیم

(ای پیامبر) به بندگانم خبر بده که من بسیار بخشنده و بسیار مهربان هستم

و بند ۱۱ جوشن کبیر که خیلی زیباست:

یَا عُدَّتِی عِنْدَ شِدَّتِی یَا رَجَائِی عِنْدَ مُصِیبَتِی یَا مُونِسِی عِنْدَ وَحْشَتِی یَا صَاحِبِی عِنْدَ غُرْبَتِی یَا وَلِیِّی عِنْدَ نِعْمَتِی یَا غِیَاثِی عِنْدَ کُرْبَتِی یَا دَلِیلِی عِنْدَ حَیْرَتِی یَا غَنَائِی عِنْدَ افْتِقَارِی یَا مَلْجَئِی عِنْدَ ضْطِرَارِی یَا مُعِینِی عِنْدَ مَفْزَعِی

اى ذخیره من هنگام سختى ام

اى امید من در برابر پیش آمدهاى ناگوار
اى همدم من هنگام ترس و وحشت

اى رفیق من در غربتم
اى صاحب اختیار من در نعمتم
اى فریادرس من در غم و اندوه
اى دلیل و راهنمایم هنگام سرگردانى
اى توانگرى من هنگام ندارى
اى پناه من هنگام درماندگى
اى کمک کارم در بیچارگى و پریشانى

استدعا دارم بروید سراغ این پست
بسیار بسیار بسیار بسیار حیاتی است
خط به خطش را به دقت با چشم دلتان بخوانید

مؤمن به هر خير و خوبى دنيوى و اخروى كه نایل میشود بر اثر...



ختم کلام، بیایید بپریم در آغوش رحمت خدای خوب و مهربانمان در این ماه اجابت دعا
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: saloomeh ، انصارالمهدی ، N.Mahdavian ، وحید110 ، در جستجوی سختی ، .Ali. ، black ، SARV ، Agha sayyed ، Hadith ، حقیر ، میثاق ، امید ، rastin ، میلاد.م ، yashar_nice ، بی نام ، mohammad reza ، شهرام ، یاســین ، خیبر110 ، fatemeh ، only_y2d ، Havbb 110 ، یار کوچک ، شهیدطیبه واعظی ، ANTI satan ، ats ، یا ثارالله ، محب الزهرا ، یوسف خان ، m.hossein ، zarati313 ، بیداری اندیشه ، sadegh-a ، ztb ، ZaHrA110M ، حسن.س. ، yashar1374 ، ساقی ، نسیم ، فدک زهرا ، sarallah ، مسافر ، حسام+ ، Tolou ، تفکر ، هدهد ، asire entezar ، حلما ، Dragonborn ، F_R ، mahdyshr ، نگار ، خادمة الزهرا ، ali.khm ، nasimesaba ، محیصا ، Farzaneh ، zahra.shakiba ، mohammad727 ، taban ، taleb ، heaven ، بیداری12 ، mohammadhadi ، azade ، faateme-313 ، rahi ، fazel ، Fatemeee ، مجنون الحسین ، Moh3eN-QalaM ، منادی حق ، راحیل ، حفیظ ، حوریه سادات ، moflehoon ، عبدالرحمن

آغاز صفحه 3 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد)
۱۹:۵۳, ۱۰/خرداد/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۰/خرداد/۹۱ ۱۹:۵۹ توسط علی 110.)
شماره ارسال: #21
آواتار
(۱۰/خرداد/۹۱ ۱۵:۵۵)شهرام نوشته است:  
(۱۰/خرداد/۹۱ ۱۳:۳۹)علی 110 نوشته است:  کمال انسان در این است که شدت فقرش را به خدا بفهمد
انسان هیچ چی نیست
قدرتش کجا بود
همین که به قدرت خودش زیاد فکر کند مقدمه ی یک لقمه ی چپ شیطان بودن هست
انسان همین را بس که مانند 14 معصوم دائم الاضطرار به درگاه خدا باشد
و خود را فقیر محض به خدا حس کند و متوکل و پناه برنده به درگاه خداوند باشد


براد بزرگ من:فكر نميكني شايد شيطان همين رو از ما ميخواهد،او ميخاهد كه ما بگوييم:انسان هيچ است،من كه هيچوقت فكر نكرده اه هيچ هستم و هميشه به انسان بودن و مسلمان بودن خود افتخار ميكنم،درست مثل هر انسان ديگر،درضمن مگه شما خودتان هيچ هستيد،در حالي كه اينقدر قدم هاي بزرگ براي اسلام برميداريد،حتي خود شما به من هم در درك اسلام كمك كرده ايد و از اين كمك هايتان بسيار سپاسگذارم



انسان چه چیز از ذات خود دارد؟
هیچ
انسان اگر خود را دارای چیزی بداند همان منشأ سقوطش میشود!!!!!!!!
تا نفس و من و نفسانیتی برای خود قائل باشد نمیتواند مظهر الله شود
هیچ در برابر خدا!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
فقیر محض:

يَا أَيُّهَا النَّاسُ أَنتُمُ الْفُقَرَاء إِلَى اللَّهِ وَاللَّهُ هُوَ الْغَنِيُّ الْحَمِيدُ ﴿۱۵-فاطر﴾

اى مردم شما به خدا نيازمنديد و تنها خداست كه بى‏نياز ستوده است (۱۵)


(۱۰/خرداد/۹۱ ۱۵:۵۵)شهرام نوشته است:  
(۱۰/خرداد/۹۱ ۱۳:۳۹)علی 110 نوشته است:  ما در اسلام اعتماد به نفس نداریم
مزخرف و احمقانه است اعتماد به نفس
اصلاً انسان ذاتاً از خودش چه چیز دارد که بخواهد به آن اعتماد کند

برادر بزرگ من: روح من هديه ي خدا به من هست و همين روح و وجدان پاك، دو چيزي هستند كه باعث ميشوند من با ارزش بشوم و هميشه بايد به انها اعتماد بكنم.

شما مطابق و بر مبنای آیات قرآن سخن نمیگویید و نظرات شخصی ارائه میدهید
خدا نگفته به روحتان یا وجدانتان اعتماد کنید!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
گفته به من و رحمت من که پروردگار شما هستم اعتماد کنید
وَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ وَكَفَى بِاللَّهِ وَكِيلًا ﴿۳-احزاب﴾

و بر خدا اعتماد كن همين بس كه خدا نگهبان [تو]ست (۳)

انسان در گام اول عبودیت باید یاد بگیرد به جای ارائه دادن نظرات شخصی در مورد دین خدا ببیند خود خدا در مورد دینش و عبودیت چه گفته!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!



(۱۰/خرداد/۹۱ ۱۵:۵۵)شهرام نوشته است:  
(۱۰/خرداد/۹۱ ۱۳:۳۹)علی 110 نوشته است:  در اسلام
انسان مومن دو چیز باید داشته باشد
یکی
عزت نفس (که با در نظر گرفتن آن خود را به ذلت گناه نیافکند)
دو
اعتماد به خدا!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!


برادر بزرگ من:انسان مومن در دو چيز خلاصه نميشود و ((قران كريم ))بهتر ويژگي هاي مومن را ميگويد

من هیچ جا در کلامم نمیبینم که قید زده باشم که انسان در دو چیز خلاصه میشود!!!!!!!
گفتم اعتماد به نفس در اسلام نداریم چون این نفس از ذات خودش چیزی ندارد که به آن اعتماد کند و اعتماد به نفس ویژگی اصلی مستکبرین است!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
ما در اسلام همانطور که گفتم
عزت نفس داریم (که انسان مومن با توجه به آن نفسش را از آلودگی به ذلت و پستی گناه باز میدارد)
و اعتماد به خدا!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!


(۱۰/خرداد/۹۱ ۱۵:۵۵)شهرام نوشته است:  
(۱۰/خرداد/۹۱ ۱۳:۳۹)علی 110 نوشته است:  امیدوارم توانسته باشم تبیین کنم مفاهیم رو برادر شهرام


از لطفتون ممنونم برادر و من هم اميدوارم توانسته باشم كمكي كرده باشم

خداوند هادی و نگهدار همه ی ما


متشکرم ولی یکی از بزرگترین کمکهای ما این است که وقتی مباحث درون دینی داریم انجام میدهیم نظرات شخصی خود را کناری بگذاریم و با آیات قرآن و روایات مواضع حقیقی دین خدا را بیان کنیم

امضای علی 110
پرستش به عبادت نیست، به اطاعت است!!!!
از که اطاعت می کنیم؟!
همو معبود ماست!!

امام زمان علیه السلام:
ظهور ما به تأخیر نیفتاده مگر به سبب اعمال ناپسندی که از ایشان (شیعیان) سر می‌زند و خبر آنها به ما می‌رسد.

ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: بی نام ، ztb ، ساقی ، taleb ، بیداری12
۲۰:۱۱, ۱۰/خرداد/۹۱
شماره ارسال: #22
آواتار
خداHeartخیلی مهربونه اینو میدونستم و البته خیلی هم بزرگه اینم میدونستم وهر لحظه و هر جا منتظره منه و هیچوقت هم از مراجعه ی زیاد خسته نمیشه تازه جایزه هم میده Big Grinاما کاش ما( یعنی بیشتر خودم )وقتی گناه میکنم توبه حسابی بعدش بکنیم و دیگه سراغ اون گناه نریم و هی نگیم خدا میبخشه وکار خطامون رو صد بار انجام بدیم(مثل غیبت)،
انشالله توفیق ترک گناه و توبه داشته باشیم.
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: علی 110 ، بی نام ، ساقی ، محیصا ، zahra.shakiba ، taleb ، بیداری12
۲۰:۲۵, ۱۰/خرداد/۹۱
شماره ارسال: #23
آواتار
یه سوال


چرا گناه میکنیم که بعدش دوباره وقت صرف کنیم
و توبه کنیمHuhHuhHuhHuh
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: شهرام ، بیداری12
۰:۲۷, ۱۱/خرداد/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۱/خرداد/۹۱ ۰:۳۰ توسط شهرام.)
شماره ارسال: #24
آواتار
(۱۰/خرداد/۹۱ ۱۹:۵۳)علی 110 نوشته است:  انسان چه چیز از ذات خود دارد؟

((و چون پروردگار تو به فرشتگان گفت من در زمين جانشينى خواهم گماشت [فرشتگان] گفتند آيا در آن كسى را مى‏گمارى كه در آن فساد انگيزد و خونها بريزد و حال آنكه ما با ستايش تو [تو را] تنزيه مى‏كنيم و به تقديست مى‏پردازيم فرمود من چيزى مى‏دانم كه شما نمى‏دانيد))

بقره/30
((آنگاه او را درست‏اندام كرد و از روح خويش در او دميد و براى شما گوش و ديدگان و دلها قرار داد چه اندك سپاس مى‏گزاريد))

السجده/9

((همانا ما بنی‌آدم را كرامت بخشیدیم و آنان را بر صحرا و دریا (خشك و تر) مسلط كردیم و بر بسیاری از مخلوقات خویش برتری دادیم))

اسراء / 70.



((همانا امانت خویش را بر آسمان و زمین و كوه‌ها عرضه كردیم، همه از پذیرش آن امتناع ورزیدند و از قبول آن ترسیدند، اما انسان بار امانت را به دوش كشید و آن را پذیرفت. همانا او ستمگر و نادان بود.))

احزاب / 72.



(۱۰/خرداد/۹۱ ۱۹:۵۳)علی 110 نوشته است:  انسان در گام اول عبودیت باید یاد بگیرد به جای ارائه دادن نظرات شخصی در مورد دین خدا ببیند خود خدا در مورد دینش و عبودیت چه گفته!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!


((او را برای این آفرید كه تنها خدای خویش را پرستش كند و فرمان او را بپذیرد. پس او وظیفه‌اش اطاعت امر خداست))

ذاریات / 56.

(۱۰/خرداد/۹۱ ۱۹:۵۳)علی 110 نوشته است:  گفتم اعتماد به نفس در اسلام نداریم



حضرت على (علیه السلام) مى فرمايد : بزرگترين سرمايه انسان اعتماد به نفس است


ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: ساقی ، black
۱۰:۱۰, ۱۱/خرداد/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۱/خرداد/۹۱ ۱۰:۱۲ توسط ساقی.)
شماره ارسال: #25
آواتار
بسم رب المهدی
سلام علیکم

خیلی خوشحالم که علی آقا برادر خوب و بزرگم این تاپیک مفید را ایجاد کردن .
من خودم چون علم و آگاهی زیادی ندارم تا جای که بتونم در اکثر تاپیکها نه نظر میدم و نه بحث میکنم بجز جای که احساس وجوب کنم ،چون اگر نکنم گناهکار محسوب میشم .

فقط علی آقا دو تا از دوستان از شما انتقاد بجا کردن.
اول:

(۱۰/خرداد/۹۱ ۱۴:۳۴)محمود نوشته است:  سلام
علی اقا در انتخاب عناوین تایپیک هایتان یه کمی دقت فرمایید
باتشکر

یک انسان چه بسا که یک انسان مسلمان و مؤمن باشد خدواند سبحان این اجازه را به او نداده که ابرویی را که حضرت حق (ستار العیوب ) از او حفظ کرده بریزد ،دیگرا انسانها که به جای خودش بماند .
در خیلی از تاپیکها و این تاپیک دوستان خیلی راحت میان میگن ما گناهکاریم ما خیلی مشکل داریمبرایمان خیلی سخت هست که بخواهیم که یک عبد صالح باشیم و...... این هم جزئی از حیله و مکر شیطان لعین و رجیم هست ؛

وقتی که ما یکسره با این طرز فکر جلو بریم بدونه هیچ شکی ناامید و مایوس میشیم از ادامه راه که سیره سلوک و قرب الهی باشد .
پس خیلی خوب میشه وقتی که خوب میشه هیچ وقت فراموش نکنیم که ما حق نداریم که حتی آبروی شخصی خود را بریزیم چون این نهایت ناشکری و کفر در برابر لطف و رحمتی که در حق ما انجام دادن.

اگر در زندگی سعی کنیم که همیشه الطاف و سعادتهای که از جانب خدواند کریم شامل حالمون شده را ببینیم و شکرگزار باشیم خیلی بهتر و زودتر میتونیم که به خدا نزدیک بشیم و فاصله ی که با گناه بین خودمان و خدا ایجاد کردیم کم کنیم و در این حین اگر باز به یاد گناهی که در گذشته انجام دادیم افتادیم در پیشگاه احدیت ابراز پشیمانی و استغفار کنیم و از خداوند کریم بخواهیم که در هیچ زمان و مکانی ما را تنها به هاله خودمان رها نکند چون بدون کرم و لطف او هیچ نیستیم .
دوم :

(۱۰/خرداد/۹۱ ۱۵:۳۲)عدالت نوشته است:  به نام خدایک نکته که بسیار ناراحت کننده میباشد جملاتی مانند این جمله : (نقل قول:بیایید بپریم در بغل خدای ) میباشد امیدوارم از بکار بردن کلماتی مثل اوس کریم و اون بالایی و فلان شخص خدایه فلان کاریه و خیلی دیگر از این مدل کلمات که به خداوند قادر و متعال نسبت میدهیم پرهیز کنیم خداوند قادر پادشاه تمام ما و خالق تمام هستی بیکران میباشد پس نام او فقط باید با احترام کامل و به دور از هرگونه شوخی یا جسارت باشد. خیلی از انسانها بخاطر احترامی که به والدین خود یا استاد خود یا مدیر شغلی یا حتی یک پلیس دارند و یا به خاطر ترس از آنها جرات و جسارت کوچکترین شوخی یا مزاح حتی مودبانه هم با آنها ندارند حال چطور ما انقدر راحت و نادانسته و بدون اینکه منظوری داشته باشیم از این کلمات در وصف خدای متعال استفاده میکنیم. خداوند بسیار بزرگتر از این است که این جمله ها را در وصف او بگوییم پس دوستان عزیز لطفا لطفا از این کلمات برای توصیف خداوند یا دعا کردن لطفا استفاده نکنید به آن زمان فکر کنید که پیغمبران و امامان چگونه در سجده از عشق و عظمت خداوند از تمام هستی و عالم مادی جدا میشدند و چگونه در برابر خداوند خشوع میکردند حال ما با این همه گناهان رنگ و وارنگ چگونه به خود اجازه میدهیم هر طور که دلمان خواست با خدا صحبت کنیم. با خدا فقط باید با احترام کامل و در خشوع کامل و در بندگی کامل صحبت کرد. لطفا رعایت کنید.
و این هم دوست خوبمون عدالت خیلی قشنگ توضیح دادن و انشاالله خودتون بهتر میدونین .
و در آخر سوالی داشتم از شما درباره این نقلتون که برای من من خیلی مهم هست[b]؟

ااینکه اکثر وقتا میگین :[/b]
(۱۰/خرداد/۹۱ ۱۳:۰۷)علی 110 نوشته است:  
(۱۰/خرداد/۹۱ ۱۳:۰۲)شهرام نوشته است:  اصلا" من مطمئن هستم شيطان هيچ قدرتي نداره
به هر حال اين نظر منه و هيچوقت هم عوض نميشه.
نظر شما مخالف صریح آیات قرآن است دوست عزیز
شیطان به اذن خدا قدرت دارد
شیطان بر هر کسی که بر خدا متوکل نیست قدرت دارد بر طبق آیات قرآن
خود خدا به شیطان قدرت داده
البته نه بی قید و شرط
سگ خداست


در عرصه ی بندگی خدا گام اول این است که نظرات شخصی خود را به سطل آشغال بریزیم و ببینیم خدا چه مسائلی را به عنوان اعتقادات حق بیان کرده
إِنَّ عِبَادِي لَيْسَ لَكَ عَلَيْهِمْ سُلْطَانٌ إِلاَّ مَنِ اتَّبَعَكَ مِنَ الْغَاوِينَ ﴿۴۲- حجر﴾
در حقيقت تو را بر بندگان من تسلطى نيست مگر كسانى از گمراهان كه تو را پيروى كنند (۴۲) این آیه ی شریف به صراحت میفرماید که شیطان سلطان و قدرت دارد بر کسانی که توکل بر خدا ندارند و تبیعیت از ابلیس میکننداساساً شیطان در خواستهایی داشته در هنگام اخراجش از درگاه خداوند که با استعانت از آنها بنی آدم را گمراه کند
میتواند وسوسه کند
توانستند هم نشان از قدرت دارد
و البته میتواند کارهای دیگری هم بکند با کسانی که توکل بر خدا ندارند و ولایت الله را نپذیرفته اند!!!!


خودتون شا ید خیلی خوب بدونید که سگ یک حیوان بهشتی هست و شیطان لعین یک اجنه جهنمی هست و این دو با هم خیلی تضاد دارد سگ به صاحبش وفادار هست ولی شیطان نمک خدواند را خورد و ولی در میان دیگر فرشتگان و اجنه از امر خدواند سبحان سرکشی کرد و سگ خیلی صفات نیکو دیگر دارد ولی شیطان هر چه دارد سر تا پا بدی و خباثت است و این نظر من نیست .
از قول مولایمان امام علی (علیه السلام):
حضرت علی میفرمایند:

سگ 10 صفت دارد كه شایسته است هر مؤمن واقعی داشته باشد تا به كمال برسد.


1) سگ را درمیان مردم قدر و منزلتی نیست واین حال مسکینان و بیچارگان است.


2) مال وملکی از آن سگ نیست واین همان صفت مجردان و فرشتگان است.


3) سگ لانه و خانه ی معینی ندارد و هرجا كه برود رفته است. و این علامت متوکلان است.


4) سگ اغلب اوقات گرسنه است و این عادت صالحان است.


5) سگ اگرصد تازیانه از دست صاحب خود بخورد، در خانه او را رها نمی کند,
و این صفت مریدان حقیقی است.[/b]


[b]6) شب هنگام به جز اندکی نمی آرامد و این حالت عاشقان و دوستداران است.



7) هرگاه رانده شود و ستم بیند، چون صدایش کنند بدون دلگیری باز گردد واین صفت فروتنان است.


8) هر خوراكی که صاحبش به او بدهد راضی است و این صفت و حال قانعان است.


9) بیشتر اوقات لب فرو بسته و خاموش است و این علامت خائـفـان است.


10) وقتی بمیرد هیچ میراثی بر جای نمی گذارد و این حال زاهدان حقیقی است.
منابع:
نشان از بی نشانها، چاپ هجدهم، ج اول، ص 310
کتاب در ثمين و ماء مَعين چاپ دوم صفحه 457 ـ تاليف آيت الله سيد مجتبي حسيني مير صادقي زنجاني
و کتاب لئالي الاخبار ج 5 – ص 387- 388
تحرير المواعظ العددية، ص: 552
اگر بقول خودتون نظر شخصی در دین نداریم خیلی خوشحال و متشکر میشم ایه قرانی یا روایتی دقیق در این باره ارائه بدین،چون در هیچ یک از آیات و روایات که شما قرار دادین ننوشته هست که شیطان سگ خداست .فقط نمیدونم که نظر استادتون یا خودتون هست؟
******
باز هم علی آقا برادر خوب و بزرگم از شما به خاطر مطالب مفیدی که در اختیار بنده و دیگر دوستان قرار میدهید و زحمتها و تلاشهایی که در راستای اسلام اهداف تالار انجام میدهید صمیمانه تشکر میکنم و شخصا تا جایی که بتونم شما دیگر دوستان تالار را هیچ از دعای باد از نماز فراموش نمیکنم و باشد که شما هم مرا از دعای خیرتون فراموش نکنین .
خداوند به شما و خانواده محترمتان با تربیت چنین فرزند صالحی خیره کثیر عنایت کنن .
انشاالله همیشه در پناه حق و امام زمان پایدار و موافق باشید.
*****
صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ
وَ افْعَلْ بِي مَا أَنْتَ أَهْلُهُ‏وَ صَلَّى اللَّهُ عَلَى رَسُولِهِ
وَ الْأَئِمَّةِ الْمَيَامِينِ مِنْ آلِهِ أَهْلِهِ( وَ سَلَّمَ تَسْلِيماً )کَثِيراً.
درود فرست بر محمد(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)
و آل محمد(علیه السلام)
و با من آن کن که لایق حضرت توست .
اللهم صل علي محمد ال محمد
و عجل فرجهم ولعنة الله على عدائهم اجمعين
و جعلنا من خير أنصاره و أعوانه
و المستشهدين بين يديه
واللهم عجل الوليك الفرج.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: شهرام ، در جستجوی سختی ، Tolou ، عدالت ، محیصا
۹:۴۳, ۱۳/خرداد/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۳/خرداد/۹۱ ۱۰:۱۴ توسط علی 110.)
شماره ارسال: #26
آواتار
(۱۱/خرداد/۹۱ ۰:۲۷)شهرام نوشته است:  
(۱۰/خرداد/۹۱ ۱۹:۵۳)علی 110 نوشته است:  انسان چه چیز از ذات خود دارد؟

((و چون پروردگار تو به فرشتگان گفت من در زمين جانشينى خواهم گماشت [فرشتگان] گفتند آيا در آن كسى را مى‏گمارى كه در آن فساد انگيزد و خونها بريزد و حال آنكه ما با ستايش تو [تو را] تنزيه مى‏كنيم و به تقديست مى‏پردازيم فرمود من چيزى مى‏دانم كه شما نمى‏دانيد))

بقره/30
((آنگاه او را درست‏اندام كرد و از روح خويش در او دميد و براى شما گوش و ديدگان و دلها قرار داد چه اندك سپاس مى‏گزاريد))

السجده/9

((همانا ما بنی‌آدم را كرامت بخشیدیم و آنان را بر صحرا و دریا (خشك و تر) مسلط كردیم و بر بسیاری از مخلوقات خویش برتری دادیم))

اسراء / 70.



((همانا امانت خویش را بر آسمان و زمین و كوه‌ها عرضه كردیم، همه از پذیرش آن امتناع ورزیدند و از قبول آن ترسیدند، اما انسان بار امانت را به دوش كشید و آن را پذیرفت. همانا او ستمگر و نادان بود.))

احزاب / 72.


این آیات هم همه در تأیید همین عرایض بنده است و اثبات اینکه انسان از ذات خود هیچ ندارد
میفرماید خداوند روحی! یعنی روح که من به او داده ام
میفرماید کرمنا ! یعنی خودش چیزی نبود من تکریمش کردم
میفرماید عرضنا امانت یعین ما امانتی از جانب خود به عرضi کرده ایم یعنی این چیزی که کرامت انسانی است هم امانت خدا است و باز از خودش چیزی ندارد
آیا انسان عاقل به امانتی که برای او نیست افتخار میکند؟، مانند یک کارمند بانک که یک ملیارد به امانت به او میسپارند در شعبه ی بانک که باید به صاحب برگرداند حالا بیاید به این یک ملیارد افتخار کند به چیزی که مال او نیست!
حتی به امانت دار بودن خودش هم نمیتواند افتخار کند چرا که باز این قابلیت را خدا در او قرار داده بی استحقاق
تمام حرف بنده در این است که :
ابلیس میخواهد انسان برای خود چیزی قائل شود و نفس و من انسان را برایش چیزی نشان دهد و تمام عرفانهای نوظهور شیطانی و انحرافی تأکیدشان بر همین است و انسان را در نظر خودش بزرگ میکنند!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

اما عرفان ناب اسلامی میخواهد فقر محض انسان را نشان دهد و فانی شدن محض و تبعیت محض انسان در اوامر و نواحی کتاب خدا و سیره 14 معصوم و اقرار به این عجز و حقارت و فقر در برابر درگاه غنی مطلق خداوند عزوجل نشانه ی رشد انسان در مراتب بندگی است که 14 معصوم هم همین را تصریح دارند



مولای ما امیرالمومنین اینگونه خود را در پیشگاه خدا معرفی میکنند:
أَنَا عَبْدُكَ الضَّعِيفُ الذَّلِيلُ الْحَقِيرُ الْمِسْكِينُ الْمُسْتَكِين
من بنده ضعیف و ذلیل و حقیر و مسکین ودورمانده ی تو ام

اون آیاتی که ذکر کردید در تأیید صد در صد سخنان من است
من گفتم انسان فقیر محض است و چیزی ندارد از ذات خودش که به آن اطمینان و یا حتی افتخار کند
مولای ما در مورد افتخار کردن آدمی به خودش اینگونه میفرماید:
وَ قَالَ ع: مَا لِابْنِ آدَمَ وَ [الْفَخْرُ] الْفَخْرِ أَوَّلُهُ نُطْفَةٌ وَ آخِرُهُ جِيفَةٌ وَ لَا يَرْزُقُ نَفْسَهُ وَ لَا يَدْفَعُ حَتْفَه‏ ح454 نهج البلاغه
[و فرمود:] پسر آدم را با افتخار کردن به خود چه كار كه آغازش نطفه بوده است و پايانش مردار. نه میتواند روزى خود را بدهد و نه تواند مرگش را باز راند!!





(۱۱/خرداد/۹۱ ۰:۲۷)شهرام نوشته است:  
(۱۰/خرداد/۹۱ ۱۹:۵۳)علی 110 نوشته است:  گفتم اعتماد به نفس در اسلام نداریم



حضرت على (علیه السلام) مى فرمايد : بزرگترين سرمايه انسان اعتماد به نفس است


(۱۱/خرداد/۹۱ ۰:۲۷)شهرام نوشته است:  
(۱۰/خرداد/۹۱ ۱۹:۵۳)علی 110 نوشته است:  گفتم اعتماد به نفس در اسلام نداریم



حضرت على (علیه السلام) مى فرمايد : بزرگترين سرمايه انسان اعتماد به نفس است




أعدي عدوّك نفسك الّتي بين جنبيك.
دشمنترین دشمن تو نفس تو است كه ميان دو پهلوى تو است.
نهج الفصاحة مجموعه كلمات قصار حضرت رسول ص، ص: 220ح338

نه تنها بزرگترین سرمایه نفس نیست بلکه بزرگترین دشمن انسان است!!!!!! بنابه گفته ی رسول الله


و اما سرمایه امیرالمومنین چیست؟
نفس؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
دشمن ترین دشمنش؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
هرگز !!!!!!!!!!!!!!!!
خود مولا در دعای کمیل میفرمایند:
ارْحَمْ مَنْ رَأْسُ مَالِهِ الرَّجَاء
ترحم كن به كسى كه سرمايه‏اش اميد به توست
امید مولای ما نفسش نیست!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
امید مولای ما به خداست!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
امیر المومنین علی عليه السلام : ذِكرُ اللّه ِ رَأسُ مالِ كلِّ مُؤمِنٍ
امام على عليه السلام : ياد خدا، سرمايه هر مؤمنى است
حدیث 6640 جلد چهارم ص 233 میزان الحکمه

سرمایه ی ایشان هم یاد خدا است نه اعتماد به نفس!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!



(۱۱/خرداد/۹۱ ۰:۲۷)شهرام نوشته است:  حضرت على (علیه السلام) مى فرمايد : بزرگترين سرمايه انسان اعتماد به نفس است





اما نکته ی دیگر
امکان ندارد این جمله، حدیث باشد !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

یک جمله ی فارسی به ذکر منبع آورده اید، آخر چه وضعی است؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
باید متن عربی حدیث را با ذکر منبع موثق از کتب دسته اول شیعی مانند نهج البلاغه یا اصول کافی یا امالی شیخ صدوق و یا تحف العقول و یا .... ذکر کنید و بنده تمام آثار دسته اول شیعی را دارم برای کنترل صحت این امر بر روی نرم افزارهای موسسه ی نور!
منتظرم ذکر کنید اصل عربی حدیث رو با ذکر منبع که اگر نکنید آن وقت.......


(۱۱/خرداد/۹۱ ۱۰:۱۰)ساقی نوشته است:  و در آخر سوالی داشتم از شما درباره این نقلتون که برای من من خیلی مهم هست؟
ااینکه اکثر وقتا میگین :[/b]
(۱۰/خرداد/۹۱ ۱۳:۰۷)علی 110 نوشته است:  نظر شما مخالف صریح آیات قرآن است دوست عزیز
شیطان به اذن خدا قدرت دارد
شیطان بر هر کسی که بر خدا متوکل نیست قدرت دارد بر طبق آیات قرآن
خود خدا به شیطان قدرت داده
البته نه بی قید و شرط
سگ خداست



در عرصه ی بندگی خدا گام اول این است که نظرات شخصی خود را به سطل آشغال بریزیم و ببینیم خدا چه مسائلی را به عنوان اعتقادات حق بیان کرده
إِنَّ عِبَادِي لَيْسَ لَكَ عَلَيْهِمْ سُلْطَانٌ إِلاَّ مَنِ اتَّبَعَكَ مِنَ الْغَاوِينَ ﴿۴۲- حجر﴾
در حقيقت تو را بر بندگان من تسلطى نيست مگر كسانى از گمراهان كه تو را پيروى كنند (۴۲) این آیه ی شریف به صراحت میفرماید که شیطان سلطان و قدرت دارد بر کسانی که توکل بر خدا ندارند و تبیعیت از ابلیس میکننداساساً شیطان در خواستهایی داشته در هنگام اخراجش از درگاه خداوند که با استعانت از آنها بنی آدم را گمراه کند
میتواند وسوسه کند
توانستند هم نشان از قدرت دارد
و البته میتواند کارهای دیگری هم بکند با کسانی که توکل بر خدا ندارند و ولایت الله را نپذیرفته اند!!!!


خودتون شا ید خیلی خوب بدونید که سگ یک حیوان بهشتی هست و شیطان لعین یک اجنه جهنمی هست و این دو با هم خیلی تضاد دارد سگ به صاحبش وفادار هست ولی شیطان نمک خدواند را خورد و ولی در میان دیگر فرشتگان و اجنه از امر خدواند سبحان سرکشی کرد و سگ خیلی صفات نیکو دیگر دارد ولی شیطان هر چه دارد سر تا پا بدی و خباثت است و این نظر من نیست .
از قول مولایمان امام علی (علیه السلام):
حضرت علی میفرمایند:

سگ 10 صفت دارد كه شایسته است هر مؤمن واقعی داشته باشد تا به كمال برسد.


1) سگ را درمیان مردم قدر و منزلتی نیست واین حال مسکینان و بیچارگان است.


2) مال وملکی از آن سگ نیست واین همان صفت مجردان و فرشتگان است.


3) سگ لانه و خانه ی معینی ندارد و هرجا كه برود رفته است. و این علامت متوکلان است.


4) سگ اغلب اوقات گرسنه است و این عادت صالحان است.


5) سگ اگرصد تازیانه از دست صاحب خود بخورد، در خانه او را رها نمی کند,
و این صفت مریدان حقیقی است.[/b]


[b]6) شب هنگام به جز اندکی نمی آرامد و این حالت عاشقان و دوستداران است.



7) هرگاه رانده شود و ستم بیند، چون صدایش کنند بدون دلگیری باز گردد واین صفت فروتنان است.


8) هر خوراكی که صاحبش به او بدهد راضی است و این صفت و حال قانعان است.


9) بیشتر اوقات لب فرو بسته و خاموش است و این علامت خائـفـان است.


10) وقتی بمیرد هیچ میراثی بر جای نمی گذارد و این حال زاهدان حقیقی است.


و اما در مورد تشبیه شیطان به سگ
ببینید ایرادتان وارد است یا نه؟
هر تشبیهی 4 پایه دارد
مشبه و مشبه به و ادات تشبیه و وجه شبه
مهمترین پایه ی آن وجه شبه است
بین سگ و شیطان مهمترین تشابه این است که هم سگ به آشنایان صاحبش کاری ندارد و هم شیطان با آشنایان خدا کاری نمیتواند بکند بنا بر صریح قرآن:
إِنَّهُ لَيْسَ لَهُ سُلْطانٌ عَلَى الَّذينَ آمَنُوا وَ عَلى‏ رَبِّهِمْ يَتَوَكَّلُونَ (99-نحل)
شيطان را بر كسانى كه ايمان آورده‏اند و بر خدا توكل مى‏كنند تسلطى نيست. (99)
و از این بابت تشبیه کاملاً صادق است
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: در جستجوی سختی ، saloomeh ، mohammad reza ، شهرام ، محیصا
۱۰:۲۲, ۱۳/خرداد/۹۱
شماره ارسال: #27
آواتار
آقایون علی110 و شهرام
من کوچیک تر از اونیم که بخوام حرفی بزنم ولی خب
نظر من اینه که
شما دارین یه چیزو از دو زاویه میبینین
و دارین از دو منطقی با هم حرف میزنین
که اصلا قابل مقایسه نیستن
منطق آقای علی110 یه منطق عرفانیه
آدم از خودش هیچ چیزی نداره
همه چی از خدا اومده
پس مال اونه
و خب به نظر من این منطق درسته

منطق آقای شهرام یه جور برهانه
و چیزایی که از خدا اومده
مال انسان محسوب میشه
که خب اینم به جای خودش قابل احترامه

کلا دارین برا هم دیگه از دو چیز جدا میگین
برا همین به نتیجه نمیرسین
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: شهرام
۱۰:۲۶, ۱۳/خرداد/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۳/خرداد/۹۱ ۱۰:۴۰ توسط علی 110.)
شماره ارسال: #28
آواتار
نه
نکته ای وجود دارد
توجه به اینها اگر باعث شود که نفس انسان در نظر خودش بزرگ شود مایه ی سقوطش میشود
توجه به اینها اگه شدت فقر و نیازش را به یگانه غنی محض برساند موجب رشدش در مسیر بندگی و عبودیت میشود

بعلاوه اثبات کردم که اعتماد انسان به نفسش نیست!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
که این بسیار بسیار مهم است
و محل اصلی اختلاف بنده با جناب شهرام است!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

ببینید امام سجاد علیه السلام در دعای بیست صحیفه ی سجادیه چگونه از خداوند در خواست میکنند!!!!!
دعای مکارم الاخلاق که در مفاتیح هم امده

زیباترین و کاربردی ترین دعایی که در زندگی ام خوانده ام !!!!

خدایا
... به من عزت نفس عطا کن
و به کبر مبتلایم منما،
و مرا بنده خود گیر،
و عبادتم را با بزرگ پنداری آن فاسد مکن،
و خیر و خوبی را به دست من برای مردم جریان ده
و آن را با منت گذاردن به آنها باطل منما،
و به من مکارم اخلاق عطا فرما
و از مباهات به داشتن آنها محفوظم بدار،
خداوندا! بر محمد وآل محمد درود فرست
و هیچ درجه از من نزد مردم بالا مبر جز آنکه مرا معادل آن، در نزد خودم پست گردانی،
و برای من عزت و احترامی آشکار پدید نیاور جز آنکه به اندازه آن در ضمیرم ذلت باطنی پدید آوری
ابنها همه درس است
یا در فرازی دیگر میفرمایند:
خداوندا! به آستان آمرزش تو آمده ام و عفو و بخشش تو مقصودم هست و به گذشت تو مشتاقم
و به فضل تو اعتماد دارم

[b]و چیزی نزد من نیست که ایجاب کند مرا بیامرزی

و در کارهایم عملی نیست که مرا مستحق عفو تو نماید
و بعد از حکمی که درباره خود نموده ام راهگشایی جز فضل تو ندارم،[/b]
یا در فرازی دیگر می فرمایند:
خداوندا! ازنیات و اعمال من، آن را بپزیر که موجب خلاصیم از عذاب تو گردد،
و باقی بگذار برایم آنچه را سبب اصلاحم گردد،
زیرا نفس من در معرض هلاکت است مگر آنکه تو آن را محافظت فرمایی.


فقر به درگاه خدا و اظهار عجز در کلمه به کلمه ی این کلام نورانی موج میزند
این است آن انسانی که اسلام معرفی میکند
فقیر محضی که تمام توجهش معطوف به فقرش است به درگاه خداوند یگانه غنی محض عالم
و ابداً شما نمیبیند که محل اعتماد و اتکای 14 معصوم نفسشان باشد
فقط خدا!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!​!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: در جستجوی سختی ، میلاد.م ، mohammad reza ، بی نام ، fazel ، وحید110 ، شهرام ، محیصا
۱۴:۳۰, ۱۳/خرداد/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۴/خرداد/۹۱ ۲۳:۴۲ توسط شهرام.)
شماره ارسال: #29
آواتار
(((بسم الله الرحمن الرحيم)))

((سوگند به نفس و آن كس كه آن را درست كرد))


((سپس پليدكارى و پرهيزگارى‏اش را به آن الهام كرد))


((كه هر كس آن را پاك گردانيد قطعا رستگار شد))

((و هر كه آلوده‏اش ساخت قطعا درباخت))

الشمس/7،8،9،10



« دانا کسی است که قدر خود را بشناسد و در نادانی انسان همین بس که ارزش خویش را نداند»

(خطبه۱۰۳)



امام علي عليه السلام:أعظم الجهل جهل الانسان أمر نفسه

امام علي عليه السلام بزرگترين ناداني ،نا آگاهي انسان از شأن و منزلت(نفس لوامه و مطمئنه) خويش است.


امام علي عليه السّلام: إِيّاكَ وَ الثِّقَةَ بنَفسِكَ؛ فإنَّ ذلكَ مِن أكبَرِ مَصائدِ الشَّيطانِ.

زنهار از اطمينان به خود(نفس لوامه)؛ زيرا كه آن از بزرگ ترين دام هاي شيطان است.



ميزان الحكمه/جلد 2/ ص 874و875



نتيجه ي احتمالي:اگر انسان بتواند ار بند نفس اماره ي خود ازاد گردد و به سوي نفس لوامه برود، موفق و پرهيزكار هست.

علي چواب من به اعتماد به نفس ،در مقابل اين حرف توبود

انسان چه چيز در ذات خود دارد و شيطان هم بسيار قدرتمند هست

نه در مقابل اعتماد به خداي يكتا

چه بسا در ادامه ي همين احاديث و ايات به اعتماد به خدا ،به عنوان بهترين اعتماد ياد ميكند



حتي اين نفسي كه درونم به ان اعتماد دارم خودش ميگويد:

شهرام، خدا تنها ياور و پادشاه توست و بازگشت تو هم به سوي او

تمام
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: بی نام ، Ahmad-A.R.M ، black
۱۴:۵۱, ۱۳/خرداد/۹۱
شماره ارسال: #30
آواتار
من فکر می کنم منظور جناب شهرام ،
احترام به وجه روحانی درونی انسان هست ،
نه احترام به وجه نفسانی انسان ! بله؟

امضای فاطمه خانم
[تصویر: 793255_714.jpg]
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Dragonborn
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

[-]
موضوعات مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: مشاهده: آخرین ارسال
  حاشا به غیرتمان ! (ویژه ی به اصطلاح منتظرانی چون من) علی 110 17 7,650 ۵/اسفند/۹۲ ۱۳:۰۳
آخرین ارسال: هانا

پرش در بین بخشها:


بالا