|
فقط اونهایی که کم آوردند بیان داخل (ویژه ی منتظرانی که ... هستند)!
|
|
۱۰:۴۵, ۱۰/خرداد/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۳/بهمن/۹۱ ۰:۱۵ توسط علی 110.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم ... لا تَيْأَسُوا مِنْ رَوْحِ اللَّهِ إِنَّهُ لا يَيْئَسُ مِنْ رَوْحِ اللَّهِ إِلا الْقَوْمُ الْكَافِرُونَ (یوسف 87) از فرج خدا نوميد مشويد، كه جز گروه كافران از گشايش خدا نوميد نمىشوند، (87) استادِ استاد ما میگن: نقل قول: مردمى كه مىخواهند در راه خدا قدم بگذارند، اى كاش نصف آن مقدار كه از گمراه كردن شيطان مىترسند، به حفظ و هدايت خداى متعال وثوق و اعتماد مىكردند. خداى متعال در قرآن شريف دربارهى شيطان مىفرمايد: «إن كيد الشّيطان كان ضعيفا» "همان بی شک که کید شیطان ضعیف است" و در جاى ديگر مىفرمايد: «إن عبادى ليس لك عليهم سلطان» "(ای شیطان) بی شک تو را بر بندگانِ من غلبه و سلطانی نیست" پس چهطور ممكن است بندهى خاكى ضعيف، او را قصد كند و خداى دانا و قادر و كريم، بندهاش را به خود راه نداده، او را رها كند تا گرفتار سگهاى اطراف خانهاش شود؟! هر گاه يك مرد چادرنشين صحرايى متوجه شود كسى به ديدن او مىآيد يا با او كارى دارد، فورا سگ پاسبان خانهى خود را در بند مىكند يا پاى خود را روى گردن سگ مىگذارد تا شخص غريب به سلامت بر او وارد شود و گزندى به او نرسد، آنوقت خداى خبير قادر و كريم رؤوف، واردين بر خود و قاصدين جنابش را حفظ نمىكند؟! و آيا قدرت شيطان در جنب قدرت او - جلت عظمته - بيشتر از قدرت آن سگ است نسبت به مرد صحرانشين؟! و يا اينكه علمش به مقاصد عباد احاطه ندارد و از حال آنها بىخبر است؟! بلى، اين دو سگ، سگ مرد صحرا نشين و سگ خدا يعنى ابليس لعين، هر دو پاره كنندهاند، ولى نه هر واردى را، بلكه آن كسى را كه به قصد دزدى و يا به جهت مقاصد غير مرضى خدا حركت نمايد. پس اول نيت را در قصد كردن جنابش خالص كن و بعد بگو: صاحبخانه! سگ خود را بگير كه من مىخواهم بنا به خواستهى جنابت كه فرمودهاى: «و ما خلقت الجن و الانس الاّ ليعبدون» "خلق نکردیم جن و انس را مگر برای عبادت" به فرمانت سر بسپارم. بگو و بخواه و زارى كن كه او خود فرموده است: «ادعونى أستجب لكم»"بخوانید مرا تا استجابتتان کنم". [/font] [font=B Mitra] خوب و اما چرا یأس از رحمت خدا این قدر گناه عظیمی است ؟ اساساً بر سر در یکی از درب های جهنم نوشته شده: اینجا جایگاه کسانی است که از رحمت خدا مأیوسند!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! اولین مأیوس از رحمت خدا هم همین ابلیس لعین است و میخواهد هر که را میتواند با همین چاه به قعر شقاوت بکشاند!!!!!!!!!!!!!!!!!!! بچه ها وقتی ما از آدم شدن خودمون مأیوس میشیم بعد از تلاشی که کردیم البته، اگر این یأس منتهی شود به عجز و لابه و انابه و تضرع بیشتر به درگاه خدا و توسل خاضعانه و مضطرانه به درگاه اهل بیت ، این خوب است و رشد دهنده!!!!!!!!!!!!!!!!!!! اما................... پناه بر خدا اگه این یأس از آدم شدن بره به سمت حرکت نکردن ما و نا امیدی این یه جورایی یأس از رحمت خدا است که از مهمترین مکرهای شیطان و از عظیم ترین گناهان کبیره و از بزرگترین توهینها به ساحت ربوبی الله جل جلاله است!!!!!! اما چرا؟ چرا مأیوسان از رحمت خدا کافرند؟ و چرا از بزرگترین توهین ها به ساحت ربوبی است یأس از رحمت خدا و از بزرگترین گناهان کبیره محسوب میشود؟ چون شما رسماً و عملاً دارید به خدا میگید "البته نعوذاً بالله" ببین خدا تو و رحمت تو از گناهان و گاگولیت من کوچیکتر و حقیرتری!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! پس به کوری چشم ابلیس ما از رحمت خدا مأیوس نمیشیم!!!!!! این داستان هم بخوانید خوب است: مصباح الشریعة / ترجمه و شرح عبد الرزاق گیلان، ص: 488 روایت است که معاذ بن جبل که از بزرگان صحابه است، روزى گریهکنان داخل مجلس حضرت شد و سلام کرد. حضرت بعد از ردّ سلام، فرمود که: سبب گریه تو چیست اى معاذ؟ معاذ گفت: یا رسول اللَّه جوانى نوخطّ خوشصورت، در در خانه ایستاده است و مانند زن بچه مرده، گریه و زارى مىکند و اراده ادراک ملازمت شریف دارد و من از گریه او گریه مىکنم. حضرت کس فرستاد و او را طلب کرد. جوان همچنان گریهکنان داخل مجلس شریف شد و به حضرت سلام کرد. حضرت بعد از جواب سلام، فرمود که: چه چیز تو را مىگریاند اى جوان؟ جوان گفت: اى حضرت چون نگریم و حال آنکه من کارى کردهام که اگر خداى تعالى مرا به آن مؤاخذه نماید، مرا داخل جهنّم کند و مىدانم به یقین که مرا به آن کردار بد، خواهد گرفت و از جهنّم خلاصى نخواهم داشت. حضرت فرمود که: آیا شرک به خدا آوردهاى؟ جوان گفت: پناه مىبرم به خدا از شرک به خدا آوردن. حضرت فرمود که: پس مؤمنى را به ظلم کشتهاى؟ گفت: نه. حضرت فرمود که: پس دیگر هر چه کردهاى خدا تو را مىآمرزد، هر چند گناه تو به قدر کوههاى بلند باشد. جوان گفت: گناه من عظیمتر از کوههاى بلند است. حضرت فرمود که: خدا تو را مىآمرزد هر چند گناه تو به قدر هفت طبقه زمین و دریاها باشد. جوان گفت: گناه من عظیمتر از آن است. حضرت فرمود که: خدا مىآمرزد گناهان تو را هر چند گناهان تو مثل آسمانها و ستارهها باشد و مثل عرش و کرسى باشد. جوان گفت: گناه من از اینها عظیمتر است. حضرت غضب آلود شد و گفت: واى بر تو اى جوان، گناه تو بزرگتر است یا خداوند عالم؟ جوان سر پیش انداخت و گفت: خداوند از همه چیز عظیمتر است. حضرت فرمود که: پس گناه هر چند عظیم است که خداوند عالم از او عظیمتر است و امید عفو است. جوان گفت: نه یا حضرت. و ساکت شد. حضرت گفت: واى بر تو اى جوان، خبر کن مرا به یک گناه از گناهان خود. جوان گفت: بلى خبر مىکنم، بدان یا حضرت که من نبّاش قبورم (قبر کن هستم) و هفت سال است که کار من نبش قبور است و دزدیدن کفن موتى. تا آنکه دخترى از انصار فوت شد و بعد از آنکه او را دفن کردند و اقوامش به خانههاى خود رفتند و شب تاریک شد، بر سر قبر او رفتم و قبر او را شکافتم و میّت را از قبر بیرون آوردم و کفنها از او جدا کردم و او را برهنه بر لب قبر گذاشتم و رفتم، چند قدم که رفتم شیطان مرا وسوسه کرد که تو این دختر را خوب نگاه نکردى و او در حسن و جمال مشهور بود، بازگشتم و... مواضع بدن او را به من جلوه نمود، تا مرا از راه برد و با او جماع کردم و به همان جا گذاشتم. پس ناگاه صدائى از او شنیدم که گفت: اى جوان واى بر تو و از سزا و جزا دهنده روز قیامت که در آن روز میان من و تو، به عدل حکم کند، که مرا در میان گروه مردهها برهنه گذاشتى و کفن از من سلب کردى و مرا جنب تا روز قیامت بردادى. من گمان ندارم که از این عمل که تو کردى، هرگز بوى بهشت به مشام تو برسد، این است کار من یا حضرت، چه مىفرمائى؟ حضرت فرمود که: دور شو از من اى فاسق نابکار که مبادا که از آتش تو، ماها بسوزیم. چه نزدیکى تو، به جهنّم و به عذاب جهنّم.!؟ و این را حضرت چند مرتبه تکرار فرمود تا آنکه آن جوان از نزد حضرت برخاست و متوجّه مدینه شد و در مدینه تردّد مىکرد تا روزى به بالاى کوهى رفت و در آنجا به عبادت مشغول شد و پلاسى پوشید و دستها را به گردن چنبر کرد و به حضرت پروردگار مناجات مىکرد و مىگفت: خداوندا! من بنده عاصى توام، بهلول، ایستادهام نزد تو، دستها به گردن غل کرده و تو خداوند عالمى و به همه چیزها دانائى و از من چنین خطائى صادر شده است و از کرده خود پشیمانم و به خدمت پیغمبر تو رفتم، مرا راند و از پیش خود دور کرد و مرا بیشتر ترسانید. و سؤال مىکنم به حقّ نامهاى بزرگ تو و به حقّ سلطنت و بزرگوارى تو، که مرا ناامید نکنى، و دعاى مرا باطل نکنى، و از رحمت خود محروم برنگردانى. تا چهل روز و شب در آن سر کوه، این چنین استغاثه و ناله مىکرد و درندهها و وحوش صحرا به گریه او گریه مىکردند و در روز چهلم دستها را به جانب آسمان برداشت و گفت: خداوندا چه کردى در حاجت من؟ اگر اجابت دعاى من کردهاى و مرا آمرزیدهاى، پس وحى فرست به پیغمبر خود تا مرا معلوم شود که اجابت کردهاى، و اگر اجابت نکردهاى و اراده عذاب من دارى در روز قیامت، پس در دنیا آتشى فرست و مرا بسوزان و کار مرا به آخرت مینداز. پس توّاب على الاطلاق و رحیم بالاستحقاق وحى فرستاد به پیغمبر صلّى اللَّه علیه و آله و این آیه نازل شد: وَ الَّذِینَ إِذا فَعَلُوا فاحِشَةً أَوْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ ذَکَرُوا اللَّهَ فَاسْتَغْفَرُوا لِذُنُوبِهِمْ وَ مَنْ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ إِلَّا اللَّهُ (آل عمران- 135)، و آنان كه چون كار زشتى كنند، يا بر خود ستم روا دارند، خدا را به ياد مىآورند و براى گناهانشان آمرزش مىخواهند- و چه كسى جز خدا گناهان را مىآمرزد؟ ...(135) حضرت جبرئیل از نزد ملک جلیل، به پیغمبر صلّى اللَّه علیه و آله نازل شد و گفت که: خداوند عالم دعا مىرساند و مىگوید که: بنده من نزد تو مىآید که شفیع او شوى، از پیش خود مىرانى پس به کجا رود؟! و به جانب که قصد کند؟! و آمرزش گناه خود از که خواهد؟! این آیه که به حضرت نازل شد و این خطاب عتاب آمیز که از جانب عزّت به او رسید، از شهر بیرون رفت و از اصحاب مىپرسید که: کیست از شما که دلالت کند مرا به جوان نبّاش توبهکار؟ معاذ گفت: یا رسول اللَّه من خبر دارم که او در فلان موضع است. حضرت با اصحاب به آنجا رفت. نگاه کرد، دید که جوان ایستاده است بر بالاى دو سنگ و دستها را به گردن غل کرده و از زحمت گرسنگى و برهنگى، رنگش سیاه شده و از بسیارى گریه مژههاى چشمش ریخته و به مناجات مشغول است، و مىگوید: خداوندا، خوب خلق کردى مرا و صورت مرا زیبا کردى، کاش مىدانستم که در جهنّم خواهى سوخت مرا؟ یا در همسایگى خود جا خواهى داد مرا؟ خداوندا، احسان بسیار به من کردى، و نعمتهاى عظیم به من دادى، کاش مىدانستم که آخر من به کجا خواهد رسید؟ آیا بهشت روزى من خواهى کرد؟ یا به سوى جهنّم خواهى راند مرا؟ خداوندا، گناه من از آسمانها و عرش و کرسى تو بزرگتر است کاش مىدانستم که خواهى آمرزید مرا در روز قیامت یا رسوا خواهى کرد مرا. این چنین مىگفت و مىگریست و خاک بر سر مىکرد و دور او حیوانات درنده احاطه کرده بودند و در بالاى سر او، مرغان صف بسته و همه اینها به گریه او گریه و زارى مىکردند. حضرت نزدیک او رفت و دستهاى او را از گردن جدا کرد و به دست مبارک خود خاک و خاشاک از سر او پاک کرد و گفت: اى بهلول! بشارت باد تو را که تو آزاد کرده خدائى از آتش دوزخ، و تو را خداى تعالى آمرزید و از تقصیر تو گذشت. بعد از آن به اصحاب خود گفت: توبه این چنین مىباید و تدارک گناه را چنین باید کرد دیگه اینقدر که خرابکاری نکردیم بابا!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! تازه اگه هم میکردیم دیدید که خدا چه قــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ.....ــــــدر باحاله مهم اینه صادقانه بگیم خدایا میخوایم بگردیم می خواهم برگردم خدایا! (دلو به دریا زدم و هر هفتاد بند رو قرار دادم همراه با متن عربیشون) با فرض این که کسی که از آدم شدن مأیوس شده از خدا هم رویگردان شده در عمل این دو را هم به دقت بخوانید: خداوند میفرماید: اگر آنانکه از من روي برگرداندند اگر ميدانستند که چقدر مشتاق آنانم. هر آيينه از شوق جان ميسپردند. (۱۴/بهمن/۹۰ ۱:۳۸)علی 110 نوشته است: دوستان من و کلام آخر حقیر با خودم و همه ی دوستان جمع کنید این حالت قنوط و یأس بی پایه و اساس را تا نگفتم یکی بیاد هممون رو یه کتک اساسی بزنه.... به قول یکی میگفت: علی تو گِل خیلی خوبی داری ولی لگد کم خورده!!!!!! تکانی بخوریم 100 بار اگر خوردیم زمین یه آقایی داریم که اساساً کارشان بلند کردن کسانی است که زمین میخورند و خدایی داریم که.... یَا مَنْ لَیْسَ غَیْرَهُ رَبٌّ یُدْعَى ای خدایی که غیر تو نیست پروردگاری که او را بخوانند "مفاتیحالجنان ص ۴۱ نماز حضرت فاطمه صلوات الله علیها" یَا مَنْ أَظْهَرَ الْجَمِیلَ وَ سَتَرَ الْقَبِیحَ یَا مَنْ لَمْ یُؤَاخِذْ بِالْجَرِیرَة ای خدایی که نیکویی را اشکار میکنی. و زشتی را پنهان می سازی ای خدایی که به گناهان مواخذه نمیکنی وپرده را نمی دری مفاتیحالجنان ص۴۳ یَا مَنْ عَفَا عَنِ السَّیِّئَاتِ وَ لَمْ یُجَازِ بِهَا ای خدایی که از گناهان میگذری وکیفر نمیکنی مفاتیحالجنان ص ۳۹ یَا مَنْ لا یَشْغَلُهُ سَمْعٌ عَنْ سَمْعٍ وَ یَا مَنْ لا یُغَلِّطُهُ السَّائِلُونَ وَ یَا مَنْ لا یُبْرِمُهُ إِلْحَاحُ الْمُلِحِّینَ أَذِقْنِی بَرْدَ عَفْوِکَ وَ حَلاوَةَ رَحْمَتِکَ وَ مَغْفِرَتِک ای خدایی که تو را سخنی از سخن دیگر باز ندارد وای خدایی سخن سخنگویی تو را به اشتباه نمی تواند بیاندازد و ای کسی که اصرار محتاجان تو را خسته نمی کند یَا مَنْ بِیَدِهِ نَاصِیَتِی… ای کسی که زمام اختیارم بدست اوست مفاتیحالجنان ص : ۶۶ یَا مَنْ إِلَیْهِ مَفَرِّی ای پناهگاه و فرارگاه من! مفاتیحالجنان ص ۱۱۴ یَا مَنْ إِلَیْهِ مَلْجَأُ الْعِبَاد ای کسی که پناه بندگان هستی مفاتیحالجنان ص : ۱۶۷ یَا مَنْ أَرْجُوهُ لِکُلِّ خَیْرٍ وَ آمَنُ سَخَطَهُ عِنْدَ [مِنْ] کُلِّ شَرٍّ یَا مَنْ یُعْطِی الْکَثِیرَ بِالْقَلِیلِ یَا مَنْ یُعْطِی مَنْ سَأَلَهُ یَا مَنْ یُعْطِی مَنْ لَمْ یَسْأَلْهُ وَ مَنْ لَمْ یَعْرِفْهُ تَحَنُّنا مِنْهُ وَ رَحْمَة ای خدایی که از او امید هر خیر واحسان دارم ونزد هر شری از خشم او ایمنی میجویم ای کسی که عطا میکنی بسیار را به کم ای انکه هرکس سوال بکند عطا میکنی ای انکه به هر کس که سوال هم نکند تو را هم نشناسد عطا میکنی مفاتیحالجنان ص ۱۳۷ یا من عبد فشکر و یامن عصی فغفر ای خدایی که اگر عبادت شوی پاداش میدهی و اگر معصیتت را بکنن می بخشی خودت در قران گفته ای: نبا عبادی انی انا الغفور الرحیم (ای پیامبر) به بندگانم خبر بده که من بسیار بخشنده و بسیار مهربان هستم و بند ۱۱ جوشن کبیر که خیلی زیباست: یَا عُدَّتِی عِنْدَ شِدَّتِی یَا رَجَائِی عِنْدَ مُصِیبَتِی یَا مُونِسِی عِنْدَ وَحْشَتِی یَا صَاحِبِی عِنْدَ غُرْبَتِی یَا وَلِیِّی عِنْدَ نِعْمَتِی یَا غِیَاثِی عِنْدَ کُرْبَتِی یَا دَلِیلِی عِنْدَ حَیْرَتِی یَا غَنَائِی عِنْدَ افْتِقَارِی یَا مَلْجَئِی عِنْدَ ضْطِرَارِی یَا مُعِینِی عِنْدَ مَفْزَعِی اى ذخیره من هنگام سختى ام اى امید من در برابر پیش آمدهاى ناگوار اى همدم من هنگام ترس و وحشت اى رفیق من در غربتم اى صاحب اختیار من در نعمتم اى فریادرس من در غم و اندوه اى دلیل و راهنمایم هنگام سرگردانى اى توانگرى من هنگام ندارى اى پناه من هنگام درماندگى اى کمک کارم در بیچارگى و پریشانى استدعا دارم بروید سراغ این پست بسیار بسیار بسیار بسیار حیاتی است خط به خطش را به دقت با چشم دلتان بخوانید مؤمن به هر خير و خوبى دنيوى و اخروى كه نایل میشود بر اثر... ختم کلام، بیایید بپریم در آغوش رحمت خدای خوب و مهربانمان در این ماه اجابت دعا
|
|||
|
| آغاز صفحه 3 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۱۹:۵۳, ۱۰/خرداد/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۰/خرداد/۹۱ ۱۹:۵۹ توسط علی 110.)
شماره ارسال: #21
|
|||
|
|||
(۱۰/خرداد/۹۱ ۱۵:۵۵)شهرام نوشته است:(۱۰/خرداد/۹۱ ۱۳:۳۹)علی 110 نوشته است: کمال انسان در این است که شدت فقرش را به خدا بفهمد انسان چه چیز از ذات خود دارد؟ هیچ انسان اگر خود را دارای چیزی بداند همان منشأ سقوطش میشود!!!!!!!! تا نفس و من و نفسانیتی برای خود قائل باشد نمیتواند مظهر الله شود هیچ در برابر خدا!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! فقیر محض: يَا أَيُّهَا النَّاسُ أَنتُمُ الْفُقَرَاء إِلَى اللَّهِ وَاللَّهُ هُوَ الْغَنِيُّ الْحَمِيدُ ﴿۱۵-فاطر﴾ اى مردم شما به خدا نيازمنديد و تنها خداست كه بىنياز ستوده است (۱۵) (۱۰/خرداد/۹۱ ۱۵:۵۵)شهرام نوشته است:(۱۰/خرداد/۹۱ ۱۳:۳۹)علی 110 نوشته است: ما در اسلام اعتماد به نفس نداریم شما مطابق و بر مبنای آیات قرآن سخن نمیگویید و نظرات شخصی ارائه میدهید خدا نگفته به روحتان یا وجدانتان اعتماد کنید!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! گفته به من و رحمت من که پروردگار شما هستم اعتماد کنید وَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ وَكَفَى بِاللَّهِ وَكِيلًا ﴿۳-احزاب﴾ و بر خدا اعتماد كن همين بس كه خدا نگهبان [تو]ست (۳) انسان در گام اول عبودیت باید یاد بگیرد به جای ارائه دادن نظرات شخصی در مورد دین خدا ببیند خود خدا در مورد دینش و عبودیت چه گفته!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! (۱۰/خرداد/۹۱ ۱۵:۵۵)شهرام نوشته است:(۱۰/خرداد/۹۱ ۱۳:۳۹)علی 110 نوشته است: در اسلام من هیچ جا در کلامم نمیبینم که قید زده باشم که انسان در دو چیز خلاصه میشود!!!!!!! گفتم اعتماد به نفس در اسلام نداریم چون این نفس از ذات خودش چیزی ندارد که به آن اعتماد کند و اعتماد به نفس ویژگی اصلی مستکبرین است!!!!!!!!!!!!!!!!!!! ما در اسلام همانطور که گفتم عزت نفس داریم (که انسان مومن با توجه به آن نفسش را از آلودگی به ذلت و پستی گناه باز میدارد) و اعتماد به خدا!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! (۱۰/خرداد/۹۱ ۱۵:۵۵)شهرام نوشته است:(۱۰/خرداد/۹۱ ۱۳:۳۹)علی 110 نوشته است: امیدوارم توانسته باشم تبیین کنم مفاهیم رو برادر شهرام متشکرم ولی یکی از بزرگترین کمکهای ما این است که وقتی مباحث درون دینی داریم انجام میدهیم نظرات شخصی خود را کناری بگذاریم و با آیات قرآن و روایات مواضع حقیقی دین خدا را بیان کنیم |
|||
|
|
۲۰:۱۱, ۱۰/خرداد/۹۱
شماره ارسال: #22
|
|||
|
|||
|
خدا
خیلی مهربونه اینو میدونستم و البته خیلی هم بزرگه اینم میدونستم وهر لحظه و هر جا منتظره منه و هیچوقت هم از مراجعه ی زیاد خسته نمیشه تازه جایزه هم میده اما کاش ما( یعنی بیشتر خودم )وقتی گناه میکنم توبه حسابی بعدش بکنیم و دیگه سراغ اون گناه نریم و هی نگیم خدا میبخشه وکار خطامون رو صد بار انجام بدیم(مثل غیبت)، انشالله توفیق ترک گناه و توبه داشته باشیم. |
|||
|
|
۲۰:۲۵, ۱۰/خرداد/۹۱
شماره ارسال: #23
|
|||
|
|||
|
یه سوال
چرا گناه میکنیم که بعدش دوباره وقت صرف کنیم و توبه کنیم ![]() ![]() ![]()
|
|||
|
|
۰:۲۷, ۱۱/خرداد/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۱/خرداد/۹۱ ۰:۳۰ توسط شهرام.)
شماره ارسال: #24
|
|||
|
|||
(۱۰/خرداد/۹۱ ۱۹:۵۳)علی 110 نوشته است: انسان چه چیز از ذات خود دارد؟ ((و چون پروردگار تو به فرشتگان گفت من در زمين جانشينى خواهم گماشت [فرشتگان] گفتند آيا در آن كسى را مىگمارى كه در آن فساد انگيزد و خونها بريزد و حال آنكه ما با ستايش تو [تو را] تنزيه مىكنيم و به تقديست مىپردازيم فرمود من چيزى مىدانم كه شما نمىدانيد)) بقره/30 ((آنگاه او را درستاندام كرد و از روح خويش در او دميد و براى شما گوش و ديدگان و دلها قرار داد چه اندك سپاس مىگزاريد)) السجده/9 ((همانا ما بنیآدم را كرامت بخشیدیم و آنان را بر صحرا و دریا (خشك و تر) مسلط كردیم و بر بسیاری از مخلوقات خویش برتری دادیم)) اسراء / 70. ((همانا امانت خویش را بر آسمان و زمین و كوهها عرضه كردیم، همه از پذیرش آن امتناع ورزیدند و از قبول آن ترسیدند، اما انسان بار امانت را به دوش كشید و آن را پذیرفت. همانا او ستمگر و نادان بود.)) احزاب / 72. (۱۰/خرداد/۹۱ ۱۹:۵۳)علی 110 نوشته است: انسان در گام اول عبودیت باید یاد بگیرد به جای ارائه دادن نظرات شخصی در مورد دین خدا ببیند خود خدا در مورد دینش و عبودیت چه گفته!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! ((او را برای این آفرید كه تنها خدای خویش را پرستش كند و فرمان او را بپذیرد. پس او وظیفهاش اطاعت امر خداست)) ذاریات / 56. (۱۰/خرداد/۹۱ ۱۹:۵۳)علی 110 نوشته است: گفتم اعتماد به نفس در اسلام نداریم حضرت على (علیه السلام) مى فرمايد : بزرگترين سرمايه انسان اعتماد به نفس است |
|||
|
|
۱۰:۱۰, ۱۱/خرداد/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۱/خرداد/۹۱ ۱۰:۱۲ توسط ساقی.)
شماره ارسال: #25
|
|||
|
|||
|
بسم رب المهدی
سلام علیکم خیلی خوشحالم که علی آقا برادر خوب و بزرگم این تاپیک مفید را ایجاد کردن . من خودم چون علم و آگاهی زیادی ندارم تا جای که بتونم در اکثر تاپیکها نه نظر میدم و نه بحث میکنم بجز جای که احساس وجوب کنم ،چون اگر نکنم گناهکار محسوب میشم . فقط علی آقا دو تا از دوستان از شما انتقاد بجا کردن. اول: (۱۰/خرداد/۹۱ ۱۴:۳۴)محمود نوشته است: سلام یک انسان چه بسا که یک انسان مسلمان و مؤمن باشد خدواند سبحان این اجازه را به او نداده که ابرویی را که حضرت حق (ستار العیوب ) از او حفظ کرده بریزد ،دیگرا انسانها که به جای خودش بماند . در خیلی از تاپیکها و این تاپیک دوستان خیلی راحت میان میگن ما گناهکاریم ما خیلی مشکل داریمبرایمان خیلی سخت هست که بخواهیم که یک عبد صالح باشیم و...... این هم جزئی از حیله و مکر شیطان لعین و رجیم هست ؛ وقتی که ما یکسره با این طرز فکر جلو بریم بدونه هیچ شکی ناامید و مایوس میشیم از ادامه راه که سیره سلوک و قرب الهی باشد . پس خیلی خوب میشه وقتی که خوب میشه هیچ وقت فراموش نکنیم که ما حق نداریم که حتی آبروی شخصی خود را بریزیم چون این نهایت ناشکری و کفر در برابر لطف و رحمتی که در حق ما انجام دادن. اگر در زندگی سعی کنیم که همیشه الطاف و سعادتهای که از جانب خدواند کریم شامل حالمون شده را ببینیم و شکرگزار باشیم خیلی بهتر و زودتر میتونیم که به خدا نزدیک بشیم و فاصله ی که با گناه بین خودمان و خدا ایجاد کردیم کم کنیم و در این حین اگر باز به یاد گناهی که در گذشته انجام دادیم افتادیم در پیشگاه احدیت ابراز پشیمانی و استغفار کنیم و از خداوند کریم بخواهیم که در هیچ زمان و مکانی ما را تنها به هاله خودمان رها نکند چون بدون کرم و لطف او هیچ نیستیم . دوم : (۱۰/خرداد/۹۱ ۱۵:۳۲)عدالت نوشته است: به نام خدایک نکته که بسیار ناراحت کننده میباشد جملاتی مانند این جمله : (نقل قول:بیایید بپریم در بغل خدای ) میباشد امیدوارم از بکار بردن کلماتی مثل اوس کریم و اون بالایی و فلان شخص خدایه فلان کاریه و خیلی دیگر از این مدل کلمات که به خداوند قادر و متعال نسبت میدهیم پرهیز کنیم خداوند قادر پادشاه تمام ما و خالق تمام هستی بیکران میباشد پس نام او فقط باید با احترام کامل و به دور از هرگونه شوخی یا جسارت باشد. خیلی از انسانها بخاطر احترامی که به والدین خود یا استاد خود یا مدیر شغلی یا حتی یک پلیس دارند و یا به خاطر ترس از آنها جرات و جسارت کوچکترین شوخی یا مزاح حتی مودبانه هم با آنها ندارند حال چطور ما انقدر راحت و نادانسته و بدون اینکه منظوری داشته باشیم از این کلمات در وصف خدای متعال استفاده میکنیم. خداوند بسیار بزرگتر از این است که این جمله ها را در وصف او بگوییم پس دوستان عزیز لطفا لطفا از این کلمات برای توصیف خداوند یا دعا کردن لطفا استفاده نکنید به آن زمان فکر کنید که پیغمبران و امامان چگونه در سجده از عشق و عظمت خداوند از تمام هستی و عالم مادی جدا میشدند و چگونه در برابر خداوند خشوع میکردند حال ما با این همه گناهان رنگ و وارنگ چگونه به خود اجازه میدهیم هر طور که دلمان خواست با خدا صحبت کنیم. با خدا فقط باید با احترام کامل و در خشوع کامل و در بندگی کامل صحبت کرد. لطفا رعایت کنید.و این هم دوست خوبمون عدالت خیلی قشنگ توضیح دادن و انشاالله خودتون بهتر میدونین . و در آخر سوالی داشتم از شما درباره این نقلتون که برای من من خیلی مهم هست[b]؟ ااینکه اکثر وقتا میگین :[/b] (۱۰/خرداد/۹۱ ۱۳:۰۷)علی 110 نوشته است:(۱۰/خرداد/۹۱ ۱۳:۰۲)شهرام نوشته است: اصلا" من مطمئن هستم شيطان هيچ قدرتي ندارهنظر شما مخالف صریح آیات قرآن است دوست عزیز خودتون شا ید خیلی خوب بدونید که سگ یک حیوان بهشتی هست و شیطان لعین یک اجنه جهنمی هست و این دو با هم خیلی تضاد دارد سگ به صاحبش وفادار هست ولی شیطان نمک خدواند را خورد و ولی در میان دیگر فرشتگان و اجنه از امر خدواند سبحان سرکشی کرد و سگ خیلی صفات نیکو دیگر دارد ولی شیطان هر چه دارد سر تا پا بدی و خباثت است و این نظر من نیست . از قول مولایمان امام علی (علیه السلام): حضرت علی میفرمایند: سگ 10 صفت دارد كه شایسته است هر مؤمن واقعی داشته باشد تا به كمال برسد. 1) سگ را درمیان مردم قدر و منزلتی نیست واین حال مسکینان و بیچارگان است. 2) مال وملکی از آن سگ نیست واین همان صفت مجردان و فرشتگان است. 3) سگ لانه و خانه ی معینی ندارد و هرجا كه برود رفته است. و این علامت متوکلان است. 4) سگ اغلب اوقات گرسنه است و این عادت صالحان است. 5) سگ اگرصد تازیانه از دست صاحب خود بخورد، در خانه او را رها نمی کند, و این صفت مریدان حقیقی است.[/b] [b]6) شب هنگام به جز اندکی نمی آرامد و این حالت عاشقان و دوستداران است. 7) هرگاه رانده شود و ستم بیند، چون صدایش کنند بدون دلگیری باز گردد واین صفت فروتنان است. 8) هر خوراكی که صاحبش به او بدهد راضی است و این صفت و حال قانعان است. 9) بیشتر اوقات لب فرو بسته و خاموش است و این علامت خائـفـان است. 10) وقتی بمیرد هیچ میراثی بر جای نمی گذارد و این حال زاهدان حقیقی است. منابع: نشان از بی نشانها، چاپ هجدهم، ج اول، ص 310 کتاب در ثمين و ماء مَعين چاپ دوم صفحه 457 ـ تاليف آيت الله سيد مجتبي حسيني مير صادقي زنجاني و کتاب لئالي الاخبار ج 5 – ص 387- 388 تحرير المواعظ العددية، ص: 552 اگر بقول خودتون نظر شخصی در دین نداریم خیلی خوشحال و متشکر میشم ایه قرانی یا روایتی دقیق در این باره ارائه بدین،چون در هیچ یک از آیات و روایات که شما قرار دادین ننوشته هست که شیطان سگ خداست .فقط نمیدونم که نظر استادتون یا خودتون هست؟ ****** باز هم علی آقا برادر خوب و بزرگم از شما به خاطر مطالب مفیدی که در اختیار بنده و دیگر دوستان قرار میدهید و زحمتها و تلاشهایی که در راستای اسلام اهداف تالار انجام میدهید صمیمانه تشکر میکنم و شخصا تا جایی که بتونم شما دیگر دوستان تالار را هیچ از دعای باد از نماز فراموش نمیکنم و باشد که شما هم مرا از دعای خیرتون فراموش نکنین . خداوند به شما و خانواده محترمتان با تربیت چنین فرزند صالحی خیره کثیر عنایت کنن . انشاالله همیشه در پناه حق و امام زمان پایدار و موافق باشید. ***** صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ افْعَلْ بِي مَا أَنْتَ أَهْلُهُوَ صَلَّى اللَّهُ عَلَى رَسُولِهِ وَ الْأَئِمَّةِ الْمَيَامِينِ مِنْ آلِهِ أَهْلِهِ( وَ سَلَّمَ تَسْلِيماً )کَثِيراً. درود فرست بر محمد(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و آل محمد(علیه السلام) و با من آن کن که لایق حضرت توست . اللهم صل علي محمد ال محمد و عجل فرجهم ولعنة الله على عدائهم اجمعين و جعلنا من خير أنصاره و أعوانه و المستشهدين بين يديه واللهم عجل الوليك الفرج. |
|||
|
|
۹:۴۳, ۱۳/خرداد/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۳/خرداد/۹۱ ۱۰:۱۴ توسط علی 110.)
شماره ارسال: #26
|
|||
|
|||
(۱۱/خرداد/۹۱ ۰:۲۷)شهرام نوشته است:(۱۰/خرداد/۹۱ ۱۹:۵۳)علی 110 نوشته است: انسان چه چیز از ذات خود دارد؟ این آیات هم همه در تأیید همین عرایض بنده است و اثبات اینکه انسان از ذات خود هیچ ندارد میفرماید خداوند روحی! یعنی روح که من به او داده ام میفرماید کرمنا ! یعنی خودش چیزی نبود من تکریمش کردم میفرماید عرضنا امانت یعین ما امانتی از جانب خود به عرضi کرده ایم یعنی این چیزی که کرامت انسانی است هم امانت خدا است و باز از خودش چیزی ندارد آیا انسان عاقل به امانتی که برای او نیست افتخار میکند؟، مانند یک کارمند بانک که یک ملیارد به امانت به او میسپارند در شعبه ی بانک که باید به صاحب برگرداند حالا بیاید به این یک ملیارد افتخار کند به چیزی که مال او نیست! حتی به امانت دار بودن خودش هم نمیتواند افتخار کند چرا که باز این قابلیت را خدا در او قرار داده بی استحقاق تمام حرف بنده در این است که : ابلیس میخواهد انسان برای خود چیزی قائل شود و نفس و من انسان را برایش چیزی نشان دهد و تمام عرفانهای نوظهور شیطانی و انحرافی تأکیدشان بر همین است و انسان را در نظر خودش بزرگ میکنند!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! اما عرفان ناب اسلامی میخواهد فقر محض انسان را نشان دهد و فانی شدن محض و تبعیت محض انسان در اوامر و نواحی کتاب خدا و سیره 14 معصوم و اقرار به این عجز و حقارت و فقر در برابر درگاه غنی مطلق خداوند عزوجل نشانه ی رشد انسان در مراتب بندگی است که 14 معصوم هم همین را تصریح دارند مولای ما امیرالمومنین اینگونه خود را در پیشگاه خدا معرفی میکنند: أَنَا عَبْدُكَ الضَّعِيفُ الذَّلِيلُ الْحَقِيرُ الْمِسْكِينُ الْمُسْتَكِين من بنده ضعیف و ذلیل و حقیر و مسکین ودورمانده ی تو ام اون آیاتی که ذکر کردید در تأیید صد در صد سخنان من است من گفتم انسان فقیر محض است و چیزی ندارد از ذات خودش که به آن اطمینان و یا حتی افتخار کند مولای ما در مورد افتخار کردن آدمی به خودش اینگونه میفرماید: وَ قَالَ ع: مَا لِابْنِ آدَمَ وَ [الْفَخْرُ] الْفَخْرِ أَوَّلُهُ نُطْفَةٌ وَ آخِرُهُ جِيفَةٌ وَ لَا يَرْزُقُ نَفْسَهُ وَ لَا يَدْفَعُ حَتْفَه ح454 نهج البلاغه [و فرمود:] پسر آدم را با افتخار کردن به خود چه كار كه آغازش نطفه بوده است و پايانش مردار. نه میتواند روزى خود را بدهد و نه تواند مرگش را باز راند!! (۱۱/خرداد/۹۱ ۰:۲۷)شهرام نوشته است:(۱۰/خرداد/۹۱ ۱۹:۵۳)علی 110 نوشته است: گفتم اعتماد به نفس در اسلام نداریم (۱۱/خرداد/۹۱ ۰:۲۷)شهرام نوشته است:(۱۰/خرداد/۹۱ ۱۹:۵۳)علی 110 نوشته است: گفتم اعتماد به نفس در اسلام نداریم أعدي عدوّك نفسك الّتي بين جنبيك. دشمنترین دشمن تو نفس تو است كه ميان دو پهلوى تو است. نهج الفصاحة مجموعه كلمات قصار حضرت رسول ص، ص: 220ح338 نه تنها بزرگترین سرمایه نفس نیست بلکه بزرگترین دشمن انسان است!!!!!! بنابه گفته ی رسول الله و اما سرمایه امیرالمومنین چیست؟ نفس؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ دشمن ترین دشمنش؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ هرگز !!!!!!!!!!!!!!!! خود مولا در دعای کمیل میفرمایند: ارْحَمْ مَنْ رَأْسُ مَالِهِ الرَّجَاء ترحم كن به كسى كه سرمايهاش اميد به توست امید مولای ما نفسش نیست!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! امید مولای ما به خداست!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! امیر المومنین علی عليه السلام : ذِكرُ اللّه ِ رَأسُ مالِ كلِّ مُؤمِنٍ امام على عليه السلام : ياد خدا، سرمايه هر مؤمنى است حدیث 6640 جلد چهارم ص 233 میزان الحکمه سرمایه ی ایشان هم یاد خدا است نه اعتماد به نفس!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! (۱۱/خرداد/۹۱ ۰:۲۷)شهرام نوشته است: حضرت على (علیه السلام) مى فرمايد : بزرگترين سرمايه انسان اعتماد به نفس است اما نکته ی دیگر امکان ندارد این جمله، حدیث باشد !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! یک جمله ی فارسی به ذکر منبع آورده اید، آخر چه وضعی است؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ باید متن عربی حدیث را با ذکر منبع موثق از کتب دسته اول شیعی مانند نهج البلاغه یا اصول کافی یا امالی شیخ صدوق و یا تحف العقول و یا .... ذکر کنید و بنده تمام آثار دسته اول شیعی را دارم برای کنترل صحت این امر بر روی نرم افزارهای موسسه ی نور! منتظرم ذکر کنید اصل عربی حدیث رو با ذکر منبع که اگر نکنید آن وقت....... (۱۱/خرداد/۹۱ ۱۰:۱۰)ساقی نوشته است: و در آخر سوالی داشتم از شما درباره این نقلتون که برای من من خیلی مهم هست؟ و اما در مورد تشبیه شیطان به سگ ببینید ایرادتان وارد است یا نه؟ هر تشبیهی 4 پایه دارد مشبه و مشبه به و ادات تشبیه و وجه شبه مهمترین پایه ی آن وجه شبه است بین سگ و شیطان مهمترین تشابه این است که هم سگ به آشنایان صاحبش کاری ندارد و هم شیطان با آشنایان خدا کاری نمیتواند بکند بنا بر صریح قرآن: إِنَّهُ لَيْسَ لَهُ سُلْطانٌ عَلَى الَّذينَ آمَنُوا وَ عَلى رَبِّهِمْ يَتَوَكَّلُونَ (99-نحل) شيطان را بر كسانى كه ايمان آوردهاند و بر خدا توكل مىكنند تسلطى نيست. (99) و از این بابت تشبیه کاملاً صادق است |
|||
|
|
۱۰:۲۲, ۱۳/خرداد/۹۱
شماره ارسال: #27
|
|||
|
|||
|
آقایون علی110 و شهرام
من کوچیک تر از اونیم که بخوام حرفی بزنم ولی خب نظر من اینه که شما دارین یه چیزو از دو زاویه میبینین و دارین از دو منطقی با هم حرف میزنین که اصلا قابل مقایسه نیستن منطق آقای علی110 یه منطق عرفانیه آدم از خودش هیچ چیزی نداره همه چی از خدا اومده پس مال اونه و خب به نظر من این منطق درسته منطق آقای شهرام یه جور برهانه و چیزایی که از خدا اومده مال انسان محسوب میشه که خب اینم به جای خودش قابل احترامه کلا دارین برا هم دیگه از دو چیز جدا میگین برا همین به نتیجه نمیرسین |
|||
|
|
۱۰:۲۶, ۱۳/خرداد/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۳/خرداد/۹۱ ۱۰:۴۰ توسط علی 110.)
شماره ارسال: #28
|
|||
|
|||
|
نه
نکته ای وجود دارد توجه به اینها اگر باعث شود که نفس انسان در نظر خودش بزرگ شود مایه ی سقوطش میشود توجه به اینها اگه شدت فقر و نیازش را به یگانه غنی محض برساند موجب رشدش در مسیر بندگی و عبودیت میشود بعلاوه اثبات کردم که اعتماد انسان به نفسش نیست!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! که این بسیار بسیار مهم است و محل اصلی اختلاف بنده با جناب شهرام است!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! ببینید امام سجاد علیه السلام در دعای بیست صحیفه ی سجادیه چگونه از خداوند در خواست میکنند!!!!! دعای مکارم الاخلاق که در مفاتیح هم امده زیباترین و کاربردی ترین دعایی که در زندگی ام خوانده ام !!!! خدایا ... به من عزت نفس عطا کن و به کبر مبتلایم منما، و مرا بنده خود گیر، و عبادتم را با بزرگ پنداری آن فاسد مکن، و خیر و خوبی را به دست من برای مردم جریان ده و آن را با منت گذاردن به آنها باطل منما، و به من مکارم اخلاق عطا فرما و از مباهات به داشتن آنها محفوظم بدار، خداوندا! بر محمد وآل محمد درود فرست و هیچ درجه از من نزد مردم بالا مبر جز آنکه مرا معادل آن، در نزد خودم پست گردانی، و برای من عزت و احترامی آشکار پدید نیاور جز آنکه به اندازه آن در ضمیرم ذلت باطنی پدید آوری ابنها همه درس است یا در فرازی دیگر میفرمایند: خداوندا! به آستان آمرزش تو آمده ام و عفو و بخشش تو مقصودم هست و به گذشت تو مشتاقم و به فضل تو اعتماد دارم [b]و چیزی نزد من نیست که ایجاب کند مرا بیامرزی و در کارهایم عملی نیست که مرا مستحق عفو تو نماید و بعد از حکمی که درباره خود نموده ام راهگشایی جز فضل تو ندارم،[/b] یا در فرازی دیگر می فرمایند: خداوندا! ازنیات و اعمال من، آن را بپزیر که موجب خلاصیم از عذاب تو گردد، و باقی بگذار برایم آنچه را سبب اصلاحم گردد، زیرا نفس من در معرض هلاکت است مگر آنکه تو آن را محافظت فرمایی. فقر به درگاه خدا و اظهار عجز در کلمه به کلمه ی این کلام نورانی موج میزند این است آن انسانی که اسلام معرفی میکند فقیر محضی که تمام توجهش معطوف به فقرش است به درگاه خداوند یگانه غنی محض عالم و ابداً شما نمیبیند که محل اعتماد و اتکای 14 معصوم نفسشان باشد فقط خدا!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! |
|||
|
|
۱۴:۳۰, ۱۳/خرداد/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۴/خرداد/۹۱ ۲۳:۴۲ توسط شهرام.)
شماره ارسال: #29
|
|||
|
|||
|
(((بسم الله الرحمن الرحيم))) ((سوگند به نفس و آن كس كه آن را درست كرد)) ((سپس پليدكارى و پرهيزگارىاش را به آن الهام كرد)) ((كه هر كس آن را پاك گردانيد قطعا رستگار شد)) ((و هر كه آلودهاش ساخت قطعا درباخت)) الشمس/7،8،9،10 « دانا کسی است که قدر خود را بشناسد و در نادانی انسان همین بس که ارزش خویش را نداند» (خطبه۱۰۳) امام علي عليه السلام:أعظم الجهل جهل الانسان أمر نفسه امام علي عليه السلام بزرگترين ناداني ،نا آگاهي انسان از شأن و منزلت(نفس لوامه و مطمئنه) خويش است. امام علي عليه السّلام: إِيّاكَ وَ الثِّقَةَ بنَفسِكَ؛ فإنَّ ذلكَ مِن أكبَرِ مَصائدِ الشَّيطانِ. زنهار از اطمينان به خود(نفس لوامه)؛ زيرا كه آن از بزرگ ترين دام هاي شيطان است. ميزان الحكمه/جلد 2/ ص 874و875 نتيجه ي احتمالي:اگر انسان بتواند ار بند نفس اماره ي خود ازاد گردد و به سوي نفس لوامه برود، موفق و پرهيزكار هست. علي چواب من به اعتماد به نفس ،در مقابل اين حرف توبود انسان چه چيز در ذات خود دارد و شيطان هم بسيار قدرتمند هست نه در مقابل اعتماد به خداي يكتا چه بسا در ادامه ي همين احاديث و ايات به اعتماد به خدا ،به عنوان بهترين اعتماد ياد ميكند حتي اين نفسي كه درونم به ان اعتماد دارم خودش ميگويد: شهرام، خدا تنها ياور و پادشاه توست و بازگشت تو هم به سوي او تمام |
|||
|
|
۱۴:۵۱, ۱۳/خرداد/۹۱
شماره ارسال: #30
|
|||
|
|||
|
من فکر می کنم منظور جناب شهرام ،
احترام به وجه روحانی درونی انسان هست ، نه احترام به وجه نفسانی انسان ! بله؟ |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| حاشا به غیرتمان ! (ویژه ی به اصطلاح منتظرانی چون من) | علی 110 | 17 | 7,650 |
۵/اسفند/۹۲ ۱۳:۰۳ آخرین ارسال: هانا |
|










خیلی مهربونه اینو میدونستم و البته خیلی هم بزرگه اینم میدونستم وهر لحظه و هر جا منتظره منه و هیچوقت هم از مراجعه ی زیاد خسته نمیشه تازه جایزه هم میده
اما کاش ما( یعنی بیشتر خودم )وقتی گناه میکنم توبه حسابی بعدش بکنیم و دیگه سراغ اون گناه نریم و هی نگیم خدا میبخشه وکار خطامون رو صد بار انجام بدیم(مثل غیبت)، 
