|
آشنایی با شخصیت حضرت ابالفضل العباس(علیه السلام)
|
|
۲۰:۲۴, ۱/تیر/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۳۰/مهر/۹۲ ۱۲:۲۰ توسط Tolou.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم السلام علیک یا ابالفضل العباس(علیه السلام) برای هر تاپیکی دلیل یا دلایلی برای ایجادش و ادامه دادنش هست... و از دلایل ایجاد این تاپیک میتواند محبت باشد یا علت این که چه شد که عباس(علیه السلام)، عباس(علیه السلام) شد یا این که چرا امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) توجه ویژه به عمویشان دارند... و یا شاید قول و عهدی خاک خورده باشد که با حضرت عباس(علیه السلام) بسته شده ...
انشالله و به یاری خداوند در این تاپیک در مورد شخصیت حضرت ابالفضل العباس(علیه السلام) صحبت خواهد شد... فعلا تنها منبعی که دارم، مربوط به سخنرانیهای آقای معمار منتظرین تحت عنوان " عبد صالح" می باشد...دوستان اگه پیشنهاد و انتقادی دارید خیلی خوشحال میشم بشنوم... امید است مورد قبول واقع گردد.... التماس دعای فراوان از دوستان ------------------------------------------------------------------------- بسم الله الرحمن الرحمن الرحیم یکی از شاخص ترین ولی شناسان حضرت ابالفضل (علیه السلام) میباشند... یکی از مهمترین خصیصه های ایشان آشنایی ایشان با ولایت اباعبدالله الحسین(علیه السلام) و برادر بزرگوارشان، امام حسن مجتبی(علیه السلام) و پدر بزرگوارشان امام علی(علیه السلام) بوده است.مقدمه: امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) در زیارت ناحیه مقدسه، توصیفاتی از عمویشان دارند که بیانگر توجه ایشان به حضرت ابالفضل عباس(علیه السلام) دارند و از بهترین راه های قرب به امام عصر(عجل الله تعالی فرجه الشریف) اظهار ادب در مقابل ساحت مقدس آقا ابالفضل است. از مداحان شنیده اید که در روز عرفه آقا به خیمه هایی توجه دارید که روضه عباس(علیه السلام) خوانده میشود و شاید از سر آن رد شده باشید... اما چه سری در قصه ابالفضل العباس(علیه السلام) هست؟؟؟ به راستی چرا 5 امام دست حضرت اباالفضل علیه السلام را بوسیده اند؟؟؟ دست بوسی کار بسیار عظیمی است.ائمه هدی فرموده اند بهترین جای بوسه زدن پیشانی است. خب آقا جان شما اگر گفته اید پیشانی مومن را ببوسید شما که اعلی هستید ازحضرت اباالفضل(علیه السلام)-چون امام وجود و مقامش بالاست حضرت اباالفضل(علیه السلام) معصوم بودند ولی امام نبوده اند -چه خصوصیتی در آقا بوده که محور عالم وجود حضرت امیر، امام حسن مجتبی,خامس آل عبا، امام حسین(علیه السلام)؛ دست آقا اباالفضل رابوسیده اند؟؟؟!!!
لذا برهمه ما آشنایی باحضرت اباالفضل(علیه السلام) لازم است مخصوصا آنهایی که میخواهند سلوک الهی کنند و راه خدایی بروند که فنای دروجود امام است. چون ما سه منزل بیشتر نداریم: - فنای در امام - فنای درحضرت رسول - فنای در حق تعالی است: کل من علیها فان ویبقی وجه ربک ذوالجلال والاکرام ...ادب فنا از حضرت اباالفضل(علیه السلام) سر زده است... |
|||
|
| آغاز صفحه 3 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۱۷:۱۴, ۱/مرداد/۹۱
شماره ارسال: #21
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم السلام علیک یا ابالفضل العباس(علیه السلام) چه کسی عبد خدا میشود؟ کسی که خدا را بشناسد... چه کسی خدا را میشناسد؟ کسی که امامش را بشناسد... چرا حضرت ابالفضل(علیه السلام) عبد الله شدند؟؟؟ چون خدا را شناختند.... چگونه خدا راشناختند؟ از طریق شناخت امام حسین (علیه السلام) ... بنابراین ما امروز عبد خدا نخواهیم شد مگر با شناختن امام زمانمان(علیه السلام)... اگه امام زمان را نشناختیم حقیقت عبودیت در وجودمان ظهور نخواهد کرد...همه باید اماممان را بشناسیم...
چرا اذا عرفوه عبدوه؟؟؟ چون خدای متعال همه ی فطرت ها را رو به خودش خلق کرده است... فطرت دنبال جلال میگردد... فطرت دنبال جمال میگردد... فطرت دنبال همه خوبیهای عالم میگردد... و مرکز همه ی خوبی های عالم خداست و در امام ظهور کرده است... [b]ازنظر شما فقیر چه کسی است؟؟؟ ممکن است شما بگویید کسی فقیر است که مال ندارد...نه این معنای فقیر نیست... فقیر کسی است که چشمش به غنی باز شده باشد... جاهل کسی است که چشمش به عالم باز شده باشد... کسی ضعیف است که چشمش به قوی باز شده باشد... تا قوی را درک نکنید احساس ضعف نمیکنید... اهل بیت چرا در مقابل خدا فقیر بودند؟چون چشمشان به جمال غنی باز شده بود... چرا ذلیل بودند در مقابل خدا؟ چون چشمشان به عزیز باز شده بود... [b] حضرت ابالفضل(علیه السلام) یک مرتبه چشمشان به جمال غنی، به جمال عزیز باز شده بود... همه این ها را در امام حسین(علیه السلام) دیدند و در مقابل امام حسین(علیه السلام) انقیاد پیدا کردند... و انقیادِ مقابل اباعبدلله شد انقیادِ در مقابل خداوند... اینها را از کلام امام صادق(علیه السلام) بیان می کنیم: السلام علیک ایها عبد الصالح... چرا عبد صالح؟؟؟ چون المطیع لله و لرسوله و لامیرالمونین و الحسن و الحسین.... عبدصالح یعنی کسی که مطیع است... مطیع بودن و اطاعت ربطی به اعضا و جوارح ندارد... اطاعت مالِ دل است... مطیع کسی است که دلش خاضع در مقابل امام است... در قیامت هم خداوند به دلها نگاه میکند... ان الله ینظر الی قلوبکم..... حضرت ابالفضل(علیه السلام) قلبشان در مقابل امام حسین خاضع بود... هر وقت قلب در مقابل امام عصر خاضع شد، عبد صالح میشوید....
انشالله ادامه دارد....
|
|||
|
|
۶:۳۷, ۳/مرداد/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۳/مرداد/۹۱ ۶:۴۰ توسط Tolou.)
شماره ارسال: #22
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم السلام علیک یا ابالفضل العباس(علیه السلام) (بابت طولانی شدن پست عذر میخوام... ولی حتما بخونیدش...) وقتی عبد صالح شدید فقط عمل صالح از شما سر میزند... مقابل قلب، حجابی به نام نفس هست که میخواهد خودش عمل کند خودش اراده کند... طلوع مال آن است... طغیان مالِ نفس است... و لذا در مقابل امام، حضرت ابالفضل(علیه السلام) مرده بودند... یعنی هیچ اراده ای از خودشان نداشتند... و ما را هم میخواهند همین طور باشیم... ما در نماز اول به خود سلام میدهیم: السلام علینا و علی عباد الله الصالحین.... و در قرآن داریم: ادخلنا فی رحمتک بعبادک صالحین... حال این رحمت خدا چیست که به واسطه آن میخواهیم وارد عباد صالحین شویم؟؟؟ رحمت خدا ولایت است.. رحمت خدا معرفت امام حسین(علیه السلام) است... رحمت خدا معرفت اهل بیت(علیه السلام) است... و به وسیله این رحمت میخواهیم وارد عباد صالحین شویم... و لذا حضرت ابراهیم در خواست می کند: رب الحقنی بالصالحین... صالحین چه کسانی هستند؟ در قرآن داریم: الله الذی نزل ا لکتاب و هو یتولی الصالحین.... یعنی رسول الله و آلِشان از صالحین و حضرت ابراهیم آرزو میکند که مرا با اینها ملحق کن... رب الحقنی بالصالحین... انه فی الاخره المن الصالحین... تا در آخرت ملحق به آنان شد، او هم از صالحین خواهد شد.. تعریف عبد صالح خیلی تعبیر بزرگی است... --------------------------------------- گفتیم که: " فاذا عرفوه..." معرفت چیست؟ طبق روایات اهل بیت به سه محور اشاره شده است: نکته مهم این است که ما از علم در اینجا صحبت نمیکنیم... مثلا فرض کنید که یک صحرایی هست و شما پرندگان را می بینید که روی زمین مینشینند و بلند میشوند.. شما متوجه میشوید که اینجا آب هست... این علم به وجود آب است اما گاهی شما نزدیک شده و دستتان را به آب میزنید این معرفت است.... در ادامه از معرفت سخن گفته میشود. . 2- معرفت مناقب و فضایل اهل بیت(علیه السلام): آشنایی با فضایل و معرفت اهل بیت است... مثل داستان هایی که در مورد کرم و بخشش اهل بیت هست... 3- معرفت نورانیت: این همان معرفتی است که حضرت ابالفضل(علیه السلام) داشتند... پایین تر از حضرت ابالفضل(علیه السلام) ، سلمان در مرتبه ای پایین تر این معرفت را داشتند... یعنی با نور امام حسین(علیه السلام) را شناختند... با نور حضرت امیر(علیه السلام) را شناختند... نور چیست؟ الله نور السماوات و الارض مثل نوره کمشکات... مثلا وقتی برق میرود، شما علم داشتید که اینجا مسجد است .... این علم است... وقتی چراغ روشن شد و دیدید، این معرفت است... نور باید به دل آید تا بتوان امام حسین(علیه السلام) را شناخت...این شامل حال هرکسی نمیشود... از غصههایی که خوبان خدا میخورند، این است که چرا اکثر ما از این معرفت نورانیت محروم هستیم... آن چیزی که ما میخواهیم از آقا ابالفضل(علیه السلام) درخواست کنیم، معرفت نورانیت هست... که خدای متعال این نو ررا به ما عطا نماید و وهبی است نه کسبی است... باید هِبه شود.. کسب این است که با تلاش و کار و... به دست آید....کسبی از طریق فعل است... هِبه ای از طریق دعاست... و این تحصیل نیست... هِبه چیزی است که ما استحقاقش را نداریم و عطا میکنند... . . آن چیزی که ما میخواهیم از آقا ابالفضل(علیه السلام) درخواست کنیم،
معرفت نورانیت هست... اگه تونستید... التماس دعا انشالله ادامه دارد...
|
|||
|
|
۱۱:۴۴, ۸/مرداد/۹۱
شماره ارسال: #23
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم السلام علیک یا ابالفضل العباس(علیه السلام) دعا هم هِبه است... "اذا سالک عبادی اَنی فانی غریب اُجیب دعوه الداع" کلمه اجیب قبل از دعوت آمده یعنی خدا اول اجابت میکند و بعد شما دعا میکنید... حال چرا گفتند که هِبه ای است؟ کلمه هِبه به معنای عطای چیزی است که ما استحقاق آن را نداریم...چیزی که مستحق آن نیستیم... [/b]فرض کنید شما سر کلاس از بچه ها امتحان میگیرید و به همه طبق درسی که خواندهاند نمره میدهید... هدیهای میدهید... اما گاهی شما به یکی از بچه ها که دوستش دارید، چیزی غیر از آن هدیه میدهید... این هِبه است.... و لذا در فقه اسلامی هِبه را میتوانید پس بگیرید ولی هدیه را نمیتوان پس گرفت... هدیه چون استحقاقی است، شرعاً نمیتوان پس گرفت... لذا پیامبر گفتند هدیه حلالترین حلالهاست... امیر المومنین(علیه السلام) در دعاهایشان گاهی میگویند اللهم اَعطنی بصیره... گاهی میگویند اللهم انی اسالک... فقط چند مورد است که گفته اند الهی هَب لی کما انقطاع اِلیک ... الهی هَب لی قلباً یدنیه منکَ شوق... معرفت نورانیت باید هِبه شود از طریق دعا... اما معرفت مناقب کسبی است ... و باید مطالعه کنید... معرفت نورانیت با خواندن و... حاصل نمیشود... یعطی الحمکه من یشاء چون ما فقط مالک یک چیز بیشتر نیستیم.... لایَملکُ الا دعا.... درهمه چیز ما مملکوک هستیم ولی خداوند به لطفش فقط یک مالکیت به ما داده است و آن هم دعاست... روز عاشورا روز درخواست معرفت نورانیت است که به ما هِبه شود... [/b] آنهایی که بهشان هِبه شده راه برایشان باز شده است... در کنار ضریح امام حسین (علیه السلام) خیلی ها ضجه و ناله زدند تا بهشان هِبه شود...مرحوم آقای قاضی 14 سال در آستانه حضرت عباس (علیه السلام) نشستند و گریه کردند و دعانمودند تا به ایشان هِبه شد... ما قدرت تحصیلش را نداریم... باید دعا نمود...
انشالله ادامه دارد...
|
|||
|
|
۶:۰۴, ۱۳/مرداد/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۳/مرداد/۹۱ ۶:۰۵ توسط Tolou.)
شماره ارسال: #24
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم السلام علیک یا ابالفضل العباس(علیه السلام) .... ما قدرت تحصیلش را نداریم... باید دعا نمود... الهی هب لی کمال انقطاع الیک... و لذا ما میتوانیم از خدا انقطاع پیدا کنیم اما کمال انقطاع این است که از این انقطاع هم انقطاع پیدا کنیم... شما وقتی میگویید من کاری به غیر خدا ندارم یعنی هنوز از این کلمه جدا نشده اید و باید از این هم جدا شوید... این دیگر از قدرت من و شما خارج است... باید هِبه شود... ربنا لاتزغ قلوبنا بعداذ هدیتنا و هب لنا.... هِبه کن.... فرزندانی هم که شما دارید هبه است... در قرآن داریم: یهب لمن یشا ذکورا و یهب لمن یشا انوثا... این که گفته شده است که دنیا شب است، شب یعنی جهل... وقیامت روز است ... روز یعنی علم، یعن فهم، یعنی دیدن... جامعه ما الان به این امر خیلی نیاز دارد... مردم ما خوب شنیدن را یاد گرفتند... خوب نوشتن را هم یاد گرفتن... خوب گفتن را هم یاد گرفتند اما هنوز خوب دیدن را یاد نگرفته اند... ما اهل نظر شدیم ولی اهل رویت نشده ایم... رویت از کمالات خوبان خداست... ابابکر هر روز پیغمبر را میدید ولی نمیدید... جسم پیامبر را میدید..... او بصر داشت ولی بصیرت نداشت.. چشم داشت ولی نمیتوانست رویت کند... در دعای ند به میخوانید : متی ترانا و نراک.... روایات مسلم هست که امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) در جلسات می آیند...حتی حضرت فرمودند داخل خانه هایشان هم می آیم و با آنها غذا میخورم ولی مرا نمیشناسند... کی میشود که ما تورا ببینیم و تو هم ما را ببینی... دو طرف همدیگر را بشناسیم... این با نورانیت حاصل میشود...
باید رویت کرد و لذا چون رویت خیلی بزرگ است گفته اند: سَنُریهم آیاتنا... ما به شما نشان می دهیم....آیات اهل بیت(علیه السلام) هستند... ان شاالله ادامه دارد..... |
|||
|
|
۱۸:۲۴, ۲۷/مرداد/۹۱
شماره ارسال: #25
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم السلام علیک یا ابالفضل العباس(علیه السلام) خداوند دو چشم دردل هر کس قرار داده است.... هر کس عبد شد، وقتی خداوند اراده خیر کرد، خدواند دو چشمش را باز می کند. الان جلوی چشمِ دل ما را حجاب نفس گرفته است... الهی قلبی محجوب و نفسی معیوب.. اگر این برود کنار و از آن طرف دو چشم دل باز شود، اولِ دیدن آقا ابالفضل (علیه السلام) است... اول دیدن حسین بن علی (علیه السلام) است... [/b]چرا در خواب راحت ائمه را میبینیم؟ در حدیث داریم: هرکس مرا در خواب مرا ببیند، مرا دیده است و صحیح است چون شیطان نمیتواند به شکل ما در آید.... چون خواب است و الخواب اَخُ الموت... حجاب نفس کنار رفته است و شما میتوانید رویت کنید...
آقا ابالفضل(علیه السلام) چون عبد صالح شده بود، یعنی قلبش در مقابل امام حسین(علیه السلام) منقاد شده بود، جمالِ حسینی را مشاهده کرده بود...
دیدن امام(علیه السلام) نور میخواهد... نوری که خودِ خداوند باید هبه کند تا وجود مبارکشان را بشناسیم... معرفتی بالنورانیه فاذا اعرفنی بالنورانیه...وقتی مرا به نورانیت شناختید میشوید عارفاً مستبصرا... عارف حقیقی کسی که به نور شناخته باشد... و نور عنایت خودِ حضرت حق است که با آن جمال اماممان را تماشا کنیم. مثال کوچکی میزنیم: در عکاسخانه هنگام گرفتن عکس، اول نور می اندازد و بعد عکس میگیرد. تا فضا روشن شد و نور آمد، عکس گرفته میشود... ما باید یک نوری بیاید و بیفتد در وجود حضرت سیدالشهدا(علیه السلام) تا ما او را بشناسیم... آن لحظه ای که نور آمد و شما شناختید، قرآن اسمش را گذاشته : ساعه لحظه دیدن مطلوب را ساعه میگویند... لعل ساعه آتیه.... دارد میآید... همه شما مبیبینید...همه شما جمال امیرالمومنین(علیه السلام) را میبینید... همه شما جمال امام حسین(علیه السلام) را میبینید.... کی؟ موقع احتضار... حتی کفار و مشرکین هم میبینند... خداوند متعال برای اتمام حجت به همه نشان می دهند....
ساقی خم خانهی کربلا آقا ابالفضل هستند.... ما الان همه لب تشنه هستیم... قلبمان هنوز آب نخورده است... خود سیدالشهدا آب است... و تا اماممان را نبینییم آرام نمیشویم...
ان شاء الله ادامه دارد.... |
|||
|
|
۱۷:۳۹, ۴/شهریور/۹۱
شماره ارسال: #26
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم السلام علیک یا ابالفضل العباس(علیه السلام) ... و تا اماممان را نبینییم آرام نمیشویم... تا اماماممان را دیددیم دیگر غیر امام برایمان معناو مفهومی ندارد....برای همین است که این در و آن در میزنیم... چون ندیده ایم... البته چون ندیده ایم از جهاتی هم معذوریم... وقتی حضرت حجت تشریف می آورند، همان دیدن حضرت کار را تمام میکند... از آن زمان که فتنه ی چشمت به من رسید ایمن ز شرِ فتنه آخرالزمان شدم ما در فتنه بزرگتری میافتیم که این فتنه ها برایمان جلوه ندارد.یک آتش دیگری درونمان ایجاد میشود که آتش جهنم دیگر جرات ندارد نزدیک این آتش شود. فرق است بین آتشی که موسی دید با آتشی که زرتشیان روشن میکنند... آتش عشق حسین(علیه السلام) ، آتش عشق ابالفضل(علیه السلام)، آتشی است که اگر خوب شعله ور شود از یک طرف شما را می سوزاند و از طرف دیگر جمال خوبان خدا را نشان میدهد. خدا ان شالله کمک کند که همه به رویت برسیم... تا امام زمانمان را ندیده ایم روزه داریم و لذا عید فطر حقیقی شیعه زمانیست که امام را ببینیم... [b]باطن شیعه روزه دار است... و لذا نماز عید فطر را دقت کنید... در قنوت های نماز عید فطر از عباد صالحین خیلی صحبت شده است...
ان شاء لله ادامه دارد.... ( ان شاءالله سعی میشه که زودتر پست گذاشته بشه....) |
|||
|
|
۲۲:۳۳, ۶/شهریور/۹۱
شماره ارسال: #27
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم السلام علیک یا ابالفضل العباس(علیه السلام) به نظرم اومد که توی دو سه تا پست خلاصه ای از مباحث مطرح شده را بذارم... -------------------------------------------------- پست خلاصه ی اول:امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) در زیارت ناحیه مقدسه، توصیفاتی از عمویشان دارند که بیانگر توجه ایشان به حضرت ابالفضل عباس(علیه السلام) دارند و از بهترین راه های قرب به امام عصر(عجل الله تعالی فرجه الشریف) اظهار ادب در مقابل ساحت مقدس آقا ابالفضل است. حضرت اباالفضل علیه السلام بزرگترین ملجاء و پناهگاه اولیای خدا بوده اند از ابتدای خلقت.
حضرت اباالفضل (علیه السلام) جایشان در زیارت عاشورا اینجا است : السلام علیک یا ابا عبد الله و علی الارواح التی حلت بفنائک. اولین روحی که حلول کرد به فنای امام حسین(علیه السلام) حضرت اباالفضل (علیه السلام) بودند.=============================================== حضرت اباالفضل (علیه السلام) حوائج عرضه میکند نه این که حوائج را بر طرف میکند. بلکه حاجت را هم ایشان عنایت میکنند.حاجت توزیع میکنند که حاجت از رفع حاجت بالاتره... [font=B Nazanin][/font]مقامی که خدا برای حضرت اباالفضل (علیه السلام) قرار داده است واسطه بودن ایشان برای رفع حجاب بین خود وخلق خود می باشد... حضرت اباالفضل (علیه السلام) واسطه ای هستند که احتیاجات رابه اذن الله اعطا می کنند.. ==================================== اول زیارت حضرت عباس(علیه السلام) میخوانیم: السلام علیک ایها العبد الصالح
این بسم الله آشنایی با حضرت اباالفضل(علیه السلام) است.
وقتی شمانماز میخوانید، در نماز به حضرت ابا الفضل(علیه السلام) سلام میدهید... السلام علینا و علی عباد الله الصالحین...
فرمودند مصداق اتم عباد صالحین عباس بن علی(علیه السلام) است.. و هرکس میخواهد اباالفضلی بشه باید در اولین قدم المطیع لله و لرسوله شود.. باید هیچ اظهار رأی در مقابل امام زمانت نداشته باشی... سراینکه اسمی از آقا اباالفضل(علیه السلام) در زیارت عاشورا نیست همین جاست. بدن حضرت ابالفضل(علیه السلام) خاضع و قلبشان خاشع در مقابل امام حسین(علیه السلام) بود..... حضرت عباس(علیه السلام) که ادب نداشتند.... بلکه أحسن ادب داشتند. و به هر جا می خواهید برسید با ادب باید برسید... |
|||
|
|
۲۱:۳۲, ۷/شهریور/۹۱
شماره ارسال: #28
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم السلام علیک یا ابالفضل العباس(علیه السلام) ... )حضرت عباس (علیه السلام) آیینه ایست که فقط جلال و جمال امام حسین(علیه السلام) که جمال و جلال خداست، را نشان می دهد. حضرت ابالفضل(علیه السلام) عبد خدا بودند. عابد با عبد خیلی فرق می کند.عابد کسی است که خدا را عبادت می کند و از او عبادت سر میزند. ولی عبد کسی است که عبودیت از آ ن سر میزند. عبودیت دائمی است و صفت است ولی عبادت فعل است. گاهی هست و گاهی نیست...ولی عبودیت چون صفت است، دائمی است.عبودیت یک خضوع و انقیاد باطنی است نسبت به حضرت حق. عبودیت خاصه قبول صراط المستقیم است... خصوع در مقابل صراط المستقیم است.... انقیاد آگاهانه و هوشیارانه است... انقیادِ با معرفت در مقابل خداوند متعال است... این دیگر شامل حال همه نیست. هر کس عبد شد، خداوند رحمت خاصه را شامل حالش میکند... حضرت ابالفضل (علیه السلام) غیر از این ذات مبارکشان خضوع در مقابل حق دارد بلکه بخشِ اختیاری وجود ایشان هم، خضوع عارفانه دارند...
عبد صالح یعنی خروج کامل از نفس... سر سوزنی در آن نفس وجود ندارد... و لذا ان الارض یرثها عبادی الصالحون .....وارثان زمین بندگان صالح خدا هستند.... ================================== بنابراین ما امروز عبد خدا نخواهیم شد مگر با شناختن امام زمانمان(علیه السلام)... اگه امام زمان را نشناختیم حقیقت عبودیت در وجودمان ظهور نخواهد کرد...همه باید اماممان را بشناسیم...و مرکز همه ی خوبی های عالم خداست و در امام ظهور کرده است... اهل بیت چرا در مقابل خدا فقیر بودند؟چون چشمشان به جمال غنی باز شده بود... چرا ذلیل بودند در مقابل خدا؟ چون چشمشان به عزیز باز شده بود... حضرت ابالفضل(علیه السلام) قلبشان در مقابل امام حسین خاضع بود... هر وقت قلب در مقابل امام عصر خاضع شد، عبد صالح میشوید....و لذا در مقابل امام، حضرت ابالفضل(علیه السلام) مرده بودند... یعنی هیچ اراده ای از خودشان نداشتند... و ما را هم میخواهند همین طور باشیم... ============================================= انواع معرفت: 2- معرفت مناقب و فضایل اهل بیت(علیه السلام): آشنایی با فضایل و معرفت اهل بیت است... مثل داستان هایی که در مورد کرم و بخشش اهل بیت هست... 3- معرفت نورانیت: این همان معرفتی است که حضرت ابالفضل(علیه السلام) داشتند... پایین تر از حضرت ابالفضل(علیه السلام) ، سلمان در مرتبه ای پایین تر این معرفت را داشتند... یعنی با نور امام حسین(علیه السلام) را شناختند... با نور حضرت امیر(علیه السلام) را شناختند... نور چیست؟ الله نور السماوات و الارض مثل نوره کمشکات... آن چیزی که ما میخواهیم از آقا ابالفضل(علیه السلام) درخواست کنیم، معرفت نورانیت هست... که خدای متعال این نو ررا به ما عطا نماید و وهبی است نه کسبی است... باید هِبه شود.. کسب این است که با تلاش و کار و... به دست آید....کسبی از طریق فعل است... هِبه ای از طریق دعاست... و این تحصیل نیست... هِبه چیزی است که ما استحقاقش را نداریم و عطا میکنند.... ========================================== آن لحظه ای که نور آمد و شما شناختید، قرآن اسمش را گذاشته : ساعه لحظه دیدن مطلوب را ساعه میگویند... تا امام زمانمان را ندیده ایم روزه داریم و لذا عید فطر حقیقی شیعه زمانیست که امام را ببینیم... باطن شیعه روزه دار است... و نماز عید فطر را دقت کنید... در قنوت های نماز عید فطر از عباد صالحین خیلی صحبت شده است... |
|||
|
|
۱۶:۴۵, ۱۰/شهریور/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۰/شهریور/۹۱ ۱۶:۴۷ توسط Tolou.)
شماره ارسال: #29
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم السلام علیک یا ابالفضل العباس(علیه السلام) حضرت ابالفضل(علیه السلام) را باید مافوق ایشان معرفی کند. افراد کوچک اگربخواهند بزرگی را معرفی کنند آنها را پایین آورده و در فهم خودشان کوچک می کنند.پس بهترین ادب برای یک کوچک نسبت به بزرگ آن است که از خودش چیزی نگوید بلکه ببیند قِران و قَرین آن و بزرکتر از آن در موردشان چه گفته اند... بنابراین کسی جز بزرگان نمی توانند وجود با عظمت حضرت عباس (علیه السلام) را معرفی کنند. بنابراین باز به محضر امام صادق(علیه السلام) میرویم... بهتر است ساده از کلمات اهل بیت(علیه السلام) کنار نرویم و تفکر نماییم... اهل بیت(علیه السلام) کسی را همینطوری معرفی و تعریف نمیکنند... آنها به دلیل اینکه علمی از عالم غیب و شهود به آنها عرضه شده است، هم غیب و هم شهود افراد را میدانند و به همین دلیل تعریف آنها تعریفی حقیقی است... امام صادق(علیه السلام) در مورد حضرت ابالفضل(علیه السلام) فرمودند: کان عمُنا العباس نافذُ البصیره، صلبَ الایمان، جاهدَ معَ ابی عبدالله حسین(علیه السلام) و ابلی بلا ء حسنا و مضی شهیدا. حضرت صادق(علیه السلام) پنج تعریف از حضرت ابالفضل(علیه السلام) آورده اند: 1- در این جا حضرت صادق افتخار می کنند و میگویند «عموی ما» و این خیلی مهم است که امام و حجت خداوند می فرمایند: «عموی ما» می فرمایند: عموی ما خصوصیاتی داشتند که یکی از آنها نافذالبصیره بودن میباشند. در اینجا حضرت صادق(علیه السلام) نفرمودند که حضرت عباس صاحب بصیرت بودند یا دارای بصیرت بزرگ بودند بلکه فرمودند نافذالبصیره هستند. در قرآن کریم دو عالم معرفی شده است: عالم غیب و عالم شهود. برای تماشای عالم شهود به بصر وبرای تماشای عالم غیب به بصیرت احتیاج هست. کلمه بصر نوری است که روی پرده چشم قرار گرفته است. دیدید که میگویند دعا کنید نور چشم زیاد شود . در تعقیبات نماز صبح داریم: اللهم الجعل نور فی بصری و بصیرتی فی دینی... نوری که روی پرده چشم هست را عرب میگوید بصر. و لذا بصر وسیله دیدن نیست. عَین(چشم) وسیله دیدن است.
در سوره مبارک اعراف/179 داریم: ولقد ذرانا لجهنم کثیرا من الجن و الانس لهم قلوب لا یفقهون بها و لهم اعین لا یبصرون بها و لهم اذان لا یسمعون بها .. یعنی عَین چشم است و کارِ چشم بصر است.... عین وسیله دیدن است و بصر خود دیدن است. یعنی اگر کسی چشم نداشته باشد از بصر محروم است. پس تمام اشیا عالم شهود را فقط با بصر خواهیم دید به خاطر نوری که خداوند مهربان روی چشم قرار داده است.
اما خداوند در قلب انسان، دو چشم قرار داده که اگر باز شوند انسان صاحب بصیرت می شود. خیلی جالب است بدانید یکی از اصحاب نابینای امام صادق(علیه السلام) ملقب بود به ابابصیر ، او بصر نداشت ولی بصیرت داشت. بصیرت قابل مقایسه با بصر نیست. به مقداری که بین عالم غیب و شهود تفاوت وجود دارد، بین بصر و بصیرت هم تفاوت وجود دارد.
ان شاء لله ادامه دارد... |
|||
|
|
۲۳:۵۲, ۲۷/شهریور/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۸/شهریور/۹۱ ۰:۰۲ توسط Tolou.)
شماره ارسال: #30
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم السلام علیک یا ابالفضل العباس(علیه السلام) در قرآن داریم در مورد پیامبر ( قل هذه سبیلی أدعوا الی الله علی بصیرة أنا و من التبعنی ) پیامبر بگو خیال نکنید من چیزی که شنیده ام به شما می گویم نه من چیزی که دیده ام به شما می گویم.حضرت رسول بصیرت به یوم البعث داشتند ، اهل برزخ نبودند بلکه اهل قیامت بودند. بصیرت چیست؟ بصیرت نوری است که در دل وارد می شود و صاحبان بصیرت با آن نور عالم غیب را شهود می کنند. اینجا دو موضوع کنار هم قرار گرفته است. _ عالم الغیب و الشهادة _کسی که صاحب بصیرت باشد، چشمش به غیب عالم بازشده است و عالم را آنچنان که هست می بینند، حقایق را می بینند .خیلی مهم است که انسان عالم را آنچنان که هست ببیند... پس بصیرت یعنی نگاه کردن به غیبِ عالم و عالم غیب را شهود کردن...
اگر دیدید کسی امروز یک نظر و فردا نظر دیگری دادند، اهل بصر است یعنی اهل بصیرت نشده اند چون واقعیت را نمیبینند.... حال اهل بصیرت بودن یک موضوع مهم است و نافذالبصیره بودن موضوع بسیار بزرگتر... بصیرت را تعریف کردیم. حال به سراغ معنای نافذ میرویم:
کلمه نفوذ به معنای دقیق شدن در یک موضوع یا شی و اطراف آن شی هست، حالا اگر با بصیرت همراه شود ، نافذ البصیره یعنی کسی که تمام ریزه کاری های عالم غیب را در آنها دقیق است نه تنها عالم غیب را می بینند بلکه تمام ریزه کاریهای عالم غیب را خبر دارد بلکه به تمام حفره ها و شکافهای عالم غیب محیط هستند. [/b] لذا حضرت ابوالفضل وقتی چشم به کسی می انداختند غیب او را می دیدند. از امام کاظم و امام صادق(علیه السلام) نقل شده بروید در دین فقیه شوید و بعد از آن فرمودند: فاِنهُ مِفتاحُ البصیره، فقیه شدن در دین کلید بصیرت پیدا کردن است... پس اگر کلید فقاهت بصیرت است، معلوم میشود که حضرت ابالفضل فقیه هم هستند...فقیه یعنی کسی که فهم آن عمیق است و دین را عمیقاً درک کرده است. البته فقیه در لسان اهل بیت خیلی لطیف است....
ان شاءالله ادامه دارد... |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| عوامل قیام امام حسین علیه السلام در زیارت ناحیه | mahdy30na | 8 | 3,374 |
۸/آبان/۹۴ ۷:۵۷ آخرین ارسال: mahdy30na |
|
| فضیلت یاد امام علی علیه السلام | ali0077 | 12 | 6,359 |
۳۰/مهر/۹۳ ۰:۲۳ آخرین ارسال: آفتاب |
|
| .:خطبه های تکان دهنده ی امــــام عــــــــلیــ علیه السلام:. | اولولالباب | 25 | 10,558 |
۱۷/تیر/۹۳ ۲۲:۰۴ آخرین ارسال: اولولالباب |
|
| توصیف برکات صلوات از دیدگاه امام صادق(علیه السلام) | ali0077 | 1 | 1,759 |
۱۵/دی/۹۲ ۱۷:۰۵ آخرین ارسال: عالم مقدس ملکوت |
|
| مطابقه ی حالات امیر المومنین علیه السلام با هارون(علیه السلام)!! | help me | 0 | 1,458 |
۸/شهریور/۹۲ ۱۵:۵۲ آخرین ارسال: help me |
|
| درمورد ولایت امام علی علیه السلام | سید احمد | 1 | 1,759 |
۱۴/مرداد/۹۲ ۲:۵۶ آخرین ارسال: آفتاب |
|
| توهین بعضی از شعرا به شخصیت امام علی(علیه السلام) و حضرت فاطمه(سلام الله علیها) | m.hossein | 23 | 13,904 |
۲۳/تیر/۹۲ ۱۹:۵۵ آخرین ارسال: m.hossein |
|








... )