کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام

نظرسنجی: نظر شما در مورد این مستند؟
عالی
خوب
متوسط
ضعیف
خیلی ضعیف
     


ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 14 رای - 4.14 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
پادشاه بدون تاج و تخت، شهید دکتر (مهدی) ادواردو آنیلی
۱:۱۱, ۶/فروردین/۹۰
شماره ارسال: #1
آواتار
به نام خدا



با عرض سلام خدمت دوستان عزیز
به لطف یکی از دوستان در تالار، مجبور شدم راجع به موضوعی تحقیق کنم... در حال وبگردی بودم که با ”پایگاه شناخت رهبری" آشنا شدم، در این سایت به مطلبی برخوردم که راجع به دکتر شهید (مهدی) ادواردو آنیلی بود... من تا اون زمان راجع به این شهید حتی یک کلمه هم نخونده و نشنیده بودم... ولی مطمئنا آشنایی با زندگی و سرگذشت شهید آنیلی یکی از بهترین اتفاقهای زندگی من بوده و هست... دیدم در تالار راجع به زندگی شهید ادواردو آنیلی مطلبی وجود نداره، این بود که تصمیم گرفتم از ایشون هم یاد کنم. ان شاء الله که خدا قبول کنه...
البته این مطلب با همفکری و همکاری چند دوست در تالار فراهم اومده، حالا ازشون نامی نمیبرم شاید راضی نباشند... خدا خیرشون بده... واقعا ممنونم دوستان.


نیویورك، منزل سناتور آنیلی، 6 ژوئن 1954
اولین فرزند خانواده مطرح و صاحب‎ نفوذ آنیلی متولد می‎شود. آن‌ها برای او اسم ادواردو را انتخاب می‎كنند. پدرش سناتور جیووانی آنیلی یك مسیحی كاتولیك و مادرش پرنسس مارلا كاراچولو، یهودی بود. خانواده آنیلی كه از آنان به‎عنوان خاندان پادشاهی ایتالیا نام برده می‌شود، ثروتمندترین و پرنفوذترین خانواده ایتالیا هستند كه هفت كارخانه اتومبیل ‎سازی، چندین بانك خصوصی، باشگاه ورزشی یوونتوس و... بخشی از سرمایه عظیم آنان است.

رم، لندن، نیویورك
ادواردو تحصیلات ابتدایی و مقدماتی خود را در ایتالیا گذراند و پس از آن به كالج آتلانتیك در انگلستان عزیمت كرد. بعد از آن هم برای ادامه تحصیلات به ایالات متحده رفت. با این كه زمینه خانوادگی برای او اقتضا می‎كرد تا در رشته‎های مهندسی یا اقتصاد ادامه تحصیل دهد، اما ادواردو گمشده‎ای داشت كه باید آن را در جایی دیگری می‎‎‎جست. به همین خاطر، رشته ادیان را برگزید و مطالعات خود را به شناخت ادیان مختلف اختصاص داد.

[تصویر: 13713021393466931381441005242196619022.jpg]

كتابخانه دانشگاه پرینستون، 1974
در یكی از روز‌های دوران دانشجویی‎اش در آمریكا هنگامی كه در كتابخانه قدم می‎زد، با كتاب تازه‎ای مواجه شد؛The Holy Quran. آن را برداشت و مقداری از آن را مطالعه كرد. احساس عجیبی به او دست داد. او آن لحظه نمی‎دانست كه این كتاب آینده‎اش را به‎كلی دگرگون خواهد کرد. از آن جایی‎كه پدرش كاتولیك و مادرش یهودی بودند، زمینه حقیقت‎جویی و تفحص در مورد ادیان و مكاتب در وی ایجاد شده بود.

مركز اسلامی نیویورك، 1974
بعد از مطالعه بخش‎های زیادی از قرآن، فهمید گمشده خود را در جملات نورانی آن یافته است. در حالی‎ که 20 سال سن داشت، به مركز اسلامی نیویورك مراجعه و اعلام كرد كه می‎خواهد مسلمان شود. همان جا هم شهادتین را بر زبان جاری کرد و آنان هم نام هشام عزیز را برای وی انتخاب كردند.

رم، سفارت جمهوری اسلامی ایران، 1980
ادواردو شبكه‎های تلویزیونی ایتالیا را بالا پایین می‎كرد كه برنامه‎ای به چشمش جالب آمد؛ مناظره‎ای بین نمایندگانی از ایران، عراق، آمریكا و ایتالیا كه در آن محمدحسن قدیری ابیانه - رایزن مطبوعاتی سفارت ایران در ایتالیا- سخنش را با نام خداوند قویتر از ناو‌های آمریكا شروع كرده بود. تا انتهای مناظره را با دقت و علاقه تماشا كرد. خیلی خوشحال بود كه در تلویزیون ایتالیا سخنی از خدای قدرتمند شنیده است. چند روز بعد با موتورگازی دربان منزل‎شان به سفارت ایران در رم رفت. چون یكشنبه بود و روز تعطیل، با در بسته سفارت مواجه شد اما آن‎قدر اصرار كرد كه عاقبت قدیری ابیانه شخصا به استقبالش رفت و از همین‎جا باب آشنایی بیشتر او با ایران و انقلاب اسلامی فراهم شد.
دکتر قدیری ابیانه در این باره می گوید: يك هفته بعد از پخش مناظره ادواردو آمد منزل ما، با يك موتورسيكلت گازي دست دوم، بدون اين‎كه خودش را معرفي كند؛ به نگهبان در منزل ما كه ايتاليايي بود، گفته بود مي‎خواهم آقاي "قديري " را ببينم. در آن زمان من خيلي مشغله داشتم. براي همين گفتم به او بگوييد فردا به سفارت بيايد تا با هم صحبت كنيم. ولي چون ممكن بود در آن‎جا او را بشناسند، نمي‎خواست به آن‎جا بيايد. بنابراين پيغام داد به قديري بگوييد خداوند هر در بسته‎اي را مي‎گشايد و من به محض گرفتن اين پيغام گفتم، او را به داخل راهنمايي كنيد. به استقبالش رفتم. او جوان قدبلندي بود. خواستم خودش را معرفي كند. گفت من ادواردو آنيلي هستم. من بدون آن‎كه انتظار جواب مثبتي داشته باشم، پرسيدم شما با آن خانواده معروف آنيلي نسبتي داريد؟ گفت بلي، من پسرش هستم. گفتم تو اگر واقعا پسر آنيلي هستي پس چرا با اين موتور دست دوم آمده‎اي؟ گفت اين مال نگهبان‎مان است و من با اين آمده‎ام تا شناخته نشوم. من مصاحبه شما را ديدم و مسلمان هستم. گفتم چه زمان مسلمان شدي؟ گفت چهار سال قبل. شرح مسلمان شدنش را گفت. مي‎خواست كه با هم دوست باشيم. از آن به بعد هر وقت كه به شهر رم مي‎آمد - منزلش در شهر تورينو بود - به من هم سر مي‎زد. بعد از چند جلسه كه با هم بوديم، شيعه شد. وقتي برايش راجع به تشيع توضيح دادم، خوشش آمد. بعد از شيعه شدن و ذكر شهادتين در نزد آقاي فخرالدين حجازي، نام او را "مهدي " گذاشتيم.


تهران، جماران، بیت امام خمینی (رحمة الله علیه)،6 فروردین 1360
ادواردو كه به‎شدت به انقلاب اسلامی ایران علاقه‎مند شده، در اولین سفرش فرصت پیدا می‎كند تا به اتفاق فخرالدین حجازی به دیدار امام خمینی برود. در همین دیدار است كه حضرت امام (رحمت‎الله علیه) در حضور آیت‌الله خامنه‎ای، حاج سیداحمد آقا و آیت‎الله ‌هاشمی رفسنجانی پیشانی ادواردو را می‌بوسند.

زمین چمن دانشگاه تهران، صف اول نماز جمعه، 7 فروردین 1360
ادواردو پس از دیدار با امام، این بار به نماز جمعه تهران می‎رود تا در صف اول به امامت آیت‎الله خامنه‎ای نماز بخواند. تصاویری از آن نماز كه بعد‌ها با تلاش بسیار از آرشیو بیرون كشیده شد، خیلی كمك كرد كه اثبات كند ادواردو مسلمان و شیعه بوده است.

[تصویر: 12161281992222413123419179203901698120213.jpg]

[تصویر: edvardo.jpg]

تورینو، ویلای بزرگ آنیلی‎ها، دهه 80 میلادی
در ابتدای مسلمان شدن ادواردو، خانواده‎اش تصور می‌كردند كه این اقدام وی، حاصل شور و نشاط جوانی است و پس از مدتی به حال سابق برمی‎گردد؛ اما با گذشت زمان، ادواردو بر ایمان و عقیده خود پافشاری بیشتری می‌كند و برای اعتلای اسلام و انقلاب اسلامی از هیچ كوششی دریغ نكرده، حتی خانواده خود را نیز به اسلام دعوت می‌كند. او امام خمینی را به‎عنوان مرجع خود پذیرفته و از حكم اعدام سلمان رشدی دفاع می‌كند. با تلاش فراوان او، فیلم مستندی درباره اسلام تهیه می‎شود كه از شبكه اول ایتالیا به پخش می‎رسد و... همه این اقدامات باعث می‎شود كه روز به روز سخت‎گیری و فشار خانواده بر وی بیشتر شده و كم‎كم ویلای مجلل آنیلی‎ها، به زندانی مخوف برای او تبدیل شود كه حتی اجازه تردد عادی و خروج بدون اجازه را هم ندارد.

رم، شورای رهبری فیات، اواخر دهه 80
شورای رهبری فیات جلسه‎‎ای برای انتخاب جانشین سناتور آنیلی تشكیل داده است تا مدیر پس از مرگ او مشخص شود. در آن جلسه اكثریت اعضا، ادواردو را به دلیل عقاید مذهبی، برای تصدی این سمت نامناسب تشخیص دادند. اما به هر ترتیب او وارث اصلی و قانونی بود و برای كنار گذاشتن و حذف او از این ثروت عظیم، باید بهانه‎هایی تراشیده می‎شد تا می‎توانستند توجیهی برای افكار عمومی داشته باشند.

كنیا، سواحل مالیندی، اكتبر 1990
ادواردو به جرم حمل 300 گرم هروئین در این شهر ساحلی قاره آفریقا دستگیر می‎شود. خبر به‎سرعت در رسانه‎های ایتالیا و خارج از آن منتشر می‎شود كه فرزند ارشد جیووانی آنیلی به جرم حمل مواد دستگیر شد. همین كافی است تا زمینه‎ها برای كنار گذاشتن او مساعدتر شود. اگرچه خبر اندكی بعد تكذیب شود.

سوئیس، بیمارستان روانی، اوایل دهه 90
مسلمان شدن ادواردو و احتمال اعتیاد او بهانه‎های مناسبی بود تا خانواده ادعا كنند او بیماری روحی و روانی دارد و باید تحت درمان باشد. لذا او را در یك بیمارستان روانی در مرز‌های سوئیس بستری كردند؛ بیمارستانی كه همه پزشكان و پرستاران آن، یهودی بودند. در آن بیمارستان وی احساس عدم امنیت می‌كرد و در این باره به یكی از دوستان صمیمی‎اش گفته بود: «صهیونیست‌‌ها مرا خواهند كشت و اجازه نمی‌دهند كه این ثروت به یك مسلمان برسد.»

رم، شورای رهبری فیات، 1997
«جیووانی اومبرتو» پسر عموی مسیحی ادواردو كه به جای او به عنوان وارث آنیلی‎ها انتخاب شده بود و ادورادو هم از انتخابش راضی بود، بر اثر سرطان ناشناخته‎ای درگذشت. شورای رهبری فیات تشكیل جلسه داد و بلافاصله « جان لاپو الكان»خواهرزاده یهودی ادواردو را به جانشینی برگزید. این اقدام ادواردو را بسیار ناراحت كرد و ضمن ابراز مخالفت، اجازه نداد نام خانوادگی «آنیلی» را بر خواهرزاده یهودیش بگذارند. این بهترین نشانه بود بر پیش‎بینی‎ای كه ادواردو از نقشه صهیونیست‎ها برای تصاحب اموال خاندانش داشت.

[تصویر: 21213520122223497201251913296191201709582.jpg]

بزرگراه تورینو - ساوونا، پل رومانو، 15 نوامبر 2000
ادواردو برای انجام كار‌های روزمره از منزل خارج شد. قبل از بیرون رفتن به آشپز خانواده، سفارش غذای مورد علاقه‎اش را داد؛ غذایی كه از گوشت حلال تهیه شده باشد. اما ساعتی بعد پیكر بی‎جان او در حاشیه رودخانه زیر پل بزرگ رومانو پیدا شد؛ در حالی‎كه خودروی او هم روی پل ر‌ها شده بود. در همان روز هم با اصرار اطرافیان بدون كالبدشكافی در مقبره خانوادگی آنیلی به‎عنوان یك مسیحی به خاك سپرده شد. همان روز رسانه‌‌های ایتالیا و از جمله روزنامه‎های پرتیراژ پدرش اعلام كردند كه ادواردو خودكشی كرده است؛ چراكه او مدت‌‌ها بود كه معتاد و منزوی شده بود. علی‎الظاهر پرونده ادواردو بسته می‎شود اما این آغازی بر یك پایان است.

دکتر قدیری ابیانه می گوید:
من به ادواردو گفته بودم كه اين‎‎ها نمي‎گذارند ثروت خانواده‎ات به دست تو برسد و بلايي سرت خواهند آورد؛ چراكه يهودي‎‎هايي مثل شوهرخواهرش، براي به‎دست آوردن آن ثروت نقشه كشيده بودند. خودش هم مي‎گفت كه مي‎دانم اين كار را با من خواهند كرد؛ منتها نخواهند گفت كه به قتل رسيده، بلكه آن را يك حادثه تصادفي يا خودكشي يا بيماري اعلام مي‎كنند. يكي از كار‎هايي كه خانواده با او كردند اين بود كه او را به يك مركز رواني‎ بردند در شمال ايتاليا (در مرز سوئيس) كه ويژه فوق‎العاده ثروتمند‎ها بود و تمام اعضاي آن مركز هم صهيونيست بودند. او خودش تعريف مي‎كرد كه تنها نگراني من اين بود كه توانايي مغزي من را از بين ببرند و به اين ترتيب به‎دليل نداشتن سلامت عقلي، طبق قانون اموال خانواده‎ام به‎دست من نرسد. او مي‎گفت قبلا ديده‎ام كه چنين كاري را با فرد ديگري كرده‎اند؛ بنابراين از آن‎جا فرار كرد. البته معتقد بود تا زماني‎كه پدرش زنده است، او مانع انجام سوء‎قصد به جان وي خواهد شد. او را زماني به قتل رساندند كه اخبار بيماري بحراني پدرش در اوج بود و نگران اين بودند كه اگر پدرش فوت كند، كنترل موضوع از دست‎شان خارج شود و براي همين او را زودتر كشتند. كسي كه آشپز ادواردو بود، مي‎گويد صبح روزي كه او به قتل رسيد، به وي حتي سفارش نوع غذاي ناهارش را داده بود. اين‎جا اين نكته وجود دارد كه كسي كه قصد خودكشي داشته باشد، سفارش غذا براي دو يا سه ساعت بعدش را نمي‎دهد و البته دلايل ديگري هم براي اثبات عدم خودكشي او وجود دارد كه قابل بررسي است. برخي اسناد آن در مستند ايراني كه ساخته شد، آمده است.

یک خاطره از زبان دکتر قدیری ابیانه درباره شهید آنیلی:
شهید آنیلی طی سفری که به ایران داشتند، به مشهد، براي زيارت امام‎رضا رفت. وقتي يكي از دوستان او را به يك شهربازي كه به‎تازگي در آن‎جا ساخته شده بود برد، ادواردو به او گفت كه مراقب باشيد كه مشهد جنبه مذهبي خودش را حفظ كند؛ چراكه لاييك‎‎ها براي آن‎كه جنبه مذهبي شهر‎هاي مذهبي را بگيرند، مراكز تفريحي متعددي در آن‎جا ساختند؛ به‎طوري كه در اذهان جنبه تفريحي اين شهر‎ها برجسته‎تر از جنبه مذهبي آن شد. مراقب باشيد مشهد هم دچار اين بحران نشود. در آن‎جا به‎شدت تحت تأثير زيارت قرار گرفته بود و مي‎گفت كه من وجود امام رضا را حس مي‎كردم. وقتي از او پرسيدم از امام رضا چه‎چيزي خواستي؟ گفت: خواستم كه از خدا بخواهد كه قلب پدرم را نسبت به من مهربان كند.

سخن پایانی از زبان دکتر قدیری ابیانه:
خيلي‎‎ها از من مي‎پرسند ادواردو در اسلام چه ديده بود كه مسلمان شد؟ من به شما مي‎گويم اگر كسي اسلام را بشناسد و مسلمان نشود، امري عجيب است.
در مكزيك من به شيوه خودم سخنراني مي‎كردم؛ چون مسيحيت و پس ذهن آن‎‎ها را مي‎دانم و مي‎شناسم. نبود جلسه‎اي كه ما در مورد اسلام صحبت كنيم و در آن جلسه كسي مسلمان نشود. آن‎قدر خرافات در مسيحيت و يهوديت آمده كه اگر يك نفر اسلام را بشناسد، عجيب است مسلمان نشود. معتقدم اگر ما اسلام را آن‎طور كه واقعا هست به مردم جهان نشان دهيم، شاهد گرايش فوج‎فوج مردم به اسلام خواهيم بود. چرا قرآن‎سوزي را پيشنهاد مي‎دهند؟ براي‎ اين‎كه در مقابل منطق قرآن كم مي‎آورند. در مسيحيت آموزه‎‎ها به مردم بر اساس فكر و تفكر آموخته نمي‎شود و مي‎گويد بدون تفكر و ترديد بپذير و الا گناه كرده‎اي.
توصيه‎ام به خوانندگان اين است كه خوشبختي را در ثروت و موقعيت اجتماعي و شهرت و اين چيز‎ها دنبال نكنند؛ اين‎‎ها سرابي بيش نيست. قدر ايمان خودشان و مملكت و نظام اسلامي خودشان را بدانند و در مسير اسلام حركت كنند.


ممنونم از شما بابت توجه تون... واقعا نمیشه درباره شهید آنیلی به این اختصار سخن گفت... باید مفصل تر و بهتر از تفکرات ایشون صحبت شه تا فیض کامل برد... پس دوستان خوبم، اگه مطالبی دارید ازتون تقاضا میکنم که ارسال کنید تا همه بتونیم بهره واقعی رو ببریم...
درضمن یک مستند از سرگذشت شهید آنیلی ساخته شده ولی متاسفانه من ندیدمش... اگه دوستان جایی رو سراغ دارید که میشه تهیه یا دانلود کرد معرفی کنید... بازم ممنون... در پناه حق
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید

آغاز صفحه 3 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد)
۲۰:۵۷, ۲۹/دی/۹۰
شماره ارسال: #21
آواتار
مستندی کوتاه از زندگی ادواردو آنیلی

[تصویر: i188116_edoardo-agnelli.jpg]

با دو کیفیت
فرمت mp4
14 مگابیت

http://www.mediafire.com/?varkh4kzf2kghm4


فرمت 3gp
5.88مگابیت


http://www.mediafire.com/?1373v341qpy9y3y


دیدن به صورت آنلاین با فرمت 3gp

آپارات
[تصویر: i188120_groups.gif]

یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۲۱:۳۴, ۲۹/دی/۹۰ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۹/دی/۹۰ ۲۱:۵۵ توسط ODYSSEY.)
شماره ارسال: #22
آواتار
نقل قول:[b]
بیداری اندیشه
[/i]
دوست عزیز لینک ها کار نمیکنه.

خواهش میکنم حتما مستندش رو اونایی که دارند بزارند من ادواردو رو از 10 سال پیش میشناسم.خیلی دوسش دارم.انسان بسیار بزرگی بود حیف که کشتنش.به هش حسودیم میشه.

نمی دونم چرا تو این 10 سال هر وقت یاد ادواردو می افتم دلم میگیره، شاید به این خاطر که خیلی مظلوم بود.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۲۲:۱۸, ۲۹/دی/۹۰
شماره ارسال: #23
آواتار
نقل قول:دوست عزیز لینک ها کار نمیکنه.


سلام دوست خوبم

من دوباره امتحان کردم مشکلی نداشت

برای دیدن آنلاین و دانلود به سایت آپارت با فرمت فرمت 3gp

http://www.aparat.com/v/3956e4b06bd53a18...593c108162

یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۶:۴۷, ۱۷/بهمن/۹۰
شماره ارسال: #24
آواتار
سلام
دوران دانشجویی بود که اولین بار این مستند رو دیدم ، خیلی زیبا بود ، اما نقطه اوج مستند برای من زمانی بود که مرحوم امام خمینی که واقعا بنده عاشق ایشون هستم ، با عروسشون صحبت می کنند ، و من از سادگی و بی آلایشی ایشون خیلی لذت بردم ، کسی همین بخش رو داره؟
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۵:۲۰, ۷/خرداد/۹۱
شماره ارسال: #25
آواتار
ادم دیگه نمیتونه هیچی بگه.
حتما ی چیزی از اسلام دیده بوده که ما ندیدیم و نخواهیم دید
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۸:۱۹, ۷/خرداد/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۷/خرداد/۹۱ ۲۳:۴۵ توسط ANTI satan.)
شماره ارسال: #26
آواتار
شما کافیه فقط چشماتونو بیشتر بازکنید تا همه چیو ببینید (توتالار هم بگردید بدنیست)
تا وقتی که نخای هیچی نمی تونی ببینی
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۲۰:۰۰, ۲۳/خرداد/۹۱
شماره ارسال: #27
آواتار
سلام دوستان من الان حدود یه سال هس که درباره ی آلینی تحقیق کردم راستش الان یک ساله که هرشب قبل از خواب یه فاتحه براش میخونم شاید من اولین کسی هستم که براش فاتحه میخونم یا....
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۸:۵۸, ۲۸/تیر/۹۱
شماره ارسال: #28
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام
تنها خارجی که امام پیشانی او را بوسید + عکس

در بخشی از کتاب هدیه مسیح برگرفته از زندگی ادواردو آنیلی می خوانیم: «چشمم افتاد به قرآن، شروع کردم به ورق زدن و آیاتش را به انگلیسی خواندم،احساس کردم که این کلمات نورانی است.»



به گزارش «شیعه نیوز»، چاپ چهارم کتاب هدیه مسیح تالیف مصطفی غفاری ساروی توسط انتشارات مرکز اسناد انقلاب اسلامی با قیمت هزار تومان به چاپ رسید.


[تصویر: 18139_622.jpg]

مسلمان شدن ادواردو آنیلی، فرزند سوپرمیلیاردر ایتالیایی‌، با پدری مسیحی کاتولیک و مادری یهودی و ایستادگی او بر یافته، باور و ایمان خویش، به‌رغم تهدید به محرومیت از ثروتی افسانه‌ای و شهادت مظلومانه‌ی او به خاطر استواری در عقیده به‌ دست خبیث‌ترین افراد روی زمین یعنی صهیونیست‌ها، به شدت مورد توجه افکار عمومی ایران، به‌ویژه جوانان این مرز و بوم قرارگرفت و او را به یکی از محبوب‌ترین شخصیت‌ها و الگویی از ایمان و ایثار مبدل ساخت.

ادواردو آنیلی در 6 ژوئن 1954 در نیویورک به دنیا آمد.او تحصیلات مقدماتی را در ایتالیا و سپس در کالج آتلانتیک در ویلز در کشور بریتانیا گذراند. پس از آن در رشته ادیان و فلسفه شرق از دانشگاه پرینستون آمریکا با درجه دکترا فارغ‌التحصیل شد.

خانواده آنیلی پدرش سناتور جیانی آنیلی ثروتمند ایتالیایی و مالک کارخانجات اتومبیل سازی فیات، فراری، لامبورگینی، لانچیا، آلفارمو، ایویکو، به همراه چندین کارخانه تولید قطعات صنعتی، چند بانک خصوصی، شرکتهای طراحی مد و لباس، روزنامه‌های پرتیراژ لاستامپا و کوریره دلاسرا، باشگاه اتومبیل‌رانی فراری و باشگاه فوتبال یوونتوس بود. افزون بر این‌ها چندین شرکت ساختمان‌سازی، راه‌سازی، تولید لوازم پزشکی و بالگردسازی هم وجود دارد که خانواده آنیلی جزء سهام‌داران اصلی آن‌ها است.

نخستین آشنایی وی با تشیع و انقلاب اسلامی ایران از طریق یکی از مصاحبه‌های دکتر محمد حسن قدیری ابیانه (رایزن مطبوعاتی سفارت ایران در ایتالیا بین سالهای 1358 تا 1361) از طریق تلویزیون ایتالیا بوده‌است و پس از آن برای دیدار با وی به سفارت مراجعه می‌کند و پیوند دوستی بین آن‌ها ایجاد می‌شود.

در بخشی از کتاب هدیه مسیح می خوانیم: «دکتر قدیری در مورد نخستین ملاقاتش با ادواردو می‌گوید: « بعد از یک میزگرد مطبوعاتی که برگزار کردیم -به عنوان رایزن مطبوعاتی سفارت ایران-، یک روز یک‌شنبه در حالی که من در اقامت‌گاه سفارت بودم، دربان سفارت گفت که یک جوان ایتالیایی آمده و می‌خواهد شما را ببیند. من هم گفتم اگر می‌شود به او بگویید فردا برای ملاقات بیایند. ولی بعد از لحظاتی دربان سفارت دوباره زنگ زد که این جوان می‌گوید خدا هر در بسته‌ای را می‌گشاید. من هم گفتم در را باز کنند و خودم هم رفتم به استقبال‌اش. جوان قدبلند لاغری بود که با یک موتور گازی کهنه آمده بود و خودش را ادواردو آنیلی معرفی کرد. من بدون این‌که انتظار جواب مثبتی از او داشته باشم، از او پرسیدم که شما با خانوادهٔ آنیلی معروف، نسبتی دارید و او گفت که من پسرش هستم.»

زمانی که فخرالدین حجازی (منتخب اول نخستین مجلس شورای ملی ایران از حوزه تهران، و نیز نماینده دوره‌های دوم و سوم مجلس تهران، از سخنرانان مذهبی فعال قبل از انقلاب ایران، از جمله از سخنرانان پراقبال حسینیه ارشاد بود.) در سال 1359 به ایتالیا سفر می‌کند و با ادواردو آشنا می‌شود، از او می‌خواهد که یک بار دیگر تشرف خویش را به تشیع اعلام نماید. سپس فخرالدین حجازی نام مهدی را برای او انتخاب می‌کند. او در مکاتبات خود از نام هشام عزیز که سال‌ها از آن استفاده کرده بود، استفاده می‌کرد و در مکالمات خود با دوستان ایرانیش از نام مهدی بهره می‌گرفت.

ادواردو همواره به دنبال این بود که دوستان و بستگانش را با اسلام آشنا کند. به دعوت او دوستش، لوکا گائتانی لاواتلی اسلام آورد و مسلمان شد. او مدتی در ایتالیا منزوی بود و در یک آپارتمان در شهر رم زندگی می‌کرد.او چند بار به ایران سفر کرده و با سید روح الله خمینی و سید علی خامنه‌ای دیدار کرده و به زیارت علی ابن موسی رضا، امام هشتم شیعیان رفت ادواردو تنها خارجی بود که امام پیشانی او را بوسید.
15 نوامبر سال 2000 (24 آبان 1379) جسد ادواردو در زیر پل «ژنرال فرانکو رومانو» پیدا شد، ظاهر قضیه نشان می‌داد که وی از روی پل به پائین پرت شده‌است.

آثار زیادی پیرامون او تهیه شده‌است. از آن جمله فیلم ادواردو است. کتاب‌های زیادی نیز راجع به شخصیت و زندگی او نوشته شده‌است که از آنها می‌توان به کتاب هدیه مسیح (سیری در زندگی ادواردو آنیلی) از انتشارات مرکز اسناد انقلاب اسلامی اشاره کرد.

ادواردو شرح مسلمان شدنش را چنین می‌گوید: در نیویورک که بودم یک روز در کتابخانه قدم می‌زدم و کتاب‌ها را نگاه می‌کردم چشمم افتاد به قرآن. کنجکاو شدم که ببینم در قرآن چه چیزی آمده‌است. آنرا برداشتم و شروع کردم به ورق زدن و آیاتش را به انگلیسی خواندم، احساس کردم که این کلمات، کلمات نورانی است و نمی‌تواند گفته بشر باشد. خیلی تحت تأثیر قرار گرفتم، آن را امانت گرفتم و بیشتر مطالعه کردم و احساس کردم که آن را می‌فهمم و قبول دارم.

ماجرای ادواردو، تلنگری شد به کسانی که ممکن است به‌ خاطر امکانات مادی، از ارزش‌های والا دوری کنند و حجتی شد برای بسیاری از افراد که مراقب دین خود باشند. لوح فشرده‌ی مستند ادواردو که به شرح زندگی، اسلام آوردن و شهادت او پرداخته و از سیمای جمهوری اسلامی ایران بارها پخش شده، دست‌به‌دست توزیع شده است.
صلوات
یا الله
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۳:۵۵, ۱۷/مرداد/۹۱
شماره ارسال: #29
آواتار
خداوند روح همه شهدا اسلام را شاد گرداند
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۲۳:۴۶, ۱۸/مرداد/۹۱
شماره ارسال: #30
آواتار
اولین باری که اسم ادواردو به گوشم خورد همان اولین باری بود که مستندش از تلویزیون پخش شد...
کوچک بودم!
نه خیلی کوچک؛ ولی آنقدر هم بزرگ نبودم که عقلم به این چیزها برسد!
بعدها بیشتر با او آشنا شدم، مطالعه کردم، پرسیدم...
و هربار که به یادش می افتم فریاد بی صدایم در گلو خفه میشود که آخر چرا ما هیچ کاری از دستمان بر نمی آید؟؟؟
چرا بهشتی و مطهری و رجای و آنیلی ما را میکشند و جز افسوس نصیبی برای ما نیست؟؟؟
چرا آنقدر بزرگ نمیشویم که از خودمان دفاع کنیم؟؟؟
یا شاید آنقدر غرق در روزمرگی شدیم که هر روز را مرگیست برای آرمان هایمان!!!
به خودم میگویم...
چرا؟؟؟
ادواردو نه...
مهدی جان!
شرمنده چشمان معصوم و مظلوم تو ام از اینهمه کوتاهی...
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

[-]
موضوعات مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: مشاهده: آخرین ارسال
  شهید عاشق "دکتر مصطفی چمران" Mohammad Trust 5 2,369 ۱/تیر/۹۴ ۷:۲۸
آخرین ارسال: Mohammad Trust
  ***دانشجوی پیرو خط امام شهید مهندس مهدی رجب بیگی*** عبدالرحیم 2 1,310 ۲۹/تیر/۹۲ ۱۹:۱۲
آخرین ارسال: عبدالرحیم
  سردار بدر ، شهید مهدی باکری N.Mahdavian 4 2,110 ۲۲/خرداد/۹۱ ۱۳:۱۰
آخرین ارسال: ema1392

پرش در بین بخشها:


بالا