کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام

نظرسنجی: نظر شما در مورد این مستند؟
عالی
خوب
متوسط
ضعیف
خیلی ضعیف
     


ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 14 رای - 4.14 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
پادشاه بدون تاج و تخت، شهید دکتر (مهدی) ادواردو آنیلی
۱:۱۱, ۶/فروردین/۹۰
شماره ارسال: #1
آواتار
به نام خدا



با عرض سلام خدمت دوستان عزیز
به لطف یکی از دوستان در تالار، مجبور شدم راجع به موضوعی تحقیق کنم... در حال وبگردی بودم که با ”پایگاه شناخت رهبری" آشنا شدم، در این سایت به مطلبی برخوردم که راجع به دکتر شهید (مهدی) ادواردو آنیلی بود... من تا اون زمان راجع به این شهید حتی یک کلمه هم نخونده و نشنیده بودم... ولی مطمئنا آشنایی با زندگی و سرگذشت شهید آنیلی یکی از بهترین اتفاقهای زندگی من بوده و هست... دیدم در تالار راجع به زندگی شهید ادواردو آنیلی مطلبی وجود نداره، این بود که تصمیم گرفتم از ایشون هم یاد کنم. ان شاء الله که خدا قبول کنه...
البته این مطلب با همفکری و همکاری چند دوست در تالار فراهم اومده، حالا ازشون نامی نمیبرم شاید راضی نباشند... خدا خیرشون بده... واقعا ممنونم دوستان.


نیویورك، منزل سناتور آنیلی، 6 ژوئن 1954
اولین فرزند خانواده مطرح و صاحب‎ نفوذ آنیلی متولد می‎شود. آن‌ها برای او اسم ادواردو را انتخاب می‎كنند. پدرش سناتور جیووانی آنیلی یك مسیحی كاتولیك و مادرش پرنسس مارلا كاراچولو، یهودی بود. خانواده آنیلی كه از آنان به‎عنوان خاندان پادشاهی ایتالیا نام برده می‌شود، ثروتمندترین و پرنفوذترین خانواده ایتالیا هستند كه هفت كارخانه اتومبیل ‎سازی، چندین بانك خصوصی، باشگاه ورزشی یوونتوس و... بخشی از سرمایه عظیم آنان است.

رم، لندن، نیویورك
ادواردو تحصیلات ابتدایی و مقدماتی خود را در ایتالیا گذراند و پس از آن به كالج آتلانتیك در انگلستان عزیمت كرد. بعد از آن هم برای ادامه تحصیلات به ایالات متحده رفت. با این كه زمینه خانوادگی برای او اقتضا می‎كرد تا در رشته‎های مهندسی یا اقتصاد ادامه تحصیل دهد، اما ادواردو گمشده‎ای داشت كه باید آن را در جایی دیگری می‎‎‎جست. به همین خاطر، رشته ادیان را برگزید و مطالعات خود را به شناخت ادیان مختلف اختصاص داد.

[تصویر: 13713021393466931381441005242196619022.jpg]

كتابخانه دانشگاه پرینستون، 1974
در یكی از روز‌های دوران دانشجویی‎اش در آمریكا هنگامی كه در كتابخانه قدم می‎زد، با كتاب تازه‎ای مواجه شد؛The Holy Quran. آن را برداشت و مقداری از آن را مطالعه كرد. احساس عجیبی به او دست داد. او آن لحظه نمی‎دانست كه این كتاب آینده‎اش را به‎كلی دگرگون خواهد کرد. از آن جایی‎كه پدرش كاتولیك و مادرش یهودی بودند، زمینه حقیقت‎جویی و تفحص در مورد ادیان و مكاتب در وی ایجاد شده بود.

مركز اسلامی نیویورك، 1974
بعد از مطالعه بخش‎های زیادی از قرآن، فهمید گمشده خود را در جملات نورانی آن یافته است. در حالی‎ که 20 سال سن داشت، به مركز اسلامی نیویورك مراجعه و اعلام كرد كه می‎خواهد مسلمان شود. همان جا هم شهادتین را بر زبان جاری کرد و آنان هم نام هشام عزیز را برای وی انتخاب كردند.

رم، سفارت جمهوری اسلامی ایران، 1980
ادواردو شبكه‎های تلویزیونی ایتالیا را بالا پایین می‎كرد كه برنامه‎ای به چشمش جالب آمد؛ مناظره‎ای بین نمایندگانی از ایران، عراق، آمریكا و ایتالیا كه در آن محمدحسن قدیری ابیانه - رایزن مطبوعاتی سفارت ایران در ایتالیا- سخنش را با نام خداوند قویتر از ناو‌های آمریكا شروع كرده بود. تا انتهای مناظره را با دقت و علاقه تماشا كرد. خیلی خوشحال بود كه در تلویزیون ایتالیا سخنی از خدای قدرتمند شنیده است. چند روز بعد با موتورگازی دربان منزل‎شان به سفارت ایران در رم رفت. چون یكشنبه بود و روز تعطیل، با در بسته سفارت مواجه شد اما آن‎قدر اصرار كرد كه عاقبت قدیری ابیانه شخصا به استقبالش رفت و از همین‎جا باب آشنایی بیشتر او با ایران و انقلاب اسلامی فراهم شد.
دکتر قدیری ابیانه در این باره می گوید: يك هفته بعد از پخش مناظره ادواردو آمد منزل ما، با يك موتورسيكلت گازي دست دوم، بدون اين‎كه خودش را معرفي كند؛ به نگهبان در منزل ما كه ايتاليايي بود، گفته بود مي‎خواهم آقاي "قديري " را ببينم. در آن زمان من خيلي مشغله داشتم. براي همين گفتم به او بگوييد فردا به سفارت بيايد تا با هم صحبت كنيم. ولي چون ممكن بود در آن‎جا او را بشناسند، نمي‎خواست به آن‎جا بيايد. بنابراين پيغام داد به قديري بگوييد خداوند هر در بسته‎اي را مي‎گشايد و من به محض گرفتن اين پيغام گفتم، او را به داخل راهنمايي كنيد. به استقبالش رفتم. او جوان قدبلندي بود. خواستم خودش را معرفي كند. گفت من ادواردو آنيلي هستم. من بدون آن‎كه انتظار جواب مثبتي داشته باشم، پرسيدم شما با آن خانواده معروف آنيلي نسبتي داريد؟ گفت بلي، من پسرش هستم. گفتم تو اگر واقعا پسر آنيلي هستي پس چرا با اين موتور دست دوم آمده‎اي؟ گفت اين مال نگهبان‎مان است و من با اين آمده‎ام تا شناخته نشوم. من مصاحبه شما را ديدم و مسلمان هستم. گفتم چه زمان مسلمان شدي؟ گفت چهار سال قبل. شرح مسلمان شدنش را گفت. مي‎خواست كه با هم دوست باشيم. از آن به بعد هر وقت كه به شهر رم مي‎آمد - منزلش در شهر تورينو بود - به من هم سر مي‎زد. بعد از چند جلسه كه با هم بوديم، شيعه شد. وقتي برايش راجع به تشيع توضيح دادم، خوشش آمد. بعد از شيعه شدن و ذكر شهادتين در نزد آقاي فخرالدين حجازي، نام او را "مهدي " گذاشتيم.


تهران، جماران، بیت امام خمینی (رحمة الله علیه)،6 فروردین 1360
ادواردو كه به‎شدت به انقلاب اسلامی ایران علاقه‎مند شده، در اولین سفرش فرصت پیدا می‎كند تا به اتفاق فخرالدین حجازی به دیدار امام خمینی برود. در همین دیدار است كه حضرت امام (رحمت‎الله علیه) در حضور آیت‌الله خامنه‎ای، حاج سیداحمد آقا و آیت‎الله ‌هاشمی رفسنجانی پیشانی ادواردو را می‌بوسند.

زمین چمن دانشگاه تهران، صف اول نماز جمعه، 7 فروردین 1360
ادواردو پس از دیدار با امام، این بار به نماز جمعه تهران می‎رود تا در صف اول به امامت آیت‎الله خامنه‎ای نماز بخواند. تصاویری از آن نماز كه بعد‌ها با تلاش بسیار از آرشیو بیرون كشیده شد، خیلی كمك كرد كه اثبات كند ادواردو مسلمان و شیعه بوده است.

[تصویر: 12161281992222413123419179203901698120213.jpg]

[تصویر: edvardo.jpg]

تورینو، ویلای بزرگ آنیلی‎ها، دهه 80 میلادی
در ابتدای مسلمان شدن ادواردو، خانواده‎اش تصور می‌كردند كه این اقدام وی، حاصل شور و نشاط جوانی است و پس از مدتی به حال سابق برمی‎گردد؛ اما با گذشت زمان، ادواردو بر ایمان و عقیده خود پافشاری بیشتری می‌كند و برای اعتلای اسلام و انقلاب اسلامی از هیچ كوششی دریغ نكرده، حتی خانواده خود را نیز به اسلام دعوت می‌كند. او امام خمینی را به‎عنوان مرجع خود پذیرفته و از حكم اعدام سلمان رشدی دفاع می‌كند. با تلاش فراوان او، فیلم مستندی درباره اسلام تهیه می‎شود كه از شبكه اول ایتالیا به پخش می‎رسد و... همه این اقدامات باعث می‎شود كه روز به روز سخت‎گیری و فشار خانواده بر وی بیشتر شده و كم‎كم ویلای مجلل آنیلی‎ها، به زندانی مخوف برای او تبدیل شود كه حتی اجازه تردد عادی و خروج بدون اجازه را هم ندارد.

رم، شورای رهبری فیات، اواخر دهه 80
شورای رهبری فیات جلسه‎‎ای برای انتخاب جانشین سناتور آنیلی تشكیل داده است تا مدیر پس از مرگ او مشخص شود. در آن جلسه اكثریت اعضا، ادواردو را به دلیل عقاید مذهبی، برای تصدی این سمت نامناسب تشخیص دادند. اما به هر ترتیب او وارث اصلی و قانونی بود و برای كنار گذاشتن و حذف او از این ثروت عظیم، باید بهانه‎هایی تراشیده می‎شد تا می‎توانستند توجیهی برای افكار عمومی داشته باشند.

كنیا، سواحل مالیندی، اكتبر 1990
ادواردو به جرم حمل 300 گرم هروئین در این شهر ساحلی قاره آفریقا دستگیر می‎شود. خبر به‎سرعت در رسانه‎های ایتالیا و خارج از آن منتشر می‎شود كه فرزند ارشد جیووانی آنیلی به جرم حمل مواد دستگیر شد. همین كافی است تا زمینه‎ها برای كنار گذاشتن او مساعدتر شود. اگرچه خبر اندكی بعد تكذیب شود.

سوئیس، بیمارستان روانی، اوایل دهه 90
مسلمان شدن ادواردو و احتمال اعتیاد او بهانه‎های مناسبی بود تا خانواده ادعا كنند او بیماری روحی و روانی دارد و باید تحت درمان باشد. لذا او را در یك بیمارستان روانی در مرز‌های سوئیس بستری كردند؛ بیمارستانی كه همه پزشكان و پرستاران آن، یهودی بودند. در آن بیمارستان وی احساس عدم امنیت می‌كرد و در این باره به یكی از دوستان صمیمی‎اش گفته بود: «صهیونیست‌‌ها مرا خواهند كشت و اجازه نمی‌دهند كه این ثروت به یك مسلمان برسد.»

رم، شورای رهبری فیات، 1997
«جیووانی اومبرتو» پسر عموی مسیحی ادواردو كه به جای او به عنوان وارث آنیلی‎ها انتخاب شده بود و ادورادو هم از انتخابش راضی بود، بر اثر سرطان ناشناخته‎ای درگذشت. شورای رهبری فیات تشكیل جلسه داد و بلافاصله « جان لاپو الكان»خواهرزاده یهودی ادواردو را به جانشینی برگزید. این اقدام ادواردو را بسیار ناراحت كرد و ضمن ابراز مخالفت، اجازه نداد نام خانوادگی «آنیلی» را بر خواهرزاده یهودیش بگذارند. این بهترین نشانه بود بر پیش‎بینی‎ای كه ادواردو از نقشه صهیونیست‎ها برای تصاحب اموال خاندانش داشت.

[تصویر: 21213520122223497201251913296191201709582.jpg]

بزرگراه تورینو - ساوونا، پل رومانو، 15 نوامبر 2000
ادواردو برای انجام كار‌های روزمره از منزل خارج شد. قبل از بیرون رفتن به آشپز خانواده، سفارش غذای مورد علاقه‎اش را داد؛ غذایی كه از گوشت حلال تهیه شده باشد. اما ساعتی بعد پیكر بی‎جان او در حاشیه رودخانه زیر پل بزرگ رومانو پیدا شد؛ در حالی‎كه خودروی او هم روی پل ر‌ها شده بود. در همان روز هم با اصرار اطرافیان بدون كالبدشكافی در مقبره خانوادگی آنیلی به‎عنوان یك مسیحی به خاك سپرده شد. همان روز رسانه‌‌های ایتالیا و از جمله روزنامه‎های پرتیراژ پدرش اعلام كردند كه ادواردو خودكشی كرده است؛ چراكه او مدت‌‌ها بود كه معتاد و منزوی شده بود. علی‎الظاهر پرونده ادواردو بسته می‎شود اما این آغازی بر یك پایان است.

دکتر قدیری ابیانه می گوید:
من به ادواردو گفته بودم كه اين‎‎ها نمي‎گذارند ثروت خانواده‎ات به دست تو برسد و بلايي سرت خواهند آورد؛ چراكه يهودي‎‎هايي مثل شوهرخواهرش، براي به‎دست آوردن آن ثروت نقشه كشيده بودند. خودش هم مي‎گفت كه مي‎دانم اين كار را با من خواهند كرد؛ منتها نخواهند گفت كه به قتل رسيده، بلكه آن را يك حادثه تصادفي يا خودكشي يا بيماري اعلام مي‎كنند. يكي از كار‎هايي كه خانواده با او كردند اين بود كه او را به يك مركز رواني‎ بردند در شمال ايتاليا (در مرز سوئيس) كه ويژه فوق‎العاده ثروتمند‎ها بود و تمام اعضاي آن مركز هم صهيونيست بودند. او خودش تعريف مي‎كرد كه تنها نگراني من اين بود كه توانايي مغزي من را از بين ببرند و به اين ترتيب به‎دليل نداشتن سلامت عقلي، طبق قانون اموال خانواده‎ام به‎دست من نرسد. او مي‎گفت قبلا ديده‎ام كه چنين كاري را با فرد ديگري كرده‎اند؛ بنابراين از آن‎جا فرار كرد. البته معتقد بود تا زماني‎كه پدرش زنده است، او مانع انجام سوء‎قصد به جان وي خواهد شد. او را زماني به قتل رساندند كه اخبار بيماري بحراني پدرش در اوج بود و نگران اين بودند كه اگر پدرش فوت كند، كنترل موضوع از دست‎شان خارج شود و براي همين او را زودتر كشتند. كسي كه آشپز ادواردو بود، مي‎گويد صبح روزي كه او به قتل رسيد، به وي حتي سفارش نوع غذاي ناهارش را داده بود. اين‎جا اين نكته وجود دارد كه كسي كه قصد خودكشي داشته باشد، سفارش غذا براي دو يا سه ساعت بعدش را نمي‎دهد و البته دلايل ديگري هم براي اثبات عدم خودكشي او وجود دارد كه قابل بررسي است. برخي اسناد آن در مستند ايراني كه ساخته شد، آمده است.

یک خاطره از زبان دکتر قدیری ابیانه درباره شهید آنیلی:
شهید آنیلی طی سفری که به ایران داشتند، به مشهد، براي زيارت امام‎رضا رفت. وقتي يكي از دوستان او را به يك شهربازي كه به‎تازگي در آن‎جا ساخته شده بود برد، ادواردو به او گفت كه مراقب باشيد كه مشهد جنبه مذهبي خودش را حفظ كند؛ چراكه لاييك‎‎ها براي آن‎كه جنبه مذهبي شهر‎هاي مذهبي را بگيرند، مراكز تفريحي متعددي در آن‎جا ساختند؛ به‎طوري كه در اذهان جنبه تفريحي اين شهر‎ها برجسته‎تر از جنبه مذهبي آن شد. مراقب باشيد مشهد هم دچار اين بحران نشود. در آن‎جا به‎شدت تحت تأثير زيارت قرار گرفته بود و مي‎گفت كه من وجود امام رضا را حس مي‎كردم. وقتي از او پرسيدم از امام رضا چه‎چيزي خواستي؟ گفت: خواستم كه از خدا بخواهد كه قلب پدرم را نسبت به من مهربان كند.

سخن پایانی از زبان دکتر قدیری ابیانه:
خيلي‎‎ها از من مي‎پرسند ادواردو در اسلام چه ديده بود كه مسلمان شد؟ من به شما مي‎گويم اگر كسي اسلام را بشناسد و مسلمان نشود، امري عجيب است.
در مكزيك من به شيوه خودم سخنراني مي‎كردم؛ چون مسيحيت و پس ذهن آن‎‎ها را مي‎دانم و مي‎شناسم. نبود جلسه‎اي كه ما در مورد اسلام صحبت كنيم و در آن جلسه كسي مسلمان نشود. آن‎قدر خرافات در مسيحيت و يهوديت آمده كه اگر يك نفر اسلام را بشناسد، عجيب است مسلمان نشود. معتقدم اگر ما اسلام را آن‎طور كه واقعا هست به مردم جهان نشان دهيم، شاهد گرايش فوج‎فوج مردم به اسلام خواهيم بود. چرا قرآن‎سوزي را پيشنهاد مي‎دهند؟ براي‎ اين‎كه در مقابل منطق قرآن كم مي‎آورند. در مسيحيت آموزه‎‎ها به مردم بر اساس فكر و تفكر آموخته نمي‎شود و مي‎گويد بدون تفكر و ترديد بپذير و الا گناه كرده‎اي.
توصيه‎ام به خوانندگان اين است كه خوشبختي را در ثروت و موقعيت اجتماعي و شهرت و اين چيز‎ها دنبال نكنند؛ اين‎‎ها سرابي بيش نيست. قدر ايمان خودشان و مملكت و نظام اسلامي خودشان را بدانند و در مسير اسلام حركت كنند.


ممنونم از شما بابت توجه تون... واقعا نمیشه درباره شهید آنیلی به این اختصار سخن گفت... باید مفصل تر و بهتر از تفکرات ایشون صحبت شه تا فیض کامل برد... پس دوستان خوبم، اگه مطالبی دارید ازتون تقاضا میکنم که ارسال کنید تا همه بتونیم بهره واقعی رو ببریم...
درضمن یک مستند از سرگذشت شهید آنیلی ساخته شده ولی متاسفانه من ندیدمش... اگه دوستان جایی رو سراغ دارید که میشه تهیه یا دانلود کرد معرفی کنید... بازم ممنون... در پناه حق
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۷:۱۷, ۶/فروردین/۹۰
شماره ارسال: #2

ادواردو الگوی بزرگی هست برای ما

هنگام نماز یادش کنیم
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۲۲:۴۵, ۶/فروردین/۹۰
شماره ارسال: #3
آواتار
با سلام
من مستند رو دانلود کردم ولی یادم نمی یاد از کجا!
اگه دوستان موافقا من تو پارسا اسپیس آپلود کنم برای عزیزان.
اگه کسی پینهاد بهتری داره من در خدمتم.
***
این مستند دو فایل با فرمت 3gp هستش. حدودا 17 و 28 مگ.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۲۳:۳۷, ۶/فروردین/۹۰
شماره ارسال: #4
آواتار
من رو cd دارمش کیفیت خوب خریدم ولی متاسفانه امکان آپلود ندارم واقعا تحت تاثیر قرار گرفتم
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۸:۳۳, ۷/فروردین/۹۰
شماره ارسال: #5
آواتار
لینک دانلود مستقیم مستند از سایت مبین مدیا:

دانلود قسمت اول (حدود 95 مگابایت)
دانلود قسمت دوم (حدود 95 مگابایت)
دانلود قسمت سوم (حدود 43 مگابایت)

با کیفیتهای کمتر هم در خود سایت منبع موجود هست:
منبع

امضای بیداری اندیشه
[تصویر: signature.jpg]

والذین جاهدوا فینا، لنهدینهم سبلنا
به یقین کسانی که در راه ما تلاش کنند را به راه های خود هدایت خواهیم نمود.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۱:۱۸, ۷/فروردین/۹۰ (آخرین ویرایش ارسال: ۷/فروردین/۹۰ ۱۱:۲۳ توسط aminrafael3.)
شماره ارسال: #6
آواتار
این چند فایل pdf هم از طرف من تقدیم به دوستداران شهید آنیلی


http://s1.picofile.com/file/6472590540/M...0.pdf.html

http://s1.picofile.com/file/6472591546/M...2.pdf.html

http://s1.picofile.com/file/6472592552/M...4.pdf.html

http://s1.picofile.com/file/6472594564/M...6.pdf.html

امیدوارم خوشتون بیاد
«هدیه مسیح» کتابی از مرکز اسناد انقلاب اسلامی است که در آن به سیر زندگی ادواردو می پردازد.می توانید از آدرس زیر به این کتاب دسترسی داشته باشد.

http://www.irdc.ir/fa/book/689/default.aspx

باید بخرید
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱:۳۳, ۸/فروردین/۹۰
شماره ارسال: #7
آواتار
کنت (conte لقب اشرافی) لوکا گائتانی لاواتلی 52 ساله فرزند یکی از بزرگترین و معروفترین تولید کنندگان شراب در ایتالیا که به سلطان شراب معروف هستند می باشد.او از دوستان شهید مهدی ادواردو آنیلی بوده و به همراه او به ایران آمده و در همان سفر به اسلام و تشیع گرویده بود.جسد او نیز همچون ادواردو در پی حادثه ای بسیار شبیه و البته مشکوک در فروردین ماه 1386پیدا شد

[تصویر: Edoardo&Luca%20Gaetan(Fetyan.net).jpg]


(خبر پیدا شدن جسد او و نحوه شیعه شدن)

http://www.asriran.com/fa/news/14512/%D9...8%B4%D8%AF
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۲۰:۵۲, ۸/فروردین/۹۰ (آخرین ویرایش ارسال: ۸/فروردین/۹۰ ۲۰:۵۴ توسط paradise.)
شماره ارسال: #8
آواتار
به نام خدا

ممنونم از aminrafael3 عزیز،
با اجازتون میخواستم توضیحات بیشتر راجع به شهید کنت لوکا رو اینجا قرار بدم:

دکتر قدیری ابیانه می گوید:

در يكي از سفر‎ها به ايران، فردي به نام آقاي كنت لوكا كه خانواده‎اش بيش از دو قرن است توليدكننده شراب در ايتاليا هستند و برادر او اداره‎كننده سايت‎هاي اينترنتي پورنو ايتالياست، همراه او ( شهید ادواردو آنیلی) بود. ادواردو به من گفت من با لوكا صحبت كرده‎ام و او را تا مرز مسلمان شدن آورده‎ام ولي حاضر نيست مسلمان شود. تو با او صحبت كن. چون معتقدم او فقط به يك هل دادن نياز دارد. من دو ساعت در هتل آزادي به تنهايي با او صحبت كردم، احساس كردم يك‎چيزي مانع اسلام آوردن او مي‎شود. من پس‎زمينه ذهني غربي‎‎ها را و تبليغات منفي عليه اسلام را مي‎دانستم. اين خيلي مشكل است براي يك فرد ايتاليايي كه بيايد ديني را قبول كند كه زن‎‎ها بايد حجاب داشته باشند و اين‎‎ها برايش قابل‎هضم نبود. فلسفه حجاب در اسلام را براي او شرح دادم و وقتي اين مسئله براي او حل شد، او مسلمان شد. جالب است بدانيد كه من همين فلسفه را در دوراني كه در مكزيك بودم و از ما سئوال مي‎كردند كه چرا زن‎‎هاي شما حجاب دارند، وقتي توضيح مي‎دادم، همه قانع مي‎شدند. غربي‎‎ها فلسفه حجاب را بهتر از ما درك مي‎‎كنند، چون شرايط مكاني را كه در آن حجاب رعايت نمي‎شود، آن‎‎ها ديده‎اند. بسياري از خارجي‎‎ها فكر مي‎كنند زنان مسلمان در خانه هم حجاب دارند. سفير روماني در مكزيك كه يك زن بود مي‎گفت: من در يك خبري خواندم كه يك زن بعد از 35 سال زندگي با شوهرش اصرار كرده بود به شوهرش كه اجازه بده من صورت خودم را به تو نشان دهم و شوهرش قبول نمي‎كند. به او گفتم كسي كه اين خبر را جعل و به تو ابلاغ كرده، مخاطبش را احمق فرض كرده است. به هر حال او مسلمان و شيعه شد و شهادتين را نزد آيت‎ا... گلپايگاني كه امام جماعت يك مسجد در يوسف‎آباد بود، به زبان جاري كرد. زماني‎كه من به منزلش در رم رفتم، از خانواده‎اش جدا شده و يك منزل محقرانه‎اي داشت. در واقع لوكا از زمان دوستي‎اش با ادواردو يك زندگي ساده را به يك زندگي فاسد پر از ثروت، ترجيح داده بود. او با يك خانمي زندگي مي‎كرد كه طراح دكور بود. عاقبت لوكا هم به طرز مشكوكي كشته شد.
همان زمان در روزنامه‎‎ها نوشته شد كه ساعت دو نصف شب كسي به لوكا زنگ مي‎زند و او را دعوت به‎جايي مي‎كند و فردا جسدش زير يك پل در نزديكي منزلش پيدا مي‎شود؛ در حالي‎كه خونين بوده است. جالب اين‎كه خون او بر روي راه‎پله‎‎هايي كه به پايين پل مي‎رفت هم ديده شد. همچنين همان روز در روزنامه‎‎هاي محلي خبري منتشر شد مبني بر اين‎كه يك آمريكايي كه در بدن او آثار چاقو خوردن وجود دارد، در بيمارستاني در حوالي همان محله و پل بستري شده است. اين نكته را هم اضافه كنم كه لوكا ورزشكار بود و قدرت زيادي داشت و چه‎بسا آن آمريكايي هم در ارتباط با همين حادثه زخمي شده باشد. به هر حال علت مرگ او را هم خودكشي اعلام كردند؛ در حالي‎كه مرگ او كاملا مشكوك بود.
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۰:۰۹, ۹/فروردین/۹۰
شماره ارسال: #9
آواتار
تلویزیون ایتالیا پس از پخش این مستند،در برنامه ای کوشید به پاسخ گوئی به آن بپردازد و اتهاماتی را نیز شامل شهید ادواردو نماید. بخش هائی از این مستند که شامل تصاویری از شهید آنیلی می باشد تقدیم می شود.


دانلود یخشی ار برنامه تلویزیون ایتالیا:

:با کیفیت 256kbps و با اندازه3.6مگابایت

http://www.fetyan.ir/Films/89/Edoardo/Ed...n.net).wmv

با کیفیت 100kbpsو با اندازه1.66مگابایت

http://www.fetyan.ir/Films/89/Edoardo/Ed...n.net).wmv

با کیفیت56kbps وبا اندازه500کیلوبایت

http://www.fetyan.ir/Films/89/Edoardo/Ed...n.net).wmv



دانلود بخشی از صحبتهای قدیری ابیانه برای یادواره شهید آنیلی

با کیفیت 256kbps و با اندازه7.7مگابایت

http://www.fetyan.ir/Films/89/Edoardo/Ab...n.net).wmv
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۰:۰۴, ۲۱/اردیبهشت/۹۰
شماره ارسال: #10
آواتار
ادواردو آنیلی" کیست ؟


ادواردو آنیلی فرزند شیعه شده میلیاردر ایتالیایی توسط صهیونیست ها، با مروری بر زندگانی او خواهیم یافت که او که بود و به چه گناهی کشته شد.سرویس سیاسی خبرگزاری "مهر" - ادواردو آنیلی" (EDOARDO AGNELLI) در 6 ژوئن 1954درنیویورک به دنیا آمد؛ پدرش سناتور" جیووانی آنیلی" ثروتمندترین مرد ایتالیا و مالک کارخانجات اتومبیل سازی فیات، فراری ،لامبورگینی ،لانچیا ،آلفارمو، ایوکو، به همراه چندین کارخانه تولید قطعات صنعتی، چند بانک خصوصی، شرکتهای طراحی مد ولباس، روزنامه های پرتیراژ "لاستامپا" و "کوریره دلاسرا" ، باشگاه اتومبیل رانی فراری وباشگاه فوتبال یوونتوس می باشد.
علاوه بر اینها چندین شرکت ساختمان سازی، راه سازی، تولید لوازم پزشکی وهلیکوپتر سازی هم وجود دارد که خانواده آنیلی جزء سهامداران اصلی آنها می باشند.
ادواردو در کنار پدر، مادر، خواهر و خواهرزاده هایش
میزان ثروت ونفوذ خانواده آنیلی به حدی است که رسانه های ایتالیا از آنها به عنوان خاندان پادشاهی ایتالیا نام می برند که کارشناسان اقتصادی نیز درآمد سالانه خانواده آنیلی را بالغ بر 60 میلیارد دلار تخمین می زنند که 3 برابر درآمد نفتی جمهوری اسلامی ایران است.
ادواردو تحصیلات مقدماتی را در ایتالیا طی کرد و بعد به کالج آتلانتیک درانگلستان رفت و پس از آن در رشته ادیان وفلسفه شرق از دانشگاه پرینستون ایالات متحده با اخذ درجه دکتری فارغ التحصیل شد .
او از همان دوران جوانی علاقه ای به اداره ثروت عظیم خانوادگی به روش پدرش نداشت و فقط چند سال مسئولیت اداره باشگاه فوتبال یوونتوس را به عهده داشت که پس از مدتی وی را ازکار برکنار کردند و عمویش جای وی را گرفت.
در دهه90هیچگونه مسئولیتی نداشت و اغلب اوقات را با مطالعه ، سفر ، روزنامه نگاری و فعالیتهای بشر دوستانه گذراند تا این که 15 نوامبر سال 2000(24 آبان1379) جسد بی جان وی در زیر پل "ژنرال فرانکو رومانو" پیدا شد که ظاهر قضیه نشان می داد که وی از روی پل به پائین پرت شده است .
موضوع مرگ وی از همان روز اول تا چند روز در را‌س اخبار قرار گرفت و هزاران سایت اینترنتی ، روزنامه ها وشبکه های تلویزیونی در مورد درگذشت او اخباری را پخش کردند.
این رسانه ها "ادواردو" را فردی حساس ، گوشه گیر، منزوی ، خجالتی، معتاد و بیمار توصیف کردند، اما در میان حجم عظیم اخبار منتشره خبری از انجمن فارغ التحصیلان ایتالیا منتشر شد که ادواردو را یک مسلمان شیعه معرفی کرد و ادعا نمود که وی توسط عوامل صهیونیست به شهادت رسیده است که علیرغم ارسال این خبر برای رسانه های مختلف هیچکدام حتی اشاره ای هم به آن نکردند.
قاضی پرونده یک روز پس از مرگ وی اعلام کرد که او خودکشی کرده است که بنابر این تحقیقات خاصی انجام نشد و جسد وی بدون کالبد شکافی در همان روز دفن شد .
دکتر "مارکوبا وا" که یکی از دوستان ادواردو می باشد می گوید : برای من عجیب است که چطور وی را کالبد شکافی نکردند، در حالی که اینجا اگر سگها و گربه ها در کنار خیابان بمیرند کالبدشکافی می شوند .
واقعیت این است که ادواردو قبل از انقلاب مسلمان شده بود وپس از شیعه شدنش اسمش به مهدی تغییر داده شد و ظاهرا اولین آشنایی وی با انقلاب از طریق یکی از مصاحبه های "دکتر محمد حسن قدیری ابیانه" (رایزن مطبوعاتی سفارت ایران در ایتالیا بین سالهای 58 تا 61) از طریق تلویزیون ایتالیا بوده است و پس از آن برای دیدار با وی به سفارت مراجعه می کند و پیوند دوستی بین آنها ایجاد می شود. قدیری ابیانه شرح مسلمان شدنش را از او می پرسد که "ادواردو" می گوید: در نیویورک که بودم یک روز در کتابخانه قدم می زدم و کتابها را نگاه می کردم چشمم افتاد به قرآن . کنجکاو شدم که ببینم در قرآن چه چیزی آمده است. آنرا برداشتم وشروع کردم به ورق زدن و آیاتش ر ا به انگلیسی خواندم ، احساس کردم که این کلمات، کلمات نورانی است ونمی تواند گفته بشر باشد. خیلی تحت تاثیر قرار گرفتم؛ آن را امانت گرفتم وبیشتر مطالعه کردم و احساس کردم که آن را می فهمم و قبول دارم .
محمد اسحاق عبداللهی نیز در مورد او می گوید : ادواردو خیلی شب ها بیدار می ماند و با نور شمع تا صبح قرآن را مطالعه می کرد.
او چند نوبت به ایران سفر کرده و با حضرت امام (رحمة الله علیه)، حضرت آیت الله خامنه ای و آقای هاشمی رفسنجانی دیدار نموده و به زیارت امام رضا(علیه السلام) نیز نایل آمده بود.
هاشمی رفسنجانی در صفحه42 کتاب عبور از بحران می نویسد: " آقای فخرالدین حجازی و پسر مدیر شرکت فیات از ایتالیا که مسلمان شده است به زیارت امام آمدند و از نیازهای دانشجویان اسلامی خارج از کشور مطالبی گفتند ". (شنبه6فروردین1360)
ادواردو با اینکه به دلیل موقعیت مالی و سیاسی خانوده اش با بسیاری از رهبران سیاسی و مذهبی جهان ملاقات کرده بود، اما در ملاقات با حضرت امام(رحمة الله علیه) به شدت شیفته سادگی، عظمت و معنویت ایشان شده بود که این ارتباط عملا مسیر زندگی ادواردو را عوض کرد.
"ایگورمن" خبرنگار روزنامه لاستامپا ایتالیا می گوید: وقتی ادواردو از ملاقاتش با حضرت امام و تحت تاثیر قرار گرفتنش صحبت می کرد، من احساس کردم که امام او را سحر کرده است.
ادواردو همچنین یک ماه قبل از شهادتش قصد داشت به ایران بیاید، ولی والدین او برای ممانعت از این سفر، گذرنامه اش را پنهان کرده بودند.
قدیری ابیانه گفت : برای خانواده آنیلی خیلی سخت بود که در کشور ایتالیا که مرکز مسیحیت کاتولیک است بگویند که پسر سناتور آنیلی به اسلام رو آورده است؛ بنابراین ادواردو را به شدت تحت فشار قرار دادند تا از اسلام دست بردارد؛ تحریم و تهدیدش کردند که از ارث محروم خواهد شد وحتی از ارث محرومش کردند، ولی او دست از اسلام بر نداشت و این خود به تنهایی می‌تواند احتمال خودکشی او را منتفی کند، چون او که برای حفظ دینش حاضر به گذشت از میلیارها دلار ثروت شده بود، چگونه ممکن بود با این اعتقاد راسخ به اسلام، دست به خودکشی بزند که در اسلام حرام است؟
حسین عبداللهی از دوستان صمیمی ادواردو می گوید: چندین بار که دوستانش می خواستند بروند خانه ادواردو -که روی تپه بود - مجبور بودند تاکسی بگیرند من پول تاکسی آنها را می دادم؛ ببینید چقدربه او تهمت زدند که تو دیوانه هستی و به زور او را در بخش روانی بیمارستانی بستری کردند که به گفته خودش همه پزشکانش یهودی صهیونیست بودند. "ادواردو" می گفت که آنها من را بالاخره خواهند کشت ، اینها سعی میکنند که به هر وسیله ای مرا تحت فشار قرار دهند که من دست از اسلام بکشم .
در اواخر دهه 80 موضوع انتخاب جانشین برای سناتور آنیلی در شورای رهبری فیات مطرح شد و ادواردو را به دلیل اعتقادات مذهبیش نامناسب تشخیص دادند، اما در واقع وارث اصلی او بود و باید بهانه ای برای کنارگذاشتنش پیدا می کردند.
در همین زمان ماجرای "ماریندی" پیش آمد. در اکتبر1990رسانه ها اعلام کردند که به خاطر حمل 300 گرم هروئین وی را در شهر ساحلی ماریندی در کنیا دستگیرکرده اند؛ ماجرایی که اصلاً واقعیت نداشت و پلیس و دادگاه کنیا خیلی زود متوجه اشتباهشان شدند، اما خوراک مطبوعاتی مطبوعات ایتالیا که اکثرا زیر نفوذ پدرش بود فراهم شد.
برخی حتی او را قاچاقچی نامیدند و تبرئه شدنش را به خاطر نفوذ پدرش می دانستنند و بعد از آن نیز با اینکه برخی مطبوعات به اشتباه خود در مورد ادواردو اشاره کردند اما با گسترش شایعات، افکار عمومی برای معرفی جانشینی غیر از او برای مدیریت فیات آماده شد.
در اوا یل دهه 90 پسر عمویش "جیووانی امبرتو" را به جانشینی انتخاب کردند؛ ادواردو نیز مخالفتی نکرد و حتی برای وی نامه نوشت و ضمن تبریک به او توصیه کرد که بازیچه دست پول پرستان نشود اما در سال 97خانواده آنیلی با یک بحران مواجه شد؛ جیووانی در 36 سالگی ، بر اثر سرطان ناشناخته ای درگذشت شورای رهبری نیز "جان الکان" خواهر زاده وی را به جانشینی انتخاب کرد که یک یهودی صهیونیست و یهودی زاده بود که این انتخاب ادواردو را به شدت ناراحت کرد اما او این بار سکوت نکرد و حتی با قدرت در مقابل خانواده اش که تصمیم داشتند نام خانوادگی "جان الکان" را به آنیلی تغییر دهند ایستاد و اجازه این کار را نداد و مصاحبه ای با روزنامه "مونیفست " که متعلق به حزب چپ ایتالیا و به لحاظ سیاسی مخالف پدرش بود انجام داد و بشدت انتقاد کرد.
ادواردو در مصاحبه خود گفت : زمانی که ما در آن زندگی می کنیم زمان انحطاط ارزشهاست؛ تنها هدف و اسطوره، پول جمع کردن است در حالی که پول پرستی بسیار بدتر از مواد مخدر است. ما همه از رواج مواد مخدر درمیان جوانان نگرانیم ، اما متوجه نیستیم که به سمت دنیایی می رویم که اساس آن بر پایه مقدار حساب بانکی افراد است . اما همه اینها رو به پایان است وبه اعتقاد من در آینده بعد از یک شبه رنسانس وارد عصری می شویم که دیگر بر پایه خردگرایی و تجربه گرا یی دکارت نیست ادواردو افزود : مانباید فراموش کنیم که استثمار انسانها از طبیعت مقدمه ای برای بهره کشی انسانی از انسان دیگر است و درست نیست صنعت اتومبیل سازی که وظیفه اش زندگی دادن به میلیونها خانواده است بر عکس عمل کند چرا که به اعتقاد من پول باید وسیله باشد نه هدف و درست بعد از تشییع جنازه پسر عمویم ، جان الکان که هنوز 22 سالش نشده به سمت هیئت مدیره فیات منصوب شد و من فکر می کنم این انتخاب یک سقوط برای این دستگاه در بر داشته باشد چون این پسر قدم در راه خطرناکی گذاشته است و این انتخاب برای فیات بسیار منفی است؛ فیات یک موسسه جدی است نه یک باشگاه برای 20 ساله ها .
ادواردو نه تنها تا آخرین لحظه زندگیش بر ایمان اسلامی خود پایدار مانده بود، بلکه درصدد مسلمان کردن دیگران نیز برآمد که حتی دو روز قبل از شهادتش با دو کشیش در استان توسکانا در مورد اسلام ملاقات داشت و به همین مناسبت از دوستان مسلمان خود خواسته بود تفاسیری را که در مورد آیه "جاء الحق و زهق الباطل ان الباطل کان زهوقا" وجود دارد را در اختیار او قرار دهند.
یکی از دوستان ایتالیایی او که از خانواده ای ثروتمند بود نیز با تلاش های ادواردو و به دنبال صحبتی که قدیری با او داشته در حضور ایشان مسلمان شیعه شده بود.
در یک دست نوشته از ادواردو آمده است : "واضح است که آخرین پیامبر الهی، محمد(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) است. برای اینکه این آخرین گفتار و قوانینی است که خداوند نازل کرده تا روز قیامت، بنابراین بعد از اسلام هیچ دین جدیدی نخواهد آمد ".
ادواردو نگران سوء قصد از سوی صهیونیستها بود و به قدیری ابیانه گفته بود که آنها او را به خاطر اسلام آوردنش خواهند کشت و قتل او را به خود کشی، حادثه غیر مترقبه یا بیماری نسبت خواهند داد ، اما تصور می کرد که تا پدرش زنده است او نیز از قتل مصون است.
باشهادت ادواردو ، سهم او از ارث پدر و مادر پیرش ، تماما به تنها خواهرش مارگریتا (MARGHERITA) خواهد رسید و با توجه به اینکه خواهر او 7 فرزند از 2 شوهر دارد، این ارث در دنیای امروز ، ثروت و رسانه دو پایه اصلی نردبان قدرت و سلطه هستند واستحكام پله های نردبان ، به مقاومت آن دو پایه مرتبط است.در این دنیا ، كمتر كسی پیدا می شود كه این پایه ها را به تمامی در اختیارداشته باشد و در عین حال ، « مال را زینت حیات دنیا » نپندارد و جدا معتقد باشد كه" والاخره خیر و ابقی " تفكر مدرن غربی كه امروزه بر تمام اركان حیات جوامع غرب و شرق حكم می راند ، این طرز تفكر را مالیخولیایی و ناشی از عقل معیوب و نسنجیده ، معرفی می كند و نه تنها آن را ارزشمند نمی داند و ضد آن را تبلیغ می كند ، بلكه اصولا منكر آن است كه چنین تفكری در عمل و در عالم واقع ، قابلیت اجرایی داشته باشد . سؤال اینجاست كه اگر علیرغم تمام تبلیغات صورت گرفته در این راستا ، كسی چنین كاری را كرد ، چه نامی و عنوانی برازنده و شایسته اوست ؟!در دنیای امروز ، انسان ها چنان آموزش داده می شوند كه اگر به مال و مكنت و مقام و قدرتی دست یافتند ، آن را در راستای اهداف خاصی كه تبلیغ می شود ، به كار اندازند : خور و خواب و خشم و شهوت .در دنیای امروز ، عملا نحوه ی حاكمیت در جنگل برای حكومت بر انسان ها ، تئوریزه می شود !آن قدر باید حریص ، خودبین و خودخواه شد كه اگر فرصتی برای ابراز قدرت و سلطه ایجاد شد ، با حرص ، خودبینی و خودخواهی عجین شود . حال اگر كسی علیرغم داشتن تمامی ابزار قدرت و سلطه ، با افرادی از پست ترین رده های اجتماعی (!) حشر و نشر داشته باشد و به حرف دلشان گوش دهد ؛ اگر تمام غمش این باشد كه چرا ملاك ارزش گذاری انسان ها ، حساب بانكی شان است ؛ اگر تمام خوشبختی هایی كه هر روز با رسانه ها به مردم القا می شوند ، حالش را به هم زد ؛ اگر تمام دردش این بود كه چرا مردم از هم دورند و از هم فراری اند ؟ و اگر ... ؟ چه نامی و چه عنوانی برازنده و شایسته اوست ؟!شهید مهدی ( ادواردو ) آنیلی ، فرزند سناتور سرشناس ایتالیایی جیووانی آنیلی بوده است . خاندان آنیلی ، هم اكنون ، مالك مجموعه ی عظیم فیات هستند كه كارخانه ی اتومبیل سازی فیات نیز بخشی از آن مجموعه به حساب می آید . مالكیت باشگاه یوونتوس و روزنامه های لاستامپا و كوریره دلاسرا ، تنها گوشه ای از اموال این خاندان است .آنها سالانه دست كم ، 60 میلیارد دلار ( بیش از درآمد نفتی سالانه ی كشورمان ) درآمد دارند و همین ثروت و قدرت رسانه ای ، آنها را به خاندان سلطه در ایتالیا بدل كرده كه حتی رئیس جمهور نیز از آنها حرف شنوی دارد !شهید مهدی ، تنها پسر این خاندان و بالطبع ، وارث اصلی ثروت و قدرت سناتور آنیلی ، محسوب می شده است .خداوند مقدر كرده بود كه در این خاندان ، كسی متولد شود كه به واسطه ی تشرف به اسلام شیعی و تبلیغ آن در بین خانواده و نزدیكان ، مصائبی مسیحایی را متحمل گردد .كسی كه با تشرف به اسلام به تمام ارزش ها و خوشبختی هایی كه از سوی رسانه های پدرش به مردم القا می شد ، پشت پا زد و به همین دلیل طرد شد ؛ كسی كه به محض تشرف به اسلام ، مغضوب یهودیان و مسیحیان صهیونیست قرار گرفت ؛ كسی كه به جرم عشق به حضرت روح الله (رحمة الله علیه) و انقلاب اسلامی ایران ، ناجوانمردانه و به دست صهیونیست ها ، به شهادت رسید . مرحوم فخرالدین حجازی او را " هدیه ی مسیح " به محمد ( صلی الله علیه و آله ) نامیده بود !كتاب هدیه مسیح(سیری در زندگی ادواردو آنیلی) دفتر دیگری است از مجموعه " دانستنی های انقلاب برای جوانان " كه به همت گروه هنر و ادبیات مركز اسناد انقلاب اسلامی منتشر شده است .این كتاب در برگیرنده ی نگارشی شیوا و جذاب از تشرف ادوارد و آنیلی به اسلام تا شهادت او و بررسی بازتاب و حواشی رویدادهای منجر به شهادتش می باشد.edoardo بین آنها تقسیم خواهد شد.....................................[/size][/font][/color]نظر او درباره ایران و انقلاب اسلامی چه بود؟

وی به‎شدت طرفدار انقلاب اسلامی ایران بود و اخبار آن را دنبال می‎کرد. او انسان ایده‎آلی را که اسلام معرفی می‎کند، در وجود امام می‎دید. اما سعی کرده بود با سفرای ما ارتباط بگیرد با آقای سلمان غفاری که زمانی سفیر ایران در واتیکان بود، ملاقات کرده بود و ایشان گواهی شیعه بودن ادواردو را صادر کرده بود. البته بعد از شهادت او ما هرچه گشتیم، سابقه‎ای از آن گواهی نیافتیم. هنگامی‎که یکی از سفرای ما در واتیکان که از روحانیون اصلاح‎طلب بود به شهر تورینو سفر می‎کند، ادواردو از او تقاضای وقت ملاقات می‎کند ولی به او وقت ملاقات نمی‎دهند. جالب است بدانید که مرجع تقلید شهید آنیلی حضرت امام و بعد از رحلت ایشان هم حضرت آیت‎ا... خامنه‎ای بودند. در یکی از سفر‎ها به ایران، فردی به نام آقای کنت لوکا که یک جوان خوش‎تیپ و ورزشکار بود و خانواده‎اش بیش از دو قرن است تولیدکننده شراب در ایتالیا هستند و برادر او اداره‎کننده سایت‎های اینترنتی پورنو ایتالیاست، همراه او بود. ادواردو به من گفت من با لوکا صحبت کرده‎ام و او را تا مرز مسلمان شدن آورده‎ام ولی حاضر نیست مسلمان شود. تو با او صحبت کن. چون معتقدم او فقط به یک هل دادن نیاز دارد. من دو ساعت در هتل آزادی به تنهایی با او صحبت کردم، احساس کردم یک‎چیزی مانع اسلام آوردن او می‎شود. من پس‎زمینه ذهنی غربی‎‎ها را و تبلیغات منفی علیه اسلام را می‎دانستم. این خیلی مشکل است برای یک فرد ایتالیایی که بیاید دینی را قبول کند که زن‎‎ها باید حجاب داشته باشند یا در این دین تعدد زوجات باشد و این‎‎ها برایش قابل‎هضم نبود. فلسفه حجاب در اسلام را برای او شرح دادم و وقتی این مسئله برای او حل شد، او مسلمان شد. جالب است بدانید که من همین فلسفه را در دورانی که در مکزیک بودم و از ما سئوال می‎کردند که چرا زن‎‎های شما حجاب دارند، وقتی توضیح می‎دادم، همه قانع می‎شدند. غربی‎‎ها فلسفه حجاب را بهتر از ما درک می‎‎کنند، چون شرایط مکانی را که در آن حجاب رعایت نمی‎شود، آن‎‎ها دیده‎اند. بسیاری از خارجی‎‎ها فکر می‎کنند زنان مسلمان در خانه هم حجاب دارند. سفیر رومانی در مکزیک که یک زن بود می‎گفت: من در یک خبری خواندم که یک زن بعد از 35 سال زندگی با شوهرش اصرار کرده بود به شوهرش که اجازه بده من صورت خودم را به تو نشان دهم و شوهرش قبول نمی‎کند. به او گفتم کسی که این خبر را جعل و به تو ابلاغ کرده، مخاطبش را احمق فرض کرده است. به هر حال او مسلمان و شیعه شد و شهادتین را نزد آیت‎ا... گلپایگانی که امام جماعت یک مسجد در یوسف‎آباد بود، به زبان جاری کرد. زمانی‎که من به منزلش در رم رفتم، از خانواده‎اش جدا شده و یک منزل محقرانه‎ای داشت. در واقع لوکا از زمان دوستی‎اش با ادواردو یک زندگی ساده را به یک زندگی فاسد پر از ثروت، ترجیح داده بود. او با یک خانمی زندگی می‎کرد که طراح دکور بود. عاقبت لوکا هم به طرز مشکوکی کشته شد.

همان زمان در روزنامه‎‎ها نوشته شد که ساعت دو نصف شب کسی به لوکا زنگ می‎زند و او را دعوت به‎جایی می‎کند و فردا جسدش زیر یک پل در نزدیکی منزلش پیدا می‎شود؛ در حالی‎که خونین بوده است. جالب این‎که خون او بر روی راه‎پله‎‎هایی که به پایین پل می‎رفت هم دیده شد. همچنین همان روز در روزنامه‎‎های محلی خبری منتشر شد مبنی بر این‎که یک آمریکایی که در بدن او آثار چاقو خوردن وجود دارد، در بیمارستانی در حوالی همان محله و پل بستری شده است. این نکته را هم اضافه کنم که لوکا ورزشکار بود و قدرت زیادی داشت و چه‎بسا آن آمریکایی هم در ارتباط با همین حادثه زخمی شده باشد. به هر حال علت مرگ او را هم خودکشی اعلام کردند؛ در حالی‎که مرگ او کاملا مشکوک بود.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

[-]
موضوعات مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: مشاهده: آخرین ارسال
  شهید عاشق "دکتر مصطفی چمران" Mohammad Trust 5 2,369 ۱/تیر/۹۴ ۷:۲۸
آخرین ارسال: Mohammad Trust
  ***دانشجوی پیرو خط امام شهید مهندس مهدی رجب بیگی*** عبدالرحیم 2 1,310 ۲۹/تیر/۹۲ ۱۹:۱۲
آخرین ارسال: عبدالرحیم
  سردار بدر ، شهید مهدی باکری N.Mahdavian 4 2,110 ۲۲/خرداد/۹۱ ۱۳:۱۰
آخرین ارسال: ema1392

پرش در بین بخشها:


بالا