|
و «سکینه» شد اسمی بی کلاس ...
|
|
۱۰:۴۲, ۲۹/آبان/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۹/آبان/۹۱ ۱۰:۵۶ توسط saloomeh.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
مطلبی خواندم در وبلاگ قطعه 26 حقیقتا درد آور و قابل تامل بود برایم دغدغه فکری خیلی ها میتوانست باشد . لازم دیدم دوستان دیگر هم مطالعه کنند. کمی طولانی است میبخشید ولی تا انتها همراه من باشید. «عزیز» می گوید؛ زمان ما، میان خانواده ها دعوا بود سر اسم «سکینه». جان به جان شان می کردی، دست از این اسم برنمی داشتند. اول سکینه و بعد هم «رقیه». همین که می فهمیدند بچه شان دختر شده، خیلی زود یکی از این ۲ اسم را برمی داشتند. گاهی از قبل، این اسم را برای بچه شان برمی داشتند، تا یکی دیگر برندارد پیش دستی کند. اسم عزیزی بود سکینه. محترم، باوقار و متین. خب! قصه روشن بود. مردم امام حسین را دوست می داشتند، سلیقه امام حسین را هم دوست می داشتند. می دیدند امام حسین چه اسمی برای بچه شان گذاشته، همان را می گذاشتند روی بچه شان. الان هم مردم عاشق امام حسین اند. خیلی بیشتر از قبل، اما نمی دانم چرا اسم سکینه و رقیه نایاب شده؟! «پدربزرگ» می گوید؛ اول بار، زمان شاه ملعون، در بعضی تئاترها می شنیدیم که دارند نام سکینه را دست مایه طنز قرار می دهند. بعدها طنز شد تمسخر. ما مردم مراقب نبودیم، جدی نگرفتیم، غصه را نفهمیدیم، بعضا بی هیچ نیت سوئی، همراهی کردیم و خندیدیم و بر دامنه اش اضافه کردیم تا اینکه یک روز به خود آمدیم و دیدیم سخت مان است همان اسمی را روی دختران مان بگذاریم که روزگاری بر سرش دعوا داشتیم! تحلیل : یک: در فرهنگ، از آنجا که «اسم»، «رسم» می آورد، اهمیت «اسامی» به اهمیت «رسوم» تنه می زند. در فرهنگ ایرانی اما انتخاب اسم فرزندان، دیری است ریشه در اسامی اهل بیت دارد. «فرهنگ ایرانی» بنا به ذائقه خود مردم، عاشق تنفس در حال و هوای «مکتب اسلام» است و این مهم، اگر چه افت و خیز دارد، اما دیروز و امروز و فردا ندارد. دو: هر چند توطئه را در جنگ فرهنگ ها، توهم نمی دانم، لیکن مرادم از «افت و خیز»، فقط ناظر بر «توطئه بیرونی» نیست. فرهنگ را باید با عینک واقع بینی رصد کرد، نه در رصدخانه بدبینی. کلید خانه فرهنگ، دست سیاست نیست. سیاست، خانه ای، و فرهنگ، آشیانه ای دیگر است. سه: گاهی اتفاقات فرهنگی در یک بستر کاملا طبیعی حادث می شود. در فرهنگ، قضاوت باید همه جانبه باشد و الا داوری ناصحیح رخ می دهد. به شدت بر همین منوال است، فرهنگ انتخاب اسم در رسوم ما ایرانیان. مثلا سال های منتهی به انقلاب، نیز اوایل انقلاب تا مقطع دفاع مقدس، اسم هایی چون عمار، یاسر، مقداد و کمیل برای پسران مرسوم بود و سمیه و خدیجه برای دختران. بدیهی است آن زمان هم، مثل دیروز و فردایش، اسامی محمد و علی و فاطمه و حسن و حسین و زینب، برتری عددی محسوسی نسبت به سایر نام ها داشت، اما به اقتضای روزگار، اسمی چون ابوذر یا سلمان، رایج بود میان مردمان. اینکه امروز اسامی مذکور کمتر روی فرزندان گذاشته می شود، گمان نکنم متاثر از «توطئه بیرونی» یا «غفلت درونی» باشد. واقعیتی است نه تلخ و نه شیرین، بلکه فقط واقعیتی طبیعی است. سبب تحلیل، تفسیر و تصویر هست، لیکن سبب صدور حکم نیست. بنا به این چیزها، حتما می توان ذائقه مردم را متاثر از حوادث روزگار وقت، تبیین کرد، اما باز هم بنا به این چیزها، قطعا نمی توان حکم به دینی تر بودن جامعه در زمان ماضی یا تقلیل آن در زمان حال داد. اینکه بعضی اسامی، زمانی گل کنند و زمانی، مهجور شوند، همیشه بوده. غصه ای ندارد، اگر که به اقتضای زمان باشد. چهار: تا آنجا که آمار، یارای یاری دارد، ایرانی ها از دیرباز، بیشترین اسمی که برای فرزندان خود انتخاب می کرده اند، محمد و علی بوده و فاطمه. در همین شعاع، صرف نظر از اسم هایی چون مهدی، حسن، حسین، عباس یا ابالفضل و زینب، دیگر اسامی مذهبی، تابعی از شرایط روزگار بوده. گاهی اسمی تجلی بیشتر پیدا می کرده و گاهی نمود کمتر. در این بود و نبود، دوباره تاکید می کنم که به جستار فرهنگ باید نشست، نه اینکه دل به صدور حکم بست. پنج: در علاقه بی مثال فرهنگ ایرانی به مکتب اسلام، جای شگفتی فراوان است. ایرانی اسم فرزند پسر خود را «رضا» می گذارد، صدالبته کار نیکویی می کند، صدالبته رضا، مثل «سجاد» و «باقر» و «صادق» و «کاظم» و «جواد» و «تقی» و «هادی» و «نقی» اسم موزون و قشنگی است، اما شگفتا! که این همه نه اسامی امامان ما، بلکه صفات معصومین ماست. نیک اگر بنگری، اسم امام رضا، «علی» بوده، نه رضا. رضا صفت ایشان است. نیک اگر بنگری، اسم امام جواد، «محمد» بوده. نیک اگر بنگری، اسم امام هادی، «علی» بوده. جالب اینکه زمان خود معصومین، امامان ما را یا به اسم ایشان صدا می زدند، یا به کنیه شان. به عنوان نمونه، با استناد به منابع موثق تاریخی، امام هادی را یا «علی بن محمد» می خواندند یا «ابالحسن». شش: من اصلا قضاوتی ندارم که «علی»، «ابالحسن»، «هادی» یا «نقی»، کدامیک از آن دیگری، اسم زیباتری است، اما هر چه هست، نام اعلای دهمین پیشوای ما مسلمین، نام بلند بالای «علی» است. با این همه، من در باب جستار فرهنگ ایرانی، زنده باد می گویم این فرهنگ غنی را، که حتی از صفت معصوم، برای اولاد خود «اسم» درست می کند. هر چند هادی و نقی از صفات امام علی بن محمد است، اما در نگاه ایرانی، جمله این صفات، آنقدر زیباست که برمی دارد و اسم پسر خود را هادی و نقی می گذارد. از این حیث، فرهنگ ایرانی، نه فقط پیشتاز، بلکه ممتاز و با کمی اغماض، بی مانند است. ایرانی وقتی اسم فرزند خود را «علی» می گذارد، فقط نام مبارک امام اول را برای اولاد خویش اختیار نکرده، حالیا که علی، نام زیبای شماری از امامان ما، به خصوص و به کوری چشم دشمن، نام زیبای امام دهم ماست. ایرانی اما بسی بیش از این حرفها ۱۴ معصوم را دوست می دارد، لذا با علم به موضوعیت نام علی، می آید و مشخصا از صفات معصوم، برای نسل خود اسامی قشنگ می تراشد. اگر در هادی و نقی، نام علی مستتر است، حتما در جواد و تقی، نام محمد نهفته است. محمد و علی، آنقدر زیبایی دارند که حتی صفت شان هم تبدیل به اسم شود. «علی بن محمد»… آیا نامی از این زیباتر پیدا می شود؟! گفت: «صدق الله العلی العظیم». ما افتخار می کنیم قبل از «علی»، هیچ کس «علی» نبود. نام علی با ابوتراب آمد. امیرالمومنین نبود، نامی از علی نبود. از پرده باید برون می افتاد راز .هفت: این همه که گفتم، از خوشی های طبیعت است، اما در جستار فرهنگ ایرانی، مگر می توان «شبیخون فرهنگی» را ندید و چشم بر بدی های توطئه فروبست؟! دگر بار تیتر این نوشته را نگاه کنید و دگر بار بخوانید سخن عزیز را. من نمی دانم این چندمین شگفتی این نوشته است، اما شگفتا! که «سکینه» صفت دخت مکرمه و صاحب فضیلت امام حسین است، نه اسم ایشان. اسم مقدس خانم، «امینه» بوده. در مقام و منزلت جناب امینه، همین بس، که اگر خانم رقیه را «بنت الحسین» می خوانند، آن شیرزنی که ما در فرهنگ ایرانی، خوش سلیقگی می کنیم و «سکینه» صدایش می زنیم، «باب الحسین» است. از اینها گذشته، تمام رمز و راز پیدایش و مانایی جلوه ویژه کربلا، یعنی «حماسه علقمه» و داستان راستان «آب و ادب»، مدیون سکینه باب الحسین است. «عموعباس» عطیه جناب سکینه به ماست، اما به راستی! چرا سکینه؟ این صفت آرام، آسمانی، آهسته، رویایی، دلی و بارانی از کجا نازل شده است؟ هشت: شاید این متن، جای مناسبی برای روضه خواندن نباشد، لیکن چه کنم که در جستار فرهنگ ایرانی، از هر سو که می روی، لاجرم به خیمه ارباب می رسی. قصه اش سر دراز دارد. هر وقت دل امام حسین می گرفت، جناب امینه را نگاه می کرد، دختش را روی زانو می نشاند، نوازشی می کرد و می فرمود: «تو مایه تسکین قلب پدری، تو سکینه پدری». این مقال، جای روضه بیش از این نیست؛ شب عاشورا، جناب باب الحسین، مانده بود که چرا پدر، مشغول جمع کردن خار از زمین کرب و بلاست؛ مگر فردا چه اتفاقی قرار است بیفتد؟ مکن ای صبح طلوع! نه: دشمن گاهی با «مکتب ایرانی»، «فرهنگ ایرانی» را نشانه می رود. جز این، گاهی که دشمن در وادی سیاست، کم می آورد، قصد می کند در صحنه فرهنگ، جبران کند. میدان فرهنگ، زمین مستعد و البته صبوری است که بذری در ضمیرش کاشته می شود؛ باید نشست به انتظار، تا فصل درو که عن قریب از راه می رسد. اینکه امروزه روز، ما از ترس تمسخر، می ترسیم نام سکینه و رقیه بر دختران خود بگذاریم، صدالبته طبیعی روزگار نیست. اینجا پای شیطنت دشمن و غفلت دوست در کار است. کار کرده دشمن روی ما. توطئه کرده. ده: رنگ فرهنگ، دیر می گیرد، اما وقتی گرفت، سخت پاک می شود. اینک شاید بهتر متوجه شده باشیم که وقتی دیروز در شمارش امامان، جوک های دشمن ساز را تکرار می کردیم، مشغول چه ظلم مضاعفی بودیم به «تقی» و «نقی». حالا داریم چوبش را می خوریم. این درد، در جستار فرهنگ ایرانی، درد بزرگی است. یقین دارم در سرویس های جاسوسی دشمن، بخش طراحی جوک، اتاق مجزایی دارد برای خودش. از دل این اتاق، توطئه ها بیرون می زند؛ دیروز نوبت تمسخر فلان قوم بود و امروز نوبت وهن قوم دیگری فرا می رسد. در جنگ فرهنگ، از آستین دشمن، اما عمدتا دست من و تو بیرون می آید. من و تو و رسانه ملی و ما و همه و همه. شگفتا! عشق به حسین بن علی، یا بهتر بگویم؛ اباعبدالله در دل ما فزونی گرفته، حتما فزونی گرفته، لیکن هنر دشمن آنجاست که در کنار این عشق مقدس، با ما کاری می کند که به «عبدالله» بخندیم، «جواد» را صفت بی کلاسان کنیم، «غلامعلی» را بد صدا بزنیم، حتی در رسانه ملی مان، بد تا کنیم با نام «تقی» یا اسم «نقی». ولله خیلی دشمن صبر کرد و خیلی طول کشید تا ناگهان، به طرفه العینی دیدیم سخت مان می آید اسم سکینه بگذاریم روی دخترمان. تعارف که نداریم؛ سخت مان می آید! یازده: خواهش می کنم به من نگویید؛ با اسم که چیزی درست نمی شود! خواستید از این اداها دربیاورید، بیایید بهتر از این جمله را تحویل تان می دهم، اما اسم گاهی از رسم، مهم تر است. در اهمیت اسم، همین بس، که دشمن برای کشیدن نقشه امروز اسم من و تو، بیش از ۷۰ سال مشغول نقشه کشی است. کاش همان اندازه که دشمن روی اسم، حساس است، حساس باشیم روی اسامی نسل ایرانی. کاش از یک جا شروع کنیم. کاش بدانیم که در فرهنگ، مع الاسف کار زیربنایی ۶۰ ساله و ۷۰ ساله را فقط و فقط و فقط دشمن انجام می دهد. کاش هنگامی که کار زیربنایی در فرهنگ ما، در عمل، معنایی جز ماست مالی ندارد، من از خودم شروع کنم، تو از خودت، ایرانی از ایرانی. بحث این اسم و آن اسم نیست، بحث سیلی زدن بر گوش دشمن است در جنگ نام ها و شناسنامه ها. بحث گوشه نشینی و رنجوری صفت است. دشمن می خواهد نام را بکشد، اما به شناسنامه، امان دهد. ابتدا اسم را می زند، بعد قربانی شدن رسم را به تماشا می نشیند. «نقی» باید قهرمان قصه ایرانی باشد. «سکینه» باید با افتخار در کلاس دانشگاه بگوید؛ نام من سکینه است. باور کنیم سطح این حرفها، پایین نیست، خیلی بالاست! چکمه دشمن، بر حلقوم شناسنامه ایرانی است. دیر هم شده برای این دعوا. شاید ۷۰ سال، شاید هم بیشتر! برادرم! خواهرم! می آیی نقشه طولانی تر از نیم قرن دشمن را یکی یکی نقش بر آب کنیم؟ نه! من نسخه تجویز نمی کنم، دارم درد می کشم از شدت فریاد. این ادعا را خودم هم قبول ندارم، اما در روزگاری که حرف نادرست، زیاد زده می شود، به تنبهی بگذران این جمله را، شاید متقاعدم کردی که حرفم را قبول کنم! چیست اما حرف من؟ بخوان! «در روزگاری که عاشق امام حسین نیز هراس دارد اسم دخترش را «سکینه» بگذارد، همین می شود وضع حجاب. نام سکینه که تمسخر شود، خود به خود وضع حجاب، همین می شود! جوری که اصلا نفهمیم چی شد و کی شد؟!» دوازده: کاش گشتی به ارشاد قلوب مومنین می پرداخت، کاش! کاش نامم را از من نگیرند بی مرام ها، کاش! کاش در کلاس دانشگاه، «سکینه» اسم بی کلاس نمی شد، کاش! کاش برمی گشتم به روزگار کودکی… حتی قبل تر! کاش هم عصر پیشوای دهم می شدم و به امام علی بن محمد می گفتم: سلام امام هادی! کاش می شد کمک کنم به سیدالشهدا شب عاشورا… کاش! این همه را گفتم، اما در کمال تاسف، سکینه ای می شناسم بی معجر! آخر، فردای کربلا، چادر از سرش کشیدند… آه غیرتی ها! دیر جنبیدیم؛ «سکینه» شد اسمی بی کلاس! |
|||
|
| آغاز صفحه 3 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۲۲:۳۸, ۲۹/آبان/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۹/آبان/۹۱ ۲۲:۵۷ توسط فانوس *7*.)
شماره ارسال: #21
|
|||
|
|||
|
همه داریم افراط و و تفریط می کنیم
از طرفی میاییم اسم ادم های به اصطلاح بی سواد رو اسم ائمه میذاریم از طرف دیگه اسم آدم های هفت خط رو اسم های اصیل ایرانی هر دو غلط است راستی دوستی در پست های اول عرض کردند به خاوندی خدا اگر نویسنده اسم آشنایان درجه یکشان اسم سکینه و رقیه باشد ؟؟؟؟؟ برایم سوال شد شما نویسنده را از کجا میشناسی؟ کلک فامیلی نگفته بودی ؟ |
|||
|
|
۲۲:۴۶, ۲۹/آبان/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۹/آبان/۹۱ ۲۲:۴۷ توسط غفران غ.)
شماره ارسال: #22
|
|||
|
|||
(۲۹/آبان/۹۱ ۲۰:۳۶)شاهین نقوی نوشته است: ما که در سی و چند سال گذشته تنها چیزی که در فیلمها و سریالها دیده ایم این بوده که شخصیت منفی وآدم بدها شما اگه اعتراض به اسمهای عربی داری پس چرا فامیلیت عربیه |
|||
|
|
۱:۵۷, ۳۰/آبان/۹۱
شماره ارسال: #23
|
|||
|
|||
|
خیلی خیلی تشکر میکنم به خاطر این بحث مهم. 100درصد اگه عشق به اهل بیت باشه اسم های اونا رو میذارن واسه بچه هاشون هر چند که همه بگن بی کلاسه.کجاست عشق به ائمه؟
آقای محمدهادی میگن دیر شده. راست میگن ولی راه حل داره. اونا به قول دوستمون اسم های ائمه روی نوکرها و افراد در به در میذارن ما هم باید این اسم ها رو استفاده کنیم تا مثل قدیم ها بشه و همه استفاده کنند. بذار عالم و آدم بگن بی کلاسه.اگه این بیکلاسیه افتخار میکنم بیکلاس باشم. غلط میکنن بگن اسم ائمه ما بیکلاسه. |
|||
|
|
۲:۲۲, ۳۰/آبان/۹۱
شماره ارسال: #24
|
|||
|
|||
|
بسیار ممنونم از خانوم سالومه بابت این تلنگر بجا و درستشون
بدون شک به قول یکی از دوستان اسم به همراه خود رسم هم می آورد. در واقع کلمات بارها و ارزش ها را به دنبال خود دارند. شما بیبینید چقدر مفهموم امت با ملت و شهروند متفاوت است. این اسمها پارادایم و چارچوب ذهنی با خود می آورند. استفاده از اسمها نیز به همین صورت می باشد. فکر می کنم در جامعه یک رابطه ی تقریبا خطی بین میزان تحصیلات یا درآمد با میزان دینداری افراد در حال شکل گیریست. مردمی با باورهای دینی از اسمهای دینی و مردمی با سطح مالی بالا و دارای تفکرات مدرنیستی از اسمهای غیر مذهبی و باستانی استفاده می کنند. البته این واقعیت مثالهای نقضی هم دارد که غالب نیست.زیرا افرادی که به دانشگاه می روند با این سیستم آموزشی که داروینسم را وارد گوشت پوست دانشجویان می کنند انتظار گذاشتن اسمهای مذهبی را هم نباید داشت. و طبقات مرفه که شیوه ی زندگی مدرن را می آموزند، این لایف استایل با خود لیبرال بودن را بجای مسلمان بودن به ارمغان می اورد. و... اما باید توجه داشت که ما باید درقبال این اسمها مسئول باشیم. برای ما دیدن فردی در خیابان در فامیل و یا در تلویزیون که نام مقدسی دارد اما کارهای بدی از او سر می زند احساس خوبی ندارد. اما این یک واقعیت عینیست که تعداد زیادی از ما اسمهای امامان و پیامبران بر روی ماست اما رفتار ما چیز دیگری را نشان می دهد. |
|||
|
|
۱۱:۵۶, ۳۰/آبان/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۳۰/آبان/۹۱ ۱۲:۰۲ توسط AMINI.)
شماره ارسال: #25
|
|||
|
|||
|
با سلام
این خبر هم بد نیست که بخوانید: به نقل از خبرگزاری فارس، خسروی زاده گفت:در بین نوزادان پسر محمد، آرسام، آرتین، ماهان، ماردین و سارو هفت نام اول را به خود اختصاص داده و در بین نوزادان دختر باران، فاطمه، هستی، نیان و نارین بیشترین بسامد را در استان کردستان داراست.
وی افزود: در آمار کشوری نامهای امیرعلی، ابوالفضل، ابوالحسن، امیرمحمد، مهدی در بین نوزادان پسر و نیز فاطمه، زهرا، ستایش، هستی، زینب و نازنین زهرا رتبههای اولیه را به خود اختصاص داده است.
خسروی زاده اضافه کرد: والدین باید بر اساس فرهنگ ارزشی، ملی و محلی در انتخاب نام حساسیت نشان داده و برای فرزندانشان نامهای نیکو انتخاب کنند.
محسن کرمی در گفتگو با باشگاه خبرنگاران گفت: نام های ابوالفضل 510 هزار و 66 بار، عباس 633 هزار و 392 بار، قاسم 206 هزار و 342 بار، حبیب 95 هزار و 56 بار در پایگاه اطلاعات جمعیت سازمان ثبت احوال به ثبت رسیده است. وی خاطر نشان کرد: همچنین نام های اکبر و علی اکبر در مجموع 668 هزار و 885 بار و اصغر و علی اصغر در مجموع 502 هزار و 893 هزار بار در پایگاه اطلاعات جمعیت به ثبت رسیده است که این نشان دهنده علاقمندی مردم به نام مبارک امام حسین (علیه السلام) و ائمه اطهار است. yjc |
|||
|
|
۱۲:۴۸, ۳۰/آبان/۹۱
شماره ارسال: #26
|
|||
|
|||
|
یا حق...
سلام (۲۹/آبان/۹۱ ۲۰:۰۴)mohammadhadi نوشته است: متاسفانه همان زمان تمسخر و زوال چنین اسامی رقم خورد و الان خیلی دیر شده که بخواهیم کاری بکنیم . برادر من هنوزم فعالا همین اسم غضنفر مگه از جمله القاب آقا امیرالمومنین علی (علیه السلام) نیست اگه نیست بگید که دارم اشتباه می کنم چرا باید تو جک ها برای یه آدم احمق این اسم بکار بره باید یه کاری بکنیم ... در پناه حق موفق باشید یا علی (علیه السلام) مدد |
|||
|
|
۱۲:۴۹, ۳۰/آبان/۹۱
شماره ارسال: #27
|
|||
|
|||
|
اقا شاهین تو که لالایی بلدی چرا خوابت نمیبره خودت از روزی که اومدی توی تالار به همه دین و دنیا از رائفی گرفته تا بچه های تالار تهمت زدی حالا یکی که بهت تهمت میزنه واسش درس اخلاق میدی؟؟
|
|||
|
|
۱۲:۵۱, ۳۰/آبان/۹۱
شماره ارسال: #28
|
|||
|
|||
(۳۰/آبان/۹۱ ۱۲:۲۱)شاهین نقوی نوشته است: برایت متاسفم که بدون دلیل قطعی و بدون شناخت، تهمت می زنی و افترا می زنی ! آبروی مسلم از کعبه محترم تر جناب نقوی به نظرم به عمد سعی دارید رسالت تاپیک را به انحراف بکشید. لطفا حول محور بحث مطلبی دارید بفرمائید . این مطالب رو در پیغام خصوصی هم میشود عنوان کرد !!!!!!!!!
|
|||
|
|
۱۳:۲۹, ۳۰/آبان/۹۱
شماره ارسال: #29
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم سلام دوستان عزیز :عزاداری هاتون قبول . همه ی اینهایی که دوستان گفتن رو یه جا تصور کنین ، حالا به نکته ای که میخوام بگم توجه کنین : دقت کردین که چرا جوونا میخوان فحش بدن ، میگن عمه ات رو فلان !؟ چرا نمیگن خاله ؟؟؟ حالا خواهر و مادر رو به خاطر غیرت ازش چشم پوشی میکنیم . یا چرا به مادربزرگها فحش میدن ؟ جالبه که خیلی روی این دو نفر غیرت به خرج داده نمیشه !!! کسی جواب اینا رو میدونه ؟ اینها واقعا هدفداره . یه کم رو مسائل تفکر کنیم . در مورد اینکه بعضی افراد گذاشتن اسامی ائمه معصومین(علیه السلام) رو روی فرزندان خودشون ، اُمُلی و بی کلاسی میدونن ، بایستی بگم که متاسفانه ماها یه جاهایی خیلی زیاده روی کردیم . یعنی در مورد ائمه معصومین (علیه السلام) اینقدر بزرگنمایی کردیم که بعضی از افراد و غالب کسانیکه قدرت مالی دارن رو از دین زده کردیم . اینقدر اشتباهاتمون رو به اسم دین به خورد مردم دادیم که بالاخره یه جایی مردم پس زدن . این دین گریزی و فرهنگ تغییر اسمهای اسلامی طی 5ـ6 سال گذشته خیلی بیشتر شده . یه بنده خدایی که از قضا برادر شهید هم هست ، اسم بچه اش رو گرفته بود « شنتیا » ؛ بهش گفتم که چرا این اسم رو انتخاب کردی ؟ میگه چون یکی از القاب حضرت علی هستش . میگم خب چرا همون علی رو انتخاب نکردی ؟ میگه به نظرم این قشنگ تر بود !!! صد البته که نظر ایشون محترمه . اما ماها روی تعیین اسم فرزندانمون (البته هنوز مجردم) مسئولیم . یه اسمی انتخاب نکنیم که فردا روزی خود بچه بگه این چه اسمی رو من گذاشتین . متاسفانه توی کشور فقر فرهنگی بیداد میکنه . نه فقط از جانب افراد متوسط جامعه هااااا ! نه ! قشر غنی هم فقر فرهنگی دارن . یادمون باشه ، نه پول فهم و شعور میاره و نه تحصیلات . چون داشتیم (بلا نسبت تحصیلکرده های تالار) دکتری که به اندازه ی سر سوزنی فهم و شعور نداشته باشه . از اون طرف داریم کسانیکه طرف سواد خوندن و نوشتن نداره ، ولی یه پا استاد ادب هستش برا خودش ! و البته برعکس هر دو مورد ! فقر فرهنگی فقط فرهنگ نامگذاری فرزندان نیست . اینکه یکی توی خیابون عربده میکشه ؛ اینکه یکی آشغال از ماشینش می ریزه بیرون ؛ اینکه یکی حرمت این شبها رو نگه نمیداره و صدای آهنگ بلندگوی ماشینش رو زیاد میکنه ؛ اینکه یکی حرمت این شبها رو نگه نمیداره و توی خیابابون به ناموس مردم دست درازی میکنه ؛ اینکه یکی که توی آبدارخونه ی یه حسینیه یا مسجدی کار میکنه و تا کسی چایی میخواد میگه اینجا قهوه خونه نیست و . . . نشان از فقر فرهنگی داره . گفته ها بسیاره و مطمئنم که دوستان گوش شون از این حرفها پُره . اما دلم نیومد که اینا رو نگم . حلال کنین اگه بحث رو منحرف کردم . راستی ! یه پیشنهاد ! زیاد به اون کاربری که نام کاربریش بی شبهات به اسم اون ملعون نیست . توجه نکنین . این کاربر اصلا هدفش مشخص نیست . خودش نمیدونه با خودش چند چنده !!! یه وقت می بینی یکی میاد ، واقعا یه سری شبهات مطرح میکنه و دنبال جواب میگرده . اما این کاربر فقط با حکومت و انقلاب مشکل داره . پس سر خودتون رو درد نیارین . این کاربر به هیچ صراطی مستقیم نیست . در پناه الله یا مهدی مدد |
|||
|
|
۱۳:۳۰, ۳۰/آبان/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۳۰/آبان/۹۱ ۱۳:۳۰ توسط دل خسته.)
شماره ارسال: #30
|
|||
|
|||
(۳۰/آبان/۹۱ ۱۲:۲۱)شاهین نقوی نوشته است: برایت متاسفم که بدون دلیل قطعی و بدون شناخت، تهمت می زنی و افترا می زنی ! آبروی مسلم از کعبه محترم ترسلام بنده حرف یکی دیگه از دوستان رو نقل قول کردم اگر واقعا مطمئن بشم اسم و فامیل شما است معذرت خواهی می کنم ، اما شما رفتارتون کاملا مطابقت داره با چنین موضعی. شما خودتون این جا توی این مبحث دم از ناسیونالیسم می زنید ، و به قومیت ها و اعتقادات ما توهین می کنید. در ضمن در دین داریم نباید شرایطی رو ایجاد کرد که دیگران به ما سوء ظن پیدا کنند.شما خودتون می دونید که این اسم کاربری شبهه ناک هست ، اما باز هم بر روی اون اصرار دارید. |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |










