کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 1 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
اجازه‌‌خواستن اجنّه برای همراهی امام حسین
۲۲:۵۶, ۱/آذر/۹۱
شماره ارسال: #1
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام
اجازه‌‌خواستن اجنّه برای همراهی امام حسین

دسته‌هایی از اجنه مؤمن خدمت امام حسین(علیه السلام) آمده و گفتند: ای سید و مولای ما! ما از شیعیان و یاران تو هستیم. اگر اکنون فرمان دهی که تمامی دشمنانت را از بین ببریم، بدون آن که حرکتی کنی، این کار را انجام خواهیم داد!

به گزارش فارس، یکی از مواردی که اطلاعات درست و صحیحی را از زندگانی و نحوه شهادت امام حسین علیه‌السلام در اختیار ما قرار می‌دهد دسترسی به منابع مطمئن و متقن است. کتاب مقتل «لهوف» سید بن طاووس از جمله آثار مکتوب مستندی است که وقایع و جریاناتی را که شهادت حسین بن علی علیه‌السلام و هفتاد و دو تن از یارای باوفای ایشان رقم زد را به طور واقعی و به دور از هر گونه تحریف و خرافاتی بیان کرده است.





[تصویر: 13910803000039_PhotoL.jpg]


از این رو همزمان با فرارسیدن ایام شهادت حضرت ابا عبدالله الحسین علیه‌السلام، بر آن شدیم تا با ذکر مطالبی از کتاب «لهوف» سید بن طاووس را برای عاشقان و علاقه‌مندان حسینی بازگو کنیم. بخش سوم این نوشتار در پی می‌آید:

* ملاقات فرشتگان با حسین(علیه السلام)

«شیخ مفید محمدبن محمد نعمان» (که خدایش از او خوشنود باد) در کتاب «مولد النبی و مولد الاوصیاء» با اسناد خویش از امام صادق (علیه السلام) روایت کرده است که آن حضرت فرمودند: «هنگامی که امام حسین (علیه السلام) قصد خروج از مکه را کرد، دسته‌های بسیاری از ملائکه در حالی که در صفوف آراسته و همگی مسلح و سوار بر اسبان بهشتی بودند، خدمت امام حسین (علیه السلام) رسیدند، پس از عرض سلام، گفتند: «ای کسی که پس از جدّ و پدرت، حجت خدا بر خلقی! همانا که خداوند جد بزرگوارت پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) را در بسیاری از جنگ‌هایش به وسیله ما کمک و یای داد و حال نیز ما را به کمک و یاری تو فرستاده است.»

امام حسین (علیه السلام)‌ فرمودند: «میعادگاه من با شما در گودالی است که سرانجام در آن به شهادت خواهم رسید و آن، همان سرزمین کربلا است، هنگامی که به آن سرزمین رسیدم، شما نزد من بیایید.»

آنها گفتند: «خداوند به ما امر فرموده که فرمانبر تو باشیم پس اگر از دشمنانت می‌ترسی تو را همراهی می‌کنیم.»

امام (علیه السلام) فرمودند: «تا هنگامی که من به آن سرزمین نرسیده‌ام، کسی نمی‌تواند آسیبی به من بزند.»

* کربلا مأمن شیعیان من است!

سپس گروه‌ها و دسته‌هایی از اجنه مؤمن خدمت امام حسین (علیه السلام) آمده و گفتند: «ای سید و مولای ما! ما از شیعیان و یاران تو هستیم، هر فرمانی که می‌خواهی صادر کن. اگر اکنون فرمان دهی که تمامی دشمنانت را از بین ببریم، بدون آن که حرکتی نمایی، این کار را انجام خواهیم داد.»

حضرت در حق ایشان دعا کرده و فرمودند: «خداوند به شما جزای خیر دهد! آیا نخوانده‌اید در قرآنی که بر جدم رسول خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) نازل شد، خداوند می‌فرماید:‌ «قُل لَّوْ کُنتُمْ فِی بُیُوتِکُمْ لَبَرَزَ الَّذِینَ کُتِبَ عَلَیْهِمُ الْقَتْلُ إِلَى مَضَاجِعِهِمْ؛

ای پیامبر! به آنان بگو که اگر در خانه‌های خود نیز بمانید، کسانی که مرگ آنها مقرر شده است (با پای خود) به سوی قتلگاه‌های خویش می‌روند.»

پس اگر من نیز در شهر و وطن خود بمانم، پس این مردم شقی و بدبخت با چه چیز امتحان شوند؟ و چه کسی در قبر من جای گیرد؟

خداوند آن روز که بساط زمین را می‌گستراند، کربلا را برای من انتخاب کرد و آن جا را مأمن و پناهگاه شیعیان و محبان من قرار داد. اعمال و نمازشان در آن‌جا مقبول و دعایشان قرین استجابت قرار می‌‌گیرد و کربلا مسکن شیعیان من است تا در دنیا و آخرت ایمن باشند.

اما شما روز شنبه که مصادف روز عاشورا است در آن‌جا حاضر شوید.»

در روایتی دیگر این گونه آمده است: «در روز جمعه نزد من بیایید که آن روز، روز عاشورا است و روزی است که من در عصر آن روز کشته می‌شوم و پس از کشته شدنم، دیگر دشمنانم به دنبال قتل کسی از خانواده و برادران و خاندان من نخواهند بود و سر بریده مرا نزد یزید بن معاویه می‌فرستند.»

جِنّیان گفتند: «ای دوست خدا! و ای پسر دوست خدا! اطاعت تو لازم است و ما نمی‌توانیم مخالفت اوامر تو را انجام دهیم، در این مورد مخالفت نموده و تمامی دشمنانت را قبل از آن به تو دسترسی پیدا کنند از میان می‌بریم.»

امام (علیه السلام) فرمودند: «به خدا سوگند، من خودم بر انجام این کار از شما تواناترم؛ اما این آزمایشی است تا حجت تمام شود، «تا آنانی که هلاک می‌شوند با دلیلی روشن هلاک شوند و آنهایی که زنده می‌مانند نیز با بیّنه و دلیل واضح و روشن زنده بمانند.»

* مصادره اموال قافله حکومتی

حضرت امام حسین (علیه السلام) پس از این سخنان به راه خود ادامه داد تا این که به منزلگاه «تنعیم»‌ رسید، در این منزلگاه بود که امام به قافله‌ای برخورد که حامل هدیه والی یمن «بحیر بن ریسان» بود و آن هدیه را برای «یزید بن معاویه» می‌بردند، حضرت اموال آن قافله را مصادره کرد! زیرا حکومت و حاکمیت بر مسلمانان حق مسلم آن حضرت بود، سپس به شترداران فرمودند: «هرکس که تمایل داشته باشد که همراه من بیاید، کرایه را کامل می‌پردازیم و با او همراهی نیکویی می‌کنیم و هر که بخواهد از ما جدا شود، کرایه او را به حدی که راه را طی کرده، می‌پردازیم.»

عده‌ای همراه حضرت رفتند و عده‌ای از رفتن خودداری کرده، بازگشتند.

* ملاقات با «بشر بن غالب»

امام حسین (علیه السلام)‌ همچنان به راه خویش ادامه می‌داد تا آن که به منزلگاه «ذات العرق» رسید، در این منزلگاه امام (علیه السلام) با «بشر بن غالب» که از سمت عراق می‌آمد مواجه شد، از او درباره اوضاع عراق سؤال فرموده و پرسیدند: «وضعیت عراقیان چگونه است؟» بشر گفت: (یا حسین!) من آنها را در حالی ترک کردم که دل‌هایشان با تو بود و شمشیرهایشان علیه تو!

امام (علیه السلام)‌ فرمودند: «ای برادر بنی اسد! راست گفتی. خداوند هرچه را که بخواهد انجام می‌دهد و به آنچه اراده کند فرمان می‌دهد.»

* دعای حسین(علیه السلام) در حق فرزند

راوی گفت: امام حسین (علیه السلام) همچنان به راه خویش ادامه می‌داد تا هنگام ظهر به منزلگاه «ثعلبیه» رسید، در این جا بود که (آن امام مظلوم را) اندکی خواب فرا گرفت، هنگامی که برخاست فرمود: «در خواب دیدم هاتفی ندا در داد که: «شما به سرعت در حال حرکتید، در حالی که مرگ شما را سریع‌تر به سوی بهشت می‌برد!»

حضرت علی اکبر (علیه السلام) فرمود: «پدر جان! آیا ما بر حق نیستیم!؟» امام (علیه السلام) فرمودند:‌«آری، پسرم! سوگند به آن خدایی که بازگشت همه به سوی اوست.»

حضرت علی اکبر (علیه السلام) فرمود: «پدرجان! پس اگر ما بر حق هستیم، پس هیچ ترسی از مرگ وجود ندارد!»

امام حسین (علیه السلام) فرمودند: «پسرم! خداوند به تو، بهترین پاداشی که از ناحیه پدر به پسرش می‌رسد را، ‌عطا فرماید.»

* خبر غیبی حسین (علیه السلام) از آینده کوفیان

آن شب را امام (علیه السلام) در منزلگاه «ثعلبیه» سپری کرد، صبحگاه مردی که با کنیه او «ابا هره ازدی» بود از سمت کوفه آمده، و خدمت امام (علیه السلام) رسید، سلام کرده و سپس گفت: ای پسر پیامبر! چرا از حرم خدا و از حرم جدّت رسول خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) بیرون آمدی؟

امام حسین (علیه السلام) فرمودند: «ای اباهره! بنی امیه اموالم را گرفتند، صبر کردم، مرا دشنام داده و آبرویم را ریختند، باز هم صبر نمودم و تحمل کردم، تا این که خواستند خونم را بریزند، من فرار کردم.

به خدا سوگند که این مردم مرا خواهند کشت؛ اما خداوند نیز (در عوض) لباس ذلتی را بر تن آنها می‌کند و شمشیر برانی را بر آنها مسلط می‌کند و خداوند اختیار حکومت ایشان را به کسی خواهد داد که آنان را از قوم سباء که زنی برایشان حکومت می‌کرد، پست‌تر و ذلیل‌تر کند.»
صلوات
یا الله
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: مسافر ، غفران غ ، mhvvhm ، heaven ، خیبر110 ، fazel ، hesam110 ، Asma ، Hadith ، saloomeh ، مفقود الاثر ، فاطمه خانم ، بیداری اندیشه ، سدرة المنتهی ، ilidin ، mohsen-karimi ، only_y2d ، جویای حقیقت ، Dragonborn

آغاز صفحه 3 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد)
۱۶:۵۵, ۳/آذر/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۳/آذر/۹۱ ۱۶:۵۶ توسط فاطمه خانم.)
شماره ارسال: #21
آواتار
(۳/آذر/۹۱ ۱۱:۵۳)شاهین نقوی نوشته است:  اگر می توانید جن را احضار کنید تا باور کنم که جن ها می توانند در جهان مادی حضور داشته باشند , به قول معروف

دیدن باور کردن است !

خلاصه رفتید سر اصل مطلب Rolleyes2آفرین !

وَلَوْ أَنَّنَا نَزَّلْنَا إِلَيْهِمُ الْمَلآئِكَةَ وَكَلَّمَهُمُ الْمَوْتَى وَحَشَرْنَا عَلَيْهِمْ كُلَّ شَيْءٍ قُبُلًا مَّا كَانُواْ لِيُؤْمِنُواْ إِلاَّ أَن يَشَاءَ اللّهُ وَلَكِنَّ أَكْثَرَهُمْ يَجْهَلُونَ ﴿۱۱۱﴾

اگر ما فرشتگان را به سوى آنان مى‏فرستاديم و
اگر مردگان با آنان به سخن مى‏آمدند و هر چيزى را دسته دسته در برابر آنان گرد مى‏آورديم
باز هم ايمان نمى‏آوردند
جز اينكه خدا بخواهد ولى بيشترشان نادانى مى‏كنند
(۱۱۱)

سوره مبارکه انعام

امضای فاطمه خانم
[تصویر: 793255_714.jpg]
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: دل خسته ، مفقود الاثر ، بی نام ، شیدا ، Reza71 ، mahdy30na ، Asma ، mahdy_mir ، Havbb 110 ، جویای حقیقت ، Dragonborn
۱۷:۲۳, ۳/آذر/۹۱
شماره ارسال: #22
آواتار
بابا خوب دوست داره مراسم احضار جن رو ببینه...
واقعا گفتی که میخوای ببینی یا فقط نوشتی که مثلا مخاطبات کم بیارن؟؟؟
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: دل خسته ، فاطمه خانم ، mahdy30na
۲۰:۵۳, ۳/آذر/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۳/آذر/۹۱ ۲۰:۵۳ توسط شاهین نقوی.)
شماره ارسال: #23
آواتار
(۳/آذر/۹۱ ۱۷:۲۳)Castiel نوشته است:  بابا خوب دوست داره مراسم احضار جن رو ببینه...
واقعا گفتی که میخوای ببینی یا فقط نوشتی که مثلا مخاطبات کم بیارن؟؟؟

نه , واقعا علاقه دارم از نزدیک چنین چیزی را بدون پیش-فرض و با ذهن باز بررسی کنم .
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۲۲:۵۱, ۳/آذر/۹۱
شماره ارسال: #24
آواتار
(۳/آذر/۹۱ ۲۰:۵۳)شاهین نقوی نوشته است:  نه , واقعا علاقه دارم از نزدیک چنین چیزی را بدون پیش-فرض و با ذهن باز بررسی کنم .

پیشنهاد میکنم صبح زود یه نگاهی به آینه بیاندازی Big GrinBig GrinBig Grin خواهی دید !
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: جویای حقیقت ، Dragonborn ، 313
۲۳:۳۵, ۳/آذر/۹۱
شماره ارسال: #25
آواتار
(۳/آذر/۹۱ ۲۰:۵۳)شاهین نقوی نوشته است:  نه , واقعا علاقه دارم از نزدیک چنین چیزی را بدون پیش-فرض و با ذهن باز بررسی کنم .

شیوه های احضار فرق داره...
با ورد و با خون و با فکر
البته من و چندتا از دوستام یه بار تا مرز انجام دادن با فکر رو رفتیم ولی موقع انجامش ترس برمون داشت....
الانم فقط در این حوزه ها کتابی چیزی باشه میخونم و پارو فراتر نمیذارم که از جونم سیر نشدم...
احضار با ورد رو در سایتهای خود ایرانی هم میتونی پیدا و اجرا کنی ولی احضار با خون پرنده باید تو قبرستون وبا یه سری اعمال تقریبا کثیف باشه...
این احضار با خون رو دقیق نمیدونم چطوره بچه ها میگفتن که تو یه روستا نزدیکهای اهواز از یه پیرمرد دوره گرد شنیده بودن(شانسم من مریض بودم و این مسافرتو نرفتم) که از رویه کتاب براشون خونده بود و گفته بود بعد احضارشون اگه ازشون بترسی بلایی سرت میارن که دومی نداشته باشه.... همینقدر میدونم که خون پرنده(جغد فکر کنم) بود که باید میخوردی به گمونم ویه سری کار اضافه ی دیوونگی دیگه.

همون اولیه رو حتما انجام بده اگه میخوایی ببینی که میتونن تو بعد مادی ما باشن یا نه.... اونها قدرت دارن که خودشون رو به ما نشان بدن ولی از این کار منع شدن و اینکارو نمیکنن مگه موقعی که ادمها پاپیچشون بشن...
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۰:۳۹, ۴/آذر/۹۱
شماره ارسال: #26
آواتار
سلام
آقا شاهین
برای احضار روح فکر می کنم با اهلش مشورت کنی بهتر باشه، چون در اسلام این کار جرمت داره و در بین امثال ما فکر نکنم کسی تجربه اش رو داشته باشه.
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۴:۰۴, ۴/آذر/۹۱
شماره ارسال: #27
آواتار
کتاب 2000 دستور العمل مجرب اقای نخودکی توش انواع اقسام فرمولای احضار جن رو نوشته ..یه امتحانی بکنید ببنید میتونید احضار کنید یا نه؟من خیلی سعی کردم نشدالبته احتمالا دستورالعملاش مشکل داشته
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۰:۵۱, ۴/آذر/۹۱
شماره ارسال: #28
آواتار
ﻣﺎ ﺑﭽﻪ ﮐﻪ ﺑﻮﺩﯾﻢ ﺍﺯ ﺟﻦ ﮐﻪ ﻣﯿﺘﺮﺳﯿﺪﯾﻢ ﺑﻬﻤﻮﻥ ﻣﯿﮕﻔﺘﻦ ﺟﻦ ﻭﺟﻮﺩ ﻧﺪﺍﺭﻩ .
ﯾﺎ ﺍﻭﻧﺎ ﺗﻮ ﯾﻪ ﺩﻧﯿﺎﯼ ﺩﯾﮕﻪ ﻫﺴﺘﻦ .
ﻭﻟﯽ ﯾﮑﻢ ﮐﻪ ﺑﺰﺭﮔﺘﺮ ﺷﺪﯾﻢ ﺗﻮ ﻗﺮﺁﻥ ﻭ ﺩﺍﺳﺘﺎﻥ ﺣﻀﺮﺕ ﺳﻠﯿﻤﺎﻥ ﺧﻮﻧﺪﯾﻢ ﻣﺎﺟﺮﺍ ﺍﺯ ﭼﻪ ﻗﺮﺍﺭﻩ.
ﻭﻟﯽ ﺑﻌﻀﯽ ﺍﺯ ﺩﻭﺳﺘﺎﻣﻮﻥ ﮐﻪ ﻫﻨﻮﺯ ﻣﯿﺘﺮﺳﯿﺪﻥ ﺑﺎ ﺍﻭﻥ ﻫﻤﻪ ﺩﻟﯿﻞ ﺑﺎﺯ ﻫﻢ ﻗﺒﻮﻝ ﻧﻤﯿﮑﺮﺩﻥ ﮐﻪ ﺟﻦ ﻭﺟﻮﺩ ﺩﺍﺭﻩ.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۰:۵۹, ۴/آذر/۹۱
شماره ارسال: #29
آواتار
سلام....


آقا نکنید از این کارها.....گناه کبیرست.....


نشر گناه هم از خود گناه بد تره......نکن آقا..
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: دل خسته
۱۱:۴۳, ۴/آذر/۹۱
شماره ارسال: #30
آواتار
جمع کنید این بساط را. این چه وضعیه؟ تمام بحث های منطقی و عقلانی تمام شده که رفتید سراغ احضار اجنه!؟

نقل قول:چون اجنه اصلا در این بعد هستی ( جهان مادی) وجود ندارند و به خصوص حق و توانایی دخالت در امور این- جهانی را ندارند ! چون اگر داشتند که الان ما باید شاهد میلیونها واقعه ماورالطبیعه می بودیم و کلا سنگ روی سنگ بند نمی شد.

می شود لطف کنید و برای اثبات این حرف های صدتا یک غاز دلیل بیاورید؟ قرار است که به اسم گفتگو هر خیالپردازی که به ذهنمان رسید را به خورد دیگران بدهیم؟

نقل قول: بله ، همانند آیه «يدالله فوق ايديهم‏» اکثر اسامی و موجودات ذکر شده در کتاب را استعاری می دانم ، کشتی نوح را استعاره می دانم( استعاره از نجات و رستگاری ) ، مسیح را استعاره می دانم ( استعاره از فیض الهی ) ، ذوالقرنین را استعاره می دانم ( استعاره از انسانیت جستجوگر و ...) ، مرد همراه شده با موسی( موسوم به خضر ) را استعاره می دانم ( استعاره از ولی کامل ) ، شیطان را استعاره می دانم ( استعاره از وجه پلید آدمی و ...)

برای این ها هم اصلا دلیل لازم نیست ارائه فرمایید چون این اعتقادات رسما کفریات است و مخالف متن صریح آیات قرآن است و تشریح اثبات و دلایل این نوع نگرش هم ارزانی خودتان...
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: aleerz ، دل خسته ، جویای حقیقت ، Dragonborn ، mahdy30na ، درست پسند ، محب الزهرا
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

[-]
موضوعات مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: مشاهده: آخرین ارسال
  چرا مدت سوگواری امام حسین ع طولانی است؟ aliabad 72 16,783 ۲۳/مهر/۹۵ ۲۱:۲۹
آخرین ارسال: aliabad
  زندگی از دیدگاه امام حسین ع aliabad 0 1,201 ۱۲/مهر/۹۵ ۱:۱۶
آخرین ارسال: aliabad
  توجیهاتی برای با حسین نبودن! مصباح 7 3,113 ۴/آبان/۹۴ ۱۴:۴۶
آخرین ارسال: مصباح
  متن وصیت نامه امام حسین(علیه السلام) Abasaleh 1 1,893 ۲۵/تیر/۹۴ ۲۳:۵۳
آخرین ارسال: جواد مخبریان
  امام حسین، الگوی آزادگان عبدالرحمن 1 1,899 ۲۲/مرداد/۹۲ ۱:۴۹
آخرین ارسال: عبدالرحمن
Heart ربط بوی سیب به امام حسین(علیه السلام) عبدالرحمن 1 2,037 ۱۲/تیر/۹۲ ۹:۴۰
آخرین ارسال: مصطفي مازح7610
  رازی که امام‌حسین(علیه السلام) برملاکرد ! AMINI 0 1,265 ۱۳/شهریور/۹۱ ۹:۵۹
آخرین ارسال: AMINI

پرش در بین بخشها:


بالا