|
مثل هایی برای توجیه بی اخلاقی!(ضرب المثل های غلط)
|
|
۱۶:۵۷, ۲۳/آذر/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۳/آذر/۹۱ ۱۶:۵۸ توسط شهـاب.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
--------------------------------- ضرب المثل های زیادی در فرهنگ ما جا افتاده اند ، که با آموزه های دینی تفاوت و تضاد بسیار دارند ، و بسیاری از ناهنجاری ها و بداخلاقی های اجتماعی و سیاسی از همین ضرب المثل ها که به فرهنگ جامعه تبدیل شده اند نشات می گیرد ... نمونه ی اول : چراغی که به خانه رواست به مسجد حرام است ... حکایت همسایه و خانه از دیر باز در کشورمان مورد بحث بوده سه روایت برجسته از یکی برخاسته از دین و دیگری برخاسته از فرهنگ و دیگری سخنی عامیانه ولی جذاب که هر روز بیش از دیروز مورد استقبال قرار میگیرد و اگر در بین جامعه کنکاش کنیم ، حتی در میان قشر تحصیلکرده و مذهبی نیز تا حد یک حدیث قدسی معتبر است ... حضرت امام حسن مجتبي(علیه السلام) مي فرمايد: «شبي مادرم را ديدم كه تا نزديكي هاي سحر مشغول نماز و دعا بود. من در بستر بودم و مي شنيدم كه او براي آشنايان وهمسايگان دعا مي كرد و يك يك آنها را نام مي برد. اما هر چه گوش كردم هيچ دعايي براي خود نكرد. سحر كه شد پرسيدم مادر! چرا براي خود دعا نكردي؟ فرمود: يا بني الجار ثم الدار. «پسرم اول همسايه، بعد خانه.» این سخن حضرت زهرا (سلام الله علیها) تکلیف را برای مسلمانان ایران بخوبی روشن میکند و شعر معروف سعدی نیز قرن ها پس ازاین سخن حضرت زهرا (سلام الله علیها) روی همین نکته تاکید می کند : بنی آدم اعضای یک پیکرند/که درآفرینش زیک گوهرند چون عضوی بدردآورد روزگار/دگرعضوها رانماند قرار سخن اینست که ما با این فرهنگ و با این دین چطور هر دو را زیر پا میگذاریم و جمله را میگوییم که نه شرع میپسندد و نه عقل . نه پایه فرهنگی دارد و نه پایه دینی و براستی این جمله از کی وارد فرهنگ ما شده است ؟! و برای چه هدفی ؟! ********************* حال پرسش اینست که ما از نسل " الجار ثم الدار" هستیم ... از نسل "بنی آدم اعضای یک پیکرند ..." ... یا از نسل "چراغی که به خانه رواست به مسجد حرام است" ؟!
|
|||
|
| آغاز صفحه 2 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۱۶:۰۹, ۲۷/آذر/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۷/آذر/۹۱ ۱۶:۳۰ توسط شهـاب.)
شماره ارسال: #11
|
|||
|
|||
(۲۵/آذر/۹۱ ۲۰:۱۲)مهرآریا نوشته است: آقای شهاب ، اگر نمی دانید بدانید که مفهومی وجود دارد به نام "حکمت عامیانه " که ضرب المثل ها نمودی از این با سلام و احترام بر عکس شما معتقدم ، بسیاری از ضرب المثل ها مشابه آنچه آوردم ساخته شده برای زیستن مسالمت آمیز عوام در کنار صاحبان قدرت و زور و زر و تزویر ... چون قدرت و رسانه در گذشته اغلب در دست همین گروه بوده ... (۲۶/آذر/۹۱ ۱۶:۳۰)jvd نوشته است: سلام دوستان،در رابطه با مبحثي كه در رابطه با كمك كردن به ديگران و انفاق بود بنده عرض كردم كه : البته در روایت آمده زمانی که حضرت فاطمه (سلام الله علیها) صدقه می دادند حسنین (علیه السلام) در خواب بودند ، و اذن آنها شرط نبوده و عملی هم نشده ... |
|||
|
|
۱۲:۴۳, ۲۹/آذر/۹۱
شماره ارسال: #12
|
|||
|
|||
(۲۷/آذر/۹۱ ۱۶:۰۹)شهـاب نوشته است: البته در روایت آمده زمانی که حضرت فاطمه (سلام الله علیها) صدقه می دادند سلام دوست عزيز منظور از اعضای خانواده و نزدیکان با اختیار خود سهم خود را به دیگران انفاق کنند اشکالی ندارد،اين نيست كه هر عضو خانواده بيدار باشه و بياد خودش سهم خودش رو به فقير بده،منظور اينه كه رضايت داشته باشه و اين رضايتمندي هم در حسنين (علیه السلام) وجود داشت. |
|||
|
۱۴:۱۷, ۲۹/آذر/۹۱
شماره ارسال: #13
|
|||
|
|||
(۲۹/آذر/۹۱ ۱۲:۴۳)jvd نوشته است: سلام دوست عزيز منظور از اعضای خانواده و نزدیکان با اختیار خود سهم خود را به دیگران انفاق کنند اشکالی ندارد،اين نيست كه هر عضو خانواده بيدار باشه و بياد خودش سهم خودش رو به فقير بده،منظور اينه كه رضايت داشته باشه و اين رضايتمندي هم در حسنين (علیه السلام) وجود داشت. با سلام و احترام به دوست عزیز حسنین (علیه السلام) که در زمان رویداد خواب بودند بفرض اگر حسنین (علیه السلام) بیدار بوده و صغیر بوده باشند ، باز موضوع با آنچه فرمودید تضاد پیدا می کند ... ------------------ روزى على عليه السلام وارد خانه شد، ديد حسن و حسين عليه السلام نزد فاطمه عليها السلام گريه مى كنند. فاطمه زهرا عليها السلام گفت : اينها گرسنه اند و يك روز است كه چيزى نخورده اند ! على عليه السلام پرسيد: پس اين ديگ بر سر آتش چيست ؟ گفت : در ديگ ، تنها آب است كه [b]براى دل خوشى فرزندانم بر سر آتش نهاده ام ! على عليه السلام از اين ماجرا دلتنگ شد. عبايش را به بازار برد و به مبلغ شش درهم فروخت و با آن غذايى تهيه كرد. وقتى كه به خانه باز مى گشت فقيرى به حضرت گفت : آيا كسى در راه خدا وام مى دهد تا چند برابر گردد؟ على عليه السلام همه آن خوراكى را به او داد، چون به خانه رسيد، فاطمه عليها السلام پرسيد: يا على ! چيزى براى رفع گرسنگى بچه ها بدست آوردى ؟ گفت : آرى ، ولى همه آنها را به بينوايى دادم .[/b] فاطمه عليها السلام گفت : چه خوب كردى ، تو هميشه توفيق كار خير مى يابى ! (كشف الاسرار، ج 1.) -------------------------- روزى فرزندان فاطمه عليها السلام جد بزرگوارشان را جلوى درب منزل ديدند، به سوى پيامبر (صلى الله عليه وآله ) شتافتند و بر روى دوش رسول خدا جاى گرفتند و گفتند: يا رسول الله ! گرسنه ايم ، به مادرمان بگو قرص نانى به ما بدهد تا رفع گرسنگى نمائيم . پيامبر داخل منزل آمد و خطاب به فاطمه عليها السلام فرمود: دخترم به دو فرزندم طعام بده ، پاسخ شنيد: پدرجان ! در خانه ما چيزى به جز بركت وجود رسول خدا وجود ندارد(فرهنگ فاطميه ، ص 111 - 112) ----------------------------- این آموزه های ناب در شیعه وجود دارد و این ضرب المثل ها به فرهنگ عامه تبدیل شده است ...
|
|||
|
|
۱۴:۳۳, ۲۹/آذر/۹۱
شماره ارسال: #14
|
|||
|
|||
(۲۹/آذر/۹۱ ۱۴:۱۷)شهـاب نوشته است: از امام سجاد(علیه السلام) نقل شده است، امامان(علیه السلام) به کشتيهاي روان در ميان امواج بيامان دريا، تشبيه شدهاند که صفات آن کشتيها چنين است: يأمن من رکبها، و يغرق من ترکها، المتقدّم لهم مارق، و المتأخّر عنهم زاهق، و اللّازم لهم لاحق؛ ممنون از مطلب بسیار خوبتون جناب شهاب.موضوع بسیار خوبی رو انتخاب کردید.
کسي که سوار آن کشتيها شد، نجات مييابد،؛ و کسي که آن را ترک نمود، غرق ميگردد؛ آنکه از آنها پيشي گرفت، از مرز دين خارج شده است؛ و آنکه از آنها عقب ماند، نابود شده است؛ و آنکه دوش به دوششان حرکت کرد و به آنان پيوست، همراهشان خواهد بود. |
|||
|
|
۱۹:۵۶, ۲۹/آذر/۹۱
شماره ارسال: #15
|
|||
|
|||
(۲۹/آذر/۹۱ ۱۴:۱۷)شهـاب نوشته است: با سلام و احترام به دوست عزیز دوست عزيز چرا مفهوم حرف منو عوض مي كنيد،كجاي حرف من به بيدار بودن يا صغير بودن حسنين (علیه السلام) دلالت داشت،(امام معصوم چه صغير باشه و يا چه كبير فرقي نمي كنه چون در هر دو حالت معصومه) من گفتم كه نقل قول:سلام دوست عزيز منظور از اعضای خانواده و نزدیکان با اختیار خود سهم خود را به دیگران انفاق کنند اشکالی ندارد،اين نيست كه هر عضو خانواده بيدار باشه و بياد خودش سهم خودش رو به فقير بده،منظور اينه كه رضايت داشته باشه و اين رضايتمندي هم در حسنين (علیه السلام) وجود داشت. باز هم تكرار مي كنم منظور از اينكه "اعضای خانواده و نزدیکان با اختیار خود سهم خود را به دیگران انفاق کنند اشکالی ندارد،"اين نيست كه هر عضو خانواده بايد بيدار باشه و بياد خودش سهم خودش رو به فقير بده،منظور اينه كه رضايت داشته باشه و اين رضايتمندي هم در هنگام انفاق كردن حضرت علي (علیه السلام) يا حضرت فاطمه (سلام الله علیها) در ديگر اعضاي خانواده از جمله حسنين (علیه السلام) وجود داشت. اين هم يك نمونه در مثال هاي خودتان در اثبات حرف من : روزى على عليه السلام وارد خانه شد، ديد حسن و حسين عليه السلام نزد فاطمه عليها السلام گريه مى كنند. فاطمه زهرا عليها السلام گفت : اينها گرسنه اند و يك روز است كه چيزى نخورده اند ! على عليه السلام پرسيد: پس اين ديگ بر سر آتش چيست ؟ گفت : در ديگ ، تنها آب است كه براى دل خوشى فرزندانم بر سر آتش نهاده ام ! على عليه السلام از اين ماجرا دلتنگ شد. عبايش را به بازار برد و به مبلغ شش درهم فروخت و با آن غذايى تهيه كرد. وقتى كه به خانه باز مى گشت فقيرى به حضرت گفت : آيا كسى در راه خدا وام مى دهد تا چند برابر گردد؟ على عليه السلام همه آن خوراكى را به او داد، چون به خانه رسيد، فاطمه عليها السلام پرسيد: يا على ! چيزى براى رفع گرسنگى بچه ها بدست آوردى ؟ گفت : آرى ، ولى همه آنها را به بينوايى دادم . فاطمه عليها السلام گفت : چه خوب كردى ، تو هميشه توفيق كار خير مى يابى ! (كشف الاسرار، ج 1.) [font=Tahoma][/font] |
|||
|
۱۴:۴۹, ۳۰/آذر/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۳۰/آذر/۹۱ ۱۵:۱۶ توسط شهـاب.)
شماره ارسال: #16
|
|||
|
|||
(۲۹/آذر/۹۱ ۱۹:۵۶)jvd نوشته است: دوست عزيز چرا مفهوم حرف منو عوض مي كنيد،كجاي حرف من به بيدار بودن يا صغير بودن حسنين (علیه السلام) دلالت داشت،(امام معصوم چه صغير باشه و يا چه كبير فرقي نمي كنه چون در هر دو حالت معصومه) با سلام و احترام سخن شما در راستای توجیه مثل " چراغی که به خانه رواست به مسجد حرام است" می باشد ... چرا ؟! چون می گویید ابتدا باید اعضای خانه رضایت داشته باشند ، یعنی پدر یا مادر مال خود را بخواهند وقف کنند باید از فرزند اجازه بگیرند ؟! زن نمی تواند مالش را بدون اذن شوهر خرج کند ؟ مرد نمی تواند مالش را بدون اذن همسر خرج کند ؟! این چه سخنیست میفرمایید ؟!! همین اشتباه در برداشت است که منجر به شعار "نه غزه نه لبنان ، جانم فدای ایران" می شود ... شاید توجیه آن شعار دهنده این بود که من بعنوان یک شهروندراضی نیستم که دولتم یک ریال از پولش را خرج سیاست خارجی یا دیگر مسلمانان کند ... ابتدا باید به فقرای خودش بپردازد ، ( که احتمالا تا ابد همواره فقیر و بیکار داریم-همانطور که در همه ی کشورها داریم) پس هیچ زمانی نباید به مسلمانان دیگر نقاط جهان پرداخت !! آن روایت هم که در راستای اثبات سخن خود از بنده آوردید ، دقیقا سخن مرا اثبات می کند که زمان وقف امام علی و حسنین خبر نداشتند، رضایت را بعد از صدقه نمی گیرند ، پیش از آن می گیرند ... |
|||
|
|
۱:۵۶, ۱/دی/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۱/دی/۹۱ ۱:۵۸ توسط kh-MAHDI.)
شماره ارسال: #17
|
|||
|
|||
نقل قول:با سلام و احترام سلام، اول از همه بايد عرض كنم كه متاسفانه شما اصلا به حرف طرف مقابلتون توجه نمي كنيد و به بخش هايي هم كه توجه مي كنيد برداشت نادرست مي كنيد، اولا من از مثل " چراغی که به خانه رواست به مسجد حرام است" حمايت نمي كنم،اگر پست اول بنده رو در اين تاپيك با دقت ميخونديد و كمي اون رو تجزيه و تحليل مي كرديد،مي فهميديد كه نه تنها من اين مثل رو توجيه نمي كنم بلكه به طور غير مستقيم در قدم اول اون رو رد مي كنم: (پست اول بنده) نقل قول:سلام دوستان.اين حرف من به چه معنايي هست؟؟؟ آيا اين كه "در انفاق معنوي اولويت انفاق ابتدا ديگران هست و بعد خود فرد" معني " چراغی که به خانه رواست به مسجد حرام است" رو ميده؟؟ الان صد در صد ميگيد خوب در بقيه پستتون از اون دفاع كرديد نقل قول:چرا ؟! برادر من من كه نظر شخصيم رو اينجا نمي نويسم كه شما نوشته ايد "چون مي گوييد ابتدا باید اعضای خانه رضایت داشته باشند ،" من نظرات كارشناسان ديني رو در رابطه با شرايط انفاق مادي رو در شرع اينجا نوشتم حالا اگر شرايط شرعي انفاق در نظر شما ضرب المثل رو توجيه مي كنه يا نه؛مشكل من نيست چون من نعوذبالله شرع رو نساختم كه!!! اين يك نقل قول: یعنی پدر یا مادر مال خود را بخواهند وقف کنند باید از فرزند اجازه بگیرند ؟! چرا شما سفسطه مي كنيد؟ چرا جمله منو ناقص مي نويسيد و بعد منو متهم ميكنيد؟ من در اين رابطه مطلب زير رو بيان كردم: نقل قول:در حالت كلي آنچه جایز نیست این است که سرپرست خانواده در حالی که خانواده و نزدیکانش نیازمند هستند مال خود را به دیگران انفاق کند؛اما اگر اعضای خانواده و نزدیکان با اختیار خود سهم خود را به دیگران انفاق کنند اشکالی ندارد. اگر دقت كنيد هم بولدش كردم و هم رنگش رو تغيير دادم تا خواننده دقيقا متوجه مطلب بشه. نقل قول:زن نمی تواند مالش را بدون اذن شوهر خرج کند ؟ برادر من شما هم يك چيزي ميگي و ميري ها!!! من كي چنين حرفي زده ام،برادرم وقتي با يك فرد در مورد مطلبي گفتگو مي كنيد مخصوصا مسئله حساسي مثل احكام دين،بلايد كاملا محتاط و دقيق عمل كنيد نه اينكه با كلي گويي يا مشتبه ساختن امور ناخواسته سفسطه و مغلطه كنيد. انفاق كردن با خرج كردن زمين تا آسمون فرق ميكنه، در کاربرد رایج قرآن کریم و متون دینی، انفاق اصطلاحاً به اعطای مال یا چیزی دیگر در راه خدا به فقیران و دیگر راههای مورد نیاز گفته میشود. "فرهنگ معارف اسلامی، ج۱، ص۳۲۳." چرا اين دوتا رو به همين راحتي به جاي هم مياريد و استفاده مي كنيد؟ نقل قول:همین اشتباه در برداشت است که منجر به شعار بَه بَه،بَه بَه يك ساعته من دارم اينجا داستان حسين كرد شبستري رو مي نويسم؟؟؟ اولا اينكه مگر من ننوشته بودم كه بايد كمك كردن و انفاق رو اولويت بندي كرد و ... ثانيا اينكه پيشنهاد مي كنم كمي حوزه مطالعتون رو گسترده تر بكنيد،حمايت كردن از كشورهايي مانند لبنان و ... به چندين و چند دليل صورت ميگيره كه بنا بر اون دلايل اين حمايت ها در اولويت قرار ميگيره. توصيه مي كنم براي آگاهي از پاره اي از علل حمايت ما از اون كشور ها به ايــــــــن بخش يك نگاهي بيندازيد،مخصوصا بخش:"دوم. بررسي دلايل حمايت از مردم مسلمان غزه :" نقل قول:آن روایت هم که در راستای اثبات سخن خود از بنده آوردید ، به به شما هم كه.... عزيز من رضايت مندي حسنين (علیه السلام) در مورد انفاق براي حضرت علي(علیه السلام) يا حضرت فاطمه(علیه السلام) روشن و مبرهن هست،ديگر نيازي نيست كه وقتي ان حضرات از رضايت مندي كودكانشون اطلاع داشتند،از اونها بپرسند همونطور كه حضرت علي (علیه السلام) هم از رضايت حضرت فاطمه(سلام الله علیها) اطلاع داشتند و اين رضايتمندي رو بعد از مواجه با حضرت فاطمه(سلام الله علیها) و خبردار شدنشون از انفاق حضرت علي (علیه السلام) اعلام مي كنند. فاطمه زهرا عليها السلام گفت : اينها گرسنه اند و يك روز است كه چيزى نخورده اند ! على عليه السلام پرسيد: پس اين ديگ بر سر آتش چيست ؟ گفت : در ديگ ، تنها آب است كه براى دل خوشى فرزندانم بر سر آتش نهاده ام ! على عليه السلام از اين ماجرا دلتنگ شد. عبايش را به بازار برد و به مبلغ شش درهم فروخت و با آن غذايى تهيه كرد. وقتى كه به خانه باز مى گشت فقيرى به حضرت گفت : آيا كسى در راه خدا وام مى دهد تا چند برابر گردد؟ على عليه السلام همه آن خوراكى را به او داد، چون به خانه رسيد، فاطمه عليها السلام پرسيد: يا على ! چيزى براى رفع گرسنگى بچه ها بدست آوردى ؟ گفت : آرى ، ولى همه آنها را به بينوايى دادم . فاطمه عليها السلام گفت : چه خوب كردى ، تو هميشه توفيق كار خير مى يابى ! (كشف الاسرار، ج 1.) خوب يك سوالي كه به احتمال زياد در ذهن شما هست رو من با روايت خودتون پاسخ ميدم، حضرت علي (علیه السلام) چگونه از رضايتمندي حضرت فاطمه (سلام الله علیها) در مورد انفاق اطمينان داشت؟؟؟ جواب خيلي ساده هست (سواي معصوم بودن و خالص بودن حضرات معصوم كه خود نشانگر رضايت آنها از هر عمل خير و خداپسندانه هست) از سيره ي حضرت فاطمه (سلام الله علیها) و گفتارها و رفتارهاشون مانند: عرب تازه مسلماني در مسجد مدينه از مردم كمك خواست، پيامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) به اصحاب خود نگريست. سلمان فارسي برخاست تا نياز آن بي چاره را بر طرف سازد؛ هر جا رفت، با دست خالي برگشت. با نااميدي به طرف مسجد مي آمد كه چشمش به منزل حضرت زهرا(سلام الله علیها) افتاد، با خود گفت: فاطمه(سلام الله علیها) و منزل او سرچشمه نيكوكاري است. درب خانه آن حضرت را كوبيد و داستان عرب مستمند را شرح داد. حضرت زهرا(سلام الله علیها) فرمود: «اي سلمان! سوگند به خداوندي كه حضرت محمد(صلی اله علیه و آله و سلم) را به پيامبري برگزيد! سه روز است كه غذا نخورده ايم و فرزندانم حسن(علیه السلام) و حسين(علیه السلام) از شدت گرسنگي بي قراري مي كردند و خسته و مانده به خواب رفته اند؛ اما من، نيكي و نيكوكاري را كه درب منزل مرا كوبيده است، رد نمي كنم.» آن گاه پيراهن خود را به سلمان داد تا در مغازه فروشنده اي گرو گذاشته، مقداري خرما و جو قرض بگيرد.سلمان فارسي مي گويد: پس از دريافت جو و خرما به طرف منزل فاطمه(سلام الله علیها) آمدم و گفتم: اي دختر رسول خدا! مقداري از اين غذاها را براي فرزندان گرسنه ات بردار! پاسخ داد: [u] «اي سلمان! اين كار را فقط براي خداي بزرگ انجام داديم و هرگز از آن بر نمي داريم.»[/b] نهج الحياه ، ص 131-133، ح .62 موفق باشيد. كلام آخرم اينكه لطفا كساني كه از پستي تشكر مي كنند مطالب مبحث مورد نظر و پستهاش رو به دقت مطالعه كنند و بدونند كه از چه چيزي دارند تشكر مي كنند.بقول اون دوستمون هر كليكي كه مي كنيم بايد در آينده اي نه چندان دور براي همشون پاسخگو باشيم. |
|||
|
|
۲:۳۰, ۱/دی/۹۱
شماره ارسال: #18
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
این ضرب المثل :موسی به دین خود و عیسی به دین که اشتباه است [/b] جایگاه امر به معروف ونهی از منکر |
|||
|
|
۲:۳۰, ۱/دی/۹۱
شماره ارسال: #19
|
|||
|
|||
|
با سلام و احترام
(۱/دی/۹۱ ۱:۵۶)jvd نوشته است: سلام، ان شاء الله (۱/دی/۹۱ ۱:۵۶)jvd نوشته است: اين حرف من به چه معنايي هست؟؟؟ آيا اين كه "در انفاق معنوي اولويت انفاق ابتدا ديگران هست و بعد خود فرد" معني " چراغی که به خانه رواست به مسجد حرام است" رو ميده؟؟ من بحثی پیرامون انفاق معنوی کردم ؟! (۱/دی/۹۱ ۱:۵۶)jvd نوشته است: برادر من من كه نظر شخصيم رو اينجا نمي نويسم كه شما نوشته ايد "چون مي گوييد ابتدا باید اعضای خانه رضایت داشته باشند ،" من نظرات كارشناسان ديني رو در رابطه با شرايط انفاق مادي رو در شرع اينجا نوشتم حالا اگر شرايط شرعي انفاق در نظر شما ضرب المثل رو توجيه مي كنه يا نه؛مشكل من نيست چون من نعوذبالله شرع رو نساختم كه!!! کدام کارشناس ؟ الان زن خانه بخواهد از مال خود به فقیری یا به خویشاوندش ببخشد باید از فرزندش و همسرش اجازه بگیرد ؟! یعنی اختیار مال زن ، دست همسر و فرزندش است ؟! کدام کارشناس دینی این حرف را زده ؟! فرزند همین خانه اگر به بلوغ رسیده باشد ، باید مالش را با اجازه خرج کند ؟! مرد خانه باید برای صدقه دادن روزانه از زن و بچه اش رضایت بگیرد ؟! کدام کارشناس مذهبی ؟! (۱/دی/۹۱ ۱:۵۶)jvd نوشته است: اين يك حرفتان اشتباه است ... نیازمندی را در چه می بینید ؟! یک فرزند در خانه با یک تکه نان سیر می شود دیگری با اتومبیل 100 میلیونی خود را فقیر می داند ... ابتدا نیازمندی را تعریف کنید بعد !! (۱/دی/۹۱ ۱:۵۶)jvd نوشته است: به به شما هم كه.... اگر رضایت داشتند یا اطمینان داشتند که رضایت داشتند ، چرا دیگ آب را برای دلگرمی شان روی آتش گذاشتند ؟! (۱/دی/۹۱ ۱:۵۶)jvd نوشته است: خوب يك سوالي كه به احتمال زياد در ذهن شما هست رو من با روايت خودتون پاسخ ميدم، رفتارهای امام علی و حضرت زهرا یک رفتار زمینی در راستای الگو سازی است ، اینکه بخواهیم آنرا ماورایی بدانیم و بگوییم معصوم بودند و علم غیب داشتند و پیش بینی می کردند، صحیح نیست ... در روایت زیر شما می بینید که هم فرزندان محتاج هستند و هم از انفاق سرپرستشان آگاهی ندارند : روزى فرزندان فاطمه عليها السلام جد بزرگوارشان را جلوى درب منزل ديدند، به سوى پيامبر (صلى الله عليه وآله ) شتافتند و بر روى دوش رسول خدا جاى گرفتند و گفتند: يا رسول الله ! گرسنه ايم ، به مادرمان بگو قرص نانى به ما بدهد تا رفع گرسنگى نمائيم . پيامبر داخل منزل آمد و خطاب به فاطمه عليها السلام فرمود: دخترم به دو فرزندم طعام بده ، پاسخ شنيد: پدرجان ! در خانه ما چيزى به جز بركت وجود رسول خدا وجود ندارد(فرهنگ فاطميه ، ص 111 - 112) |
|||
|
|
۱۷:۳۹, ۱/دی/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۱/دی/۹۱ ۱۷:۴۴ توسط kh-MAHDI.)
شماره ارسال: #20
|
|||
|
|||
|
«بسم الله الرحمن الرحيم»
(۱/دی/۹۱ ۲:۳۰)شهـاب نوشته است:(۱/دی/۹۱ ۱:۵۶)jvd نوشته است: سلام، (۱/دی/۹۱ ۲:۳۰)شهـاب نوشته است:(۱/دی/۹۱ ۱:۵۶)jvd نوشته است: اين حرف من به چه معنايي هست؟؟؟ آيا اين كه "در انفاق معنوي اولويت انفاق ابتدا ديگران هست و بعد خود فرد" معني " چراغی که به خانه رواست به مسجد حرام است" رو ميده؟؟ برادر من بايد عرض كنم كه علاوه بر اينكه سفسطه و مغلطه مي كنيد،ماشاءالله متن رو هم يك پاراگراف در ميان ميخونيد! شما چه چيزي نوشته بوديد كه من بخشي رو كه در رابطه با انفاق معنوي نوشته بودم رو دوباره نقل قول كردم؟؟؟ شما نوشته بوديد: (۳۰/آذر/۹۱ ۱۴:۴۹)شهـاب نوشته است: سخن شما در راستای توجیه مثل و من در جواب شما اين متن رو نوشتم: (۱/دی/۹۱ ۱:۵۶)jvd نوشته است: اولا من از مثل " چراغی که به خانه رواست به مسجد حرام است" حمايت نمي كنم،اگر پست اول بنده رو در اين تاپيك با دقت ميخونديد و كمي اون رو تجزيه و تحليل مي كرديد،مي فهميديد كه نه تنها من اين مثل رو توجيه نمي كنم بلكه به طور غير مستقيم در قدم اول اون رو رد مي كنم: چرا اصلا مطالب رو تجزيه و تحليل نمي كنيد؟چرا سعي نمي كنيد بفهميد منظور طرف مقابل شما چيه؟چرا متن رو يك خط در ميان ميخونيد؟ شما نوشته ايد"سخن شما در راستای توجیه مثل" چراغی که به خانه رواست به مسجد حرام است" می باشد" و من نوشته ام "اولا من از مثل " چراغی که به خانه رواست به مسجد حرام است" حمايت نمي كنم،اگر پست اول بنده رو در اين تاپيك با دقت ميخونديد و كمي اون رو تجزيه و تحليل مي كرديد،مي فهميديد كه نه تنها من اين مثل رو توجيه نمي كنم بلكه به طور غير مستقيم در قدم اول اون رو رد مي كنم" متوجه شديد؟؟از اين هم ساده تر ميگم شما نوشته بوديد كه من مثل " چراغی که به خانه رواست به مسجد حرام است" رو توجيه مي كنم و من در جوابش نوشتم كه در مبحث انفاق معنوي اون مثل رو رد كردم. متوجه شديد يا از اين هم ساده تر بگم؟ (۱/دی/۹۱ ۲:۳۰)شهـاب نوشته است:(۱/دی/۹۱ ۱:۵۶)jvd نوشته است: برادر من من كه نظر شخصيم رو اينجا نمي نويسم كه شما نوشته ايد "چون مي گوييد ابتدا باید اعضای خانه رضایت داشته باشند ،" من نظرات كارشناسان ديني رو در رابطه با شرايط انفاق مادي رو در شرع اينجا نوشتم حالا اگر شرايط شرعي انفاق در نظر شما ضرب المثل رو توجيه مي كنه يا نه؛مشكل من نيست چون من نعوذبالله شرع رو نساختم كه!!! آفرين؛باز هم معضل يك خط در ميان خواندن شما و بي توجهي شما به متن!!!! والا من مبحث رو خيلي ساده عرض مي كنم نميدونم چرا شما متوجه نميشيد! من نوشته بودم: (۲۶/آذر/۹۱ ۱۶:۳۰)jvd نوشته است: در حالت كلي آنچه جایز نیست این است که سرپرست خانواده در حالی که خانواده و نزدیکانش نیازمند هستند مال خود را به دیگران انفاق کند؛اما اگر اعضای خانواده و نزدیکان با اختیار خود سهم خود را به دیگران انفاق کنند اشکالی ندارد. خوب حالا اين تكه از حرفم رو كه خيلي ساده بيان شده رو دوباره براتون بازتر و حلاجيش مي كنم؛به اميد اينكه اينبار متوجه بشيد،انشاءالله در اين متن وضعيت انفاق كننده چگونه هست؟ در وضعيتي قرار داره كه خانواده يا بستگان نزديكش نيازمند و محتاجند،خوب آيا شرايط انفاق كردن زماني كه خانواده فرد انفاق كننده محتاج باشند در مقايسه با زماني كه خانواده شخص محتاج نباشند فرق مي كنه؟ جواب:بله خوب چه فرقي مي كنه؟؟؟ جواب:اگر خانواده فرد "الف" محتاج باشند در انفاق كردن؛خانواده خود فرد "الف" در اولويت قرار دارند يعني اگر فرد "الف" بخواد انفاق كنه بايد اول به خانواده خودش كمك كنه(انفاق كنه). خوب يك سوال ديگه:اگر شخص ديگري محتاج باشد و خانواده فرد "الف" راضي باشند كه آقا يا خانم "الف" به جاي كمك(انفاق) كردن به خانواده خود به شخص ديگر كمك كند،آنوقت آيا آقا يا خانم "الف" مي تواند به شخص محتاج انفاق كند؟ جواب:بله حالا براي اينكه مطلب رو خيلي ساده تر كنم،جواب سوالات شما رو به ساده ترين شكل ميدم: (در حالتي كه خانواده شخص انفاق كننده نيازمند نباشند) الان زن خانه بخواهد از مال خود به فقیری یا به خویشاوندش ببخشد باید از فرزندش و همسرش اجازه بگیرد ؟! خير یعنی اختیار مال زن ، دست همسر و فرزندش است ؟! خير،دست خودش است. فرزند همین خانه اگر به بلوغ رسیده باشد ، باید مالش را با اجازه خرج کند ؟!خير مرد خانه باید برای صدقه دادن روزانه از زن و بچه اش رضایت بگیرد ؟! خير (۱/دی/۹۱ ۲:۳۰)شهـاب نوشته است:(۱/دی/۹۱ ۱:۵۶)jvd نوشته است: چرا شما سفسطه مي كنيد؟ چرا جمله منو ناقص مي نويسيد و بعد منو متهم ميكنيد؟ من در اين رابطه مطلب زير رو بيان كردم: اگر دقت كنيد هم بولدش كردم و هم رنگش رو تغيير دادم تا خواننده دقيقا متوجه مطلب بشه. بَه بَه،باز هم بي توجهي!ممنونم از اينكه اينقدر مطالب بنده رو با دقت مطالعه مي كنيد!!فكر كنم يه چند باري اين جمله رو تكرار كردم كه در انفاق بايد اولويت بندي كرد. نيازمندي نسبي هست و تعريف مطلق ندارد كه بگيم اين فرد نيازمند هست و اون فرد نيازمند نيست،پس براي همين براي چندمين بار عرض مي كنم كه بايد در انفاق نيازمندان رو بر حسب نياز اولويت بندي كرد. با دو مثال ساده مطلب رو خيلي ساده بيان ميكنم، مثال1= شخص "الف" ميخواهد انفاق كند؛خانواده شخص "الف" نيازمند هستند،خانواده شخص "د" نيازمند تر هستند(نسبت به خانواده شخص "الف" محتاج تر هستند)پس در كمك(انفاق) كردن،خانواده شخص "د" در اولويت قرار مي گيرند،و شخص "الف" بايد به خانواده شخص "د" كمك كند. مثال2=شخص "الف" ميخواهد انفاق كند؛خانواده شخص "م" نيازمند هستند،خانواده شخص "الف" نيازمند تر هستند(نسبت به خانواده شخص "م" محتاج تر هستند)پس در كمك(انفاق) كردن،خانواده شخص "الف" در اولويت قرار مي گيرند،و شخص "الف" بايد به خانواده خودش كمك كند. يك نكته(كه در بالا هم ذكر كردم): اگر شخص ديگري(مثلا خانواده "م") محتاج باشد و خانواده فرد "الف" راضي باشند كه آقا يا خانم "الف" به جاي كمك(انفاق) كردن به خانواده خود به شخص ديگر كمك كند،آنوقت آيا آقا يا خانم "الف" مي تواند به شخص محتاج انفاق كند؟ جواب:بله انشاءالله كه متوجه شده باشيد. (۱/دی/۹۱ ۲:۳۰)شهـاب نوشته است:(۱/دی/۹۱ ۱:۵۶)jvd نوشته است: به به شما هم كه.... جالبه،خودتون سوال مي كنيد و خودتون در سوالتون جواب خودتون رو ميديد، ديگ آب را براي دلگرمی شان روی آتش گذاشتند نه براي كسب رضايت يا .... (۱/دی/۹۱ ۲:۳۰)شهـاب نوشته است:(۱/دی/۹۱ ۱:۵۶)jvd نوشته است: خوب يك سوالي كه به احتمال زياد در ذهن شما هست رو من با روايت خودتون پاسخ ميدم، برادر من يك اگر حرف هاي بنده رو يك خط در ميان نميخونديد متوجه ميشديد كه من به معصوم بودن آنها براي حرف خودم استناد نكردم،بلكه داخل پرانتز اشاره كردم،همچنين آيا اون كلمه ي "سواي" رو داخل پرانتز مي بينيد يا نه؟ انشاءالله كه ميدونيد معني "سواي" چي هست،من به سيره ي حضرت فاطمه (سلام الله علیها) و گفتارها و رفتارهاشون استناد كردم كه با توجه به سيره ي آن حضرت،حضرت علي (علیه السلام) مي تونستند بفهمند كه نظر حضرت فاطمه(سلام الله علیها) در مورد انفاق كردن در چنين وضعيتي چيست. (۱/دی/۹۱ ۱:۵۶)jvd نوشته است: جواب خيلي ساده هست (سواي معصوم بودن و خالص بودن حضرات معصوم كه خود نشانگر رضايت آنها از هر عمل خير و خداپسندانه هست) از سيره ي حضرت فاطمه (سلام الله علیها) و گفتارها و رفتارهاشون... موفق باشيد. |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |





![[تصویر: gaza_iran.jpg]](http://s2.picofile.com/file/7583350107/gaza_iran.jpg)



