کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



موضوع بسته شده  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 2 رای - 4 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
پشت پرده ی موج جدید ضد فلسفه و عرفان
۲۰:۳۴, ۳۰/آذر/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۳۰/آذر/۹۱ ۲۰:۴۱ توسط Admirer.)
شماره ارسال: #1
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم



با سلام به دوستان گرامی!

همانطور که کم و بیش مطلعید مخالفان فلسفه و عرفان همیشه در طول تاریخ تشیع با برخوردهای متعصبانه و با کوته بینی بسیار زیاد در واقع خودشان و از آن بالاتر عالم اسلام را از حقیقت وحی دور کرده اند. حقیر خیلی کاری با عقبه و ریشه ی این جدال ها ندارم و قصدم پرداختن به موج جدید ضد فلسفه و عرفان است که خودشان را نماینده ی مکتب اهل بیت معرفی می کنند!

ان شاء الله به مرور مقالات و مطالبی برای آگاهی از خطرات این پدیده ارائه خواهد شد :



1. اشتباهات مکتب تفکیک / مشکلات مدرسان فلسفه در مشهد ( در گفت‌وگوی مشروح با حجت‌الاسلام وکیلی )



منشأ ضرورت حکمت و عرفان در حوزه علمیه

* با توجه به اینکه شما فعلاً یکی از چهره‌های شناخته شده در مقابله با مخالفان فلسفه و عرفان اسلامی هستید، اگر ممکن است ابتدا کمی درباره اهداف و فعالیت‌های خودتان در این زمینه توضیح دهید.

ـ یکی از وظایف اصلی حوزه‌‌های علمیه تبیین و دفاع از کتاب و سنّت است و می‌دانیم که معارف قرآن و عترت منحصر در مسائل فقهی و یا اخلاقی نیست. بلکه حجم انبوهی از آن، مطالب معرفتی در باب توحید و معاد و نبوّت و امامت و مقام انسان کامل و از این دست مسائل است.

متأسّفانه بحث از این دست مسائل در حوزه‌ها کم ‌رنگ بوده و هست و کمتر به آن پرداخته می‌شود. در طول تاریخِ بزرگان شیعه عده‌ای به بررسی آیات و روایات معارفی پرداخته‌اند و منظومه‌هائی معرفتی تشکیل داده‌اند. بزرگانی که در این عرصه وارد شده‌اند و به شکل تخصّصی کار کرده‌اند معتقد بوده و هستند که بدون فعالیت‌های عقلی عمیق و نیز بدون بهر‌ه‌وری از مشاهدات و مکاشفات عرفا گره‌های کور معارفی قرآن و روایات باز نمی‌شود و این امر سبب شده که اقبالی در حوزه‌های شیعی به علوم عقلی و عرفان به وجود آمده و این علوم در بستر تشیّع گسترش بیابد.

امروزه هم می‌بینیم که بزرگترین مفسّران قرآن و شارحان روایات اعتقادی همه از متخصّصین حکمت متعالیه و عرفان هستند و تا صحبت از این مسائل مطرح بشود همه انگشت‌ها روی شخصیت‌هائی چون علامه شعرانی و علامه طباطبائی و رهبر فقید انقلاب حضرت امام خمینی و حضرت آیت‌‌‌الله جوادی آملی و امثال ایشان می‌رود و دیگران در این عرصه متاع چندانی برای عرضه ندارند.

علاوه بر اینکه اصل اثبات دین و پاسخ به شبهات که از ضروریات دوره ماست محتاج تخصّص در علوم عقلی است و بدون آن نمی‌شود از دین دفاع کرد. این دو مسأله منشأ اصلی ضرورت حکمت و عرفان در حوزه‌هاست.

علت مخالفت‌ها با حکمت و عرفان در حوزه‌های علمیه

ولی همیشه عده‌ای به علّت ناآشنائی با این علوم و تخصّص نداشتن در این مسائل برداشت‌هایی غلط از این مسائل نموده و چون غیرت دینی نیز دارند معمولاً از سر دلسوزی برای دین با این معارف مقابله می‌کنند. گاهی هم این مقابله‌ها شدید شده و برخی از افراد پا از جادّة تقوا بیرون می‌گذارند و به اهانت و بی‌ادبی و تکفیر بزرگان اقدام می‌کنند.

بنده هم به عنوان انجام وظیفه شرعی خود سعی کردم در زمینه پاسخ به شبهات و دفاع از این معارف در حدّ توان خودم کارهایی انجام دهم، خصوصاً نسبت به فضای حوزه مشهد و اهانت‌ها و نسبت‌های ناروائی که میان مخالفین حکمت و عرفان در مشهد متداول بود.




هدف از نگارش کتاب «صراط مستقیم»



* از کارهایی که تاکنون در این زمینه انجام داده‌اید یا مشغول آن هستید، بگویید؟

- اولین کار بنده کتاب «صراط مستقیم» بود که نقد یک گرایش خاص از مکتب تفکیک است که امروزه در خراسان تبلیغ می‌شود.

چون مکتب تفکیک دارای گرایش‌ها و تقریرهای گوناگونی است که بعضاً با هم فاصله بسیار زیادی دارند. نکته حسّاس این کتاب علاوه بر نقد مبانی اصلی این گرایش، این بود که تلاش شد اثبات شود مطالب مرحوم صدرالمتألّهین رضوان الله علیه، شرح روایات اهل بیت علیهم‌السلام است و بدون استفاده از فعالیت‌های ایشان اصلاً روایات قابل فهم نیست.

در نقدهای قبلی بیشتر به نقد عقلی تفکیک پرداخته شده بود و تفکیکیان چون با علوم عقلی بیگانه‌‌اند چندان این نقدها در فضای مشهد اثرگذار نبود. نقطه حسّاس نقد مکتب تفکیک این است که نشان دهیم که مکتب تفکیک دستش از فهم قرآن و روایات نیز خالی است و در حقیقت نه از عقل و نه از نقل صحیح استفاده نمی‌کنند. به همین جهت این نقد بحمدالله اثر مطلوبی داشت.

کتاب‌هایی در پاسخ به شبهات مختلف در زمینه فلسفه و عرفان نوشته‌ایم

بعد از آن بنده شروع کردم به جمع‌آوری شبهات مختلف در زمینه فلسفه و عرفان و نگاشتن پاسخ آن با همکاری برخی از دوستان که تا به حال حدود بیست جلد کتاب‌های کوچک و بزرگ شده است و امید است توفیق طبع و نشرش فراهم شود. برخی هم به صورت جزوه تکثیر شده است.

مدّتی است که با همکاری مؤسّسه مطالعات راهبردی علوم و معارف اسلام، «پایگاه عرفان و حکمت در پرتو قرآن و عترت» را راه‌اندازی کرده‌ایم که هنوز به صورت کامل فعّال نشده و بناست همه مطالب را در این پایگاه در اختیار عموم قرار دهیم. با همکاری عده‌‌ای از دوستان نیز چند همایش در موضوعات مربوط به فلسفه و عرفان و تجلیل از بزرگان برگزار شده است.


* موضوع این کتاب‌ها در چه زمینه‌هایی است؟

- مباحث مختلفی مثل تبیین نظریه تفسیر قرآن به قرآن، توضیح نظریه ملاصدرا در باب عشق مجازی، شرح عبارات محیی‌‌الدین و علامه حسن‌زاده آملی در باب داستان گوساله‌پرستی قوم بنی‌اسرائیل، تفسیر وحدت وجود، عینیت و سنخیّت، معاد صدرائی، تاریخ عرفان و فلسفه شیعی، نقد فرق باطل تصوّف، بررسی کتاب حدیقة‌ الشیعه و روایات جعلی درباره فلسفه و تصوّف، بررسی روایات نهی از تفکر در ذات، نهی از علم کلام، نهی از علم‌آموزی از غیر معصومین و این طور بحث‌ها.

دو اشتباه مکتب تفکیک چیست؟

* کتاب «صراط مستقیم» شما گویا نقد تبیین استاد سید جعفر سیّدان از مکتب تفکیک است. انتقاد اصلی شما از جریان تفکیک در خراسان و خصوصاً جناب استاد سیّدان چه بود؟

ـ انتقاد اصلی بنده انتقاد از جریان عملی تفکیک بود. مکتب تفکیک از نظر عملی با دو اشتباه بزرگ مواجه بوده و هست.

مسأله اول اینکه اظهار نظر در هر علمی تخصّص می‌خواهد و تخصّص در هر رشته‌ای محتاج طی کردن سیر تحصیلی آن رشته است. تخصّص در فلسفه 15 تا 25 سال تحصیل نزد استاد فنّ می‌خواهد. ولی تفکیکیان با دو سه سال ورق زدن کتب فلسفی فوراً در فلسفه مجتهد می‌شوند و جلسات نقد ملاصدرا و حکمت متعالیه برگزار می‌کنند.

بنده بارها به صداقت و شفافیت عرض کرده‌ام عموم بزرگان مکتب تفکیک حتی در حدّ یک بدایه الحکمة هم فلسفه نمی‌دانند و گفتن این سخن نعوذ بالله برای تخریب شخصیت ایشان نیست. برای کمک به خود ایشان است.

فرض کنید کسی هنوز مجتهد نشده این طرف و آن طرف بالای منبر برای مردم فتوا صادر کند. خب یقیناً حرام است و گاهی معصیت کبیره. حالا کسی مجتهد نشده درباره توحید و معاد صحبت کند و نظر خاص ارائه بدهد و مردم را به آن تشویق کند و تازه نظر متخصّصین و مجتهدان آن رشته را نیز ردّ کند و به مردم بگوید اینها از مکتب اهل بیت دورند و منحرفند و ... این کارها همه خلاف شرع است. افراد غیر مجتهد فقط حق دارند بالای منبر نظر أعلم یا أعلم و غیر اعلم را گزارش کنند.

خیلی از بزرگان درباره این مسئله به تفکیکیان تذکر داده بودند که خلاصه کار شما «افتاء بدون علم است» ولی آنان خود را یا عالم می‌دانستند یا به هر جهتی اشتباهشان را ترک نمی‌کردند و به هر صورت به این گناه مبتلا بودند؛ حالا قصوراً یا تقصیراً نمی‌دانم. بنده اول سعی کردم در آن کتاب بی‌اطلاعی تفکیکیان از فلسفه کاملاً ارائه شود تا دیگر حجّتی برای اظهار نظر در این مسائل نداشته باشند. یعنی نهی از منکر یا ارشاد بود که چاره‌ای جز این نداشت.

* فکر نمی‌کنید سخن شما مبالغه باشد؟ خیلی از تفکیکیان مدرّس فلسفه بوده‌اند، بعد شما می‌گویید در حدّ «بدایة الحکمة» هم نمی‌دانند!

ـ نه. با صداقت عرض می‌کنم. اصطلاحات ساده را نمی‌دانند؛ هم در باب توحید هم در معاد و هم بقیه مباحث.

مثلاً بحثی هست در فلسفه که رابطه خداوند با مخلوقات چیست؟ سنخیّت یا عینیّت یا تباین.

تفکیکیان فکر می‌کنند سنخیّت در بحث سنخیت علت و معلول به معنای مشابهت است و می‌گویند فلاسفه خدا را شبیه مخلوق می‌دانند. جناب آقای سیّدان در کتابچه سنخیّت و عینیّت هم چندجا سنخیّت را به معنای شباهت معنا می‌کنند.

جالب است که چند همایش هم گرفته‌اند که اثبات کنند نظر فلاسفه غلط است و میان طلبه‌ها نیز شایع کرده‌اند که فلاسفه به مشابهت خالق و مخلوق اعتقاد دارند و جدیداً هم حرف جدیدی بین تفکیکیان پیدا شده که اصلاً خداوند نه هست و نه نیست؛ چون اگر بگوییم خدا هست، در هستی با مخلوقات شبیه می‌شود و می‌شود همان حرف فلاسفه! وجود و عدم هم نقیض نیستند.

با اینکه سنخیّت نه در زبان عربی معنای مشابهت دارد و نه در اصطلاح فلسفه. در فارسی امروزه فقط گاهی به این معنا به کار می‌رود. سنخیّت علت و معلول تقریباً یعنی یک رابطه خاص میان علت و معلول است که موجب صدور آن معلول خاص از علّت است. خود فلاسفه هم گفته‌اند که اصلاً علّت فاعلی لازم نیست شبیه معلول باشد، در الهیات شفا هست. در بدایه و نهایه هم برهان آورده‌اند بر استحاله شباهت خالق و مخلوق.

یا مثلاً تفکیکی‌ها فکر می‌کنند عینیت در عرفان و فلسفه یعنی حمل شائع صناعی آن هم حمل جزیی بر جزیی مثل «زید پسر عمرو است». همین ایشان در ردّ حضرت علامه حسن‌زاده آملی می‌گویند اگر خدا عین همه چیز است پس باید موسی و هارون هم عین هم باشند. چون هر دو عین خدا هستند. یا در همایشی گفته‌اند اگر حرف عرفا راست باشد پس باید من و تو یکی باشیم. چون خدا عین هر دوی ماست.

با اینکه هر کس بدایه و نهایه خوانده باشد می‌داند عینیت در این مباحث یا از باب حمل حقیقت و رقیقت است یا عینیت محیط و محاط و اصلاً هیچ ربطی به این اشکال‌ها ندارد. یعنی اینها اصطلاحات ساده را اشتباه متوجه می‌شوند و بعد با هزینه‌های هنگفت نشست برگزار می‌کنند و همین مطالب را به حکما و عرفای اسلام نسبت می‌دهند و نقد می‌کنند.

در صراط مستقیم حقیر مفصل عرض کرده‌ام که ایشان صورت فلسفی را با نقاشی و تصویر که در فارسی می‌گوییم اشتباه می‌گیرند. در بحث به حضرت آیت الله جوادی در باب معاد می‌گویند: اگر معاد مثالی باشد و صورت محض باشد، پس انگورهای بهشت را چگونه می‌شود لمس کرد و خورد. صورت محض که حجم ندارد.

امکان ندارد کسی یک دور مقدماتی فلسفه را درس گرفته باشد و این طور حرفی بزند. تمام اجسام عالم مثال حجم دارند. صورت به معنای فعلیت یا حامل فعلیت است ربطی به تصویر ندارد. درباره ماده و خیال و خیلی دیگر از اصطلاحات ساده فلسفی هم همین اشتباه‌ها را دارند. آقای حکیمی هم همین‌طورند. مرحوم آقا میرزا جواد آقا تهرانی و آیت الله مروارید هم همینطورند. البته این دو بزرگوار لااقل در فقه می‌گویند که مجتهد بوده‌اند ولی در فلسفه همین‌طورند.

بحث ما با تفکیکیان اصلاً بحث فلسفی نیست

بحث ما با تفکیکیان اصلا بحث فلسفی نیست. بی‌تعارف بگویم توضیح اصطلاحات است. حتی به تبیین و تشریح دقیق و توصیف گزاره‌های فلسفی هم نمی‌رسد. فضای تفکیک فضای تبلیغات خالی از واقعیت است. هیچ محصولی برای عرضه به فضای علمی و بحث وجود ندارد که درباره‌اش مناظره و بحث شود. فقط باید سعی کرد سوء تفاهم‌های عجیب ایشان را برطرف کرد و معمولاً با برطرف شدن آن بحث پایان می‌پذیرد و اصلاً کار به بحث و مناظره نمی‌کشد.


* پس بحث‌های آقای سیدان با آیت‌‌الله جوادی آملی چیست؟

ـ آن هم محصول بزرگواری حضرت آیت‌الله جوادی است. استاد ما آیت‌الله رضائی نقل می‌کردند که خدمت آیت‌الله جوادی عرض کردم چرا بحث کردید؟ سطح مطالبی که ایشان گفته‌اند خیلی پائین است. باید شاگردان شاگردان شما می‌رفتند بحث می‌کردند. فرمودند: سیّد بودند، چند بار گفته بودند. رعایت ادب اقتضا می‌کرد قبول کنم. همان جلسه اول معلوم شد مبانی دستشان نیست. ولی تا 8 جلسه صبر کردم دیدم فایده‌ای ندارد و لذا ادامه ندادم.

کسانی که فلسفه خوانده‌اند می‌دانند که دو طرف در آن بحث اصلاً زبان مشترک ندارند. هر چه آیت الله جوادی می‌گویند جناب استاد سیّدان برداشت دیگری می‌کنند و اشکال می‌کنند.

جالب است که مخالفان فلسفه مثل تفکیکیان وقتی این بحث‌ها را می‌خوانند فکر می‌کنند که آیت الله جوادی مغلوب شده‌اند و به عنوان سند مغلوبیّت ارائه می‌دهند.


تکفیر، ناسزا،‌ لعن، پخش‌کردن شیرینی در رحلت فیلسوف یا عارف از کارهای غیر قابل دفاع است


* اگر ممکن است به اصل بحث برگردیم. انتقادات اصلی شما از جریان تفکیک چیست؟

ـ یکی همین مسئله اظهار نظرهای غیر تخصّصی بود و دیگری اهانت‌های آنان به بزرگان. فرض کنیم کسی توفیق درس گرفتن صحیح فلسفه را نداشت و همه چیز را جابه‌جا فهمید. ولی آیا حق دارد که به کسانی که اعتقادات دیگری دارند دائماً زخم زبان بزند. تکفیر کند، ناسزا بگوید، لعن کند، در رحلتش شیرینی پخش کند؟ اینها متاسفانه اتفاقاتی است که افتاده است.

تازه این کارها را درباره کسانی می‌کنند که به خوبی می‌دانند که از تفکیکیان عالم‌تر و ملاّ‌ترند. هیچ کسی شک ندارد که امثال رهبر فقید انقلاب حضرت امام خمینی یا علامه طباطبائی، یا علامه طهرانی یا علامه حسن‌زاده آملی یا آیت‌الله جوادی در فقه و اصول و تفسیر و علوم نقلی نیز به مراتب از تمام شاگردان مرحوم میرزا مهدی قوی‌تر بودند. می‌دانند که مدرسان فلسفه در فقه و اصول هم از ممتازین هستند.

مشکلات کسانی که فلسفه تدریس می‌کنند

ولی کسی که می‌خواهد فلسفه تدریس کند با انواع بهانه‌ها یا اتّهامات سعی می‌کنند درسش را تعطیل ‌کنند. عذرشان را از مدارس علمیه می‌خواهند. اگر جائی منبر بروند یا امام جماعت مسجد باشند این قدر در نزد مردم از او بدگوئی می‌کنند تا عذرش را بخواهند و مسائل دیگر.

این نوع برخوردها خودش یک مجموعه خلاف شرع‌های دیگری است که متداول است و منشأ همه، توّهم این مطلب است که اهل فلسفه مخالف اهل‌بیت علیهم‌السلام و اسلامند.

هماهنگی نظر ملاصدرا با روایات بیش از نظر تفکیکیان است

در آن کتاب سعی شد که نشان داده شود که اینطور نیست؛ هماهنگی نظر ملاصدرا با روایات بیش از نظر تفکیکیان است و همگی پیرو اهل‌بیت‌ هستند نه اینکه به قول برخی از بزرگان تفکیکی در یکی از همایش‌هایشان: فلاسفه هیچ اعتقادی به قرآن و روایات ندارند و خودشان هم می‌دانند و چند روایت از ترس متدینین می‌خوانند و مطابق با حرف‌های باطل خود نشان می‌دهند و ...

این‌ها اهداف اصلی کتاب بوده و در کنارش هم دیدگاه تفکیک در ارزش عقل و نقل مفصّل نقد شده و اثبات شده که اینها نواخباری هستند و روششان به روش فقهای امامیه ربطی ندارد. آفت بزرگ مکتب تفکیک این است که وقتی طلاب از فعالیت‌های عقلی محروم می‌شوند دیگر قرآن و روایات را خوب نمی‌فهمند. تفکیکیان نه توحیدشان توحید قرآن است نه معادشان و اگر هم توحید و معاد قرآن را برایشان بگوئید چون اشتباه می‌فهمند فکر می‌کنند این حرفها کفر است.


ادامه دارد...

امضای Admirer
[تصویر: 1wn3fi050ilv8uqetyj9.jpg]
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: مجید121 ، سید ابراهیم ، حسن.س. ، عبدالرحیم ، سرباز سید علی ، حسین14

آغاز صفحه 4 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد)
۲۲:۵۵, ۱۷/دی/۹۱
شماره ارسال: #31
آواتار
سلام
به عنوان یک ناظر ، اول از همه ، یک صلوات بفرستید!
بابا سنی و شیعه هم با هم بحث می کردند ، این طور صحبت نمی کردند ، کمی ملاحظه و بردباری
اشداء علی الکفار،رحماء بینهم
تذکر هم هم از روی مهر و محبت باشه (البته در حد خودشBig Grin)
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: حنین ، Havbb 110 ، آیات ، Admirer
۲۳:۴۵, ۱۷/دی/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۸/دی/۹۱ ۱۱:۲۳ توسط ELENOR.)
شماره ارسال: #32

نخیر! فلسفه ملاصدرا هنوز مانند هسته ای است که از خاک بیرون نزده!!!
اینایی که هم همش میگن ملاصدرا عرضه ندارن این جوانه رو از خاک بیرون بیارند. حضرت آقا هم برای همین به فسلسفه ملاصدرا اشاره می کنند.
حرف های مقام معظم رهبری هم با حرف حقیر منافاتی نداشت
جناب ELENOR جواب بحث علمی رو با بحث علمی میدن، نه اینکه سخنانی از حضرت آقا می گذارید. سخنانی از حضرت آقا می گذارید اونم با فونت توهین آمیز
کمی هم از ائمه یاد بگیرید جدال احسن!!!!!!!!!!!!
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: آیات
۰:۱۱, ۱۸/دی/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۸/دی/۹۱ ۰:۱۲ توسط Havbb 110.)
شماره ارسال: #33

نقل قول:سخنانی از حضرت آقا می گذارید اونم با فونت توهین آمیز


1- سخنان آقا رو شما قبول دارید یا خیر. اگر قبول دارید چرا ناراحت شدید؟ اگر قبول ندارید پس چی رو قبول دارید؟


2- فونت از کی تا حالا شده وسیله ی توهین؟ فونتش که همون فونت تالاره که منم دارم مینویسم فقط اندازه و رنگش رو همونطور که در صفحه ی قبل توضیح دادند برای تاکید بر روی بخشی از متن تغییره داده. توهین کجا بود؟
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: ELENOR
۱:۵۳, ۱۸/دی/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۸/دی/۹۱ ۲:۰۲ توسط آیات.)
شماره ارسال: #34
آواتار
نقل قول: وقتی تهمت بی اساس به یکی از مروجان مذهب تشیع میزنید((میگویید جاسوس است)) و وقعی نمینهید به سخن صریح و روشن ولی فقیه که سایت رسمی دارد و هنوز زنده است و میگویید ((سخنان مقام معظم رهبری دفاع از فلاسفه نیست)) هیچ اعتباری برای بدون غرض بودن حرفهای شما نمیتوانیم داشته باشیم و صحت نقل قول های شما
اولا اگر بنده مستندات را درباره هانری کربن اینجا نگذاشته ام منطق شما میگه به این دلیل وجود ندارند؟
نظرات علما را کاملا باذکر آدرس قرار داده ام می توانید مراجعه کنید به شما توصیه کردم خداوند رحمن در قرآن می فرماید الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه
شما که شک دارید واقعا نمی خواهید به آن آدرس ها مراجعه کنید واندکی تفکر؟چرا؟!
نمی خواهید نظرات علمای دیگر رابیابید؟

درثانی رهبردرهمان سخنرانی ها که بنده نیز حضور داشتم علاوه برنام بردن این اسامی(ملا صدراو...) نام علمایی را نیز ذکر کردند واز کتاب علمایی تمجید کردند که کاملا مخالف نظرات فلسفی راجع به مسائل اعتقادی هستند اگر رخصت وفرصت بدهید به مانند شما که سخنان را علم کرده اید بنده نیز اینکار را خواهم کرد
همچنین پاسخی درباره اشارات رهبری در همان سخنرانیها در قم درباره آیت الله بروجردی نداده اید وتحقیق نکرده اید چرا آیت الله بروجردی با فلسفه(یونانزده) مخالف بودند و...

منظور شمارا از غرض متوجه نشدم راستش مقداری خنده ام گرفت


نقل قول: کدام فلسفه و کدام فیلسوف؟؟؟
ملاصدرا یا نیچه؟؟؟ یا .... همه را با هم جمع میبندید

نظرات فلاسفه!!! نه شخص فیلسوف!!


ونیز نمی دانم چرا آن سوالهای زشت را مطرح کرده اید بله صراحتا می گویم من قرآن را جواب همه چیز تبیانا لکل شیء می دانم

همانگونه که پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم مشرکان را با جهالتی که درش گرفتار بودند به وسیله قرآن نجات دادند وخدا پرست کردند این قرآن همچنان نور نور نور همه چیز را روشن می کند ونیازی به دین یونانی ها نداریم
کتاب الله وعترت النبی
والسلام
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
۱۰:۵۵, ۱۸/دی/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۸/دی/۹۱ ۱۴:۴۴ توسط ELENOR.)
شماره ارسال: #35
آواتار
نقل قول: نخیر! فلسفه ملاصدرا هنوز مانند هسته ای است که از خاک بیرون نزده!!!
دوست گرامی این نظر شماست ...
برادر عزیز این تعبیرهایی که خواهم آورد برای هسته ای است که از خاک بیرون نزده؟؟؟
ما ایرانیان وامدار مکتبی هستیم که به تعبیر شما از خاک در نیامده!!!!!
فلسفه ای که به تعبیر شما هسته ای است که از خاک در نیامده میوه ای چون امام خمینی (رحمة الله علیه) میدهد؟؟؟

امام (رضوان اللَّه عليه) چكيده و زبده ى مكتب ملاصدراست؛ نه فقط در زمينه ى فلسفى اش، در زمينه ى عرفانى هم همينجور است
..........................
همانگونه كه فلسفه ى صدرايى - كه خود او بحق آن را حكمت متعاليه ناميده - در هنگام پيدايش خود، نقطه ى اوج فلسفه اسلامى تا زمان او و ضربه يى قاطع بر حملات تخريبى مشككان و فلسفه ستيزان دورانهاى ميانه ى اسلامى بوده است، امروزه پس از بهره گيرى چهارصدساله از تنقيح و تحقيق برجستگان علوم عقلى، و نقد و تبيين و تكميل در حوزه هاى فلسفه، و ورز يافتن با دست تواناى فلاسفه ى نامدار حوزه هاى علمى بويژه در اصفهان و تهران و خراسان، نه تنها استحكام بلكه شادابى و سرزندگى مضاعفى گرفته و مى تواند در جايگاه شايسته ى خود در بناى فرهنگ و تمدن، بايستد و چون خورشيدى در ذهن انسانها بدرخشد و فضاى ذهنى را تابناك سازد.
.........................
ما ايرانيان بيش از همه به اين فلسفه الهى وامدار و بيش از همه در برابر آن مكلفيم.
دوران ما با دميدن خورشيدى چون امام خمينى كه يگانه ى دين و فلسفه و سياست و خود يكى از صاحبنظران برجسته در حكمت متعاليه بود، و نيز با حوزه ى درسى و تحقيقى پربركت حكيم علامه ى طباطبايى كه استاد يگانه مبانى ملاصدرا در طول سى سال در حوزه ى قم به شمار مى رفت، و تلاش تلامذه و هم دوره هاى آنان، بى شك دوره ى با بركتى براى فلسفه الهى است

.........................
فلسفه‌ ملاصدرا فلسفه‌اي‌ عقلي‌، ذوقي‌ و شرعي‌ است‌ و در حقيقت‌ ملاصدرا فلسفه‌ عقلي‌ و ذوقي‌ را برمبناي‌ شرع‌ مقدس‌ پي‌ريزي‌ كرده‌ است‌ براي‌ او تعبد محض‌، مبادي‌ رسيدن‌ به‌ افكار عالي‌ فلسفي‌ بوده‌ است‌ و اين‌ جريان‌ عظيم‌ و جوشان‌ و تمام‌ نشدني‌ در دوران‌ رياضت‌ به‌ روح‌ مقدس‌ وي‌ افاضه‌ و نازل‌ شده‌ است‌ و امروز خوشبختانه‌ كتابها و افكار فلسفي‌ ملاصدرا فضاي‌ فلسفي‌ كشور را فراگرفته‌ است‌.
.........................
[font=Tahoma][/font]
نقل قول:اینایی که هم همش میگن ملاصدرا عرضه ندارن این جوانه رو از خاک بیرون بیارند. حضرت آقا هم برای همین به فسلسفه ملاصدرا اشاره می کنند.
اولا با ادب باشید
ثانیا
افرادی نظیر امام خمینی (رحمة الله علیه) بوده اند ....
افرادی نظیر علامه بوده اند:
در گذشته در حوزه‌ى قم با فلسفه و وجود مرحوم آقاى «طباطبايى» مخالفت مى‌شد. مى‌دانيد درس اسفار ايشان به دستور تعطيل گرديد و ايشان مجبور شد شفا تدريس كند. در دوره‌ى اخير، قم مركز حوزه‌ى فلسفى ما بوده است؛ آقاى طباطبايى هم انسان كاملاً متشرّع، مواظب، دائم‌الذّكر، متعبّد، اهل تفسير و اهل حديث بوده؛ از آن قلندرمآبهاى آن‌طورى نبوده است - البته جلسات خصوصى را كارى نداريم - مراتب علمى و فقه و اصولش هم طورى نبوده كه كسى بتواند آنها را انكار كند؛ درعين‌حال كسى مثل آقاى طباطبايى كه جرأت كرد و فلسفه را ادامه داد و عقب نزد، اين‌طور مورد تهاجم قرار گرفت. نتيجه چيست؟ نتيجه اين است كه امروز سطح تفكّرات و معرفت فلسفى ما در جامعه و بين علماى دين محدود است. با بودنِ استادى مثل آقاى طباطبايى، جا داشت امروز تعداد زيادى استاد درجه‌ى يك از تلامذه‌ى ايشان در قم و ديگر شهرستانها داشته باشيم. آقاى طباطبايى فرد فعّالى بود؛ بنابراين جريان فلسفى‌اى كه به وسيله‌ى ايشان پايه‌گذارى شد، بايد به شكل وسيعى گسترش پيدا مى‌كرد، كه نكرده است.

......................................
مركز فلسفه هم بايد حوزه‌ى علميه باشد. يكى از بزرگترين خسارتهايى كه ما كرديم، اين بوده كه مركز فلسفه‌ى اسلامى از حوزه‌ى علميه به مناطق مختلف منتقل شده است. بعضى از آقايانِ اساتيد فلسفه، ماه رمضان پيش من بودند؛ مى‌گفتند برخى از آقايانى كه اصلاً اهليّت ندارند، در مساجد فلسفه تدريس مى‌كنند و ناقص و سطحى و به عمق نرسيده و جويده جويده مطالبى را دست افراد مى‌دهند. اينها خسارت است؛ ما نبايد بگذاريم اين كار ادامه پيدا كند. من خدمت آقاى «جوادى» و آقاى «مصباح» هم به تفاريق مكرّراً گفته‌ام بايد كارى كنيم كه قم از مركزيّت و مرجعيّتِ فلسفه نيفتد و قطب اصلىِ فلسفه‌ى اسلامى همچنان باقى بماند. بنابراين در اين زمينه هرچه شما تلاش كنيد، بجا و بحق خواهد بود. همه بايد تلاش كنند؛ مديريّت حوزه و اساتيد فلسفه هم بايد تلاش كنند.

طلّابِ فلسفه را بايد تشويق كرد

....................................
امروزه علامه طباطبایی نیست ولی آیت الله مصباح یزدی هست:
مقام معظم رهبرى در بخش ديگرى از سخنانشان، نقش آيت‌الله مصباح يزدى را در هدايت طرح و برنامه اين اردو حائز اهميت خواندند و فرمودند: بنده نزديك به چهل سال است كه جناب آقاى مصباح را مى‌شناسم و به ايشان به عنوان يك فقيه، فيلسوف، متفكر و صاحب‌نظر در مسايل اساسى اسلام ارادت قلبى دارم. اگر خداى متعال به نسل كنونى ما، اين توفيق را نداد كه از شخصيتهايى مانند علامه طباطبايى و شهيد مطهرى استفاده كند، اما به لطف خدا اين شخصيت عزيز و عظيم‌القدر، خلاء آن عزيزان را در زمان ما پر مى‌كند.
http://farsi.khamenei.ir/news-content?id=11484
نقل قول:حرف های مقام معظم رهبری هم با حرف حقیر منافاتی نداشت
بازم از نظر شما ...
نقل قول:جناب ELENOR جواب بحث علمی رو با بحث علمی میدن، نه اینکه سخنانی از حضرت آقا می گذارید
شما بحث علمی کردین!!!!!!!!!!!!!!! در دو خط نوشتین که
نقل قول:ایجاد حکمت مناسبی برای به وجود آمدن تمدن اسلامی می باشد. و ما هنوز به چنین زمینه ای از حکمت نرسیدیم تا علوم اسلامی را روی آن بنا کنیم.
ما هم سخنان صریح رهبری را آوردیم که فرموده اند تمدن اسلامی حکمتی نظیر فلسفه ی ملاصدرا دارد که آمیزه ای به تمام معنا از شرع و عقل و فقه و قران و حدیث است ...
که مخالف حرف شما بود که هم چین حکمتی امروزه نداریم ... میخواهید از این حقیقت ناراحت بشوید ... میتوانید ... مشکل از ما نیست
ما نظر رهبری رو به عنوان مرجع و ولی فقیه و مرشد راهنما میاوریم با فرض اینکه دو طرف قبولش دارند

نقل قول:نه اینکه سخنانی از حضرت آقا می گذارید اونم با فونت توهین آمیز!
همون پاسخ دوستمون
Havbb 110

نقل قول:جدال احسن!!!!!!!!!!!!
جدال احسن چیست برادر عزیز؟؟؟ ....
جدال احسن یعنی بحث با مخاطب بنابر اعتقادات خود فرد ...
همانند بحث های اعتقادی حضرت ابراهیم که در قران امده ...
من هم فرض رو میگذارم بر اینکه رهبری رو قبول دارند اکثرا و به ایشون استناد میکنم ...به قول دوستمون شما اگر حرف رهبری رو قبول دارید چرا ناراحت می شوید؟؟؟؟

نقل قول:اولا اگر بنده مستندات را درباره هانری کربن اینجا نگذاشته ام منطق شما میگه به این دلیل وجود ندارند
عجب منطقی دارید شما ... پس هر ادعایی هر کس بکند پذیرفته شده است؟؟؟
تعریف تهمت جز این است که اتهام بی سند و دلیل بزنید؟؟؟
داریم بحث منطقی میکنیم و گذاره های رو هوای بدون سند موثق چیزی جز توهین و تهمت نشانه ضعف استدلالی و اخلاقی نیست ... آن هم برای کسی که رهبری آن گونه توصیفش میکند
نقل قول:همچنین پاسخی درباره اشارات رهبری در همان سخنرانیها در قم درباره آیت الله بروجردی نداده اید وتحقیق نکرده اید چرا آیت الله بروجردی با فلسفه(یونانزده) مخالف بودند و..
اولا شما در ابتدا باید پاسخ بدهید که چرا ادعا کردید رهبری از فلسفه دفاع نکرده اند (فلسفه صدرایی)
ثانیا بحث ما روی فلسفه یونان زده نبوده و نیست
ثالثا خود رهبری در دفاع از فلسفه و به خصوص صدرایی بسیار سخن گفتند و گفتند باید در حوزه علمیه فراگیر بشود و مثل زمان آیت الله بروجردی نشود ... که در ایران امروز نشده ... مرجع و ولی فقیه الان ما هم آیت الله بروجردی نیستند .. ایت الله خامنه ای هستند
نقل قول:شما که شک دارید واقعا نمی خواهید به آن آدرس ها مراجعه کنید واندکی تفکر؟
تمام رفرنس های من سندش موثق و در دسترس همه است با یک کلیک
شما فکر میکنید همه این کتابهایی نظیر الذخیره في علم الکلام/ص114 و منیه المرید و حدیقة الشیعة و
مستدرک سفینه البحارج و .... در خانه شان دارند؟؟؟؟؟
شما یک سری سخنان یک خطی از کتاب های تخصصی آورده اید که خودتون هم به احتمال زیاد همان کتاب ها را تا به حال همشون رو ندیده اید ...
ما برای شما سند حقیقی و عینی می آوریم از سوی رهبری شما آن طور میگویید
نامه امام خمینی را تفسیر به رای میکنید و در جواب برای ردیات نظریه خودتون بر برداشت شخصیتون از آن نامه سکوت میکنید
انتظار دارید ما بر صحت صدق شما و امثال شما در رابطه با نقل قول از کتاب هایی که کمتر کسی دارد از علما اعتماد کنیم؟؟؟؟

نقل قول:نظرات فلاسفه!!! نه شخص فیلسوف!!
همه فلاسفه که یک نظر ندارند در مورد هر پدیده ای ... غیرمنطقی ترین چیزی که میگویید همین است ...
هر فیلسوفی یک تفسیر از دنیا دارد ... و هر کدام اکثرا در تضاد با دیگری .... شما جوری جمع میبندید که انگار همگی آنها متفق القول یک نظر دارند ... کمی سطح فکریتون رو گسترش بدید

نقل قول:ونیز نمی دانم چرا آن سوالهای زشت را مطرح کرده اید بله صراحتا می گویم من قرآن را جواب همه چیز تبیانا لکل شیء می دانم
سوال زشت نه ... حقیقت تلخ ...
شما برای یک کافر که میخواهد ایمان بیاورد اصول دین را از روی قرآن و حدیثی که او اصلا قبول ندارد اثبات میکنید؟؟؟
شما خودتون این طور بر فرض عدل رو اثبات کرده اید برای خودتون؟؟؟ چون در قرآن آمده؟؟ نبوت را هم همین طور؟؟Dodgy
به این میگویید اثبات عقائد ؟؟ اثبات اصول دین؟؟؟ عدل و معاد و نبوت و توحید هست چون در قران آمده؟؟؟

نقل قول:ونیازی به دین یونانی ها نداریم
دین یونانی کدام است ... فقط مغلطه و سفسطه ...

و اما بعد
شما نامه ای از امام خمینی (رحمة الله علیه) را به عنوان سند آوردید در رد فلسفه که جوابش را دادیم ... دوستان هم دادند ...
ادعا کردید هانری کربن جاسوس است که نشانی است از تهمت منتقدیان فلاسفه به ایشان که تازگی هم ندارد و البته سند حقانیتشان است همین بی اخلاقی های جبهه مقابلشون
ادعا کردید رهبری از فلسفه دفاع نکرده که جوابش رو دادیم
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: عبدالرحیم ، Havbb 110 ، Admirer ، حسن.س.
۱۳:۴۵, ۱۹/دی/۹۱
شماره ارسال: #36

(۱۸/دی/۹۱ ۰:۱۱)Havbb 110 نوشته است:  1- سخنان آقا رو شما قبول دارید یا خیر. اگر قبول دارید چرا ناراحت شدید؟ اگر قبول ندارید پس چی رو قبول دارید؟


2- فونت از کی تا حالا شده وسیله ی توهین؟ فونتش که همون فونت تالاره که منم دارم مینویسم فقط اندازه و رنگش رو همونطور که در صفحه ی قبل توضیح دادند برای تاکید بر روی بخشی از متن تغییره داده. توهین کجا بود؟


وقتی بحث علمی می کنیم، طرف مقابل رو با سخنانی که تکلیف می باشد، خفه نمی کنیم!!!! با ادله علمی مانند عقل و حدیث معصومین و قرآن آن را اثبات می کنیم. در ضمن اگر شما دقت کرده باشید صحبت های حضرت آقا هیچ ربطی به صحبت من نداشت و هیچ تناقضی نسبت به حرف من در آن دیده نمی شد.
حتی اگر حرف کسی هم با حضرت آقا یکسان نباشد، اولا که وظیفه اطاعت از فرامین را دارد نه لزوما یکسان بودن عقیده، دوما حضرت آقا خودشان گفتند که نظر علمی متفاوت داشتن به معنی ضد ولایت بودن و خارج از ولایت بودن نیست! تقلید در عقیده میشه مثل کلیسای قرون وسطی، بالاخره خاصیت علم اینه که در مورد اون بحث بشه و کلید پیشرفت معارف بشری در همین موضوعه، پس لطفا با این کارتان انسان هایی رو که دنبال بحث و گفتگو هستند را خفه نکنید.
فکر کنم شما فقط همین یک جمله من رو خوندید؟ در مورد توهین آمیز بودن هم در جملات بعدی واضحا توضیح دادم که چرا توهین آمیزه!
ببین آقای Havvbb ما اینجا داریم بحث علمی می کنیم. ما نماینده مجلس نیستیم و مناظره سیاسی نمی کنیم مه طرف مقابل رو با سخنانی از حضرت آقا خفه کنیم! در اینجا باید ادله علمی و عقلی آورده بشه و سپس می شه در کنارش هم صحبت هایی از بزرگان مثل حضرت آقا آورد.

(۱۸/دی/۹۱ ۱۰:۵۵)ELENOR نوشته است:  دوست گرامی این نظر شماست ...
برادر عزیز این تعبیرهایی که خواهم آورد برای هسته ای است که از خاک بیرون نزده؟؟؟
ما ایرانیان وامدار مکتبی هستیم که به تعبیر شما از خاک در نیامده!!!!!
فلسفه ای که به تعبیر شما هسته ای است که از خاک در نیامده میوه ای چون امام خمینی (رحمة الله علیه) میدهد؟؟؟

امام (رضوان اللَّه عليه) چكيده و زبده ى مكتب ملاصدراست؛ نه فقط در زمينه ى فلسفى اش، در زمينه ى عرفانى هم همينجور است
..........................
همانگونه كه فلسفه ى صدرايى - كه خود او بحق آن را حكمت متعاليه ناميده - در هنگام پيدايش خود، نقطه ى اوج فلسفه اسلامى تا زمان او و ضربه يى قاطع بر حملات تخريبى مشككان و فلسفه ستيزان دورانهاى ميانه ى اسلامى بوده است، امروزه پس از بهره گيرى چهارصدساله از تنقيح و تحقيق برجستگان علوم عقلى، و نقد و تبيين و تكميل در حوزه هاى فلسفه، و ورز يافتن با دست تواناى فلاسفه ى نامدار حوزه هاى علمى بويژه در اصفهان و تهران و خراسان، نه تنها استحكام بلكه شادابى و سرزندگى مضاعفى گرفته و مى تواند در جايگاه شايسته ى خود در بناى فرهنگ و تمدن، بايستد و چون خورشيدى در ذهن انسانها بدرخشد و فضاى ذهنى را تابناك سازد.
.........................
ما ايرانيان بيش از همه به اين فلسفه الهى وامدار و بيش از همه در برابر آن مكلفيم.
دوران ما با دميدن خورشيدى چون امام خمينى كه يگانه ى دين و فلسفه و سياست و خود يكى از صاحبنظران برجسته در حكمت متعاليه بود، و نيز با حوزه ى درسى و تحقيقى پربركت حكيم علامه ى طباطبايى كه استاد يگانه مبانى ملاصدرا در طول سى سال در حوزه ى قم به شمار مى رفت، و تلاش تلامذه و هم دوره هاى آنان، بى شك دوره ى با بركتى براى فلسفه الهى است

.........................
فلسفه‌ ملاصدرا فلسفه‌اي‌ عقلي‌، ذوقي‌ و شرعي‌ است‌ و در حقيقت‌ ملاصدرا فلسفه‌ عقلي‌ و ذوقي‌ را برمبناي‌ شرع‌ مقدس‌ پي‌ريزي‌ كرده‌ است‌ براي‌ او تعبد محض‌، مبادي‌ رسيدن‌ به‌ افكار عالي‌ فلسفي‌ بوده‌ است‌ و اين‌ جريان‌ عظيم‌ و جوشان‌ و تمام‌ نشدني‌ در دوران‌ رياضت‌ به‌ روح‌ مقدس‌ وي‌ افاضه‌ و نازل‌ شده‌ است‌ و امروز خوشبختانه‌ كتابها و افكار فلسفي‌ ملاصدرا فضاي‌ فلسفي‌ كشور را فراگرفته‌ است‌.
.........................
[/font]
اولا با ادب باشید
ثانیا
افرادی نظیر امام خمینی (رحمة الله علیه) بوده اند ....
افرادی نظیر علامه بوده اند:
در گذشته در حوزه‌ى قم با فلسفه و وجود مرحوم آقاى «طباطبايى» مخالفت مى‌شد. مى‌دانيد درس اسفار ايشان به دستور تعطيل گرديد و ايشان مجبور شد شفا تدريس كند. در دوره‌ى اخير، قم مركز حوزه‌ى فلسفى ما بوده است؛ آقاى طباطبايى هم انسان كاملاً متشرّع، مواظب، دائم‌الذّكر، متعبّد، اهل تفسير و اهل حديث بوده؛ از آن قلندرمآبهاى آن‌طورى نبوده است - البته جلسات خصوصى را كارى نداريم - مراتب علمى و فقه و اصولش هم طورى نبوده كه كسى بتواند آنها را انكار كند؛ درعين‌حال كسى مثل آقاى طباطبايى كه جرأت كرد و فلسفه را ادامه داد و عقب نزد، اين‌طور مورد تهاجم قرار گرفت. نتيجه چيست؟ نتيجه اين است كه امروز سطح تفكّرات و معرفت فلسفى ما در جامعه و بين علماى دين محدود است. با بودنِ استادى مثل آقاى طباطبايى، جا داشت امروز تعداد زيادى استاد درجه‌ى يك از تلامذه‌ى ايشان در قم و ديگر شهرستانها داشته باشيم. آقاى طباطبايى فرد فعّالى بود؛ بنابراين جريان فلسفى‌اى كه به وسيله‌ى ايشان پايه‌گذارى شد، بايد به شكل وسيعى گسترش پيدا مى‌كرد، كه نكرده است.

......................................
مركز فلسفه هم بايد حوزه‌ى علميه باشد. يكى از بزرگترين خسارتهايى كه ما كرديم، اين بوده كه مركز فلسفه‌ى اسلامى از حوزه‌ى علميه به مناطق مختلف منتقل شده است. بعضى از آقايانِ اساتيد فلسفه، ماه رمضان پيش من بودند؛ مى‌گفتند برخى از آقايانى كه اصلاً اهليّت ندارند، در مساجد فلسفه تدريس مى‌كنند و ناقص و سطحى و به عمق نرسيده و جويده جويده مطالبى را دست افراد مى‌دهند. اينها خسارت است؛ ما نبايد بگذاريم اين كار ادامه پيدا كند. من خدمت آقاى «جوادى» و آقاى «مصباح» هم به تفاريق مكرّراً گفته‌ام بايد كارى كنيم كه قم از مركزيّت و مرجعيّتِ فلسفه نيفتد و قطب اصلىِ فلسفه‌ى اسلامى همچنان باقى بماند. بنابراين در اين زمينه هرچه شما تلاش كنيد، بجا و بحق خواهد بود. همه بايد تلاش كنند؛ مديريّت حوزه و اساتيد فلسفه هم بايد تلاش كنند.

طلّابِ فلسفه را بايد تشويق كرد

....................................
امروزه علامه طباطبایی نیست ولی آیت الله مصباح یزدی هست:
مقام معظم رهبرى در بخش ديگرى از سخنانشان، نقش آيت‌الله مصباح يزدى را در هدايت طرح و برنامه اين اردو حائز اهميت خواندند و فرمودند: بنده نزديك به چهل سال است كه جناب آقاى مصباح را مى‌شناسم و به ايشان به عنوان يك فقيه، فيلسوف، متفكر و صاحب‌نظر در مسايل اساسى اسلام ارادت قلبى دارم. اگر خداى متعال به نسل كنونى ما، اين توفيق را نداد كه از شخصيتهايى مانند علامه طباطبايى و شهيد مطهرى استفاده كند، اما به لطف خدا اين شخصيت عزيز و عظيم‌القدر، خلاء آن عزيزان را در زمان ما پر مى‌كند.
http://farsi.khamenei.ir/news-content?id=11484
بازم از نظر شما ...
شما بحث علمی کردین!!!!!!!!!!!!!!! در دو خط نوشتین که
ما هم سخنان صریح رهبری را آوردیم که فرموده اند تمدن اسلامی حکمتی نظیر فلسفه ی ملاصدرا دارد که آمیزه ای به تمام معنا از شرع و عقل و فقه و قران و حدیث است ...
که مخالف حرف شما بود که هم چین حکمتی امروزه نداریم ... میخواهید از این حقیقت ناراحت بشوید ... میتوانید ... مشکل از ما نیست
ما نظر رهبری رو به عنوان مرجع و ولی فقیه و مرشد راهنما میاوریم با فرض اینکه دو طرف قبولش دارند

همون پاسخ دوستمون
Havbb 110

جدال احسن چیست برادر عزیز؟؟؟ ....
جدال احسن یعنی بحث با مخاطب بنابر اعتقادات خود فرد ...
همانند بحث های اعتقادی حضرت ابراهیم که در قران امده ...
من هم فرض رو میگذارم بر اینکه رهبری رو قبول دارند اکثرا و به ایشون استناد میکنم ...به قول دوستمون شما اگر حرف رهبری رو قبول دارید چرا ناراحت می شوید؟؟؟؟

قبل از اینکه پاسخ بنده را بخوانی خواهش می کنم پاسخ بنده به آقای Havbb را بخوانید. جواب خیلی از بحث هایی که با من داشتید در اون جواب ها نوشته شده. امیدوارم دیگر به جای استدلال کردن، با حرف های حضرت آقا ما رو خفه نکینید!!!! اون جواب هم به شما هست!
دوست گرامی، چرا مغلطه می کنی، اصطحکام داشتن فلسفه صدرایی و حکمت متعالیه بودن آن و بحث های دیگری که در آنجا باز هم با فونت درشت آوردید، هیچ منافاتی با هسته بودن فلسفه ملاصدرا ندارد. ببین بذار واضح بگم، فکر کردم حرفم واضحه؛ فلسفه ملاصدرا جایگاهی که داره در حد جایگاه ارسطو و افلاطون برای فلسفه غرب هست، در واقع به مثابه دانه ای است که می تواند رشد کرده و تبدیل به درخت شود و آن درخت تمدن اسلامی است. خب، حالا بحث منم همینه، فلسفه ملاصدرا متافیزیکه، دانه است. اگر می خواهی اثبات کنی که این فلسفه به درد بخوره، باید اون رو پرورش بدی و آبیاری کنی تا به درخت و علوم اسلامی برسه. خب، حالا این جملاتی که شما گذاشتید چه ربطی به حرف من داشت؟ حضرت آقا هم برای همین رو فلسفه صدرایی تاکید می کنند. چون تنها هسته ای هست که داریم. شاید اگر هسته کارا تری ایجاد شود، حضرت آقا دیگر در مورد فلسفه صدرایی صحبت نکنند.
در مورد "افرادی نظیر امام خمینی (رحمة الله علیه) بوده اند .... افرادی نظیر علامه بوده اند:"
و
"[font=Tahoma]ما هم سخنان صریح رهبری را آوردیم که فرموده اند تمدن اسلامی حکمتی نظیر فلسفه ی ملاصدرا دارد که آمیزه ای به تمام معنا از شرع و عقل و فقه و قران و حدیث است ...
که مخالف حرف شما بود که هم چین حکمتی امروزه نداریم ... میخواهید از این حقیقت ناراحت بشوید ... میتوانید ... مشکل از ما نیست

ما نظر رهبری رو به عنوان مرجع و ولی فقیه و مرشد راهنما میاوریم با فرض اینکه دو طرف قبولش دارند":
اولا به فعل بنده توجه کنید، مضارع است!!!! ثانیا این بنده خداهایی که آوردی این فلسفه رو آبیاری کردند و از آن نظریاتی مانند ولایت فقیه و یا روش تفسیری جدید قرآن به وجود آوردند(این افراد انگشت شمارند). اما بحث من متوجه کسانی است که هی میگن ملاصدرا، اسفار و شرح اسفار را حفظند، ولی هیچ سعیی در پرورش این فلسفه نمی کنند! هیچ نظری از خودشان ندارند! فقط بلدند بگن که این فلسفه کارایی تمدن سازی داره، در صورتی که باید در عمل اثبات بشه! این فلسفه هنوز در هسته مونده و افرادی دارند ازش دفاع می کنند!! خب اگر شما خوف ملاصدرایید حداقل کمی جلو بروید. اگر می خواهید اثبات کنید که فلسفه صدرایی کاراست حداقل یه چشمه هایی رو نشون بدید.

در مورد جدال احسن هم قضیه از این قرار است که شما مناظرات ائمه را ببینید، اگر کسی حرف درستی رو با حرف غلطی زد، ائمه می گفتند، بله این حرف شما درسته ولی این حرف شما غلطه.
اون چیزی که من در سرتاسر نوشته هاتون می بینم، اینه که انگار شما ملاصدرا را نعوذ بالله معصوم می دانید و کتاب اسفار را از قرآن بالاتر می دانید. اگر این طور فکر نمی کنید پس جدال احسن را رعایت نکردید. چون بالاخره حداقل چندتا از صحبت های دوستان درست بوده، ولی شما پاره ای از سخنان درست با افراط سعی کردید همه را رد کنید. دقت کنید که اگر بخواهم خیلی اغراق آمیز بگویم این کار سوفسطاییان است که سعی می کردند روز را اثبات کنند که شب است. فقط این را دقت کنید که اگر کسی حرفی مخالف شما زد، مشرک تارک الصلاه دائم الفسق نیست. پس ممکن است چندتا از حرفاش درست باشد. شما بهتر است اگر پاسخی دارید با استدلال ارائه کنید، و اشکالات سخنان دیگران را پاسخ دهید، نه اینکه همه حرف هایشان را از بیخ و بن رد کنید. وقتی هم کسی اعتراض می کند می گویید که بحث را منحرف نکنید.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: حنین ، آیات ، heaven
۱۳:۵۸, ۱۹/دی/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۹/دی/۹۱ ۱۴:۲۷ توسط ELENOR.)
شماره ارسال: #37
آواتار
نقل قول:دوما حضرت آقا خودشان گفتند که نظر علمی متفاوت داشتن به معنی ضد ولایت بودن و خارج از ولایت بودن نیست!
مگر ما هم چین برداشتی کردیم؟؟؟؟
نقل قول:ادله علمی مانند عقل و حدیث معصومین و قرآن آن را اثبات می کنیم. در ضمن اگر شما دقت کرده باشید صحبت های حضرت آقا هیچ ربطی به صحبت من نداشت و هیچ تناقضی نسبت به حرف من در آن دیده نمی شد.
ما به عنوان یک فرد موجهی که دو طرف حرفش رو قبول دارند حرف رهبری را می آوریم که سالها درس خوانده اند و مشرب های مختلف فکری را بررسی کرده اند ...
با دوستان دیگر که بحث می کنیم یا میگوند ما سنمان بالا نیست که همه جواب ها را بدانیم یا گفتند ما رشتمه مان گرافیک است مثلا و ...
در تالار هم درستش همین است که همه در یک حد سواد و رشته و سن نیستند ... ما هم مجبوریم سخن یک فرد عالم موجه را بیاوریم ... مخصوصا در بحثی نظیر فلسفه که خیلی تخصصی است و به قول آقای رائفی پور جای بحث تخصصیش تو حوزه و دانشگاه است نه کوچه و خیابان و جایی که متخصص توش کمه ... ما در این شرائط حرف رهبری رو به عنوان چراغ راه ذکر میکنیم و نظرشون رو میگیم ... شما نظرتون مخالف ایشون ... خوب محترمه ولی برای ما معتبر نیست ...
نقل قول:فکر کنم شما فقط همین یک جمله من رو خوندید؟ در مورد توهین آمیز بودن هم در جملات بعدی واضحا توضیح دادم که چرا توهین آمیزه!
ببین آقای Havvbb ما اینجا داریم بحث علمی می کنیم. ما نماینده مجلس نیستیم و مناظره سیاسی نمی کنیم مه طرف مقابل رو با سخنانی از حضرت آقا خفه کنیم! در اینجا باید ادله علمی و عقلی آورده بشه و سپس می شه در کنارش هم صحبت هایی از بزرگان مثل حضرت آقا آورد.
شما یک حرفی زدید با این عنوان که فلسفه صدرایی هنوز از هسته در نیامده ... در همین حد ...
ما هم برای پی بردن به صحت این حرف به یک فیلسوف و مجتهد مراجعه میکنیم ببینیم نظرشون چیست ... که خلاف نظر شما بود
مکتبی که از خاک در نیامده میوه ای چون امام خمینی میدهد؟؟؟ تمام ایرانیان را وامدار خود میکند؟؟؟ جواب بدهید و حاشیه نروید
نقل قول:اولا به فعل بنده توجه کنید، مضارع است!!!! ثانیا این بنده خداهایی که آوردی این فلسفه رو آبیاری کردند و از آن نظریاتی مانند ولایت فقیه و یا روش تفسیری جدید قرآن به وجود آوردند(این افراد انگشت شمارند). اما بحث من متوجه کسانی است که هی میگن ملاصدرا، اسفار و شرح اسفار را حفظند، ولی هیچ سعیی در پرورش این فلسفه نمی کنند! هیچ نظری از خودشان ندارند! فقط بلدند بگن که این فلسفه کارایی تمدن سازی داره، در صورتی که باید در عمل اثبات بشه! این فلسفه هنوز در هسته مونده و افرادی دارند ازش دفاع می کنند!! خب اگر شما خوف ملاصدرایید حداقل کمی جلو بروید. اگر می خواهید اثبات کنید که فلسفه صدرایی کاراست حداقل یه چشمه هایی رو نشون بدید.
وظیفه من این نیست و موضوع بحث ما هم این نیست در این جا
ما فعلا داریم روی بدی و خوبی فلسفه صدرایی بحث میکردیم با دوستان شما یک بحث دیگه ای دارید
رهبری هم مرتب به همین خاطر ا فلسفه صدرایی دفاع کرده اند و مرتب میگویند طلاب فلسفه را باید تشویق کرد ... صدا و سیما باید کار کند .... این فلسفه را حتی باید صادر کرد به کشور های دیگر و ....

نقل قول:اون چیزی که من در سرتاسر نوشته هاتون می بینم، اینه که انگار شما ملاصدرا را نعوذ بالله معصوم می دانید و کتاب اسفار را از قرآن بالاتر می دانید.

1.حرف در دهان نگذارید ... تهمت از غیبت بدتر است و غیبت هم ...
2. تمام مباهات با به اسفار و ملاصدرا این است که از قران و حدیث نشات گرفته که رهبری هم این رو گفتند

نقل قول:فقط این را دقت کنید که اگر کسی حرفی مخالف شما زد، مشرک تارک الصلاه دائم الفسق نیست
من هیچ وقت هم چین حرفی نزه ام و هم چین لحنی نداشته ام ... این مظلوم نمایی ها ر بحث منطقی معنای خوبی نمیدهد برادر گرامی

نقل قول:وقتی هم کسی اعتراض می کند می گویید که بحث را منحرف نکنید.
الان جدا این حرفهایی که دارید میزنید و دیگران زده اند ربطی با موضوع این تاپیک داشته است؟؟؟؟
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Havbb 110 ، حسن.س. ، Admirer
۱۴:۲۶, ۱۹/دی/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۹/دی/۹۱ ۱۴:۲۸ توسط Havbb 110.)
شماره ارسال: #38

نقل قول:وقتی بحث علمی می کنیم، طرف مقابل رو با سخنانی که تکلیف می باشد، خفه نمی کنیم!!!!


یعنی چی خفه میکنیم؟ خب برای همه چی که دلیل علمی نباید اورد وقتی یه نفر که خودش حرفش برای ما سند و حجت هست حرفی رو زده (چه امام معصوم چه ولی فقیه چه استاد ما و...) چه جوری باید دنبال دلیل عملی هم باشیم؟ اصلا این کار توهین به اون شخص هست و نشون دهنده ی اینکه ما اون رو قبول نداریم و فقط میخوایم به تحقیقات و یافته های خودمون اکتفا کنیم!


مثلا الان شما برای من علمی اثبات کن که برای نماز باید وضو گرفتن ، همین وضو رو علمی برای من توضیح بده و اثبات کن ، همچنین توضیح بده که مثلا چطوری با دستشویی رفتن وضو باطل میشه ، مگه وضو چیه؟ واکنش شیمیاییه؟
لطفا فقط علمی بگو.


اگه با حدیث و آیه زدی تو دهن من که دارم سوال علمی میپرسم خودت میدونی!
ولی اگه علمی جواب دادی منم علمی جواب سوالاتت رو میدم!
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: حسن.س. ، ELENOR
۱۸:۴۷, ۱۹/دی/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۹/دی/۹۱ ۱۸:۴۸ توسط ELENOR.)
شماره ارسال: #39
آواتار
به اندازه کافی برای خارج شدن از موضوع اصلی بحث مراعات کردیم ...
گفتنی ها را هم هر دو طرف گفته اند
تاپیک تا اطلاع ثانوی بسته می شود
موفق باشید
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: سید ابراهیم ، Admirer ، حسن.س. ، مجید املشی ، Havbb 110
موضوع بسته شده  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

[-]
موضوعات مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: مشاهده: آخرین ارسال
  شبهات پیرامون فلسفه و عرفان حسن.س. 39 20,780 ۱۸/اسفند/۹۲ ۲۳:۵۳
آخرین ارسال: حسن.س.
  انتقاد آیت الله سیستانی از تدریس فلسفه و عرفان داداش کایکو 1 1,511 ۱۷/آذر/۹۲ ۲۱:۱۶
آخرین ارسال: حسن.س.
  در باب اثبات فلسفه و عرفان از روایات morteza alavi 61 30,928 ۱۳/خرداد/۹۲ ۱۰:۰۸
آخرین ارسال: سید ابراهیم
  آیا عرفان نظری و فلسفه پیش نیاز عرفان عملی و سیروسلوک است؟ sajad0511 0 1,480 ۱۰/اردیبهشت/۹۲ ۱۶:۱۷
آخرین ارسال: sajad0511

پرش در بین بخشها:


بالا