کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 2 رای - 4 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
نگاهی به تناسخ . چیسیتی و چرایی . خرافه یا واقعیت؟ مباحثه
۲۲:۰۹, ۱/اسفند/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۷/اسفند/۹۱ ۴:۴۸ توسط وحید110.)
شماره ارسال: #1
آواتار
به نام خدا

یکی از اصول و مبانی و پایه های اصلی مکاتب شرقی تناسخ است .
این که ایا تناسخ امکان عقلی دارد ؟
یا اگر امکان عقلی ندارد به نحو دیگری قابل اثبات است ؟
و پیروان این گونه مکتب چگونه ان را پذیرفته اند مورد نظر ماست .

از دوستانی که ادعا میکنند تناسخ یک واقعیت و حقیقت است میخواهم ابتدا : تناسخ را با قوانینش تعریف کنند
دوم بفرمایند چگونه قابل اثبات است . چگونه ان را پذیرفته اند

مهم : در این تاپیک موضوع صرفا تناسخ و مکاتب شرقیست و حرفی از اسلام به میان نخواهد امد .

مهم ۲ : تا قبل از بیان ادعا و بیان اثبات از طرف ایشان لطفا کسی پستی ندهد . اگر بعد از یک هفته ایشان اقدامی نکردند . مطلب همراه با نقدش بیان خواهد شد

در پناه خدا
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: جویای حقیقت ، عبدالرحیم ، شیدا ، مجید املشی ، Havbb 110 ، MohammadMeraj ، ELENOR ، علی 110 ، فرهاد55 ، من انقلابی ام ، مفقود الاثر ، میلاد.م ، faraz_223 ، mahdy30na ، سید ابراهیم ، am_po ، ZaHrA110M ، فاطمه خانم ، joseffist ، حسام+ ، ztb ، salman313 ، خیبر110 ، omidman

آغاز صفحه 3 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد)
۱۷:۰۷, ۶/اسفند/۹۱
شماره ارسال: #21
آواتار
يك ايراد جدي ديگر به تناسخ وارد است

فرض كنيد الان شما فرد ديگري بوده ايد و براي مجازات وارد اين قالب شده ايد!

و براي اين وارد شده ايد تا تكامل پيدا كرده و پاك شويد .

اين امر بايد عقلاني و با فايده باشد . وقتي روح من كلا از هر خاطره اي پاك شده باشد و ندانم چرا دارم مجازات ميشوم. ايا ميتوانم به تكامل برسم ؟
كارهاي خوب را تكرار كرده و از كار هاي بد پرهيز كنم؟
اين ظلم نيست؟
انگار كسي كه نوانسته طبقه اول ساختماني را بسازد . ان را خراب كرده و طبقه دوم را ميسازد!!!

تكامل يعني عدم تكرار اشتباه و تكرار كار هاي خوب ! با اين ندانستن من ايا اين امر اتفاق مي افتد؟؟؟

حقير قصد نداشتم رد هاي فلسفي و عقلاني موجود را كپي پيست كنم . اما انچه به عقل ناقص يك انسان معمولي مثل بنده رسيد را بيان كردم . جوابي هم براي ان نيست .
به قول قران اكثرهم لا تعقلون
در جواب كساني كه ميگويند حتما كساني كه به اين عقيده ايمان دارند دليلي داشته اند !


با رد تناسخي كه پيروانش دليلي بر اثباتش ندارند مكاتبي كه بر اين پايه استوارند فرو ميريزند .

افلا يعقلون؟

خلقتس زيبا كه در نهايت حسن و از ضروريات هستي است به دليل بي دانشي مجازات تلقي ميشود!

و .....

افلا يعقلون؟
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: ELENOR ، سید ابراهیم ، شیدا ، حسن.س. ، joseffist ، faraz_223 ، فاطمه خانم ، Lord_Contemno
۴:۴۵, ۷/اسفند/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۷/اسفند/۹۱ ۴:۵۳ توسط وحید110.)
شماره ارسال: #22
آواتار
یک اشکال دیگر
در تناسخ وجود جبر گرایی مخفی در ان است . در انجایی که روح مجبور میشود در جسم انسان دیگری یا یک قالب دیگر نفوذ کند برای تنبیه . سرنوشت نکبت باری برای این انسان رقم زده شده و با توجه به اینکه بجز نسل اول انسان که معلوم نیست از کجا امده (در این تفکر)تناسخ هایی است مکرر بنابرین تمام این زندگی جبری است ساختگی.
در زندگی جبری و کاملا مجبور و معلوم چه کسی میتواند تکامل پیدا کند؟ معنی تکامل وجود اختیار است . و بدون اختیار مجازات و تشویق بی معناست !

بنابرین این چرخه باطل و بی مهنی و خالی از فایده میباشد

اشکال بعدی
وقتی کسی بودایی ادمی چیزی گناه کرد و در قالب خری گاوی کرمی ادم دیگری مجازات شد چرا مجددا نیروانا نمیشود . با اینکه با تحمل مجازات پاک میشود ؟!!

اشکال بعدی
اگر با مجازات فردی میبایست عدالت اجرا شود . چگونه فردی مانند هیتلر که باعث کشته شدن میلیونها نفر . بی خانگی فقر مریضی عقب ماندگی بشر و ... شد طوری که به ذهن نمی اید عواقب کاهای او در این دنیا با ظرفیت محدود مجازات مشود؟

مثلا کرم بودن با ان عمر محدود چگونه او را مجازات میکند؟!


و یا بر عکس کسی که مثلا ۱۰۰۰۰۰۰۰ نفر را از بی خانه مانی و ظلم نجات میدهد چگونه نسخ او در یک گل پاسخ کارهای بسیار خوب او خواهد شد؟
این از عدالت دور نیست؟؟
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: ELENOR ، joseffist ، faraz_223 ، سید ابراهیم ، شیدا ، فاطمه خانم ، Lord_Contemno
۱۲:۱۰, ۷/اسفند/۹۱
شماره ارسال: #23
آواتار
چون قراره از منظر دين اسلام مبحث دنبال نشه اينو عرض مي كنم :

چندتا سوال اگه پاسخ داده بشه فكر مي كنم قضيه حل بشه
اگر خلقت از يك تك سلولي و بصورت تصادفي شروع شده ، اين تك سلولي چه گناهي ميتونسته بكنه كه بايد روحش ! در اين همه موجود زنده تكامل يافته ! مسخ بشه كه پاك بشه ؟؟؟!!!!!!
چه نيازي بود كه ي موجود باشعور بوجود بياد تا مرتكب گناه بشه و بعداز مرگش در قالب موجودات فاقد شعور بارها مسخ بشه كه به آرامش برسه ؟؟؟!!!!
چرا در اين مكاتب انسان به عنوان ي حقيقت در حلقه اول اين زنجيره و نقطه ي شروع فرايند تناسخ پذيرفته ميشه در حالي كه گناه فقط در همين قالب يعني موجوديتي كه داراي شعور و اراده هست اتفاق مي افته ؟؟؟!!!!!
اصلا در اين سيستم موجودي كه معصوم باشه هم ميتونه بوجود بياد كه گرفتار اين چرخه نشه ؟

يا حق
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: joseffist ، شیدا ، وحید110
۲۰:۳۵, ۷/اسفند/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۷/اسفند/۹۱ ۲۰:۵۳ توسط فرمیسک.)
شماره ارسال: #24

(۶/اسفند/۹۱ ۱۷:۰۷)وحید110 نوشته است:  يك ايراد جدي ديگر به تناسخ وارد است

فرض كنيد الان شما فرد ديگري بوده ايد و براي مجازات وارد اين قالب شده ايد!

و براي اين وارد شده ايد تا تكامل پيدا كرده و پاك شويد .

اين امر بايد عقلاني و با فايده باشد . وقتي روح من كلا از هر خاطره اي پاك شده باشد و ندانم چرا دارم مجازات ميشوم. ايا ميتوانم به تكامل برسم ؟
كارهاي خوب را تكرار كرده و از كار هاي بد پرهيز كنم؟
اين ظلم نيست؟
انگار كسي كه نوانسته طبقه اول ساختماني را بسازد . ان را خراب كرده و طبقه دوم را ميسازد!!!

تكامل يعني عدم تكرار اشتباه و تكرار كار هاي خوب ! با اين ندانستن من ايا اين امر اتفاق مي افتد؟؟؟

تناسخ به دلیل قانون کارما (عمل و عکس العمل) رخ میدهد.
"این قانون برای تبیین علت برخی از تفاوتها و تمایزهایی که در میان موجودات وجود دارد کمک بزرگی می کند. به ویژه وقتی که نتوان این تفاوت ها را با توجه به وضعیت و شرایط موجود در زندگی آنها توضیح داد."
"می بینیم که برخی انسان ها خوشبخت اند وبرخی دیگر سیاه روز. گروهی هوشمند و دانایند و برخی دیگر کم استعداد و جاهل. همچنین بسیار دیده ایم که انسان های شریف و پاکدامن در زندگی دچار رنج و بینوایی می شوند و بسیاری از آدمیان پست و نابکار، در زندگانی این دنیا موفق و کامکار می گردند. چگونه می توان این نابسامانای های خارج از قاعده را که با هیچ معیاری قابل توجیه نیست تببین کرد؟ البته ممکن است بتوان برخی از این رویدادها را نتایج و پیامدهای اعمال گوناگونی دانست که ما در زندگی کنونی خود به انجام آنهام مبادرت کرده ایم"

"اما بسیاری از آنها را نمیتوان با رجوع به کردار ما در این جهان تبیین کرد. "
گرچه گاهی دلایلی مانند حکمت خدا و امتحان الهی و... برای پاسخ گفته میشود اما این پاسخی به همه پرسشها نیست.
مثلا اینکه چرا فرضا دوست من باید زیبا, ثروتمند و باهوش و خوشبخت باشد ولی خواهر یا برادرش خیر؟
چرا یک نفر باید همه چیز داشته باشد نفر دیگر خیر؟
چرا برخی انسانهای خوب باید زجر بکشند و انسانهای بد خوشبختند؟ چرا امتحان انسانهای بد با دشواری و بیچارگی است امتحان انسانهای خوب با ثروت و خوشبختی؟
اما اگر تناسخ و کارما را بپذیریم (نمیگویم بهترین دلیل است اما کمی قانع کننده است) که بگوییم اگر من در این دنیا انسان شاد و خوشبختی ام چون در زندگی گذشته ام کارمای کمی داشته و انسان خوبی بوده ام اما اگر فردی در زندگی ناکام است چون در زندگی سابقش کارمای زیادی داشته و گناهانش سبب زندگی امروزش شده .....
"اگربپذیریم بعضی از کارها اعم از خوب یا بد آثار خوب یا بدی در حیات فعلی ما پدید می آورند پس خیلی منطقی خواهد بود که نتیجه بگیریم که همه کارهای انسان (در گذشته و حال و آینده) سرانجام نتایج و ثمرات متناسب با خود را در زندگی شخص عامل به بار خواهند آورد(حال چه در این جهان و در این زندگی چه در جهان و زندگی دیگر) پس به طور کلی قانون کارما قانونی اخلاقی است که نه فقط حاکم بر زندگی و سرنوشت همه افراد بشر است بلکه بر نظم و ترتیب جهان مادی نیز حکومت دارد"
بنابراین همین که فرد در زندگی فعلیش در وضعیت نابسامانی قرار دارد نشانگر این است که افعالش در زندگی سابقش بد بوده لذا باید سعی کند که افعال بد را تکرار نکند. حال اینکه نداند آن افعال دقیقا چه بوده و به خاطر نیاورد چندان مهم نیست. زیرا مشخص است که گناه بوده و وبا دوری از هر گناهی مجددا میتواند زندگی خوبی داشته باشد.

"فلسفه هندی با ارائه تئوریهای کارما و تناسخ مسئله جبر و اختیار را تببین می کند و کاستی ها و تفاوت هایی که در آفرینش و زندگی انسان وجود دارد با توسل به این دو اصل توجیه می شود. "


(۶/اسفند/۹۱ ۳:۲۲)وحید110 نوشته است:  خوب سوال بنده این است که چرا مثلا ۲ روح به یک جسم نمیروند . چرا به این یکی یرود . این قوانین را باید کسی بنا کرده باشد !

"زنجیر شدن روح به بدن به خاطر کارمای آن است. کارما تعیین میکند که هر روح شایستگی و لیاقت همنشینی با چه بدنی را دارد"

گناهان و اعمال (کارما) هر کسی با فرد دیگر حتی به اندازه سر سوزنی هم که شده تفاوت دارد و وقتی کارمای افراد با هم متفاوت باشد مجازاتش هم متفاوت است و برای هر کسی به اندازه کارمایش جسم تعریف میشود. بنابراین کارماهای متفاوت کالبدهای متفاوتی می طلبد.

(۶/اسفند/۹۱ ۳:۲۲)وحید110 نوشته است:  
منظور بنده خالق این روند است نه سیر تایخی

تقریبا تمامی مکاتب هند تناسخ را قبول دارند. تناسخ به دلیل کارما رخ میدهد. این مسئله در کتابهای دینی هندوها آمده.
"برخی از مکتبهای فلسفی هند (آنهایی که به خدای واحد معتقدند) مانند نیایا و وی شیه شیکا معتقدند که هدایت و کنترل قانون کارما در دست خدا یا آن وجود متعالی است که تمام هستی را در هماهنگی و مطابقت با این قانون آفریده است. این خداوند است که نظام پاداش عمل و خیر و مکافات عمل شر را هدایت می کند و هموست که تمام لذت ها و رنجهای زندگی ما را بر اساس کارمایمان به ما عطا می کند."
"در برخی نظام های دیگر مانند مکتبهای جاینا، بودا ، سانک هیا و می مام سا (که به خدا معتقد نیستند) قانون کارما خود به خود و با استقلال از اراده الهی کار می کند. به اعتقاد این مکتبها منشاء پیدایش جهان و نظم حاکم بر آن را می توان بدون فرض وجود خداوند و صرفا بر اساس قانون کارما تعیین کرد."

(۶/اسفند/۹۱ ۳:۲۲)وحید110 نوشته است:  
بعد با وجود این همه کرم چگونه میتوان توضیح داد تعداد ارواح را . شاید تعداد همه ادم های زمین از چند هزار سال پیش ت الان اندازه همین کرم ها ی موجود نشود

طبق اعتقاد مکتب جاینا (از مکاتب هندوئیسم) به تعداد بدنهای زنده روح وجود دارد.
"جایناها می گویند که نه تنها حیوان ها روح دارند بلکه گیاهان و حتی ذرات هوا نیز دارای روح اند. علم جدید نیز وجود موجودات بسیار ریز زنده (نظیر میکروب ها) در هوا و در اشیای مادی که ظاهرا فاقد حیات می باشند پذیرفته است.
همه روح ها به یک اندازه شعورمند و آگاه نیستند. برخی ازآنها نظیر ارواح گیاهان یا بدنهای ذره ای منحصرا حس لامسه دارند و لذا فقط دارای شعور بساوایی اند. برخی موجودات پایین تر دارای دو حس و برخی دیگر دارای 5 حس می باشند که از طریق این حواس پنجگانه چیزها را می شناسند. با این حال هر چقدر که این حواس پیشرفته باشند هنوز هم روحی که گرفتار وابستگی هاست برای شناخت با محدودیت هایی مواجه است. همچنان که قدرت آن نیز محدود است ودر معرض انواع و اقسام آلام و محنت ها قرار دارد.
هر روح ، بالقوه توانایی رسیدن به آگاهی، قدرت و سعادت لایتناهی را داراست. این کیفیت در کنه ذات و طبیعت روح به ودیعه گذارده شده است. لیکن مانع اصلی نیل به آنها کارماهای انسان است."

(۶/اسفند/۹۱ ۳:۲۲)وحید110 نوشته است:   حالا در مکتبی که خدایی وجود ندارد باید به این سوال بزرگ جواب داده شود که از کجا؟ چگونه و برای چه ؟

فکر میکنم پاسخ این سوال در پاسخهای سابقم موجود باشد. به طور خلاصه:
در مکاتب هندوئیسم تعدادی به خدای واحد معتقدند برخی معتقد نیستند. آنهایی که معتقدند و نیستند نیز به ترتیب به خدا و کارما استناد می کنند.
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: faraz_223
۱:۴۱, ۸/اسفند/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۹/اسفند/۹۱ ۱۸:۴۷ توسط فاطمه خانم.)
شماره ارسال: #25
آواتار
(۷/اسفند/۹۱ ۲۰:۳۵)فرمیسک نوشته است:  
تناسخ به دلیل قانون کارما (عمل و عکس العمل) رخ میدهد.
"این قانون برای تبیین علت برخی از تفاوتها و تمایزهایی که در میان موجودات وجود دارد کمک بزرگی می کند. به ویژه وقتی که نتوان این تفاوت ها را با توجه به وضعیت و شرایط موجود در زندگی آنها توضیح داد."
"فلسفه هندی با ارائه تئوریهای کارما و تناسخ مسئله جبر و اختیار را تببین می کند و کاستی ها و تفاوت هایی که در آفرینش و زندگی انسان وجود دارد با توسل به این دو اصل توجیه می شود. "
شاید به نظر شما این توجیه درست باشد
اما به نظر من احمقانه است
و نارسا
دلایلش را میگم
اما عجالتاً تمام مباحث جبر و اختیار و تفاوتها در قرآن و تعالیم اسلام تبیین شده است
نمونه ای از آنها در همین تالار:
مباحثی پیرامون جبر و اختیار و رزق و روزی و آزمایش و ........
تالار گفتگوی بیداری اندیشه-چه خواهد شد؟ (سرنوشت یا همان تقدیر چیست؟)
چرا خدا بیماری های کشنده را آفرید؟!P#
و همچنین در بسیاری از کتابها مانند عدل الهی شهید مطهری



(۷/اسفند/۹۱ ۲۰:۳۵)فرمیسک نوشته است:  "زنجیر شدن روح به بدن به خاطر کارمای آن است. کارما تعیین میکند که هر روح شایستگی و لیاقت همنشینی با چه بدنی را دارد"

گناهان و اعمال (کارما) هر کسی با فرد دیگر حتی به اندازه سر سوزنی هم که شده تفاوت دارد و وقتی کارمای افراد با هم متفاوت باشد مجازاتش هم متفاوت است و برای هر کسی به اندازه کارمایش جسم تعریف میشود. بنابراین کارماهای متفاوت کالبدهای متفاوتی می طلبد.


خیلی مضحک است
این قوانین کارما را چه کسی وضع کرده است
چه کسی کارما را می سنجد و اعمال میکند که کی کجا برود؟
چه کسی انتقال میدهد این روح ها را
چه کسی یا کسانی کل این سیستم را ساخته اند
وقتی من تبدیل شدم به یک ذره هوا در یکی از دوره های تناسخ یا تبدیل شدم به یک شمشاد کنار خیابان ولیعصر تهران چگونه باید عمل کنم تا کارمای خوبم زیاد شوم؟؟؟
خیلی خیلی احمقانه است این توجیهات!




(۷/اسفند/۹۱ ۲۰:۳۵)فرمیسک نوشته است:  "فلسفه هندی با ارائه تئوریهای کارما و تناسخ مسئله جبر و اختیار را تببین می کند و کاستی ها و تفاوت هایی که در آفرینش و زندگی انسان وجود دارد با توسل به این دو اصل توجیه می شود. "

مشتی تئوری که اثبات عقلی ندارد!
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: joseffist ، faraz_223 ، فاطمه خانم
۷:۰۹, ۸/اسفند/۹۱
شماره ارسال: #26
آواتار
سلام
جناب فرمسیک یه نگاه اجالی به مطالبتان انداختم . خوب جواب بسیاری از اشکلها در ان نیست و صرفا اگر به عنوان توجیه به تناسخ اگر نگه کنیم توجیهت بسیار بهتری هم وجود دارد که اشکالات فوق الذکر هم در ان نیست .
مثل معاد

بنده دارم میرم مسافرت و وقت نیست الان چیزی بنویسم .
منتها بحث روی کارمایی است که خود هیچ توضیحی ندارد . و شاید توجیه کننده یعضی چیز ها باشد ولی در بسیاری موارد هم نارسا و هم غیر منطقی است
نهایتا شما چند اموزه از مکاتب شرقی را بدون دلیل و همچنین بدون توضیح بیان کردید
ان شاالله برگردم مفصل صحبت میکنیم
در پناه خدا
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: ELENOR ، joseffist ، faraz_223
۱۰:۰۲, ۸/اسفند/۹۱
شماره ارسال: #27
آواتار
(۷/اسفند/۹۱ ۲۰:۳۵)فرمیسک نوشته است:  فکر میکنم پاسخ این سوال در پاسخهای سابقم موجود باشد. به طور خلاصه:
در مکاتب هندوئیسم تعدادی به خدای واحد معتقدند برخی معتقد نیستند. آنهایی که معتقدند و نیستند نیز به ترتیب به خدا و کارما استناد می کنند.

سلام

بله شما خیلی مفصل پاسخ سوالات را میدهید . اما پاسخها قانع کننده و ملموس نیست .

اگر برخی مکاتب به خدای واحد معتقد هستند باید دید اون خدا چه مشخصات و صفاتی داره . شاید خدای واحدشون شیطان باشه!Dodgy یا یه مجسمه !

و اگر براساس کارما سخن میگند باید دلیلی برش داشته باشند که بتونن اثبات کنن و تمام سوالات رو با دلیل پاسخ بگن .

فرمایشات شما , فقط یکسری عقیده هست که مکاتب هندی مطرح میکنند. اما دلیل ملموسی برای ان ندارند . شما هم مطالب اونا رو تیتر وار میگین . پس با چه دلیلی میشه قبول کرد ؟Huh
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: faraz_223
۱۹:۴۳, ۱۰/اسفند/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۰/اسفند/۹۱ ۱۹:۵۱ توسط فرمیسک.)
شماره ارسال: #28

(۸/اسفند/۹۱ ۱:۴۱)mohebALI نوشته است:  مشتی تئوری که اثبات عقلی ندارد!
ببینید من نه بودائی ام نه پیرو مکاتب عرفانی که بخواهم آنها را اثبات کنم. صرفا هدفم این بود به طور صحیح آنها را نشان بدهم. نتیجه گیری با کاربران محترم است.
در خصوص اثبات عقلی سابقا گفتم این مکاتب بیشتر متکی بر اثبات تجربی هستند.

مثلاپروفسور ایان استیونسون استاد دانشکده روانشناسی دانشگاه ویرجینیا کتابی نوشته و در آن نمونه های زیادی از افرادی که زندگی گذشته خود را به خاطر دارند آورده است. او 25 سال در این زمینه تحقیق و پژوهش کرده و در زمینه تولد مجدد مدارک زیادی را گردآوری نموده است.


البته این اقدام منحصر به ایشان نیست و در اغلب کشورها پیراروانشناسان با افرادی که زندگی گذشته خود را به یاد آورده اند صحبت کرده اند.
مثلا در انگلستان دختر 5 ساله ای پدر و مادر پیشین خود و زندگی سابق خود در اسپانیا را با جزئیات دقیق بخاطر می آورد که با تحقیق در اسپانیا صحت سخنانش درباره زندگی دختری که آن زمان 23 ساله بوده ثابت میشود. چطور امکان دارد دختری که هرگز به اسپانیا نرفته بوده چنین دقیق جزئیات زندگی شخصی را که هرگز نمیشناخته توضیح دهد؟

(۸/اسفند/۹۱ ۱۰:۰۲)joseffist نوشته است:  اگر برخی مکاتب به خدای واحد معتقد هستند باید دید اون خدا چه مشخصات و صفاتی داره . شاید خدای واحدشون شیطان باشه!Dodgy یا یه مجسمه !

دقت بفرمایید اگر خدای آنها شیطان می بود باید آنها را به اعمال خلاف رهنمون میکرد. اعمال خلاف نیز باعث کارما می شود و کارما باعث جلوگیری از رسیدن به نیروانا که هدف این مکاتب است می باشد. پس خدای آنها شیطان نبوده و نیست.
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۲۰:۱۴, ۱۰/اسفند/۹۱
شماره ارسال: #29
آواتار
(۱۰/اسفند/۹۱ ۱۹:۴۳)فرمیسک نوشته است:  
مثلا در انگلستان دختر 5 ساله ای پدر و مادر پیشین خود و زندگی سابق خود در اسپانیا را با جزئیات دقیق بخاطر می آورد که با تحقیق در اسپانیا صحت سخنانش درباره زندگی دختری که آن زمان 23 ساله بوده ثابت میشود. چطور امکان دارد دختری که هرگز به اسپانیا نرفته بوده چنین دقیق جزئیات زندگی شخصی را که هرگز نمیشناخته توضیح دهد؟

خوب لازم است اینجا توضیحی بدهم که چگونه ابلیس و دستگاه عظیم تحت سیطره اش برای قبولاندن توهم و باطل به عنوان حقیقت و حق از تمام ابزار خود استفاده میکند

بسیاری از این به اصطلاح مستند ها دروغی بیش نیست، اما بسیار به دقت ساخته میشوند
نمیدانم مستند به ظاهر علمی در مورد آخرالزمان بودن 2012 را دیده اید؟
کلی پروفسور و...

یا اینکه چند وقت پیش آمدند و گفتند در اعماق اقیانوس یک موجود پیدا شده است که هیچ گاه نمی میرد!!!!!
یعنی زیراب این آیه ی قرآن زده شده است که
کلّ نفس ذائقة الموت
هر صاحب نفس مرگ را خواهد چشید

یا در مورد تئوری داروین که زیراب آغاز آفرینش را می زد
امروز هر کسی در دانشگاه های آمریکا بر ضد این تئوری صحبت کند مانند هولوکاست که گویا یک فضیه ناموسی است از دانشگاه اخراج میشود

البته مطالب دیگری هم وجود دارد که میتوان در این خصوص گفت!

امضای علی 110
پرستش به عبادت نیست، به اطاعت است!!!!
از که اطاعت می کنیم؟!
همو معبود ماست!!

امام زمان علیه السلام:
ظهور ما به تأخیر نیفتاده مگر به سبب اعمال ناپسندی که از ایشان (شیعیان) سر می‌زند و خبر آنها به ما می‌رسد.

ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: ELENOR ، حسن.س. ، joseffist ، Braveheart
۲۲:۵۴, ۱۰/اسفند/۹۱
شماره ارسال: #30
آواتار
(۱۰/اسفند/۹۱ ۱۹:۴۳)فرمیسک نوشته است:  دقت بفرمایید اگر خدای آنها شیطان می بود باید آنها را به اعمال خلاف رهنمون میکرد. اعمال خلاف نیز باعث کارما می شود و کارما باعث جلوگیری از رسیدن به نیروانا که هدف این مکاتب است می باشد. پس خدای آنها شیطان نبوده و نیست.

بسم الله الرحمن الرحیم

کاربر فرمیسک , موضوع اینه که الزاما شیطان همیشه به بدی دعوت نمیکنه

در خیلی مواقع شیطان با رهنمودهای درست و بعضا شرعی , انسان را جلو میبرد تا در قدمهای آخر به هدف اصلی یعنی انحراف انسان دست یابد .

عرض کردم که خاطراتی از علما هست مبنی بر اینکه شیطان گاهی به عبادتهای خاص یا .... که الزاما کارهای غیر شرعی هم نبوده دعوت کرده و در آخر , شیطان ضربه نهایی رو زده .


گویا جنابعالی هم پست قبل منو کامل نخوندید .

حرف خوب وقتی از شیطان زده بشه مطمئن یاشید هدف خاصی داره .

باید از یاد نبریم که شیطان خودش قبلا بالاترین عبادتها رو به درگاه الهی انجام میداده و به نوعی خودش میدونه داره چکار میکنه .Dodgy
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: رمز شب
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

[-]
موضوعات مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: مشاهده: آخرین ارسال
  تناسخ و انواع آن پاشابهاري 5 3,920 ۲۴/اسفند/۹۱ ۶:۵۳
آخرین ارسال: joseffist
  تناسخ و بطلان آن در قرآن 135 2 2,527 ۱/خرداد/۹۱ ۱۲:۴۴
آخرین ارسال: 135

پرش در بین بخشها:


بالا