|
سطرهائی از یک کــتــــاب !
|
|
۲۲:۵۱, ۷/اسفند/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۷/اسفند/۹۱ ۲۳:۱۰ توسط Hadith.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرّحمن الرّحیم
بارها پیش آمده هنگام مطالعه یک کتاب غیر درسی، به سطر یا سطرهائی برخوردیم که تأمّل برانگیز بوده اند و این قسمت ها را یا در ذهن و یا در همان کتاب، هایلایت و برجسته کرده ایم. این تاپیک، فرصتی است که این سطرها را با هم در میان بگذاریم تا اگر نکته ای، یا موضوعی آموزنده در پس ِ این سطر یا سطور نهفته است، آن را متذّکر شویم و از این آموزه ها بهره مند شویم. این بخش ها و سطرهای انتخابی، از هر کتابی با هر زمینه ای (به استثنای کتب ضدّ دینی و ضدّ اخلاقی) می توانند باشند. لطفاً :1- حداکثر 6 سطر در هر ارسال قرار دهید. 2-حتماً نام نویسنده و نام کتاب را ذکر بفرمائید. 3-از کپی/ پیست های طویل و کم ارزش خودداری بفرمائید. 4-فقط قسمت های تأمّل برانگیز را انتخاب و ارسال بفرمائید. پیشاپیش از حُسن همکاری و مشارکت شما در این تاپیک، تشکر می کنم. |
|||
|
| آغاز صفحه 3 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۲۰:۴۰, ۱۴/اسفند/۹۱
شماره ارسال: #21
|
|||
|
|||
|
بسم الله
آدم های بی نام و نشانی را می شناسم که از تمام بزرگان جهان بزرگترند...... کتاب یک عاشقانه ی آرام ،نویسنده :نادرابراهیمی |
|||
|
|
۱:۵۲, ۱۶/اسفند/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۶/اسفند/۹۱ ۱:۵۴ توسط Hadith.)
شماره ارسال: #22
|
|||
|
|||
|
شمارش در ابتدا به وسیله انگشتان دست بود، و از ھمین جا سلسله اعشاري پیدا شده؛ ھنگامي كه بالاخره توانستند مفھوم عدد دوازده را بخوبي فھم كنند – و شاید مدتي وقت براي این فھم لازم بود – انسان بسیار خوشحال شد، زیرا عددي را یافته بود كه بر پنج تا از شش عدد نخستین سلسله اعداد قابل قسمت بود؛ از ھمین وقت، سیستم عددشماري بر مبناي دوازده در حساب وارد شد، كه ھنوز ھم موجود، و این اندازه در انگلستان مورد توجه است: دوازده ماه در یك سال؛ دوازده پنس در یك شلینگ؛ دوازده واحد در یك دوجین؛ دوازده دوجین در یك قراصه؛ دوازده اینچ در یك پا. عدد سیزده، برعكس عدد پیش از خود، به چیزي قسمت پذیر نیست و، به ھمین جھت، مورد نفرت مردم و اسباب بدبیني شده است. تاریخ تمدن، جلد یکم / ویل دورانت |
|||
|
|
۲۱:۱۴, ۲۰/اسفند/۹۱
شماره ارسال: #23
|
|||
|
|||
|
وقتی حرف می زنیم ، بیشتر می خواهیم خودمان را قانع کنیم تا دیگران را.
کسی که قانع شده باشد ، کسی که به اندیشه های خود ایمان داشته باشد ، اصلا حرف نمی زند. ( یادداشت های شهر شلوغ - فریدون تنکابنی - صفحه 137 ) |
|||
|
|
۱۶:۰۱, ۲۴/اسفند/۹۱
شماره ارسال: #24
|
|||
|
|||
|
اندیشه ها نباید فقط در مغز ِ آدمی جا بگیرند ، بلکه باید عملاً در زندگی ِ او دخالت کنند. ( سرنوشت ِ بشر - آندره مالرو - ترجمه سیروس ذکاء - صفحه 64 ) |
|||
|
|
۱۹:۰۲, ۹/اردیبهشت/۹۲
شماره ارسال: #25
|
|||
|
|||
|
من با جرات مدعی هستم كه ملت ایران و توده میلیونی آن در عصر حاضربهتر از ملت حجاز در عهد رسول الله - صلی الله علیه و آله - و كوفه و عراق درعهد امیرالمومنین و حسین بن علی - صلوات الله و سلامه علیهما - می باشند.
آن حجاز كه در عهد رسول الله - صلی الله علیه و آله - مسلمانان نیز اطاعت از ایشان نمی كردند و با بهانه هایی به جبهه نمی رفتند، كه خداوند تعالی در سوره "توبه " باآیاتی آنها را توبیخ فرموده و وعده عذاب داده است . و آنقدر به ایشان دروغ بستند كه به حسب نقل ، در منبر به آنان نفرین فرمودند. و آن اهل عراق وكوفه كه با امیرالمومنین آنقدر بدرفتاری كردند و از اطاعتش سر باز زدند كه شكایات آن حضرت از آنان در كتب نقل و تاریخ معروف است . و آن مسلمانان عراق و كوفه كه با سیدالشهدا - علیه السلام - آن شد كه شد. و آنان كه درشهادت دست آلوده نكردند، یا گریختند از معركه و یا نشستند تا آن جنایت تاریخ واقع شد وصیت نامه امام خمینی (رحمة الله علیه) |
|||
|
|
۱۴:۱۹, ۱۸/اردیبهشت/۹۲
شماره ارسال: #26
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
-"نیازعلی خانه تان کجاس؟" -پشت قلعه آقا. -اسم پدرت چیه؟! -ریش چرمی،آقا. -چه کاره اس؟ -هیچی آقا.خیلی پیره،نشسته توی خانه،آقا. -مادرت چه میکنه؟ -بیکارشده،آقا.دیروز دندان های جلوش افتادوبیکارشد. . .خوب که جویا شدم،معلوم شدکه مادرش برای مش باقر،تاجرخشکبارپسته کارمیکرده.کارش خندان کردن پسته بوده.پسته هایی که دهانشان بسته بوده،بادندان بازمیکرده وروزی بیست وپنج ریال میگرفته.پس ازسالهاکار،دندانهایش ریخته وبیکارشده. ازنـــــــــــــــدارد،تادارا علی اشرف درویشیان |
|||
|
|
۲۳:۴۳, ۱/خرداد/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۲/خرداد/۹۲ ۷:۴۸ توسط Night moans.)
شماره ارسال: #27
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
کتاب "خاطرات شازده حمام" ...بی بی زینب توی راه به من گفت: حسین تو بزرگ شده ای همه چیز را می فهمی، ...بی بی زینب گفت نه نه، با هر آدمی می شود کنار آمد، با لات، چاقوکش، قاتل، دزد، دغل باز، الا با آدم حسود. خدا تو را گرفتار حسود نکند. الهی آمین |
|||
|
|
۱۴:۴۲, ۸/خرداد/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۸/خرداد/۹۲ ۱۴:۴۵ توسط Hadith.)
شماره ارسال: #28
|
|||
|
|||
|
رهایی از دیگران آسان است. رهایی از خود دشوار است.
(محمود دولت آبادی، کتاب ِ جای خالی ِ سلوچ، صفحه 305 ) |
|||
|
|
۱۱:۵۱, ۹/خرداد/۹۲
شماره ارسال: #29
|
|||
|
|||
|
الا لعنت الله علی قوم الظالمین
سلیمه گفت : ((چه می شد اگر به جای این که حسین بن علی را به کوفه بخوانید همین جا لشکری فراهم می ساختید و برای یاری فرزند رسول خدا به مکه می فرستادید)) عمرو به تندی به سلیمه نگاه کرد. گفت: ((لشگر به مکه می فرستادیم و زن و فرزاندانمان در دست حاکم کوفه اسیر می شدند؟!)) <صادق کرمیار / کتاب نامیرا > |
|||
|
|
۱:۰۲, ۱۰/خرداد/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۰/خرداد/۹۲ ۱:۰۲ توسط mosafer.)
شماره ارسال: #30
|
|||
|
|||
|
برایتان یک دوبیتی از مرحوم اقبال لاهوری آورده ام. از کتاب گزیده های شعرهای اقبال لاهوری
ز انجم تا به انجم صد جهان بود خرد هر جا که پر زد ، آسمان بود ولیکن چون به خود نگریستم من کران بی کران در من نهان بود |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |





:






