کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 5 رای - 4.6 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
سطرهائی از یک کــتــــاب !
۲۲:۵۱, ۷/اسفند/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۷/اسفند/۹۱ ۲۳:۱۰ توسط Hadith.)
شماره ارسال: #1
آواتار
بسم الله الرّحمن الرّحیم

بارها پیش آمده هنگام مطالعه یک کتاب غیر درسی، به سطر یا سطرهائی برخوردیم که تأمّل برانگیز بوده اند و این قسمت ها را یا در ذهن و یا در همان کتاب، هایلایت و برجسته کرده ایم.
این تاپیک، فرصتی است که این سطرها را با هم در میان بگذاریم تا اگر نکته ای، یا موضوعی آموزنده در پس ِ این سطر یا سطور نهفته است، آن را متذّکر شویم و از این آموزه ها بهره مند شویم.
این بخش ها و سطرهای انتخابی، از هر کتابی با هر زمینه ای (به استثنای کتب ضدّ دینی و ضدّ اخلاقی) می توانند باشند.


لطفاً Smile:
1- حداکثر 6 سطر در هر ارسال قرار دهید.

2-حتماً نام نویسنده و نام کتاب را ذکر بفرمائید.

3-از کپی/ پیست های طویل و کم ارزش خودداری بفرمائید.

4-
فقط قسمت های تأمّل برانگیز را انتخاب و ارسال بفرمائید.


پیشاپیش از حُسن همکاری و مشارکت شما در این تاپیک، تشکر می کنم.

امضای Hadith
بیایید ارتباطمان را هر روز با حضرت مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف) حفظ کنیم.
حتی به اندازه ی خواندن یک دعای فرج و
یـا ذکر صلواتی با تقدیم ثواب آن به امام زمانمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف)..
و یار امام زمانمان باشیم،حداقل به اندازه ی ترک یک گــــــناه..

[تصویر: Marg.jpg]

ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: فاطمه خانم ، مفقود الاثر ، MAHDI59 ، paradise ، ANTI satan ، N.Mahdavian ، مجید املشی ، mohamad ، Agha sayyed ، black ، میلاد.م ، شهیدطیبه واعظی ، Farzaneh ، خاک ، من انقلابی ام ، heaven ، ali.khm ، mahdy30na ، وحید110 ، یاوران مهدی ، ندا دهنده ، Night moans ، fiftynine ، faateme-313 ، azade ، سدرة المنتهی ، Admirer ، نسیم ، حوریه سادات ، s-r ، m.hossein ، السا ، *مهاجر* ، آفتاب ، مرتاح ، help me ، ضحی ، simorghsimorgh ، Tolou ، fafa* ، رضوانه ، Nmm ، Anti gods ، آیدا77 ، Hadiss313 ، hajiali.m
۱:۲۰, ۸/اسفند/۹۱
شماره ارسال: #2
آواتار
به نام خدا که رحمتش بی اندازه است و مهربانی اش همیشگی
(23) آیا ندانستی که خدا چگونه مثلی زده است؟ کلمه پاک (که اعتقاد واقعی به توحید است) مانند درخت پاک است، ریشه اش استوار و شاخه اش در آسمان است.
(24)میوه اش را به اجازه پروردگارش در هر زمانی می دهد . و خدا مثل ها را برای مردم می زند ، تا متذکر حقایق شوند .
(25)و مثل کلمه ناپاک (که عقاید باطل و بی پایه است) مانند درخت ناپاک است که از زمین ریشه کن شده وهیچ ثباتی ندارد.
(26)خدا مومنان را به سبب اعتقاد و ایمانشان در زندگی دنیا و آخرت ثابت قدم می دارد ، و خداستمکاران (به آیاتش) را (به کیفر عنادشان) گمراه می کند،و خدا هر چه بخواهد (بر اساس حکمتش) انجام می دهد .
نام کتاب : قرآن کریم
سوره :ابراهیم
آیات :23تا26
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: مفقود الاثر ، soshiant ، Agha sayyed ، black ، شهیدطیبه واعظی ، basir ، بیداری اندیشه ، Farzaneh ، ztb ، فاطمه خانم ، میلاد.م ، heaven ، N.Mahdavian ، ali.khm ، منادی حق ، وحید110 ، fiftynine ، Night moans ، حوریه سادات ، m.hossein ، آفتاب ، mahramaneh ، simorghsimorgh ، fafa* ، azade ، Hadiss313 ، hajiali.m
۱۵:۴۸, ۸/اسفند/۹۱
شماره ارسال: #3
آواتار
... یکی از آقای کوینر پرسید که آیا خـــــــــــــدایی وجود دارد یا نه؟
آقای کوینر گفت:
"به تو توصیه می کنم فکر کنی که آیا با دانستن جواب این سؤال رفتارت تغییر خواهد کرد یا نه. اگر تغییر نکند موضوع منتفی است. اگر تغییر

بکند حداقل می توانم اینقدر کمکت بکنم که تو تصمیم خودت را گرفته ای:
تو به خدا نیاز داری."...!








فیل (داستانک‌های فلسفی) / برتولت برشت/ مترجم: علی عبداللهی


ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: مجید املشی ، black ، بچه شیعه ، میلاد.م ، مفقود الاثر ، شهیدطیبه واعظی ، N.Mahdavian ، بیداری اندیشه ، Farzaneh ، ztb ، فاطمه خانم ، heaven ، فانوس *7* ، وحید110 ، mosafer ، fiftynine ، Night moans ، Asma ، حوریه سادات ، m.hossein ، السا ، آفتاب ، simorghsimorgh ، fafa* ، آیدا77 ، Hadiss313
۲۱:۰۱, ۸/اسفند/۹۱
شماره ارسال: #4
آواتار
روباه گفت: و اينک راز من که بسيار ساده است "بدان که جز با چشم دل نمی‌توان خوب ديد. آنچه اصل است، از ديده پنهان است"
شازده کوچولو برای اينکه به خاطر بسپارد، تکرار کرد:
آنچه اصل است،‌ از ديده پنهان است..


شازده کوچولو/ آنتوان دوسنت اگزوپری
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: مفقود الاثر ، شهیدطیبه واعظی ، N.Mahdavian ، Farzaneh ، مجید املشی ، ztb ، فاطمه خانم ، heaven ، mosafer ، fiftynine ، Night moans ، ندا دهنده ، mia'd ، AMINI ، حوریه سادات ، m.hossein ، آفتاب ، mahramaneh ، azade ، آیدا77 ، Hadiss313
۰:۰۴, ۹/اسفند/۹۱
شماره ارسال: #5
آواتار
بسم الله


ابتدا ممنونم بابت ایجاد این تاپیک



هیچ وقت همه چیز درست نمی شود،چون توقعات ما بیش تر می شود و تغییر می کند .


هیچ قله ای آخرین قله نیست .رسیدن غم انگیز است ،راه بهتر از منزلگاه است.


برویم بی آنکه به رسیدن بیندیشیم اما واقعا برویم.


کتاب یک عاشقانه ی آرام ،نویسنده :نادرابراهیمی

امضای Farzaneh
باید فقط پیله کرد به خدا

زیرا فقط با او می توان پروانه شد
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: مفقود الاثر ، مجید املشی ، aboutorab ، فاطمه خانم ، میلاد.م ، Hadith ، N.Mahdavian ، فانوس *7* ، Braveheart ، fiftynine ، ندا دهنده ، حوریه سادات ، m.hossein ، آفتاب ، mahramaneh ، azade ، Hadiss313 ، hajiali.m
۱۳:۲۵, ۹/اسفند/۹۱
شماره ارسال: #6
آواتار
بسم الله



نمازت را هم ،هر روز ،با شعوری نو بخوان با ارتباطی نو با برداشتی نو


به آنچه می کنی بیندیش عبادت چرا؟ سخن گفتن با آن نیروی لایزال چرا؟

عادت فرسودگیست.


کتاب یک عاشقانه ی آرام ،نویسنده :نادرابراهیمی
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: aboutorab ، مفقود الاثر ، فاطمه خانم ، مجید املشی ، heaven ، Hadith ، N.Mahdavian ، ztb ، fiftynine ، Night moans ، ندا دهنده ، حوریه سادات ، m.hossein ، السا ، آفتاب ، mahramaneh ، fafa* ، azade ، آیدا77 ، Hadiss313 ، hajiali.m
۱۶:۴۸, ۹/اسفند/۹۱
شماره ارسال: #7
آواتار
کسی که می داند پیامبر چانشینی دارد و از سوی دیگر گمان می کند که محصول سقیفه می تواند جانشینی پیامبر باشد پیامبر را آن چنان که باید نشناخته است، زیرا در نگاه او پیامبر چیزی بیش از رهبر یا والی چامعه ی اسلامی و زعیم مملکت و به دیگر سخن شخص اول مملکت نیست.
چنین کسی پیامبر را بر پایه ی" وَمَا يَنطِقُ عَنِ الْهَوَى ﴿۳﴾ إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحَى ﴿۴-نجم) و هرگز از روي هواي نفس سخن نمي‏گويد. و سخنش جز وحيى نيست كه به او فرستاده مى‏شود" نمی شناسد، تا بداند سخن پیامبر نه محصول اجتهاد شخصی است و نه بر پایه گمان، بلکه فرمایش نبی معصوم و جانشنی صالح او بر اساس
" بَيِّنَةٍ مِّن رَّبِّهِ ﴿۱۷-هود﴾ (حجت و) بینه ای (آشکار) از سوی رب (و پروردگارش) " می باشد و آن را با علم حضوری و شهودی از خداوند دریافته و ابلاغ می کند. چنین کسی نمی داند چه شخصی برای جانشنین پیامبر سلاحیت دارد.
امام مهدی موجود موعود، آیت ا... جوادی آملی، فصل یکم امامت عام، ص 39

یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: heaven ، مفقود الاثر ، Hadith ، محب الزهرا ، فاطمه خانم ، N.Mahdavian ، ندا دهنده ، Islam ، m.hossein ، آفتاب ، azade
۱۸:۱۸, ۹/اسفند/۹۱
شماره ارسال: #8
آواتار
بسم الله



بگذار خالصانه قبول کنیم کوچکیم تا بتوانیم بزرگ شویم ،عوض شویم،رشد کنیم و دیگری شویم.



بزرگ جایی برای تغییر کردن ندارد وقتی مظروف درست به اندازه ی ظرف بشود دیگر چگونه تغییری در مظروف ممکن است.


جز ریختن بر زمین و تلف شدن!


کتاب یک عاشقانه ی آرام ،نویسنده :نادرابراهیمی
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: heaven ، مفقود الاثر ، Hadith ، فاطمه خانم ، N.Mahdavian ، ندا دهنده ، حوریه سادات ، m.hossein ، آفتاب ، mahramaneh ، simorghsimorgh ، azade
۲۱:۵۲, ۹/اسفند/۹۱
شماره ارسال: #9
آواتار
- السلام علیک ایها النبی و رحمۀُ الله و برکاته
السلام علینا و علی عبادالله الصالحین
باز هم مکث همیشگی ارمیا. به این جای نماز که میرسید صورتش در هم می رفت. فکری به پیچیدگی و درهم ریختگی موهایش به جای روی سر، توی سرش ریشه می دواند:
- من چه ربطی به بندگان صالح خدا دارم؟شاید خدا خواسته مرا مسخره کند. من با...
و بعد گناهان کوچک و بزرگش را به یاد می آورد. خجالت مثل برق گرفتگی می لرزاندش و بعد هم متوجه مکث زیادش می شد.
السلام علیکم و رحمۀُ الله و برکاته.
کتاب ارمیا نویسنده رضا امیرخانی
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Hadith ، مفقود الاثر ، فاطمه خانم ، N.Mahdavian ، Farzaneh ، من انقلابی ام ، یوسف خان ، ندا دهنده ، حوریه سادات ، m.hossein ، آفتاب ، azade ، آیدا77 ، Hadiss313 ، hajiali.m
۱۲:۲۰, ۱۰/اسفند/۹۱
شماره ارسال: #10
آواتار
شاید اغراق نباشد اگر بگویم بیشتر از همه خود عبدالحسین جال توسل پیدا کرده بود.
وقت راه افتادن چند لحظه ای برای پیدا کردن پیشانی بند معطل کرد. یعنی پیشانی بند زیاد یود، او ولی نمیدانم دنبال چه میگشت. با عجله رقتم پهلوش. گفتم:«چه کار میکنی حاجی؟ یکی بردار بریم دیگه.»
حتی یکی از پیشانی بندها را برداشتم و دادم دستش. نگرفت. گفت:«دنبال یکی میگردم که اسم مقدس بی بی توش باشه!»


خاک های نرم کوشک،سعید عاکف
صص102و103
فصل خاکهای نرم کوشک و یادگار برونسی
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: مفقود الاثر ، Hadith ، N.Mahdavian ، Farzaneh ، یوسف خان ، mosafer ، ندا دهنده ، سید هادی ، Asma ، حوریه سادات ، m.hossein ، آفتاب ، fafa* ، azade ، آیدا77 ، Hadiss313 ، hajiali.m
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

پرش در بین بخشها:


بالا