|
اردوهای جهادی
|
|
۲۱:۵۷, ۱۳/فروردین/۹۲
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
سلام
دوستان گرامی من سعی دارم معرفی اجمالی از اردوهای جهادی ، اهداف این اردوها ، اسطوره و پایه گذار اردوهای جهادی و سایر مطالبی که بتواند برای شما کاربران عزیز سودمند باشد.ان شالله قسمت اول : از قول پیامبر اکرم داریم که بهترین سخنان کوتاه ترین ، فصیح ترین و سودمند ترین آنها است ، پس بنده بدون اتلاف وقت و کش دادن مطب یک توضیح اجمالی میدم. به تمامی حرکت های خودجوش و سازمان یافته که در مناطق محروم و دور افتاده کشور انجام میشود و در مدت مشخصی به فعالیت های عمرانی ، فرهنگی و اشتغال زایی می پردازند اردو جهادی میگویند. اعم فعالیت های گروه های جهادی تحت نظارت بسیج سازندگی کشور صورت میگیرد.گروه های جهادی خود به چند بخش ؛ - دانشجویی ، - دانش آموزی ، - طلاب ، - پزشکان و محله محور تقسیم میشود. اهداف عمده اردوهای جهادی به 3 بخش تقسیم میشود(البته لازم به ذکر هست که بنده حقیر توفیق حضور در گروه جهادی نافع را دارم ، پس مطالبی که عرض میکنم عقیده ، روش و اهداف ما در این گروه می باشد و ممکن است که دیگر گروهها نظرات دیگری داشته باشند) 1- بحث عمرانی در منطقه ( در این بخش اعم فعالیت های گروه ما بیشتر به فعالیت های عام المنفعه مانند ؛مسجد ،حسینیه ، مدرسه و ... اختصاص دارد) 2- بحث فعالیت فرهنگی در منطقه ( گروه جهادی ما که از سال 1387 فعالیت خود را آغاز کرده در این حوزه به کمک خواهران طلبه و برادران روحانی به انجام فعالیت هایی همچون کلاس های احکام ویژه پسران و دختران ، کلاس آموزش قرائت قران و مفاهیم و ...) 3- تزکیه نفس و خودسازی افراد شرکت کننده در اردو ( در این بخش مجال برای صحبت طولانی نیست اما شما در همین حد بدانید که افرادی هستند که از رزمندگان 8سال دفاع مقدس بوده اند وهمراه ما به اردو میان و در پایان اردو مگین جوی که بر اردو حاکم هست آدم رو یاد شب های عملیات میندازه)ان شالله در فرصت مناسب در خصوص این موضوع بیشتر برایتان تعریف میکنم ادامه دارد ... |
|||
|
| آغاز صفحه 2 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۱۰:۴۸, ۲۲/اردیبهشت/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۲/اردیبهشت/۹۲ ۱۵:۱۳ توسط فاطمه خانم.)
شماره ارسال: #11
|
|||
|
|||
|
[/font]سلام یاوران عزیز جهادی!!از اینکه مطالب رو میخونید و اظهار نظر میکنید خیلی ممنون هستم( نه بخاطر اینکه من مطالب رو من میذارم، بخاطر اینکه جهادی رو لااقل به اندازه یه مطالعه 5دیقه اهمیت دادید)
دل خونی داریم از این مسئولین بی تدبیر و گاهی پست و ازخدا بی خبر و....باور کنید عمده مشکلات مناطق محروم ما برمیگرده به عدم مدیریت و هر از گاهی سوءاستفاده مدیران از قدرتشون...یه خاطره کوچیک از عدم مدیریت یا گاهی بی وجدانی مسئولین. نوروز 90 ما جهادی رفته بودیم خراسان رضوی.برای بازدیدمنطقه بنده و چندنفر از دوستان زودتر رفتیم.رفتیم پیش مسئولین و ازشون کارهایی که به نظرشون لازم بود تو منطقه انجام بشه رو پرسیدیم.از اونجایی که گروه ما یه گروه زخم خورده ست . بعد از جلسه رفتیم تو خوده روستاهای منطقه.باور کنید از پروژه هایی که مسئولین و مردم میگفتن شایدیکی یا دوتاش نزدیک به هم بود.میدونید منظورم چیه؟؟یعنی مسئولین برای اینکه خودشون روپیش مسئول بالا دست خوب جلوه بدن میومدن میگفتن مثلا الان منطقه نیاز به "مدرسه8کلاسه"داره.بعد ما رفتیم تو خوده منطقه دیدیم کل جمعیت دانش آموز اونجا تو یه مدرسه "3کلاسه"جا میشدن.جالبش میدونید کجاست؟؟اونجایی که وقتی از مردم میپرسی چی میخواید میگن اول یه روحانی بعد یه مسجد!!یعنی خوده روستایی ها به دینشون بیشتر اهمیت میدن تامسئولینی که دارن پول میگیرن تا به فکر اونا باشن...ما نمیگیم مدرسه بده، ما میگیم وقتی بچه ها برای مدرسه میتونن با 20دیقه پیاده روی برسن به مدرسه چه لزومی داره که مدرسه برای 20نفر درست کرد؟؟خلاصه اش اینکه اوضاع مسئولین مناطق محروم خیلی خرابه!!توانتخابات یکی رو انتخاب کنید که درد محرومین روبفهمه....دیگه ادامه بدم میشه سیاسی...دوستان راستی باز هم تاکید و خواهش میکنم یه مقدار به دیگران هم اطلاع بدید بیان مطالب رو ببینن و نظر بدن.ببخشید. آنهایی تاآخر خط با ما هستند که درد فقر ، محرومیت و استعضاف را چشیده اند. مسافری از قافله امداد سال 61 اولین سفری که حاجی به بشاگرد رفت ، مبتلا به مالاریا شد . دکتر ها در تهران تشخیص نمی دادند . اول در بیمارستان لبافی نژاد و بعد هم دربیمارستان بوعلی بستری بود . یک روز دکتر عاصفی پرسید این مریض کجا بوده ؟ گفتم بشاگرد بوده و توضیحات لازم را دادم .گفت 24 ساعت هیچ داروئی نخورد و پس از آن یک آزمایش مخصوص گرفت و متوجه شد حاجی مالاریا دارد . آن روزها حاجی خیلی اذیت شد .تب او روی 41درجه بود ! ساعت 12شب بود رفتم بیمارستان دیدم از زور تب از تخت پائین آمده و شکمش را گذاشته روی موزائیک های کف بیمارستان . در همان ایام در جبهه عملیاتی شده بود و قرار بود مجروحین رابیاورند ، آن بیمارستان. با چنین حال و وضعیتی ، حاجی می گفت تخت مرا به مجروحین بدهید . حاجی قول داده بود که برگردد به بشاگرد . چون تأخیر شده بود ، دو نفر ازبشاگرد آمده بودند تهران ودر ترمینال به یک راننده گفته بودند می خواهیم برویم خانه حاجی والی . از قضا راننده از بچه های مسجد محل در آمده بود و گفته بود یکوالی می شناسم و آورده بود آنها را اینجا . حاجی هم به خانه منتقل شده بود . ولی همچنان بیمار بود . آن دو نفر چند روزی ماندند و قرار شد من همراه آنها به بشاگردبروم . وقتی به بشاگرد رفتم آنجا بود که متوجه شدم حاجی چه زجری کشیده و چرا به مالاریا مبتلا شده است . در همین سفر بود که تصمیم گرفتم کردستان را رها کنم و درکنار حاجی در بشاگرد باشم . [font=B Nazanin]امیر والی
|
|||
|
|
۱۹:۳۱, ۲۸/اردیبهشت/۹۲
شماره ارسال: #12
|
|||
|
|||
|
[/font]
امیر والی به این روزها و هفته ها که میرسیم بوی خوش و دلپذیر جهادی دوباره فضای مسجد ما رو عطرآگین میکنه و همه بچه ها رو به تکاپو میندازه.البته امسال ما یه مقدار داریم سعی میکنیم فضا رو به سمت انتخابات ببریم و به بچه ها بیاموزیم که هرچیزی سر جای خودش. الان مهمتر از بحث انتخابات چیزی نداریم. اگر زبونم لال ،خدا اون روز رو نیاره افرادی مثل اقای هاشمی رفسنجانی یا ... سرکار بیان دیگه جهادی برگزار کردن از پست ترین امور میشه(با دلیل بهتون ثابت میکنم آقایانی همچون هاشمی به درد کار جهادی نمیخوره) اما دلیل نمیشه ما از اردوی جهادی غافل بشیم.ما باید اهداف جهادی مون رو بکشونیم به سمت انتخابات و وارد افکار و انتظارات مون از رئیس جهمورآینده بصورت ویژه بکنیم.حالا حرف زیاده برای گفتن اما کجاست گوش شنوا؟؟...عزیزان مطمئن باشید جهموری اسلامی ایران فقط و فقط با کارجهادی آباد میشه.دعا کنید یه رئیس جمهور ولایتی ، خستگی ناپذیر و دردفقر چشیده قسمت مردم ایران بشه... رو ح الله الموسوی الخمینی(رحمة الله علیه) گمان نمیکنم عبادتی بالاتر از خدمت به محرومان باشد چرا بشاگرد؟؟ از حاجی سوال کردم چه چیزی باعث شد که شما پس از اولین سفری که به منطقه داشتید تصمیم جدی بگیریرد که در خدمت مردم بشاگرد باشید . ایشان اینگونه پاسخ دادند : « فکر می کنم اول شیعه بودن مردم بشاگرد بود . چون در آن زمان کردستان بودم ومی دیدم که برادران اهل سنت چه امکاناتی دارند ، اما اینجا شیعیان گرفتار ومحرومند . دوم فقر بيش از حد اینها و سوم نگاههای امیدوار اینها بود . در نگاهشان میخواندم که منتظر هستند برایشان کاری انجام شود و چهارم اطاعت از امر حضرت امام(رحمة الله علیه) که فرمودند : برای شیعیان بشاگرد بایستی کاری کرد ، هرکس قدماً و قلماً برای آنجا کار کند مادعایش می کنیم . یاران خوبی برای آقا امام زمان در آینده خواهیم داشت .» امام بسیار به بشاگرد علاقه داشتند . آقای عسگر اولادی می گفتند هربارخدمت امام می رسم می پرسند از بشاگرد چه خبر ؟ مجموع اینها باعث شد که من عمر خودم و برادرانم رادر اینجا بگذارم وبه این مردم خدمت کنم .» [font=Times New Roman]
|
|||
|
|
۲۳:۰۶, ۲۴/خرداد/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۴/خرداد/۹۲ ۲۳:۰۸ توسط رمز شب.)
شماره ارسال: #13
|
|||
|
|||
|
سلام
من فردا قراره برم اردوی جهادی و مادرم راضی نیست واقعا موندم باید چیکار کنم؟!!!! ![]() شما بودید میرفتید یا میموندید؟ ![]() دوستان کمک کنیییییییییییییییید لطفا هنگ کردم! |
|||
|
|
۴:۳۴, ۲۵/خرداد/۹۲
شماره ارسال: #14
|
|||
|
|||
نقل قول: سلامخوب همین مطالب رو براشون بخونین. ![]() روی من که خیلی تاثیر گذاشت!
|
|||
|
|
۲۲:۲۹, ۲۸/مرداد/۹۲
شماره ارسال: #15
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
![]() برای خواندن خاطراتی از اردوهای جهادی به این قسمت مراجعه کنید گزیده ای از فرمایشات امام خامنه ای درباره این حرکت مقدس روحیه خدمتگزاری؛ موتور جامعه عزتمند نعمت خدمتگزارى را و توان خدمتگزارى را كه خداى متعال به شما هديه كرده است، قدر بدانيد؛ خدا را شكر كنيد؛ افزايش اين گنجينهى معنوى را از خدا بخواهيد. و اين را بدانيد كه هر جامعهاى و هر كشورى از يك چنين سرمايهى عظيمى و ذىقيمتى برخوردار باشد، بدون هيچ ترديدى خواهد توانست به برترين قلههاى عزت و عظمت دست پيدا كند. و اين سرنوشت قطعىِ جامعهى شما و ملت شماست. عامل آن هم، موتور محركِ آن هم، همين روحيهاى است كه شما داريد. * بسیج سازندگی را خود جوانها شروع كردند... اين كار، اول از خود جوانها شروع شد؛ خود جوانهاى دانشجو و دانشآموز در بخشهاى مختلف، اين حركت را شروع كردند؛ در سال ۷۹ گزارش اين حركت زيبا و پرشكوه به ما رسيد و منجر شد به اينكه پيام بسيج سازندگى به قاطبهى جوانان كشور داده شود. يعنى اين يك حركت خودجوش مردمى است؛ درست مثل جهاد سازندگى در آغاز انقلاب. جهاد سازندگى هم همين جور بود؛ اول، خود جوانها شروع كردند، خودشان رفتند توى روستاها مشغول خدمتگزارى شدند در آن اوضاع بسيار دشوار و پيچيده. اين حركت، امام بزرگوار را به فرمان جهاد سازندگى تشويق كرد. كار مردم، الهامبخشِ اقدام مديران و مسئولان است. * ستونهای اصلی حركت جهادی عشق و ايمان، بصيرت و همت؛ اينها ستونهاى اصلى است. عشق و ايمان. انسانى كه ايمان ندارد، محورى براى حركت خود نميتواند تصوير كند. انسانى كه از احساس عاشقانه و عميق قلبى برخوردار نيست، نميتواند اين حركت را ادامه دهد و استمرار بخشد. انسانى كه همت ندارد، به كارهاى كوچك، به فرازهاى محدود اكتفاء ميكند؛ چشم به برترين قلهها نميدوزد. انسانى كه بصيرت ندارد، راه را عوضى ميرود؛ اگر عشق و ايمانى هم در او هست، آن را در راه غلط مصرف ميكند، كجراهه ميرود. عشق و ايمان، همت و بصيرت؛ اينها را انقلاب به مردم ما و جامعهى ما داد؛ لذا انقلاب شد همان شجرهى طيبهاى كه در قرآن از آن نام برده شده است: «أ لم تر كيف ضرب اللَّه مثلا كلمة طيّبة كشجرة طيّبة»... يك روز نيازِ حركت دفاعى در درون جامعه بود، يك روز نيازِ حركت دفاعى در مرزهاى كشور بود، يك روز نيازِ به علم و دانش است، يك روز نيازِ به تحكيم عقايد و ايمانهاست، يك روز نيازِ به خدمتگزارى است؛ در همهى اين شرائط، ميوههاى متناسب با فصل در اختيار مردم گذاشته ميشود. اين حركتِ انقلاب است. * فواید اردوهای هجرت اين كارِ اردوهاى هجرت و حركت عظيم بسيج سازندگى يكى از بركاتش خدمترسانى است كه ميليونها نفر از اين خدمت شما به صورت مستقيم بهرهمند ميشوند. از لحاظ مادى، از لحاظ امور روزمرهى زندگى، از لحاظ معنوى و هدايت، بهرهمند ميشوند. شما اگر درس قرآن هم آنجا ندهيد، خودِ حضور يك جوان مؤمن و متدين و متشرع در يك مجموعهى روستائى، در بين جوانان، در بين مردم، مظهر مجسم آيهى قرآن است؛ آنها را به دين، به انقلاب، به معنويت، سوق ميدهد. «كونوا دعاة النّاس بغير السنتكم»؛ شما با عمل خودتان مردم را به ايمان، به اسلام، به دين دعوت ميكنيد. اين خدمترسانى است؛ خدمترسانى مادى و خدمترسانى معنوى. از اين مهمتر، خدمتى است كه شما به خودتان ميكنيد؛ استعدادهاى درونى خودتان را فعال ميكنيد؛ به بالقوههائى كه در وجود شما هست، فعليت ميبخشيد؛ تجربه پيدا ميكنيد؛ با زندگى مردم آشنا ميشويد؛ اين حصارهاى طبقاتى شكسته ميشود؛ واقعيتهاى زندگى را لمس ميكنيد؛ در خودتان شعف و بهجت خدمترسانى را احساس ميكنيد و اين احساس را در وجود خودتان زنده ميكنيد. كسى كه لذت خدمت و كار را بچشد، از كار خسته نميشود…جوانى كه اين لذت را در وجود خودش كشف كرد، از خدمت خسته نميشود؛ اين هم فايدهى دوم كه فايدهى بسيار بزرگى است. فايدهى سوم اين است كه شما سفيران كار و تلاش خواهيد شد. وقتى شما در يك محيطى حاضر ميشويد؛ در كوير، در كوهستان، در نقاط دور از دسترس، در ميان مردم محروم مشغول كار ميشويد، جوانى كه در آنجاست، از شما الهام ميگيرد و شما ميشويد سفير تلاش و كار و خدمت و جهاد و مجاهدت. «من احياها فكانّما احيا النّاس جميعا»؛ شما دلها را زنده ميكنيد؛ فايدهى بزرگى است. فوائد فراوانى در اين كار هست. اين جريان عظيم را حفظ كنيد. * قدر اردوهای هجرت را بدانید بسيج سازندگى و اين اردوهاى هجرت را قدر بدانيد. شما كه خودتان محورهاى اصلى اين حركت عظيم هستيد، اين را قدر بدانيد؛ از خداى متعال شاكر باشيد. مسئولين، ديگران، مديران و كسانى كه دستاندركار امور هستند، آنها هم اين حركت عظيم را قدر بدانند. سال تحصيلى، درس را خوب بخوانيد، با تحقيق بخوانيد، قصدِ رسيدن به قلههاى علمى را پيدا كنيد. در دورهى فراغت هم ساعات را، روز و شب را، با اين حركت زيبا و باشكوهِ خدمت به مردم غنى كنيد. ۱۳۸۹/۰۶/۳۱ |
|||
|
|
۱۱:۴۳, ۱۵/مهر/۹۲
شماره ارسال: #16
|
|||
|
|||
|
سلام دوستان و همراهان عزیز و گرامی قطع به یقین بدونید عدم ادامه مطلب گذار بنده حقیر درمورد اردوهای مقدس جهادی برمیگرده به بی توفیقی و بی لیاقتی حقیر، چون حتی گفتن ، نوشتن و شنیدن از جهادی هم لیاقت میخواد(اعتقادی هست که بنده در طول این سالها پیدا کردم) خلاصه دوستان عزیزم گرچه من نمیتونستم در این مدت مطلب درمورد جهادی بذارم اما به همین روز عزیز همش دلم تو تالار بود و دوست داشتم که باشما عزیزانی که وقت برای جهادی میذارید بیشتر در ارتباط باشم اما چه کنم که بر اثرگناهان زیاد صلب توفیق شد. حالا اگر خدا بخواد میخوام دوباره یه مقدار ادای دینی به اردوهای جهادی و بزرگ مرد عرصه خدمت و جهاد که انصافا هنوز کسی به گرد پای ایشون نمیرسن یعنی مرحوم(شهید)حاج عبدالله والی بکنم. از عزیزان تمنا میکنم دعا کنن که خدا حقیر رو از فیض اردوها دور نکنه چون داره یه شرایطی برام پیش میاد که احتمالا باید از اردوها فاصله بگیرم،خواهران و برادارن عزیزم تو رو به حق مادر سادات حضرت زهرا(سلام الله علیها) که امروز روز پیوند آسمانیش با امیر المومنین حضرت علی(علیه السلام) دعا کنید بتونم از این دوران سختی که پیش رو دارم با خیریت عبور کنم وگرنه معلوم سرنوشتم چی میشه... آفرین بر شما جهادگران که اینگونه به اسلام و انقلاب اسلامی آبرو دادید. حضرت روح الله الموسوی خمینی(رحمة الله علیه) مرد عمل ایشان کارمند بانک صادرات بودند ، اما به محض پیروزی انقلاب اسلامی بانک را رهاکردند و به عنوان یک سرباز و بسیجی و از پیروان و دوستداران جدی امام خمینی «ره»مدتها در کردستان تلاش کردند . آن هم زمانی که کردستان واقعاً پر از خطر ، شر ،گرفتاری و درد سر بود . فرصتی پیش آمد تا با ایشان آشنا شویم ، در فکر وذهن ما هم نبود ، واقعاً هدایت الهی بود ، چون ما در بشاگرد به وسیله بعضی از برادران عبورکرده بودیم ، اما تصور اینکه هم بشاگرد را بشناسیم و هم بتوانیم به داد آنها برسیم برای ما غیر ممکن بود . من یادم هست که اگر می خواستیم از میناب تا انگهران که اولبشاگرد است یک خاور جنس ببریم ، چهار روز طول می کشید . تازه باید چند برابر ارزش خود جنس پول می دادیم . حاج عبد ا... والی رفت بشاگرد و با بیل وکلنگ شروع کرد به جاده سازی . اگر می خواستند با بیل و کلنگ ادامه دهند شاید صدها سال طول می کشید ،اما همت عالی والی ، آن روحیه بزرگ ایشان ، روابط عمومی قوی ایشان ، باعث شد که بامردم ، اصناف ، گروه ها ، دانشگاهیان و مسئولین ارتباط برقرار کنند و کمیته امداد هم کمک کرد و آن بیل وکلنگ ها تبدیل شد به لودرها و بولدزرها . اولین کاری که می توانست برای بشاگردیها حیاتی باشد ، جاده بود . والی حدود900کیلومتر جاده زد . همه جا را باز کرد . همان راهی که حدود 10روز باید با شتر وقاطر می رفتیم ، الان با سه الی چهار ساعت میشود از میناب رفت . آن هم نه بهانگهران بلکه به خمینی شهر که فاصله زیادی با انگهران دارد .
|
|||
|
|
۱۸:۴۶, ۱۵/مهر/۹۲
شماره ارسال: #17
|
|||
|
|||
|
سلام
دوباره من اومدم و گیر دادن های من شروع شد،عزیزان از همه شماهایی که میاید و وقت میذارید و مطالب هرچند اندک اما پر ارزش رو میخونید تشکر میکنم(پر ارزش بخاطر اینکه حرفها و مطالبی که زده میشه از من نیست،حقیر فقط نقل و کتابت میکنم) اما خواهشم از دوستان اینکه در درجه اول برای من شدیدا دعا کنید تا از اردوها فاصله نگیرم،چون فاصله گرفتنم مساوی هست با مرگ معنوی من که الان دارم دچارش میشم،خواهش بعدی هم که تقریبا همه دوستان میدونن چیه: جان هرکی دوست دارید بقیه رو تشویق کنید بیان این مطالب رو بخونن،تا روحیه جهادی تو مردم ایجاد نشه،تا احساس همدردی و نوع دوستی و سخاوت مندی و خیر خواهی تو مردم و مسئولین رشد و نمو نداشته باشه ما حالا حالا تو همه زمینه ها چه سیاسی چه مذهبی چه اقتصادی چه اجتماعی و ... درجا میزنیم(تازه اگر عقب گرد نداشته باشیم) این حرف من نیست،حرف دین هست،حرف قرآن،گروهی که خیرخواه خمدیگه نباشن به هلاکت میرسن. والسلام... التماس دعا |
|||
|
|
۱۱:۴۶, ۱۶/مهر/۹۲
شماره ارسال: #18
|
|||
|
|||
|
سلام
دوستان عزیزم واقعا خوشحال میشم وقتی میبینم یه عده ای مثل شما بزرگواران به اردوهای جهادی ولو به اندازه خواندن مطلب چند سطری اهمیت میدن،همین برای اینکه امثال حقیر ترغیب بشیم تا بیشتر از جهاد و جهادی بگیم کافی هست آخه یکی از مشکلات(اگر بشه اسمش رو گذاشت مشکل) تو گروه جهادی ما اینکه اصلا علاقه ای به انتشار و رسانه ای شدن ندارن،تا حالا از شبکه های مختلف و ارگان های مختلف اومدن برای فیلم برداری و مستند سازی اما دوستان گروه مخالفت کردن(البته حقیر هم تا قسمتی باهاشون موافقم) بچه ها میگن کاری که بخواد نظر مردم رو جلب کنه نمیتونه نظر خدا و امام زمان رو جلب کنه،چون چیزایی که مردم میخوان با چیزایی که خدا و ائمه میخوان زمین تا آسمون فرق داره،البته یه دلیل دیگه ای گروه ما با مستندسازی و پخش رسانه ای فعالیت های گروه مون مخالفیم اینکه بعضا برخی گروه هایی که به دنبال رسانه ای شدن رفتن متاسفانه سر از جاهای خوبی درنیاوردن ، نه اینکه فکر کنید خدایی نکرده به فساد افتادن یا انحراف پیدا کردن ، نه ، اما معمولا از اون آرمانهای جهادی مقداری فاصله گرفتن. حالا چرا من این حرفها رو زدم،بخاطر اینکه از دوستان میخوام هرچی نظر،پیشنهاد،انتقاد و هرچی که به ذهنشون در مورد اردوهای جهادی میرسه مطرح کنن تا هم ما از فرمایشات دوستان بهره ببریم و هم بتوانیم در راستای ترویج فرهنگ جهادی عزیزان را به اندازه چند دیقه و چند سطر درگیر موضوع جهاد و جهادی بکنیم،پس از همه شما خوبان درگاه حق تعالی خواهشمندم که تا میتونید از هر دری در مورد جهادی بنویسید. ان شاالله اجرتون با خانم حضرت زهرا(سلام الله علیها)که دعوت کننده اصلی و به پا کننده همه جهادی ها بی شک مادر سادات هستند. |
|||
|
|
۱۳:۵۹, ۱۶/مهر/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۶/مهر/۹۲ ۱۳:۵۹ توسط سونامی.)
شماره ارسال: #19
|
|||
|
|||
|
با عرض سلام و ادب خدمت همه دوستان
این بنده حقیر توفیق پیدا کردم در کنار شما در این انجمن باشم تا از مطالب گرانبها شما استفاده کنم و اگر در توانم بود مطالبی بزارم که شما دوستان هم استفاده کنید حوزه فعالیت بنده حقیر بیشتر در زمینه اردو جهادی است و این لطفی است که شامل بنده حقیر شده که بتونم در زمینه جهادی فعالیت کنم آجر آجر تا ملاقات خدا(خاطره جهادی) بسم الله الرحمن الرحیم این هم از این آجر، این هم از این یکی ، حالا نوبت آن یکی است. حسابی عرق کرده ام. گاهی اوقات دانه های عرق از پیشانی ام قل می خورد و می افتد روی آجرها وقتی این اتفاق می افتد آن آجر را با حال دیگری بر میدارم. خدایا کی می شود آجرهای چیده شده آنقدر شود که بتوانم از آن دریچه را باز کنم. دریچه ای از خودم رو به خودت میدانم، میدانم یک آجر، یک آجر باید پیش بروم وگرنه کله پا میشوم. وقتی مثال آوردند مثال جبهه از چه جنسی بوده کاش میدانستم عرق رزمنده ها روی آجرهای جبهه چه بویی می داده این هم از این آجر، حالا نوبت آن یکی است. چون سنگ روی سنگ بگذارم آقا تو بیا و بنگر ...! جهاد ما زیبا نمایی اگر تو فرمانده بیایی، اگر تو فرمانده بیایی ...! |
|||
|
|
۱۷:۱۳, ۱۶/مهر/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۶/مهر/۹۲ ۱۷:۲۲ توسط سونامی.)
شماره ارسال: #20
|
|||
|
|||
|
«دنيا خانه آرزوهايي است که زود نابود ميشود و کوچ کردن از وطن حتمي است.
دنيا شيرين و خوش منظر است که به سرعت به سوي خواهانش ميرود و بيننده را مي فريبد، سعي کنيد با بهترين زاد و توشه از آن کوچ کنيد و بيش از کفاف و نياز خود از آن نخواهيد و بيشتر از آنچه نياز داريد طلب نکنيد» امیر المؤمنین علی علیه السلام - خطبه 45 نهج البلاغه بزرگترین پاداش دنیایی جهادی ها لبخند شادی بچه ها
|
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |











![[تصویر: sad.png]](http://forum.bidari-andishe.ir/images/smilies/sad.png)
![[تصویر: confused.png]](http://forum.bidari-andishe.ir/images/smilies/confused.png)

![[تصویر: logo.png]](http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/23582/logo.png)